پرش به محتوا

لعان

از ویکی شیعه

لِعان یا مُلاعَنَة به معنای لعن دو طرفه میان زن و شوهر برای رد کردن اتهامات مربوط به زنا یا انکار فرزند است. این حکم زمانی اجرا می‌شود که مرد ادعا کند همسرش را در حال زنا دیده یا فرزندش از مرد دیگری است، بدون اینکه شاهدی داشته باشد. در این حالت، هر دو طرف با قسم خوردن و لعن یکدیگر، ادعای خود را ثابت می‌کنند.

براساس آیه ۶ تا ۹ سوره نور، شوهر برای اثبات ادعای خود باید چهار بار شهادت دهد که راست می‌گوید، و در شهادت پنجم لعنت خدا را بر خود می‌آورد اگر دروغ بگوید. زن نیز با شهادت‌های مشابه از خود دفاع می‌کند. این حکم از جهت فقهی موجب بطلان عقد نکاح، حرمت ابدی میان زوجین، سقوط حد قذف و زنا، جدایی فرزند از پدر و عدم ارث بردن از همدیگر می‌شود.

فقیهان برای اجرای لعان شروطی تعیین کرده‌اند؛ از جمله اینکه مرد باید بالغ، عاقل و دارای اختیار باشد، ادعای خود را با شهادت چهارگانه تایید کند و لعان باید در نزد حاکم شرع صورت گیرد. برخی از فقیهان مانند شیخ طوسی معتقدند لعان تنها در عقد دائم قابل اجراست، درحالی‌که دیگران مانند سید مرتضی این حکم را در عقد موقت نیز جاری می‌دانند.

تعریف و جایگاه

لعان یا ملاعنه در فقه اسلامی به معنای لعن دو طرفه بین زن و شوهر است که با هدف دفع حد شرعی یا انکار فرزند متولد شده انجام می‌شود.[۱] و از دید فقیهان شیعه در جایی جاری می‌شود، که مردی ادعا کند همسرش را در حال زنا دیده و شاهدی هم نداشته باشد، و یا ادعا کند فرزندی که زنش به دنیا آورده از مرد دیگری است. در این فرض هر یک از زن و شوهر با الفاظی خاص دیگری را لعن می‌کنند.[۲] برای لفظ لعان در لغت دو احتمال ذکر شده؛ یکی اینکه از مصدرهای باب مفاعله است و یا جمع لعن است و به معنای طرد کردن یا دور کردن می‌باشد.[۳]

ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید شیعه در اهمیت، جایگاه و حکمتِ قرار دادن حکم لعان پنج مطلب ذکر کرده است:

  1. مرد مجبور نمی‌‏شود كه اگر كار خلافى در مورد همسرش ديد سكوت كند و نزد حاکم شرع نرود.
  2. زن هم به مجرد اتهام در معرض مجازات حد زناى محصنه قرار نمی‌گیرد و حق دفاع به او می‌دهد.
  3. شوهر مجبور نمی‌‏شود که اگر با چنين صحنه‌ه‏ایی روبرو شد به دنبال چهار شاهد برود و این راز دردناک را برملا سازد.
  4. اين حکم مرد و زنی را كه ديگر قادر به ادامه زندگى مشترک زناشويى نیستند از هم جدا می‌سازد و حتى اجازه نمی‌‏دهد در آینده با هم ازدواج کنند، چرا که اگر این نسبت راست باشد آنها از نظر روانى قادر بر ادامه زندگى زناشويى نیستند، و اگر هم دروغ باشد عواطف زن آن‌چنان جریحه‏‌دار شده که بازگشت به زندگى مجدد را مشکل می‌سازد.
  5. تكليف فرزند را هم روشن می‌سازد.[۴]

در قانون مدنی ایران برابر با ماده‌های ۸۸۲، ۸۸۳ و ۱۰۵۲، لعان به پیروی از احکام اسلامی، موجب جدایی زن و شوهر، نفی ارث از پدر برای فرزند انکار شده، و حرمت ابدی میان زوجین می‌شود.[۵]

مستندات

فقها آیات ۶ تا ۹ سوره نور را مهم‌ترین دلیل برای بحث لعان دانسته‌اند.[۶] این آیات در پاسخ به سوال سعد بن عباده نازل شد، که درباره افرادی بود که همسرانشان را در حال زنا دیده‌اند، اما شاهدی ندارند. طبق این آیات، مرد باید چهار بار شهادت دهد که راست می‌گوید و در شهادت پنجم بگوید لعنت خدا بر او اگر دروغ گفته باشد. زن هم برای دفع اتهام، چهار بار شهادت می‌دهد که مرد دروغگوست و در شهادت پنجم بگوید: خشم خدا بر او اگر مرد راست گفته باشد. این فرآیند به‌عنوان روش دفع حد شرعی در این نوع اتهامات مطرح می‌شود.[۷]

