مختار بن ابیعبید ثقفی
| قیام علیه امویان | |
| مشخصات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | مختار بن ابیعبید بن مسعود ثقفی |
| لقب | ابواسحاق، کیسان |
| خویشاوندان | سعد بن مسعود ثقفی (عمو)، ابوعبید ثقفی (پدر)، عبدالله بن عمر (شوهر خواهر) |
| ولادت | سال اول قمری کوفه |
| محل زندگی | طائف، مدینه، کوفه |
| وفات | ۱۴ رمضان ۶۷قکوفه |
| علت وفات | کشته شدن به دست مصعب بن زبیر |
| مدفن | مسجد کوفه |
| مشخصات دینی | |
| از یاران | انتقام از عاملان واقعه کربلا |
| فعالیتها | قیام علیه امویان، حمایت از مسلم بن عقیل |
مختار بن ابیعُبید ثَقَفی (۱–۶۷ق) از تابعین و رهبر قیام مختار در کوفه بود که با شعار خونخواهی امام حسین(ع) علیه حکومت اموی قیام کرد. او در جریان مأموریت مسلم بن عقیل در کوفه، میزبان و از یاران وی بود؛ اما پس از دستگیری به دستور عبیدالله بن زیاد زندانی شد؛ ازاینرو در واقعه کربلا حضور نداشت.
مختار در سال ۶۶ق علیه حاکم اموی کوفه قیام کرد و شماری از عاملان واقعه کربلا در این قیام کشته شدند. حکومت او بر کوفه حدود هجده ماه دوام یافت و سرانجام در سال ۶۷ق به دست مصعب بن زبیر کشته شد. قبر او در کنار مسجد کوفه قرار دارد.
شخصیت، انگیزه قیام و عملکرد مختار همواره محل اختلاف بوده است. گروهی او را شیعهای وفادار دانستهاند که با اذن امام سجاد(ع) برای خونخواهی امام حسین(ع) قیام کرد؛ در مقابل، برخی او را سیاستمداری قدرتطلب دانستهاند که با هدف رسیدن به حکومت قیام کرده است. گروهی دیگر، با پذیرش تشیع او، همه عملکردش را مورد تأیید ندانستهاند. منشأ این اختلاف، روایات متعارض در مدح و ذم مختار است. شماری از رجالیان شیعه، از جمله عبدالله مامقانی و آیتالله خویی، روایات مدح را بر روایات ذم ترجیح دادهاند.
نسب و لقب
مختار بن ابیعبید بن مسعود ثقفی از قبیله ثقیف بود.[۱] پدرش ابوعبید از صحابه پیامبر(ص) بود[۲] و در جنگ قادسیه در دوره زمامداری عمر بن خطاب کشته شد.[۳] جد وی، مسعود ثقفی، از بزرگان حجاز بود و به وی لقب عَظیمُالقَرْیَتَیْن (بزرگ مکه و طائف) داده بودند.[۴] مادرش دومه دختر وهب بود که ابنطیفور در بلاغات النساء از وی یاد کرده است.[۵] به گفته ابناثیر، تاریخنگار قرن هفتم قمری، مختار از صحابه نبود.[۶] با این حال شرححال او در منابع صحابهنگاری آمده است.[۷]
کنیه مختار، ابواسحاق[۸] و لقبش کَیسان (زیرک و باهوش) بود.[۹] از اصبغ بن نباته نقل شده هنگامی که مختار کودک بود، امام علی(ع) او را بر زانوی خود نشاند و وی را کَیِّس خواند.[۱۰]
حضور در جنگهای قادسیه
مختار در سال اول هجرت متولد شد.[۱۱] گفتهاند او در ۱۳ سالگی در جنگ جِسر از جنگهای قادسیه شرکت داشتو قصد شرکت در نبرد را داشت؛ اما عمویش سعد بن مسعود او را از این کار بازداشت.[۱۲]
سعد بن مسعود ثقفی عموی مختار، از طرف امام علی(ع) والی مدائن بود.[۱۳] وی هنگام حرکت برای نبرد با خوارج، مختار را جانشین خود در مدائن قرار داد.[۱۴]برخی منابع گزارش کردهاند که در جریان اقامت امام حسن مجتبی(ع) در مدائن، مختار به عموی خود پیشنهاد داد امام را به معاویه تحویل دهد.[۱۵] این گزارش محل اختلاف است و برخی پژوهشگران با استناد به شواهد تاریخی، آن را نپذیرفته یا در صحت آن تردید کردهاند.
