پرش به محتوا

سن رشد

از ویکی شیعه

سِنّ رُشد به معنای توانایی فرد در مدیریت امور مالی و عدم فریب خوردگی در معاملات است. فقیهان رشد را به معنای توانایی تدبیر مالی می‌دانند. در تفاوت ببین بلوغ جنسی و سن رشد گفته شده که بلوغ جنسی دارای نشانه‌های شرعی است، اما سن رشد از طریق آزمودن فرد در معاملات مشخص می‌شود. همچنین بلوغ پایان دوران کودکی است، اما رشد به معنای توانایی حفظ و مصرف صحیح مال است.

فقیهان رشد را علاوه‌بر بلوغ، شرط رفع حجر کودک می‌دانند، زیرا بلوغ به تنهایی کافی نیست و فرد بالغ لزوماً رشید نیست و با اثبات رشد، حجر برداشته شده و فرد در امور مالی مستقل می‌شود، در‌حالی‌که کودکان نابالغ و غیررشید از تصرف در اموال و حقوق خود محجور هستند. رشد از طریق آزمون فرد در معاملات، تحت نظارت ولی، یا از طریق شهادت شهود و خبر ثقه احراز می‌شود. آزمایش رشد کودک طبق آیه ۶ سوره نساء، پیش از بلوغ صورت می‌گیرد تا پس از رسیدن به بلوغ، اموالش بلافاصله در اختیارش قرار گیرد.

مفهوم‌شناسی

در تعریف سن رشد، فقیهان بر توانایی فرد در اصلاح امور مالی و عدم فریب خوردن در معاملات تأکید دارند، چرا که شارع معنای خاصی برای رشد تعیین نکرده و به معنای عرفی آن رجوع شده است.[۱] مشهور فقها رشد را به معنای توانایی تدبیر امور مالی می‌دانند و شخص دارای این صفت را «رشید» می‌خوانند.[۲] امام صادق(ع) سن رشد را به معنای توانایی حفظ مال می‌داند[۳] و تصریح می‌کند که اگر کودک بلوغ پیدا کند اما از نظر عقلانی مورد اطمینان نباشد، اموالش به او داده نمی‌شوند.[۴]

در فقه، مفهوم رشد به توانایی حفظ مال و مصرف صحیح آن در ابواب مختلفی از جمله حج، نکاح، وصیت و قضا به کار رفته است.[۵] برخی رشد را کیفیتی نفسانی می‌دانند که مانع از تباهی مال و صرف آن در راه‌های غیر عقلایی می‌شود.[۶] در مقابل، سفیه کسی است که معاملاتش، حتی اگر عقلایی به نظر رسد، باطل است زیرا سفاهت نقصی ذاتی در عقل اوست.[۷] به نظر صاحب ریاض، تمام ادّله اعمّ از اجماع، آیات و روایات مُستَفیض که بر محجوریت کودک قبل از بلوغ، دلالت دارد، دلالت بر محجوریت سفیه بعد از بلوغ و رشد نیز است.[۸]

سن رشد در قرآن و دیدگاه مفسران

به گفته مفسران، دادن اموال یتیمان پس از رسیدن به سن رشد در قرآن، به‌ویژه در آیه ۶ سوره نساء و آیه ۱۵۲ سوره انعام بیان شده است. به گفته عبدالله جوادی آملی در تفسیر تسنیم، در زمان جاهلیت، یتیمان از ارث محروم می‌شدند و اموالشان به سهل‌انگاری تلف می‌شد یا به‌طور باطل در آن تصرف می‌گردید.[۹] سن خاصی به‌عنوان نشانه و علامت رشد در قرآن، بیان نشده است.[۱۰] به اعتقاد برخی محققان، با توجه به اینکه در قرآن مسئله جنب شدن و رسیدن به سن رشد به‌صورت جداگانه مطرح شده است، نمی‌توان سن دقیقی برای سن رشد به‌دست آورد[۱۱] و فقط از تعبیر «رشد» برای دادن مال یتیم به او استفاده شده است.[۱۲]

بلوغ و رشد: تفاوت‌ها و شرایط رفع حجر

به باور کاشف الغطاء، بلوغ جنسی نشانه‌های شرعی دارد و رشد و بلوغ فکری با سنجش و آزمودن کودک در معاملاتش معلوم می‌شود.[۱۳] فقیهان با استناد به آیه ۶ نساء و روایات، رشد (توانایی در معاملات) را علاوه‌بر بلوغ، شرط رفع حجر کودک می‌دانند.[۱۴] به باور فقیهان، بلوغ و رشد متفاوتند؛ یتیم با بلوغ پایان می‌یابد، اما فرد بالغ، لزوماً رشید نیست و ممکن است همچنان محجور باشد.[۱۵] امام خمینی و برخی فقها بلوغ را به تنهایی کافی ندانسته و رسیدن به رشد را معتبر می‌دانند.[۱۶]

