شیخیه
مسجد شیخیه در بصره | |
| اطلاعات کلی | |
|---|---|
| مؤسس | شیخ احمد احسایی |
| قدمت | قرن ۱۲ و ۱۳ قمری |
| گرایش | اخباری |
| اطلاعات دینی | |
| از فرقههای | امامیه |
| باورها | معاد غیرجسمانی، رکن رابع، |
| شاخهها | باقریه، شیخیه کرمان، شیخیه آذربایجان |
| شخصیتها | |
| مذهبی | ثقة الاسلام، سید کاظم رشتی |
شیخیه از فرقههای امامیه که برپایه آموزههای شیخ احمد احسائی و شاگردش سید کاظم رشتی در نیمه نخست قرن سیزدهم شکل گرفت. به گفته پژوهشگران، شیخیه دارای عقاید خاصی در مورد معاد است؛ آنها معتقدند انسان علاوهبر جسد ظاهری، دارای جسد هورقلیایی (طینت) است که فناپذیر نیست و معاد با این جسد صورت میگیرد، همچنین حیات امام زمان(عج) را در قالب همین جسد هورقلیایی در سرزمین هورقلییا میدانند. شیخیه اصل معراج جسمانی را پذیرفته اما معتقدند پیامبر(ص) در هر فلک، جسمی متناسب با آن فلک به خود میگرفته است.
فرقه شیخیه کرمان، که توسط محمدکریم خان کرمانی تأسیس شد، اصل «رکن رابع» را بهعنوان یکی از اصول اعتقادی خود مطرح کرده است. به این فرقه نسبت داده شده که درباره ائمه معصوم(ع) غلو کرده و برای آنها مقام ربوبیت قائل شدهاند، چرا که معتقدند معصومان(ع) محل مشیت و اراده خداوند هستند و اراده آنها، اراده خداوند محسوب میشود، لذا آنها علت فاعلی و مادی موجودات جهان هستند و خداوند صور مخلوقات را براساس شبح صورتهای ائمه(ع) خلق کرده و آنها علت غایی عالم هستند. شیخیه کرمان در مسائل فقهی روش اخباریگری را برگزیدند و با اجتهاد مخالفت کردند.
شیخیه آذربایجان نیز خود را پیرو احسایی و رشتی میدانند اما در فروع دین و عمل به تکالیف با کرمانیها اختلاف دارند؛ شیخیه آذربایجانیها برخلاف شیخیه کرمانی، به اجتهاد و تقلید معتقدند و رکن رابع را انکار میکنند و به سه طایفه حجة الاسلام، ثقة الاسلام، و احقاقیها تقسیم میشوند.
پیدایش مذهب شیخیه
شیخ احمد احسائی (۱۱۵۴–۱۲۴۱ق) عالم شیعی است که به گفته پژوهشگران، بر پایه آموزههای او در نیمه نخست قرن سیزدهم، فرقه شیخیه شکل گرفت.[۱] احسائی اهل احساء بحرین بود و پس از تحصیل نزد بزرگانی چون سید محمدباقر بهبهانی و سید مهدی بحرالعلوم، بهتدریج به یکی از چهرههای برجسته و شناختهشده دینی روزگار خود تبدیل شد.[۲]
احسائی سالهایی در عراق و سپس در ایران ـ بهویژه در یزد و کرمانشاه ـ اقامت کرد و به سبب شهرت علمی خود مورد احترام مردم، عالمان و حتی فتحعلیشاه قرار گرفت، هرچند دعوت شاه را برای اقامت در تهران نپذیرفت. او در دورههای پایانی زندگیاش دیدگاههایی مطرح کرد که برخی از عالمان، همچون محمدتقی برغانی، آنها را نادرست شمرده و به تکفیرش پرداختند.[۳]
به گفته پژوهشگران، شیخ احمد احسائی معتقد بود که پیامبر اسلام(ص) و امامان(ع) جایگاه ویژهای دارند. احسائی، در شرح زیارت جامعه کبیره، با استناد به روایات، پیامبر و امامان را «علل اربعه عالم» (علتهای فاعلی، مادی، صوری و غایی همه پدیدهها) معرفی میکند. به گفته محققان، پس از احسائی، شاگردان و پیروانش این دیدگاهها را بسط دادند و مفاهیمی تازه، مانند «رکن رابع»،[۴] به منظومه فکری شیخیه افزودند.