همراهی با مسلم بن عقیل
به گزارش شمسالدین ذهبی، مختار در دوران حکومت معاویه به بصره رفت و مردم را به حمایت از امام حسین(ع) فرا خواند. عبیدالله بن زیاد والی بصره او را دستگیر و به طائف تبعید کرد.[۱۶]
مختار پس از بازگشت، با مسلم بن عقیل، فرستاده امام حسین(ع) در کوفه، همکاری کرد. مسلم در آغاز ورود به کوفه در خانه مختار اقامت داشت.[۱۷] اما پس از آگاهی عبیدالله بن زیاد از محل اقامت او، به خانه هانی بن عروه منتقل شد.[۱۸] بنا بر گزارشهای تاریخی، مختار با مسلم بیعت کرده بود.[۱۹] وی در روز شهادت مسلم خارج از کوفه به سر میبرد و پس از اطلاع از آغاز قیام، به سوی کوفه حرکت کرد؛ اما هنگام ورود، مسلم و هانی به شهادت رسیده بودند.[۲۰]
چرا مختار در کربلا نبود؟
مختار در روز عاشورا در زندان عبیدالله بن زیاد بود و ازاینرو در واقعه کربلا حضور نداشت. پس از شهادت مسلم بن عقیل، ابنزیاد تصمیم به قتل او گرفت؛ اما با وساطت عمرو بن حریث از این کار صرفنظر کرد و مختار را زندانی ساخت.[۲۱] پس از واقعه کربلا، مختار با وساطت عبدالله بن عمر همسر صفیه خواهر مختار،[۲۲] و دستور یزید بن معاویه، آزاد شد.[۲۳]
عبدالرزاق مقرم گزارش کرده است که هنگام ورود اسیران کربلا به کوفه، ابنزیاد مختار را نیز از زندان به مجلس خود فراخواند و میان آن دو گفتوگویی تند درگرفت.[۲۴] بنابر این گزارش، مختار یک بار پس از شهادت عبدالله بن عفیف آزاد شد؛ اما بهسبب اعتراض به سخنان ابنزیاد علیه اهلبیت(ع)، دوباره زندانی گردید و سپس با وساطت دوباره عبدالله بن عمر آزاد شد.[۲۵]
بیعت با عبدالله بن زبیر
مختار پس از آزادی، با عبدالله بن زبیر بیعت کرد؛ مشروط بر آنکه در تصمیمهای مهم با او مشورت شود.[۲۶]در جریان محاصره مکه بهدست سپاه یزید، مختار در کنار عبدالله بن زبیر با سپاه شام جنگید.[۲۷]پس از مرگ یزید و ادعای خلافت از سوی عبدالله بن زبیر، مختار به کوفه بازگشت و زمینههای قیام خود را فراهم کرد.[۲۸] عبدالله بن زبیر، عبدالله بن مطیع را به حکومت کوفه گماشت؛ اما مختار با او جنگید، وی را شکست داد و کنترل کوفه را به دست گرفت.[۲۹]
چرایی شرکت نکردن در قیام توابین
مختار در قیام توابین شرکت نکرد؛ چراکه قیام را بیفایده و سلیمان بن صرد خزاعی را ناآشنا با فنون و تاکنیکهای جنگ میدانست.[۳۰] به دنبال شرکت نکردن مختار، ۴۰۰۰ نفر از ۱۶۰۰۰ نفری که با سلیمان بیعت کرده بودند در جنگ شرکت نکردند.[۳۱] مختار همزمان با قیام توابین، به زندان افتاد[۳۲] او پس از شکست توابین، به بازماندگان آنان نامهای نوشت و از آنان دلجویی کرد.[۳۳] سرانِ تَوّابین قصد آزادسازی وی از زندان را داشتند؛ اما مختار آنان را برحذر داشت و با وساطت عبدالله بن عمر آزاد شد.[۳۴]
انتقام از عاملان واقعه کربلا
