یتیم
این مقاله نیازمند بازنویسی است. پس از بازنویسی این الگو را از مقاله بردارید. |
این مقاله یک نوشتار توصیفی درباره یک مفهوم فقهی است و نمیتواند معیاری برای اعمال دینی باشد. برای اعمال دینی به منابع دیگر مراجعه کنید. |
| بخشی از احکام عملی و فقهی |
|---|
یَتیم به فردی گفته میشود است که پیش از بلوغ، پدر خود را از دست داده است؛ هرچند در قرآن و حدیث، این واژه به معنای از دست دادن یکی از والدین نیز به کار رفته است. قرآن و روایات بر تکریم و سرپرستی یتیمان تأکید دارند و به احسان، انفاق، اطعام و اصلاح امور آنان توصیه میکنند.
بهدلیل عدم بلوغ و ناتوانی در تصرفات حقوقی، اموال یتیمان تحت حمایت ویژه قانون و فقه قرار دارد. بر اساس آیات قرآن، امانتداری در اموال یتیم واجب است و هرگونه تصرف در آن تنها در صورتی جایز است که به «بهترین وجه» و با هدف حفظ یا رشد اموال صورت گیرد. از این رو، خوردن مال یتیم از گناهان کبیره شمرده شده و انجام فعالیتهای اقتصادی نظیر تجارت یا قرض دادن از اموال وی، تنها در صورت احراز «مصلحت یتیم» مجاز است.
در فقه، ولایت قهری بر یتیم به ترتیب با پدر، جد پدری، وصی پدر یا وصی جد، و در نهایت حاکم شرع یا مؤمنان عادل است. مادر و سایر بستگان، ولایت مستقیم بر یتیم ندارند. همچنین، ازدواج یتیم منوط به اجازه ولی او (پدر یا جد پدری) است. در خصوص ازدواج با دختران یتیم، قرآن بر رعایت عدالت اقتصادی تأکید ورزیده و در صورت بیم ازعدم رعایت آن، ازدواج با سایر زنان توصیه شده است.
زدن یتیم بسته به نیت فرد، میتواند واجب (تنبیه)، مستحب (تربیت) یا حرام (آزار) باشد. یتیمان در سوره انفال به عنوان یکی از مصارف خمس معرفی شدهاند و شرط بهرهمندی آنها از خمس، ایمان و فقر است.
مفهومشناسی
یتیم در اصطلاح فقهی کسی است که پدرش را قبل از بلوغ از دست داده است؛[۱] هرچند جدش زنده باشد.[۲] از نظر شرعی به کسی که مادرش فوت کرده باشد یتیم نمیگویند.[۳] در قرآن و حدیث، یتیم به معنای انفراد و تنهایی و در انسان شامل کسی میشود که یکی از والدینش را از دست داده است[۴] نیز استعمال شده است.[۵]
یتیمان آلمحمد
براساس احادیث تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع)، شدیدترین مصداق یتیمی، دوری و محرومیت از دسترسی به امامِ عصر است؛ زیرا چنین فردی از سرپرستِ حقیقی و راهبرِ معنوی خود جدا افتاده و در حیرت به سر میبرد.[۶] هدایت معنوی و آموزش علوم آلمحمد(ع) به این افراد، والاترین نوعِ سرپرستیِ یتیم محسوب میشود؛ بهگونهای که فضیلتِ هدایتگرانِ آنان بر کسانی که صرفاً به تأمین نیازهای مادی (آب و غذا) یتیمان میپردازند، همانند برتری خورشید بر ستارگان توصیف شده است.[۷]
هدایتگران ایران افراد، بهپاسِ روشنگریِ خود، در قیامت تاجی از نور بر سر خواهند داشت. تجمل هدایتِ یتیمانِ معنوی، برای ابلیس، از تحملِ عبادتِ هزار عابدِ بیتأثیر، دشوارتر است.[۸]
یتیمنوازی
