تسبیح

مقاله متوسط
کپی‌کاری از منابع خوب
شناسه ارزیابی نشده
از ویکی شیعه
نیایش

تَسْبیح یا سبحان الله، منزه دانستن خدا از آنچه شایسته او نیست و همچنین یاد کردن خداوند به پاکی است. بالاترین ذکر برای تسبیح خداوند، گفتن سبحان الله دانسته شده است. تسبیح، مستحب و بهترین زمان آن، هنگام طلوع و غروب خورشید است.

در قرآن کریم، هفت سوره با تسبیح خدا شروع می‌شود و به مُسَبِّحات معروف‌اند. تسبیحات حضرت زهرا (س) از مشهورترین ذکرهای شیعی است که در روایات بسیاری بر آن تأکید شده است.

به مجموعه‌ای از دانه‌های به رشته کشیده‌شده که برای گفتن ذکر به کار می‌رود نیز تسبیح گفته می‌شود.

واژه‌شناسی

تسبیح، به معنای مقدس شمردن و مُبرّا دانستن (تنزیه) خداوند از صفات سلبی و از هر نوع ضعف و نیاز است.[۱] از جمله معانی رایج برای تسبیح، گفتن ذکر سبحان الله است.

تسبیح در قرآن

تسبیح و واژه‌های هم‌ریشه با آن در قرآن ۹۰ بار تکرار شده است که در میان آنها واژه «سبحان» بیشترین کاربرد را دارد. غالب این واژگان به معنای تقدیس و تنزیه خداوند هستند.[۲]

تسبیح در قرآن کریم گاهی همراه با حمد خداوند مطرح شده است، مانند تسبیح ملائکه، رعد و غیر آن.[یادداشت ۱] مفسران شیعه و سنی بر این باورند که همراهی تسبیح و حمد خداوند، به معنای آن است که بندگان به خودی خود توان تسبیح خداوند ندارند و از توفیق و لطف خداست که تسبیح خداوند می‌گویند.[۳]

بنابر قرآن کریم، نخستین تسبیح‌گوی، خداوند است،[۴] و به پیامبر(ص) هم فرمان داده که او را تسبیح گوید[۵] سپس آنان که نزد پروردگارند.[۶] ملائکه نیز یا با حمد[۷] یا بدون آن[۸] خداوند را تسبیح می‌گویند که بیشتر تفاسیر آن را به نماز تعبیر کرده‌اند.[۹]

چنانکه در قرآن کریم آمده، همهٔ اجزای هستی[۱۰] از جمله کوه‌ها و پرندگان،[۱۱] افلاک، خورشید و ماه و ستارگان، جنبندگان و اکثر انسان‌ها تسبیح‌گوی خدایند.[۱۲]

ماهیت تسبیح موجودات

در خصوص ماهیت تسبیح موجودات اقوالی وجود دارد:

  • برخی این تسبیح را به معنای انقیاد و خضوع تکوینی دربرابر اراده الهی دانسته‌اند.[۱۳]
  • برخی این تسبیح را به تسبیح حالی و دلالی معنا کرده‌اند، به این معنا که وجود هر موجودی دلالت ذاتی و طبیعی به وجود علت خود دارد. چرا که از جمله آیات آفاقی حق به حساب می‌آیند.[۱۴]
  • برخی بر این باورند که تسبیح یاد شده در آیات، تسبیح قولی و حقیقی است که در انسان به وسیله الفاظ و علائم بوده ولی در سایر موجودات به فراخور وجودشان تحقق می‌یابد.[۱۵]
  • برخی دیگر از اندیشمندان اسلامی، قائل به ترکیبی از تسبیح حالی و مقالی هستند که هم شامل تسبیح تکوینی شده و هم تسبیح تشریعی را در بر می‌گیرد.[۱۶]

زمان تسبیح

برخی از آیات قرآن کریم به تسبیح خداوند در هر صبحگاه و شامگاه امر کرده[۱۷] و برخی دیگر، تسبیح خداوند را در زمان‌های مخصوصی توصیه کرده‌اند؛ مثلاً قبل از طلوع و غروب خورشید،[۱۸] نیمه‌شب،[۱۹] در طول شب و اطراف روز[۲۰] و بعد از سجده.[۲۱] در این میان، تأکید بیشتر بر تسبیح در هنگام طلوع و غروب است.[۲۲]

گونه‌های تسبیح

سبحان اللّه

بارزترین مصداق تسبیح، ذکر سبحان الله است.[۲۳]

ذکر رکوع و سجده

از جمله تسبیحات، ذکر رکوع و سجده در نماز است:

ذکر رکوع: «سُبحانَ رَبی العَظیمِ وَ بِحَمدِهِ».[۲۴]

ذکر سجده: «سُبْحانَ رَبی الأعلی وَ بِحَمْدِهِ».[۲۵]