مختار در سال ۶۶ق، برای خونخواهی امام حسین(ع) قیام کرد و شیعیان کوفه با وی همراه شدند.[۳۵] در این قیام، از شعارهای یا لثارات الحسین و یا منصور اَمِت استفاده میشد.[۳۶] در این قیام، مختار شماری از عاملان واقعه کربلا، همچون شمر بن ذیالجوشن، خولی بن یزید، عمر بن سعد و عبیدالله بن زیاد را به قتل رساند.[۳۷] او سر عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد را به مدینه نزد امام سجاد(ع) فرستاد.[۳۸] با این حال، برخی عاملان واقعه کربلا، مانند اسماء بن خارجه فزاری، از مجازات مختار در امان ماندند.[۳۹] این بدان سبب بود که مختار پیش از اقدام، از آنها در سخنرانیهای خود نام میبرد.[۴۰] مختار نیز اقدام به تخریب منازل آنها در کوفه مینمود.[۴۱]
رابطه امام سجاد(ع) با مختار
درباره رابطه امام سجاد(ع) با مختار گزارشهای متفاوتی نقل شده است. بر پایه روایتی در رجال کشی، مختار ۲۰۰۰۰ دینار برای امام سجاد(ع) فرستاد و امام با آن، خانه عقیل بن ابیطالب و برخی خانههای بنیهاشم را که ویران شده بود، بازسازی کرد. همچنین گفته شده مختار بار دیگر ۴۰۰۰۰ دینار برای امام فرستاد، اما امام آن را نپذیرفت.[۴۲] بنابر گزارشی دیگر، مختار کنیزی را که به مبلغ ۳۰۰۰۰ درهم خریده بود و بعدها مادر زید بن علی شد، به امام سجاد(ع) هدیه کرد.[۴۳]
پس از کشتهشدن عبیدالله بن زیاد، مختار سر او را نزد امام سجاد(ع) فرستاد. در برخی منابع آمده است که امام سجاد(ع) با دیدن آن، سجده شکر بهجا آورد و بنیهاشم لباسهای عزا را که پس از شهادت امام حسین(ع) پوشیده بودند، کنار گذاشتند.[۴۴]
در مقابل، برخی گزارشها از موضع منفی امام سجاد(ع) نسبت به مختار حکایت دارد و نقل شده است که آن حضرت مختار را لعن کرده و او را به دروغبستن به خدا و پیامبر(ص) متهم کرده است.[۴۵] برخی پژوهشگران، این گزارشها را ناشی از تبلیغات مخالفان مختار، بهویژه جریان وابسته به آل زبیر و بازماندگان امویان، دانستهاند.[۴۶] در برابر این دیدگاه، روایتی نقل شده است که گروهی از بزرگان کوفه درباره قیام مختار از امام سجاد(ع) پرسیدند و آن حضرت آنان را به محمد بن حنفیه ارجاع داد و از وی خواست درباره این موضوع تصمیم بگیرد. در این روایت، امام سجاد(ع) حمایت از کسی را که برای دفاع از اهلبیت(ع) قیام کند، شایسته دانسته است.[۴۷]
برخی از رجالیان شیعه، مانند آیتالله خویی[۴۸] و مامقانی[۴۹] با استناد به این دسته از گزارشها، قیام مختار را با اذن یا تأیید امام سجاد(ع) دانستهاند.
ارتباط با محمد بن حنفیه
بنا به برخی روایات مختار مردم را به امامت محمد بن حنفیه دعوت میکرده است.[۵۰] ازاینرو برخی او را مؤسس کیسانیه و پیروانش را کیسانیه مینامند.[۵۱] به گفته آیتالله خویی این مطلب درست نیست چرا که محمد بن حنفیه ادعای امامت نداشته تا مختار مردم را به سوی او دعوت کند.[۵۲] همچنین کیسانیه پس از قتل مختار و درگذشت محمد بن حنفیه شکل گرفته است.[۵۳] به گفته مامقانی صرف اینکه لقب مختار کیسان است، دلیل نمیشود بر اینکه او بر مذهب کیسانیه باشد.[۵۴]
نجات محمد بن حنفیه
پس از آنکه عبدالله بن زبیر از قیام مختار باخبر شد، محمد بن حنفیه و نزدیکان وی را تحتفشار قرار داد تا با وی بیعت کنند و آنان را تهدید به سوزاندن کرد. ابنحنفیه نامهای به مختار نوشت و از وی یاری خواست مختار گروهی را به مکه فرستاد و آنان را نجات داد.[۵۵]
روایات متفاوت درباره مختار
دو دسته حدیث متفاوت با هم درباره مختار نقل شده است که در برخی، وی ستایش و در برخی دیگر نکوهش شده است.
