عروة الوثقی
عروة الوثقی به معنای دستاویزی استوار و مطمئن که در ادبیات اسلامی به عنوان فاصلهدهنده بین کفر و اسلام که چنگزدن به آن موجب نجات انسان میشود، معرفی شده است. در سوره لقمان تسلیم در برابر خداوند همراه با نیکوکاری، به چنگزدن به عروة الوثقی تشبیه شده است. برخی مفسران، مصداق عروة الوثقی را دین اسلام دانستهاند که گفته شده نظر اکثر مفسران است. برخی دیگر آن را ایمان معنا کردهاند که روایاتی از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نیز آن را بیان داشته است.
در برخی روایات شیعه، اهلبیت(ع) و ولایت آنان را مصداق عروة الوثقی دانستهاند. امام رضا(ع) از پدرانش نقل کرده که پیامبر اسلام(ص) فرمود: هر کس میخواهد بر کشتی نجات سوار شود و به عروة الوثقی چنگ بزند، باید پس از من ولایت علی را بپذیرد و از امامان هدایتگر از نسل او پیروی کند.
معرفی
عروة الوثقی تعبیری که در قرآن استفاده شده و به ریسمان و دستآویزی استوار و مطمئن معنا شده است.[۱] تمسک به عروة الوثقی را استعارهای از پایبندیِ درست به اندیشه صحیح و دین استوار دانستهاند.[۲] مکارم شیرازی، از عالمان شیعه، این تعبیر را با دستزدن به یک دستگیره محکمِ نجات بیان داشته است.[۳] برخی از مفسران این تعبیر را تصویری حسی از یک حقیقتِ معنوی خواندهاند.[۴] برخی نیز احتمال دادهاند که تعبیر عروة الوثقی یک تمثیل است که بر تشبیه یک حالت عقلی به یک حالت حسی بنا شده است؛ به این صورت که حالت عقلی (پایبندی به حقیقتی که احتمال نقیض در آن وجود ندارد) به حالتی حسی (چنگزدن به ریسمانی استوار و مطمئن که بیم گسستن آن نمیرود) تشبیه شده است.[۵] تعبیر عروة الوثقی در استعمال عادی نیز برای موردی که بتوان بر کسی اعتماد کرد، استفاده شده است.[۶]
امام صادق(ع) در روایتی که از او در کتاب کافی نقل شده، دست آویختن به عروة الوثقی را سبب نجات دانسته است.[۷] برخی معتقدند تمسک به عروة الوثقی فاصلهدهنده بین کفر و اسلام است.[۸] همچنین گفته شده کسی که به این دستاویز چنگ بزند، با هدایت و راهنمایی به سوی پروردگارش حرکت خواهد کرد. در این راه نه به مانعی برخورد میکند و نه از مسیر باز میماند.[۹]
کتاب عروة الوثقی نوشته سید محمدکاظم طباطبائی یزدی از کتابهای مشهور حوزههای علمیه شیعه است که مورد توجه فقیهان بعد از وی بوده و شرحها و حاشیههای فراوانی بر آن نوشته شده است.[۱۰] برخی مجلات نیز عروة الوثقی نام نهاده شدهاند.[۱۱] همچنین پژوهشکدهای با این نام وجود دارد.[۱۲]
استفاده قرآنی
تعبیر «عروة الوثقی» دو بار در قرآن استفاده شده است.[۱۳] در سوره لقمان چنین گفته شده كسى كه قلب و جان خود را تسليم خداوند كند در حالى كه نيكوكار باشد به عروه الوثقی چنگ زده است.[۱۴] همچنین در سوره بقره بیان شده که اگر فردی به طاغوت، که آن را بت، شيطان و انسانهاى طغيانگر معنا کردهاند،[۱۵] كافر شود و به خداوند ايمان آورد، به عروه الوثقی دست زده است و گسستنی نیز براى آن وجود ندارد.[۱۶] این دو آیه را تشبیه برای مومنی دانستهاند که به استوارترین تکیهگاه و محکمترین پناهگاه تمسک جسته است.[۱۷]
مصادیق
