پرش به محتوا

رجزهای عاشورا

از ویکی شیعه

رَجَزهای عاشورا فهرست اشعاری هستند که امام حسین(ع) و یارانش در واقعه کربلا و در روز عاشورای سال ۶۱ق در نبرد با سپاه عُمر بن سعد، هنگام مبارزه میخواندند. شهدای کربلا در رسم رجزخوانی، برخی از اعتقادات خود و نیز بطلان عقیده دشمن و سخافت باورهای ايشان را را بیان کردند.

تعریف و جایگاه

رجز در اصطلاح، گونه‌ای از شعر حماسی و رزمی است که با اوزان کوتاه، ضرب‌آهنگ تند و اجزای پیوسته و متوالی سروده می‌شود. در سنت‌های نظامی اعراب گذشته، کاربرد این قالب شعری، عمدتاً به میادین نبرد اختصاص داشت.[۱] بر اساس این آیین نظامی، پیش از آغاز رویاروییِ تن‌به‌تن، جنگاوران با سردادن اشعار رجز، به مبارزطلبی می‌پرداختند.[۲]

هدف اصلی از این کار، معرفی حسب، نسب و اصالت قبیله‌ای، تفاخر به شرافت و شجاعت فردی، و همچنین تبیین اهداف و مبانی اعتقادی خویش پیش از آغاز کارزار بود تا ضمن تقویت روحیه خودی، هیمنه حریف را در هم بشکنند.[۳]

رجزخوانی در عاشورا

به گفته برخی از پژوهشگران در واقعه عاشورا، اصحاب امام حسین(ع) برخی از اعتقادات خود مانند هدف از این جنگ، حمایت از دین و امام حسین(ع)، بشارت به قیامت و بهشت، دیدار با پیغمبر(ص) و امیرالمومنین(ع) و خاندان وحی را در قالب کلماتی خاص بیان کرده‌اند[۴] که بسیاری از آنها از قران ریشه گرفته است.[۵] همچنین گفته شده است که با توجه به بستر تاریخی واقعه عاشورا که تقابل دو جبهه علوی و عثمانی بود، تلاش اولیه امام حسین(ع) و یاران او، پاسخ به دیدگاه نادرست دشمنان و اثبات مسلمان بودن امام حسین(ع) بوده است و در صدد بیان تمام عقاید شیعی نبوده‌اند.[۶]

رجزهای امام حسین(ع)

گزارش شده است که امام حسین(ع) در روز عاشورا هنگام نبرد با دشمن و در چندین نوبت رجزهای مختلفی را سرودند که در زیر به آنها اشاره شده است:

أنا ابن علي الطهر من آل هاشم
كفاني بهذا مفخرا حين أفخر
وجدي رسول الله أكرم من مشى
ونحن سراج الله في الخلق نزهر
وفاطم أمي من سلالة أحمد
وعمي يدعى ذو الجناحين جعفر
وَ فِینَا كِتَابُ اللَّهِ أُنْزِلَ صَادِقاً
وَ فِینَا الْهُدَى وَ الْوَحْی بِالْخَیرِ یذْكَرُ
وَ نَحْنُ أَمَانُ اللَّهِ لِلنَّاسِ كُلِّهِمْ
نُسِرُّ بِهَذَا فِی الْأَنَامِ وَ نَجْهَرُ
وَ نَحْنُ وُلَاةُ الْحَوْضِ نَسْقِی وُلَاتَنَا
بِكَأْسِ رَسُولِ اللَّهِ مَا لَیسَ ینْكَرُ
وَ شِیعَتُنَا فِی النَّاسِ أَكْرَمُ شِیعَةٍ
وَ مُبْغِضُنَا یوْمَ الْقِیامَةِ یخْسَر[۷]
ترجمه
من فرزند علیِ پاک‌سرشت از خاندان هاشمم
همین افتخار مرا بس که به آن ببالیم
جدم رسول خداست که گرامی‌ترینِ آفریدگان است
و ما چراغِ خداوند در میان مردمیم که می‌درخشیم
مادرم فاطمه از نسل احمد (ص) است
و عمویم جعفر است که به صاحب دو بال شهرت دارد
در خاندان ما كتاب الهی (قرآن) نازل شده است
که صادق است و در خاندان ما هدایت و وحی الهی به نیكی یاد می‌شود
و ما امان الهی برای همه مردم
در آشكار و پنهان هستیم
و ما صاحب حوض كوثریم و محبان خود را
با پیالة رسول الله‌ سیراب می‌كنیم
پیروان ما در بین مردم بهترین پیروان هستند
و [دشمنان] مبغض ما در روز قیامت زیان‌كاران خواهند بود


ابن‌شهر آشوب در کتاب مناقب رجز ذیل را نیز از امام حسین(ع) نقل کرده است.

ضریح امام حسین(ع)
الْمَوْتُ خَیرٌ مِنْ رُكُوبِ الْعَارِ
وَ الْعَارُ أَوْلَى مِنْ دُخُولِ النَّارِ
وَ اللَّهِ مَا هَذَا وَ هَذَا جَارِی‏[۸]
ترجمه
مرگ بهتر از زندگی با ننگ است
و ننگ بهتر از جهنم رفتن است
و آتشِ جهنم پناهگاه من نخواهد بود‏


رجز زیر نیز در منابع از امام حسین(ع) نقل شده است.

أَنَا الْحُسَینُ بْنُ عَلِی
آلَیتُ أَنْ لَا أَنْثَنِی‏
أَحْمِی عِیالَاتِ اَبِی
أَمْضِی عَلَى دِینِ النَّبِی‏[۹]
ترجمه
من حسین، پسر علی‌(ع)هستم
سوگند خورده‌ام كه (در برابر ظلم) سر خم نكنم
از حریم و خاندان پدرم دفاع كنم
و بر دین نبی اكرم‌(ص) پایدار بمانم‏


نقل شده است که امام حسین(ع) پس از ابراز دشمنی و بغض لشگریان بنی امیه نسبت به امیرالمومنین علی(ع)، گریست و این اشعار را قبل از رفتن به میدان نبرد خواند.

