زیارتنامه حضرت عباس(ع)
تصویر قدیمیترین نسخه شناختهشده از زیارتنامه حضرت عباس(ع) که تاریخ کتابت آن سال ۵۷۸ق دانسته شده است.[۱] | |
| اطلاعات دعا و زیارت | |
|---|---|
| مأثور/غیرمأثور | مأثور |
| صادره از | امام صادق(ع) |
| راوی | ابوحمزه ثمالی |
| منابع شیعی | کامل الزیارات و مصباح المتهجد و تهذیب الاحکام و المزار الکبیر |
| دعاها و زیارات مشهور | |
| دعای توسل • دعای کمیل • دعای ندبه • دعای سمات • دعای فرج • دعای ابوحمزه ثمالی • زیارت عاشورا • زیارت جامعه کبیره • زیارت وارث • زیارت امینالله • زیارت اربعین | |
زیارتنامه حضرت عباس(ع)، زیارتنامهای مأثور از امام صادق(ع) است که شیوه زیارت حضرت عباس(ع)، فضایل و جایگاه او را بیان میکند. این زیارتنامه از معدود زیارتنامههای مأثور برای شخصیتی غیرمعصوم است و از همینرو در میان زیارتنامهها جایگاهی ویژه دارد. ابنقولویه آن را در کامل الزیارات با سندی معتبر نقل کرده و شیخ مفید، شیخ طوسی و محمد بن جعفر مشهدی نیز نقلهای دیگری از آن آوردهاند.
در این زیارتنامه، حضرت عباس(ع) بندهای صالح و مطیع خداوند و اهلبیت(ع) معرفی شده و از وفاداری، ایثار، بصیرت و جهاد او در رکاب امام حسین(ع) تجلیل شده است. زائر با سلام بر حضرت عباس(ع)، اظهار ولایت، برائت از دشمنان اهلبیت(ع) و درخواست آمرزش، قبولی زیارت و برآوردهشدن حاجتها، او را زیارت میکند.
علامه مجلسی در شرح این زیارتنامه، به برخی آداب آن، از جمله چگونگی ایستادن زائر و مسئله نماز زیارت پرداخته است.
جایگاه و اهمیت
زیارتنامه حضرت عباس، زیارتنامهای مأثور[۲] از امام صادق(ع) است.[۳] این زیارتنامه، شیوه زیارت حضرت عباس(ع) را بیان میکند و ضمن آن، فضایل، وفاداری و جایگاه معنوی او را بازمینمایاند.[۴] این زیارتنامه در میان زیارتنامهها جایگاه ویژهای دارد؛ زیرا بیشتر زیارتنامههای مأثور از امامان شیعه برای پیامبر(ص) یا امامان معصوم(ع) نقل شدهاند، در حالی که این زیارتنامه از امامی معصوم برای شخصیتی غیرمعصوم روایت شده است.[۵]
شخصیت حضرت عباس
حضرت عباس(ع)، فرزند امام علی(ع) و امالبنین،[۶] و از شهدای واقعه کربلا است.[۷] امام صادق در این زیارتنامه از او با لقب عبد صالح یاد کرده است.[۸] در دیگر روایات نیز از ایثار، وفاداری، بصیرت و جایگاه والای او نزد خداوند و اهلبیت(ع) ستایش شده است.[۹]
حضرت عباس(ع) در فرهنگ شیعیان از جایگاه ویژهای برخوردار است. در سیره برخی عالمان شیعه نقل شده است که هنگام ورود به کربلا، ابتدا حرم حضرت عباس(ع) را زیارت میکردند و سپس به زیارت امام حسین(ع) میرفتند و این کار را نشانه ادب و کسب اجازه برای زیارت امام میدانستند.[۱۰] همچنین در عراق، افزون بر سالروز ولادت و شهادت حضرت عباس(ع)، زیارت حضرت عباس(ع) در روزهای شنبه هر هفته رواج دارد.[۱۱] در برخی منابع نیز بر اهتمام به زیارت حضرت عباس(ع) تأکید شده است.[۱۲]
اعتبار سند
ابنقولویه این زیارتنامه را در کامل الزیارات با شش واسطه و از طریق ابوحمزه ثمالی از امام صادق(ع) نقل کرده است.[۱۳] سند این زیارتنامه معتبر دانسته شده[۱۴] و محتوای آن نیز مؤید صدور آن از معصوم(ع) شمرده شده است.[۱۵]
شیخ مفید،[۱۶] شیخ طوسی،[۱۷] و محمد بن جعفر مشهدی[۱۸] زیارتنامه دیگری برای حضرت عباس(ع) بدون ذکر سلسله سند نقل کردهاند که در برخی عبارات با روایت ابنقولویه تفاوت دارد.
