پرش به محتوا

مفقودالاثر

از ویکی شیعه

مفقودالاثر یا مفقودالخبر به فردی گفته می‌شود که مدت طولانی از محل زندگی خود ناپدید شده و هیچ اطلاعی از زنده یا مرده بودن او وجود نداشته باشد. بنابر نظر مشهور فقیهان، اگر مرگ چنین فردی ثابت شود یا زمانی بگذرد که زنده بودن او عرفاً بعید شمرده شود، اموالش میان وارثان تقسیم می‌گردد.

در صورت مفقود شدن شوهر، زن می‌تواند صبر کند یا از حاکم شرع تقاضای طلاق نماید. مطابق نظر مشهور، حاکم برای جست‌وجوی شوهر چهار سال مهلت تعیین می‌شو.د؛ اما به نظر امام خمینی اگر ادامه زندگی موجب عسر و حرج باشد، زن پیش از پایان این مدت نیز حق درخواست طلاق دارد.

مشهور فقیهان اجرای صیغه طلاق را بر عهده ولیّ شوهر (پدر یا جد پدری) می‌دانند و در صورت نبودن ولی یا خودداری او، حاکم شرع طلاق را جاری می‌کند. این طلاق، رجعی است، اما مدت عده از نظر عددی همانند عده وفات محسوب می‌شود.

از نمونه‌های شناخته‌شده افراد مفقودالاثر می‌توان به امام موسی صدر (زاده: ۱۳۰۷ش) و احمد متوسلیان اشاره کرد.

مفهوم‌شناسی و جایگاه

مفقودالاثر یا مفقودالخبر به فردی گفته می‌شود که هیچ اطلاعی از حیات یا مرگ او در دست نباشد.[۱] در فقه از این وضعیت به عنوان «غیبت مُنْقَطِعه» یاد می‌شود[۲] و احکام آن عمدتا در ابواب ارث[۳] و طلاق[۴] مطرح می‌شود. این حكم، شامل ناپدید شدن در شهر، سفر، جنگ يا دريا می‌شود،[۵] هرچند صاحب حدائق (درگذشت: ۱۱۸۶ق) آن را مختص سفر دانسته[۶] و به حکم محمدجعفر اصفهانی درباره طلاق برخی زنان در جریان حمله افغان‌ها در دوره شاه‌سلطان‌حسین در حوالی کرمان که همرانشان ناپدید شده بودند به عنوان شاهدمثال استناد شده است.[۷] ماده ۱۰۱۱ قانون مدنی ایران نیز به این موضوع اختصاص دارد.[۸]

از افرادی که سرنوشت آنان نامعلوم مانده، امام موسی صدر[۹] رهبر شیعیان لبنان است که در شهریور ۱۳۵۷ش در لیبی ربوده شد. همچنین احمد متوسلیان فرمانده نظامی ایرانی که در تیر ۱۳۶۱ش در لبنان ربوده شدند.[۱۰]

اصطلاح در ادبیات جمهوری اسلامی ایران

در جنگ عراق علیه ایران، این اصطلاح در ادبیات رسمی برای رزمندگانی به‌کار می‌رفت که شهادتشان قطعی تلقی می‌شد ولی جسد آنان یافت نمی‌گردید (مفقودالجسد)،[۱۱] احکام فقهی مفقودالاثر بر آنان جاری نیست.

مدت انتظار برای تقسیم اموال

فقیهان، درباره تقسیم اموال مفقودالاثر، نظرات مختلفی دارند. مشهور آنان معتقدند که اموال مفقودالاثر تا زمان مشخص شدن فوت یا سپری شدن مدتی که زنده بودن او عرفاً بعید است، تقسیم نمی‌شود؛[۱۲] مستند این دیدگاه، بنای بر زنده بودن شخص غایب است.[۱۳] در مقابل، برخی فقها مانند شیخ مفید حکم به تقسیم اموال پس از گذشت ده سال داده‌اند[۱۴] و شهید ثانی نیز این قول را از ابن‌جنید نقل کرده است.[۱۵]

