اسماء دختر ابوبکر
| مشخصات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | اَسْماء دختر ابوبکر بن ابی قحافه |
| لقب | ذات النطاقین |
| زادروز | ۲۷ سال پیش از هجرت |
| محل زندگی | مکه • مدینه |
| مهاجر/انصار | مهاجر |
| خویشاوندان | ابوبکر • زبیر بن عوام • عبدالله بن زبیر |
| درگذشت | ۷۳ق/۶۹۲م |
| مشخصات دینی | |
| حضور در جنگها | جنگ یرموک |
| هجرت به | مدینه |
اَسماء بنت ابوبکر (زاده ۲۷ سال پیش از هجرت در مکه)، دختر ابوبکر و خواهر بزرگتر عایشه، از بانوان صدر اسلام و از مسلمانان نخستین (هجدهمین مسلمان) بود. او همسر زبیر بن عوام و مادر عبدالله و مصعب بود، از مکه به مدینه هجرت کرد و در جنگ یرموک همراه زبیر حضور داشت. وی به سبب پاره کردن پیشبند خویش برای بستن زاد و توشه پیامبر(ص) و ابوبکر در هجرت، به «ذات النطاقین» شهرت یافت. اسماء از راویان احادیث پیامبر(ص) بود و نزدیک به ۶۰ حدیث از او روایت شده است؛ همچنین شعر میسرود و به تعبیر رؤیا آشنا بود. آیه ۸ سوره ممتحنه درباره نیکی به غیرمسلمانان غیرجنگجو، به گزارش برخی منابع در مورد او نازل شده است. اسماء پس از قتل پسرش عبدالله، ناتوان و نابینا گشت و چند روزی پس از آن درگذشت.
معرفی کلی
اسماء دختر ابوبکر بن ابی قحافه ۲۷ سال پیش از هجرت در مکه زاده شد.[۱] او از خواهرش عایشه که از همسر دیگر ابوبکر بود[۲] ده سال بزرگتر بود.[۳] وی در کودکی در شهر مکه به دعوت پدرش اسلام آورد و هجدهمین نفر از مسلمانان بود.[۴] اسماء با زبیر بن عوام ازدواج کرد و از او صاحب فرزند شد. این ازدواج اولین ازدواج از طریق متعه در اسلام بوده است.[۵]
عبدالله و مصعب از مشهورترین فرزندان او هستند.[۶] اسماء از مسلمانانی بود که از مکه به مدینه هجرت کرد[۷] و در جنگ یرموک نیز همراه زبیر بود؛[۸] اما پس از چندی از زبیر جدا شد و همراه پسر خود عبدالله تا قتل او، در مکه اقامت کرد.[۹] برخی نیز گفتهاند زبیر وی را بهشدت زد و وی به پسرش عبدالله پناه برد. زبیر تهدید کرد اگر جلو بیاید مادرش را طلاق خواهد داد، لیکن عبدالله آمد و مادرش را از دست او خلاص کرد. پس اسماء تا آخر عمر پیش وی ماند.[۱۰]
وی بسیار زیست و پس از قتل پسرش عبدالله ناتوان و نابینا گشت.[۱۱] در مورد زمان مرگ وی اختلاف است. ولی مسلم است که چند روزی پس از قتل پسرش درگذشت.[۱۲]
خصوصیات
از اسماء که ابن حبان وی را در زمره ثقات برشمرده[۱۳] نزدیک به ۶۰ حدیث درباره نماز، حج، زکات و مسائل اسلامی روایت شده است.[۱۴] کسانی چون عباد بن عبدالله بن زبیر، عروة بن زبیر، ابن ابی ملیکه، عبدالله بن عباس و فاطمه بنت منذر از او روایت کردهاند.[۱۵]
همچنین گفته شده که اسماء شعر نیز میسرود، اما تنها ۷ بیت از او باقی مانده که در اصالت ۳ بیت از آنها تردید است.[۱۶] اسماء به تعبیر رؤیا نیز آشنا بود و سعید بن مسیب، یکی از معتبرترین معبّران، این فن را از اسماء فرا گرفته بود.[۱۷]
نزول آیه از قرآن در مورد وی