با اثبات سن رشد، حجر از کودک برداشته شده، اموالش در اختیارش قرار می‌گیرد و در امور مادی استقلال می‌یابد،[۱۷] که برخی فقیهان بر این استقلال مالی ادعای اجماع کرده‌اند.[۱۸] کودکان نابالغ و غیررشید از تصرف در اموال و حقوق مالی و غیرمالی (مانند قصاص و طلاق)[۱۹] محجور هستند؛[۲۰] زیرا این دو صفت (بلوغ و رشد) در آن‌ها وجود ندارد.[۲۱] برای اثبات محجوریت کودکان یتیم و بعضی احکام آنها، به آیه ۶ سوره نساء استدلال شده است.[۲۲] همچنین در فقه درباره تقدم و تأخر بلوغ و رشد برای رفع حجر بحث شده است، از جمله اینکه اگر رشد فکری پیش از بلوغ جسمی رخ دهد، آیا محجوریت تمام می‌شود یا خیر. علاوه‌بر رشد، شرط بودن عدالت و عدم فسق نیز برای بازگرداندن اموال به یتیم و صغیر مطرح است.[۲۳] طبق تبصره ۲ الحاقی (سال ۱۳۷۰ش) ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی ایران، تحویل اموال به صغیر بالغ منوط به اثبات رشد او است.

شرایط تحقق سن رشد

سه شرط برای تحقق سن رشد از دیدگاه فقها بیان شده است:

  • بلوغ: بلوغ یکی از شرایط تحقق سن رشد دانسته شده است، قرآن کریم، «بلوغ اشد»[۲۴] را مترادف با رشد دانسته است. گفته شده این واژه علاوه‌بر بلوغ جنسی، شامل بلوغ عقلی (درک خیر و شر، مصالح و مفاسد) و کمال نیروهای جسمی نیز می‌شود.[۲۵] علامه طباطبایی معتقد است «بلوغ اشد» هم به معنای بلوغ و هم رشد است.[۲۶] محقق حلی، رسیدن به سن رشد را دومین شرط برای واگذاری اموال به کودک می‌داند.[۲۷]
  • ملکه نفسانی بودن رشد: به عقیده فقیهان، رشد باید حالتی پایدار و ملکه نفسانی در فرد باشد، نه یک اتفاق گذرا. ازاین‌رو، اگر فردی گاهی کار عقلایی انجام دهد و سپس به کارهای غیر عقلایی بپردازد، رشید محسوب نمی‌شود. برخی فقها بر لزوم این شرط تصریح کرده‌اند[۲۸] و برخی دیگر به طور مطلق به آن اشاره کرده‌اند.[۲۹]
  • عدالت: برخی فقها مانند شیخ طوسی علاوه‌بر بلوغ، عقل و قدرت تدبیر مالی، عدالت را نیز شرط تحقق رشد می‌دانند. مستند این نظریه آیه ۵ سوره نساء است که از واگذاری اموال به سفیهان منع می‌کند.[۳۰] در مقابل مشهور فقها با استناد به اطلاق آیات و روایات،[۳۱] عدالت را شرط تحقق رشد نمی‌دانند. از نظر آنان، توانایی اداره امور مالی کافی است، حتی اگر فرد در امور دینی فاسق باشد.[۳۲]

احراز رشد

رشد کودک از طریق واگذاری معاملات متناسب با شغل و طبقه اجتماعی او، تحت نظارت ولی، اثبات می‌شود؛ به این ترتیب که اگر کودک بتواند بدون فریب یا ضرر معامله کند، رشید محسوب می‌شود. دختران نیز با توانایی در حفظ اموال و جلوگیری از تبذیر، مورد آزمایش قرار می‌گیرند.[۳۳] برخی فقها بر لزوم حصول علم به رشید بودن تأکید دارند،[۳۴] درحالی‌که عده‌ای دیگر صرف حصول اطمینان را کافی می‌دانند.[۳۵] رشد همچنین از دو طریق دیگر قابل اثبات است: شهادت شهود (شهادت مردان برای مردان و شهادت مردان و زنان برای زنان)[۳۶] و خبر ثقه[۳۷]