احسائی سرانجام در سال ۱۲۴۱ق، در مسیر سفر به حجاز و در سه منزلی مدینه درگذشت.[۵] پس از او، سید کاظم رشتی (۱۲۱۲–۱۲۵۹ق) بهعنوان شاگرد برجسته و مروّج اندیشههایش شناخته شد و بسیاری او را جانشین فکری احسائی دانستهاند.[۶]
عقاید شیخیه
فرقه شیخیه دارای عقاید خاصی است که مهمترین آنها در مورد کیفیت معاد است.
معاد و معراج
شیخ احمد احسایی، معتقد است انسان دو جسد دارد:
- کالبد ظاهری: این جسد از عناصر طبیعی تشکیل شده و پس از مرگ تجزیه میشود.
- جسد هورقلیایی: این جسد که از آن با استناد به روایات به «طینت» یاد میکنند، فناپذیر نیست و هویت شخصی انسان را حفظ میکند. معاد با همین جسد هورقلیایی صورت میگیرد و انسان با آن وارد بهشت یا جهنم میشود.[۷] شیخیه این نظریه را مخالف معاد جسمانی نمیدانند، بلکه معتقدند جسم باقیمانده در قبر، همان جسمی است که پس از جدا شدن ناخالصیها، لطیف و خالص شده است.[۸]
این نظریه در مورد معاد، مورد مخالفت برخی از علمای شیعه قرار گرفت و همین امر یکی از دلایل تکفیر احسایی از سوی برخی علما بود.[۹]
همچنین، براساس این دیدگاه، زندگی امام زمان(عج) نیز در سرزمین هورقلییا و در قالب جسم هورقلیایی است. حیات ایشان جسمانی تلقی نمیشود و در صورت نیاز به حضور در جهان عنصری، باید صورتی ایندنیایی به خود گیرند.[۱۰]
به گفته پژوهشگران، شیخ احمد احسایی اصل معراج و جسمانی بودن آن را پذیرفته است. با این حال، او معتقد بود که پیامبر اکرم(ص) در هر یک از افلاک، جسمی متناسب با آن فلک به خود میگرفته است. به عقیده وی، این امر باعث میشد که نیازی به «خَرق و تِئام» (شکافته شدن و به هم پیوستن اجرام آسمانی) نباشد و بدن جسمانی پیامبر(ص) بتواند بدون مشکل وارد افلاک مختلف شود.[۱۱]
رکن رابع
فرقه شیخیه کرمان، که توسط محمدکریم خان کرمانی (شاگرد سید کاظم رشتی) تأسیس شد،[۱۲] اصل «رکن رابع» را بهعنوان یکی از اصول اعتقادی خود مطرح کرده است.[۱۳] براساس این نظریه:
- در هر عصر، فردی کامل (شیخ) وجود دارد که احکام را مستقیماً از امام زمان(عج) دریافت کرده و به مردم میرساند.[۱۴]
- اسماء و صفات خداوند عین ذات او نیستند و امام زمان(عج) بهعنوان اسم خدا، در مرتبهای پایینتر از ذات الهی قرار دارد.
- تنها امام زمان(عج) میتواند به وصال خداوند برسد. انسانهای عادی نیز باید از طریق امام (که اسم اعظم خداست) به سلوک عرفانی بپردازند.
- برای رسیدن به امام زمان(عج) نیز نیاز به واسطه است که این واسطه همان شیخ یا رکن رابع میباشد.