در قرآن و روایات، تأکید فراوانی بر تکریم و سرپرستی یتیمان شده است. قرآن به احسان،[۹] انفاق،[۱۰] اطعام[۱۱] و اصلاح امور یتیمان توصیه میکند[۱۲] و کسی را که روز جزا را انکار میکند، همانند کسی میداند که به یتیم اهانت و خشونت روا میدارد.[۱۳] همچنین، بر اساس یک توصیه اخلاقی، هنگام تقسیم ارث، حتی اگر یتیم وارث نباشد، سهمی به او تعلق میگیرد.[۱۴]
پیامبر اکرم(ص) خانهای را که در آن به یتیم نیکی شود، بهترین خانه و خانهای که بر یتیم ستم شود را بدترین خانه دانستهاند.[۱۵] امام علی(ع) نوازش بر سر یتیم را موجب ثواب فراوان شمرده[۱۶] و در وصیت خود به امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بر مراقبت از یتیمان سفارش کردهاند که نباید گاهی سیر و گاهی گرسنه بمانند.[۱۷] براساس روایات، کفالت و تأمین هزینه یتیم تا زمان بینیازی یا بلوغ، بهشت را بر فرد کفیل واجب میسازد.[۱۸]
درد یتیمی از زبان سعدی پدر مرده را سایه بر سر فکنغبارش بیفشان و خارش بکنندانی چه بودش، فرو مانده سختبود تازه، بیبیخ، هرگز درخت؟!چو بینی یتیمی، سر افکنده پیشمده بوسه بر روی فرزند خویشیتیم ار بگرید که نازش خرد؟وگر خشم گیرد، که بارش برد؟الا تا نگرید که عرش عظیمبلرزد همی چون بگرید یتیمبه رحمت بکن آبش از دیده پاکبه شفقت بیفشانش از چهره خاکاگر سایهای خود برفت از سرشتو در سایه خویشتن پرورشمن آنگه سرِ تاجور داشتمکه سر در کنار پدر داشتماگر بر وجودم نشستی مگسپریشان شدی خاطر چند کسکنون دشمنان گر برندم اسیرنباشد کس از دوستانم نصیرمرا باشد از درد طفلان خبرکه در طفلی از سر برفتم پدریکی خار پای یتیمی بکندبه خواب اندرش دید صدر خُجَندهمی گفت و در روضهها میچمیدکز آن خار، بر من چه گلها دمید
کلیات سعدی، ۱۳۸۱ش، بوستان، باب دوم، صص۲۵۴–۲۵۵
احکام یتیم
در ابواب مختلف فقهی، احکام مربوط به یتیمان مورد بحث قرار گرفته است، از جمله در مباحث حجر، خمس، زکات، بیع، قرض، وصیت، نکاح و ولایت فقیه.
محجور بودن
یتیمان، نابالغ محسوب میشوند[۱۹] و به همین دلیل، از تصرف در اموال و حقوق مالی و حتی غیرمالی خود (مانند حق قصاص و طلاق)[۲۰] ممنوع هستند.[۲۱] این ممنوعیت مستند به آیه ۶ سوره نساء است[۲۲] که به آزمایش یتیمان و لزوم بلوغ و رشد آنها اشاره دارد. در فقه، درباره تقدم و تأخر بلوغ و رشد[۲۳] و همچنین شرط عدالت برای رفع حجر از اموال یتیم، بحثهایی وجود دارد.[۲۴] طبق قانون مدنی ایران، اموال فرد بالغ تنها در صورتی به او داده میشود که رشد او نیز ثابت شده باشد.
- امانتداری در اموال یتیم
به گفته مفسران، آیات ۱۵۲ سوره انعام و ۳۴ سوره اسراء، از نزدیک شدن و تصرف در اموال یتیمان نهی کردهاند، مگر به بهترین وجه که شامل حفظ و افزایش اموال میشود.[۲۵] فقها، از جمله شیخ انصاری، درباره رعایت مصلحت یتیم یا کفایت عدم وجود مفسده در تصرف در اموال او بحث کردهاند.[۲۶]
در دوران جاهلیت، یتیمان از ارث محروم بودند و اموالشان مورد سهلانگاری قرار میگرفت.[۲۷] به همین دلیل، در قرآن (مانند آیه ۳ سوره نساء) احکام مهمی درباره مال یتیم صادر شده است:
- وجوب بازگرداندن اموال یتیمان به خودشان.
- نهی از تبدل مال خبیث به طیب (خیانت در امانت نسبت به اموال یتیم).
