پرش به محتوا

زبیر بن عوام: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Naqavi
بدون خلاصۀ ویرایش
imported>Hasaninasab
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
| تصویر = [[پرونده:قبر زبیر در عراق.jpg|200px|]]
| تصویر = [[پرونده:قبر زبیر در عراق.jpg|200px|]]
| توضیح تصویر = قبر زبیر بن عوام
| توضیح تصویر = قبر زبیر بن عوام
| نام کامل = زبیر بن عوام بن خویلد بن اسد بن عبد العزی بن قصی بن کلاب بن مرّة بن کعب ابن لوی قرشی اسدی
| نام کامل = زبیر بن عوام قرشی اسدی
| کنیه = ابوعبدالله
| کنیه = ابوعبدالله
| لقب =
| لقب =
خط ۱۹: خط ۱۹:
| حضور در جنگ‌ها = اکثر غزوات [[رسول الله|پیامبر]](ص)
| حضور در جنگ‌ها = اکثر غزوات [[رسول الله|پیامبر]](ص)
| هجرت به = [[حبشه]] و [[مدینه]]
| هجرت به = [[حبشه]] و [[مدینه]]
| دیگر فعالیت‌ها = مخالفت با شورای [[سقیفه]] و [[خلفای سه گانه]]؛ عضو [[شورای خلافت]] و رأی به [[خلافت]] [[امام علی]](ع)؛ مشارکت در قتل [[عثمان]]؛ از سران جنگ جمل علیه امام علی(ع)
| دیگر فعالیت‌ها = مخالفت با شورای [[سقیفه]] و [[خلفای سه گانه]]{{سخ}}عضو [[شورای خلافت]] و رأی به [[خلافت]] [[امام علی]](ع){{سخ}}مشارکت در قتل [[عثمان]]{{سخ}}از سران جنگ جمل علیه امام علی(ع)
| آثار =
| آثار =
}}
}}
'''زبیر بن عوام بن خویلد''' از صحابه [[رسول خدا(ص)]] و برادر زاده [[حضرت خدیجه]] همسر پیامبر(ص)  که در ۸ سالگی [[اسلام]] آورد و همواره در کنار پیامبر(ص) بود. پس از رحلت حضرت محمد(ص) زبیر حکم شورای [[سقیفه]]  را نپذیرفت و از خلافت [[حضرت علی(ع)]] به دفاع برخاست و از این رو با [[عمر بن خطاب]] بحث‌های بسیاری کرد. او همچنین جزء اعضای ۶ نفره منتخب از طرف [[عمر بن خطاب|خیلفه دوم]] بود که در آن شورا نیز به نفع حضرت علی(ع) رأی داد. وی در شورش و قتل [[عثمان بن عفان|عثمان]] نقش مؤثری ایفا کرد، و برای خلیفه شدن حضرت علی(ع)  تلاش نمود. اما در همان اوایل خلافت حضرت علی(ع) به همراهی [[طلحة بن عبیدالله|طلحه]] و [[عایشه بنت ابابکر|عایشه]] و برخی دیگر که به [[ناکثین]] شهرت یافتند، [[جنگ جمل]] را علیه حضرت علی(ع) سامان داد و در همین جنگ به قتل رسید.
'''زبیر بن عَوّام بن خُوَیلَد''' از صحابه [[رسول خدا(ص)]] و برادر زاده [[حضرت خدیجه]] همسر پیامبر(ص)  که در ۸ سالگی [[اسلام]] آورد و همواره در کنار پیامبر(ص) بود. پس از رحلت حضرت محمد(ص) زبیر حکم شورای [[سقیفه]]  را نپذیرفت و از خلافت [[حضرت علی(ع)]] دفاع و با [[عمر بن خطاب]] بحث‌های بسیاری کرد. او همچنین جزء اعضای ۶ نفره منتخب [[عمر بن خطاب|خیلفه دوم]] بود که در آن شورا نیز به نفع حضرت علی(ع) رأی داد. وی در شورش و قتل [[عثمان بن عفان|عثمان]] نقش مؤثری داشت، و برای خلافت حضرت علی(ع)  کوشید. اما در همان اوایل خلافت حضرت علی(ع) به همراهی [[طلحة بن عبیدالله|طلحه]] و [[عایشه دختر ابوبکر|عایشه]] و برخی دیگر که به [[ناکثین]] شهرت یافتند، [[جنگ جمل]] را علیه حضرت علی(ع) سامان داد و در همین جنگ به قتل رسید.


==نسب==
==نسب==
زبیر بن عوام بن خویلد بن اسد بن عبد العزی بن قصی بن کلاب بن مرّة بن کعب ابن لوی قرشی اسدی. کنیه او ابو عبدالله بود. او فرزند برادر خدیجه است. پدرش عوام (برادر خدیجه) در [[جنگ فجار]] کشته شد.<ref> المعارف، متن، ص: ۲۱۹ </ref> مادرش [[صفیه بنت عبدالمطلب|صفیه]] دختر [[عبدالمطلب]] یعنی عمه حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) بود.<ref> البدءوالتاریخ، ج‏۵، ص: ۸۳ </ref>
زبیر بن عوام بن خویلد بن اسد بن عبد العزی بن قصی بن کلاب بن مرّة بن کعب ابن لوی قرشی اسدی. کنیه او ابو عبدالله بود. او فرزند برادر خدیجه است. پدرش عوام (برادر خدیجه) در [[جنگ فجار]] کشته شد.<ref>ابن قتیبه، المعارف، متن، ص ۲۱۹. </ref> مادرش [[صفیه بنت عبدالمطلب|صفیه]] دختر [[عبدالمطلب]] یعنی عمه حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) بود.<ref>مقدسی، البدءوالتاریخ، ج‏۵، ص ۸۳.</ref>


برخی [[آل زبیر]] را مصری تبار دانسته و انتساب ایشان به خاندان اصیل [[قریش]] را نمی‌پذیرند، این گروه به روایتی استناد می‌کنند که بر اساس آن [[خویلد بن اسد]] در سفر مصر عوام را با خود به [[مکه]] آورد و در واقع عوام پسرخوانده اوست.<ref> ابن ابی الحدید، ج۱۱ص ۶۷ </ref>
برخی [[آل زبیر]] را مصری تبار دانسته و انتساب ایشان به خاندان اصیل [[قریش]] را نمی‌پذیرند، این گروه به روایتی استناد می‌کنند که بر اساس آن [[خویلد بن اسد]] در سفر مصر عوام را با خود به [[مکه]] آورد و در واقع عوام پسرخوانده اوست.<ref> ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص ۶۷.</ref>


زبیر با [[اسماء بنت ابابکر]] ازدواج کرد.<ref> الأنساب، ج‏۱، ص: ۲۱۷ </ref>
زبیر با [[اسماء دختر ابوبکر]] ازدواج کرد.<ref>سمعانی، الأنساب، ج‏۱، ص ۲۱۷.</ref>


==اسلام زبیر==
==اسلام زبیر==
مورخان اسلام زبیر را بعد از مسلمان شدن [[ابابکر بن ابی قحافه|ابابکر]] نوشته‌اند، بعضی گفته‌اند وی در آن هنگام ۸ ساله بوده است،<ref> البدءوالتاریخ، ج‏۵، ص: ۸۳ </ref>
منابع تاریخی، اسلام زبیر را بعد از مسلمان شدن [[ابوبکر بن ابوقحافه|ابوبکر]] نوشته‌اند، بعضی گفته‌اند وی در آن هنگام ۸ ساله بوده است.<ref>مقدسی، البدءوالتاریخ، ج‏۵، ص ۸۳.</ref>
اما بعضی دیگر از مورخین وی را در آن هنگام نوجوانی ۱۵ ساله دانسته‌اند.<ref>الاستیعاب، ج‏۲، ص: ۵۱۰</ref><ref> أسدالغابة، ج‏۲، ص: ۹۸ </ref> در گزارشی عنوان شده که وی با حضرت علی(ع) هم سن بوده است.<ref>الاستیعاب، ج‏۲، ص: ۵۱۱ </ref> در این صورت نمی‌تواند در سن هشت سالگی اسلام آورده باشد و به نظر همان ۱۵ سالگی درست می‌نماید.