گزارشی وجود دارد که آیه ۸ سوره ممتحنه زمانی نازل شد که قتیله بنت عبدالعزی مادر اسماء با هدایایی نزد او رفت، اما اسماء به سبب نامسلمانی مادر از پیامبر(ص) سؤال کرد و پیامبر(ص) اجازه داد.[۱۸] راوی این گزارش نیز فرزندش عبدالله است.[۱۹] سیوطی علاوه بر عبدالله از خود اسماء نیز این گزارش را نقل کرده است.[۲۰] اما بعضی شان نزول این آیه را درباره بنیهاشم دانستهاند.[۲۱] نویری سه شأن نزول برای این آیه ذکر کرده است.[۲۲]
ذات النطاقین
اسماء دختر ابوبکر مشهور به ذاتُ النِّطاقین است و درباره شهرت او به ذات النطاقین گفتهاند چون نطاق به معنای دامن است و وی دو دامن بر روی هم میپوشید، به او ذات النطاقین میگفتند.[۲۳] معنای دیگر نطاق، پیشبند است و چون پیامبر(ص) و ابوبکر قصد هجرت کردند، اسماء پیشبند خویش دو پاره کرد، زاد و توشه آنان را با آن بست، پیامبر وی را ذات النطاقین نامید.[۲۴] و پیامبر(ص) او را دعا فرمود.[۲۵] البته ابن حجر عسقلانی میگوید: این روایت در صحیح مسلم آمده و به اعطا کردن لقب توسط پیامبر(ص) در آن اشاره نشده است.[۲۶]
از طرفی هنگامیکه مردم شام به جنگ عبدالله بن زبیر آمده بودند، او را به طعن «ابن ذات النطاقین» میخواندند و این لقب را بر مادر و پسر وی زشت میشمردند. شاید از همین مطلب بتوان استنباط کرد که نظر اول صحیح است. چون بر طبق نظر دوم جای ملامت نبود بلکه جای افتخار بود و شامیان که دشمن وی بودند از فضلیتگویی مادر وی آنهم در حال جنگ با وی خودداری میکردند. نه اینکه بگویند و ملامت کنند. حجاج بن یوسف نیز عبدالله را بدین لقب طعن میزد که مورد اعتراض اسماء واقع شد. عبدالله خود با خواندن شعری از ابوذؤیب هذلی به این لقب افتخار کرد.[۲۷]
پانویس
- ↑ ابناثیر، اسد الغابه، ۱۳۷۷ق، ج۵، ص۳۹۲؛ نووی، تهذیب الاسماء و اللغات، اداره الطباعه المنیریه، ج۲، ص۳۲۹.
- ↑ ابناثیر، اسد الغابه، ۱۳۷۷ق، ج۶، ص۱۰.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۳۸۰ق، ج۲، ص۶۱۶.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، دارصادر، ج۸، ص۲۴۹؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۳۸۰ق، ج۴، ص۱۷۸۳؛ ابناثیر، اسد الغابه، ۱۳۷۷ق، ج۵، ص۳۹۲.
- ↑ ابن عبدربه، العقد الفرید، ۱۴۰۲ق، ج۴، ص۱۴.
- ↑ کلبی، جمهرة النسب، ۱۴۰۷قف ص۱۲۷؛ ابنسعد، الطبقات الکبری، دارصادر، ج۸، ص۲۵۰؛ زبیری، نسب قریش، ۱۹۵۳م، ص۲۷۶.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۳۸۰ق، ج۴، ص۱۷۸۲-۱۷۸۳.
- ↑ ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، دارصادر، ج۸، ص۲۵۳.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، دارصادر، ج۸، ص۲۵۳؛ ابنقتیبه، المعارف، ۱۳۸۸ق، ص۱۷۳.
- ↑ ابناثیر، اسد الغابه، ۱۳۷۷ق، ج۶، ص۱۰.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، دارصادر، ج۸، ص۲۵۲؛ ابن عبدربه، العقد الفرید، ۱۴۰۲ق، ج۴، ص۴۱۵.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، دارصادر، ج۸، ص۲۵۵؛ ابنقتیبه، المعارف، ۱۳۸۸ق، ص۱۷۳؛ بسوی، المعرفة و التاریخ، ۱۳۹۴ق، ج۱، ص۲۲۴.
- ↑ ابنحبان، الثقات، ۱۳۹۸ق، ج۴، ص۶۳.
- ↑ شوکانی، درّ السحابة، ۱۴۰۴ق، ص۷۳۱؛ کحاله، اعلام النساء، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۴۹؛ ونسینک، المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث النبوی، ۱۹۸۸م، ج۸، ص۱۱-۱۲.