کَفَرَ الْقَوْمُ وَ قِدْماً رَغِبُوا
عَنْ ثَوَابِ اللَّهِ رَبِّ الثَّقَلَیْنِ
قَتَلُوا الْقَوْمُ عَلِیّاً وَ ابْنَهُ
حَسَنَ الْخَیْرِ کَرِیمَ الْأَبَوَیْنِ‏
حَنَقاً مِنْهُمْ وَ قَالُوا أَجْمِعُوا
احْشُرُوا النَّاسَ إِلَى حَرْبِ الْحُسَیْن‏
یَا لَقَوْمٍ مِنْ أُنَاسٍ رُذَّلٍ
جَمَعَ الْجَمْعَ لِأَهْلِ الْحَرَمَیْنِ‏
ثُمَّ سَارُوا وَ تَوَاصَوْا کُلُّهُمْ
بِاجْتِیَاحِی لِرِضَاءِ الْمُلْحِدِینَ‏
لَمْ یَخَافُوا اللَّهَ فِی سَفْکِ دَمِی
لِعُبَیْدِ اللَّهِ نَسْلِ الْکَافِرِینَ‏
وَ ابْنِ سَعْدٍ قَدْ رَمَانِی عَنْوَةً
بِجُنُودٍ کَوُکُوفِ الْهَاطِلِینَ‏
لَا لِشَیْ‏ءٍ کَانَ مِنِّی قَبْلَ ذَا
غَیْرَ فَخْرِی بِضِیَاءِ النَّیِّرَیْنِ‏
بِعَلِیِّ الْخَیْرِ مِنْ بَعْدِ النَّبِیِّ
وَ النَّبِیِّ الْقُرَشِیِّ الْوَالِدَیْنِ
خِیرَةِ اللَّهِ مِنَ الْخَلْقِ أَبِی
ثُمَّ أُمِّی فَأَنَا ابْنُ الْخَیِّرَیْنِ‏
فِضَّةٌ قَدْ خَلَصَتْ مِنْ ذَهَبٍ
فَأَنَا الْفِضَّةُ وَ ابْنُ الذَّهَبَیْنِ‏
مَنْ لَهُ جَدٌّ کَجَدِّی فِی الْوَرَى
أَوْ کَشَیْخِی فَأَنَا ابْنُ الْعَلَمَیْنِ‏
فَاطِمُ الزَّهْرَاءُ أُمِّی وَ أَبِی
قَاصِمُ الْکُفْرِ بِبَدْرٍ وَ حُنَیْنٍ‏
عَبَدَ اللَّهَ غُلَاماً یَافِعاً
وَ قُرَیْشٌ یَعْبُدُونَ الْوَثَنَیْنِ‏
یَعْبُدُونَ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى مَعاً
وَ عَلِیٌّ کَانَ صَلَّى الْقِبْلَتَیْنِ‏
فَأَبِی شَمْسٌ وَ أُمِّی قَمَرٌ
فَأَنَا الْکَوْکَبُ وَ ابْنُ الْقَمَرَیْنِ‏
وَ لَهُ فِی یَوْمِ بَدْرٍ وَقْعَةٌ
شَفَتِ الْغِلَّ بِفَضِّ الْعَسْکَرَیْنِ‏
ثُمَّ فِی الْأَحْزَابِ وَ الْفَتْحِ مَعاً
کَانَ فِیهَا حَتْفُ أَهْلِ الْفَیْلَقَیْنِ‏[۱۰]
ترجمه
ترجمه:این قوم کافر شدند، و از سابق
از ثواب پروردگار جن و انس روی گردان شدند
این قوم علی، و فرزندش (حسن) را کشتند
که پدر و مادرش بخشنده و کریم بودند
این قوم از روی خشم و کینه به یکدیگر گفتند
مردم را برای جنگ با حسین گرد آورید
فریاد از این قوم پست و رذل که
جمعیت خود را علیه اهل حرم خداوند و پیامبرش ‌جمع کردند
سپس راه افتادند و به یکدیگر سفارش می‌کردند
تا مرا برای رضایت دو ملحد، به دام بیندازند
در ریختن خون من از خدا نمی ‏ترسند
برای خوشنودی عبیداللّه‌ی که از نسل کفّار است
و برای خوشنودی عمرسعد که با قهر و کینه
با سپاهی سیل آسا به سوی من آ‌مده است
نه به دلیل گناهی که مرتکب شده باشم
بلکه به دلیل نسبت من به آن دو ستاره‌ فروزان(پیامبر و امیرالمومنین)
[انتساب و افتخارم] به علی‌ که بهترین انسانها بعد از پیامبر است
و افتخار به پیامبر که پدر و مادرش قریشی هستند
پدرم بهترین مخلوق خداوند است
سپس مادرم و من فرزند این دو بهترین مخلوق خداوند هستم
نقره از طلا به ‏دست می‌آید
و من نقره‌ای هستم که فرزند آن دو طلای ناب (امیرالمومنین و حضرت فاطمه) هستم
جدّ چه کسی مانند جدّ من است
و پدر چه کسی مانند پدرم؟ من پسر این دو عَلَم هستم
فاطمه زهرا مادر من است
و پدرم نابودکننده کفر در جنگ‌های بدر و حنین
پدرم از نوجوانی خداوند را می‌پرستید
در زمانی که قریشی‌ها دو بت را با هم می‌پرستیدند
زمانی که آنها بت لات و عزّی را با هم می‌پرستیدند
علی به سوی دو قبله (بیت المقدس و کعبه)‌ نماز ‌خواند
پدرم خورشید و مادرم ماه است
و من ستاره‌ای هستم که فرزند این دو قمر نورانی هستم
پدرم در جنگ بدر [با دلاوری و شجاعت،‌ دو جناح] دشمن را درهم شکست
و بغض دلهای مسلمین را شفا بخشید
برای پدرم دلاوری در جنگ احزاب و فتح است
او در این دو جنگ انبوهی از لشکریان کفر را کشته است‏‏‏


گفته شده است که امام حسین(ع) رجز زیر را در روز عاشورا سرودند.

وإن تكن الدنيا تعد نفيسة
فدار ثواب الله أعلى وأنبل
وإن تكن الأبدان للموت أنشئت
فقتل امرئ بالسيف في الله أفضل
وإن تكن الأرزاق رزقا مقدرا
فقلة حرص المرء في الرزق أجمل
وإن تكن الأموال للترك جمعها
فما بال متروك به الخير يبخل‏[۱۱]


ترجمه
اگر دنیا با ارزش به شمار می‌آید،
بدان که خانه پاداش الهی (آخرت) والاتر و برتر است.
و اگر بدن‌ها برای مرگ و مردن آفریده شده‌اند،
پس کشته شدن انسان با شمشیر در راه خدا برتر و بهتر است.
و اگر روزی‌ها (از جانب خداوند) مقدر و تعیین شده است،
پس حرص و طمع کمتر انسان در کسب روزی زیباتر است.
و اگر ثروت‌ها برای رها کردن و جا گذاشتن جمع‌آوری می‌شود،
پس چرا انسان نسبت به چیزی که قرار است رها شود، بخل می‌ورزد؟‏‏‏


گزارش شده است که امام حسین(ع) با مشاهده جنازه برادرش حضرت ابالفضل(ع)، گریست و اشعار ذیل را می‌خواند.

تعديتم يا شر قوم ببغيكم
و خالفتم دين النبي محمد
أ ما كان خير الرسل أوصاكم بنا
أ ما نحن من نجل النبي المسدد
أ ما كانت الزهراء أمي دونكم
أ ما كان من خير البرية أحمد لعنتم
و أخزيتم بما قد جنيتم
فسوف تلاقوا حر نار توقد[۱۲]
ترجمه
ای بدترین مردمان، با ستمکاریِ خویش از حد گذراندید
و با دین پیامبر، محمد، مخالفت کردید
آیا بهترینِ پیامبران شما را درباره ما سفارش نکرد؟
آیا ما از نسل پیامبرِ تأییدشده نیستیم؟
آیا فاطمه زهرا مادر من نیست، نه شما؟
آیا احمد بهترینِ آفریدگان نبود؟
به سبب جنایتی که مرتکب شدید، ملعون و رسوا گشتید
و به زودی با گرمای آتشی شعله‌ور روبرو خواهید شد‏‏


رجزهای بنی‌هاشم

به گفته شیخ مفید پس از این كه یاران امام حسین(ع) یكى پس از دیگرى به خدمت آن حضرت آمدند و به شهادت رسیدند، جز اهل‌بیت خاص وی، دیگر كسى براى دفاع از امام حسین(ع) باقى نماند و نوبت به اهل‌بیت او رسید.[۱۳]

گفته شده است که حضرت ابالفضل(ع) هنگام رفتن به سمت میدان، رجز ذیل را سرود.