زبیر را پنجمین یا ششمین گرونده به اسلام می‌دانند.<ref> طبقات، ابن سعد، ج۳، ص۷۵ </ref> از آنجا که پسرش [[عروة بن زبیر]]، اسلام آوردن وی را گزارش کرده است<ref>ابن ابی شیبه، ج۸، ص۴۵۰ </ref> بدین سبب احتمال ساختگی بودنش می‌رود.<ref> فلاح زاده، ص۱۲۳ </ref>.
اما بعضی دیگر از مورخین وی را در آن هنگام نوجوانی ۱۵ ساله دانسته‌اند.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج‏۲، ص ۵۱۰؛ابن اثیر، أسدالغابة، ج‏۲، ص ۹۸.</ref> در گزارشی عنوان شده که وی با حضرت علی(ع) هم سن بوده است.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج‏۲، ص ۵۱۱. </ref> در این صورت نمی‌تواند در سن هشت سالگی اسلام آورده باشد و به نظر همان ۱۵ سالگی درست می‌نماید.
 
زبیر را پنجمین یا ششمین گرونده به اسلام می‌دانند.<ref> طبقات، ابن سعد، ج۳، ص۷۵.</ref> از آنجا که نوه‌اش [[هشام بن عروة بن زبیر]]، اسلام آوردن وی را گزارش کرده است<ref>ابن ابی شیبه، ج۸، ص۴۵۰؛ابن سعد، الطبقات‏ الكبرى، ج۳، ص۷۵.</ref> بدین سبب احتمال ساختگی بودنش می‌رود.<ref> فلاح زاده، ص۱۲۳.</ref>.


==در زمان پیامبر==
==در زمان پیامبر==
===قبل از هجرت===
===قبل از هجرت===
اخبار زیادی درباره زبیر قبل از هجرت وجود ندارد جز اینکه وی جزو [[هجرت به حبشه|مهاجرین به حبشه]] به شمار آمده است.<ref> تاریخ‏ ابن‏ خلدون، ج‏۲، ص: ۴۱۵ </ref>
اخبار زیادی درباره زبیر قبل از هجرت وجود ندارد جز اینکه وی جزو [[هجرت به حبشه|مهاجرین به حبشه]] به شمار آمده است.<ref> تاریخ‏ ابن‏ خلدون، ج‏۲، ص ۴۱۵.</ref>


هنگامی که زبیر و دیگر مهاجرین به حبشه، در آنجا به سر می‌بردند، شایع شد که [[قریش]] به [[اسلام]] گرویده‌اند، بدین جهت بعضی از مهاجرین از جمله زبیر به [[مکه]] بازگشتند.<ref> تاریخ‏ ابن‏ خلدون، ج‏۲، ص: ۴۱۵ </ref>
هنگامی که زبیر و دیگر مهاجرین به حبشه، در آنجا به سر می‌بردند، شایع شد که [[قریش]] به [[اسلام]] گرویده‌اند، بدین جهت بعضی از مهاجرین از جمله زبیر به [[مکه]] بازگشتند.<ref> تاریخ‏ ابن‏ خلدون، ج‏۲، ص ۴۱۵.</ref>


===پیمان برادری===
===پیمان برادری===
یکی از اقداماتی که پیامبر(ص) پس از هجرت به مدینه، انجام داد [[عقد اخوت]] بین مسلمانان بود، در آن هنگام، بین زبیر و [[عبدالله بن مسعود]] پیمان برادری بسته شد.<ref> الطبقات ‏الکبری، ج‏۳، ص: ۷۵ </ref>
یکی از اقداماتی که پیامبر(ص) پس از [[هجرت به مدینه]]، انجام داد [[عقد اخوت]] بین مسلمانان بود، در آن هنگام، بین زبیر و [[عبدالله بن مسعود]] پیمان برادری بسته شد.<ref>ابن سعد، الطبقات ‏الکبری، ج‏۳، ص۷۵.</ref>


گزارش‌های متفاوتی نیز وجود دارد که خبر از عقد اخوت بین زبیر و [[طلحة بن عبیدالله|طلحه]] یا زبیر و [[کعب بن مالک]] می‌دهد.<ref> تاریخ‏ ابن‏ خلدون، ج‏۲، ص: ۴۱۵ </ref>
در روایتی دیگر، پیمان برادری میان زبیر و [[سلمه بن سلامه بن وقش]] یاد شده است.<ref> تاریخ‏ ابن‏ خلدون، ج‏۲، ص۴۲۳.</ref>


==عبدالله بن زبیر==
==عبدالله بن زبیر==
در همان اوایل هجرت [[عبدالله بن زبیر]] متولد شد. وی نخستین فرزند مهاجران در [[مدینه]] بود. به هنگام تولد وی مسلمانان [[تکبیر]] گفتند. این تکبیر به دلیل جایگاه و شخصیت زبیر یا عبدالله نبود. بلکه به جهت شایعه قطع نسل مسلمانان مهاجر با سحر یهودیان بود.<ref> الأوائل، ص: ۲۲۰ </ref>
در همان اوایل هجرت [[عبدالله بن زبیر]] متولد شد. وی نخستین فرزند مهاجران در [[مدینه]] بود. به هنگام تولد وی مسلمانان [[تکبیر]] گفتند. این تکبیر به دلیل جایگاه و شخصیت زبیر یا عبدالله نبود. بلکه به جهت شایعه قطع نسل مسلمانان مهاجر با سحر یهودیان بود.<ref>عسکری، الأوائل، ص ۲۲۰.</ref>


==حضور در غزوه‎ها==
==حضور در غزوه‎ها==
حضور زبیر در [[جنگ بدر]]،<ref> الأنساب، ج‏۱، ص: ۲۱۶ </ref><ref> الطبقات‏ الکبری، ج‏۳، ص: ۷۷ </ref> [[غزوه احد|احد]] و [[فتح مکه]] گزارش شده است.<ref> الطبقات‏ الکبری، ج‏۳، ص: ۷۷ </ref>
حضور زبیر در [[جنگ بدر]]،<ref>سمعانی، الأنساب، ج‏۱، ص ۲۱۶؛ ابن سعد، الطبقات‏ الکبری، ج‏۳، ص ۷۷. </ref> [[غزوه احد|احد]] و [[فتح مکه]] گزارش شده است.<ref>ابن سعد، الطبقات‏ الکبری، ج‏۳، ص ۷۷.</ref>


==زبیر و خلفا==
==زبیر و خلفا==
===مخالفت با خلافت ابابکر===
===مخالفت با خلافت ابوبکر===
پس از رحلت پیامبر(ص) زبیر جزء مخالفین [[سقیفه]] بود و هنگامی که مهاجمین به خانه حضرت علی(ع) حمله کردند، زبیر شمیشیر کشیده و به آنان حمله کرد و گفت:
پس از رحلت پیامبر(ص) زبیر جزء مخالفین [[سقیفه]] بود و هنگامی که مهاجمین به خانه حضرت علی(ع) حمله کردند، زبیر شمیشیر کشیده و به آنان حمله کرد و گفت:
::یا معشر بنی عبدالمطلب ایفعل هذا بعلی و انتم احیاء»‌ای فرزندان عبدالمطلب شما زنده باشید و با علی(ع) چنین برخوردی شود.
::یا معشر بنی عبدالمطلب ایفعل هذا بعلی و انتم احیاء»‌ ای فرزندان عبدالمطلب شما زنده باشید و با علی(ع) چنین برخوردی شود.


