عنین
| بخشی از احکام عملی و فقهی |
|---|
این مقاله یک نوشتار توصیفی درباره یک مفهوم فقهی است و نمیتواند معیاری برای اعمال دینی باشد. برای اعمال دینی به منابع دیگر مراجعه کنید. |
عِنّین یا ناتوان جنسی به مردی گفته میشود که توانایی برقراری رابطه جنسی را از دست داده است. احکام عنین در بخشهای مختلف فقهی از جمله نکاح، قصاص و دیات آمده است. مرد عنین باید بیماری خود را قبل از ازدواج به زن اطلاع دهد و اگر این کار را نکند مرتکب گناه شده است. عنین از مواردی است که در صورت فراهم بودن شروط و نارضایتی زن، سبب فسخ ازدواج میشود.
در این مورد، خیار فسخ برای زنان، فوری است و باید به حاکم شرع مراجعه کند. عنن شدن مرد قبل از عقد و یا بعد از عقد قبل از نزدیکی، از جمله شروط ذکر شده برای خیار فسخ است.
اگر شخص سالم سبب قطع آلت عنین گردد، قصاص نخواهد شد و دیه او یکسوم دیه کامل لحاظ شده است.
مفهومشناسی
عنین یا ناتوان جنسی[۱] به مرد مبتلا به بیماری جنسی که بر اثر آن آلت تناسلی ضعیف شده و نعوظ نمیکند؛[۲] بهطوری که قدرت نزدیکی را از دست میدهد،[۳] و یا به مردی که تمایل جنسی ندارد، گفته شده است.[۴] برخی شخص پیری که قدرت آمیزش نداشته باشد را نیز در حکم عنین دانستهاند؛[۵] تعاریف دیگری نیز از جمله عدم قدرت نزدیکی به خاطر کوچکی آلت و یا حتی نداشتن منی، وجود دارد.[۶]
برخی، علاوهبر بیماری، ضعف در خلقت و یا سن بالا[۷] و حتی سِحر و جادو را از دلایل عنین شدن مرد دانستهاند.[۸] در اصطلاح فقهی به این بیماری عُنَن گفته میشود.[۹] به زنی که تمایل جنسی به مردان ندارد نیز عنینه گفته شده است.[۱۰]
در منابع روایی متقدم همچون من لا یحضره الفقیه و استبصار، روایات مربوط به عنین، در بخشی با عنوان «حکم عنین»[۱۱] و در کتاب الکافی در بخش «تدلیس عنین» جمعآوری شده است.[۱۲] چنانکه در منابع روایی متأخر همچون الحدائق الناضره، در بخش جداگانهای به روایات در این زمینه اشاره کردهاند.[۱۳]
برخی معتقدند که عنین همچون محارم، پیر فرتوت و اطفال نابالغ است و در برابر او رعایت حجاب و پوشاندن زینت بر زنان لازم نیست.[۱۴]
عنین و احکام آن بهعنوان یکی از عیوب مردانه، در بخشهای مختلف فقهی همچون نکاح، قصاص و دیات مورد توجه قرار گرفته است.[۱۵]
عنین سبب فسخ عقد نکاح
عنین از موارد فسخ ازدواج دانسته شده است.[۱۶] این عیب، یکی از عیوب سهگانه[۱۷] یا چهارگانه[۱۸] بهشمار میآید که در صورت فراهم بودن همهٔ شرایط، برای زن حق خیار فسخ ایجاد میکند؛ بدین معنا که به او اجازه میدهد عقد ازدواج را فسخ کند.[۱۹]
مهریه زن در صورت عنین بودن شوهر بنا بر مشهور[۲۰] نصف مهریه دانسته شده است.[۲۱] برخی از فقیهان دلیل این حکم را نص و اجماع دانستهاند[۲۲] چنانکه عدهای بر این اعتقادند که روایات این باب فراوان بوده [۲۳] و در حد مستفیض است. [۲۴] تا آن جا که تمام علمای اسلام جز ابوحنیفه بر حکم این مسئله اجماع و اتفاق نظر دارند.[۲۵]