- سیر عرفانی انسان عادی به فنا در شیخ، سیر شیخ به فنا در امام، و سیر نهایی امام به فنا در حق (خداوند) ختم میشود.[۱۵]
شیخیه کرمان معتقدند که سير عرفانی انسانهای عادی، به فناى در شيخ ختم میشود؛ نهايت سير شيخ، فناى در امام و نهایت سير عرفانی امام، فناى در حقّ است. آنان اين چهار ركن را لازم میدانند.[۱۶]
مقام امامان
به فرقه شیخیه نسبت داده شده که درباره ائمه معصوم(ع) غلو کرده و برای آنها مقام ربوبیت قائل شدهاند، به همین دلیل آنها را در شمار غلات دستهبندی کردهاند.[۱۷]
براساس دیدگاه احسایی:
- معصومان(ع) محل مشیت و اراده خداوند هستند[۱۸] و اراده آنها، اراده خداوند محسوب میشود. لذا آنها علت فاعلی موجودات جهان هستند.[۱۹]
- مواد تشکیلدهنده موجودات از نور وجود ائمه(ع) است[۲۰] و هر مخلوقی، مادهاش از نور فاضل ایشان میباشد ازاینرو، آنان علل مادی آفرینش نیز به شمار میروند.[۲۱]
- خداوند صور مخلوقات را براساس شبح صورتهای ائمه(ع) خلق کرده است. صورت اشیاء از مقامات، حرکات و اعمال ائمه(ع) نشأت میگیرد.[۲۲] البته صورت مؤمنان و کافران با صورت معصومان متفاوت است.[۲۳]
- معصومان(ع) علت غایی عالم هستند؛ یعنی اگر آنها نبودند، هیچ موجودی خلق نمیشد و خلقت به خاطر ایشان است.[۲۴]
- احسایی معتقد است بندگان خدا در مقام فرمانبرداری، بندگان ائمه معصومین(ع) محسوب میشوند.[۲۵]
به گفته فرقهشناسان، این دیدگاهها را، گرچه از احادیث شیعه ریشه گرفتهاند، اما در حقیقت به اندیشه غلات و مفوضه نزدیک هستند.[۲۶]
شیخیه کرمان و فرقههای برخاسته از آن

پژوهشگران رواج شیخیگری در کرمان را ناشی از شرایط مستعد مذهبی و اجتماعی این منطقه دانستهاند، از جمله نبود مرکز علمی قوی و تمایل به رواج اندیشهها و گرایشهای صوفیانه و فرق جدید.[۲۷]
گفته شده از نظر تاریخی ابراهیم خان ظهیر الدوله (حاکم کرمان)، با حمایت از شیخ احمد احسایی و تأسیس مدرسه ابراهیمیه، نقش مهمی در این گسترش داشت. مدرسه ابراهیمیه بعدها به مرکز اصلی شیخیه کرمان تبدیل شد و فرزندش محمد کریم خان، موسس شیخیه کرمان در این مدرسه علم آموخت.[۲۸] در زمان حیات سید کاظم رشتی، عقاید شیخیه در کرمان توسط مریدانی چون ملا حسین (که از شاگردان احسایی نیز بود)[۲۹] و ملا اسماعیل کوهبنانی تبلیغ میشد. کوهبنانی همچنین واسطه دیدار محمد کریم خان با سید کاظم رشتی بود.[۳۰]
محمدکریم خان کرمانی نیز پس از تحصیل نزد سید کاظم رشتی و دریافت اجازهنامه از او،[۳۱] به کرمان بازگشت و با حمایت پدرش، به تبلیغ شیخیگری پرداخت و خود را جانشین رشتی معرفی کرد.[۳۲] او به «رکن رابع» تاکید داشت و پیروانش به «رکنیه» و «حاج محمد کریم خانی» نیز معروف شدند.[۳۳] پس از درگذشت محمدکریم خان، پسرانش محمد و محمدرحیم بر سر جانشینی منازعه کردند.[۳۴] محمد رحیم ابتدا رهبری را تا سال ۱۲۹۴ق. بر عهده داشت و سپس به تهران تبعید شد و محمد رهبری را به عهده گرفت.[۳۵] پیروان محمد بهدلیل اعتقاد به «وحدت ناطق» به «ناطقیه» یا «نواطق» نیز معروف شدند.[۳۶] پیروان محمدباقر خندقآبادی (همدانی) که در ابتدا نماینده محمدکریم خان در همدان بود، پس از رفتن از کرمان به همدان، در آنجا پیروانی یافت و باقریه را تشکیل داد..[۳۷]