حرم حضرت ابالفضل العباس(ع)
أقسمت باللّه الاعزّ الاعظم
و بالحجون صادقا و زمزم
و بالحطيم و الفنا المحرّم
ليخضبنّ اليوم جسمي بدمي
دون الحسين ذي الفخار الاقدم
امام أهل الفضل و التكرم‏[۱۴]
ترجمه
به خداوند عزیز و بزرگ سوگند یاد می‌کنم
و صادقانه به کوه حجون و چاه زمزم
و به حطیم و ساحت محترم حرم
که امروز قطعاً پیکرم به خونم خضاب خواهد شد
در راه دفاع از حسین، صاحب افتخارات دیرینه
که پیشوای اهل فضل و بزرگواری است‏‏


همچنین نقل شده است که حضرت ابالفضل(ع) هنگام حرکت به سوی نهر فرات، بیات زیر را می‌سرود.

لا أرهب الموت اذا الموت رقى
حتّى أوارى في المصاليت لقا
نفسي لابن المصطفى الطهر وقا
انّى أنا العباس أغدو بالسقا
و لا أخاف الشرّ يوم الملتقى[۱۵]
ترجمه
از مرگ نمی‌هراسم آنگاه که مرگ فرا رسد
تا آنکه در میان دلاوران شمشیرزن به خاک افتم
جانم فدای فرزند پیامبر پاک باد
همانا من عباسم که آب می‌آورم
و در روز نبرد، از هیچ گزندی نمی‌هراسم


گزارشات تاریخی حاکی است که حضرت ابالفضل(ع) بعد از قطع دست راست خویش، این رجز را می‌خواند:

و اللّه ان قطعتموا يميني
انّي أحامي أبدا عن ديني
و عن امام صادق اليقين
نجل النبيّ الطاهر الامين[۱۶]
ترجمه
به خدا سوگند اگر دست راستم را قطع کنید
من پیوسته از دین خود حمایت می‌کنم
و از امامی که دارای یقین راستین است
و فرزند پیامبرِ پاک و امین است، دفاع خواهم کرد


نقل شده است که حضرت ابالفضل(ع) پس از قطع دست چپ ایشان، شعر زیر را خواند:

يا نفس لا تخشي من الكفّار
و أبشري برحمة الجبّار
مع النبيّ السيّد المختار
قد قطعوا ببغيهم يسارى
فأصلهم يا ربّ حرّ النار‏[۱۷]
ترجمه
ای نفس، از کافران مهراس
و به رحمت خداوند جبار بشارت باد
در کنار پیامبر، آن سرور برگزیده
آنان با ستمکاریِ خود، دست چپم را قطع کردند
پس ای پروردگار، آنان را به گرمای آتش درانداز


بنا به گفته منابع تاریخی، عمر بن سعد با دیدن وی در میدان جنگ از او خواست که صحنه جنگ را ترک کند تا در امان باشد. علی‌اکبر این پیشنهاد را رد کرد و رجز ذیل را سرود[۱۸]

أَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِي
مِـنْ عَـصَـبَـةٍ جَـدُّ أَبِيهِمْ اَلنَّبِيُّ
نَـحْـنُ وَ بَـيْـتِ اَلـلَّـهِ‌ أَوْلَى بِالْوَصِيِّ
تَاللَّهِ لاَ يَحْكُمُ فِينَا اِبْنُ اَلدَّعِي
أَضْرِبُ بِالسَّيْفِ أُحَامِي عَنْ أَبِي
أَطَـعْـنُـكُمْ بِالرُّمْحِ حَتَّى يَنْثَنِيَ
طَعْنَ غُلاَمٍ هَاشِمِيٍّ عَلَوِيٍّ [۱۹]
ترجمه
من علی بن حسین بن علی هستم
از خاندانی که جدِ پدرشان پیامبر است
سوگند به خانه خدا که ما به جانشین پیامبر سزاوارتریم
به خدا قسم، پسرِ بی‌اصل‌ونسب نباید بر ما حکم براند
با شمشیر می‌زنم و از پدرم دفاع می‌کنم
و با نیزه به شما ضربه می‌زنم تا آنجا که خم شود
ضربه زدنِ جوانی هاشمی و علوی


ابن‌شهر آشوب ضمن تأيید حضور او در کربلا و شهادتش این رجز را به او نسبت داده است:

شَيْخِي عَلِيٌّ‌ ذُو اَلْفِخَارِ اَلْأَطْوَلِ
مِنْ هَاشِمِ‌ اَلْخَيْرِ اَلْكَرِيمِ اَلْمُفْضِلِ
هَذَا حُسَيْنُ اِبْنِ اَلنَّبِيِّ‌ اَلْمُرْسَلِ
عَنْهُ نُحَامِي بِالْحُسَامِ اَلْمُصْقَلِ
نَفْسِي مِنْ أَخِي مُبَجَّلٍ‏[۲۰]
ترجمه
سرور من علی است که صاحب بلندترین افتخارات است
از نسل هاشمِ نیکوکار، بخشنده و صاحب فضل
این حسین، پسر پیامبرِ فرستاده‌شده است
با شمشیر برّان از او دفاع می‌کنیم
جانم فدای برادر بزرگوارم


نقل شده که جعفر بن عقیل، به میدان نبرد آمد در حالی که این رجز را می‌خواند:

أَنَا اَلْغُلاَمُ اَلْأَبْطَحِيُّ اَلطَّالِبِيُّ
مِنْ مَعْشَرٍ فِي هَاشِمٍ‌ مِنْ غَالِبٍ
وَ نَحْنُ حَقّاً سَادَةُ اَلذَّوَائِبِ
هَذَا حُسَيْنٌ‌ أَطْيَبُ اَلْأَطَايِبِ[۲۱]
ترجمه
من آن جوان ابطحی و از تبار ابوطالبم
از خاندانی در بنی‌هاشم و از نسل غالب
و ما به راستی سروران و بزرگانِ روزگاریم
این حسین است که پاکیزه‌ترینِ پاکان است


بنابر نقل مورخان، جعفر بن علی به میدان رفت در حالی که چنین رجز می‌خواند:

إِنِّی أَنَا جَعْفَرٌ ذُو الْمَعَالِی
ابْنُ عَلِیِّ الْخَیرِ ذُو النَّوَالِ‏
ذَاكَ الْوَصِیُّ ذُو السَّنَا وَ الْوالِی
حَسْبِی بِعَمِّی جَعْفَرٍ وَ الْخَالِ
أَحْمِی حُسَیناً ذَا النَّدَى الْمِفْضَال‏[۲۲]
ترجمه
منم جعفر دارای افتخارها و شرف‌ها
فرزند علی نیکوکار و بخشنده.
آن علی که وصی پیامبر و فردی بلند مرتبه و ولیّ است
افتخار به عمویم جعفر و دایی‌ام مرا بس است.
من از حسین صاحب کرم و بزرگوار حمایت می‌کنم


طبق نقلی از ابن شهر آشوب در مناقب، عبدالرحمان، به میدان آمد، در حالی که چنین رجز می‌خواند:

ابی عقیل فاعرفوا مکانی
من هاشم و هاشم اخوانی
کهول صدق سادة الاقران
هذا حسین شامخ البنیان
و سید الشبیب مع الشبان[۲۳]
ترجمه
پدرم، عقیل است پس جایگاهم را نسبت به هاشم بشناسید
و (بدانید که) فرزندان هاشم، برادران منند.
مردانی راستگو که سرور همگنان خود هستند
این، حسین است با نسبی بلند و استوار و سرور پیران و جوانان است.
و سرور پیران و جوانان است.