مفسران درباره مصداقِ چیزی که «عروه وثقی» به آن تشبیه شده، اختلاف نظر دارند.[۱۸] برخی، مقصود از عروة الوثقی را دین اسلام دانستهاند و متمسک به دین اسلام را نجات یافته و پیروز در دنیا و آخرت خواندهاند.[۱۹] ادلهای بر این قول ذکر شده است.[۲۰] برخی این قول را نظر اکثر مفسران توصیف کردهاند.[۲۱]
برخی ایمان را مطرح کرده و فردی که ایمان داشته باشد را چنگزده به عروة الوثقی توصیف کردهاند.[۲۲] روایتی از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) این مطلب را بیان داشتهاند.[۲۳] برخی عالمان مصداق عروة الوثقی را قرآن دانستهاند[۲۴] و برخی آن را از اوصاف قرآن مطرح کردهاند.[۲۵] کلمه «لا اله الا الله»،[۲۶] تسلیم در مقابل خداوند[۲۷] و موارد دیگری[۲۸] نیز در بیان مصداق عروة الوثقی ذکر شده است. برخی پژوهشگران بیان داشتهاند که تمام این اقوال گفته شده میتواند صحیح باشد و این اقوال در معنا به یکدیگر نزدیک هستند و در دلالت اتحاد دارند.[۲۹]
اهلبیت
برخی منابع حدیثی روایاتی را ذکر کرده اند که مصداق عروة الوثقی را اهلبیت(ع) و ولایت آنان دانستهاند.[۳۰] از امام رضا(ع) از پدرش و او از پدرانش نقل میکند که رسول خدا فرمود هر فردی دوست دارد بر کشتی نجات سوار شود و به عروة الوثقی چنگ بزند، باید پس از من، ولایت علی را بپذیرد، با دشمن او دشمنی کند و از امامان هدایتگر از نسل او پیروی نماید.[۳۱] از امام باقر(ع)[۳۲] و برخی امامان دیگر[۳۳] نیز نقل شده که ولایت را مصداق عروة الوثقی دانستهاند.
روایت دیگری از پیامبر نقل شده که هر که دوست دارد به عروة الوثقی تمسک کند به دوستداشتن علی و اهلبیت من تمسک کند.[۳۴] از امام باقر(ع) نیز روایتی بر همین مضمون نقل شده است.[۳۵]
پانویس
- ↑ آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۵.
- ↑ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۲۸۴.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۲۸۱.
- ↑ سید قطب، فی ظلال القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۲۹۲.
- ↑ آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۵.
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ۱۳۷۷ش، ج۱۰، ص۱۵۸۴۸.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۷۲.
- ↑ فوزان، سلسله شرح الرسائل، ۲۰۱۹م، ص۱۳۱.
- ↑ سید قطب، فی ظلال القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۲۹۲.
- ↑ یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، مقدمه تحقیق، ج۱، ص۳ و ۴.
- ↑ برای نمونه ر.ک: «العروه الوثقی»، مرکز بررسیهای اسلامی؛ «عروةالوثقی [مجله]» سامانه نشریات ایران.
- ↑ «پژوهشکده بینالمللی عروة الوثقی»
- ↑ فاضل لنکرانی، مقدمات بنیادین علم تفسیر، ۱۳۸۱ش، ص۴۹۰.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۶۷
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۲۸۰
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۲۸۰
- ↑ دهیشی، أسماء القران و اوصافه فی القران الکریم، ۱۴۳۰ق، ص۳۹۴.
- ↑ دهیشی، أسماء القران و اوصافه فی القران الکریم، ۱۴۳۰ق، ص۳۹۴.
- ↑ دهیشی، أسماء القران و اوصافه فی القران الکریم، ۱۴۳۰ق، ص۳۹۴.
