نماز تراویح

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

نماز تراویح از نوافل ماه رمضان است که اهل سنت با تمسک به فرمان عمر بن خطاب در شب‌های ماه رمضان آن را به صورت جماعت می‌خوانند. فقهای شیعه با تاسی به سیره معصومین(ع) در احکام و چگونگی خواندن این نماز با اهل سنت اختلاف نظر است. پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) ضمن تاکید بر بجا آوردن نوافل ماه رمضان به صورت فرادی، اقامه این نوافل به صورت جماعت را نهی و آن را بدعت دانستند.

در زمان ابوبکر نوافل ماه رمضان به صورت فرادی خوانده می‌شد تا اینکه عمر بن خطاب به خلافت رسید و دستور داد نماز تراویح را به جماعت بخوانند و این را «بدعت خوبی» دانست.

حضرت علی(ع) بعد از خلیفه شدن تلاش کرد از خواندن این نماز به جماعت جلوگیری کند، اما با مخالفت سخت شماری از مسلمانان مواجه شد و آن حضرت برای جلوگیری از تفرقه میان لشکر، از خواسته‌ خود دست برداشت. امروزه نماز تراویح در شب‌های ماه رمضان در مساجد اهل سنت، خصوصا مسجد الحرام و مسجد النبی با حضور بسیاری از نمازگزاران اهل سنت برگزار می‌‌شود.

مفهوم‌شناسی

مراد از تراویح را نشستن و استراحت کردن نمازگزاران بعد از دو[۱] یا چهار رکعت نماز در ماه رمضان دانسته‌اند؛[۲] از همین روی به صورت مجاز به دو یا چهار رکعت نماز نافله در ماه رمضان هم ترویحه گفته می‌شود؛ زیرا نمازگزاران، قیام در این نماز را طول می‌دهند و بعد از تمام شدن نماز برای استراحت می‌نشینند.[۳]

نماز تراویح، نمازهای نافله‌ای است که نمازگزاران در شب‌های ماه رمضان بعد از نماز عشا می‌خوانند و بین فقها در تعداد رکعات و مسائل آن اختلاف نظر وجود دارد.[۴]

پیشینه تاریخی

عمر بن خطاب در سال چهاردهم قمری[۵] اولین کسی بود که مردم را به خواندن نماز تراویح به جماعت امر کرد و فرمان داد در دیگر بلاد مسلمین نیز همینگونه نماز گذارند[۶] و اینگونه نماز تراویح را در ماه رمضان را سنت کرد.[۷] عبدالرحمن بن عبدالقاری در این‌باره گوید: شب ماه رمضانی همراه عمربن خطاب به مسجد رفته و مشاهده کردیم، مردم به هر کدام برای خود نماز می خوانند؛ پس عمر برای جلوگیری از تفرقه دستور داد مردم به ابی بن کعب اقتدا کرده و نماز را به جماعت بخوانند. عمر شب دیگری به مسجد آمد و وقتی دید مردم پشت سر یکی از قاریان نماز می خوانند، گفت: «نِعمَ البِدعَةً هذِهِ: این چه بدعت خوبی بود».[۸]

عمر بن خطاب افرادی چون معاذ بن حارث، [۹] ابوبکربن مجاهد [۱۰] و سلیمان بن ابی حثمه عدوی را به عنوان امامت نماز تراویح منصوب کرد.[۱۱] خواندن این نماز به حدی شهرت یافت که اقامه آن در مکه از محاسن دین اسلام بر شمرده شد[۱۲] و در تمام شب‌های ماه رمضان، به صورت جماعت خوانده می‌شد.[۱۳]

در تاریخ گزارش شده افرادی چون عبدالرحمن بن محمدبن ادریس(ابومحمدبن ابی حاتم رازی) که قاری قرآن بود[۱۴] و امام شافعی(۱۵۰- ۲۰۴ق) از فقهای چهارگانه اهل سنت، نماز تراویح را در خانه به صورت فرادی می‌خواندند.[۱۵]