- حرمت مخلوط کردن مال خود با اموال یتیم و تصرف در مجموع آنها.[۲۸]
آیه ۱۰ سوره نساء نیز به عذاب اخروی متجاوزان به اموال یتیمان اشاره دارد و چهره حقیقی تصرف ظالمانه را «آتشخواری» معرفی میکند. این آیه همچنین بیان میکند که تجارت و تصرف عادلانه با مال یتیم، ظلم محسوب نشده و جایز است.[۲۹] در روایات نیز، خوردن ظالمانه مال یتیم از گناهان کبیره شمرده شده[۳۰] و برای آن عقوبت دنیوی و اخروی بیان شده است،[۳۱] بدون توجه به کم یا زیاد بودن مقدار آن.[۳۲]
- تجارت و قرض با مال یتیم
براساس نظر شیخ طوسی، اگر مال یتیم برای مضاربه به دیگری داده شود، سود طبق توافق تقسیم شده و در صورت ضرر، فردی که مال را داده است ضامن خواهد بود.[۳۳] اما به نظر ابنادریس، اگر ناظر شرعی، وصی یا ولی یتیم باشد و مصلحت یتیم را در تجارت در نظر بگیرد، در صورت خسارت ضامن نیست.[۳۴] قرض دادن از مال یتیم نیز تنها در صورتی جایز است که مصلحت یتیم در آن رعایت شود، مثلاً برای رفع نیاز مالی قرضگیرنده باشد.[۳۵]
ولی یتیم

در فقه و قانون مدنی، ولیّ قهری صغیر (نابالغ) ابتدا پدر اوست و پس از او، یکی از اجداد پدری (با اولویت نزدیکتر و زندهتر).[۳۶] اگر پدر و اجداد پدری در قید حیات نباشند، ولایت به وصی پدر یا اجداد پدری میرسد.[۳۷] در صورت نبود این افراد، ولایت با حاکم شرع است[۳۸] و اگر دسترسی به او ممکن نباشد، با عدول مؤمنین خواهد بود.[۳۹] به گفته فقیهان، مادر، برادران، عمهها و عموها ولایتی بر یتیم ندارند.[۴۰] همچنین، در صورت فسق جد پدری،[۴۱] ولایت او ساقط میشود.[۴۲] همچنین گفته شده در ولایت بر یتیم، با وجود جد یتیم، حاکم نیز هیچ ولایتی بر او ندارد[۴۳] فقها، از جمله شیخ انصاری، ولایت بر یتیم و اموالش را از امور حسبیه دانسته و در صورت نبود سرپرست، آن را بر عهده فقیه عادل (حاکم) میدانند.[۴۴] قانون مدنی ایران نیز در مواد مربوطه به ولایت قهری، عدم لیاقت، امانتداری و نصب قیّم برای صغیرانی که ولی خاص ندارند، پرداخته است.
- ازدواج و طلاق یتیم
ولی صغیر و نابالغ پسر و دختر برای ازدواج و عقد نکاح، پدر و جد پدری است[۴۵] و مادر و دیگر بستگان ولایتی ندارند.[۴۶] و با فوت پدر، به نظر برخی از فقیهان، ولایت جد برقرار است؛ چرا که در اصل این ولایت مشروط به وجود پدر نیست.[۴۷] پس از عقد نکاح توسط جد پدری، پسر و دختر صغیر (در اینجا یتیم) پس از بلوغ خیار و اجازه فسخ ندارند.[۴۸]
- ازدواج با دختران یتیم و رعایت عدالت
قرآن کریم در آیه سوم سوره نساء، بهدلیل سوء استفاده برخی مردان از دختران یتیم برای تصاحب اموالشان و عدم رعایت حقوق آنها، ازدواج با دختران یتیم را تنها در صورتی جایز میداند که فرد از رعایت عدالت اقتصادی و مالی (قسط و عدل) نسبت به آنها اطمینان داشته باشد.[۴۹] در غیر این صورت، توصیه شده است که با زنان دیگر ازدواج کند[۵۰] و در صورت توانایی بر رعایت عدالت بین همسران، میتواند تا چهار زن را به عقد دائم خود درآورد.[۵۱] منظور از «یتامی» در این آیه، دختران بالغی است که بهدلیل سابقه یتیم بودن[۵۲] یا تنهایی و بیهمسری، با این عنوان خوانده شدهاند.[۵۳]
همچنین، آیه ۱۲۷ سوره نساء بر لزوم رعایت حقوق تمام یتیمان، از جمله دختران خردسال یتیم (یتامی النساء) و کودکان ناتوان، در زمینههایی چون ارث، مهریه و حق ازدواج تأکید میکند[۵۴] و امر به عدالت در مورد آنان میکند.[۵۵] در تفسیری دیگر، «یتامی النساء» به مادرانی که سرپرستی یتیمان را بر عهده دارند، اطلاق شده و رعایت حال آنها سفارش شده است.[۵۶]