احادیث مدح
- از امام سجاد(ع) نقل شده که خدا به مختار جزای خیر دهد.[۵۶]
- امام صادق(ع) در ملاقات با ابوالحکم فرزند مختار، پس از تکریم وی، از مختار تمجید کرد و به پسر مختار گفت خدا پدرت را رحمت کند.[۵۷] عبدالله مامقانی، رجالی شیعه، ترحم امام صادق(ع) به مختار را دلیل بر صحیح بودن عقاید او دانسته است؛ با این دلیل که در مذهب امامیه، رضایت ائمه تابع رضایت خدا است. ازاینرو ترحم امام صادق(ع) به کسی که انحراف عقیده دارد، معقول نیست و صرف خونخواهی امام حسین(ع) مجوزی بر این کار نیست.[۵۸]
احادیث ذم
- از امام باقر(ع) نقل شده که امام سجاد(ع) فرستادگان مختار را به حضور نپذیرفت و هدایای وی را پس فرستاد و وی را کَذّاب خواند. مامقانی این واکنش امام سجاد(ع) را به دلیل ترس از عبدالملک بن مروان و تقیه دانسته است.[۵۹]
- امام صادق(ع): مختار بر امام سجاد(ع) دروغ میبست.[۶۰] به گفته آیتالله خویی این حدیث از نظر سندی ضعیف است.[۶۱]
- مختار در ساباط به عمویش سعد بن مسعود پیشنهاد کرد که امام حسن(ع) را تحویل معاویه دهد تا جایگاهش متزلزل نشود.[۶۲] به گفته آیتالله خویی، این حدیث به دلیل مرسل بودن قابل اعتماد نیست، همچنین بر فرض صحت، میتوان گفت که مختار در اظهارش جدی نبوده است؛ بلکه قصد داشته نظر عمویش را کشف کند.[۶۳]
- بنا بر روایتی، مختار اهل جهنم است، اما امام حسین(ع) او را شفاعت میکند.[۶۴] این روایت از نظر علمای علم رجال ضعیف است.[۶۵]
- بنا به برخی گزارشها، مختار ادعای نبوت داشته است.[۶۶] به گفته عبدالله مامقانی در منابع شیعه اثری از این ادعا وجود ندارد و این نسبت را اهلسنت به او دادهاند؛ چراکه برخی از بزرگانشان را که در واقعه کربلا نقش داشتهاند، به قتل رسانده است.[۶۷]
آیتالله خویی پس از ذکر روایات مدح و ذم، روایات مدح را ترجیح داده است.[۶۸]
دیدگاهها درباره مختار
درباره شخصیت مختار نظرات مختلفی مطرح است:
مختار خونخواه اهلبیت بود
باقر شریف قرشی معتقد است که قیام مختار برای جاهطلبی و ریاست نبوده و او برای خونخواهی اهلبیت پیامبر(ص) و انتقام از قاتلان آنها قیام کرده است.[۶۹] نجمالدین طبسی هم طلب رحمت امام باقر(ع) برای مختار را نوعی تأیید اقدامات او در قبال قتل قاتلان امام حسین(ع) دانسته است.[۷۰] ابننما حلی بر این عقیده است دعای خیر امام سجاد(ع) برای مختار دلیلی است بر اینکه او نزد امام سجاد(ع) از پاکان و خوبان به شمار میآمده است.[۷۱]
عبدالله مامقانی مختار را شیعه امامی دانسته، اما گفته وثاقتش اثبات نشده است.[۷۲] به گفته او، علامه حلی نیز در قسمت اول کتاب خود، از مختار یاد کرده است و او کسی را که غیرامامی باشد، حتی اگر از نظر وثاقت و مدح به سرحد کمال رسیده باشد، در کتابش نیاورده است.[۷۳]