دیدگاه سومی از سوی فقهایی همچون سید مرتضی،[۱۶] ابن‌زُهره،[۱۷] ابوالصلاح حلبی[۱۸] و شهید ثانی[۱۹] مطرح شده که تقسیم اموال را پس از چهار سال جست‌وجو جایز می‌دانند. فقهایی چون سید محمدسعید حکیم،[۲۰] خویی،[۲۱] و سیستانی[۲۲] نیز معتقدند که در صورت انجام جست‌وجوی کافی، تقسیم اموال پس از چهار سال جایز است و در صورت فقدان جست‌وجو، گذشت ده سال از زمان غیبت لازم است. فقها همچنین حق شفعه را مفقودالاثر ثابت می‌دانند و در صورت بازگشت، او می‌تواند آن را اعمال کند.[۲۳]

حکم تقسیم سهم‌الارث

اگر فردی فوت کند و فرزندی مفقودالاثر داشته باشد، سهم سایر ورثه پرداخت می‌شود و سهم فرزند غایب تا روشن شدن وضعیت او کنار گذاشته می‌شود.[۲۴] اگر مدت انتظار طولانی شود یا ده سال از زمان غیبت بگذرد، سهم او میان دیگر وراث تقسیم می‌شود. در صورت بازگشت غایب، تقسیم‌کنندگان ضامن‌اند و باید سهم او را به وی بازگردانند.[۲۵]

امور مربوط به خانواده

فقها درباره احکام زوجیت و نفقه زن فرد مفقودالاثر نظرات مختلفی دارند:

اگر شوهر زنی ناپدید شود، بنابر نظر مشهور فقها، چنانچه شوهر دارای مالی برای تأمین مخارج زن باشد یا سرپرستی برای پرداخت هزینه‌ها وجود داشته باشد، زن باید تا روشن شدن وضعیت شوهر صبر کند.[۲۶] در صورت عدم پرداخت توسط شوهر، از بیت‌المال داده می‌شود.[۲۷] در صورتی که زن بخواهد ازدواج کند یا از صبر خودداری نماید، فقها در این زمینه اختلاف‌نظر دارند. مشهور آنان معتقدند زن برای طلاق باید به حاکم شرع مراجعه کند و حاکم چهار سال برای جست‌وجوی شوهر مهلت می‌دهد.[۲۸] برخی فقها مانند فیض کاشانی،[۲۹] صاحب حدائق،[۳۰] خویی[۳۱] و صاحب عروه[۳۲] این مدت را آغاز غیبت شوهر محاسبه می‌کنند تا از سختی و به‌ گناه افتادن زن جلوگیری شود.[۳۳]

صاحب عروه[۳۴] و امام خمینی[۳۵] طلاق پیش از پایان چهار سال را در صورت سختی و مشقت زن جایز می‌دانند. امام خمینی همچنین قائل است که زن می‌تواند به دلیل ناامیدی از پیدا شدن شوهر حتی قبل از مراجعه به حاکم جدا شود.[۳۶]

  • اگر پس از جست‌وجو مشخص شود که فرد زنده است، زن باید صبر کند و حق جدایی ندارد.[۳۷]
  • اگر خبری از شوهر در مدت تعیین‌شده نشود و ولیّ شوهر نفقه را پرداخت کند، زن باید صبر کند[۳۸] اگر نفقه‌اش پرداخت شود، اما نخواهد صبر کند زن از شوهر جدا می‌شود،[۳۹] به نظر سیستانی، زن لازم نیست صبر کند و می‌تواند از حاکم شرع درخواست طلاق نماید.[۴۰]