حضانت و تأدیب
به گفته فقیهان، در صورت فوت پدر، حق حضانت یتیم با مادر اوست[۵۷] و دیگران اولویتی ندارند.[۵۸] اگر هر دو والد در قید حیات نباشند، جد پدری سرپرستی یتیم را بر عهده میگیرد.[۵۹] قانون مدنی، اولویت حضانت را به ترتیب به پدر و مادر، جد پدری، وصی پدر و جد اختصاص داده و در غیاب وصی، قیم مسئولیت را بر عهده میگیرد و بستگان در این میان جایگاهی ندارند.[۶۰] طبق ماده ۱۱۷۰ قانون مدنی، حتی با وجود تعیین وصی توسط پدر، حضانت یتیم پس از فوت پدر با مادر است.[۶۱]
در مورد «زدن یتیم»، این عمل بسته به قصد و نیت فرد میتواند به معنای تنبیه، تربیت، احسان یا ظلم باشد.[۶۲] زدن یتیم برای تنبیه واجب، برای تربیت مستحب و به قصد آزار و اذیت حرام است.[۶۳] اگر این عمل با نیت سود رساندن به یتیم انجام شود، احسان تلقی میگردد، اما اگر با هدف آسیب رساندن باشد، ظلم محسوب میشود.[۶۴]
خمس و زکات
به گفته فقیهان، در آیه ۴۱ سوره انفال، یتیمان بهعنوان یکی از مصارف خمس معرفی شدهاند.[۶۵] براساس تفسیر مفسران و فقیهان امامیه، این شامل «سادات یتیم» نیز میشود که نسبشان از پدر به عبدالمطلب میرسد.[۶۶] برای بهرهمندی یتیمان از خمس، شرط است که مؤمن و فقیر باشند.[۶۷] همچنین، براساس آیه ۷ سوره حشر، یتیمان از اموال و غنائم مسلمانان (فیء) سهم میبرند تا این اموال تنها در دست ثروتمندان نگردد. در مورد نسبت این آیه با آیه انفال و تفاوت انفال و فیء، میان مفسران اختلاف نظر وجود دارد.[۶۸]
در میان فقها، درباره شرط بودن بلوغ برای تعلق خمس به مال یتیم اختلاف وجود دارد. برخی از آنان، از جمله شیخ انصاری، معتقدند بلوغ شرط نیست و خمس به مال یتیم نیز تعلق میگیرد.[۶۹] همچنین در تعلق زکات به مال یتیم نیز اختلاف نظر وجود دارد و شیخ انصاری آن را واجب نمیداند.[۷۰]
برای مطالعهٔ بیشتر
کتاب الیتیم فی القرآن و السنّة، تألیف عزالدین بحرالعلوم، از خلال آیات قرآنی به تبیین حقوق یتیم و وظایف اجتماعی مردم در برابر آن پرداخته و فلسفه پارهای از احکام قرآنی مربوط به یتیم را بیان کرده است.[۷۱]
پانویس
- ↑ شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۲۸۱؛ راوندی، فقه القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۲۴۵؛ جصاص، احکام القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۱۲؛ شیخ طوسی، التبیان، [بیتا]، ج۵، ص۱۲۴.
- ↑ آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۱۴، ص۲۴۱؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۵۳۸. (با توجه به این که شیخ انصاری اطلاق آیه «وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْیتِیمِ إِلّا بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ» را شامل جدّ میداند).
- ↑ شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۲۸۲؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۱۹.
- ↑ جصاص، احکام القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۱۲.
- ↑ مشکینی، مصطلحات الفقه، [بیتا]، ص۵۷۶.
- ↑ التفسیر المنسوب، ۱۴۰۹ق، ص۳۳۹–۳۴۵، ح۲۱۴–۲۲۶.
- ↑ جوادی آملی، مفاتیح الحیاة، ۱۳۹۱ش، ص۴۰۴.