مضامین زیارتنامه
مهمترین مضامین این زیارتنامه عبارتاند از:
- معرفی حضرت عباس(ع) بهعنوان بندهای صالح، مطیع خدا، پیامبر(ص)، امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع)؛
- گواهی بر وفاداری، بصیرت، اخلاص، ایثار و جهاد او در رکاب امام حسین(ع)؛
- درخواست برترین پاداش الهی و همنشینی او با پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحان؛
- گواهی بر مظلومیت و شهادت حضرت عباس(ع) و اعلام برائت از قاتلان و ستمگران؛
- اظهار ولایت نسبت به اهلبیت(ع) و درخواست آمرزش، قبولی زیارت، برآوردهشدن حاجتها و همراهی با اولیای الهی در آخرت.[۱۹]
آداب زیارت
علامه مجلسی بیان کرده است که اگرچه در برخی منابع، مانند نقل شیخ مفید، خواندن نماز برای زیارت حضرت عباس(ع) ذکر شده، اما در متن روایت تصریحی به آن وجود ندارد. ازاینرو، به گفته او، برخی عالمان متأخر خواندن نماز برای غیرمعصومان را جایز ندانستهاند، مگر به قصد اهدای ثواب. علامه مجلسی ایستادن کنار قبر حضرت عباس(ع) و خواندن زیارت رو به قبر یا رو به قبله را جایز میداند، هرچند برخی عالمان توصیه کردهاند زیارت غیرمعصومان رو به قبله انجام شود.[۲۰]
متن و ترجمه
زیارتنامه حضرت عباس(ع) با نقلهای مختلفی در منابع روایی آمده است. متن مفاتیح الجنان اثر شیخ عباس قمی که نقل مفصلتری است، به شرح زیر است:
| متن | ترجمه |
|
سَلامُ اللّٰهِ وَسَلامُ مَلائِکَتِهِ الْمُقَرَّبِینَ، وَأَنْبِیائِهِ الْمُرْسَلِینَ، وَعِبادِهِ الصَّالِحِینَ، وَجَمِیعِ الشُّهَداءِ وَالصِّدِّیقِینَ، وَ الزَّاکِیاتُ الطَّیِّباتُ فِیما تَغْتَدِی وَتَرُوحُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ، أَشْهَدُ لَکَ بِالتَّسْلِیمِ وَالتَّصْدِیقِ وَالْوَفاءِ وَالنَّصِیحَةِ لِخَلَفِ النَّبِیِّ صَلَّى اللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ الْمُرْسَلِ، وَالسِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ، وَالدَّلِیلِ الْعالِمِ، وَالْوَصِیِّ الْمُبَلِّغِ، وَالْمَظْلُومِ الْمُهْتَضَمِ، فَجَزاکَ اللّٰهُ عَنْ رَسُولِهِ وَعَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَعَنِ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَیْهِمْ أَفْضَلَ الْجَزاءِ بِمَا صَبَرْتَ وَاحْتَسَبْتَ وَأَعَنْتَ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ؛ |
سلام خدا و سلام فرشتگان مقرّبش و پیامبران مرسلش و بندگان شایستهاش و همه شهیدان و درستکرداران و راستگویان و درودهای پاک و پاکیزه در آنچه میآید و میرود بر تو باد ای فرزند امیرمؤمنان، گواهی میدهم برای حضرتت به تسلیم و تصدیق و وفا و خیرخواهی، نسبت به یادگار پیامبر مرسل (درود خدا بر او و خاندانش باد) و فرزندزاده برگزیده و راهنمای دانا و جانشین تبلیغکننده و ستمدیده غارتزده، خدا از سوی پیامبر و امیرمؤمنان و حسن و حسین (درود خدا بر ایشان) جزایت دهد برترین جزا به خاطر این که صبر کردی و کار خویش را تنها به حساب خدا گذاشتی و یاری نمودی پس چه نیکو سرانجامی است خانه آخرت؛ |
|