مرد عنین قبل از ازدواج موظف است تا بیماری خود را به زن اطلاع دهد، اگر این کار را نکند مرتکب گناه شده است.[۲۶]
شروط تحقق فسخ نکاح
- زن قبل از عقد نسبت به عنین بودن شوهر اطلاعی نداشته و بعد از عقد متوجه شده باشد.[۲۷]
- اگر بعد از عقد عنین شده باشد، در صورتی که نزدیکی صورت نگرفته باشد، میتواند عقد را به هم بزند.[۲۸] و اگر یک مرتبه نزدیکی صورت گرفته باشد و بعد از آن عنین شده باشد، خیار فسخ وجود نخواهد داشت؛[۲۹] زیرا دیگر عنن شرعی نخواهد بود.[۳۰]
- مرد قدرت نزدیکی با هیچ زنی را نداشته باشد و اگر تنها با زن خود نتواند نزدیکی کند، در حکم عنین نخواهد بود.[۳۱]
- زن برای فسخ عقد ازدواج باید به نزد حاکم شرع برود. حاکم شرع به او یک سال فرصت میدهد[۳۲] اگر شوهر در این مدت بتواند نزدیکی کند، حتی با یکی دیگر از زنان خود، زن حق فسخ ازدواج را نخواهد داشت.[۳۳] رجوع به حاکم برای تعیین مدت یک سال است و بعد از اتمام مدت، زن میتواند بدون رجوع به حاکم شرع فسخ نماید.[۳۴]
- حق خیار برای زن فوری است و باید به محض اطلاع از بیماری شوهر، درخواست فسخ کند و اگر آن را به تأخیر بیاندازد[۳۵] و یا به زندگی با همین شرایط رضایت دهد، دیگر حق فسخ نخواهد داشت.[۳۶]
راههای تشخیص
تشخیص عنن نیاز به کارشناسی پزشکی دارد.[۳۷] برای تشخیص بیماری عنین برای فردی که بیماری خود را انکار میکند، راههایی با استناد به روایات اسلامی ذکر شده است.[۳۸] از جمله آنکه مرد در آب سرد بنشیند، اگر آلتش جمع شود، عنین نخواهد بود.[۳۹] برخی از فقها معتقدند که اگر زن مدعی عنین بودن شوهرش باشد و مرد منکر باشد، قول منکر با قسم پذیرفته میشود.[۴۰]
قصاص و دیه عنین
در باب قصاص آمده است که اگر شخص سالم آلت تناسلی عنین را قطع کند، سبب قصاص و قطع آلت شخص سالم نمیشود؛[۴۱] اما اگر عنین آلت شخص سالم را قطع کند، قصاص میشود.[۴۲]
در باب دیات نیز دیه قطع آلت عنین یک سوم دیه لحاظ شده است.[۴۳] نویسنده کتاب جواهر الکلام برای این حکم ادعای شهرت کرده است؛[۴۴] اما برخی با استناد به روایتی از معصوم(ع) دیه چنین شخصی را دیه کامل دانستهاند.[۴۵] عدهای معتقدند که اگر شخصی سبب عنین شدن شخص دیگر شود، باید دو سوم دیه را بپردازد.[۴۶]
پانویس
- ↑ بروجردی، منابع فقه شیعه، ۱۴۲۹ق، ج۳۱، ص۶۳۱؛ جمعی از مولفان، مجله فقه اهل بیت(ع)، قم، ج۴۱، ص۲۶.
- ↑ عاملی، جامع المقاصد، ۱۴۱۴ق، ج۱۳، ص۲۲۹؛ بحرانی، الحدائق الناضرة، ۱۴۰۵ق، ج۲۴، ص۳۴۳ به نقل از از مصباح المنیر؛ بحرانی، الأنوار اللوامع، قم، ج۱۰، قسم۱، ص۱۶۱.
- ↑ عاملی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۶۷۳؛ امامی، حقوق مدنی، قم، ج۴، ص۴۶۴.
- ↑ حمیری، شمس العلوم، ۱۴۲۰، ج۷، ص۴۲۸۷؛ فیومی، المصباح المنیر، قم، ج۲، ص۴۳۳.
- ↑ جمعی از مؤلفان، معجم المصطلحات، قم، ج۲، ص۵۵۰.
- ↑ جمعی از مؤلفان، معجم المصطلحات، قم، ج۲، ص۵۵۰.