- ↑ التفسیر المنسوب، ۱۴۰۹ق، ص۳۳۹–۳۴۵، ح۲۱۴–۲۲۶.
- ↑ سوره نساء، آیه ۳۶ و سوره بقره، آیه ۸۳.
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۱۵.
- ↑ سوره انسان، آیه ۸.
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۲۰.
- ↑ سوره ماعون، آیات ۱ و ۲.
- ↑ سوره نساء، آیه ۸؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۱۷، ص۴۲۵.
- ↑ جوادی آملی، مفاتیح الحیاة، ۱۳۹۱ش، ص۳۹۸ (به نقل از: مستدرک الوسائل، ج۲، ص۴۷۴).
- ↑ شیخ صدوق، ثواب، ۱۳۶۴ش، ص۱۹۹، ح۷۸۴.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۴۷ (ترجمه از حسین انصاریان)؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۵۱.
- ↑ عیاشی، کتاب التفسیر، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۲۴، ح۴۴.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۶، ص۴.
- ↑ لطفی، «استنباط احکام و حقوق محجورین از قرآن کریم»، ۱۳۸۰، ص ۲۲.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۶، ص۴.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۶، ص۱۰.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۶، ص۱۸؛ حلّی، آیات الأحکام، ۱۴۲۵ق، ج۲، ص۱۰۱–۱۰۶.
- ↑ وجدانی فخر، الجواهر الفخریة، ۱۴۲۶ق، ج۸، ص۲۲۵–۲۲۸.
- ↑ حسینی شیرازی، تبیین القرآن، ۱۴۲۳ق، ص۲۹۷.
- ↑ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۵۷۳–۵۸۰.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۱۷، ص۲۱۳و۲۱۴.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۱۷، ص۲۱۳و۲۱۴.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۱۷، ص۴۷۱.
- ↑ عیاشی، کتاب التفسیر، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۳۷، ح۱۰۵.
- ↑ عیاشی، کتاب التفسیر، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۲۳، ح۳۷و۳۹.
- ↑ عیاشی، کتاب التفسیر، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۲۴، ح ۴۲.
- ↑ شیخ طوسی، النهایة، ۱۴۰۰ق، ص۴۳۰.
- ↑ ابن ادریس، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۴۱۱.
- ↑ علامه حلی، تحریر الاحکام، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۵۴۵.
- ↑ بحرانی، الحدائق الناضرة، ۱۴۰۵ق، ج۱۸، ص۳۲۲.
- ↑ بحرانی، الحدائق الناضرة، ۱۴۰۵ق، ج۱۸، ص۳۲۲.
- ↑ بحرانی، الحدائق الناضرة، ۱۴۰۵ق، ج۱۸، ص۳۲۲.
- ↑ بحرانی، الحدائق الناضرة، ۱۴۰۵ق، ج۱۸، ص۳۲۲.
- ↑ حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، بیروت، ج۵، ص۲۵۸.
- ↑ حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، بیروت، ج۵، ص۲۵۷.
- ↑ حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، بیروت، ج۵، ص۲۵۸.
- ↑ خویی، مصباح الفقاهة، بیتا، ج۱، ص۵۲۲.
- ↑ منتظری نجفآبادی، مبانی فقهی حکومت اسلامی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۹۵و۳۱۹.
- ↑ انصاری، موسوعة أحکام الأطفال و أدلّتها، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۵۳۴.
- ↑ طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۸۶۴؛ انصاری، موسوعة أحکام الأطفال و أدلّتها، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۵۴۴.
- ↑ طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۸۶۵؛ انصاری، موسوعة أحکام الأطفال و أدلّتها، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۵۵۴.
- ↑ طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۸۶۵.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۱۷، ص۲۳۷.
- ↑ طباطبایی، المیزان، منشورات اسماعیلیان، ج۵، ص۱۰۷.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۱۷، ص۲۳۸.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۱۷، ص۲۳۸.
- ↑ سیدمرتضی، الانتصار، ۱۴۱۵ق، ص۲۸۹.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۹۴ش، ج۲۱، ص۳۴.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۹۴ش، ج۲۱، ص۴۱.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۹۴ش، ج۲۱، ص۳۴و۴۰.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۱، ص۲۹۳.
- ↑ مزروعی، «ماهیت حضانت»، ۱۳۸۷ش، ص۱۴۷.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۱، ص۲۹۵.