لَعَنَ اللّٰهُ مَنْ قَتَلَکَ، وَلَعَنَ اللّٰهُ مَنْ جَهِلَ حَقَّکَ، وَاسْتَخَفَّ بِحُرْمَتِکَ، وَلَعَنَ اللّٰهُ مَنْ حالَ بَیْنَکَ وَبَیْنَ ماءِ الْفُراتِ، أَشْهَدُ أَنَّکَ قُتِلْتَ مَظْلُوماً، وَأَنَّ اللّٰهَ مُنْجِزٌ لَکُمْ مَا وَعَدَکُمْ، جِئْتُکَ یَا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وافِداً إِلَیْکُمْ وَقَلْبِی مُسَلِّمٌ لَکُمْ وَتابِعٌ، وَأَنَا لَکُمْ تابِعٌ، وَنُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّىٰ یَحْکُمَ اللّٰهُ وَهُوَ خَیْرُ الْحاکِمِینَ، فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لَامَعَ عَدُوِّکُمْ، إِنِّی بِکُمْ وَبِإِیابِکُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ، وَبِمَنْ خالَفَکُمْ وَقَتَلَکُمْ مِنَ الْکافِرِینَ، قَتَلَ اللّٰهُ أُمَّةً قَتَلَتْکُمْ بِالْأَیْدِی وَالْأَلْسُنِ. |
خدا لعنت کند کسی که تو را کشت و لعنت کند کسی که به حقّت جاهل بود و حرمتت را سبک شمرد و خدا لعنت کند کسی که بین تو و آب فرات پرده شد، گواهی میدهم که تو مظلومانه کشته شدی و خدا به وعدهای که به شما داده وفا میکند، به سوی تو آمدم ای فرزند امیرمؤمنان، وارد به محضر شمایم، دلم تسلیم و پیرو شماست و خود نیز پیرو شمایم، یاریام برای شما مهیاست تا خدا حکم کند و او بهترین حکمکنندگان است، پس با شمایم فقط با شما نه با دشمن شما، من به شما و بازگشتتان مؤمن و به آنانکه با شما مخالفت کردند و شما را کشتند کافرم، خدا بکشد امّتی که شما را با دستها و زبانهایشان کشتند. |
|
|
سپس وارد روضه شو و خود را به ضریح بچسبان و بگو: |
|
السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِیعُ لِلّٰهِ وَ لِرَسُولِهِ وَلِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَیْهِمْ وَسَلَّمَ، السَّلامُ عَلَیْکَ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَکاتُهُ وَمَغْفِرَتُهُ وَرِضْوانُهُ وَ عَلَىٰ رُوحِکَ وَبَدَنِکَ، أَشْهَدُ وَأُشْهِدُ اللّٰهَ أَنَّکَ مَضَیْتَ عَلَىٰ مَا مَضىٰ بِهِ الْبَدْرِیُّونَ وَالْمُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ، الْمُناصِحُونَ لَهُ فِی جِهادِ أَعْدائِهِ، الْمُبالِغُونَ فِی نُصْرَةِ أَوْلِیائِهِ، الذَّابُّونَ عَنْ أَحِبَّائِهِ، فَجَزاکَ اللّٰهُ أَفْضَلَ الْجَزاءِ، وَأَکْثَرَ الْجَزاءِ، وَ أَوْفَرَ الْجَزاءِ، وَأَوْفىٰ جَزاءِ أَحَدٍ مِمَّنْ وَفىٰ بِبَیْعَتِهِ، وَاسْتَجابَ لَهُ دَعْوَتَهُ، وَأَطاعَ وُلاةَ أَمْرِهِ؛ |
سلام بر تو ای بنده شایسته فرمانبر خدا و رسول خدا و امیرمؤمنان و حسن و حسین (درود خدا بر آنان باد)، سلام و رحمت خدا و برکات و مغفرت و رضوانش بر تو و بر روان و تن تو، گواهی میدهم و خدا را شاهد میگیرم که تو به همان مسیری رفتی که اهل بدر رفتند و در آن راه از دنیا گذشتند، آن مجاهدان در راه خدا و خیرخواهان برای خدا، در مبارزه با دشمنان خدا و تلاشگران در یاری اولیایش، آن دفاعکنندگان از عاشقانش، خدا پاداشت دهد، به برترین و بیشترین و کاملترین پاداش و وفاکنندهترین پاداش، یکی از آنانکه به بیعت او وفا کرد و دعوتش را اجابت نمود و از والیان امر اطاعت کرد؛ |