منابع تاریخی گزارش داده‌اند که عبدالله بن علی در حالی که این رجز را می‌خواند، به دشمن حمله ور شد:

انا ابن ذی النجدة و الفضال
ذاک علیّ الخیر ذوالفعال
سیف رسول الله ذوالنکال
فی کل یوم ظاهر الاهوال[۲۴]
ترجمه
من فرزند کسی هستم که دلیر و بخشنده است
و آن علی برتر است که دارای روش نیکو می‌باشد
او شمشیر فرستاده خداست که انتقام می‌گیرد
و هیبتش در هر عصر و روزگاری آشکار است


شیخ صدوق در الامالی، به نقل از امام سجاد(ع)، آورده که عبدالله بن مسلم بن عقیل، به میدان آمد، در حالی‌که چنین می‌خواند:

أقسمتُ لا أُقتل إلاّ حُرّاً
وإنْ رأيتُ الموتَ شيئاً نُكْراً(مُرّاً)
أكره أن أُدعى جبانا فَرّا
إنّ الجبان من عصى و فرا[۲۵]
ترجمه
سوگند خورده‌ام که جز به آزادگی، کشته نشوم
گرچه مرگ را تلخ یافته‌ام.
ناپسند می‌دارم که ترسو و گریزان خوانده شوم
ترسو، کسی است که سرپیچید و گریخت

خوارزمی نیز در مقتل الحسین(ع) آورده که عبدالله بن مسلم، در هنگام نبرد رجز ذیل را می‌خوانده:

الْیوم ألْقی مُسْلِماً وَ هُوَ أبی
وَ فِتْیةً بادوا عَلی دِینِ النَّبِی
لَیسَ کقَوْمٍ عُرِفُوا بالْکذِبِ
لکنْ خِیارٌ وَ کِرامُ النْسَبِ[۲۶]
ترجمه
امروز پدرم مسلم را دیدار خواهم کرد
و جوانمردانى را که بر دین پیامبر(ص) در گذشتند
آنان مانند کسانى نیستند که به دروغ
شناخته شده‌اند بلکه برگزیده و داراى نَسَبى بزرگوارند


گفته شده است عثمان بن علی پس از شهادت برادران خود به میدان رفته و شهید شد.[۲۷] ابیات زیر از رجزهای اوست:

إنی أنا عثمان ذو المفاخر
شیخی علی ذو الفعال الظاهر
و بن عم للنبی الطاهر
أخی حسین خیرة الاخایر
و سید الکبار و الاصاغر
بعد الرسول و الوصی الناصر[۲۸]
ترجمه
منم عثمان که مفاخر بی‌شماری دارم
پدرم علی است که کارهایش آشکار است
پدرم، پسر عموی پیامبرِ پاک‌طینت است
و برادرم حسین، سرآمد برگزیدگان
آقا [و مولای] همه (بزرگ و کوچک) است
و پس از پیامبر و وصی پیروزمند او


خوارزمی و ابن شهر آشوب، نام وی را در شمار شهدای کربلا آورده‌اند. وی روز عاشورا در حالی که این رجز را می‌خواند بر دشمن یورش آورد:

خلّو عداة الله من عمر
خلوا عن اللیث الهصور المکفهر
یضربکم بسیفه و لا یفر
و لیس یغدو کالجبال المنحجر[۲۹]
ترجمه
ای دشمنان خدا از پیش روی عمر بگریزید
بگریزید از شیر خشمگین ترشروی
به شما شمشیر می‌زند و نمی‌گریزد
و در جنگ همچون بزدلان به سوراخی نمی‌خزد


وی به زحر که برادرش، ابوبکر، را کشته بود حمله کرد و این اشعار را می‌خواند:

اضربکم و لا اری فیکم زحر
ذاک الشقی بالنبی قد کفر
یا زحر یا زحر تدان من عمر
لعلک الیوم تبوء بسقر
شر مکان من حریق و سعر
لانک الجاحد یا شر البشر[۳۰]
ترجمه
شمشیر می‌زنم در میان شما زحر را نمی‌بینم
همان سنگدل که به پیامبر کافر شد
ای زحرای زحر به عمر نزدیک شو
باشد که امروز در دوزخ جای‌گیری
دوزخ بدترین مکان است در سوزش و افروختگی
چراکه توای بدترین انسان‌ها از انکار کنندگان هستی


روز عاشورا، عون پس از شهادت برادرش محمد، به میدان رفت و چنین رجز خواند:

إن تُنكِروني فَأَنَا ابنُ جَعفَر
شَهيدُ صِدقٍ فِي الجِنانِ أزهَر
يَطيرُ فيها بِجَناحٍ أخضَر
كَفى‏ بِهذا شَرَفاً في المَحشَر[۳۱]
ترجمه
اگر مرا نمی‌شناسید، پس من پسر جعفر هستم
شهیدی راستین که در بهشت می‌درخشم.
که در آنجا با بالی سبز پرواز می‌کند
و در محشر همین شرافت بس است


نقل شده قاسم بن حسن روز عاشورا به سمت میدان رفت و چنین رجز می‌خواند:

إن تُنكِروني فَأَنَا ابنُ الحَسَن‏
سِبطُ النَّبِيِّ المُصطَفى وَالمُؤتَمَن‏‏
هذا حُسَينٌ كَالأَسيرِ المُرتَهَن‏
بَينَ اناسٍ لا سُقوا صَوبَ المُزَن‏‏[۳۲]
ترجمه
اگر مرا نمی‌‏شناسيد، من پسر حسن‏
نواده پيامبرِ برگزيده و امين هستم
اين حسين، همانند اسيرِ به گروگان گرفته شده‏
ميان مردمی كه خدا از آب باران سیرابشان نسازد


در روز عاشورا، محمد قبل از برادرش به میدان رفت و رجز ذیل به او منسوب است:

أَشْكُو إِلَى اَللَّهِ مِنَ اَلْعُدْوَانِ
فَعَالَ قَوْمٍ فِي اَلرَّدَى عُمْيَانٍ
قَدْ بَدَّلُوا مَعَالِمَ الْقُرْآنِ
وَ مُحْكَمَ التَّنْزِيلِ وَ التِّبْيَانِ
وَ أَظْهَرُوا الْكُفْرَ مَعَ الطُّغْيَان[۳۳]
ترجمه
به خدا شکایت می‌کنیم از کردار قومی
که کورکورانه به سوی هلاکت می‌روند؛
نشانه‌های قرآن را تغییر دادند
و بیان محکم تنزیل و تبیان را
و کفر و سرکشی را آشکار ساختند.


وی در حمایت از برادرش امام حسین(ع) در کربلا، حین جنگیدن این شعر را می‌خواند:

شیخی علی ذوالفخار الاطول
من هاشم الصدق الکریم المفضل
هذا حسین بن النبی المرسل
عنه نحامی بالحسام المصقل
تفدیه نفسی من اخ مبجل
یا رب فامنحنی الثواب المجزل[۳۴]
ترجمه
پدر بزرگوار من امام علی(ع) است که دارای افتخار فراوانی می‌باشد
افتخار او از طرف هاشم است که شخصی راستگو و کریم و بزرگوار بود
این حسین(ع) پسر پیامبر مرسل است
ما به وسیله شمشیر آبدار و برنده از او حمایت خواهیم کرد
جان من به فدای چنین برادر بزرگواری باد
پروردگارا مرا پاداشی بسیار ببخش.