سپس شمشیر کشید و به آنان حمله کرد. [[خالد بن ولید]] از پشت سنگی به وی زد که منجر به افتادن شمشیرش شد. [[عمر بن خطاب|عمر]] شمشیر را برداشت و شکست.<ref> الاختصاص، ۱۸۶ </ref><ref> الامامه والسیاسه، ج ۱ص ۲۸ </ref>
سپس شمشیر کشید و به آنان حمله کرد. [[خالد بن ولید]] از پشت سنگی به وی زد که منجر به افتادن شمشیرش شد. [[عمر بن خطاب|عمر]] شمشیر را برداشت و شکست.<ref> الاختصاص، ص۱۸۶؛ الامامه والسیاسه، ج ۱، ص ۲۸.</ref>


وی تا آخر رابطه خوبی با خلیفه اول نداشت.
زبیر داماد ابابکر یعنی  همسر [[اسماء دختر ابوبكر|اسماء]] است.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص ۱۷۸۱.</ref> وی اسماء را طلاق داده و گویند این طلاق با اصرار فرزندش عبدالله بوده‌است.<ref>الاصابه، ج۸، ص۱۳.</ref>


===بدگویی عمر از زبیر===
===بدگویی عمر از زبیر===
رابطه زبیر با خلافت در زمان خلیفه دوم نیز چندان خوب نبود. به همین دلیل عمر هنگام وصف افراد شورا به وی گفت «تو مردی کم حوصله و رنگ به رنگی، در زمان رضایت، همچون [[ایمان|مؤمن]] و به هنگام خشم، همچون [[کفر|کافر]] هستی، روزی انسان و روزی شیطانی و اگر به [[خلافت]] برسی چه بسا که روز خود را به چانه زدن درباره یک مد جو صرف کنی».<ref> یعقوبی، ج۲ص۱۵۸ </ref>
رابطه زبیر با خلافت در زمان خلیفه دوم نیز چندان خوب نبود. شبی عمر با ابن عباس در حال گشت زنی در مدینه  بود، وقتی سخن از زبیر به میان می‌آید وی گفت «وی مردی کم حوصله و رنگ به رنگ، در زمان رضایت، همچون [[ایمان|مؤمن]] و به هنگام خشم، همچون [[کفر|کافر]] است، روزی انسان و روزی شیطان و اگر به [[خلافت]] برسد چه بسا که روز خود را به چانه زدن درباره یک مد جو صرف کند».<ref> یعقوبی، ج۲، ص۱۵۸ .</ref>


===مشارکت در قتل عثمان===
===مشارکت در قتل عثمان===
در شورای شش نفره زبیر به عثمان رای نداد و این حاکی از عدم همراهی وی با عثمان است. عثمان برای راضی نگه داشتن وی ۶۰۰۰۰۰ درهم جایزه به وی داد<ref> طبقات کبری، ج ۳ص۷۹ </ref> ولی طولی نکشید که مردم را به کشتن عثمان تحریک نمود.<ref> الامامه و السیاسه ج۱ص ۴۷ </ref><ref> انساب الاشراف ج ۳ص ۵۶ </ref>
در [[شورای شش نفره]] زبیر به عثمان رای نداد و این حاکی از عدم همراهی وی با عثمان است. عثمان برای راضی نگه داشتن وی ۶۰۰۰۰۰ درهم جایزه به وی داد<ref> ابن سعد، طبقات کبری، ج ۳ص۷۹ </ref> ولی طولی نکشید که مردم را به کشتن عثمان تحریک نمود.<ref>ابن قتیبه، الامامه و السیاسه ج۱، ص ۴۷؛ بلاذری، انساب الاشراف ج ۳، ص ۵۶. </ref>


==زبیر و خلافت حضرت علی(ع)==
==زبیر و خلافت حضرت علی(ع)==
رابطه زبیر با حضرت علی(ع) داری فراز و نشیب‌های زیادی است. وی از مدافعان حضرت علی(ع) در سقیفه بود، همچنین او از شهود وصیت [[حضرت زهرا(س)]] بوده<ref>من لا یحضره الفقیه، ج‏۴، ص: ۲۴۴</ref> و در هنگام دفن حضرت زهرا حضور داشت<ref> روضة الواعظین، فتال النیشابوری،ج‏۱،ص:۳۴۹</ref> و در شورای شش نفره به حضرت علی رای داد.
رابطه زبیر با حضرت علی(ع) داری فراز و نشیب‌های زیادی است. وی از مدافعان حضرت علی(ع) در سقیفه بود، همچنین او از شهود وصیت [[حضرت زهرا(س)]] بوده<ref>صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج‏۴، ص ۲۴۴.</ref> و در هنگام دفن حضرت زهرا حضور داشت<ref>فتال النیشابوری، روضة الواعظین، ج‏۱، ص ۳۴۹.</ref> و در [[شورای شش نفره]] به حضرت علی رای داد.


پس از قتل عثمان، جمعیت زیادی که طلحه و زبیر نیز در میان آنان بودند، به خانه حضرت علی(ع) هجوم برده و گفتند ما آمده‌ایم تا با شما به خلافت [[بیعت]] کنیم. پس از اصرار زیاد حضرت علی(ع) پذیرفت.<ref> الجمل، مفید، ۱۳۰ </ref> زبیر در این واقعه به همراهی طلحه، بیعت مهاجران را تضمین کرد.<ref> تاریخ یعقوبی، ج۲ص۱۶۷ </ref>
پس از قتل عثمان، جمعیت زیادی که طلحه و زبیر نیز در میان آنان بودند، به خانه حضرت علی(ع) هجوم برده و گفتند ما آمده‌ایم تا با شما به خلافت [[بیعت]] کنیم. پس از اصرار زیاد حضرت علی(ع) پذیرفت.<ref> الجمل، مفید، ص ۱۳۰ </ref> زبیر در این واقعه به همراهی طلحه، بیعت مهاجران را تضمین کرد.<ref> تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۶۷. </ref>


اما دیری نپایید که از نظر خود برگشت و به مخالفت با خلافت حضرت علی برخاست.<ref> تاریخ یعقوبی، ج۲ص ۱۶۹ </ref> زبیر به همراه طلحه وقتی شنید، [[عایشه]] نیز در مکه نسبت به انتخاب حضرت علی(ع) به خلافت ناخشنود است، به بهانه [[عمره]] از [مدینه]] بیرون آمدند.
اما دیری نپایید که از نظر خود برگشت و به مخالفت با خلافت حضرت علی برخاست.<ref> تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۶۹.</ref> زبیر به همراه طلحه وقتی شنید، [[عایشه]] نیز در مکه نسبت به انتخاب حضرت علی(ع) به خلافت ناخشنود است، به بهانه [[عمره]] از [[مدینه]] بیرون آمدند.