مختار قدرتطلب بود
برخی معتقدند از مجموعه قرائن بهدست میآید که قیام مختار برای کسب قدرت و حکومت بوده است[۷۴] بر اساس این دیدگاه، مختار از اهلبیت استفاده ابزاری کرده و قصد داشته از طریق آنان به اهداف خود برسد.[۷۵] بهباور رسول جعفریان، این سخنان، نادرست و نتیجه تبلیغات جوِّ ضدمختاریِ امویان و زبیریان است.[۷۶]
خودداری از قضاوت درباره مختار
گروهی از عالمان شیعه از اظهار قطعی نظر درباره مختار خودداری کردهاند؛ در کتاب جامع الرواة، به میرزا محمد استرآبادی نسبت داده شده که نباید از مختار به بدی یاد کرد؛ با این حال، روایات وی را قابل اعتماد نمیداند و در مورد او توقف کرده است.[۷۷] علامه مجلسی ایمان مختار را کامل ندانسته و اقدامات وی را بدون اجازه امامِ معصوم دانسته است. با وجود این، معتقد است بهعلت آنکه مختار کارهای نیک زیادی انجام داده است، عاقبت بهخیر شده است. البته او نیز درباره مختار توقف کرده است.[۷۸]شعرانی در دمع السجوم بر این باور است که مختار از هوشمندان و شجاعان عرب است و ادعای وجود اخبار متناقض درباره او را نمیپذیرد و میگوید که حساب بندگان در قیامت با خداست، مختار هم مانند بیشتر مردم، کار نیک و زشت به هم آمیخته داشته است.[۷۹]
دیدگاه علمای اهلسنت
در برخی از منابع اهل سنت، نسبتهایی همچون ناصبی و دروغگو به مختار داده شده است. روایتی به پیامبر(ص) منسوب است که از ثقیف کَذّاب و جنایتکاری به وجود خواهد آمد. این روایت را اسماء دختر ابوبکر مادر عبدالله بن زبیر روایت کرده است.[۸۰] گفته شده منظور از کذّاب در این روایت، مختار است.[۸۱] در اشکال به این سخن، گفتهاند در این روایت نام مختار نیامده است و نام او توسط راوی اضافه شده است. همچنین با روایات دیگری که در آنها افراد دیگری مصداق دروغگو و جنایتکار معرفی شده، تعارض دارد.[۸۲] بنا بر گزارشی، حجاج بن یوسف مردم را به لعن حضرت علی(ع) و مختار امر میکرد.[۸۳]مقریزی نیز مختار را جزء خوارج میداند.[۸۴]
همسر و فرزندان
مختار چهار همسر داشت: امثابت دختر سمرة بن جندب،[۸۵]عمره دختر نعمان بن بشیر،[۸۶] امزید الصغری دختر سعید بن زید بن عمرو[۸۷] و امولید دختر عمیر بن رباح.[۸۸] امثابت برای او محمد و اسحاق[۸۹] و امولید، امسلمه را[۹۰] به دنیا آوردند. امسلمه به ازدواج عبدالله بن عبدالله بن عمر بن خطاب درآمد.[۹۱]
ابوالحکم،[۹۲]جبر،[۹۳]امیة،[۹۴] بلال[۹۵] و عمر (والی ری توسط ابومسلم خراسانی)[۹۶]دیگر فرزندان وی بودند.