روایات بسیاری در موضوع لعان در کتب روایی وارد شده است.[۸] کلینی از محدثان شیعه در کتاب الکافی بابی را به روایات لعان اختصاص داده است.[۹]

آثار فقهی

اجرای لعان در حضور حاکم شرع آثاری فقهی دارد که زن و مرد باید به آن ملتزم باشند:

  • لعان مانند طلاق موجب بطلان عقد نکاح می‌شود.[۱۰] و بر زن لازم است که عده طلاق نگه دارد.[۱۱] و زن و مرد بر هم حرام ابدی می‌شوند.[۱۲]
  • لعان در مرد موجب سقوط حد قذف و در زن موجب سقوط حد زنا می‌شود؛ اگر زن لعان را انجام ندهد حد زنا می‌خورد چون لعان مرد به منزله بینه است.[۱۳]
  • اگر لعان در نفی ولد باشد موجب جدایی فرزند از پدر می‌شود و از همدیگر ارث نمی‌برند.[۱۴] و همچنین نزدیکان پدری مانند جد و جده، ارث نمی‌برند.[۱۵] اگر بعدا مرد لعان خود را تکذیب کند، فرزند از او ارث می‌برد ولی پدر هرگز از این فرزند ارث نمی‌برد.[۱۶]

شیوه اجرا

فقیهان در شیوه اجرای لعان گفته‌اند که قاضی به مرد می‌گوید: چهار مرتبه خدا را شاهد بگیرد که در آنچه به زن خود نسبت می‌دهد راستگو است، [یادداشت ۱] بعد از آن قاضی او را نصیحت می‌کند که اگر دروغ می‌گوید از حرف خود برگردد، حال اگر مرد از گفته خود بازگردد، هشتاد ضربه شلاق به عنوان حدّ قذف می‌خورد، و اگر برنگردد برای بار پنجم می‌گویید لعنت خدا بر من اگر از درغگویان باشم.[یادداشت ۲] سپس قاضی به زن می‌گوید: در مورد گفته این مرد چه می‌گویی؟ اگر آنرا تایید کند، سنگسار می‌شود تا زمانی که بمیرد.[۱۷]

اما اگر زوجه گفته شوهرش را انکار کند، قاضی به او می‌گوید: تا چهار مرتبه خداوند را گواه بگیر که همسرت یکی از دروغگویان است، سپس قاضی او را موعظه می‌کند، در این مرحله اگر زن گفته شوهرش را تایید کرد، او را سنگسار می‌کنند اما در صورتی که همچنان گفته شوهر خود را انکار کند؛ قاضی به او می‌گوید: بگو غضب خداوند برمن، اگر همسرم از راستگویان باشد. بعد از این احکام لعان بر زوجین پیاده می‌شود.[۱۸]

شرایط

فقیهان شیعه برای اجرای لعان، شرایطی ذکر کرده‌اند که برخی از آن‌ها به بیان زیر است:

  • زوج باید عاقل، بالغ و دارای اختیار باشد.[۱۹]
  • مرد باید ادعا کند که همسرش را در حین این عمل با چشم خود دیده ولی شاهدی ندارد.[۲۰]
  • عده‌ای مانند شیخ طوسی شرط کرده‌اند که زن یهودی یا نصرانی یا ذمی یا کنیز نباشد، [۲۱] در مقابل عده‌ای مانند شیخ مفید این شرط را نپذیرفته‌اند.[۲۲]
  • لعان قبل از دخول صحیح نمی‌باشد.[۲۳]
  • لعان باید در نزد حاکم یا منصوب حاکم باشد و شروع آن باید با امر او باشد.[۲۴]
  • لازم است لعان با الفاظ عربی خوانده شود، اما در صورتی که طرفین ناتوان از این کار باشند می‌توانند به زبان خود بخوانند.[۲۵]
  • بعضی از فقها مانند شیخ طوسی و ابوالصلاح حلبی گفته‌اند لعان مخصوص عقد دائم است، در مقابل عده‌ایی مانند سید مرتضی و شیخ مفید گفته‌اند در عقد موقت نیز جاری است.[۲۶]