رجزهای اصحاب غیر بنی‌هاشم

برخی بر این اعتقادند که اصحاب امام حسین(ع)، علاوه بر معرفی خود به دشمن و بیان شجاعت و حسب و نسب خويش، دو هدف مهم ديگر يعنی اظهار دين و باوری که برای آن می‌جنگند و نیز بطلان عقیده دشمن و سخافت باورهای ايشان را دستمايه رجزهای خود ساخته‌اند.[۳۵]

آرامگاه شهدای کربلا در حرم امام حسین(ع)

طبری می‌گوید که وی، پسرعموی خود را که در لشکر عمر سعد بود به هلاکت رساند[۳۶] و سپس رهسپار میدان شد.[۳۷] وی چنین رجز می‌خواند:

عزاء لآل المصطفی و بناته
علی حبس خیر الناس سبط محمد
عزاء لزهراء النبی و زوجها
خزانة علم الله من بعد أحمد
عزاء لأهل الشرق والغرب کلهم
و حزنا علی حبس الحسین المسدد
فمن مبلغٌ عنّی النبیَّ و بنته
بأنّ ابنکم فی مجهد‌ اَیَّ مَجهدٍ[۳۸]
ترجمه
«تعزیت می‌گویم به آل پیامبر و دخترانش
به خاطر گرفتاری سبط پیامبر که بهترین مردم است.
تعزیت بر حضرت زهرا(س) و همسرش
که خزانه علم الهی بود پس از پیامبر
تعزیت بر همه مردمان مشرق و مغرب زمین
و اندوه برای گرفتاری حسین راستگو و درست کردار
کیست رساننده این پیام از من به حضرت نبی و دخترش
که فرزندتان در رنج و سختی است و چه رنج و سختی بزرگی


انس در روز عاشورا از امام حسین(ع) اجازه گرفت و به میدان رفت و چنین رجز خواند:

قَدْ عَلِمَتْ كَاهِلُهَا وَ دُودَان‏ُ‏
وَ الْخِنْدِفِیونَ وَ قَیسُ عَیلَانَ
بِأَنَّ قَوْمِی قُصَمُ الْأَقْرَانِ
یا قَوْمِ كُونُوا كَأُسُودِ الْجَانِ
آلُ عَلِی شِیعَةُ الرَّحْمَنِ
وَ آلُ حَرْبٍ شِیعَةُ الشَّیطَان[۳۹]
ترجمه
قبایل کاهل و دودان
و خندف و قیس عیلان همه می‌دانند
که قبیله من نابود کننده هماوردان است
ای یاران همچون شیر غران باشید
همانا آل علی پیرو خدای رحمان هستند
و آل حرب (بنی سفیان) پیرو شیطانند

در برخی کتب متن رجز با اختلافى اندک چنین آمده است

قَدْ عَلِمَتْ كَاهِلُهَا وَ دُودَان‏ُ‏
وَ الْخِنْدِفِیونَ وَ قَیسُ عَیلَانَ
بِأَنَّ قَوْمِی آفَةٌ لِلأقران
لَدىَ الوغى‌ وَ سادَةُ الفرسان‌
فَباشِروا الموتَ بِطعنٍ الان
لَسْنا نَرى العَجزَ عَنِ الطَّعان‌
آلُ عَلِی شِیعَةُ الرَّحْمَنِ
وَ آلُ حَرْبٍ شِیعَةُ الشَّیطَان[۴۰]

چنین نقل شده است که بریر در میدان نبرد رجز ذیل را می‌خواند:

انا بریر و ابی خضیر
لیس یروع الأسد عند الزئر
یعرف فینا الخیر أهل الخیر
أضربکم و لا أری من ضیر
و ذلک فعل الخیر فی بریر[۴۱]
ترجمه
من بریر، فرزند خضیرم
شیر به هنگام غرش از کسی نمی‌ترسد
اهل خیر از خیرخواهی ما آگاهند
من شما را می‌زنم و از این کار زیان نمی‌بینم
این کار آزادمردان است که از بریر سر می‌زند

در روز عاشورا جابر بن عروة که خود از اصحاب رسول خدا(ص) بود در رجز خود چنین می‌گفت:

قد علمت حقا بنو غفار
و خندف ثم بنونزار
بنصرنا الاحمد المختار
یا قوم حاموا عن بنی الاطهار
الطیبین السادة الاخیار
صلی علیهم خالق الابرار[۴۲]
ترجمه
به‌راستی که قبایل غفار
و خِندَف و فرزندان نِزار
بر حمایت ما از آن برگزیده و ستوده آگاهند
ای مردمان، از تبارِ پاکان دفاع کنید
همان نیک‌سیرتان، سرورانِ شریف و برگزیدگان
باشد که آفریدگارِ صالحان، بر آنان درود و برکت نثار کند


جنادة بن کعب بن الحارث بن کعب انصاری که از صحابه پیامبر اکرم(ص) بود، در هنگام ورود به میدان این رجز را خواند:

أَنَا جُنَادٌ وَ أَنَا ابْنُ الْحَارِثِ
لَسْتُ بِخَوَّارٍ وَ لَا بِنَاكِثٍ
عَنْ بَيْعَتِي حَتَّى يَرِثْنِي وَارِثِي
الْيَوْمَ ثَارِي فِي الصَّعِيدِ مَاكِثِي[۴۳]
ترجمه
من جناده فرزند حارثم
ترسو و ناتوان و پیمان شکن نیستم
تا وقتی وارثانم ارث برند
امروز پیکرم در خاک جای می‌گیرد

جون، غلام سیاه‌پوست امام حسین(ع) با اجازه وی وارد میدان شد و رجز ذیل را می‌سرود:

کیف یری الفجار ضرب الأسود
بالمشرفی القاطع المهند
احمی الخیار من بنی محمد
أذب عنهم باللسان و الید
أرجو بذلک الفوز عند المورد
من الاله الواحد الموحد
اذ لا شفیع عنده کاحمد[۴۴]
ترجمه
بدکاران چگونه می‌بینند ضربت این سیاه‌پوست را
با شمشیری برنده و کشیده شده
از بهترین فرزندان محمد حمایت می‌کنم
من با دست و زبان از آنان حمایت می‌کنم
بهشت را در روز ورود به محشر امید دارم
از خداوند یکتا و بی‌همتا
چون هیچ شفیعی نزد او غیر از احمد نیست


حبیب روز عاشورا رَجَزی که در حمله‌هایش می‌خواند چنین بود:

اَنا حَبیبُ وَ اَبی مُظَهَّر
فارِسُ هَیجاءَ و حَرْبٍ تُسعَر
اَنتُم اَعَدُّ عُدَّةً وَ اَکثَر
وَ نَحنُ اَوفی مِنکُم وَ اَصْبَر
وَ نَحنُ اَعلی حُجَّةً وَ اَظْهَر
حَقّاً وَ اَتقی مِنکُم وَ اَعذَر[۴۵]
ترجمه
من حبیبم و پدرم مظهر است
جنگاور میدان کارزار و آتش شعله‌ور نبردم
تعداد شما بیشتر و بالاتر است
ولی ما در راه حق از شما وفادارتر و بردبارتریم
حجت‌مان برتر و حق ما آشکارتر است
و از شما با تقواتر و دلیلمان استوارتر است


حجاج، در روز عاشورا از امام حسین(ع) اجازه گرفت و به میدان رفت. پس از مدتی در حالی که بدنش آغشته به خون بود بازگشت و خطاب به امام این شعر را خواند:

