معراج: تفاوت میان نسخهها
P.motahari (بحث | مشارکتها) ←گزارش سفر: ویرایش |
P.motahari (بحث | مشارکتها) ←آسمان دوم تا ششم: ویرایش |
||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
در آسمان دنیا [[ملک الموت]] را نیز دید و با او گفتگو کرد.<ref> علامه طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۹-۱۰.</ref> | در آسمان دنیا [[ملک الموت]] را نیز دید و با او گفتگو کرد.<ref> علامه طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۹-۱۰.</ref> | ||
=== | ===آسمانهای دوم تا ششم=== | ||
وی سپس به آسمان دوم صعود کرد و آنجا با [[حضرت یحیی]] و [[حضرت عیسی]] دیدار کرد. پس از آن در آسمان سوم با [[حضرت یوسف|یوسف]]، در آسمان چهارم با [[حضرت ادریس]]، در آسمان پنجم با [[هارون بن عمران]] و در آسمان ششم با [[موسی بن عمران]] ملاقات نمود.<ref> علامهطباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۱۲-۱۳.</ref> | وی سپس به آسمان دوم صعود کرد و آنجا با [[حضرت یحیی]] و [[حضرت عیسی]] دیدار کرد. پس از آن در آسمان سوم با [[حضرت یوسف|یوسف]]، در آسمان چهارم با [[حضرت ادریس]]، در آسمان پنجم با [[هارون بن عمران]] و در آسمان ششم با [[موسی بن عمران]] ملاقات نمود.<ref> علامهطباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۱۲-۱۳.</ref> | ||
نسخهٔ ۲۲ دسامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۲:۲۹
سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَیٰ بِعَبْدِهِ لَيلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی الَّذِي بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيهُ مِنْ آياتِنَا ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ﴿۱﴾ (ترجمه:منزّه است آن [خدایی] که بندهاش را شبانگاهی از مسجد الحرام به سوی مسجد الاقصی -که پیرامون آن را برکت دادهایم- سیر داد، تا از نشانههای خود به او بنمایانیم، که او همان شنوای بیناست.﴿۱﴾)[۱۷–۱]
| خداشناسی | |
|---|---|
| اثبات خدا • توحید • اسما و صفات خدا • عدل الهی • قضا و قدر | |
| نبوت | |
| عصمت پیامبران • خاتمیت • نبوت خاصه • معجزه • قرآن • وحی • اسلام | |
| امامت | |
| امامان • امامت امامان • برتری اهلبیت(ع) • عصمت امامان • ولایت • غیبت • مهدویت | |
| معاد | |
| مرگ • برزخ • معاد جسمانی • بهشت • جهنم | |
| مسائل چالشی | |
| امر بین الامرین • جبر و اختیار • تقیه • ولایت فقیه • توسل • شفاعت • تحریفناپذیری قرآن • زیارت • بداء • رجعت |
مِعراج، به عروجپیامبر اسلام از مسجد الاقصی به آسمانها گفته میشود. به نقل از منابع اسلامی، پیامبر(ص) در شبی، از مکه به مسجدالاَقصی انتقال یافت و از آنجا به آسمان عروج کرد. داستان معراج در احادیث شیعه و سنی، به صورت متواتر آمده است؛ البته درباره جزئیات آن مانند زمان، مکان، دفعات، کیفیت و جسمانی یا روحانیبودن آن، اختلاف نظر وجود دارد. قرآن نیز در دو سوره اسراء و نجم، به آن پرداخته است.