با توجه به گزارش‌های تاریخی، کسانی که به عنوان امام جماعت برای نماز تراویح انتخاب می‌شدند از جمله خصوصیاتشان قاری بودن [۱۶] و دارای صوت زیبا و اعجاب انگیز است[۱۷]

نماز تراویح در منابع روایی- فقهی

دیدگاه پیامبر(ص)

در منابع روایی نقل شده است: پیامبر(ص) گوشه‌ای را برای نماز خواندن انتخاب کرد، مردم نیز به او اقتدا می کردند؛ شب بعدی مردم منتظر پیامبر بودند و چون دیر کرد، صدای خود را بالا برده و با سنگ درب خانه را کوبیدند، پیامبر(ص) آنها را از این کار منع کرد و بیان کرد: بهترین نماز، نمازی است که در خانه خوانده شود، مگر نماز واجب، [۱۸] شما باید سهمی از نماز را نیز برای خانه بگذارد [۱۹] یا در حدیث و خانه‌هایتان را همانند قبور نکنید که در آن نماز نمی‌خوانید؛ [۲۰] از همین روی وقتی مردم در مسجد طایفه بنی عبدالاشهل شروع به نافله خواندن کردند به آنها فرمود: در خانه نافله را بخوانند؛[۲۱] حتی در پاسخ به این سوال که نماز در مسجد بهتر است یا در خانه؟ فرمود: با وجود اینکه خانه من چسبیده به مسجد است، ولی من ترجیح می‌دهم نماز نافله را در خانه بخوانم. [۲۲]

شیخ جعفر سبحانی از مراجع تقلید، بعد از ذکر شماری از روایات بیان کردند: اگر نماز نافله به جماعت در مسجد افضل از نافله در خانه بود، پیامبر(ص) آنها را به این افضلیت ارشاد می کرد، حال آنکه فرمود: «عَلَیکُم بِهذا الصَلاةِ فی البُیُوت» یعنی نماز نافله در مسجد خواندن را به صورت جماعت یا فرای ترک کنید و در خانه نماز نافله را بخوانید.[۲۳]

دیدگاه اهل بیت(ع)

سیره اهل بیت(ع) نپذیرفتن نماز تراویح به جماعت بود، همانگونه که وقتی از امام صادق(ع) در مورد نماز در ماه رمضان سوال شد، آن حضرت فرمود: زمانی که حضرت علی(ع) خلیفه شد و به کوفه آمد، از فرزندش امام حسن(ع) خواست مردم را از خواندن نماز تراویح به جماعت نهی کند؛ مردم بعد از شنیدن سخنان امام حسن(ع) با گفتن وا عمراه، اعتراض خود را بیان کردند؛[۲۴] حضرت علی(ع) نیز برای جلوگیری از فروپاشی لشکرش دست از خواسته خود برداشت.[۲۵]

شماری از اصحاب همچون زراره، محمد بن مسلم و فضیل از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در مورد حکم به جماعت خواندن نماز نافله در ماه رمضان سوال کردند؟ آنها نیز با استناد به سیره عملی پیامبر(ص) و نهی مردم از خواندن نماز نافله به جماعت، این نوع نماز خواندن را بدعت و سرانجام هر بدعتی را آتش معرفی کردند.[۲۶]

شیخ طوسی(درگذشت۴۶۰ق) از فقهای بزرگ شیعه، ضمن استناد به روایتی از امام(ع)، در مورد رکعات و کیفیت خواندن نمازهای نافله ماه رمضان، بیان کرد: از اول ماه رمضان تا بیست شب، هر شبی بیست رکعت خوانده می‌شود، هشت رکعت بین نماز مغرب و عشا، و دوازده رکعت بعد از نماز عشا؛ اما در ده شب آخر ماه رمضان هشت رکعت بین مغرب و عشا، و بیست و دو رکعت بعد از نماز عشا خوانده می‌شود؛ در شب ۲۱ و ۲۳ ماه رمضان هر شبی صد رکعت خوانده می‌شود و این نوافل بجز ۵۱ رکعت نماز یومیه است.[۲۷] شبیه همین روایت از امام رضا(ع) نقل شده و در پایان آن حضرت با استناد به سخن پیامبر(ص)، فرمود: نماز نافله را نمی‌توان به جماعت خواند و پیامبر تا پایان عمر نوافل را فرادی می‌خواند.[۲۸]