فدتک نفسی هادیا مهدیا
الیوم ألقی جدّک النبیا
ثمّ أباک ذی الندی علیا
ذاک الذی نعرفه الوصیا[۴۶]
ترجمه
جانم به فدای تو که راهنما هستی
امروز با جدّت پیامبر دیدار خواهم کرد
و سپس با پدرت، آن صاحبِ جود و بخشش
علی؛ همان که او را به مقام وصایت می‌شناسیم


اضرب فی اعراضهم بالسیف
عن خیر من حل منی و الخیف[۴۷]
ترجمه
با شمشیر به شما ضربه می‌زنم
در دفاع از از بهترین کسی که در سرزمین منی و خیف پاگذاشته است


بر اساس گزارش‌های منابع تاریخی، عمرو بن خالد پس از شهادت پدرش به میدان رفت و رجز ذیل را خواند

صَبْراً عَلَى الْمَوْتِ بَنِي قَحْطَانَ
كَيْمَا تَكُونُوا فِي رِضَا الرَّحْمَنِ
ذِي الْمَجْدِ وَ الْعِزَّةِ وَ الْبُرْهَانِ
وَ ذِي الْعُلَى وَ الطَّوْلِ وَ الْإِحْسَانِ‏
يَا أَبَتَا قَدْ صِرْتَ فِي الْجِنَانِ
ي قَصْرِ دُرٍّ حَسَنِ الْبُنْيَانِ[۴۸]
ترجمه
فرزندان قحطان بر مرگ بردبار باشید
تا خشنودی خداوند مهربان را دریابید
پروردگاری که داری عظمت و عزت و حجت
مقام بالا و قدرت و احسان است
ای پدر قطعا در بهشت
در قصری از در و زیبایی جا گرفتی


نقل شده است که زهیر بن قین قبل از رفتن به میدان نبرد، این اشعار را خواند:

اقدم هدیت هادیاً مهدیا
الیوم تلقی جدّک النّبیا(ص)
و حسناً(ع) و المرتضی علیا(ع)
و ذا الجناحین الفتی الکمیا
و اسد الله الشّهید الحیا[۴۹]
ترجمه
به پیش‌آی هدایت شده و راهنما
امروز جدّت نبی اکرم(ص) را دیدار خواهی کرد
و هم چنین حسن مجتبی(ع) و علی مرتضی(ع) را
و جعفر طیار آن جوانمرد شجاع\
و حمزه شیر خدا شهید زنده را


پس از کسب اجازه زهیر از امام(ع) برای نبرد، این رجز را می‌خواند:

انا زهیر و انا ابن القین
اذودکم بالسیف عن حسین(ع)
ان حسیناً(ع) احد السبطین
من عترة البر التقی الزین
ذاک رسول الله غیر المین
اضربکم و لا اری من شین[۵۰]
ترجمه
من زهیر پسر قین هستم
با شمشیر خود از حریم حسین(ع) دفاع می‌کنم
حسین(ع) یکی از دو نواده رسول خدا(ص) است
از خاندانی که نیکی و تقوا زینت آن هاست
و اکنون او فرستاده پاک خدا از دو نسل نبوی است
و من شما را می‌کشم و عیب نمی‌دانم


گزارش شده است که سعد در روز عاشورا هنگام نبرد، اشعار ذیل را می‌خواند:

صبرا علی الاسیاف و الاسنه
صبرا علیها لدخول الجنه
و حور العین ناعمات هنه
لمن یرید الفوز لا بالظنه
یا نفس للراحه فاطر حنه
و فی الطلاب الخیر فارغبنه[۵۱]
ترجمه
در بابر شمشیرها و نیزه‌ها صبر باید کرد
صبر بر آنها برای ورود به بهشت
و برای رسیدن به حوریان بهشتی
برای کسی که میخواهد به رستگاری برسد
ای نفس برای آسایش ابدی بکوش
و در طلب خیر مشتاق باش


بر اساس منابع تاریخی، سوید بن عمرو در هنگام نبر اشعار زیر را می‌سرود:

اقْدِمَ حسینُ الیومَ تَلْقَی احمدا
وشیخکَ الخیر عَلیاً ذا النِدی‌
وحسناً کالبدرٍ لاقی الأسْعُدا
وعمّکَ القَرْمَ الهُمامَ الَارْشَدا
حمزةَ لیث اللَّه یُدْعی اسدا
وذا الجناحین تَبَوَّا مَقْعَدا
فی جَنّةِ الفردوسِ یَغلُو صُعُدا[۵۲]
ترجمه
پیش بیا ای حسین! که امروز پیامبر(ص) را
و پدر نیکوکار و بخشنده‌ات را ملاقات می‌کنی
و حسن ماه سیما که نیک‌بختان را ملاقات کرد
و عموی بزرگوار شجاع و با سخاوتت
حمزه که لیث الله و شیر خدا نامیده می‌شود
و صاحب دوبال جعفر طیار
که در بهشت مقامش بالا می‌رود


گفته شده است که ضرغامه بن مالک هنگام مبارزه چنین رجز می‌خواند:

الیکم مِنْ مالک ضِرْغامٍ
ضَرْبَ فتیً یَحْمی عَن الکرامِ
یَرْجو ثَوابَ اللَّه بالتمام
سبحانه من مالک علّام[۵۳]
ترجمه
آماده ضربتِ مالک ضرغام باشید
جوانی که از بزرگواران حمایت می‌کند
و ثواب کامل را از خداوندِ
مالک و دانا امید دارد


عبدالرحمان بن عبدالله روز عاشورا با اجازه از سیدالشهدا به میدان رفت و در میدان جنگ این رجز را می‌خواند:

انی لمن ینکرنی ابنُ الکَدَن
انی علی دین حسین و حسن[۵۴]
ترجمه
به کسی که مرا نمی‌شناسد می‌گویم من پسر کَدَن هستم
و به دین حسین(ع) و حسن(ع) می‌باشم


سماوی نیز رجز زیر را به او نسبت داده است:

صبراً علی الاسیافِ وَالاسِنَّة
صبراً علیها لدخول الجنّة[۵۵]
ترجمه
در مقابل شمشیرها و نیزه ها خویشتن دارى کن
برای رفتن به بهشت در مقابل شمشیر و نیزه ها صبر کن


چنین گفته شده است که عبدالله بن عبدالرحمان در روز عاشورا هنگام جنگ با بنی امیه، رجز ذیل را می‌سرود.