امام علی(ع) هنگام خروج آنان فرمود: ایشان برای زیارت [[خانه خدا]] نمی‌روند، بلکه به قصد مکر و حیله و خیانت مسافرت می‌کنند.<ref> شرح نهج البلاغه، ج۱ص ۲۳۲ </ref>
امام علی(ع) هنگام خروج آنان فرمود: ایشان برای زیارت [[خانه خدا]] نمی‌روند، بلکه به قصد مکر و حیله و خیانت مسافرت می‌کنند.<ref> شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۳۲.</ref>


زبیر، عایشه را نیز با خود همراه کرد و به قصد خروج علیه حضرت علی(ع) با تشکیل سپاهی عظیمی عازم [[بصره]] شد. آنان پس از مصادره اموال یمنیان که توسط [[یعلی بن منبه]] برای حضرت علی(ع) فرستاده می‌شد، به طور رسمی و علنی مخالفت خود را اظهار نمودند.<ref> الامامه و السیاسه، ج۱ص ۶۳ </ref>
زبیر، عایشه را نیز با خود همراه کرد و به قصد خروج علیه حضرت علی(ع) با تشکیل سپاهی عظیمی عازم [[بصره]] شد. آنان پس از مصادره اموال یمنیان که توسط [[یعلی بن منبه]] برای حضرت علی(ع) فرستاده می‌شد، به طور رسمی و علنی مخالفت خود را اظهار نمودند.<ref>ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۱، ص ۶۳.</ref>


===نقش زبیر در جنگ جمل===
===نقش زبیر در جنگ جمل===
زبیر را می‌توان یکی از اضلاع مثلث [[جنگ جمل]] دانست. وی با همکاری [[طلحه بن عبیدالله|طلحه]]، عایشه را نیز با خود همراه کرده و به [[بصره]] کشاند. آنان وارد بصره شده و [[عثمان بن حنیف]] استاندار حضرت علی(ع) را مورد ضرب و شتم قرار داده و [[مثله]] کردند.<ref> الاستیعاب، ص۳۶۶- ۳۶۹ </ref><ref> اسدالغابة، ج۱، ص۲۵۱ </ref> حضرت علی(ع) با سپاه، خود را به حوالی بصره رساند و پس از کش و قوس‌هایی جنگ به نفع حضرت علی(ع) تمام شد.
زبیر را می‌توان یکی از اضلاع مثلث [[جنگ جمل]] دانست. وی با همکاری [[طلحه بن عبیدالله|طلحه]]، عایشه را نیز با خود همراه کرده و به [[بصره]] کشاند. آنان وارد بصره شده و [[عثمان بن حنیف]] استاندار حضرت علی(ع) را مورد ضرب و شتم قرار داده و [[مثله]] کردند.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب،،ج۱، ص۳۶۶- ۳۶۹؛ ابن اثیر، اسدالغابة، ج۱، ص۲۵۱.</ref> حضرت علی(ع) با سپاه، خود را به حوالی بصره رساند و پس از کش و قوس‌هایی جنگ به نفع حضرت علی(ع) تمام شد.


==ملاقات زبیر و علی(ع) در صف نبرد==
====ملاقات زبیر و علی(ع) در صف نبرد====
پس از رویارویی دو لشکر، حضرت علی(ع) زبیر را فرا خواند، ملاقات آن دو بین صفوف دو لشکر صورت گرفت. حضرت علی(ع)، سفارش پیامبر(ع) نسبت به خود را به زبیر یادآوری کرد.
پس از رویارویی دو لشکر، حضرت علی(ع) زبیر را فرا خواند، ملاقات آن دو بین صفوف دو لشکر صورت گرفت. حضرت علی(ع)، سفارش پیامبر(ع) نسبت به خود را به زبیر یادآوری کرد.


سفارش این بود که: پیامبر(ع) روزی در حضور حضرت علی(ع) به زبیر فرمود: آیا علی را دوست داری، زبیر گفت: چرا دوست نداشته باشم، پیامبر(ع) فرمود: چگونه‌ای وقتی با او بجنگی، و درباره او ظالم باشی.<ref> تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج۱۸ص ۴۰۹ </ref><ref> بحار، ج۱۸ص ۱۲۳ </ref>
سفارش این بود که: پیامبر(ع) روزی در حضور حضرت علی(ع) به زبیر فرمود: آیا علی را دوست داری، زبیر گفت: چرا دوست نداشته باشم، پیامبر(ع) فرمود: چگونه‌ای وقتی ظالمانه با او بجنگی؟!<ref> تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج۱۸، ص ۴۰۹؛ بحار، ج۱۸، ص ۱۲۳.</ref>
 
زبیر پس از یادآوری این مطلب از اردوگاه کناری گیری کرد.<ref> انساب الاشراف ج ۹ص ۴۳۰ </ref>


از روایتی دیگر برمی‌آید که پس از شکست سپاه [[جنگ جمل|جمل]]، زبیر از معرکه گریخت و آهنگ [[مدینه]] کرد.<ref> بلاذری، ج ۲، ص۱۸۱ </ref> این گزارش از آنجا تقویت می‌شود که [[محمد بن جریر طبری|طبری]] نیز می‌گوید زبیر به اصرار فرزندش عبدالله، کفاره قسم خود را با آزاد کردن بنده‌ای داد و آماده جنگ شد.<ref> طبری ج ۳، ص۵۰۹</ref>
زبیر پس از یادآوری این مطلب از اردوگاه کناره‌گیری کرد.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج ۹، ص ۴۳۰. </ref>


==کشته شدن زبیر==
==کشته شدن زبیر==
پس از کناره‌گیری زبیر، [[عمرو بن جرموز|عَمرو بن جُرموز]]، با چند تن از یارانش، به تعقیب او پرداخت و در جایی به نام [[وادی السباع|وادی السِّباع]] او را غافلگیرانه کشت.<ref> طبری، ج ۴، ص۵۱۱ </ref>
پس از کناره‌گیری زبیر، [[عمرو بن جرموز|عَمرو بن جُرموز]]، با چند تن از یارانش، به تعقیب او پرداخت و در جایی به نام [[وادی السباع|وادی السِّباع]] او را غافلگیرانه کشت.<ref> طبری، تاریخ، ج۴، ص۵۱۱. </ref> وی سپس نزد حضرت علی رفت و به دربان گفت، برای قاتل زبیر جایزه ورود بگیر. حضرت فرمود: اجازه بده وارد شود و مژده آتش جهنم را به او بده.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۵۴ </ref> پیامبر(ص) نیز درباره قاتل زبیر فرموده بود: جایگاه قاتل زبیر آتش است.<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۴۲۱.</ref>
 
ابن جرموز نزد حضرت علی رفت و به دربان گفت، برای قاتل زبیر جایزه ورود بگیر، حضرت فرمود: اجازه بده وارد شود و مژده آتش جهنم را به او بده،<ref> انساب الاشراف، ج ۳ص ۲۵۴ </ref> پیامبر(ص) نیز درباره قاتل زبیر فرموده بود: جایگاه قاتل زبیر آتش است.<ref> تاریخ مدینه دمشق، ج ۱۸۴۲۱ </ref>


امام از کشته شدن زبیر اظهار ناخشنودی کرد و چون شمشیر وی را دید، با یادآوری دلیری‌های زبیر در جنگ‌های صدر اسلام فرمود: این شمشیر بار‌ها اندوه را از چهره رسول خدا زدود.<ref> طبقات کبری، ج۳ص ۷۸ </ref>
امام از کشته شدن زبیر اظهار ناخشنودی کرد و چون شمشیر وی را دید، با یادآوری دلیری‌های زبیر در جنگ‌های صدر اسلام فرمود: این شمشیر بار‌ها اندوه را از چهره رسول خدا زدود.<ref>ابن سعد، طبقات کبری، ج۳، ص ۷۸.</ref>