دیدگاه فقهای شیعه

تهجد و اقامه نوافل در ماه رمضان بسیار مورد تاکید پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) قرار گرفته است.[۲۹] اجماع علمای شیعه[۳۰] با تمسک به سیره اهل بیت(ع) بر این باورند: نمازهای نافله در ماه رمضان به صورت فرادی خوانده می‌شود و برپایی نوافل به صورت جماعت بدعت بوده[۳۱] و هیچ اختلافی در این نیست که این بدعت بعد از پیامبر(ص)، [۳۲] توسط عمر بن خطاب صورت گرفت و حتی خود عمر نیز تصریح به بدعت بودن این عمل کرد.[۳۳]

در زمان پیامبر(ص) و ابوبکر این نماز به جماعت خوانده نشد تا اینکه عمر در ایام خلافت خود دستور داد این نماز به جماعت خوانده شود؛ [۳۴] بنابراین خواندن نمازهای نافله به جماعت جایز نیست[۳۵] مگر مواردی چون نماز باران که استثنا شده باشد.[۳۶]

دیدگاه فقهای اهل سنت

نماز تراویح بدعتی مستحب[۳۷] و سنت مورد تاکید است و نسبت دادن آن به عمر فضیلت به شمار می‌رود؛ عمر بر این کار اجبار نکرد و این نماز را سنت نگذاشت، بلکه پیامبر(ص) این نماز را سنت کرد، آنجا که فرمود: خدا روزه ماه رمضان را واجب کرد و من قیام در این شهر را سنت کردم.[۳۸] در زمان پیامبر(ص) و ابوبکر خبری از این نماز به صورت جماعت نبود و حتی عمربن خطاب بعد از دستور به این نماز گفت: چه بدعت خوبی.[۳۹]

در اقامه نماز تراویح به صورت فرادی،[۴۰] یا استحباب جماعت،[۴۱] یا وجوب اقامه به جماعت[۴۲] یا اختیاری بودن میان جماعت و فرادی خواندن این نماز میان فقها اهل سنت اختلاف نظر وجود دارد.[۴۳]

نماز تراویح همانند سایر مناسک دین، دارای احکامی است، از جمله اینکه این نماز دارای بیست رکعت، با ده سلام است؛[۴۴] گفتن اذان و اقامه،[۴۵] بلند گفتن بسمله [۴۶] و لزوم اقامه در مسجد از جمله احکام مربوط به این نماز است.[۴۷] در اقتدا کردن به صبی اخلاف نظر است، برخی علمای عراق و بلخ اقتدا کردن به صبی را جایز نمی‌دانند، اما شماری این کار را صحیح می‌دانند.[۴۸] یکی از جاهایی که بر پیامبر(ص) صلوات فرستاده می‌شود در نماز تروایح است، چرا که این نماز محل دعاست[۴۹] به این صورت که وقتی به پایان قرآن در نماز تراویح رسیدی، قبل از رکوع دستان خود را بالا برده و دعا کنید.[۵۰]

در منابع اهل سنت احکام نماز تراویح مفصلا بیان شده[۵۱] و سرخسی(درگذشت۴۸۳ق) از فقهای اهل سنت، در کتاب المبسوط خود دوازده فصل را به این نماز اختصاص داده و مسائل مختلفی پیرامون آن بیان کرده است.[۵۲]

تک‌نگاری

درباره نماز تراویح کتاب‌ها و رساله‌های متعددی تدوین شده است که از جمله می‌توان به «الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف» نوشته جعفر سبحانی،[۵۳] «صلاة التراویح سنة مشروعة او بدعة محدثة» اثر جعفر باقری،[۵۴] «صلاة التراویح بین السنة و البدعة»، تألیف نجم الدین طبسی،[۵۵] «تراویح»، اثر امام حسام‌الدین عمربن عبدالعزیز (معروف به حسام شهید)، [۵۶] «المصابیح فی صلاة التراویح»، نوشته عبدالرحمن سیوطی،[۵۷] «نور المصابیح فی صلاة التراویح» اثر علی بن عبدکافی سبکی[۵۸] و «اقامة البرهان علی کمیة التراویح فی رمضان»، تألیف عبدالرحمن بن عبدالکریم زبیدی اشاره کرد.[۵۹]