- ↑ جمعی از مؤلفان، معجم المصطلحات، قم، ج۲، ص۵۵۰.
- ↑ سعدی، القاموس الفقهی، ۱۴۰۸ق، ص۲۶۳؛ عاملی، جامع المقاصد، ۱۴۱۴ق، ج۱۳، ص۲۲۹.
- ↑ عاملی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۸، ص۱۰۴؛ امامی، حقوق مدنی، قم، ج۴، ص۴۶۴.
- ↑ حمیری، شمس العلوم، ۱۴۲۰ق، ج۷، ص۴۲۸۷؛ فیومی، المصباح المنیر، قم، ج۲، ص۴۳۳.
- ↑ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۴۹؛ طوسی، الاستبصار، ۱۳۹۰ق، ج۳، ص۲۴۹.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۴۱۰.
- ↑ بحرانی، الحدائق الناضرة، ۱۴۰۵ق، ج۲۴، ص۳۴۳-۳۴۵.
- ↑ جرجانی، تفسیر شاهی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۳۶۳.
- ↑ خراسانی، شرح تبصرة المتعلمین، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۲۰۷.
- ↑ بحرانی، الحدائق الناضرة، ۱۴۰۵ق، ج۲۴، ص۳۴۳؛ عاملی، جامع المقاصد، ۱۴۱۴ق، ج۱۳، ص۲۲۹؛ بحرانی، الأنوار اللوامع، قم، ج۱۰، قسم۱، ص۱۶۱.
- ↑ کیدری، إصباح الشیعة، ۱۴۱۶ق، ص۴۱۵.
- ↑ عاملی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۸، ص۱۰۴؛ نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۰، ص۳۱۸.
- ↑ مفید، المقنعة، ۱۴۱۳ق، ص۵۲۰.
- ↑ شعرانی، تبصرة المتعلمین، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۵۴۰.
- ↑ عاملی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۶۸۴.
- ↑ عاملی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۸، ص۱۰۴.
- ↑ جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت(ع)، قم، ج۴۱، ص۲۶.
- ↑ عاملی، جامع المقاصد، ۱۴۱۴ق، ج۱۳، ص۲۲۹.
- ↑ عاملی، جامع المقاصد، ۱۴۱۴ق، ج۱۳، ص۲۲۹.
- ↑ شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ج۲۰، ص۶۴۵۳.
- ↑ جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت(ع)، قم، ج۴۱، ص۲۷؛ خمینی، توضیح المسائل (محشی)، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۴۶۱.
- ↑ خمینی، توضیح المسائل (محشی)، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۴۶۱.
- ↑ عاملی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۸، ص۱۰۵؛ عاملی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۶۷۳.
- ↑ نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۰، ص۳۲۶.
- ↑ امامی، حقوق مدنی، قم، ج۴، ص۴۶۴.
- ↑ عاملی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۶۷۳؛ خراسانی، شرح تبصرة المتعلمین، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۲۱۰.
- ↑ عاملی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۶۷۳؛ خراسانی، شرح تبصرة المتعلمین، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۲۱۰.
- ↑ عاملی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۶۷۶.
- ↑ حلی، التنقیح الرائع، ۱۴۰۴ق، ج۳، ص۱۸۵؛ خراسانی، شرح تبصرة المتعلمین، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۲۰۹.
- ↑ طوسی، الاستبصار، ۱۳۹۰ق، ج۳، ص۲۴۹؛ فیض کاشانی، الوافی، ۱۴۰۶ق، ج۲۲، ص۵۷۴؛ نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۰، ص۳۵۸.
- ↑ جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت(ع)، قم، ج۸، ص۱۵۶.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۴۱۱؛ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۴۹-۵۵۰؛ نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۰، ص۳۵۳، ۳۵۵.
- ↑ صدوق، المقنع، ۱۴۱۵ق، ص۳۲۲؛ منسوب به امام رضا، فقه الرضا، ۱۴۰۶ق، ص۲۳۷.
- ↑ شعرانی، تبصرة المتعلمین، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۵۴۱؛ عاملی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۶۸۵.
- ↑ خمینی، تحریر الوسیلة، قم، ج۲، ص۵۴۸؛ عاملی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۹۵۱.