==توبه زبیر==
==توبه زبیر==
شاید از [[حدیث]] [[پیامبر(ص)]] و سخن [[حضرت علی(ع)]] نسبت به قاتل زبیر چنین تصور شود که زبیر [[توبه]] کرده است. [[محمد هادی یوسفی غروی|یوسفی غروی]] توبه زبیر را نمی‌پذیرد و می‌گوید: توبه زبیر در صورتی درست بود که از امام زمان خویش پیروی می‌کرد و به علاوه خود را در خدمت او قرار می‌داد که البته پس از گفتگو با حضرت علی(ع) چنین نکرد و نمی‌توان گفت سخن [[حضرت علی(ع)|حضرت امیر(ع]]) (و قبل از آن سخن رسول خدا(ص) مبنی بر بشارت دادن آتش به قاتل او نشانه قبولی توبه زبیر است، چرا که شاید بدین علت چنین بشارت داده شده که قاتل، بدون امر شرعی و اذن امام او را کشته است، خصوصا که قاتل بعدها جزء [[خوارج]] [[جنگ نهروان|نهروان]] شد.<ref>صحابه پیامبراعظم، ج۵ص ۱۳۷</ref>
شاید از [[حدیث]] [[پیامبر(ص)]] و سخن [[حضرت علی(ع)]] نسبت به قاتل زبیر چنین تصور شود که زبیر [[توبه]] کرده است. [[محمد هادی یوسفی غروی|یوسفی غروی]] توبه زبیر را نمی‌پذیرد و می‌گوید: توبه زبیر در صورتی درست بود که از امام زمان خویش پیروی می‌کرد و به علاوه خود را در خدمت او قرار می‌داد که البته پس از گفتگو با حضرت علی(ع) چنین نکرد و نمی‌توان گفت سخن [[حضرت علی(ع)|حضرت امیر(ع]]) (و قبل از آن سخن رسول خدا(ص) مبنی بر بشارت دادن آتش به قاتل او نشانه قبولی توبه زبیر است، چرا که شاید بدین علت چنین بشارت داده شده که قاتل، بدون امر شرعی و اذن امام او را کشته است، خصوصا که قاتل بعدها جزء [[خوارج]] [[جنگ نهروان|نهروان]] شد.<ref>عسکری وادقانی، صحابه پیامبراعظم، ج۵، ص ۱۳۷.</ref>


==ساخت مسجد و بنا بر روی قبر==
==ساخت مسجد و بنا بر روی قبر==
[[پرونده:بنای قبر زبیر بن عوام.jpeg|بندانگشتی|تصویری از بنای قبر زبیر بن عوام]]
[[پرونده:بنای قبر زبیر بن عوام.jpeg|بندانگشتی|تصویری از بنای قبر زبیر بن عوام]]
[[ابن جوزی]] حنبلی در تاریخ خود می‌نویسد: «در سال ۳۸۶ ه‍.ق اهالی بصره پس از وقوع اتفاقاتی، بر روی قبر زبیر [[مسجد]] و گنبد و بارگاه ساختند و اموال زیادی را وقف آنجا کردند»<ref>المنتظم فی تواریخ الملوک و الامم، ج ۹، ص۳۸۳</ref> هم اکنون این قبر در استان دیالی [[عراق]] موجود می‌باشد.
[[ابن جوزی]] حنبلی در تاریخ خود می‌نویسد: «در سال ۳۸۶ ه‍.ق اهالی بصره پس از وقوع اتفاقاتی، بر روی قبر زبیر [[مسجد]] و گنبد و بارگاه ساختند و اموال زیادی را وقف آنجا کردند»<ref>ابن جوزی، المنتظم فی تواریخ الملوک و الامم، ج ۱۴،  ص۳۸۳.</ref>


==فرزندان==
==فرزندان==
خط ۱۱۲: خط ۱۰۹:


دختران: خدیجه، ام حسن، عایشه، حبیبه، سوره، هند، رمله، عبیده، زینب.
دختران: خدیجه، ام حسن، عایشه، حبیبه، سوره، هند، رمله، عبیده، زینب.
==دارایی==
زبیر در دوران خلفای ثلاثه دارایی زیادی جمع‌آوری کرد. گفته‌اند وی پس از خود یازده خانه در [[مدینه]]، دو خانه در [[بصره]]،  یک خانه در [[کوفه]] و یک خانه در [[مصر]] به ارث گذاشت.
<ref>صحیح بخاری، ج۴؛ ابن ابی شیبه، المصنف، ج ۸، ص۷۱۷.</ref>
نیز دارایی وی را پس از مرگش، هزار دینار، هزار اسب، هزار کنیز و غلام ذکر کرده‌اند.<ref>المسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۳۳۳.</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس|۳}}
{{پانویس|اندازه=ریز|۳}}


==منابع==
==منابع==
{{ستون-شروع}}
*ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قم، مکتبه آبه الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
*ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قم، مکتبه آبه الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
*ابن ابی شیبه، المصنف، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.
*ابن ابی شیبه، المصنف، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.
*ابن اثیر،عز الدین أبو الحسن علی بن محمد الجزری(م ۶۳۰)،أسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
*ابن اثیر، عز الدین أبو الحسن علی بن محمد الجزری(م ۶۳۰)،أسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
*ابن جوزی، ابوالفرج عبدالرحمن، بن علی بن محمد(م۵۹۷)، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد عبد القادر عطا و مصطفی عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ط الأولی، ۱۴۱۲ق.
*ابن جوزی، ابوالفرج عبدالرحمن، بن علی بن محمد(م۵۹۷)، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد عبد القادر عطا و مصطفی عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ط الأولی، ۱۴۱۲ق.
*ابن خلدون، دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشأن الأکبر، تحقیق خلیل شحادة، بیروت، دار الفکر، ط الثانیة، ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
*ابن خلدون، دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشأن الأکبر، تحقیق خلیل شحادة، بیروت، دار الفکر، ط الثانیة، ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
*ابن سعد، طبقات کبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، چاپ اول، بیروت، درالکتب العلمیه، ۱۴۱۰ق.
*ابن سعد، طبقات کبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، چاپ اول، بیروت، درالکتب العلمیه، ۱۴۱۰ق.
*ابن عساکر(۵۷۱ق)تاریخ مدینة دمشق، دار الفکر، بیروت،۱۴۱۵ ه.
*ابن عساکر(۵۷۱ق)تاریخ مدینة دمشق، دار الفکر، بیروت،۱۴۱۵ ه.
*ابن عبدالبر،أبو عمر یوسف بن عبد الله بن محمد (م ۴۶۳)، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجیل، ط الأولی، ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
*ابن عبدالبر، أبو عمر یوسف بن عبد الله بن محمد (م ۴۶۳)، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجیل، ط الأولی، ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
*ابن قتیبه،أبو محمد عبد الله بن مسلم الدینوری (۲۷۶)،الإمامة و السیاسة المعروف بتاریخ الخلفاء،، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، ط الأولی، ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
*ابن قتیبه، أبو محمد عبد الله بن مسلم الدینوری (۲۷۶)،الإمامة و السیاسة المعروف بتاریخ الخلفاء،، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، ط الأولی، ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
*ابن قتیبةأبو محمد عبد الله بن مسلم (م ۲۷۶)، المعارف، تحقیق ثروت عکاشة، القاهرة، الهیئة المصریة العامة للکتاب، ط الثانیة، ۱۹۹۲.
*همو، المعارف، تحقیق ثروت عکاشة، القاهرة، الهیئة المصریة العامة للکتاب، ط الثانیة، ۱۹۹۲.
*بلاذری، أحمد بن یحیی بن جابر(م ۲۷۹)،کتاب جمل من انساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، ط الأولی، ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
*بلاذری، أحمد بن یحیی بن جابر(م ۲۷۹)،کتاب جمل من انساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، ط الأولی، ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
*سمعانی أبو سعید عبد الکریم بن محمد بن منصور التمیمی (م ۵۶۲)،الأنساب، تحقیق عبد الرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، حیدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، ط الأولی، ۱۳۸۲/۱۹۶۲.
*سمعانی أبو سعید عبد الکریم بن محمد بن منصور التمیمی (م ۵۶۲)،الأنساب، تحقیق عبد الرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، حیدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، ط الأولی، ۱۳۸۲/۱۹۶۲.
خط ۱۳۸: خط ۱۴۱:
*مفید، الاختصاص، الموتمرالعالمی لالفیه الشیخ مفید، ایران، قم، ۱۴۱۳.
*مفید، الاختصاص، الموتمرالعالمی لالفیه الشیخ مفید، ایران، قم، ۱۴۱۳.
*مفید(۴۱۳ ق‏)، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة،کنگره شیخ مفید قم،‏ ۱۴۱۳ ق‏.
*مفید(۴۱۳ ق‏)، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة،کنگره شیخ مفید قم،‏ ۱۴۱۳ ق‏.
*مقدسی،مطهر بن طاهر(م ۵۰۷)،البدء و التاریخ، بور سعید، مکتبة الثقافة الدینیة،بی تا.
*مقدسی، مطهر بن طاهر(م ۵۰۷)،البدء و التاریخ، بور سعید، مکتبة الثقافة الدینیة،بی تا.
 