شیخیه کرمان در مسائل فقهی روش اخباریگری را برگزیدند و با اجتهاد مخالفت کردند، ابوالقاسم از رهبران آنها کتابی با نام اجتهاد و تقلید در این باره تألیف کرده است.[۳۸]

مراکز آموزشی و عبادی شیخیه در کرمان
- مدرسه ابراهیمیه: مدرسه ابراهیمیه، که توسط ابراهیم نظامالدوله، حکمران وقت کرمان، بنیان نهاده شد، به تدریج به مرکز اصلی آموزش عقاید شیخیان تبدیل گردید و ابراهیم نظامالدوله برای تأمین هزینههای آن املاکی را وقف نمود؛ این مدرسه امروزه به همراه حمام و بازار تاریخی، «مجموعه ابراهیم خان» را در کرمان تشکیل میدهد[۳۹] و پس از مدتی که در اختیار علمای متشرعه بود، با بازگشت محمدکریم خان، مدیریت آن به وی سپرده شد و رسماً به تعلیم عقاید شیخی اختصاص یافت، به طوری که پذیرش طلاب منوط به پیروی از این مذهب بود و اساتیدی چون محمدکریم، محمدرحیم، محمد و محمد قاسم در آن تدریس میکردند،[۴۰] و در حال حاضر نیز تحت نظارت مرکز مدیریت حوزه علمیه قم به تحصیل طلاب علوم دینی مشغول است.[۴۱]
- مسجد چهل ستون: این در سال ۱۲۸۶ق، توسط تاجر شیخی، علی، در نزدیکی قیصریه ابراهیم خان ساخته شد، به عنوان یکی از قدیمیترین و مهمترین مساجد شیخیه در کرمان، علاوهبر مدارس، محل اصلی تبلیغ و آموزش اندیشههای این فرقه بود؛ رهبران شیخیه از جمله محمدکریم خان و جانشینانش در این مسجد نماز میخواندند و سخنرانی میکردند،[۴۲] و تجار و ثروتمندان شیخی، از جمله خود علی که در سال ۱۳۰۲ق تیمچه، بازار و املاکی را وقف آن کرد، به گسترش و نگهداری آن کمک نمودند. این مسجد که امروزه در خیابان شریعتی کرمان واقع شده، همچنان یکی از مساجد فعال شیخیه به شمار میرود و مسجد بازار شاه نیز از دیگر مساجد در اختیار این فرقه در کرمان بوده است.[۴۳]
شیخیه آذربایجان
شیخیه آذربایجان، مانند شیخیه کرمان، خود را پیرو احمد احسایی و سید کاظم رشتی میدانند، اما در فروع دین و عمل به تکالیف با کرمانیها اختلاف دارند.
- فروع دین: کرمانیها اخباری هستند و تقلید را قبول ندارند،[۴۴] اما آذربایجانیها به اجتهاد و تقلید معتقدند و حتی در عقاید نیز براساس برداشت خود از احادیث، اجتهاد میکنند.[۴۵]
- رکن رابع: آذربایجانیها به شدت منکر رکن رابع هستند و اصول دین را پنج اصل توحید، نبوت، امامت، معاد و عدل میدانند، زیرا معتقدند احسایی و رشتی نامی از رکن رابع نبردهاند.[۴۶]شیخیه آذربایجان به سه طایفه اصلی تقسیم میشوند:
- حجة الاسلام: این طایفه توسط محمد مامقانی رهبری میشد که اولین مجتهد شیخی آذربایجان و نماینده احسایی در تبریز بود. او حکم تکفیر سید علیمحمد باب را صادر کرد.[۴۷] فرزندان او نیز از مجتهدان شیخی بودند.[۴۸]
- ثقة الاسلام: بزرگ این طایفه شفیع تبریزی بود که از شاگردان احسایی بود. پسرش موسی و نوهاش علی ثقةالاسلام نیز از همین خانواده است. او در ۱۳۳۰ق به جرم مشروطهخواهی و مبارزه با روسها در تبریز به دار آویخته شد. برادر دیگر او محمد نیز از علمای شیخیه بود.[۴۹]
- احقاقیها: این طایفه توسط محمدباقر اسکویی رهبری میشد که از مراجع تقلید بود. پسرش موسی احقاقی کتاب احقاق الحق را نوشت و در آن عقاید شیخیه را شرح داده و برخی از عقاید کرمانیها را نقد کرد. پس از این تاریخ، او و خاندانش به احقاقیها مشهور شدند.[۵۰]
پانویس
- ↑ سلیمیان، فرهنگنامه مهدویت، قم، ص۲۷۶.
- ↑ مدرسی چهاردهی، شیخ احمد احسائی، ۱۳۴۴ش، ص۵.