لغت
معراج در لغت به معنای نردبان، پلکان و هر چیزی است که به وسیلۀ آن بالا میروند[۱] و در اصطلاح، به عروج پیامبر اسلام از مسجد الاقصی به آسمانها گفته میشود. به نقل از منابع اسلامی، پیامبر(ص) در شبی، از مکه به مسجدالاَقصی انتقال یافت و از آنجا به آسمان عروج کرد.[۲]
قرآن و روایات
داستان معراج در احادیث شیعه و سنی، به صورت متواتر آمده است.[۳] قرآن نیز در دو سوره اسراء و نجم، به آن پرداخته است.[۴]
زمان
دیدگاه مشهور عالمان مسلمان، این است که معراج در سالهای آخر اقامت پیامبر(ص) در شهر مکه (پیش از هجرت و پس از بعثت) ، روی داده است؛[۵] اما در اینکه در چه سالی اتفاق افتاده و آیا پیش از درگذشت ابو طالب بوده است یا پس از آن، روایات متفاوتی نقل شده است:
- سال دوم بعثت؛ منسوب به ابن عباس؛
- سال سوم بعثت؛ صاحب خرائج به نقل از حضرت علی (ع)؛
- سال پنجم[۶] و یا ششم بعثت
- ۱۰ سال و ۳ ماه پس از بعثت؛[۷][۸]
- ۱۲ سال پس از بعثت؛ به گفتۀ ملا فتح الله کاشانی و احمد بن علی طبرسی، این مشهورترین دیدگاه است؛ref> کاشانی، منهجالصادقین، ج۵، ص۲۳۶.</ref>
- یک سال و پنج ماه پیش از هجرت؛
- یک سال و سه ماه پیش از هجرت؛[۹][۱۰]
- ۶ ماه پیش از هجرت.[۱۱]
سیر شبانه
از دو کلمۀ لیلاً و اسری در آیۀ نخست سوره اسراء به دست میآید که این سیر در شب رخ داده است؛[۱۲] اما در اینکه در کدام شب اتفاق افتاده است، روایات متفاوت است:
- شب هفدهم ربیع الاول؛[۱۳]
- شب بیست و هفتم رجب؛ به گفته ملا فتح الله کاشانی، این مشهورترین دیدگاه است؛[۱۴]
- شب هفدهم رمضان؛[۱۵]
- شب بیست و یکم رمضان؛
- شبی از شوال یا ربیع الثانی.[۱۶]
مدت سفر آن حضرت به سرزمین بیت المقدس و مسجد الاقصی و از آنجا به آسمانها و بازگشت وی از معراج، بیش از یک شب طول نکشیده است.[۱۷] به نقل از تفسیر عیاشی، امام صادق (ع) فرموده است: رسول خدا (ص) نماز عشاء و نماز صبح را در مکه خواند.[۱۸]
مکان
در زمینه نقطه آغاز و پایان معراج پیامبر (ص) نیز در روایات اختلاف دیده میشود. در این زمینه از مکانیهای چون خانه ام هانی، مسجد الحرام و شعب ابی طالب نام برده شده است؛[۱۹] اما مشهور آن است که رسول خدا (ص) در آن شب در خانه ام هانی دختر ابی طالب بود و از آنجا به معراج رفت و به همانجا بازگشت.[۲۰]
در توجیه این مسئله که قرآن کریم آغاز این سیر را مسجد الحرام ذکر کرده است، گفتهاند که عرب، همه مکّه را حرم خدا میخوانَد. از این رو، تمام آن، حکم مسجد و حرم خدا را داشته و خانه امهانی داخل در حرم بوده است.[۲۱]
دفعات
بر پایهٔ برخی روایات، رسول خدا (ص) بیش از یک بار به معراج رفته است.[۲۲] علامه طباطبایی یکی از آن دو را از مسجد الحرام و دیگری را از خانۀ ام هانی دانسته و گفته است: آیات نخست سورۀ نجم آن را تأیید میکند. به باور وی، اختلافی که در مکان، زمان و سایر جزئیات معراج، دیده میشود را میتوان با این نظریه توجیه کرد.[۲۳]
گزارش سفر
در شب معراج، جبرئیل بر حضرت نازل شد و مرکبی را که نامش براق بود برای او آورد و رسول خدا (ص) بر آن سوار شد و به سوی بیت المقدس حرکت کرد.[۲۴]
مسجد اقصی

پیامبر(ص) در میان راه در مدینه و مسجد کوفه، طور سینا و بیت اللحم یا همان زادگاه حضرت عیسی (ع) ایستاد و نماز خواند، وی سپس وارد مسجد الاقصی شد و در آنجا نماز گزارد.[۲۵]
ظاهرا پیامبر از قبة الصخره به آسمانها عروج کرده است. علت نامگذاری آن به این اسم وجود صخرهای در داخل آن است که از روی آن پیامبر اکرم(ص) به آسمان عروج کرد.[۲۶]

آسمان دنیا
به نوشته المیزان، پیامبر(ص) از مسجد الاقصی به آسمان دنیا صعود کرد و در آنجا آدم (ع) را دید. آنگاه فرشتگان دستهدسته به استقبال او آمده و با روی خندان بر آن حضرت سلام کردند. او در آسمان دنیا ملک الموت را نیز دید و با او گفتگو کرد.[۲۷]
آسمانهای دوم تا ششم
وی سپس به آسمان دوم صعود کرد و آنجا با حضرت یحیی و حضرت عیسی دیدار کرد. پس از آن در آسمان سوم با یوسف، در آسمان چهارم با حضرت ادریس، در آسمان پنجم با هارون بن عمران و در آسمان ششم با موسی بن عمران ملاقات نمود.[۲۸]
آسمان هفتم
پیامبر(ص) در آسمان هفتم به جایی رسید که جبرئیل از رسیدن به آن مقام عاجز بود. او به پیامبر گفت: من اجازۀ ورود به این مکان را ندارم و اگر به اندازۀ سر انگشتی نزدیکتر شوم بال و پرم خواهد سوخت.[۲۹] در اینجا گفتگویی میان پیامبر و خدا، شکل گرفت که با عنوان حدیث معراج شهرت یافته است.