* مسعودی، علی بن الحسين، مروج الذهب ومعادن الجوهر، قم، دار الهجرة، الطبعة الثانية، ۱۹۸۴م.
==پیوند به بیرون==
{{پایان}}
* فصلنامه تاریخ اسلام: [http://www.bou.ac.ir/Portal/File/ShowFile.aspx?ID=bb9894f6-8366-4f1f-9fdf-b36301a2c930 جایگاه و نقش آل زبیر در تاریخ اسلام] و [http://www.bou.ac.ir/Portal/File/ShowFile.aspx?ID=a2af28de-3533-48d0-8df7-670996f65238 شجره آل زبیر]
 


{{صحابه}}
{{صحابه}}
{{یاران امام علی}}
{{یاران امام علی}}
 
{{پیامبر اسلام}}
[[ar:الزبير بن العوام]]
[[ar:الزبير بن العوام]]


[[رده:صحابه]]
[[رده:صحابه]]
[[رده:ناکثین]]
[[رده:ناکثین]]
[[رده:مهاجران به مدینه]]

نسخهٔ ‏۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۱۷:۲۶

زبیر بن عوام
قبر زبیر بن عوام
مشخصات فردی
نام کاملزبیر بن عوام قرشی اسدی
کنیهابوعبدالله
خویشاوندانخدیجه بنت خویلد
مشخصات دینی
زمان اسلام آوردنجزء نخستین گروندگان/ پس از ابوبکر
حضور در جنگ‌هااکثر غزوات پیامبر(ص)
هجرت بهحبشه و مدینه
دیگر فعالیت‌هامخالفت با شورای سقیفه و خلفای سه گانه
عضو شورای خلافت و رأی به خلافت امام علی(ع)
مشارکت در قتل عثمان
از سران جنگ جمل علیه امام علی(ع)


زبیر بن عَوّام بن خُوَیلَد از صحابه رسول خدا(ص) و برادر زاده حضرت خدیجه همسر پیامبر(ص) که در ۸ سالگی اسلام آورد و همواره در کنار پیامبر(ص) بود. پس از رحلت حضرت محمد(ص) زبیر حکم شورای سقیفه را نپذیرفت و از خلافت حضرت علی(ع) دفاع و با عمر بن خطاب بحث‌های بسیاری کرد. او همچنین جزء اعضای ۶ نفره منتخب خیلفه دوم بود که در آن شورا نیز به نفع حضرت علی(ع) رأی داد. وی در شورش و قتل عثمان نقش مؤثری داشت، و برای خلافت حضرت علی(ع) کوشید. اما در همان اوایل خلافت حضرت علی(ع) به همراهی طلحه و عایشه و برخی دیگر که به ناکثین شهرت یافتند، جنگ جمل را علیه حضرت علی(ع) سامان داد و در همین جنگ به قتل رسید.

نسب

زبیر بن عوام بن خویلد بن اسد بن عبد العزی بن قصی بن کلاب بن مرّة بن کعب ابن لوی قرشی اسدی. کنیه او ابو عبدالله بود. او فرزند برادر خدیجه است. پدرش عوام (برادر خدیجه) در جنگ فجار کشته شد.[۱] مادرش صفیه دختر عبدالمطلب یعنی عمه حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) بود.[۲]

برخی آل زبیر را مصری تبار دانسته و انتساب ایشان به خاندان اصیل قریش را نمی‌پذیرند، این گروه به روایتی استناد می‌کنند که بر اساس آن خویلد بن اسد در سفر مصر عوام را با خود به مکه آورد و در واقع عوام پسرخوانده اوست.[۳]

زبیر با اسماء دختر ابوبکر ازدواج کرد.[۴]

اسلام زبیر

منابع تاریخی، اسلام زبیر را بعد از مسلمان شدن ابوبکر نوشته‌اند، بعضی گفته‌اند وی در آن هنگام ۸ ساله بوده است.[۵]

اما بعضی دیگر از مورخین وی را در آن هنگام نوجوانی ۱۵ ساله دانسته‌اند.[۶] در گزارشی عنوان شده که وی با حضرت علی(ع) هم سن بوده است.[۷] در این صورت نمی‌تواند در سن هشت سالگی اسلام آورده باشد و به نظر همان ۱۵ سالگی درست می‌نماید.

زبیر را پنجمین یا ششمین گرونده به اسلام می‌دانند.[۸] از آنجا که نوه‌اش هشام بن عروة بن زبیر، اسلام آوردن وی را گزارش کرده است[۹] بدین سبب احتمال ساختگی بودنش می‌رود.[۱۰].

در زمان پیامبر

قبل از هجرت

اخبار زیادی درباره زبیر قبل از هجرت وجود ندارد جز اینکه وی جزو مهاجرین به حبشه به شمار آمده است.[۱۱]

هنگامی که زبیر و دیگر مهاجرین به حبشه، در آنجا به سر می‌بردند، شایع شد که قریش به اسلام گرویده‌اند، بدین جهت بعضی از مهاجرین از جمله زبیر به مکه بازگشتند.[۱۲]

پیمان برادری

یکی از اقداماتی که پیامبر(ص) پس از هجرت به مدینه، انجام داد عقد اخوت بین مسلمانان بود، در آن هنگام، بین زبیر و عبدالله بن مسعود پیمان برادری بسته شد.[۱۳]

در روایتی دیگر، پیمان برادری میان زبیر و سلمه بن سلامه بن وقش یاد شده است.[۱۴]

عبدالله بن زبیر

در همان اوایل هجرت عبدالله بن زبیر متولد شد. وی نخستین فرزند مهاجران در مدینه بود. به هنگام تولد وی مسلمانان تکبیر گفتند. این تکبیر به دلیل جایگاه و شخصیت زبیر یا عبدالله نبود. بلکه به جهت شایعه قطع نسل مسلمانان مهاجر با سحر یهودیان بود.[۱۵]

حضور در غزوه‎ها

حضور زبیر در جنگ بدر،[۱۶] احد و فتح مکه گزارش شده است.[۱۷]

زبیر و خلفا

مخالفت با خلافت ابوبکر

پس از رحلت پیامبر(ص) زبیر جزء مخالفین سقیفه بود و هنگامی که مهاجمین به خانه حضرت علی(ع) حمله کردند، زبیر شمیشیر کشیده و به آنان حمله کرد و گفت:

یا معشر بنی عبدالمطلب ایفعل هذا بعلی و انتم احیاء»‌ ای فرزندان عبدالمطلب شما زنده باشید و با علی(ع) چنین برخوردی شود.