|
أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ بالَغْتَ فِی النَّصِیحَةِ، وَأَعْطَیْتَ غایَةَ الْمَجْهُودِ، فَبَعَثَکَ اللّٰهُ فِی الشُّهَداءِ، وَجَعَلَ رُوحَکَ مَعَ أَرْواحِ السُّعَداءِ، وَأَعْطاکَ مِنْ جِنانِهِ أَفْسَحَها مَنْزِلاً، وَأَفْضَلَها غُرَفاً، وَرَفَعَ ذِکْرَکَ فِی عِلِّیِّینَ، وَحَشَرَکَ مَعَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَداءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولٰئِکَ رَفِیقاً . أَشْهَدُ أَنَّکَ لَمْ تَهِنْ وَلَمْ تَنْکُلْ، وَأَنَّکَ مَضَیْتَ عَلىٰ بَصِیرَةٍ مِنْ أَمْرِکَ، مُقْتَدِیاً بِالصَّالِحِینَ، وَمُتَّبِعاً لِلنَّبِیِّینَ، فَجَمَعَ اللّٰهُ بَیْنَنا وَبَیْنَکَ وَبَیْنَ رَسُولِهِ وَأَوْلِیائِهِ فِی مَنازِلِ الْمُخْبِتِینَ فَإِنَّهُ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ. |
گواهی میدهم که در خیرخواهی کوشیدی و نهایت تلاش را انجام دادی، خدا تو را در زمره شهیدان برانگیزد و روحت را در کنار ارواح نیکبختان قرار دهد و از بهشتش وسیعترین منزل را به تو عطا کند و برترین غرفهها را ارزانی نماید و نامت را در بالاترین درجات بالا برد و با پیامبران و درستکرداران و راستگویان و شهدا و شایستگان محشور نماید، آنان که خوب رفیقانی هستند، گواهی میدهم که تو سستی نورزیدی و باز نایستادی و بر آگاهی از کارت از دنیا رفتی، در حال پیروی از شایستگان و پیروی از پیامبران، پس خدا بین ما و رسول خود و اولیایش در جایگاههای فروتنان گرد آورد که او مهربانترین مهربانان است. |
|
|
سید ابن طاووس و شیخ مفید و دیگران پس از این زیارت فرمودهاند که به سمت بالا سر برو و دو رکعت نماز بخوان و بعد از آن هرچه خواهی نماز بخوان و بسیار از خدا درخواست کن و پس از نماز بگو: |
|
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَلَا تَدَعْ لِی فِی هٰذَا الْمَکانِ الْمُکَرَّمِ وَالْمَشْهَدِ الْمُعَظَّمِ ذَنْباً إِلّا غَفَرْتَهُ، وَلَا هَمّاً إِلّا فَرَّجْتَهُ، وَلَا مَرَضاً إِلّا شَفَیْتَهُ، وَلَا عَیْباً إِلّا سَتَرْتَهُ، وَلَا رِزْقاً إِلّا بَسَطْتَهُ، وَلَا خَوْفاً إِلّا آمَنْتَهُ، وَلَا شَمْلاً إِلّا جَمَعْتَهُ، وَلَا غائِباً إِلّا حَفِظْتَهُ وَأَدْنَیْتَهُ، وَلَا حاجَةً مِنْ حَوائِجِ الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ لَکَ فِیها رِضىً وَلِیَ فِیها صَلاحٌ إِلّا قَضَیْتَها یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ. |
خدایا درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد و در این مکان محبوب و زیارتگاه بزرگ، برای من گناهی مگذار جز آنکه بیامرزی و نه اندوهی جز آنکه برطرف نمایی و نه بیماری جز آنکه شفا دهی و نه عیبی جز آنکه بپوشانی و نه رزقی جز آنکه بگسترانی و نه ترسی جز آنکه ایمنی دهی و نه پراکندگی جز آنکه گرد آوری و نه دور از نظری جز آنکه حفظ کنی و دیدارش را نزدیک نمایی و نه حاجتی از حاجتهای دنیا و آخرت که تو را در آن رضایت و مرا در آن مصلحت است جز آنکه برآوری، ای مهربانترین مهربانان. |