حدیث معراج
حدیث مِعراج، حدیثی قدسی است که گفتگوی میان خداوند و پیامبر(ص) در معراج را گزارش میدهد. در این حدیث، از مسائل اخلاقی مانند رضا، توكّل، نکوهش دنیا، روزه، سكوت، محبت به مستمندان، ویژگیهای اهل آخرت و اهل دنيا سخن به میان آمده است.[۳۰]
بازگشت
پیامبر در بازگشت نیز در بیت المقدس فرود آمد و راه مکّه را در پیش گرفت و پیش از طلوع فجر در خانه امّ هانی فرود آمد.[۳۱] او برای اولین بار، راز خود را به وی گفت و در روز همان شب، در مجامع و محافل قریش پرده از راز خود برداشت.[۳۲]
واکنش قریش
داستان معراج که در فکر قریش امر محالی بود، سران آنان را بیش از همه عصبانی کرد. آنان به تکذیب پیامبر (ص) برخاستند و گفتند: در مکه کسانی هستند که بیت المقدس را دیدهاند؛ اگر راست میگویی، کیفیت ساختمان آنجا را تشریح کن. پیامبر نه تنها خصوصیات ساختمان بیت المقدس را تشریح کرد، بلکه حوادثی را که در میان مکّه و بیت المقدس رخ داده بود، بازگو نمود و گفت: در میان راه به کاروان فلان قبیله برخورد نمودم و شتری از آنها گم شده بود و در میان اثاثیه آنان ظرفی پر از آب بود و من از آن نوشیدم و سپس آن را پوشانیدم و در نقطهای به گروهی برخوردم که شتری از آنها رمیده و دست آن شکسته بود.
قریش گفتند: از کاروان قریش خبر ده، گفت آنها را در تنعیم دیدم و شتر خاکستری رنگی در پیشاپیش آنان حرکت میکرد و کجاوهای روی آن بود و اکنون وارد شهر مکّه میشوند، قریش از این خبرهای قطعی سخت عصبانی شدند و گفتند:اکنون صدق و کذب گفتارش برای ما معلوم میشود. چیزی نگذشت، کاروان وارد شهر شد و ابوسفیان و مسافران جزئیات گزارشهای آن حضرت را تصدیق کردند.[۳۳][۳۴][۳۵]
کیفیت
بیشتر مفسران بر این باورند که رسول خدا با همین بدن خاکی خود از مکه به بیت المقدس و از آنجا نیز با جسد و روحش به آسمانها عروج نموده است.[۳۶][۳۷][۳۸][۳۹] اما خوارج آن را انکار کرده و جهمیه[۴۰][۴۱] و شیخیه آن را روحانی میدانند.
بر اساس برخی روایات رسول خدا (ص) وقتی که به بیت معمور و نزدیک سدرة المنتهی رسید، بعضی از اصحابش او را همراهی کردند.[۴۲]
مشاهدات
پیامبر در شب معراج، برخی نشانههای بزرگ پروردگارش را دید.[۴۳] گزارشهایی از مشاهدات حضرت محمد (ص) از آسمانها، اهل بهشت و اهل جهنم و ملائکه آمده است.