سپس شمشیر کشید و به آنان حمله کرد. خالد بن ولید از پشت سنگی به وی زد که منجر به افتادن شمشیرش شد. عمر شمشیر را برداشت و شکست.[۱۸]

زبیر داماد ابابکر یعنی همسر اسماء است.[۱۹] وی اسماء را طلاق داده و گویند این طلاق با اصرار فرزندش عبدالله بوده‌است.[۲۰]

بدگویی عمر از زبیر

رابطه زبیر با خلافت در زمان خلیفه دوم نیز چندان خوب نبود. شبی عمر با ابن عباس در حال گشت زنی در مدینه بود، وقتی سخن از زبیر به میان می‌آید وی گفت «وی مردی کم حوصله و رنگ به رنگ، در زمان رضایت، همچون مؤمن و به هنگام خشم، همچون کافر است، روزی انسان و روزی شیطان و اگر به خلافت برسد چه بسا که روز خود را به چانه زدن درباره یک مد جو صرف کند».[۲۱]

مشارکت در قتل عثمان

در شورای شش نفره زبیر به عثمان رای نداد و این حاکی از عدم همراهی وی با عثمان است. عثمان برای راضی نگه داشتن وی ۶۰۰۰۰۰ درهم جایزه به وی داد[۲۲] ولی طولی نکشید که مردم را به کشتن عثمان تحریک نمود.[۲۳]

زبیر و خلافت حضرت علی(ع)

رابطه زبیر با حضرت علی(ع) داری فراز و نشیب‌های زیادی است. وی از مدافعان حضرت علی(ع) در سقیفه بود، همچنین او از شهود وصیت حضرت زهرا(س) بوده[۲۴] و در هنگام دفن حضرت زهرا حضور داشت[۲۵] و در شورای شش نفره به حضرت علی رای داد.

پس از قتل عثمان، جمعیت زیادی که طلحه و زبیر نیز در میان آنان بودند، به خانه حضرت علی(ع) هجوم برده و گفتند ما آمده‌ایم تا با شما به خلافت بیعت کنیم. پس از اصرار زیاد حضرت علی(ع) پذیرفت.[۲۶] زبیر در این واقعه به همراهی طلحه، بیعت مهاجران را تضمین کرد.[۲۷]

اما دیری نپایید که از نظر خود برگشت و به مخالفت با خلافت حضرت علی برخاست.[۲۸] زبیر به همراه طلحه وقتی شنید، عایشه نیز در مکه نسبت به انتخاب حضرت علی(ع) به خلافت ناخشنود است، به بهانه عمره از مدینه بیرون آمدند.

امام علی(ع) هنگام خروج آنان فرمود: ایشان برای زیارت خانه خدا نمی‌روند، بلکه به قصد مکر و حیله و خیانت مسافرت می‌کنند.[۲۹]

زبیر، عایشه را نیز با خود همراه کرد و به قصد خروج علیه حضرت علی(ع) با تشکیل سپاهی عظیمی عازم بصره شد. آنان پس از مصادره اموال یمنیان که توسط یعلی بن منبه برای حضرت علی(ع) فرستاده می‌شد، به طور رسمی و علنی مخالفت خود را اظهار نمودند.[۳۰]

نقش زبیر در جنگ جمل

زبیر را می‌توان یکی از اضلاع مثلث جنگ جمل دانست. وی با همکاری طلحه، عایشه را نیز با خود همراه کرده و به بصره کشاند. آنان وارد بصره شده و عثمان بن حنیف استاندار حضرت علی(ع) را مورد ضرب و شتم قرار داده و مثله کردند.[۳۱] حضرت علی(ع) با سپاه، خود را به حوالی بصره رساند و پس از کش و قوس‌هایی جنگ به نفع حضرت علی(ع) تمام شد.

ملاقات زبیر و علی(ع) در صف نبرد

پس از رویارویی دو لشکر، حضرت علی(ع) زبیر را فرا خواند، ملاقات آن دو بین صفوف دو لشکر صورت گرفت. حضرت علی(ع)، سفارش پیامبر(ع) نسبت به خود را به زبیر یادآوری کرد.

سفارش این بود که: پیامبر(ع) روزی در حضور حضرت علی(ع) به زبیر فرمود: آیا علی را دوست داری، زبیر گفت: چرا دوست نداشته باشم، پیامبر(ع) فرمود: چگونه‌ای وقتی ظالمانه با او بجنگی؟![۳۲]

زبیر پس از یادآوری این مطلب از اردوگاه کناره‌گیری کرد.[۳۳]

کشته شدن زبیر

پس از کناره‌گیری زبیر، عَمرو بن جُرموز، با چند تن از یارانش، به تعقیب او پرداخت و در جایی به نام وادی السِّباع او را غافلگیرانه کشت.[۳۴] وی سپس نزد حضرت علی رفت و به دربان گفت، برای قاتل زبیر جایزه ورود بگیر. حضرت فرمود: اجازه بده وارد شود و مژده آتش جهنم را به او بده.[۳۵] پیامبر(ص) نیز درباره قاتل زبیر فرموده بود: جایگاه قاتل زبیر آتش است.[۳۶]

امام از کشته شدن زبیر اظهار ناخشنودی کرد و چون شمشیر وی را دید، با یادآوری دلیری‌های زبیر در جنگ‌های صدر اسلام فرمود: این شمشیر بار‌ها اندوه را از چهره رسول خدا زدود.[۳۷]

توبه زبیر

شاید از حدیث پیامبر(ص) و سخن حضرت علی(ع) نسبت به قاتل زبیر چنین تصور شود که زبیر توبه کرده است. یوسفی غروی توبه زبیر را نمی‌پذیرد و می‌گوید: توبه زبیر در صورتی درست بود که از امام زمان خویش پیروی می‌کرد و به علاوه خود را در خدمت او قرار می‌داد که البته پس از گفتگو با حضرت علی(ع) چنین نکرد و نمی‌توان گفت سخن حضرت امیر(ع) (و قبل از آن سخن رسول خدا(ص) مبنی بر بشارت دادن آتش به قاتل او نشانه قبولی توبه زبیر است، چرا که شاید بدین علت چنین بشارت داده شده که قاتل، بدون امر شرعی و اذن امام او را کشته است، خصوصا که قاتل بعدها جزء خوارج نهروان شد.[۳۸]

ساخت مسجد و بنا بر روی قبر

تصویری از بنای قبر زبیر بن عوام

ابن جوزی حنبلی در تاریخ خود می‌نویسد: «در سال ۳۸۶ ه‍.ق اهالی بصره پس از وقوع اتفاقاتی، بر روی قبر زبیر مسجد و گنبد و بارگاه ساختند و اموال زیادی را وقف آنجا کردند»[۳۹]

فرزندان

علمای انساب فرزندان زبیر را ۱۱ پسر و ۹ دختر گزارش کرده‌اند که معروفترین آنان عبدالله بن زبیر است. اسامی دیگر فرزندان زبیر به شرح زیر می‌باشد.

