تحمید
| نیایش |
تَحْمید به معنای گفتن یا نوشتن عبارت «الحمدللّه» یا «الحمدللّه ربّ العالمین» است؛ یعنی همه ستایشها ویژه خداوند است.[۱] گفتن الحمدللّه در چندین آیه از قرآن کریم توصیه شده است[۲] و این عبارت پس از بسمله در آغاز پنج سوره (حمد، انعام، کهف، سبأ و فاطر) آمده است. از همین رو این پنج سوره را «سُوَر حمد» مینامند.[۳] آیه ۱۰ سوره یونس، تحمید را پایان دعای اهل بهشت معرفی میکند. برخی مفسران معتقدند که اولین سخن حضرت آدم(ع) «الحمدلله» بوده[۴] و برخی دیگر او را اولین کسی میدانند که این ذکر را بر زبان آورده است.[۵]
بر پایه روایتی از پیامبر اکرم(ص)، هر کار مهمی که با تحمید آغاز نشود، ناقص و بیبرکت است.[۶] چنانکه خطبه ابنزیاد در بصره به سبب نداشتن تحمید، «خطبه بتراء» یعنی خطبه ناقص نامیده شد.[۷] همچنین در روایات، «الحمدللّه» شکر نعمتهای کوچک و بزرگ الهی دانسته شده است.[۸] از امام صادق(ع) نقل شده که پیامبر اکرم(ص) هر روز ۳۶۰ بار میفرمود: «الحمدللّه ربّ العالمین کثیراً علی کلّ حال».[۹] همچنین در احادیث آمده است که هیچ ذکری نزد خدا محبوبتر از «الحمدللّه» نیست.[۱۰]
در فقه، ذکر «الحمدللّه» جایگاه ویژهای دارد؛ بهگونهای که در خطبه نماز جمعه از اجزای اصلی شمرده شده و درباره وجوب یا استحباب آن اختلاف نظر وجود دارد.[۱۱] در فقه شیعه نیز گفتن الحمدلله پس از سوره حمد در نماز،[۱۲] پیش از تشهد[۱۳] و بعد از سلام نماز، بهویژه در تسبیحات حضرت زهرا(س)، مستحب دانسته شده است.[۱۴] بااینحال، در برخی موارد، مانند مکانهای ناپاک، گفتن آن مکروه و در هنگام وقوع گناه، حرام شمرده میشود.[۱۵] همچنین برخی عالمان، تحمید را در جایی که دیگران دچار مصیبت شدهاند و فرد خود از آن بلا در امان مانده، ناپسند دانستهاند؛ چنانکه درباره سَرّی سَقَطی نقل شده که پس از نجات مغازهاش از آتشسوزی بازار بغداد، به سبب گفتن «الحمدللّه» سالها استغفار میکرد.[۱۶]
توصیهای از امام باقر (ع):
هرگاه بلا زدهاى را ديدى به گونهاى كه او نشنود سه بار بگو: «الحمدُ للّه ِ الّذي عافاني مِمّا ابتلاكَ بهِ و لو شاءَ فعلَ» «سپاس و ستايش خدايى را كه به بلاى تو گرفتارم نكرد كه اگر مى خواست مىتوانست چنين كند.» هر كس اين جمله را بگويد هرگز به آن بلا دچار نمى گردد.
*منبع: مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص۳۴
پانویس
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: سیبویه، کتاب سیبویه، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۳۲۹؛ فخررازی، اَلتَّفسیرُ الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۲۲۰.
- ↑ به عنوان نمونه نگاه کنید به: آیه ۲۸ سوره مؤمنون؛ آیه ۵۹ . ۹۳ سوره نحل؛ آیه ۶۳ سوره عنکبوت؛ آیه ۲۵ سوره لقمان.
- ↑ رامیار، تاریخ قرآن، ۱۳۶۲ش، ص۵۹۷.
- ↑ فخررازی، اَلتَّفسیرُ الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۲۲۵.
- ↑ ابنرسته، الأعلاق النفیسة، ۱۸۹۲م، ص۲۰۰.
- ↑ نووی، الاذکار المنتخبه، ۱۳۷۵ق، ص۱۰۳؛ ابوداود، سنن ابی داود، ۱۴۰۱ق، ج۵، ص۱۷۲.
- ↑ جاحظ، البیان و التبیین، ۱۳۵۱ق، ج۲، ص۴۷.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۱۰۲.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۸۸.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۸۸.
- ↑ ابواسحاق شیرازی، المهذّب فی فقه الامام الشافعی، ۱۳۷۹ق، ج۱، ص۱۱۸.
- ↑ مقدس اردبیلی، زبدة البیان، المکتبة المرتضویة، ج۲، ص۲۳۴.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۱۰، ص۲۷۳.
- ↑ نووی، الاذکار المنتخبه، ۱۳۷۵ق، ص۴۲و۱۰۴؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۱۰، ص۳۹۶ـ۴۰۱.
- ↑ الموسوعه الفقهیه، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۲۶۶و۲۷۶.
- ↑ عطار، تذکره الاولیاء، ۱۳۴۶ش، ص۳۳۷.
منابع
- سیبویه، عمرو بن عثمان، کتاب سیبویه، قاهره، چاپ عبدالسلام محمد هارون، ۱۳۸۵ق.
- فخرالدین رازی، محمد بن عمر، اَلتَّفسیرُ الکبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
- رامیار، محمود، تاریخ قرآن، تهران، بینا، ۱۳۶۲ش.
- ابنرسته، احمد بن عمر، الأعلاق النفیسة و یلیه کتاب البلدان، بیروت، دار صادر، ۱۸۹۲م.
- نووی، یحیی بن شرف، الاذکار المنتخبه من کلام سید الابرار صلی اللّه علیه وآله وسلّم، قاهره، بینا، ۱۳۷۵ق.
- ابوداود، سلیمان بن اشعث، سنن ابی داود، استانبول، بینا، ۱۴۰۱ق.
- جاحظ، عمر بن بحر، البیان و التبیین، قاهره، چاپ حسن سندوبی، ۱۳۵۱ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
- ابواسحاق شیرازی، ابراهیم بن علی، المهذّب فی فقه الامام الشافعی، بیروت، بینا، ۱۳۷۹ق.
- مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان فی احکام القرآن، تهران، المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية، چاپ اول، بیتا.
- نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق.
- عطار، محمد بن ابراهیم، تذکره الاولیاء، تهران، چاپ محمد استعلامی، ۱۳۴۶ش.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دانشنامه جهان اسلام