پانویس

  1. شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص۱۸۱.
  2. مشکینی، مصطلحات الفقه، ۱۳۹۲ش، ص۴۵۴.
  3. روحانی، فقه الصادق علیه‌السلام، ۱۴۱۲ق، ج۲۳، ص۲۰۱.
  4. مکارم شیرازی، تفسیرنمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۴، ص۳۸۲ و ۳۸۳.
  5. کتاب قانون مدنی، ج۱، ص۷۷.
  6. روحانی، فقه الصادق علیه‌السلام، ۱۴۱۲ق، ج۲۳، ص۲۰۱.
  7. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۴، ص۳۸۰.
  8. روحانی، فقه الصادق علیه‌السلام، ۱۴۱۲ق، ج۲۳، ص۲۰۱.
  9. نگاه کنید به کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۱۶۴.
  10. مشکینی، مصطلحات الفقه، ۱۴۱۹ق، ص۴۵۵.
  11. صدر، ما وراء الفقه، ۱۴۲۰ق، ج۸، ص۵۱۵.
  12. مشکینی، مصطلحات الفقه، ۱۴۱۹ق، ص۴۵۵.
  13. مشکینی، مصطلحات الفقه، ۱۴۱۹ق، ص۴۵۵.
  14. مشکینی، مصطلحات الفقه، ۱۴۱۹ق، ص۴۵۵.
  15. سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۶، ص۲۶۴.
  16. صدر، ما وراء الفقه، ۱۴۲۰ق، ج۸، ص۵۱۵.
  17. شیخ طوسی، النهایة، ۱۴۰۰ق، ص۵۲۰ و ۵۲۱.
  18. شیخ طوسی، النهایة، ۱۴۰۰ق، ص۵۲۰ و ۵۲۱.
  19. سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۶، ص۲۵۲.
  20. علامه حلی، تحریر الأحکام، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۶۴.
  21. شیخ طوسی، النهایه، ۱۴۰۰ق، ص۵۲۳
  22. شیخ مفید، المقنعه، ۱۴۱۳ق، ص۵۴۲.
  23. شیخ طوسی، النهایه، ۱۴۰۰ق، ص۵۲۲.
  24. سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۶، ص۲۵۷ و ۲۵۸.
  25. سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۶، ص۲۵۸.
  26. فاضل‌آبی، کشف الرموز، ۱۴۱۷ق، ج‌۲، ص۱۵۶.

یادداشت

  1. بیان عربی آن به این صورت است که بگویید: «أُشهد باللّه إنّی من الصادقین فیما ذکرتُه عن هذه المرأة من الفُجور»
  2. بیان عربی به این صورت است که بگویید: «إنّ لعنة اللّه علیَّ إن کنتُ من الکاذبین»

منابع

  • حسینی روحانی، سید محمدصادق، فقه الصادق علیه‌السلام، قم، دار الکتاب- مدرسه امام صادق علیه‌السلام‌، ۱۴۱۲ق.
  • سبزواری، سید عبد الأعلی، مهذب الاحکام فی بیان الحلال و الحرام، قم، مؤسسهٔ المنار، ۱۴۱۳ق.
  • شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، تحقیق: سید محمد کلانتر، قم، داوری، ۱۴۱۰ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن‌، المبسوط فی فقه الإمامیة‌، تهران، المکتبة المرتضویة لإحیاء الآثار الجعفریة‌، ۱۳۸۷ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن‌، النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، بیروت، دار الکتاب العربی‌، ۱۴۰۰ق.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، المقنعه، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • صدر، سید محمد‌، ما وراء الفقه، بیروت، دار الأضواء للطباعة و النشر و التوزیع‌، ۱۴۲۰ق.
  • عبدالمنعم، محمود عبدالرحمن، معجم المصطلحات و الالفاظ الفقهیة، قاهره، دارالفضیله، ۱۴۱۹ق.
  • علامه حلّی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • علامه حلّی، حسن بن یوسف، تحریر الأحکام الشرعیة علی مذهب الإمامیة، نخقیق: جعفر سبحانی تبریزی، قم، مؤسسة الإمام الصادق علیه السلام، ۱۴۲۰ق.
  • فاضل‌آبی، حسن بن ابی‌طالب یوسفی، کشف الرموز فی شرح مختصر النافع، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ سوم، ۱۴۱۷ق.
  • قانون مدنی، جلد اول مصوب ۱۸ اردیبهشت ۱۳۰۷ش، جلد دوم مصوب ۲۸ بهمن و ۲۱ اسفند و ۱۷ و ۱۹ و ۲۰ فروردین ۱۳۱۳ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق‏.
  • مشکینی اردبیلی، علی، مصطلحات‌الفقه، قم، دارالحدیث، ۱۳۹۲ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.