بر اساس روایاتی که شیخ صدوق و دیگران نقل کردهاند از جمله جاهایی را که حضرت در هنگام سیر بر بالای زمین مشاهده فرمود سرزمین قم بود که به صورت بقعهای میدرخشید و چون از جبرئیل نام آن نقطه را پرسید پاسخ داد: اینجا سرزمین قم است که بندگان مؤمن و شیعیان اهل بیت تو در اینجا گرد میآیند و انتظار فرج دارند و سختیها و اندوهها بر آنها وارد خواهد شد.[۴۴][۴۵]
وی همچنین ارواح برخی انبیای بزرگ مانند: حضرت آدم، ابراهیم، موسی، عیسی علیهم السلام را مشاهده نمود و امام جماعت آنان شد.[۴۶]
اختلاف در روایات معراجیه
داستان معراج پیامبر(ص) با روایتهای بسیار متفاوتی نقل شده است. علت تفاوت روایات مربوط به معراج را جعل حدیث از سوی افراد کذّاب دانستهاند.[۴۷] برخی از احادیث معراجیه، دربرگیرنده مطالبی هستند که به لحاظ عقلی قابل پذیرش نیستند؛ برخی از آنها نیز از لحاظ سند، ضعیف هستند.[۴۸]
نمونههایی از احادیث جعلی درباره معراج
- ابن حامد بغدادی به نقل از ابن عباس از پیامبر(ص)نقل کرده است که او در معراج، خدا را به صورت جوانی نورانی دیده است که موی بر صورت نداشته است. این روایت با مجموعهٔ آنچه قرآن و احادیث، درباره صفات خدا گفتهاند، ناسازگار است. افزون بر این، روایت دچار تعارض درونی است؛ چرا که در آن، خدا از پیامبر(ص) خواسته تا او را وصف نکند؛ اما پیامبر(ص) در همین روایت، ویژگیهای او را بیان کرده است.[۴۹]
- از عایشه نقل شده است که در شب معراج، جسد پیامبر(ص) پیش او بوده است و تنها روحش به آسمان رفته است. جعلیبودن این روایت را به این دلیل دانستهاند که مورّخان و قرآنپژوهان زمان معراج را پیش از هجرت دانسته اند و در آن زمان، عایشه همسر پیامبر(ص) نبوده است؛ افزون بر آن گفتهاند: بر طبق آیه نخستِ سوره اِسراء، عروج پیامبر از مسجدالحرام در مکه بوده است.[۵۰]
- نقل کردهاند که پیامبر در معراج بر پایه عرش، نوشتهای دیده است که در آن جملههای «لا الَه الاَّ اللّهُ» و «محمّدٌ رسولُ اللّه» و نامهای ابوبکر و عمر و عثمان وجود داشته است.[۵۱] سیوطی و ذهبی راویان این حدیث را دروغگو معرفی کرده و روایت را جعلی دانستهاند.
- بخاری و مسلم روایتی را از أنَس درباره معراج نقل کردهاند که بر طبق آن، معراج پیامبر، پیش از بعثت و در حالت خواب، روی داده است. گفتهاند: این روایت بر خلاف بیشتر روایات معراجیه است و افزون بر آن، با این عقیده دانشمندان مسلمان، که معراج پس از بعثت روی داده است، منافات دارد.[۵۲]
جایگاه در ادبیات و هنر

معراج پیامبر(ص) از دوره آلجلایر، از مضامین اصلی نگارگری ایرانی شد. قدیمیترین تصویر این دوره، متعلِق به احمد موسی از نقاشان مشهور دوره آل جلایر است. تصاویر معراج پیامبر در دوره بعدی نگارگری ایران یعنی در مکتب هرات به اوج خود رسید. کتابهای زیادی هم در این به دوره بهویژه دوره شاهرخ، موضوع معراج پیامبر (ص) نشان دادهاند. یکی از این کتابها «معراج نامه» میرحیدر به زبان ایغوری است که لحظات مختلف معراج پیامبر را به قلم آورده است.
شاه مظفرِ سیاه قلم، در تصویری پیامبر را در هنگام معراج، سوار بر بُراق، نقاشی کرده است، در حالی که جبرئیل او را مشایعت میکند. او در این نقاشی، براق را به صورت به صورت اسبی انساننما تصویر کرده است. خمسههای نظامی از مهمترین کتابهایی است که در دوره تیموریان تصاویری از معراج پیامبر را در خود به تصویر کشیده است.[۵۳]
معراج اثر سلطان محمد
از مشهورترین آثار نگارگری دوران صفوی، صحنه مشهور معراج پیامبر(ص) به قلم سلطان محمد است که در یکی از خمسههای نظامی آمده است.[۵۴] [۵۵]این اثر، همراه با سه اثر دیگرِ منسوب به او، در نسخۀ خطی مصوَّر خمسۀ نظامی، سفارش شاه طهماسب صفوی قرار گرفته است که در فاصلۀ میان سالهای ۹۴۲ تا ۹۴۷ق نقاشی و خوشنویسی شده است. خوشنویس آن شاه محمود نیشابوری، خطاط مشهور قرن دهم قمری است. در این اثر، پیامبر (ص) که صورتش با نقاب سپیدی پوشیده شده است، سوار بر بُراق و در میان پانزده فرشته نمایانده شده است و جبرئیلِ در حال راهنمایی او، پیشاپیش براق، در پرواز است.[۵۶]
معراج اثر فرشچیان
این اثر در ابعاد ۱۰۱ در ۸۱.۵ سانتیمتر، کشیده شده است. در آن در کنار تصویر پیامبر(ص)، فرشتگان در حال دعا و نیایش هستند. به عقیده فرشچیان، در بارگاه الهی جنسیت معنا ندارد. به همین دلیل در این تابلو، هیچ یک از فرشتگان جنسیت ندارند.