درگذشت و آرامگاه
مختار پس از ۱۸ ماه حکومت، در ۱۴ رمضان[۹۷] سال۶۷ق، در ۶۷سالگی به دست مصعب بن زبیر کشته شد.[۹۸] به دستور مصعب، دست مختار را بریدند و به دیوار مسجد کوفه کوبیدند. هنگامی که حجاج بن یوسف ثقفی بر کوفه مسلط شد، دستور داد آن را دفن کردند.[۹۹] مزار مختار در کنار مسجد کوفه است و در کتاب المزار شهید اول برای او زیارتنامهای ذکر شده است.[۱۰۰]
آثار درباره مختار
درباره مختار آثاری نوشته شده است. در این کتابها شخصیت و هدف او از قیام مورد بررسی قرار گرفته است. آقابزرگ تهرانی در الذریعه بیش از ۳۷ کتاب درباره مختار نام برده است.[۱۰۱] برخی از آنها عبارتاند از:
- شرح الثار فی احوال المختار نوشته ابننما حلی:[۱۰۲] علامه مجلسی این کتاب را در جلد ۴۵ بحارالانوار آورده است.[۱۰۳]
- روضة المجاهدین، کتابی فارسی درباره جنگها و دلاوریهای مختار ثقفی است. این اثر نوشته واعظ هروی (قرن ۱۰ق) است که گزارشهای مربوط به قیام و رشادتهای مختار را با نثری حماسی و روایی بیان کرده است. واعظ هروی این مطالب را در ماه محرم بر منبر برای مردم نقل میکرد و قرائت کتاب مدتی در مجالس روضهخوانی رواج داشت. این کتاب را انتشارات ققنوس در ۵۲۰ صفحه منتشر کرده است.
سریال مختارنامه
مختارنامه، مجموعهای تلویزیونی درباره زندگی و قیام مختار ثقفی به کارگردانی داود میرباقری است. این سریال در چهل قسمت شصتدقیقهای در سالهای ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰ش از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید.[۱۰۴] در این سریال فریبرز عربنیا نقش مختار را بازی کرده است.
نگارخانه
-
فریبرز عربنیا در سریال مختارنامه در نقش مختار
-
ضریح جدید قبر مختار
-
ضریح قدیم قبر مختار
-
زیارتنامه نصب شده در آرامگاه مختار در کوفه
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ ابناثیر، اسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۴۶.
- ↑ ابناثیر، اسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۴۷.
- ↑ ابناثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۳۱.
- ↑ ابنقتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۴۰۰.
- ↑ ابنطیفور، بلاغات النساء، ۱۳۲۶ق، ج۱، ص۱۲۸.
- ↑ ابناثیر، اسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۴۷.
- ↑ ابناثیر، اسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۴۶و۳۴۷: ابن حجر، الاصابه، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۷۵.
- ↑ ابناثیر، اسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۴۶.
- ↑ اخبار الدولة العباسیه، ۱۳۹۱ق، ص۱۶۵.
- ↑ کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۱۲۷.
- ↑ ابناثیر، اسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۴۷.
- ↑ ابننما حلی، ذوب النضار، ۱۴۱۶ق، ص۶۱.
- ↑ دینوری، اخبارالطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۰۵.
- ↑ دینوری، اخبارالطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۰۵.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، الناشر : دارالتراث، ج۵، ص۱۵۹.
- ↑ ذهبی، سیر اعلام النبلا، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۵۴۴.
- ↑ دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۳۱.
- ↑ دینوری، اخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۳۳.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۵۶۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۳۷۶.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۳۷۷؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۵۶۹.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۳۷۷؛ ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۲۹.
- ↑ ابناثیر، اسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۴۷.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۲۹.
- ↑ مقرم، مقتل الحسین، ۱۴۲۶ق، ص۳۴۷.
- ↑ مقرم، مقتل الحسین، ۱۴۲۶ق، ص۳۴۷.
- ↑ مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة، ج۶، ص۱۵.
- ↑ مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة، ج۶، ص۱۵.
- ↑ مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة، ج۶، ص۱۸.
- ↑ مقدسی، البداء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة، ج۶، ص۲۰.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۲۹.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۳۵.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۳۰.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۵۱.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۵۱.
- ↑ ابناثیر، اسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۴۷.
- ↑ نگاه کنید به طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۶، ص۲۰.
- ↑ ابناثیر، اسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۴۷.
- ↑ کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۱۲۷.
- ↑ بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۴۱۰-۴۱۱.
- ↑ بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۴۱۰-۴۱۱.
- ↑ ابناعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۶، ص۲۵۴.
- ↑ کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۱۲۸.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، دار المعرفه، ص۱۲۴.
- ↑ قمی، تتمّة المنتهی، ۱۳۹۷ق، ص۸۵-۸۶.
- ↑ ابنسعد، طبقات، بیروت دارصادر، ج۵، ص۲۱۳.