- ↑ ابنحنبل، مسند ابن حنبل، ۱۳۱۳ق، ج۶، ص۳۴۴-۳۵۴؛ ابنمنجویه، رجال صحیح مسلم، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۱۸.
- ↑ کحاله، اعلام النساء، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۴۹؛ فواز عاملی، الدر المنثور، دارالمعرفه، ص۳۴.
- ↑ ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۳۶۸م، ج۵، ص۱۳۵.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، دارصادر، ج۸، ص۲۵۲؛ ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۰۲ق، ج۶، ص۱۷؛ قس: ابنحنبل، مسند ابنحنبل، ۱۳۱۳ق، ج۶، ص۳۴۷.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، دارصادر، ج۸، ص۱۹۸؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۳۶۸م، ص۳۵۹.
- ↑ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۱۴ق، ج۶، ص۲۰۵.
- ↑ طبری، ذخائر العقبی، ۱۳۵۶ق، ج۲، ص۴۰۱.
- ↑ نویری، نهایه الارب، المؤسسة المصریة العامة، ج۱۷، ص۲۹۵.
- ↑ طریحی مجمع البحرین، ۱۳۷۵ش، ج۵، ص۲۳۹.
- ↑ الاصابه، ج۸، ص۱۳، ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۳۸۰ق، ج۴، ص۱۷۸۲.
- ↑ بخاری، صحیح بخاری، المکتبه الاسلامیه، ج۴، ص۲۵۶-۲۵۸؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۷۸۲؛ ابنمنجویه، رجال صحیح مسلم، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۱۷؛ ابونعیم اصفهانی، حلیة الاولیاء، ۱۳۵۵ق، ج۲، ص۵۵.
- ↑ الاصابه، ج۸، ص۱۳
- ↑ ابن عبدربه، العقد الفرید، ۱۴۰۲ق، ج۴، ص۴۱۷؛ ابناثیر، جامع الاصول، ۱۳۹۲ق، ج۹، ص۱۴۵-۱۴۶.
منابع
- ابن اثیر، علی، اسدالغابه، بیروت، ۱۳۷۷ق.
- ابن اثیر، مبارک، جامع الاصول، به کوشش عبدالقادر ارنؤوط، بیروت، ۱۳۹۲ق/۱۹۷۳م.
- ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۸ق/۱۹۷۸م.
- ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر.
- ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م.
- ابن عبدربه، احمد، العقد الفرید، به کوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ۱۴۰۲ق.
- ابن عبدربه، احمد بن محمد بن عبد ربه(۳۲۸ق)، العقد الفرید،دار إحیاء التراث العربی، بیروت لبنان، الطبعة الثالثة، ۱۴۲۰ق.
- ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، به کوشش سکینه شهابی، دمشق، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۱م.
- ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، به کوش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۹م.
- ابن منجویه، احمد، رجال صحیح مسلم، به کوشش عبدالله لیثی، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
- ابونعیم اصفهانی، احمد، حلیه الاولیاء، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۳م.
- احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ۱۳۱۳ق.
- بخاری، محمد، صحیح، استانبول، المکتبه الاسلامیه.
- بسوی، یعقوب، المعرفه و التاریخ، به کوشش اکرم ضیاء عمری، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م.
- ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، قاهره، ۱۳۶۸م.
- زبیری، مصعب، نسب قریش، به کوشش لوی پرووانسال، قاهره، ۱۹۵۳م.
- سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر، الدر المنثور فی تفسیر بالمأثور، بیروت، دارالفكر، ۱۴۱۴ق.
- شوکانی، محمد، درّ السحابه فی مناقب القرابه و الصحابه، به کوشش حسین بن عبدالله عمری، دمشق، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
- طبری، احمد بن عبدالله، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی علیهم السلام، قاهره، مکتبة الاندلسی، ۱۳۵۶ق.
- طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، تحقیق حسینی اشکوری، تهران، مکتبه المرتضویه، ۱۳۷۵ش.
- فواز عاملی، زینب، الدر المنثور فی طبقات ربات الخدور، بیروت، دارالمعرفه.
- کحاله، عمررضا، اعلام النساء، بیروت، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
- کلبی، هشام، جمهره النسب، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م.
- نووی، محییالدین، تهذیب الاسماء و اللغات، قاهره، اداره الطباعه المنیریه.
- نویری، احمد بن عبدالوهاب، نهایه الارب فی فنون الادب، قاهره، المؤسسة المصریة العامة.
- ونسینک، آرنت یان، المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث النبوی، استانبول، ۱۹۸۸م.