پانویس

  1. ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، ج۲، ص۲۷۴.
  2. ابن منظور، لسان العرب، ۱۴۰۵، ج۲، ص۴۶۳؛ سبحانی، الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۸۳.
  3. عبدالرحمن، معجم المصطلحات و الالفاظ الفقهیة،‌ دار الفضیلة، ج۲، ص۳۸۰؛ ابن منظور، لسان العرب، ۱۴۰۵، ج۲، ص۴۶۳.
  4. عبدالرحمن عبدالمنعم، معجم المصطلحات و الالفاظ الفقهیة، دار الفضیلة، ج۲، ص۳۸۰. و نیز ر. ک: المصطلحات، ص۱۵۶۰؛ قمی، جامع الخلاف و الوفاق بین الامامیة و بین ائمة الحجاز و العراق، زمینه سازان ظهور، ص۱۱۹.
  5. مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۳۱۹.
  6. طبری، تاریخ طبری، موسسة الاعلمی، ج۳، ص۲۷۷.مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۳۱۹. ابن مسکویه، تجارب الامم، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۱۴. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۲ق، ج۳، ص۵۹.
  7. مسعودی، التنبیه و الاشراف، دار صعب، ص۲۵۰.
  8. بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۰۱ق، ج۲، ص۲۵۲. بیهقی، السنن الکبری، دار الفکر، ج۲، ص۴۹۳. ابن حجر، فتح الباري، دار المعرفة، ج۴، ص۲۱۹.
  9. المزی، تهذیب الکمال، ۱۴۱۳ق، ج۲۸، ص۱۱۷.ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ۱۳۷۲ق، ج۸، ص۲۴۶.
  10. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۶۲.
  11. ابن حبان، الثقات، ۱۳۹۳ق، ج۳، ص۱۶۱.
  12. قاضی تنوحی، نشوار المحاضرة و اخبار المذاکرة، ۱۳۹۳ق، ج۵، ص۱۷۲. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد،۱۴۱۷ق، ج۱، ص۷۱.
  13. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد،۱۴۱۷ق، ج۱۰، ص۱۴۳.
  14. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۵۱، ص۳۹۴.
  15. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۳۵، ص۳۷۵.
  16. ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ۱۴۱۳ق، ج۱۵، ص۴۴. ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۲۹.
  17. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۶۰، ص۴۰۷. ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الانساب، دار صادر، ج۱، ص۳۲۰. ذهبی، سیر اعلام النبلا، ۱۴۱۳ق، ج۱۳، ص۳۷۸.ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ۱۴۱۲ق، ج۱۲، ص۴۱۳. ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۰۷ق، ج۲۱، ص۳۱۱.
  18. ابن حنبل، مسند احمد، دار صادر، ج۵، ص۱۸۷. مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، دار الفکر، ج۲، ص۱۸۸.بخاری، صحیح بخاری، ۱۴۰۱، ج۷، ص۹۹.
  19. ابن خزیمه، صحیح ابن خزیمه، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۲۱۲. بیهقی، السنن الکبری، دار الفکر، ج۲، ص۱۸۹. ابویعلی، مسند ابی یعلی، تحقیق حسین سلیم اسد، ج۳، ص۴۴۶.
  20. ابن حنبل، مسند احمد، دار صادر، ج۲، ص۶. مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، دار الفکر، ج۲، ص۱۸۷. ترمذی، سنن الترمذی، ج۱، ص۲۸۰
  21. ترمذی، سنن الترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۵۸. ابن خزیمه، صحیح ابن خزیمه، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۲۱۰. نسائی، سنن النسائی، ۱۳۴۸ق، ج۳، ص۱۹۸.
  22. ابن سعد، الطبقات الکبری، دار صادر، ج۷، ص۵۰۱. ابن ماجه، سنن ابن ماجه، دار الفکر، ج۱، ص۴۳۹. بیهقی، السنن الکبری، دار الفکر، ج۲، ص۴۱۱.
  23. سبحانی، الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۸۸.
  24. شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۳۶۵ش، ج۳، ص۷۰. شهید اول، ذکری الشیعة، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۲۸۱. حر عاملی، وسائل الشیعة، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۴۶.