|
السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا الْفَضْلِ الْعَبَّاسَ ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیِّینَ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ أَوَّلَ الْقَوْمِ إِسْلاماً، وَأَقْدَمِهِمْ إِیماناً، وَ أَقْوَمِهِمْ بِدِینِ اللّٰهِ، وَأَحْوَطِهِمْ عَلَى الْإِسْلامِ . أَشْهَدُ لَقَدْ نَصَحْتَ لِلّٰهِ وَ لِرَسُولِهِ وَلِأَخِیکَ فَنِعْمَ الْأَخُ الْمُواسِی، فَلَعَنَ اللّٰهُ أُمَّةً قَتَلَتْکَ، وَلَعَنَ اللّٰهُ أُمَّةً ظَلَمَتْکَ، وَلَعَنَ اللّٰهُ أُمَّةً اسْتَحَلَّتْ مِنْکَ الْمَحارِمَ، وَانْتَهَکَتْ حُرْمَةَ الْإِسْلامِ، فَنِعْمَ الصَّابِرُ الْمُجاهِدُ الْمُحَامِی النَّاصِرُ وَالْأَخُ الدَّافِعُ عَنْ أَخِیهِ الْمُجِیبُ إِلىٰ طاعَةِ رَبِّهِ، الرَّاغِبُ فِیما زَهِدَ فِیهِ غَیْرُهُ مِنَ الثَّوابِ الْجَزِیلِ، وَالثَّنَاءِ الْجَمِیلِ، وَأَلْحَقَکَ اللّٰهُ بِدَرَجَةِ آبائِکَ فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ؛ |
سلام بر تو ای ابا الفضل العباس فرزند امیرمؤمنان، سلام بر تو ای فرزند سرور جانشینان، سلام بر تو ای فرزند اولین نفر امت در اسلام آوردن و پیشترینشان در ایمان و استوارترینشان در پایبندی به دین خدا و نزدیک و هوشیارترینشان بر اسلام، گواهی میدهم که تو برای خدا و رسولش و برادرت خیرخواهی نمودی، پس چه خوب برادر همدردی بودی، خدا لعنت کند امتی را که تو را کشت و لعنت کند امتی را که به تو ستم روا داشت و لعنت کند امتی را که حرمتهای تو را حلال شمرد و پرده احترام اسلام را درید، پس چه نیکو صبرکننده، جهادگر، حامی، یاریدهنده و برادر دفاعکننده از برادرش بودی و پاسخدهنده طاعت پروردگارش و علاقهمند به آنچه دیگران به آن بیرغبت شدند که همان پاداش بزرگ و ستایش زیباست و خدا تو را به درجه پدرانت، در بهشتهای پرنعمت ملحق کرد؛ |
|
اللّٰهُمَّ إِنِّی تَعَرَّضْتُ لِزِیارَةِ أَوْلِیائِکَ رَغْبَةً فِی ثَوابِکَ، وَرَجاءً لِمَغْفِرَتِکَ وَجَزِیلِ إِحْسانِکَ، فَأَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِینَ، وَأَنْ تَجْعَلَ رِزْقِی بِهِمْ دارّاً، وَعَیْشِی بِهِمْ قارّاً، وَزِیارَتِی بِهِمْ مَقْبُولَةً، وَحَیَاتِی بِهِمْ طَیِّبَةً، وَأَدْرِجْنِی إِدْراجَ الْمُکْرَمِینَ، وَاجْعَلْنِی مِمَّنْ یَنْقَلِبُ مِنْ زِیارَةِ مَشاهِدِ أَحِبَّائِکَ مُفْلِحاً مُنْجِحاً قَدِ اسْتَوْجَبَ غُفْرانَ الذُّنُوبِ، وَسَتْرَ الْعُیُوبِ، وَکَشْفَ الْکُرُوبِ، إِنَّکَ أَهْلُ التَّقْوىٰ وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ. |