انا ابن عبدالله من آل یزن
دینی علی دین حسین و حسن
اضربکم ضرب فتی من الیمن
ارجو بذاک الفوز عند الموتمن[۵۶]
ترجمه
من فرزند عبدالله از آل یزن هستم
دین من بر دین حسن و حسین است
با ضربه‌های جوانمردی از یمن شما را می‌زنم
و از این راه نزد پرووردگار آرزوی کامیابی دارم

به گزارش منابع تاریخی عبدالله و عبدالرحمان که دو برادر و فرزندان عزره از قبیله بنی غِفار بودند، با هم به میدان رفتند و رجز ذیل را میخواندند:

قد علمت حقا بنو غفار
و خندف بعد بنى نزار
لنضربن معشر الفجار
بكل عضب صارم بتار
يا قوم ذودوا عن بنى الأحرار
بالمشرفي و القنا الخطار[۵۷]
ترجمه
به راستی، قبایل بنی غفار
و خندف - و بنی نزار - نیک می‌دانند
گروه شریران را خواهیم زد
با هر تیغ تیز و برنده‌ای
ای مردم، از اشراف دفاع کنید
با شمشیرهای *مشرفی* و نیزه‌های برنده

گزارش شده است که عبدالله در روز عاشورا اشعاری را در هنگام نبرد خواند:

إن تنکرونی فأنا ابن کلب
حسبی ببیتی فی علیم حسبی
إنی امرؤ ذو مرة و عصب
و لست بالخوار عند النکب
إنی زعیم لک أم وهب
بالطعن فیهم مقدما و الضرب
ضرب غلام مؤمن بالرّب[۵۸]
ترجمه
اگر مرا نمی‌شناسید، من پسر کلب
و از دودمان علیم هستم و این افتخار مرا بس است.
من دلیرمردی پرتوانم و
نگام مصیبت خوار و زبون نیستم
ای امّ وهب من عهده‌دار می‌شوم
که با نیزه و شمشیر با آنان بجنگم
ضربه زدن بنده‌ای که به پروردگار ایمان دارد


بر اساس منابع تاریخی، عمرو در میدان این رجز را خواند:

امیری‌ حُسَینٌ وَ نِعْمَ الامیرُ
سُرُور فُؤادِ البَشیر النّذیرِ
عَلِیٌّ وَ فاطِمَةٌ والِداهُ
فَهَلْ تَعْلَمُونَ لَهُ مِنْ نَظیرٍ
لَهُ طَلْعَةٌ مِثْلُ شَمْسِ الضُّحی
لَهُ غُرَّةٌ مِثْلُ بَدْرِ الْمُنیرِ[۵۹]
ترجمه
امیر من حسین(ع) است و چه خوب امیری است
او مایه شادی دل پیامبر(ص)، بشارت دهنده و انذار کننده است
پدرش علی(ع) و مادرش فاطمه(س) است
آیا شبیهی برای او سراغ دارید؟
او چهره‌ای همچون خورشید رخشان
و پیشانی‌ای چون ماه دارد


برخی نیز نقل کرده‌اند که عمرو در میدان این رجز را خواند:

ضِقُ الخِناقَ مِنَ ابْنِ هِنْدٍ وَ ارْمِهِ
فی عَتْرِهِ بِفَوارِسِ الانْصارِ
و مُهاجرینَ مُخَضِّبینَ رِماحَهُمْ
تَحْتَ الْعِجاجَةِ مِنْ دَمِ الْکفَّارِ
خُضِبَتْ عَلی عَهْدِ النَّبِی محمّدٍ
فَالْیومَ تُخْضَبُ مِنْ دَمِ الْفُجّارِ
وَالْیوْمَ تُخْضَبُ مِنْ دِماء مَعاشِرٍ
رَفَضُوا الْقُرآنَ لِنُصْرَةِ الاشْرارِ
طَلَبُوا بِثارِهِمْ بِبَدرٍ وَانْثَنُوا
بِالْمُرْهِفاتِ وَبالْقَنَا الْخَطّارِ
وَالله رَبّی‌ لا ازالُ مُضارباً
لِلْفاسقینَ بِمُرْهَفٍ بَتَّارِ
هذا عَلی الْیوْمَ حَقَّ واجِبٌ
فی‌ کلِّ یوْمٍ تعانُقٌ وَحَوارِ[۶۰]
ترجمه
راه نَفَس را بر پسر هند تنگ می‌کنم و میزنم
تیر به گلوی او می‌زنمبه کمک سواران انصار
و مهاجرانی که نیزه‌هاشان را در زیر گرد و غبار
-میدان جنگ‌- از خون کافران رنگین کردند
در زمان پیامبر خدا محمد(ص) -نیزه‌ها- رنگین شد
و امروز –نیز- از خون فاسقان رنگین می‌شود
امروز از خون جماعتی رنگین می‌شود
که قرآن را برای یاری اشرار رها کردند
و در صدد انتقام خون‌های ریخته شده‌شان در -جنگ‌- بدر هستند
و آن را در زیر شمشیرهای بران و نیزه‌های برافراشته پنهان کردند
به خدا سوگند پیوسته فاسقان را با شمشیر تیز و بُران خواهم زد
امروز این کار بر من حقّ و واجب است؛در هر روزی، رو به رو شدن و یاری کردنی است


گزارش شده است که عمرو بن خالد ازدی در رجز خود چنین می‌گفت

اليوم يا نفس إلى الرحمن
تمضين بالروح و بالريحان
اليوم تجزين على الاحسان
قد كان منك غابر الزمان‏
ما خطّ في اللوح لدی الديّان
لا تجزعي فكلّ حيّ فان‏
الصبر احظی لک بالامان
یا معشر الازد بنی قحطان
کونوا لدی الحرب کاسد حفان[۶۱]
ترجمه
این نفس امروز به سوی خدای رحمن خواهی رفت
و به روح و ریحان الهی خواهی رسید
امروز بر احسان و نیکی جزا داده خواهی شد
در گذشته زمان برای تو بوده است
آنچه که خداوند برای تو در لوح محفوظ مقدر کرده است
بی‌تابی نکن زیرا که هر زنده‌ای فانی خواهد شد
و بردباری‌، تو را از آرزوها بهره‌مندتر خواهد کرد
از ازدی‌های از قبیله قحطان
در رزمگاه مانند شیر بیشه باشید


تاریخ نویسان نقل کرده‌اند که عمرو بن قرظه در هنگام نبرد اشعار زیر را می‌سرود:

قد علمت کتیبة الانصار
أنی سأحمی حوزة الذمار
ضرب غلام غیر نکس شاری
دون حسین مهجتی و داری[۶۲]
ترجمه
جنگاوران انصار می‌دانند
که من از قلمرو پیمانم دفاع می‌کنم
با ضربت جوانی که بدون سستی
جان و مالش را فدای حسین می‌کند.


عمرو در رجزخوانی، ابتدا خود را معرفی کرده و در ادامه به دفاع خود از امام حسین(ع) اشاره می‌کند.[۶۳] مقاتل، رجز عمرو را با الفاظ متفاوت ذکر کرده‌اند.[۶۴]

انَا ابْنُ جُعْفی وابی مُطاعٌ
وَ فی یَمینی مُرْهِفٌ قَطَّاعٌ
وَاسْمَرٌ سِنانُهُ لَماعٌ
یُری لَهُ مِنْ ضَوْئِهِ شُعاعٌ
قَدْ طابَ لی فی یَوْمی الْقَراعُ
دُونَ حُسَیْنٍ وَلَهُ الدِّفاعٌ
یُرْجی بِذاکَ الْفَوْزُ وَالدِّفاعُ
عَنْ حَرِّ نارٍ حینَ لَاامْتِناعُ
صلی علیه الملک المطاع[۶۵]
ترجمه
من پسر جعفی هستم و پدرم مطاع است
در دستم شمشیر بُرنده
و نیزه‌ای است که نوک آن می‌درخشد
پرتو افشانی آن دیده می‌شود.
امروز جنگیدن در راه حسین برای من
گوارا است و باید از او دفاع کرد.
امیدوارم با این کار رستگار شوم
و گرمی آتش را در روزی که بازدارنده‌ای نیست، از خود دور کنم
خدای اطاعت شده بر او(حسین (ع) درود می‌فرستد
قد علمت حقا بنو غفار
وَ خندف بعد بنی نزار
بانی اللیث لدی الغبار
لاضربن معشر الفجار
بکل عضب ذکر بتار
ضربا و جمیعا عن بنی الاخیار
رهط النبی الساده الابرار[۶۶]
ترجمه
قبیله غفار اگاه هستند
همچنین دو قبیله نزار و خندف
من به هنگام کارزار، شیر بیشه هستم
و به گروه بدکاران ضربه میزنم
در تاریکی‌هااز هدایت‌گران بزرگوار
و نیکوکاران دفاع می‌کنم
که خویشان پاک پیامبر هستند