در این تابلو نیرویی دیده میشود که پیامبر را به سمت خدا میکشاند و هر چه بالاتر میرویم، فرشتگان در ذات الوهیت خداوند، محو میشوند.[۵۷]
معراج حضرت محمد (ص) که با هنرمندی رضا اصل نجفی انجام گرفته یکی دیگر از آثار هنری معراج است.[۵۸]
معراجنامهها و نگارگریهای معراج، در گنجینه کتابخانه و موزه ملی ملک متعلق به آستان قدس رضوی به شماره ثبت ۵۹۹۵ نگهداری میشود.[۵۹]
معرفی کتاب
- معراج به روایت فیض کاشانی نویسنده: مهدی نائینی
- محمد مهمان قدسیان: حسنعلی محمودی
- حدیث معراج: سید محمد رضا غیاثی کرمانی
- سیمای معراج پیامبر
- معراجنامه رسالۀ منسوب به ابن سینا.
پانویس
منابع
- ابن سعد، محمد بن سعد بن منیع الهاشمی البصری، الطبقات الکبری، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ط: الأولی، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
- ابن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب (ع)، مؤسسه انتشارات علامه قم، ۱۳۷۹ق.
- ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ناشر: دار صادر، بیروت، چ: سوم، ۱۴۱۴ق.
- ابن هشام، السیرة النبویة، مترجم: سید هاشم رسولی، تهران، انتشارات کتابچی، چ: پنجم، ۱۳۷۵ش.
- آلوسی سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: علی عبدالباری عطیة، ناشر: دارالکتب العلمیه، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۵ ق.
- دیلمی، حسن بن محمد،ارشاد القلوب، قم،الشريف الرضی، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
- سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت ، ناشر: بوستان کتاب، قم، چ: بیست یکم، ۱۳۸۵ش.
- شیخ صدوق، علل الشرائع، ناشر: داوری، قم،چ: اول
- طباطبایی سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی جامعهی مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چ: پنجم، ۱۴۱۷ق.
- طبرسی، احمد بن علی، احتجاج، مترجم نظام الدین احمد غفاری مازندرانی، ناشر: مرتضوی، تهران، چ:اوّل.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: محمد جواد بلاغی، انتشارات ناصر خسرو، تهرانچ:سوم، ۱۳۷۲ش.
- عیاشی، ابی النضر محمد بن مسعود، التفسیر، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیه، موسسه البعثه، قم، ط: ۱۴۲۱ق.
- عزیزیکیا، غلامعلی، «تأملّی در روایات معراج»، معرفت، ۱۳۸۴ش، ش۹۶.
- قمی علی بن ابراهیم، تفسیر قمی،، سید طیب موسوی جزایری، ناشر: دار الکتاب، قم، چ:چهارم، ۱۳۶۷ش.
- کاشانی ملا فتح الله، تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ناشر: کتابفروشی محمد حسن علمی، تهران، ۱۳۳۶ ش.
- مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، ۱۴۰۴ق.
- مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة، ترجمه، مترجم محمدجواد نجفی، ناشر: اسلامیة، تهران، ۱۳۶۲ش.
- یعقوبی، احمد بن أبی یعقوب بن جعفر بن وهب واضح الکاتب العباسی المعروف بالیعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، بیتا.
پیوند به بیرون
- ↑ ابن منظور، لسان العرب، ج۲، ص۳۲۲
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷، ج۱۳، ص۸تا۳۴؛ قمی، تفسیر القمی، ۱۳۶۷ش، ج۲، ص۳تا۱۲.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۶۰۹.
- ↑ قرآن، اسراء، آیه۱ و نجم، آیات۸تا۱۸.
- ↑ علامه طباطبایی،المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۳۰،۲۳.
- ↑ اثباتالوصیة، ص۲۱۷.
- ↑ علامهطباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۳۰-۳۱.