خدایا من توجّه خود را به زیارت اولیایت معطوف داشتم به خاطر رغبت در پاداشت و امید به آمرزشت و احسان فراوانت، پس از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان پاکش درود فرستی و روزیام را به خاطر ایشان زیاد کنی و زندگیام را به خاطر آنان برقرار داری و زیارتم را به حق آنان بپذیری و حیاتم را دلپسند فرمایی و مرا با گروه اهل کرامت همراه کنی و از کسانی قرار دهی که از زیارت زیارتگاههای عاشقانت رستگار و کامیاب بازمیگردند، درحالیکه مستوجب آمرزش گناهان و پوشیدن عیبها و برطرف شدن ناراحتیها و غصّهها شده باشد، به راستی تو اهل پروا و آمرزشی. |
|
|
چون بخواهی آن حضرت را وداع کنی، نزد قبر شریف برو و این جملات را که در روایت ابوحمزه ثمالی است و علما هم ذکر کردهاند بگو: |
|
أَسْتَوْدِعُکَ اللّٰهَ وَأَسْتَرْعِیکَ وَأَقْرَأُ عَلَیْکَ السَّلامَ، آمَنَّا بِاللّٰهِ وَبِرَسُولِهِ وَبِکِتابِهِ وَبِمَا جاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ، اللّٰهُمَّ فَاکْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِینَ، اللّٰهُمَّ لَاتَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیارَتِی قَبْرَ ابْنِ أَخِی رَسُولِکَ صَلَّى اللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَارْزُقْنِی زِیارَتَهُ أَبَداً مَا أَبْقَیْتَنِی، وَاحْشُرْنِی مَعَهُ وَمَعَ آبائِهِ فِی الْجِنانِ، وَعَرِّفْ بَیْنِی وَبَیْنَهُ وَبَیْنَ رَسُو لِکَ وَأَوْلِیائِکَ. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَتَوَفَّنِی عَلَى الْإِیمانِ بِکَ، وَالتَّصْدِیقِ بِرَسُولِکَ، وَالْوِلایَةِ لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طالِبٍ وَالْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ عَلَیْهِ السَّلاٰمُ، وَالْبَراءَةِ مِنْ عَدُوِّهِمْ، فَإِنِّی قَدْ رَضِیتُ یَا رَبِّی بِذٰلِکَ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ.[۲۱] |
تو را به خدا میسپارم و خواهان توجّه و حمایت توأم و بر تو سلام میفرستم، ایمان آوردیم به خدا و رسول و کتابش و به آنچه پیامبر از پیش خدا آورد، خدایا ما را با گواهان این حقایق بنویس، خدایا آن را آخرین عهد من از زیارت قبر فرزند برادر رسولت (درود خدا بر او و خاندانش باد) قرار مده و زیارتش را همواره تا زندهام میداری روزی من فرما و مرا با او و با پدرانش در بهشت محشور گردان و میان من و او و رسول و اولیایت شناسایی ایجاد کن. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بمیران، بر پایه ایمان به خود و باور نسبت به پیامبرت و ولایت امیرمؤمنان و امامان از فرزندانش (درود بر آنان باد) و بیزاری از دشمنانش آنکه من ای پروردگارم همانا به این امر خشنودم و درود خدا بر محمّد و خاندان محمّد.[۲۲] |
پانویس
- ↑ «اقدم نص مخطوط لزيارة أبي الفضل العباس ع»، وبگاه مرکز الفقیه العالمی لاحیاء التراث.
- ↑ فرجپور، «درسنامه زیارت حضرت ابوالفضل العبّاس(ع)»، ص۱۵.
- ↑ ابنقولویه، کاملالزیارات، ۱۳۵۶ق، ص۲۵۶.
- ↑ ابنقولویه، کاملالزیارات، ۱۳۵۶ق، ص۲۵۶.
- ↑ فرجپور، «درسنامه زیارت حضرت ابوالفضل العبّاس(ع)»، ص۱۵.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۳۷۴ش، ص۸۹.
- ↑ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۳ق، ج۷، ص۴۲۹.
- ↑ عندلیب همدانی، ثارالله...، ۱۳۷۶ش، ص۲۳۹.