  25. کلینی، الکافی، ۱۳۶۲ش، ج۸، ص۶۳. حر عاملی، وسائل الشیعة، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۴۷.
  26. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، نشر اسلامی، ج۲، ص۱۳۷.
  27. شیخ طوسی، الاستبصار، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۴۶۵. شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۳۶۵ش، ج۳، ص۶۵.
  28. شیخ طوسی، الاستبصار، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۴۶۵. شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۳۶۵ش، ج۳، ص۶۵.
  29. سبحانی، الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۸۳.
  30. شیخ طوسی، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۲۹.
  31. کاشف الغطاء، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، انتشارات مهدوی، ج۱، ص۱۸. سبحانی، الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۹۱.
  32. شیخ طوسی، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۲۸ و ۲۲۹. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص ۲۸۲. علامه حلی، نهایة الاحکام،۱۴۱۰ق، ج۲، ص۹۴.
  33. کاشف الغطاء، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۳۲.
  34. قمی، جامع الخلاف و الوفاق بین الامامیة و بین ائمة الحجاز و العراق، زمینه سازان ظهور، ص۱۱۹.
  35. حکیم، مستمسک العروة، ۱۴۰۴ق، ج۷، ص۱۷۰.
  36. محمدحسین اصفهانی، صلاة الجماعة، ۱۴۰۹، ص۳۲.
  37. سبکی، فتاوی السبکی، دار المعرفة، ج۲، ص۱۰۷.
  38. ابن ابی یعلی، طبقات الحنابله، دار المعرفة، ج۲، ص۲۷۷.
  39. بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۰۱ق، ج۲، ص۲۵۲. بیهقی، السنن الکبری، دار الفکر، ج۲، ص۴۹۳. ابن حجر، فتح الباري، دار المعرفة، ج۴، ص۲۱۹.
  40. شافعی، الام،۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۶۷.شیخ طوسی، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۲۸. النووی، المجموع، دار الفکر، ج۴، ص۶.
  41. رافعی، فتح العزیز، دار الفکر، ج۴، ص۲۶۴ و ۲۶۵.
  42. سبکی، فتاوی السبکی، دار المعرفة، ج۱، ص۱۵۶.
  43. النووی، المجموع، دار الفکر، ج۴، ص۳۱.
  44. النووی، روضة الطالبین، دار الکتب العلمیة، ج۱، ص۴۳۷.النووی، المجموع، دار الفکر، ج۴، ص۳۱. رافعی، فتح العزیز، دار الفکر، ج۴، ص۲۶۴ و ۲۶۵.
  45. سرخسی، المبسوط، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۳۴.
  46. النووی، روضة الطالبین، دار الکتب العلمیة، ج۱، ص۳۵۴.
  47. سبکی، طبقات الشافعیة الکبری، تحقیق محمد طناحی، ج۵، ص۶۷.
  48. مکی حنفی، تاریخ مکة المشرفة، ۱۴۱۸ق، ص۱۶۳.
  49. مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱۱، ص۱۳۳.
  50. مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱۱، ص۱۳۴.
  51. دمیاطی، اعانة الطالبین، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۳۰۷.
  52. سرخسی، المبسوط، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۱۴۳. ابی بکر کاشانی، بدائع الصنائع، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۸۸- ۲۹۰
  53. سبحانی، جعفر، الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، قم، موسسة الامام الصادق، ۱۴۲۳ق.
  54. باقری، جعفر، صلاة التراویح سنة مشروعة او بدعة محدثة، قم، مرکز الابحاث العقائدیة، ۱۴۲۷ق.
  55. طبسی، نجم الدین، صلاة التراویح بین السنة و البدعة، قم، بی نا،۱۴۲۰ق.
  56. حاجی خلیفه، کشف الظنون، دار احیاء التراث العربی، ج۲، ص۱۴۰۳.
  57. حاجی خلیفه، کشف الظنون، دار احیاء التراث العربی، ج۲، ص۱۷۰۲.
  58. حاجی خلیفه، کشف الظنون، دار احیاء التراث العربی، ج۲، ص۱۹۸۳.
  59. باشا بغدادی، ایضاح المکنون، دار احیاء التراث العربی، ج۱، ص۱۱۰.

