دار الحرب
| بخشی از احکام عملی و فقهی |
|---|
این مقاله یک نوشتار توصیفی درباره یک مفهوم فقهی است و نمیتواند معیاری برای اعمال دینی باشد. برای اعمال دینی به منابع دیگر مراجعه کنید. |
دارُالْحَرْب یا دارُالْکُفْر در مقابل دارالاسلام، به سرزمینهایی اطلاق میشود که خارج از قلمرو اسلام بوده و با کشورهای اسلامی در جنگ هستند. این مناطق محل زندگی کفار بوده و فقه اسلامی در مسائل مختلفی مانند صلاة، خمس، جهاد به آن پرداخته است. برخی معتقدند که در دنیای امروز، برخی سرزمینهای کفار دیگر دارالحرب نیستند و میتوان با آنها روابط محترمانه برقرار کرد.
دارالحرب به دو بخش تقسیم میشود: معرکه نبرد (منطقه درگیری) و منطقه خطر (منطقهای که مسلمانان امنیت ندارند). فقه اسلامی شرایط خاصی برای دارالحرب تعیین کرده، مانند اینکه غنائم از کافران حربی برای مسلمانان است و زندگی در دارالحرب تنها در صورتی مجاز است که مسلمانان آزادی عمل در انجام فرایض دینی داشته باشند.
مفهومشناسی
دارُالْحَرْب یا دارُالْکُفْر به سرزمینهایی گفته میشود که خارج از قلمرو اسلام هستند، محل زندگی کفار بوده[۱] و با کشورهای اسلامی در جنگاند.[۲] در مقابل آن دارالاسلام قرار دارد و در فقه، این موضوع در مسائلی مانند صلاة، خمس، جهاد و تجارت بحث شده است.[۳] از نظر شهید اول دارالحرب به مناطقی اطلاق میشود که قوانین کفار در آن اجرا میشود و مسلمانان تنها در صورتی میتوانند در آنجا سکونت کنند که با کافران پیمان صلح بسته باشند.[۴]
دارالحرب از نظر فقهی به دو بخش تقسیم میشود: معرکه نبرد، که منطقه درگیری مسلمانان و کفار است،[۵] و منطقه خطر، که خطر نبرد وجود دارد ولی قرارداد صلح یا امان در کار نیست و مسلمانان امنیت ندارند.[۶]
تحول مفهوم دارالحرب و دارالاسلام از زمان پیامبر تا امروز
براساس نقل تاریخ، در زمان پیامبر(ص)، مدینه دارالاسلام بود. پیش از فتح مکه و پس از هجرت صحابه به مدینه، مکه دارالحرب بود. اما پس از فتح مکه، پیامبر(ص) فرمود: «پس از فتح مکه، هجرتی نیست» و از آن زمان، مکه نیز به دارالاسلام پیوست.[۷]
برخی معتقدند که در دنیای امروز، بعضی از سرزمینهای کفار بهعنوان دارالحرب محسوب نمیشوند و میتوان با آنها روابط محترمانه برقرار کرد، براساس آیه ۸ سوره ممتحنه. این کشورها معمولاً معاهده صلح دارند و هیچکدام به دیگری تعرض نمیکنند.[۸] در مقابل، برخی دیگر بر این باورند که برخی سرزمینهای کفار هنوز از مصادیق دارالحرب هستند، مانند مناطقی که مسلمانان در آنها امنیت ندارند و احکام کفر در آنجا حاکم است. [۹]
به گفته پژوهشگران، خوارج معتقد بودند اگر مردم دارالاسلام گناهان کبیره کنند، آنجا دارالحرب میشود[۱۰]. علی جمعه، از مفتیان مصر، داعش را مشابه خوارج دانسته و میگوید که آنها دیگران را کافر و خونشان را مباح میدانند.[۱۱]
امروز نیز به کشورهای اسلامی فارغ از وجود حاکم عادل یا غیرعادل، دارالاسلام میگویند.[۱۲]
احکام فقهی دارالحرب
فقه اسلامی برای سرزمینهای دارالحرب شرایط خاصی تعیین کرده است؛ از جمله این که استفاده از وسایل معابد ویران شده تنها در مساجد جایز است،[۱۳] اموال کافران حربی غنیمت مسلمانان محسوب میشود،[۱۴] و اجرای حد بر مسلمانان در دارالحرب مکروه است.[۱۵] اگر مسلمانی در دارالحرب دیگری را به اشتباه کافر حربی بداند و بکشد، قصاص نمیشود و دیه بر او نیست، بلکه تنها کفاره قتل میدهد.[۱۶] همچنین، گنجهای پیدا شده در دارالحرب متعلق به یابنده است[۱۷] و کافر حربی که اسلام بیاورد، خون و اموالش محترم خواهد بود.[۱۸] زندگی در دارالحرب برای مسلمانان تنها در صورتی مجاز است که آزادی عمل برای انجام فرایض دینی وجود داشته باشد.[۱۹]
پانویس
- ↑ لطیفی، اسلام و روابط بینالملل، ۱۳۸۸ش، ص۵۷۰.
- ↑ آخوندی، نظام دفاعی اسلام، ۱۳۸۶ش، ص۱۳۹.
- ↑ مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ص۵۷۰.
- ↑ لطیفی، اسلام و روابط بینالملل، ۱۳۸۸ش، ص۷۷.
- ↑ لطیفی، اسلام و روابط بینالملل، ۱۳۸۸ش، ص۸۴.
- ↑ لطیفی، اسلام و روابط بینالملل، ۱۳۸۸ش، ص۸۴.
- ↑ آخوندی، نظام دفاعی اسلام، ۱۳۸۶ ش، ص۱۳۹.
- ↑ لطیفی، اسلام و روابط بینالملل، ۱۳۸۸ش، ص۸۱.
- ↑ لطیفی، اسلام و روابط بینالملل، ۱۳۸۸ش، ص۸۳.
- ↑ رضوانی، شیعهشناسی، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۵۴۰.
- ↑ علی جمعه، «استناد مفتی مصر به سخنان علی(ع)».
- ↑ مصطفی آخوندی، «نظام دفاعی اسلام»، ص۱۳۹.
- ↑ مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ص۵۷۰.
- ↑ مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ص۵۷۰.
- ↑ مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ص۵۷۰.
- ↑ مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ص۵۷۰.
- ↑ مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ص۵۷۰.
- ↑ مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ص۵۷۰.
- ↑ لطیفی، اسلام و روابط بینالملل، ۱۳۸۸ش، ص۷۵.
منابع
- آخوندی، مصطفی، نظام دفاعی اسلام، قم، نشر سپاه، ۱۳۸۶ش.
- المروزی، أبی عبدالله نعیم بن حماد، الفتن، حققه سهیل زکار، بیروت، دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع، بیتا.
- رضوانی علیاصغر، شیعه شناسی و پاسخ به شبهات، نشر مشعر، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۴ش.
- «علی جمعه، «استناد مفتی مصر به سخنان علی (ع)»، سایت خبرگزاری بینالمللی قرآن، تاریخ درج مطلب: ۲۹ شهریور ۱۳۹۳، تاریخ بازدید: ۱۵ آبان ۱۳۹۶ش.
- لطیفی پاکده، لطفعلی، اسلام و روابط بینالملل، قم، نشر زمزم هدایت، ۱۳۸۸ش.
- مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت(ع)، زیرنظر: سید محمود هاشمی شاهرودی، قم، مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، ۱۳۸۵ش.
پیوند به بیرون