- ↑ «نسبت کذاب به مختار»، پرسمان.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ج۴۵، ص۳۶۵.
- ↑ خویی، معجم الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۱۸، ص۱۰۱.
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، ۱۳۴۹ق، ج۳، ص۲۰۶.
- ↑ کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۱۲۸.
- ↑ اخبار الدولة العباسیه، ۱۳۹۱ق، ص۱۶۵.
- ↑ خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۰ق، ج۱۸، ص۱۰۱.
- ↑ معجم رجال الحدیث، ج۱۸، ۱۴۱۰ق، ص۱۰۲و ۱۰۳.
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، ۱۳۴۹ق، ج۳، ص ۲۰۵و۲۰۶.
- ↑ اخبار الدولة العباسیة، ۱۳۹۱ق، ص۱۰۰-۱۰۴؛ مقدسی، البداء و التاریخ، مکتبة الثقافیة الدینیة، ج۶، ص۲۱.
- ↑ کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۱۲۷.
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، ۱۳۴۹ق، ج۳، ص۲۰۵.
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، ۱۳۴۹ق، ج۳، ص۲۰۵.
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، ۱۳۴۹ق، ج۳، ص۲۰۵.
- ↑ کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۱۲۵.
- ↑ خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۰ق، ج۱۸، ص۹۶-۹۷.
- ↑ صدوق، علل الشرائع، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۲۲۱.
- ↑ خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۰ق، ج۱۸، ص۹۷.
- ↑ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۶۶-۴۶۷.
- ↑ خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۰ق، ج۱۸، ص۹۶-۹۷.
- ↑ ابنحزم، جمهرة الانساب العرب، ۱۴۰۳ق، ص۲۶۸.
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، ۱۳۴۹ق، ج۳، ص۲۰۵و۲۰۶.
- ↑ خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۰ق، ج۱۸، ص۹۵.
- ↑ قرشی، حیاة الامام الحسین(ع)، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۴۵۳-۴۵۴.
- ↑ پایگاه اطلاعرسانی شیخ نجمالدین طبسی.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ج۴۵، ص۳۴۶.
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، ۱۳۴۹ق، ج۳، ص۲۰۶.
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، ۱۳۴۹ق، ج۳، ص۲۰۶.
- ↑ جوانمرد ثقفی، پایگاه علمی و فرهنگی کلباسی
- ↑ جوانمرد ثقفی، پایگاه علمی و فرهنگی کلباسی
- ↑ «داستان قیام مختار داستان مبهمی در تاریخ اسلام نیست»
- ↑ اردبیلی، جامع الرواة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۲۲۱.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص۳۳۹.
- ↑ شعرانی، ابوالحسن، دمع السجوم ترجمه نفس المهموم، ص۳۴۳و۳۷۳، نشر کتابفروشی اسلامیه،۱۳۷۴ق.
- ↑ ابنعبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۹۰۹.
- ↑ ابنعبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۹۰۹.
- ↑ «فصل دوم: بررسي مطالب مطرح شده بر ضد مختار در كتب اهلسنت»، مؤسسه تحقیقاتی ولیعصر.
- ↑ نگاه کنید به ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص۱۶۸.
- ↑ مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱۴، ص۱۵۷.
- ↑ ابنقتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۴۰۱.
- ↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۶۴.
- ↑ ابنحبیب، المحبر، دارالآفاق الجدیده، ص۷۰.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۳۴۵.
- ↑ ابنقتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۴۰۱.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۳۴۶.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۳۴۵.
- ↑ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۱۷، ص۱۰۵.
- ↑ ابنحزم، جمهرة الانساب العرب، ۱۴۰۳ق، ص۲۶۸.
- ↑ ابنحزم، جمهرة الانساب العرب، ۱۴۰۳ق، ص۲۶۸.
- ↑ طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ش، ص۵۶۸.
- ↑ اخبار الدولة العباسیة، ص۲۶۲.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم، ج۶، ص۶۸.
- ↑ ابناثیر، اسدالغابة، ج۴، ص۳۴۷.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۶، ص۱۱۰.
- ↑ شهید اول، المزار، ۱۴۱۰ق، ص۲۸۴.
- ↑ غلامعلی و غریب، «مختار ثقفی در گستره آثار رجالیان»، ص۷۷.