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۶۸؛ ابنعنبه حسنى، عمدة الطالب، ۱۴۱۷ق، ص۳۲۷.
- ↑ دفتر پژوهشهای کاربردی گروه انقلاب اسلامی، علمدار عشق...، ۱۳۹۸ش، ص۱۳۱.
- ↑ عباده، العباس علیهالسلام سید الماء...، عراق، ۱۴۳۶ق، ص۲۵۳-۲۵۴.
- ↑ حائری مازندرانی، معالی السبطین، ۱۳۶۷ش، ص۴۵۲.
- ↑ ابنقولویه، کاملالزیارات، ۱۳۵۶ق، ص۲۵۶.
- ↑ قمی، مفاتیح الجنان، اسوه، ص۴۳۴؛ فرجپور، «درسنامه زیارت حضرت ابوالفضل العبّاس(ع)»، ص۱۶.
- ↑ فرجپور، «درسنامه زیارت حضرت ابوالفضل العبّاس(ع)»، ص۱۷.
- ↑ شیخ مفید، کتاب المزار، ۱۴۰۹ق، ص۱۰۷.
- ↑ شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۷۲۴.
- ↑ ابنمشهدی، المزار الکبیر، ۱۳۷۷ش، ص۳۸۸.
- ↑ قمی، مفاتیح الجنان، اسوه، ص۴۳۴-۴۳۷.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۸، ص۲۷۸-۲۷۹.
- ↑ قمی، مفاتیح الجنان، اسوه، ص۴۳۴-۴۳۷.
- ↑ انصاریان، مفاتیح الجنان، ۱۳۸۸ش، ص۶۷۴-۶۷۹.
منابع
- ابنعنبه حسنى، عمدة الطالب فی أنساب آل أبىطالب، قم، انصاریان، ۱۴۱۷ق.
- ابنقولویه، جعفر بن محمد، کاملالزیارات، نجف، مطبعة المرتضویة، ۱۳۵۶ق.
- ابنمشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، قم، القیوم، ۱۳۷۷ش.
- ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، قم، الشریف الرضی، ۱۳۷۴ش.
- «اقدم نص مخطوط لزيارة أبي الفضل العباس ع»، وبگاه مرکز الفقیه العالمی لاحیاء التراث، تاریخ درج مطلب: ۱ دسامبر ۲۰۱۴م، تاریخ بازدید: ۳۰ تیر ۱۴۰۵ش.
- امین، سید محسن، اعیان الشیعه، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق.
- انصاریان، حسین، ترجمه مفاتیح الجنان، قم، دار العرفان، ۱۳۸۸ش.
- حائری مازندرانی، مهدی، معالی السبطین فی أحوال الحسن و الحسین(ع)، قم، الشریف الرضی، ۱۳۶۷ش.
- دفتر پژوهشهای کاربردی گروه انقلاب اسلامی تاریخ و مناسبتها، علمدار عشق: رهیافتی بر شخصیت شناسی حضرت عباس(ع)، قم، اداره کل پژوهشهای اسلامی رسانه، ۱۳۹۸ش.
- شیخ صدوق، محمد بن على، الخصال، تحقیق علیاکبر غفارى، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، ۱۳۶۲ش.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه، ۱۴۱۱ق.
- شیخ مفید، محمد بن محمد، کتاب المزار، قم، مدرسة الإمام المهدی(ع)، ۱۴۰۹ق.
- عباده، کاظم، العباس علیهالسلام سید الماء: إضاءات من سیرة حیاة العباس بن علی(ع)، عراق، العتبة العباسیة المقدسة قسم الشؤون الفکریة والثقافیة کربلای معلی، ۱۴۳۶ق.
- عندلیب همدانی، حسین، ثارالله: خون حسین(ع) در رگهای اسلام، قم، مؤسسه در راه حق، ۱۳۷۶ش.
- فرجپور، مرتضی، «درسنامه زیارت حضرت ابوالفضل العبّاس(ع)»، مجله صحیفه اهلبیت(ع)، شماره ۱، بهار و تابستان ۱۳۹۱ش.
- قمی، عباس، مفاتیح الجنان، قم، اسوه، بیتا.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار: الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار(ع)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.