منابع

  • ابن ابی حاتم رازی، عبدالرحمن، بالجرح و التعدیل، بیروت، دار احیاء التراث العربی،۱۳۷۲ق.
  • ابن ابی یعلی، محمد، طبقات الحنابله، بیروت، دار المعرفة، بی تا.
  • ابن اثیر، علی بن محمد، اللباب فی تهذیب الانساب، بیروت، دار صادر، بی‌تا.
  • ابن اثیر، علی، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر،۱۳۸۶ ق.
  • ابن اثیر، مجدالدین، النّهایة فی غریب الحدیث و الأثر، تحقیق محمود محمد طناحی، قم، اسماعلیلیان، چاپ چهارم، 1364ش.
  • ابن جوزی، عبدالرحمن‌بن علی؛ المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک؛ تحقیق محمد عبدالقادر و مصطفی عبدالقادر، بیروت: دار الکتب العلمیّة، 1412ق.
  • ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد، موسسة الکتب الثقافیة، ۱۳۹۳ق.
  • ابن حجر عسقلانی، فتح الباری شرح صحیح البخاری، بیروت، دار المعرفه لطباعه و النشر، بی تا.
  • ابن حنبل، احمد، مسند احمد، بیروت، دار صادر، بی تا.
  • ابن خزیمة، محمد، صحيح إبن ¬خزيمة تحقیق محمد مصطفی اعظمی، بی جا، مکتب الاسلامی، چاپ دوم، 1412ق.
  • ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت: دار صادر، بی‌تا.
  • ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، تحقیق علی شیری، بیروت: دارالفکر،۱۴۱۵ق.
  • ابن ماجه، محمد، سنن ابن ماجة، تحقیق محمد فواد، بی جا، دار الفکر، بی‌تا.
  • ابن منظور، محمدبن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، بی تا.
  • ابویعلی موصلی، احمدبن علی، مسندابی¬یعلی، تحقیق حسین سلیم اسد، بی جا، دار المامون للتراث، چاپ دوم، بی تا.
  • اصفهانی، محمدحسین، صلاة الجماعة، تحقیق لجنة التحقیق، قم، موسسة النشر الاسلامی، ۱۴۰۹ق.
  • باشا بغدادی، اسماعیل، ایضاح المکنون، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، دار الفکر، 1401ق.
  • بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.
  • ترمزی، محمد، سنن الترمزی، بیروت، دارالفکر، 14۰۳ق.
  • حاجی خلیفه، کشف الظنون، تصحیح محمدشرف الدین و رفعت بیلگه، بیروت: دار احیاء التراث العربی، بی تا.
  • حر عاملی،‌ محمد، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشرعیة، تحقیق موسسة آل البیت، قم، موسسة آل البیت، ۱۴۱۴ق.
  • حکیم، محسن، مستمسک العروة، قم، منشورات مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
  • خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد او مدینة السلام، تحقیق مصطفی عبدالقادر، بیروت، دار الکتب العلمیّة، 1417ق.
  • دمیاطی، ابوبکربن سید، اعانة الطالبین، بیروت، دار الفکر، 1418ق.
  • ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، بیروت، موسسة الرّسالة، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • ذهبی، محمدبن احمد، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، تحقیق عمرعبدالسلام، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.
  • رافعی، عبدالکریم، فتح العزیز، بی جا، دار الفکر، بی تا.
  • سبحانی، جعفر، الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، قم، موسسة الامام الصادق، ۱۴۲۳ق.
  • سبکی، عبد الوهاب بن علی، طبقات الشافعیة الکبری، تحقیق محمد طناحی و عبدالفتاح محمد، بی جا، دار احیاء الکتب العربیة، بی تا.
  • سبکی، علی‌بن عبدالکافی، فتاوی السبکی، بیروت: دار المعرفة، بی تا.