- ↑ آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ج۱، ص۳۷۰.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص۳۴۶-۳۹۰.
- ↑ «مختارنامه»، سیمافیلم، ۳ آذر، ۱۳۸۷ش.
منابع
- آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی التصانیف الشیعة، بیروت، دارالاضواء، چاپ سوم، ۱۴۰۳ق.
- ابن اعثم كوفی، أبومحمد احمد، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دار الأضواء، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
- ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، تحقیق سید احمد صقر، بیروت، دار المعرفة، بیتا.
- ابناثیر، علی بن محمد، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
- ابنجوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
- ابنحبیب، محمد بن حبیب، المحبر، تحقیق ایلزة لیختن شتیتر، بیروت، دارالآفاق الجدیدة، بیتا.
- ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.
- ابنحزم، جمهرة انساب العرب، تحقیق لجنة من العلماء، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
- ابنسعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
- ابنشهرآشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، مشهد، مؤسسه آلالبیت(ع)، ۱۳۹۰ش.
- ابنطیفور، احمد بن ابیطاهر، بلاغات النساء، تصحیح احمد الالفی، قاهره، مطبعة مدرسة والدة عباس الاول، ۱۳۲۶ق/۱۹۰۸م.
- ابنقتیبه عبدالله بن مسلم، المعارف، تحقیق ثروت عکاشة، قاهرة، الهیئة المصریة العامة للکتاب، البطعة الثانیة، ۱۹۹۲م.
- ابننما حلی، جعفر بن محمد، ذوب النضار فی شرح الثار، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ق.
- اخبار الدولة العباسیة و فیه اخبار العباس و ولده، تحقیق عبدالعزیز الدوری و عبدالجبار المطلبی، بیروت، دار الطلیعة، ۱۳۹۱ق.
- اردبیلی، محمد بن علی، جامع الرواة و ازاحة الاشتباهات عن الطرق و الاسناد، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۰۳ق.
- بلاذری، احمد بن یحیی، جمل من انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
- جوانمرد ثقفی، پایگاه علمی و فرهنگی کلباسی، پایگاه علمی و فرهنگی کلباسی، مشاهده ۱۴ فروردین ۱۴۰۱ق.
- خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، قم، مرکز نشر آثار شیعه، ۱۴۱۰ق/۱۳۶۹ش.
- دینوری، احمد بن داود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۸ش.
- ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، الطبعة الثانیة، ۱۴۱۳ق/۱۹۹۳م.
- ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۴۱۴ق/۱۹۹۴م.
- شهید اول، محمد بن مکی، المزار، تصحیح محمدباقر ابطحی اصفهانی، قم، مدرسه امام مهدی(ع)، ۱۴۱۰ق.
- صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، قم، کتابفروشی داوری، ۱۳۸۵ش/۱۹۶۶م.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، الطبعة الثانیة، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
- طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تهران، دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق.
- طوسی، محمد بن حسن، رجال الطوسی، قم، مؤسسه نشر اسلامی متعلق به جامعه مدرسین، ۱۳۷۳ش.
- قرشی، باقرشریف، حیاة الامام الحسین علیهالسلام، قم، مدرسه علمیه ایروانی، چاپ چهارم، ۱۴۱۳ق.
- کشی، محمد بن عمر، رجال الکشی- اختیار معرفة الرجال، تلخیص محمد بن حسن طوسی، تصحیح حسن مصطفوی، ۱۴۰۹ق.
- مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، نجف، مطبعة المرتضویة، ۱۳۴۹ق.
- مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، تحقیق: محمدباقر محمودی و عبدالزهراء علوی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بورسعید، مکتبة الثقافة الدینیة، بیتا.
- مقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین(ع)، بیروت، مؤسسة الخراسان للمطبوعات، ۱۴۲۶ق/۲۰۰۷م.
- مقریزی، احمد بن علی، اِمتاع الاَسماع بما للنبی من الاَحوال و الاَموال و الحفدة و المتاع، تحقیق محمد عبدالحمید النمیسی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۰ق/۱۹۹۹م.
- یعقوبی، احمد بن ابییعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دارصادر، بیتا.
پیوند به بیرون