- ↑ این دیدگاه ابن هشام و ابن اسحاق است. نک: سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۳۸۵ش، ص۳۷۲.
- ↑ آلوسی، ج۸، ص۸
- ↑ علامهطباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۳۰-۳۱.
- ↑ علامهطباطبایی،المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۳۰-۳۱.
- ↑ سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۳۸۵ش، ص۳۷۰.
- ↑ ابن سعد، الطبقاتالکبری، ج۱، ص۲۰۰.
- ↑ کاشانی، منهجالصالحین، ج۵، ص۲۳۶.
- ↑ الطبقاتالکبری، ج۱، ص۱۹۹-۲۰۰.
- ↑ کاشانی، منهجالصادقین، ج۵، ص۲۳۶
- ↑ مجمعالبیان، ج۶، ص۶۱۲؛مجلسی، ج۱۸، ص۲۸۹.
- ↑ عیاشی، ج۳، ص۳۴.
- ↑ نک:ابن سعد، الطبقاتالکبری، ج۱، ص۲۰۰؛ مناقب،ج۱، ص۱۷۷
- ↑ یعقوبی،ج۲، ص۲۶؛ سبحانی، ص۳۶۷؛ علامهطباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۲۷-۲۸؛ ابن هشام، ج۱، ص۳۹۶؛ مجمعالبیان، ج۶، ص۳۱۲؛ بحارالانوار، ج۱۸، ص۲۸۳.
- ↑ کاشانی، منهجالصالحین، ج۵، ص۲۳۵؛ بحارالانوار، ج۱۸، ص۲۸۳، به نقل از سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۳۸۵ش، ص۳۷۰.
- ↑ علامهطباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۲۷-۲۸؛ سبحانی، ص۳۷۲.
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۲۷-۲۸، ۳۲.
- ↑ قمی، ج۲، ص۵؛ الطبقاتالکبری، ج۱، ص۱۹۹-۲۰۰؛عیاشی، ج۳، ص۳۱.
- ↑ سبحانی، ص۳۶۷؛ علامهطباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۸.
- ↑ قبة الصخرة
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۹-۱۰.
- ↑ علامهطباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۱۲-۱۳.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۸، ص۳۹۲؛ علامهطباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۱۸.
- ↑ دیلمی، ارشادالقلوب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۹۹-۲۰۶.
- ↑ اثبات الوصیة، ص۲۱۷.
- ↑ سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۳۸۵ش، ص۳۶۸.
- ↑ سبحانی، ص۳۶۹
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان، ج۱۳، ص۱۷
- ↑ تفسیر قمی، ج۲، ص۱۳
- ↑ منهجالصادقین، ج۵، ص۲۴۰
- ↑ روحالمعانی، ج۱۵، ص۷
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۱۱
- ↑ مجمعالبیان، ج۹، ص۲۶۴
- ↑ علامه طباطبایی،المیزان، ج۱۳، ص۳۲
- ↑ المناقب، ج۱، ص۱۷۷
- ↑ تفسیر قمی، ج۲، ص۱۰؛ بحارالانوار، ج۱۸، ص۳۲۷
- ↑ مجمعالبیان، ج۶، ص۶۱۲
- ↑ صدوق، عللالشرایع، ج۲، ص۵۷۲
- ↑ علامهمجلسی، بحارالانوار، ج۲، ص۴۰۷، ج۵۷، ص۲۰۷، ج۶۰، ص۲۳۸
- ↑ علامهطباطبایی، المیزان، ج۱۳، ص۹
- ↑ عزیزی کیا، «تأملّی در روایات معراج»، معرفت، ش۹۶، ص۵۳.
- ↑ عزیزی کیا، «تأملّی در روایات معراج»، معرفت، ش۹۶، ص۵۳.
- ↑ عزیزی کیا، «تأملّی در روایات معراج»، معرفت، ش۹۶، ص۵۳.
- ↑ عزیزی کیا، «تأملّی در روایات معراج»، معرفت، ش۹۶، ص۵۴.
- ↑ عزیزی کیا، «تأملّی در روایات معراج»، معرفت، ش۹۶، ص۵۴.
- ↑ عزیزی کیا، «تأملّی در روایات معراج»، معرفت، ش۹۶، ص۵۶.
- ↑ خبرگزاری میراث فرهنگی
- ↑ خبرگزاری میراث فرهنگی
- ↑ هنر نیوز
- ↑ شهید آوینی
- ↑ جام جم
- ↑ حوزه هنری استان زنجان
- ↑ کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی