جحیم

مقاله قابل قبول
عدم جامعیت
از ویکی شیعه
معاد

جَحیم از اسامی دوزخ، به معنای آتش شدید است که در قرآن به معنای دوزخ به‌کار رفته و در یک مورد به معنای آتش فراوان استفاده شده است. در برخی روایات، جحیم را طبقه‌ای از طبقات جهنم دانسته‌اند. براساس آیات قرآن، افرادی همچون کافران، مشرکان و ظالمان اهل جحیم هستند.

معنا

"جحیم" را در لغت به معنای حرارت و آتش شدید دانسته‌اند[۱] جحیم همچنین بر مکانی که در آن آتش بسیار باشد نیز اطلاق می‌گردد.[۱] به همین جهت جحیم به معنای دوزخ استفاده شده و معمولاً در تعبیر قرآن به معنای دوزخ است.[۲]

جهنم

جحیم را اسمی از اسامی جهنم برشمرده‌اند.[۳] در برخی آیات، جحیم در مقابل بهشت استفاده شده است.[۴] این واژه ۲۷ بار در قرآن به کار رفته که در ۲۶ مورد آن به معنای دوزخ است.[۵] تنها در یک مورد جحیم در غیر معنای جهنم استفاده شده[۶] و آن آتشی بود که نمرود برای سوزاندن حضرت ابراهیم آماده کرد.[۷]

تعبیر جحیم در اشعار فارسی نیز به معنای جهنم به‌کار رفته است:

از دو بیرون نیست الا شربتی یا ضربتی گر نعیم آید مناز و گر جحیم آید منال[۸]
ز آتش و درد فراقت این نباشد بس عجب گر دل من چون جحیم و دیده چون جیحون شود[۹]

روایتی از امام باقر(ع) نقل شده که جحیم را طبقه‌ای از طبقات جهنم بر شمرده است.[۱۰] از ابن‌عباس نیز نقل شده که جحیم آتش جهنم است.[۱۱]

اهل جحیم

براساس آیات قرآن گروه‌های مختلفی اهل جحیم دانسته شده‌اند. از جمله: کافران و تکذیب‌کنندگان آیات الهی [۱۲] مشرکان،[۱۳]، ظالمان،[۱۴] فاجران[۱۵] طغیان کننده‌ها.[۱۶]

در روایات نیز دشمنان اهل‌بیت را اهل جحیم دانسته‌اند.[۱۷]

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ مصطفوی، التحقیق، ۱۳۶۰ش، ج۲، ص۵۸.
  2. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۶، ص۲۳۳.
  3. طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۷، ص۱۳۲.
  4. سوره طور، آیات ۱۷-۱۸.
  5. میرمحمدی، «جحیم»، دایرة المعارف قرآن، ج۹، ص۵۱۷.
  6. فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۲۷۴.
  7. سوره صافات، آیه ۹۷.
  8. سنایی «دیوان اشعار» قصاید،‌ قصیده ۱۰۱
  9. سنایی «دیوان اشعار» غزلیات غزل ۱۳۷
  10. قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۳۷۶.
  11. قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۴۰۸.
  12. سوره مائده، آیه ۸۶.
  13. سوره توبه، آیه۱۱۳
  14. سوره صافات، آیات ۲۲- ۲۳.
  15. سوره انفطار، آیه ۱۴.
  16. سوره نازعات، آیات ۳۷-۳۹.
  17. کلینی، الكافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۷۴.

منابع