  • سرخسی، شمس الدین، المبسوط، بیروت، دار المعرفة، 1406ق.
  • شافعی،‌ محمدبن ادریس، الام، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۳ق.
  • شهید اول، محمدبن مکی، ذکری الشّیعة فی احکام الشّریعة، تحقیق موسسة آل البیت، قم، موسسة آل البیت، 1419ق.
  • شیخ صدوق، محمد، من لایحضره الفقیه، تحقیق علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، الطبعة الثانیة، 1404ق.
  • شیخ طوسی، محمد، الاستبصار، تحقیق حسن موسوی، طهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، 1363ش.
  • شیخ طوسی، محمد، الخلاف، تحقیق جماعة من المحقیقن، قم، موسسة النشر الاسلامی، 1407ق.
  • شیخ طوسی، محمد، تهذیب الأحکام فی شرح المقنعة للشیخ المفید، تحقیق حسن موسوی ، طهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۳۶۵ش.
  • طبسی، نجم الدین، صلاة التراویح بین السنة و البدعة، قم، بی نا،۱۴۲۰ق.
  • عبدالرحمن عبدالمنعم، محمود، معجم المصطلحات و الالفاظ الفقهیة، قاهرة، دار الفضیلة، بی تا.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقها، تحقیق: موسسة آل البیت، قم، موسسة آل البیت، 1414ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، نهایة الاحکام، تحقیق مهدی رجائی، قم، موسسة اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.
  • قاضی تنوحی، نشوار المحاضرة و اخبار المذاکرة، ۱۳۹۳ق، ج۵، ص۱۷۲.
  • قمی، جامع الخلاف و الوفاق بین الامامیة و بین ائمة الحجاز و العراق، قم، زمینه سازان ظهور،۱۳۷۹ش.
  • کاشانی، ابوبکر، بدائع الصنائع، باکستان، المکتبة الحبیبیة، ۱۴۰۹ق.
  • کاشف الغطاء، جعفر؛ کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة؛ تحقیق عباس تبریزان و ...، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۲۲ق.
  • کلینی، محمدبن یعقوب، اصول الکافی، تعلیق علی اکبر غفاری، بی جا، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۶۳ش.
  • المزی، یوسف، تهذیب الکمال فی اسماء الرّجال، تحقیق بشار عواد، بیروت، الرّسالة، چاپ چهارم، ۱۴۱۳ق.
  • مسعودی، علی ¬بن حسین، التنبیة و الاشراف، بیروت، دار صعب، بی‌تا.
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، قم، دار الهجرة، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
  • مسکویه، احمدبن محمد، تجارب الامم، تحقق ابوالقاسم امامی، طهران، دار سروش، ۱۳۶۶ش.
  • المصطلحات، اعداد مرکز المعجم الفقهی، بی جا، بی نا، بی تا.
  • مقریزی، احمدبن علی، امتاع الاسماع بالنبی من الاحوال و الاموال و الحفدة و المتاع؛ تحقیق محمد عبدالحمید، بیروت: دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۰ق.
  • مکی حنفی، محمدبن احمد، تاریخ مکة المشرفة و المسجد الحرام و المدینة الشریفة و القبر الشریف، تحقیق علاء ابراهیم ازهری و ایمن نصر ازهری، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۸ق.
  • نسائی، احمد بن شعیب، سنن الکبری، بیروت، دار الفکر، ۱۳۴۸ق.
  • النووی، یحیی بن شرف، المجموع فی شرح المهذب، بی جا، دار الفکر، بی تا.
  • النووی، یحیی بن شرف، روضة الطالبین، تحقیق احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت، دار الکتب العلمیة، بی تا.
  • نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، بیروت، دار الفکر، بی تا.