- ↑ طاهری، حقوق مدنی، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۳۳۳.
- ↑ طاهری، حقوق مدنی، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۳۳۳.
- ↑ لاری، التعلیقة علی المکاسب، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۷۰.
- ↑ شهید ثانی، رسائل الشهید الثانی، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۱۶۵.
- ↑ حائری مجاهد، کتاب المناهل، ۱۲۴۲ق، ص۴۸۴.
- ↑ حسینی شیرازی، تبیین القرآن، ۱۴۲۳ق، ص۱۹۴.
- ↑ خمینی، تحریر الوسیلة، قم، ج۱، ص۳۶۵.
- ↑ خمینی، تحریر الوسیلة، قم، ج۱، ص۳۶۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابن جوزی، زاد المسیر، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۲۵۷ (از میان تفاسیر اهل سنت)؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۹، ص۳۹۱و۳۹۲ (از میان تفاسیر شیعه).
- ↑ سبزواری، الخمس، ۱۴۲۴ق، ص۲۵۴و۲۵۵.
- ↑ شیخ انصاری، کتاب الزکاة، ۱۴۱۵ق، ص۹۰.
- ↑ حاجی میرزایی، «الیتیم فی القرآن و السنة»، ص۲۳۶۸.
منابع
- آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: علی عبدالباری عطیة، بیروت: دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
- ابنادریس حلی، محمد بن منصور، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم: انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
- ابنجوزی، عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، تحقیق: عبدالرزاق المهدی، بیروت: دار الکتاب العربی، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
- انصاری شیرازی، قدرتالله و گروهی از محققان، موسوعة أحکام الأطفال و أدلّتها: مقارنه تفصیلیه بین مذهب الامامیه و المذاهب الاخری، تحت اشراف محمدجواد فاضل لنکرانی، قم: مرکز فقهی ائمه اطهار (ع)، ج۱، چاپ اول، ۱۴۲۹ق.
- بحرانی آل عصفور، یوسف، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، محقق: محمد تقی ایروانی و سید عبد الرزاق مقرم، قم: انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۵ق (مطابق نسخه دار الکتب الإسلامیة نجف).
- جصاص، احمد بن علی، احکام القرآن، تحقیق: محمد صادق قمحاوی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ق.
- جوادی آملی، عبدالله، تسنیم: تفسیر قرآن کریم، ج۱۷، تحقیق و تنظیم: حسین اشرفی و عباس رحیمیان، قم: مرکز نشر اسراء، چاپ دوم، ۱۳۸۹ش.
- جوادی آملی، عبدالله، تسنیم: تفسیر قرآن کریم، ج۲۱، تحقیق و تنظیم: مجید حیدریفر و روحالله رزقی، قم: مرکز نشر اسراء، چاپ دوم، ۱۳۹۴ش.
- جوادی آملی، عبدالله، مفاتیح الحیاة، قم، نشر اسراء، چاپ چهل و چهارم، ۱۳۹۱ش.
- حاجی میرزایی، فرزاد، «الیتیم فی القرآن و السنة»، دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، به کوشش بهاءالدین خرمشاهی، تهران، ناهید و دوستان، ۱۳۷۷ش.
- حائری مجاهد طباطبایی، سید محمد، کتاب المناهل، قم: مؤسسه آل البیت (ع)، چاپ اول، ۱۲۴۲ق.
- حسن بن علی (ع)، التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری (ع)، قم: مدرسه امام مهدی (ع)، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
- حسینی شیرازی، سید محمد، تبیین القرآن، بیروت: دار العلوم، چاپ دوم، ۱۴۲۳ق.
- حسینی عاملی، سید جواد بن محمد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلاّمة، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، [بیتا].
- حلّی، مقداد بن عبدالله، آیات الأحکام، قم: مرتضوی، چاپ اول، ۱۴۲۵ق.
- حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، قم: مؤسسة آل البیت (ع)، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
- خمینی، سید روحالله، تحریر الوسیلة، قم: دار العلم، چاپ اول، [بیتا].
- خویی، سید ابو القاسم موسوی، مصباح الفقاهة ـ المکاسب، مقرر: محمد علی توحیدی، [بیجا]، [بیتا].
- راوندی، قطب الدین، فقه القرآن فی شرح آیات الاحکام، مصحح: سید احمد حسینی، قم: کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، چاپ دوم، ۱۴۰۵ق.
- زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت: دار الکتاب العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۷ق.
- زنجانی، سید موسی شبیری، کتاب نکاح، قم: چاپ اول، مؤسسه پژوهشی رایپرداز، ۱۴۱۹ق.
- سبزواری، سید عبد الاعلی، الخمس، بغداد: دفتر حضرت آیة الله سبزواری، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
- سعدی، کلیات سعدی، تصحیح محمدعلی فروغی، تهران، هرمس، ۱۳۸۵ش.
- سبزواری، سید عبد الاعلی، مهذّب الأحکام فی بیان الحلال و الحرام، قم: مؤسسه المنار، چاپ چهارم، ۱۴۱۳ق.
- سیدمرتضی (علم الهدی)، الانتصار، قم: انتشارات اسلامی، ۱۴۱۵ق.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة (للصبحی صالح)، قم، نشر هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
- شهید ثانی، رسائل الشهید الثانی، محقق: مختاری، رضا و حسین شفیعی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۴۲۱ق.
- شیخ انصاری، کتاب الخمس، قم: کنگره جهانی بزرگداشت شیخ اعظم انصاری، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
- شیخ انصاری، کتاب الزکاة، قم: کنگره جهانی بزرگداشت شیخ اعظم انصاری، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
- شیخ انصاری، کتاب المکاسب المحرمة و البیع و الخیارات، چاپ اول، کنگره جهانی بزرگداشت شیخ اعظم انصاری، ۱۴۱۵ق،
- شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم: الشریف الرضی، ۱۳۶۴ش.
- شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، قم: انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
- شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، تحقیق: احمد قصیرعاملی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- شیخ طوسی، المبسوط فی فقه الإمامیة، محقق: سید محمد تقی کشفی، تهران: المکتبة المرتضویة لاحیاء الآثار الجعفریة، چاپ سوم، ۱۳۸۷ق.
- شیخ طوسی، النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، بیروت: دار الکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۰ق.
- صدر، سید محمد، ما وراء الفقه، محقق: جعفر هادی دجیلی، بیروت: دار الأضواء، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
- طاهری، حبیبالله، حقوق مدنی، قم: انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق.
- طباطبایی یزدی، سید محمد کاظم، العروة الوثقی فیما تعم به البلوی، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
- طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم: انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران: انتشارات ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
- علامه حلی، تحریر الاحکام الشرعیة علی مذهب الامامیة، قم: مؤسسه امام صادق (ع)، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
- علی بن موسی(ع)، الفقه المنسوب الی الامام الرضا (ع)، مشهد: مؤسسة آل البیت (ع)، چاپ اول، ۱۴۰۶ق.
- عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، تحقیق: سید هاشم رسولی محلاتی، تهران: چاپخانه علمیه، ۱۳۸۰ق.
- فخر الدین رازی، مفاتیح الغیب، محمد بن عمر، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
- قانون مدنی: مصوب ۱۸ اردیبهشت ۱۳۰۷ با اصلاحات بعدی، تهران: اداره کل قوانین و مقررات کشور، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق: غفاری، علی اکبر و محمد آخوندی، تهران: دار الکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
- لاری، سید عبد الحسین، التعلیقة علی المکاسب، قم: مؤسسة المعارف الإسلامیة، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
- لطفی، اسدالله، «استنباط احکام و حقوق محجورین از قرآن کریم»، در مجله پژوهش دینی، سال اول، ش ۲، پاییز ۱۳۸۰ش.
- مزروعی، رسول، «ماهیت حضانت و تعیین صاحبان»، در مجله فقه اهل بیت (ع)، شماره ۵۶، زمستان ۱۳۸۷ش.
- مشکینی، میرزا علی، مصطلحات الفقه، بیجا، بیتا.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران: دار الکتب الاسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
- منتظری نجفآبادی، حسین علی، مبانی فقهی حکومت اسلامی، مترجم: صلواتی، محمود و ابوالفضل شکوری، قم: مؤسسه کیهان، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
- نجفی، محمدحسن (صاحب جواهر)، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق.
- وجدانی فخر، قدرتالله، الجواهر الفخریة فی شرح الروضة البهیة، قم: انتشارات سماء، چاپ دوم، ۱۴۲۶ق.