مجری صیغه طلاق

فقها درباره نحوه اجرای طلاق اختلاف نظر دارند

  1. نظر مشهور: اجرای صیغه طلاق بر عهده ولیّ شوهر است و اگر ولیّ نباشد یا امتناع کند، حاکم شرع طلاق را جاری می‌کند. این طلاق، رجعی است.[۴۱] شهید اول[۴۲] و فاضل هندی[۴۳] معتقدند از همان ابتدا حاکم باید زن را طلاق دهد.
  2. برخی از فقها نظیر شیخ طوسی[۴۴] و ابن‌ادریس حلی،[۴۵] معتقدند نیازی به اجرای صیغه طلاق نیست و حکم حاکم کافی است.
  3. شیخ مفید،[۴۶] شیخ طوسی[۴۷] و علامه حلی[۴۸] معتقدند نگه داشتن عده پس از چهار سال کافی است و نیازی به طلاق توسط ولی یا حاکم نیست.
  4. بنابر نظر مشهور فقها، اگر زن قبل از پایان عده باخبر شود که شوهرش در زمان عده فوت کرده باید عده سابق را قطع کند و عده وفات نگه دارد.[۴۹]

ماهیت عده

فقها درباره ماهیت و مدت عده زن مفقودالاثر اختلاف دارند:

  1. مشهور فقها معتقدند این عده از نظر ماهیت و عدد به اندازه عده وفات است.[۵۰]
  2. شهید ثانی،[۵۱] فیض کاشانی[۵۲] و خوانساری[۵۳] معتقدند از نظر ماهیت و عدد به اندازه عده طلاق است.
  3. شیخ صدوق،[۵۴] طباطبایی یزدی،[۵۵] سید ابوالحسن اصفهانی[۵۶] و امام خمینی[۵۷] معتقدند از نظر ماهیت مانند عده طلاق اما از نظر عدد مانند عده وفات است.
  4. ابن‌حمزه،[۵۸] صاحب جواهر،[۵۹] فاضل هندی[۶۰] و خویی[۶۱] پس از اجرای صیغه طلاق، عده وفات است.
  5. علامه حلی از قول ابن‌جنید نقل کرده اگر ولیّ شوهر، زن را طلاق دهد، عده طلاق است و اگر حاکم حکم به جدایی کند عده وفات است.[۶۲]