- ↑ تنکابنی، قصص العلماء، ۱۳۹۶ق، ۲۱-۳۲.
- ↑ مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳۷۲ش، ص۲۶۹.
- ↑ احسائی، شرح احوال شیخ احمد احسایی، ۱۳۸۷ق، ص۳۶-۴۰.
- ↑ سلیمیان، فرهنگنامه مهدویت، قم، ص۲۷۷.
- ↑ نجاری، شیخیه ؛ نقطه آغازین انحراف، ۱۳۹۵ش.
- ↑ ر.ک: نجاری، شیخیه ؛ نقطه آغازین انحراف، ۱۳۹۵ش.
- ↑ ر.ک: نجاری، شیخیه ؛ نقطه آغازین انحراف، ۱۳۹۵ش.
- ↑ ر.ک: نجاری، شیخیه ؛ نقطه آغازین انحراف، ۱۳۹۵ش.
- ↑ ربانی گلپایگانی، فرق و مذاهب کلامی، ص۲۰۶
- ↑ مشکور، فرهنگ فرق اسلامى، ۱۳۷۲ش، ص۳۶۶
- ↑ تهرانى، امام شناسى، ۱۴۲۶ق، ج۵، ص۱۷۸.
- ↑ مشکور، فرهنگ فرق اسلامى، ۱۳۷۲ش، ص۲۶۹.
- ↑ تهرانى، امام شناسى، ۱۴۲۶ق، ج۵، ص۱۷۸.
- ↑ تهرانى، امامشناسى، ۱۴۲۶ق، ج۵، ص۱۷۸.
- ↑ ربانی گلپایگانی، فرق و مذاهب کلامی، ص۲۰۷
- ↑ احسائی، شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، ۱۴۲۴ق، ج۴، ص۶۸.
- ↑ فرمانیان، آشنایی با فرق تشیع، ۱۳۸۹ش، ص۱۷۸.
- ↑ احسائی، شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۲۰۳.
- ↑ فرمانیان، آشنایی با فرق تشیع، ۱۳۸۹ش، ص۱۷۸.
- ↑ احسائی، شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۴۷.
- ↑ فرمانیان، آشنایی با فرق تشیع، ۱۳۸۹ش، ص۱۷۸.
- ↑ فرمانیان، آشنایی با فرق تشیع، ۱۳۸۹ش، ص۱۷۸.
- ↑ احسائی، شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص ۸۷ و ج۴، ص۶۸.
- ↑ فرمانیان، آشنایی با فرق تشیع، ۱۳۸۹ش، ص۱۷۹.
- ↑ خداوردی تاجآبادی، ص۳۰-۳۱
- ↑ خداوردی تاجآبادی، ظهور و گسترش شیخیه در کرمان در دوره قاجار، ۱۳۸۹ش، ص۲۶-۲۷.
- ↑ خداوردی تاجآبادی، ظهور و گسترش شیخیه در کرمان در دوره قاجار، ۱۳۸۹ش، ص۳۰-۳۳.
- ↑ خداوردی تاجآبادی، ظهور و گسترش شیخیه در کرمان در دوره قاجار، ۱۳۸۹ش، ص۲۷.
- ↑ خداوردی تاجآبادی، ظهور و گسترش شیخیه در کرمان در دوره قاجار، ۱۳۸۹ش، ص۳۲.
- ↑ علوی زاده، شیخیه، پیروان شیخ احمداحسایی و از فِرَق شیعه امامی.، ۷۳ فرقه(فرقه شناسی).
- ↑ علوی زاده، شیخیه، پیروان شیخ احمداحسایی و از فِرَق شیعه امامی.، ۷۳ فرقه(فرقه شناسی).
- ↑ خداوردی تاج آبادی، تابستان ۱۳۹۱، ص۱۰۷-۱۱۰
- ↑ خداوردی تاج آبادی، تابستان ۱۳۹۱، ص۱۰۷-۱۱۰
- ↑ علوی زاده، شیخیه، پیروان شیخ احمداحسایی و از فِرَق شیعه امامی.، ۷۳ فرقه(فرقه شناسی).
- ↑ علوی زاده، شیخیه، پیروان شیخ احمداحسایی و از فِرَق شیعه امامی.، ۷۳ فرقه(فرقه شناسی).