زمان آزمایش کودک

فقیهان با استناد به آیه ۶ سوره نساء، معتقدند که آزمایش رشد کودک باید پیش از بلوغ صورت گیرد تا پس از رسیدن به سن بلوغ، اموالش بلافاصله در اختیارش قرار گیرد[۳۸] به باور فقیهان، اولاً واژه یتیم به‌طور معمول به دوران پیش از بلوغ اطلاق می‌شود و ثانیاً الزام به واگذاری اموال پس از رسیدن به بلوغ، مستلزم انجام آزمایش رشد پیش از آن است.[۳۹] براساس فتوای امام خمینی، اگر احتمال رشد کودک پیش از بلوغ وجود داشته باشد، آزمایش در همان زمان انجام می‌شود؛ در غیر این صورت، آزمایش در هر زمانی که احتمال رشد وجود داشته باشد، چه قبل و چه بعد از بلوغ، صورت می‌گیرد.[۴۰]

پانویس

  1. علامه حلی، مختلف الشیعة، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۴۳۱؛ فاضل مقداد، التنقیح الرائع، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۱۸۱؛ شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۱۰۲؛ مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان، ج۹، ص۱۹۴.
  2. علامه حلی، تحریر الاحکام الشرعیة، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۵۳۵؛ مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة والبرهان، ج۹، ص۱۹۴؛ فاضل مقداد، التنقیح الرائع، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۱۸۱؛ نجفی، جواهر الکلام، ج۲۶، ص۴۸.
  3. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۴۱۱.
  4. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۱۳، ص۴۲۷.
  5. طوسی، المبسوط،۱۳۸۷ش، ج۲، ص۲۸۴؛ فاضل مقداد، التنقیح الرائع،۱۴۰۴ق، ج۲، ص۱۸۱؛ اردبیلی، مجمع الفائدة، ج۸، ص۱۵۵؛ مکی عاملی، اللمعة الدمشقیة، ۱۴۱۰ق، ص۱۲۱.
  6. امامی، حقوق مدنی، ۱۳۸۶ش، ج۵، ص۲۵۵.
  7. کاشف الغطاء، تحریر المجلة، ۱۳۸۴ش، ج۲ (قسم۱)، ص۱۷۰.
  8. طباطبایی، ریاض المسائل، ۱۴۱۸ق، ج۹، ص۲۵۱.
  9. جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۱۷، ص۲۱۳و۲۱۴.
  10. فاضل میبدی، «بلوغ از دیدگاه فقهی و کارشناسی»، سایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم.
  11. جناتی، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»،۱۳۷۴ش، ص۴۲.
  12. سوره نساء، آیه ۶.
  13. کاشف الغطاء، تحریر المجلة، ۱۳۸۴ش، ج۲ (قسم۱)، ص۱۶۶؛ برای اطلاع از همه احکام کودک، نگاه کنید به: انصاری، موسوعة أحکام الأطفال و أدلّتها، ۱۴۲۹ق.
  14. زحیلی، فقه الاسلامی و ادلّته، ۱۴۰۹ق. ج ۴، ص۱۲۵؛ جزیری،۱۴۰۴ق، ج ۲، ص۳۵۳؛ نجفی،۱۹۸۱م، ج ۹، ص۲۶۷؛ حرعاملی، ج ۱۸، ص۴۰۹ـ۴۱۲، ج ۱۹، ص۳۷۰ـ۳۷۱.
  15. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۲۲۰ (باب انقظاع یتم الیتیم)؛ سبزواری، مهذّب الأحکام ۱۴۱۳ق، ج۲۱، ص۱۱۹.
  16. امام خمینی، تحریر الوسیله، ج۲، ص۱۳؛ فاضل لنکرانی، تفصیل الشریعة (کتاب الحجر)، ۱۳۸۳ش، ص۲۹۷.
  17. فاضل آبی، کشف الرموز، ج۱، ص۵۵۲؛ فاضل مقداد، کنز العرفان، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۱۰۴؛ کاشف الغطاء، تحریر المجلة، ۱۳۸۴ش، ج۲ (قسم۱)، ص۱۷۱.
  18. ابن زهره حلی، غنیة النزوع، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۵۲؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۲۶، ص۴۸.
  19. لطفی، «استنباط احکام و حقوق محجورین از قرآن کریم»، ۱۳۸۰ش، ص ۲۲.
  20. نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۲۶، ص۴.
  21. نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۲۶، ص۴.