پانوشت

  1. محقق حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۳۲۵؛ بحرانی، الحدائق الناضرة، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۱۲، ص۲۷۱.
  2. برای نمونه نگاه کنید به شیخ طوسی، المبسوط فی فقه الإمامية، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۲۷۸.
  3. شیخ طوسی، الخلاف، مؤسسة النشر الإسلامی، ج۴، ص۱۱۹؛ ابن‌ادریس، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۲۹۸
  4. ابن‌ادریس، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۷۳۶.؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۳۴۰.
  5. شهيد ثانى، مسالك الافهام، ۱۴۱۳ق، ج۹، ص۲۸۶؛ نجفى، جواهر الكلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۲، ص۲۹۳.
  6. بحرانی، الحدائق الناضرة، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۲۵، ص۴۸۸.
  7. بحرانی، الحدائق الناضرة، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۲۵، ص۴۸۹.
  8. قانون مدنی ایران، ماده ۱۰۱۱.
  9. «نهم شهریورماه سالروز ربوده شدن امام موسی صدر»، وبگاه خبرگزاری صدا و سیما.
  10. بابایی، در هاله ای از غبار، ۱۳۹۷ش، ص۲۰۰.
  11. شاخص‌ترین شهدای مفقودالاثر ایران، وبگاه خبری تابناک.
  12. برای نمونه نگاه کنید به شیخ طوسی، الخلاف، مؤسسة النشر الإسلامی، ج۴، ص۱۱۹؛ ابن‌ادریس، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۲۹۸؛ علامه حلی، مختلف الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۹، ص۱۱۰؛ علامه حلی، تبصرة المتعلمين، ۱۴۱۱ق، ص۱۷۷؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۹، ص۶۳؛ مکارم شیرازی، الفتاوی الجديدة، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۳۶۲.
  13. شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۴۱۳، ج۱۳، ص۵۷.
  14. شیخ مفید، المقنعة، ۱۴۱۳ق، ص۷۰۶.
  15. شهید ثانی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۱۳، ص۵۸.
  16. سید مرتضی، الانتصار، ۱۴۱۵ق، ص۵۹۵.
  17. ابن‌زهره، غنية النزوع، مؤسسة الامام الصادق(ع)، ص۳۳۲.
  18. ابوالصلاح حلبی، الكافی فی الفقه، ۱۴۰۳ق، ص۳۷۸.
  19. شهید ثانی، الروضة البهية، ج۸، ص۵۰.
  20. حکیم، منهاج الصالحین، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۲۱۲.
  21. خویی، منهاج الصالحین، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۳۷۹.
  22. کتب فتوایی » توضیح المسائل جامع جلد (4)، وبگاه رسمی دفتر آیت‌الله سیستانی.
  23. برای نمونه نگاه کنید به علامه حلی، تبصرة المتعلمين، ۱۴۱۱ق، ص ۱۰۴؛ محقق حلی، شرائع الإسلام، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۷۷۸؛ شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۴۱۳ق، ج۱۲، ص۲۸۶؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۵۳۱.
  24. علامه حلی، مختلف الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۹، ص۱۱۰.
  25. علامه حلی، مختلف الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۹، ص۱۱۰.
  26. ابن‌ادریس، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۷۳۶.؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ج۲، ص۳۴۰.
  27. محقق حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۶۰۲؛ علامه حلی، قواعد الاحکام، ۱۴۱۹ق، ج۳، ص۱۴۴. شهید اول، اللمعة الدمشقيّة، ۱۴۱۰ق، ص۱۸۲؛ شهید ثانی، الروضة البهية، جامعة النجف الدينية، ج۶، ص۵۶؛ فاضل هندی، كشف اللثام، ۱۴۱۶ق، ج۸، ص۱۲۴.
  28. برای نمونه نگاه کنید به شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۲۷۸؛ علامه حلی، قواعد الأحكام، ۱۴۱۹ق، ج۳، ص۱۴۴؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۲، ص۲۹۳؛ شهید ثانی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۹، ص۲۸۴.
  29. فیض کاشانی، مفاتيح الشرائع، ۱۴۰۱ق، ج۲، ص۳۵۱.
  30. بحرانی، الحدائق الناضرة، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۲۵، ص۴۸۷.
  31. خویی، منهاج الصالحین، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۳۰۰.
  32. طباطبایی یزدی، تكملة العروة الوثقى، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۷۱.
  33. فیض کاشانی، مفاتيح الشرائع، ۱۴۰۱ق، ج۲، ص۳۵۱.
  34. طباطبایی یزدی، تكملة العروة الوثقى، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۷۱.
  35. امام خمینی، استفتائات امام خمينى، ۱۳۹۲ش، ج۹، ص۴۷۴.
  36. امام خمینی، استفتائات امام خمينى، ۱۳۹۲ش، ج۹، ص۴۷۴.
  37. شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۲۷۸.
  38. شیخ طوسی، المبسوط فی فقه الإمامية، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۲۷۸؛ ابن‌براج، المهذب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۳۸؛ ابن‌زهره، غنية النزوع، مؤسسة الامام الصادق(ع)، ص۳۸۴.
  39. برای نمونه نگاه کنید به بحرانی، الحدائق الناظرة، ۱۴۰۵ق، ج۲۵، ص۴۷۹.
  40. «کتب فتوایی » توضیح المسائل جامع جلد (4)» وبگاه رسمی دفتر آیت‌الله سیستانی.
  41. برای نمونه نگاه کنید به شیخ ابن‌حمزه، الوسیله، ۱۴۰۸ق، ص۳۲۴؛ صدوق، المقنع، ۱۴۱۵ق، ص۳۵۳؛ شهید ثانی، الروضة البهية فی شرح اللمعة الدمشقية، جامعة النجف الدينية، ج۶، ص۶۶؛ نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۲، ص۲۹۳؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۳۴۳؛ «کتب فتوایی » توضیح المسائل جامع جلد (4)» وبگاه رسمی دفتر آیت‌الله سیستانی.
  42. شهید اول، اللمعة الدمشقيّة، ۱۴۱۰ق، ص۱۹۶.
  43. فاضل هندی، كشف اللثام، ۱۴۱۶ق، ج۸، ص۱۲۵.
  44. شیخ طوسی، الخلاف، مؤسسة النشر الإسلامی، ج۵، ص۷۷؛ شیخ طوسی، المبسوط، ج۵، ۱۳۸۷ق، ص۲۷۸.
  45. ابن‌ادریس، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۷۳۶.
  46. شیخ مفید، المقنعة، ۱۴۱۳ق، ص۵۳۷.
  47. شیخ طوسی، النهایة، ۱۴۰۰ق، ص۵۳۸.
  48. علامه حلی، ارشاد الاذهان، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۴۸.
  49. برای نمونه نگاه کنید به شهید ثانی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۹، ص۲۹۳؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۳۳۹.
  50. برای نمونه نگاه کنید به شیخ مفید، المقنعة، ۱۴۱۳ق، ص۵۳۷؛ سلار دیلمی، المراسم، ۱۴۰۴ق، ص۱۶۵؛ ابن‌سعید، الجامع للشرایع، ۱۴۰۵ق، ص۴۷۳؛ ابن‌براج، المهذب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۳۸؛ ابن‌زهره، غنية النزوع، مؤسسة الامام الصادق(ع)، ص۳۸۴؛ محقق حلی، المختصر النافع، ۱۴۱۸، ج۱، ص۲۱۰.
  51. شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۴۱۳ق، ج۹، ص۲۸۶.
  52. فیض کاشانی، مفاتیح الشرایع، ۱۴۰۱ق، ج۲، ص۳۵۲.
  53. خوانساری، جامع المدارک، ۱۴۰۵ق، ج۴، ص۵۶۶.
  54. صدوق، المقنع، ۱۴۱۵ق، ص۳۵۳.
  55. طباطبایی یزدی، تكملة العروة الوثقى، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۷۱.
  56. اصفهانی، وسيلة النجاة، ۱۳۸۰ش، ص۷۸۹.
  57. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۳۴۳.
  58. ابن‌حمزه، الوسیله، ۱۴۰۸ق، ص۳۲۴.
  59. نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۲، ص۲۹۳.
  60. فاضل هندی، كشف اللثام، ۱۴۱۶ق، ج۸، ص۱۲۵.
  61. خویی، منهاج الصالحین، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۳۰۰.
  62. علامه حلی، مختلف الشیعة، ۱۴۱۸ق، ج۷، ص۳۸۲.

یادداشت

منابع

  • ابوالصلاح حلبی، تقی بن نجم، الکافی فی الفقه، اصفهان، مكتبة الإمام أمير المؤمنين(ع)، ۱۴۰۳ق.
  • ابن‌ادریس، محمد بن احمد، السرائر الحاوی لتحرير الفتاوی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • ابن‌براج، عبدالعزیز بن نحریر، المهذب، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۰۶ق.
  • ابن‌حمزه، محمد بن علی، الوسيلة الی نيل الفضيلة، تحقیق: محمد حسون، قم، منشورات مكتبة آية الله العظمى المرعشي النجفی، ۱۴۰۸ق.
  • ابن‌زهره، حمزه بن علی، غنية النزوع إلی علمی الأصول و الفروع، قم، مؤسسة الامام الصادق(ع)، بی‌تا.
  • ابن‌سعید، یحیی بن احمد، الجامع للشرایع، قم، مؤسسه سيد‌ ‎الشهداء(ع)، ۱۴۰۵ق.
  • اصفهانی، ابوالحسن، وسیلة النجاة، حاشیه‌نویس: سید روح‌الله خمینی، قم، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی، ۱۳۸۰ش.
  • امام خمینی، سید روح‌الله، تحریر الوسیلة، قم، دار العلم، ۱۴۲۱ق.
  • امام خمینی، سید روح‌الله، استفتائات امام خمينى، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، ۱۳۹۲ش.
  • بابایی، گل‌علی، در هاله ای از غبار، تهران، نشر بیست و هفت، ۱۳۹۷ش.
  • بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.
  • جعفری لنگرودی، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوق، تهران، انتشارات کتابخانه گنج دانش، چاپ نوزدهم، سال ۱۳۸۷ش.
  • حکیم، سید محمدسعید، منهاج الصالحین، بیروت، دار الصفوة، ۱۴۱۶ق.
  • خوانساری، سید احمد، جامع المدارک فی شرح المختصر النافع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۰۵ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم، منهاج الصالحین، قم، مدينة العلم، ۱۴۱۰ق.
  • سلار دیلمی، حمزة بن عبدالعزیز، المراسم فی الفقه الإمامی، تحقیق: محمود بستانی، قم، منشورات الحرمین، ۱۴۰۴ق.
  • سید مرتضی، علی بن حسین، الانتصار فی انفرادات الإمامية، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۵ق.
  • شاخص‌ترین شهدای مفقودالاثر ایران، وبگاه خبری تابناک، تاریخ درج مطلب: ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ش، تاریخ بازدید: ۹ مهر ۱۴۰۲ش.
  • شهید اول، محمد بن مکی، اللمعة الدمشقيّة فی فقه الإمامیة، تحقیق: علی‌اصغر مروارید، بیروت، دار التراث، ۱۴۱۰ق.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، المقنعة، قم، کنگره جهانى هزاره شيخ مفيد، ۱۴۱۳ق.
  • شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۳ق.
  • شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية، نجف، جامعة النجف الدينية، بی‌تا.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، المقنع، قم، مؤسسة الإمام الهادی(ع)، ۱۴۱۵ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، کتاب الخلاف، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، بی‌تا.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الإمامية، تحقیق: محمدباقر بهبودی، تهران، المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية، ۱۳۸۷ق.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، المقنعة، قم، كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد، ۱۴۱۳ق.
  • طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، تكملة العروة الوثقى، تصحیح: سید محمدحسین طباطبایی، قم، مکتبة الداوری، ۱۴۱۴ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، تبصرة المتعلمین فی أحکام الدین، تحقیق: محمدهادی یوسفی غروی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. سازمان چاپ و انتشارات، ۱۴۱۱ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، قواعد الأحكام فی معرفة الحلال و الحرام، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشيعة فی أحكام الشريعة‌، قم، دفتر انتشارات اسلامى، ۱۴۱۳ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، إرشاد الأذهان إلی أحکام الإیمان، تحقیق: فارس تبریزیان، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام عن قواعد الأحکام، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۶ق.
  • فیض کاشانی، محمدمحسن، مفاتیح الشرائع، تحقیق: مهدی رجائی، قم، مجمع الذخائر الاسلامية، ۱۴۰۱ق.
  • کتب فتوایی » توضیح المسائل جامع جلد (4)، وبگاه رسمی دفتر آیت‌الله سیستانی، تاریخ بازدید: ۸ مهر ۱۴۰۲ش.
  • محقق حلی، جعفر بن حسن، شرایع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۰۹ق.
  • محقق حلی، جعفر بن حسن، المختصر النافع فی فقه الإمامیة، قم، مطبوعات دینی، ۱۴۱۸ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، الفتاوی الجديدة، قم، مدرسه الامام على بن ابى‌طالب(ع)، ۱۳۸۵ش.
  • نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم، ۱۳۶۲ش.
  • «نهم شهریورماه سالروز ربوده شدن امام موسی صدر»، وبگاه خبرگزاری صدا و سیما، تاریخ درج مطلب: ۹ شهریور ۱۴۰۲ش، تاریخ بازدید: ۷ مهر ۱۴۰۲ش.