- ↑ علوی زاده، شیخیه، پیروان شیخ احمداحسایی و از فِرَق شیعه امامی.، ۷۳ فرقه(فرقه شناسی).
- ↑ مدرسه ابراهیمیه، سایت راسخون.
- ↑ مدرسه ابراهیمیه: نهاد آموزشی شیخیه کرمان در دوره قاجار، پرتال جامع انسانی.
- ↑ مدرسه علمیه ابراهیمیه کرمان، خبرگزاری شبستان.
- ↑ خداوردی تاجآبادی، ظهور و گسترش شیخیه در کرمان در دوره قاجار، ۱۳۸۹ش، ص۴۰.
- ↑ خداوردی تاجآبادی، ظهور و گسترش شیخیه در کرمان در دوره قاجار، ۱۳۸۹ش، ص۴۲-۴۳.
- ↑ تفاوت آرا میان شیخیه ی کرمان و آذربایجان،پایگاه اطلاع رسانی دفتر مکارم شیرازی
- ↑ فرمانیان، آشنایی با فرق تشیع، ۱۳۸۹ش، ص۱۸۲.
- ↑ فرمانیان، آشنایی با فرق تشیع، ۱۳۸۹ش، ص۱۸۲.
- ↑ شیخیه «آذربایجان»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
- ↑ فرمانیان، آشنایی با فرق تشیع، ۱۳۸۹ش، ص۱۸۱.
- ↑ فرمانیان، آشنایی با فرق تشیع، ۱۳۸۹ش، ص۱۸۲.
- ↑ فرمانیان، آشنایی با فرق تشیع، ۱۳۸۹ش، ص۱۸۲.
منابع
- شیخیه «آذربایجان»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب:۳۱ مرداد ۱۳۹۵، تاریخ بازدید:۱۷ خرداد ۱۴۰۲ش.
- تفاوت آرا میان شیخیه ی کرمان و آذربایجان،پایگاه اطلاع رسانی دفتر مکارم شیرازی، تاریخ درج مطلب:۱۷ خرداد ۱۴۰۲، تاریخ بازدید:۱۷ خرداد ۱۴۰۲ش.
- احسائی، احمد بن زینالدین، شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، دار المفید، بیروت، ۱۴۲۴ق.
- تنکابنی، محمد، قصص العلماء، تهران، بینا، ۱۳۹۶ق.
- حسينى تهرانى، سيد محمدحسين، امام شناسى، مشهد، نشر علامه طباطبايى، چاپ سوم، سال ۱۴۲۶ق.
- خداوردی تاجآبادی، محمد، «سیاستهای دولت قاجار در برابر شیخیه کرمان»، فصلنامه پژوهشهای تاریخی، تابستان ۱۳۹۱، شماره ۱۴.
- ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، پژوهشگاه بین المللی المصطفی، قم، ۱۳۹۳ش.
- رحمانیان، داریوش و محسن سراج، «اصل معرفت به رکن رابع در اندیشه شیخیه»، مطالعات تاریخ اسلام، شماره ۸.، بهار ۱۳۹۰ش.
- سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، قم، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)، بیتا.
- علوی زاده، سید محمد، شیخیه، پیروان شیخ احمداحسایی و از فِرَق شیعه امامی.، ۷۳ فرقه(فرقه شناسی)، تاریخ درج مطلب:۱۵ شهریور۱۳۹۵، تاریخ بازدید:۱۷ خرداد ۱۴۰۲ش.
- فرمانیان، مهدی، آشنایی با فرق تشیع، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۳۸۹ش.
- مدرسی چهاردهی، مرتضی، شیخیگری و بابیگری از نظر فلسفه تاریخ و اجتماع، تهران، فروغی، ۱۳۴۵ش.
- مشكور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامى، ناشر: آستان قدس رضوى، مشهد، چاپ دوم، سال ۱۳۷۲ش.
- نجاری، محمدحسن، شیخیه؛ نقطه آغازین انحراف، تهران، نشر بین الملل، ۱۳۹۵ش.
- مدرسی چهاردهی، مرتضی، شیخ احمد احسائی، تهران، بینا، ۱۳۴۴ش.
- مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد، آستان قدس رضوی، چاپ دوم، ۱۳۷۲ش.