  22. نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۲۶، ص۱۰.
  23. وجدانی فخر، الجواهر الفخریة، ۱۳۸۴ش، ج۸، ص۲۲۵ـ۲۲۸.
  24. انعام، آیه۱۵۲.
  25. ابن عربی، احکام القرآن، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۲۹۸-۲۹۷.
  26. طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۷، ص۳۷۶.
  27. محقق حلّی، شرائع الاسلام، ج۲، ص۸۵.
  28. علامه حلی، قواعد الاحکام، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۳۴؛ محقق کرکی، جامع المقاصد، ج۵، ص۱۸۳؛ شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۱۰۱؛ بحرانی، الحدائق الناضرة، ۱۴۰۵ق، ج۲۰، ص۳۵۱.
  29. شیخ طوسی، الخلاف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۸۳و۴۱۷؛ ابن‌زهره حلی، غنیة النزوع، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۵۲؛ محقق حلّی، شرائع الاسلام، ج۲، ص۸۵.
  30. شیخ طوسی، المبسوط،۱۳۸۷ش، ج۲، ص۲۸۴؛ شیخ طوسی، الخلاف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۸۳؛ ابن زهره حلی، غنیة النزوع، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۵۲؛ بیهقی کیدری، اصباح الشیعة، ۱۴۱۶ق، ص۲۹۶؛ قطب راوندی، فقه القرآن،۱۴۰۵ق، ج۲، ص۷۳.
  31. مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان، ج۹، ص۱۹۵.
  32. مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان، ج۹، ص۱۹۶؛ بحرانی، الحدائق الناضرة، ۱۴۰۵ق، ج۲۰، ص۳۵۱؛ شهید ثانی، مسالک الافهام،۱۴۱۳ق، ج۴، ص۱۴۹؛ محقق سبزواری، کفایة الاحکام، ۱۳۹۶ش، ج۱، ص۵۸۳؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۲۶، ص۵۰؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۰؛ مشهدی، کنز الدقائق، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۳۶۴؛ قطب راوندی، فقه القرآن، ج۲، ص۷۱.
  33. محقق حلّی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۸۵؛ شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۲۸۴؛ علامه حلی، تحریر الاحکام، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص؛ محقق کرکی، جامع المقاصد، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۱۸۳؛ شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۱۵۰.
  34. محقق حلّی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۸۵؛ علامه حلی، قواعد الاحکام، ج۲، ص۱۳۴؛ فاضل لنکرانی، تفصیل الشریعة (کتاب الحجر)، ص۳۱۷.
  35. مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان، ج۹، ص۲۰۶.
  36. محقق حلّی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۱۰۱؛ علامه حلی، قواعد الاحکام، ج۲، ص۱۳۴؛ محقق کرکی، جامع المقاصد،۱۴۱۴ق، ج۵، ص۱۸۶؛ فخرالمحققین، ایضاح الفوائد،۱۳۸۷ش، ج۲، ص۵۲؛ شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۱۰۴؛ خوانساری، جامع المدارک، ۱۴۰۵ق، ج۳، ص۳۶۷.
  37. خوانساری، جامع المدارک، ۱۴۰۵ق، ج۳، ص۳۶۸.
  38. محقق حلّی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۸۷؛ علامه حلی، تذکرة الفقها، ج۱۴، ص۲۲۴؛ شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۱۶۶؛ طباطبایی، ریاض المسائل، ۱۴۱۸ق، ج۹، ص۲۵۰؛ صیمری بحرانی، غایة المرام، ج۲، ص۱۸۵.
  39. علامه حلی، تذکرة الفقها، ج۱۴، ص۲۲۵. شهید ثانی، حاشیة الشرائع، ص۴۱۵.
  40. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ج۲، ص۱۷.