- ↑ خمینی، تحریر الوسیلة، قم، ج۲، ص۵۴۸.
- ↑ حلی، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۳۹۱؛ خمینی، تحریر الوسیلة، قم، ج۴، ص۵۸۳.
- ↑ نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۴۳، ص۲۶۸.
- ↑ بروجردی، منابع فقه شیعه، ۱۴۲۹ق، ج۳۱، ص۶۳۱.
- ↑ نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۴۳، ص۲۶۹.
منابع
- امامی، سید حسن، حقوق مدنی، قم، انتشارات اسلامیه، بیتا.
- بحرانی، حسین بن احمد، الأنوار اللوامع فی شرح مفاتیح الشرائع للفیض، قم، مجمع البحوث العلمیه، بیتا.
- بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۵ق.
- بروجردی، آقاحسین طباطبایی، منابع فقه شیعه، تهران، انتشارات فرهنگ سبز، ۱۴۲۹ق.
- جرجانی، سید امیر، تفسیر شاهی، تهران، انتشارات نوید، ۱۴۰۴ق.
- جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت(ع)، فارسی، قم، موسسه دائر المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهلبیت(ع)، بیتا.
- جمعی از مؤلفان، معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهیة، قم، موسسه دائر المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهلبیت(ع)، بیتا.
- حلی، محمد بن منصور، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۰ق.
- حلّی، مقداد بن عبدالله سیوری، التنقیح الرائع لمختصر الشرائع، قم، انتشارات کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
- حمیری، نشوان بن سعید، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، بیروت، دارالفکر المعاصر، ۱۴۲۰ق.
- خراسانی، علی محمدی، شرح تبصرة المتعلمین، قم، دارالفکر، ۱۳۷۶ش.
- خمینی، سید روح الله موسوی، تحریر الوسیلة، قم، مؤسسه مطبوعات دارالعلم، بیتا.
- خمینی، سیدروحالله، توضیح المسائل (محشی)، تحقیق سیدمحمدحسین بنیهاشمی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۲۴ق.
- سعدی، ابوجیب، القاموس الفقهی لغة و اصطلاحا، دمشق، دارالفکر، ۱۴۰۸ق.
- شبیری زنجانی، سید موسی، کتاب نکاح، قم، موسسه رایپرداز، ۱۴۱۹ق.
- شعرانی، ابوالحسن، تبصرة المتعلمین فی أحکام الدین، ترجمه و شرح، تهران، منشورات إسلامیة، چاپ پنجم، ۱۴۱۹ق.
- صدوق، محمد بن علی بن بابویه، المقنع، قم، موسسه امام هادی(ع)، ۱۴۱۵ق.
- صدوق، محمّد بن علی بن بابویه، من لایحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
- طوسی، محمد بن حسن، الاستبصار فیما اختلف من الأخبار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۹۰ق.
- عاملی، بهاء الدین، جامع عباسی و تکمیل آن محشی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ جدید، ۱۴۲۹ق.
- عاملی، شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۳ق.
- عاملی، علی بن حسین، جامع المقاصد فی شرح القواعد، قم، موسسه آلالبیت(ع)، ۱۴۱۴ق.
- فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، قم، نشر هجرت، ۱۴۱۰ق.
- فیض کاشانی، محمد حسن، الوافی، اصفهان، کتابخانه امام امیرالمؤمونین(ع)، ۱۴۰۶ق.
- فیومی، احمد بن محمد مقری، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، قم، منشورات دارالرضی، بیتا.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علیاکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
- کیدری، محمد بن حسین، إصباح الشیعة بمصباح الشریعة، قم، موسسه امام صادق(ع)، ۱۴۱۶ق.
- محقق داماد، سیدمصطفی، بررسی فقهی حقوق خانواده - نکاح و انحلال آن، تهران، مرکز نشر علوم اسلامی، ۱۳۸۴ش.
- مفید، محمد بن محمد بن نعمان، المقنعه، قم، کنگره جهانی شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
- منسوب به امام رضا، فقه الرضا(ع)، قم، موسسه آلبیت(ع)، ۱۴۰۶ق.
- نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت،دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۴ق.