ذکر یونسیه: «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» آیه ۸۷ سوره انبیا اشاره به بخشی از ماجرای یونس دارد و دربردارنده ذکر یونسیه است. این آیه در رکعت اول نماز غفیله بعد از سوره حمد خوانده می‌شود.[۲۶]

تفاوت تسبیح با تقدیس

آیت الله جوادی آملی مفسر قرآن و نویسنده تفسیر تسنیم در تفاوت تسبیح با تقدیس می‌گوید: «تسبیح» یعنی منزه ساختن خداوند از هر نقص و شر و قبح. زیرا با یک تقسیم بندی می‌گوییم هر چیزی یا کامل است یا ناقص یا بد است یا خوب یا خیر است یا شرّ یا نقص است یا کمال، و آنچه که به شر و نقص و قبح و مانند آن برمی‌گردد، ساحت اقدس الهی منزّه از آن است که این اسمای نقص را داشته باشد مثل جهل، عجز و بُخل و مانند آن؛ می‌ماند امور کمالی که یا محدودند یا نامحدود؛ اگر محدود بودند باز ذات اقدس الهی مبرّای از آن است که اینها را داشته باشد، اگر نامحدود شدند برای خدا می‌شوند. پس باید دو کار کرد با یک تقسیم اشیا را به بد و خوب و زشت و زیبا و خیر و شر، تقسیم می‌شوند که آنچه نقص است نقص‌ها اصلاً به خدای سبحان اسناد ندارد و در تقسیم دوم نوبت به «تقدیس» می‌رسد یعنی خدای سبحان مبرّای از کمالات محدود است پس شجاعت محدودعلم محدود قدرت محدود وهمه کمالات محدود از ساحت الهی رخت برمی‌بندند و تنها کمالات نامحدود از آنِ خدا هستند.[۲۷]

تسبیحات اربعه

در آداب اسلامی، غالباً مراد از تسبیح، ذکر «سبحان‌الله» است؛ اما این اصطلاح در کاربرد گسترده‌تر خود، ذکرهای دیگری مانند اللهُ اَکبَر (تکبیر)، لا اِله اِلّا الله (تهلیل) و الحَمدُلله (تحمید) را نیز شامل می‌شود. تسبیحات اربعه که از ذکرهای واجب نماز است، این چهار ذکر را شامل می‌شود. [۲۸]

تسبیحات حضرت زهرا(س)

از مشهورترین ذکرهای شیعی که در روایات بسیاری بر آن تأکید شده و فضایل فراوانی برای آن بیان شده، تسبیحات حضرت زهرا(ع) است که از پراهمیت‌ترین تعقیبات نماز و آداب پیش از خوابیدن است. این ذکر شامل ۳۴ الله اکبر، ۳۳ الحمد للٰه و ۳۳ سبحان‌الله است.[۲۹]

تسبیح (سبحه)

تسبیحی ساخته‌شده از چوب

به مجموعه‌ای از دانه‌های (مهره‌های) به رشته کشیده‌شده از جنس خاک، سنگ، چوب، پلاستیک، و مانند آنها نیز تسبیح گویند که معمولاً آن را برای گفتن ذکر یا استخاره در دست می‌گیرند.[۳۰]

آنچه اکنون مرسوم است، تسبیحی است که سه ردیف ۳۳ دانه‌‌ای در آن وجود دارد که یک سر تسبیح و دو حد فاصل نیز در آن وجود دارد.

مُسَبِّحات

سوره‌های صف، اعلی، حدید، جمعه، تغابن، حشر و اسراء که با تسبیح شروع می‌شوند، به «مُسَبِّحات» معروف‌اند.[۳۱]