- ↑ دهیشی، أسماء القران و اوصافه فی القران الکریم، ۱۴۳۰ق، ص۳۹۴.
- ↑ دهیشی، أسماء القران و اوصافه فی القران الکریم، ۱۴۳۰ق، ص۳۹۵.
- ↑ کاشانی، تفسیر المعین، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۲۸.
- ↑ عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۱۳۸.
- ↑ اشرفزاده، فرهنگ تفسیری قرآن مجید براساس نسخه دانشگاه کمبریج، ۱۳۹۲ش، ص۲۰۹.
- ↑ هاشمی رفسنجانی، فرهنگ قرآن، ۱۳۷۹ش، ج۲۳، ص۸۳.
- ↑ فوزان، سلسله شرح الرسائل، ۲۰۱۹م، ص۱۳۱.
- ↑ برقی، المحاسن، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۲۷۲.
- ↑ آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۵.
- ↑ دهیشی، أسماء القران و اوصافه فی القران الکریم، ۱۴۳۰ق، ص۳۹۴.
- ↑ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۶ق، ج۴، ص۳۷۹.
- ↑ شیخ صدوق، الأمالی، ۱۳۷۶ش، ص۱۹.
- ↑ قاضی نعمان، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۴۰.
- ↑ قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۸۴.
- ↑ شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا علیه السلام، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۵۸.
- ↑ ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۳.
منابع
- ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، قم، انتشارات علامه، چاپ اول، ۱۳۷۹ق.
- اشرفزاده، رضا، فرهنگ تفسیری قرآن مجید براساس نسخه دانشگاه کمبریج، مشهد، سخن گستر، ۱۳۹۲ش.
- آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: علی عبدالباری عطیة، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
- بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، بنیاد بعثت، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
- برقی، ابوجعفر احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق و مصحح: جلالالدین محدث، قم، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، ۱۳۷۱ق.
- پژوهشکده بینالمللی عروة الوثقی، تاریخ بازدید: ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، زیر نظر: سید جعفر شهیدی، به کوشش: غلامرضا ستوده، ایرج مهرکی، اکرم سلطانی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ش.
- دهیشی، عمر بن عبد العزیز، أسماء القرآن و اوصافه فی القران الکریم، دمام – عربستان، دار ابن الجوزی، ۱۴۳۰ق.
- سید قطب، فی ظلال القرآن، بیروت، قاهره، دارالشروق، چاپ هفدهم، ۱۴۱۲ق.
- شیخ صدوق، الامالی، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.
- شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا (ع)، محقق و مصحح: مهدی لاجوردی، تهران، نشر جهان، چاپ اول، ۱۳۷۸ق.
- «عروةالوثقی [مجله]» سامانه نشریات ایران، تاریخ بازدید: ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ش.
- «العروه الوثقی»، مرکز بررسیهای اسلامی، تاریخ بازدید: ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ش.
- عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیّاشی، محقق و مصحح: هاشم رسولی محلاتی، تهران، المطبعة العلمیة، چاپ اول، ۱۳۸۰ق.
- فاضل لنکرانی، محمد، مقدمات بنیادین علم تفسیر، تهران، بنیاد قرآن، ۱۳۸۱ش.
- فوزان، صالح، سلسله شرح الرسائل، الریاض، مکتبة الامام الذهبی، الطبعة الأولی، ۲۰۱۹م.
- فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، تحقیق: حسین اعلمی، تهران، انتشارات الصدر، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق.
- قاضی نعمان مغربی، شرح الاخبار فی فضائل الأئمة الأطهار (ع)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
- قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح: سید طیب موسوی جزائری، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق.
- کاشانی، محمد بن مرتضی، تفسیر المعین، تحقیق: درگاهی، حسین، قم، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: علیاکبر غفاری، محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
- هاشمی رفسنجانی، اکبر، فرهنگ قرآن، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۹ش.
- یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۹ق