منابع

  • ابن‌زهره حلی، حمزة بن علی، غنیة النزوع، قم، مؤسسة امام صادق(ع)، ۱۴۱۷ق.
  • ابن‌عربی، محمد بن عبدالله، احکام القرآن، بیروت، انتشارات دار الجیل، ۱۴۰۸ق.
  • امام خمینی، سید روح‌الله، تحریر الوسیله، قم، مؤسسه مطبوعاتی إسماعیلیان، چاپ سوم، ۱۴۰۸ق.
  • امامی، سید حسن، حقوق مدنی، تهران، اسلامیه، ۱۳۸۶ش.
  • انصاری، قدرت‌الله، موسوعة أحکام الأطفال و أدلّتها، قم، مرکز فقه الأئمة الأطهار علیهم السلام، ۱۴۲۹ق.
  • بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۰۵ق.
  • بیهقی کیدری، اصباح الشیعه بمصباح الشریعه، تحقیق ابراهیم بهادری، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۱۶ق.
  • جنّاتی، محمد ابراهیم، بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی، کیهان اندیشه، شماره ۶۱، مرداد و شهریور ۱۳۷۴ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، قم، نشر اسرا، ۱۳۸۹ش.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم، مؤسسة آل‌البیت علیهم‌السلام لإحیاء التراث، ۱۴۱۶ق.
  • حلّی، فخر المحققین، ایضاح الفوائد، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۳۸۷ق.
  • خوانساری، سید احمد، جامع المدارک فی شرح المختصر النافع، تهران، مکتبة الصدوق، چاپ دوم، ۱۴۰۵ق.
  • سبزواری، سید عبدالاعلی، مهذّب الأحکام فی بیان الحلال و الحرام، قم، مؤسسه المنار، چاپ چهارم، ۱۴۱۳ق.
  • شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة (۱۰ جلدی)، محقق: محمد کلانتر، قم، مکتبة الداوری، ۱۴۱۰ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه، قم: انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، کتاب الخلاف، تحقیق: جمعی از محققین حوزه علمیه قم، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیة، تهران، چاپ محمدتقی کشفی، ۱۳۸۷ش.
  • صیمری بحرانی، مفلح بن حسن، غایة المرام فی شرح شرائع الإسلام، محقق: الشیخ جعفر الکوثرانی العاملی، بی‌جا، نشر دار الهادی، بی‌تا.
  • طباطبائی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۴ق.
  • طباطبایی، سید علی، ریاض المسائل، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۱۸ق.
  • عبدالرحمان جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، استانبول ۱۴۰۴ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، تحریر الاحکام الشرعیه علی مذهب الامامیه، تحقیق: ابراهیم البهادری، اشراف: جعفر سبحانی تبریزی، قم، موسسة الامام الصادق، مطبعه، اعتماد، ۱۴۲۰ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، تهران، مکتبة المرتضویه، بی‌تا.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۸ق.
  • علامه حلّی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة فی احکام الشریعة، قم، ۱۴۲۰ق.
  • فاضل آبی، حسن بن ابی‌طالب یوسفی، کشف الرموز، المحقق: الشیخ علی پناه الاشتهاردی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، بی‌تا.
  • فاضل لنکرانی، محمد، تفصیل الشریعة، قم، مرکز فقه الائمه الاطهار( ع)، ۱۳۸۳ش.
  • فاضل مقداد، سیوری، مقداد بن عبدالله، کنزالعرفان، تصحیح عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، قم، مکتب نوید اسلام، ۱۴۲۲ ق.
  • فاضل مقداد، مقداد بن عبدالله، التنقیح الرائع لمختصر الشرائع، قم، مکتبة آیت‌الله المرعشی النجفی(ره)، چاپ: اول، ۱۴۰۴ق.
  • فاضل میبدی، «بلوغ از دیدگاه فقهی و کارشناسی»، سایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، ۱۴۰۸ق.
  • قطب راوندی، سعید بن عبدالله، فقه القرآن، قم، کتابخانه عمومی آیت‌الله‌مرعشی نجفی(ره)، ۱۴۰۵ق.
  • کاشف الغطاء، محمدحسین، محمد ساعدی (محقق)، تحریر المجله، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی (المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الاسلامیه)، ۱۳۸۴ش.
  • لطفی، اسدالله، «استنباط احکام و حقوق محجورین از قرآن کریم»، ۱۳۸۰ش.
  • مجلسی، محمدباقر، بِحارُ الاَنوارِ الجامعةُ لِدُرَرِ اَخبارِ الاَئمةِ الاَطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • محقق حلی، جعفر بن حسن، شرایع‌الاسلام، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
  • محقق سبزواری، محمدباقر، کفایة الاحکام، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۹۶ش.
  • محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد فی شرح القواعد، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، چاپ: دوم، ۱۴۱۴ق.
  • مشهدی، میرزا محمدرضا، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، قم، دار الغدیر، ۱۴۲۳ق.
  • مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائدة والبرهان فی شرح إرشاد الأذهان، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، بی‌تا.
  • نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم، ۱۹۸۱م.
  • محدث نوری، میرزاحسین، مُستَدرَکُ الوسائل و مُستَنبَطُ المسائل، تحقیق مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام، بیروت، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.
  • وجدانی فخر، قدرت الله، الجواهر الفخریة فی شرح الروضة البهیة، قم، سما، ۱۳۸۴ش.
  • زحیلی، وهبه، الفقه الاسلامی و ادلّته، دمشق، بی‌نا، ۱۴۰۹ق.