پسران:عروه، منذر، عاصم، مهاجر، خالد، عمر، مصعب، حمزه، جعفر.

دختران: خدیجه، ام حسن، عایشه، حبیبه، سوره، هند، رمله، عبیده، زینب.

دارایی

زبیر در دوران خلفای ثلاثه دارایی زیادی جمع‌آوری کرد. گفته‌اند وی پس از خود یازده خانه در مدینه، دو خانه در بصره، یک خانه در کوفه و یک خانه در مصر به ارث گذاشت. [۴۰]

نیز دارایی وی را پس از مرگش، هزار دینار، هزار اسب، هزار کنیز و غلام ذکر کرده‌اند.[۴۱]

پانویس

  1. ابن قتیبه، المعارف، متن، ص ۲۱۹.
  2. مقدسی، البدءوالتاریخ، ج‏۵، ص ۸۳.
  3. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص ۶۷.
  4. سمعانی، الأنساب، ج‏۱، ص ۲۱۷.
  5. مقدسی، البدءوالتاریخ، ج‏۵، ص ۸۳.
  6. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج‏۲، ص ۵۱۰؛ابن اثیر، أسدالغابة، ج‏۲، ص ۹۸.
  7. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج‏۲، ص ۵۱۱.
  8. طبقات، ابن سعد، ج۳، ص۷۵.
  9. ابن ابی شیبه، ج۸، ص۴۵۰؛ابن سعد، الطبقات‏ الكبرى، ج۳، ص۷۵.
  10. فلاح زاده، ص۱۲۳.
  11. تاریخ‏ ابن‏ خلدون، ج‏۲، ص ۴۱۵.
  12. تاریخ‏ ابن‏ خلدون، ج‏۲، ص ۴۱۵.
  13. ابن سعد، الطبقات ‏الکبری، ج‏۳، ص۷۵.
  14. تاریخ‏ ابن‏ خلدون، ج‏۲، ص۴۲۳.
  15. عسکری، الأوائل، ص ۲۲۰.
  16. سمعانی، الأنساب، ج‏۱، ص ۲۱۶؛ ابن سعد، الطبقات‏ الکبری، ج‏۳، ص ۷۷.
  17. ابن سعد، الطبقات‏ الکبری، ج‏۳، ص ۷۷.
  18. الاختصاص، ص۱۸۶؛ الامامه والسیاسه، ج ۱، ص ۲۸.
  19. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص ۱۷۸۱.
  20. الاصابه، ج۸، ص۱۳.
  21. یعقوبی، ج۲، ص۱۵۸ .
  22. ابن سعد، طبقات کبری، ج ۳ص۷۹
  23. ابن قتیبه، الامامه و السیاسه ج۱، ص ۴۷؛ بلاذری، انساب الاشراف ج ۳، ص ۵۶.
  24. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج‏۴، ص ۲۴۴.
  25. فتال النیشابوری، روضة الواعظین، ج‏۱، ص ۳۴۹.
  26. الجمل، مفید، ص ۱۳۰
  27. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۶۷.
  28. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۶۹.
  29. شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۳۲.
  30. ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۱، ص ۶۳.
  31. ابن عبدالبر، الاستیعاب،،ج۱، ص۳۶۶- ۳۶۹؛ ابن اثیر، اسدالغابة، ج۱، ص۲۵۱.
  32. تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج۱۸، ص ۴۰۹؛ بحار، ج۱۸، ص ۱۲۳.
  33. بلاذری، انساب الاشراف، ج ۹، ص ۴۳۰.
  34. طبری، تاریخ، ج۴، ص۵۱۱.
  35. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۵۴
  36. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۴۲۱.
  37. ابن سعد، طبقات کبری، ج۳، ص ۷۸.
  38. عسکری وادقانی، صحابه پیامبراعظم، ج۵، ص ۱۳۷.
  39. ابن جوزی، المنتظم فی تواریخ الملوک و الامم، ج ۱۴، ص۳۸۳.
  40. صحیح بخاری، ج۴؛ ابن ابی شیبه، المصنف، ج ۸، ص۷۱۷.
  41. المسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۳۳۳.

منابع

  • ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قم، مکتبه آبه الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
  • ابن ابی شیبه، المصنف، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.
  • ابن اثیر، عز الدین أبو الحسن علی بن محمد الجزری(م ۶۳۰)،أسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
  • ابن جوزی، ابوالفرج عبدالرحمن، بن علی بن محمد(م۵۹۷)، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد عبد القادر عطا و مصطفی عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ط الأولی، ۱۴۱۲ق.
  • ابن خلدون، دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشأن الأکبر، تحقیق خلیل شحادة، بیروت، دار الفکر، ط الثانیة، ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
  • ابن سعد، طبقات کبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، چاپ اول، بیروت، درالکتب العلمیه، ۱۴۱۰ق.
  • ابن عساکر(۵۷۱ق)تاریخ مدینة دمشق، دار الفکر، بیروت،۱۴۱۵ ه.
  • ابن عبدالبر، أبو عمر یوسف بن عبد الله بن محمد (م ۴۶۳)، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجیل، ط الأولی، ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
  • ابن قتیبه، أبو محمد عبد الله بن مسلم الدینوری (۲۷۶)،الإمامة و السیاسة المعروف بتاریخ الخلفاء،، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، ط الأولی، ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
  • همو، المعارف، تحقیق ثروت عکاشة، القاهرة، الهیئة المصریة العامة للکتاب، ط الثانیة، ۱۹۹۲.
  • بلاذری، أحمد بن یحیی بن جابر(م ۲۷۹)،کتاب جمل من انساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، ط الأولی، ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
  • سمعانی أبو سعید عبد الکریم بن محمد بن منصور التمیمی (م ۵۶۲)،الأنساب، تحقیق عبد الرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، حیدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، ط الأولی، ۱۳۸۲/۱۹۶۲.
  • صدوق(۳۸۱ ق‏)، من لا یحضره الفقیه‏، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، قم‏، ۱۴۱۳ ق‏، چاپ دوم‏.
  • طبری، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد أبو الفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث، ط الثانیة، ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
  • عسکری،ابو هلال،الأوائل، دار البشیر، طنطا، ۱۴۰۸ ق،چاپ اول.
  • عسکری وادقانی، عبدالرضا، دایره المعارف صحابه پیامبراعظم، به اشراف محمدهادی یوسفی غروی، انتشارات پژوهشکده باقرالعلوم، بهار۱۳۹۱.
  • فتال نیشابوری‏(۵۰۸ق‏)، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین‏، دلیل ما، قم‏ ۱۴۲۳ ق‏
  • فلاح زاده، احمد، جایگاه ونقش آل زبیر در تاریخ اسلام، فصلنامه تاریخ اسلام، سال یازدهم، شماره سوم و چهارم، پاییز و زمستان ۱۳۸۹، مسلسل ۴۴-۴۳.
  • مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی‏، بحار الأنوار(ط- بیروت)، ‏دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت‏، ۱۴۰۳ ق‏، چاپ دوم‏.
  • مفید، الاختصاص، الموتمرالعالمی لالفیه الشیخ مفید، ایران، قم، ۱۴۱۳.
  • مفید(۴۱۳ ق‏)، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة،کنگره شیخ مفید قم،‏ ۱۴۱۳ ق‏.
  • مقدسی، مطهر بن طاهر(م ۵۰۷)،البدء و التاریخ، بور سعید، مکتبة الثقافة الدینیة،بی تا.
  • مسعودی، علی بن الحسين، مروج الذهب ومعادن الجوهر، قم، دار الهجرة، الطبعة الثانية، ۱۹۸۴م.