پانویس

  1. فراهیدی، العین، ۱۹۸۱م، ج۳، ص۱۵۱-۱۵۲؛ راغب اصفهانی، المفرات، ۱۴۱۲ق، ص۲۲۱؛ فخر رازی، تفسیر کبیر، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۱۸۸.
  2. ابن‌منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ذیل واژه سبح.
  3. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۱۸۸؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۵، ص۱۱۱.
  4. سوره اسراء، آیه ۱.
  5. سوره اسراء، آیه ۹۳.
  6. سوره اعراف، آیه ۲۰۶.
  7. سوره بقره، آیه ۳۰.
  8. سوره بقره، آیه ۳۲.
  9. طبری، جامع البیان، ۱۳۲۳ق، ج۱، ص۱۶۶-۱۶۷؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۱۸۹.
  10. سوره اسراء، آیه ۴۴.
  11. سوره انبیاء، آیه ۷۹؛ سوره نور، آیه۱۸-۱۹ ،۳۸ ،۴۱.
  12. سوره حج، آیه ۱۸؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۱۱۰-۱۱۲.
  13. فارابی، فصوص الحکمه و شرحه، ۱۳۸۱ش، فص ۲۹، ص۷۰؛ ابن جوزی، زادالمسیر، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۲۷.
  14. طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، ج۶، ص۴۸۲ و ج۹، ص۵۱۸؛ فخر الدین رازی، المباحث المشرقیة فی علم الالهیات و الطبیعیات، ۱۴۱۱ق، ج۲۰، ص۳۴۷؛ زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ۱۴۰۷ ق، ج۲، ص۶۶۹.
  15. نبویان، جستارهایی در فلسفه اسلامی، ۱۳۹۷ش، ج۳، ص۳۶۶-۳۷۵؛ علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۱۳، ص۱۵۴؛ میبدى، كشف الأسرار و عدة الأبرار، ١٣٧١ش، ج۵، ص۵۵۹.
  16. انوار التنزیل و اسرار التأویل، ج۳، ص۲۵۷.
  17. سوره آل عمران، آیه ۴۱؛ سوره مریم، آیه ۱۱؛ سوره احزاب، آیه ۴۳؛ سوره غافر، آیه ۵۰.
  18. سوره طه، آیه ۱۳۰؛ سوره ق، آیه ۳۹.
  19. سوره طور، آیه ۴۸.
  20. سوره طه، آیه ۱۳۰؛ سوره انسان، آیه ۲۶؛ سوره طور، آیه ۴۹.
  21. سوره ق، آیه ۴۰.
  22. میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۶۱ق، ج۱، ص۱۳۴.
  23. برای نمونه نگاه کنید به مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۸۲، ص۸۷ و ج۸۷، ص۲۵۴و۲۸۷.
  24. شیخ مفید، المقنعة،۱۴۱۳ق، ص۳۲۴-۲۳۹.
  25. شیخ مفید، المقنعة،۱۴۱۳ق، ص۳۲۴-۲۳۹.
  26. طباطبایی یزدی، العروة الوثقی(محشی)، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۲۴۶ و ۲۴۷.
  27. تفسیر سوره حشر جلسه 24 (تدریس: مشهد مقدس)
  28. علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۸۷، ص۲۵۱-۲۵۴و۲۸۷؛ ج۸۸، ص۱۲۲.
  29. علامه حلی، نهایة الأحکام، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۵۱۱-۵۱۲؛ شهید الثانی، الروضة البهیة، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۲۸۵؛ علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۶، ص۲۰۶؛ ج۸۶، ص۶؛ ج۱۰۲، ص۸۹ و۲۴۰و۲۶۰.
  30. انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ۱۳۸۱ش، ذیل واژه تسبیح.
  31. قریب، تبیین اللغات، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص۵۲۴.

یادداشت

  1. «وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلاَئِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَاءُ وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ: رعد به حمد او و فرشتگان [جملگى] از بيمش تسبيح می‌‏گويند و صاعقه‌ها را فرو می‌فرستند و با آنها هر كه را بخواهد مورد اصابت قرار می‌دهد، در حالى كه آنان درباره خدا مجادله می‌كنند و او سخت‌كيفر است» (سوره رعد، آیه ۱۳).

منابع

  • ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، ۱۴۱۴ق.
  • انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، سخن، ۱۳۸۱ش.
  • بیضاوی، عبدالله بن عمر، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، تحقیق محمد عبد الرحمن المرعشلی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، اول، ۱۴۱۸ق.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، دمشق-بیروت، دار القلم-الدار الشامیة، ۱۴۱۲ق.
  • زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، دار الکتاب العربی، بیروت، سوم، ۱۴۰۷ق.
  • شهید الثانی، زین الدین بن علی، الروضة البهیة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، به کوشش قصیر عاملی، نجف، بی نا، ۱۳۸۳ق.
  • طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بولاق، الأمیر، ۱۳۲۳ق.
  • طوسى، محمد بن حسن، التبیان فى تفسیر القرآن، تحقیق: احمد قصیرعاملى، دار احیاء التراث العربى، بیروت.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، نهایة الاحکام، به کوشش مهدی رجایی، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.
  • فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، المباحث المشرقیة فی علم الالهیات و الطبیعیات، انتشارات بیدار، قم، ۱۴۱۱ق.
  • فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، بیروت، بی نا، ۱۴۰۵ق.
  • فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، به کوشش مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، بغداد، دار الرشید، ۱۹۸۱م.
  • قریب، محمد، تبیین اللغات لتبیان الآیات، تهران، بنیاد، ۱۳۶۶ش.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، دار الوفاء، ۱۴۰۳ق.
  • میبدی، احمد بن محمد، کشف الاسرار و عدة الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، بی نا، ۱۳۶۱ش.
  • نبویان، محمدمهدی، جستارهایی در فلسفه اسلامی، قم، انتشارات حکمت اسلامی، ۱۳۹۷ش.
  • تفسیر سوره حشر جلسه 24 (تدریس: مشهد مقدس)

پیوند به بیرون