گزارش شده است که مسلم بن عوسجه در روز عاشورا رجز ذیل را می‌خواند

إنْ تَسْألوا عَنّی فَإنّی ذو لَبَد
وَ اِنَّ بَیتی فی ذری بَنی اَسَد
فَمَنْ بَغانی حائِدٌ عَنِ الرَّشَد
وَ کافرٌ بِدینِ جَبّارٍ صَمَد[۶۷]
ترجمه
اگر درباره من بپرسید همانا من دارای شجاعت شیرم
نَسَبَم از قبیله بنی‌اسد است
کسی که بر من ستم روا دارد، از حق، منحرف
و به دین خدای قهّارِ بی‌نیاز، کفر ورزیده است


گفته شده است که نافع در روز عاشورا، نامش را بر روی تیرهای خود نوشته بود[۶۸] و به سوی دشمن پرتاب می‌کرد و در حین پرتاب تیرها این رجز را می‌خواند:

أرمي بِها مُعلَّماً أفواقُها
مَسمومةً تَجري بها أخفاقُها
لَتَملََأَنَّ أرضَها رِشاقُها
وَالنَّفسُ لايَنفَعُها إشفاقُها[۶۹]
ترجمه
تیرهایی پرتاب می‌کنم که نامم بر بالای آن نوشته شده است
در حالی‌که مسموم و مستانه جلو می‌رود
تا این که زمین رزمگاه را پر از تیرهای لطیف کند
و جان را ترس از آن سودی نبخشد


بر اساس منابع تاریخی، از نافع بن هلال اشعار و رجزهای دیگری نیز ثبت و ضبط شده است.

أنَا الغُلامُ اليَمَنِيُّ الجَمَلِي(البجلی)
ديني عَلى‏ دينِ حُسَينٍ وعَلِي‏
إن اُقتَلِ اليَومَ فَهذا أمَلي
فَذاكَ رَأيي واُلاقي عَمَلي‏[۷۰]
ترجمه
من جوان یمنی جملی هستم
که دینم همان دین حسین(ع) و علی(ع) است
آرزویم امروز این است که کشته شوم
پس آن رأی من است و عملم را خود ملاقات می‌کنم


گفته شده که یزید بن زیاد در روز عاشورا در برابر امام حسین(ع) روی زانو نشست و به سوی لشکر عمر سعد تیراندازی کرد. پس از هر تیری که می‌انداخت می‌گفت:

انا ابن بهدله
فرسان العرجله[۷۱]
ترجمه
من فرزند بهدله هستم
قهرمان پیاده‌نظام هستم

وقتی تیرهایش تمام شد برخاست و سپس با شمشیر به سوی دشمن حمله کرد در حالی که چنین رجز خواند:

انَا یزیدُ وابِی مُهاصر
اشْجَعُ مِنْ لیثٍ بِغَیلٍ خادِر
یا رَبِّ انّی لِلْحُسین ناصر
وَلِابْنِ سَعْدٍ تارِكٌ و هاجر[۷۲]
وَابْنِ زيادٍ خاذِلٌ وَغادِر
وللأعادي مبغض ونافر
وكُلُّهُمْ إِلَى الجَحيم صائِر[۷۳]
ترجمه
من یزیدم و پدرم مهاصر است
دلیرتر از شیر بیشه هستم
خدایا من یاور حسینم
و ابن ‌سعد را رها کرده و از او دوری گزیده‌ام
ابن زیاد فریبکار و نیرنگ باز است
و مبغض دشمنان هستم
که همگی آنان روانه دوزخ هستند


در روز عاشورا، یزید بن مغفل در میدان نبرد این رجز را می‌خواند:

انا یزید وأنا ابن مغفل
وفی یمینی نصل سیف منجل‌
أعلو به الهامات وسط القسطل
عن الحسین الماجد المفضل‌[۷۴]
ترجمه
من یزید و پسر مغفل هستم
و در کفم شمشیری است برنده و پیکانی چاک دهنده
بدان وسیله در میان گرد و غبار بر مردم حمله می‌برم
در دفاع از حسین ارجمند و با فضیلت


پانویس

  1. جمعی از نویسندگان، اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۶۶.
  2. جمعی از نویسندگان،اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۶۶.
  3. جمعی از نویسندگان،اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۶۶.
  4. شهیدی صالحی، «رجز»، ۱۳۷۹ش، ج۸، ص۱۷۸.
  5. افراخته، بر دین حسین(ع)، ۱۴۰۲ش، ص۱۴۰.
  6. افراخته، بر دین حسین(ع)، ۱۴۰۲ش، ص۱۴۲.
  7. طبرسی، احتجاج، ۱۹۹۶ق، ج۲، ص۲۶؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۵۱.
  8. ابن‌شهراشوب، المناقب، بی‌تا، ج۴، ص۶۸؛ مجلسی،‌ بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۴، ص۱۹۴.
  9. ابن‌شهراشوب، المناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۱۰؛مجلسی،‌ بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۵۱، ابی‌مخنف، مقتل الحسین، ۱۳۹۸ق، ص۲۱۱.
  10. ابن‌شهر اشوب، المناقب،‌ بی‌تا، ج۴،‌ ص۷۹؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۵۰؛ کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۱۶؛ ابی‌مخنف،‌ مقتل الحسین، ۱۳۹۸ق، ص۲۰۹.
  11. ابن‌شهراشوب، المناقب، بی‌تا، ج۴، ص۹۵؛مجلسی،‌ بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۴، ص۳۷۶، قندوزی، ینابیع المودة، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۸۱؛ کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج ۵، ص۷۲
  12. ابن‌شهراشوب، المناقب، بی‌تا، ج۴، ص۹۵؛ مجلسی،‌ بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۴، ص۳۷۶، قندوزی، ینابیع المودة، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۸۱؛ کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۷۲.
  13. شیخ مفید، ارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۱۰۶.
  14. کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۱۴؛ خوارزمی، مقتل الحسین، ۱۴۲۳ق، ص۳۴.
  15. ابن‌شهر اشوب، المناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۲۳ق، ج۴۵، ص۴۰؛ حائری، تسلیة المجالس، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۳۰۹.
  16. ابن‌شهر اشوب، المناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۴۱؛ حائری، تسلیة المجالس، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۳۰۹.
  17. ابن‌شهر اشوب، المناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۴۱؛ حائری، تسلیة المجالس، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۳۰۹.
  18. مفید، ارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۱۰۶.
  19. ابن‌شهر اشوب، المناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۹؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۴۱؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق، ص۱۱۵.
  20. ابن‌شهر اشوب، المناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۷؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۶؛ حائری، تسلیة المجالس، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۳۰۶.
  21. ابن‌شهر اشوب، المناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۴؛ خوارزمی، مقتل الحسین، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۳۰.
  22. ابن شهرآشوب، مناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۵، مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۶؛ حائری، تسلیة المجالس، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۳۰۶.
  23. ابن شهر آشوب، المناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۵؛ کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۱۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۳؛ خوارزمی، مقتل الحسین، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۲۶.
  24. کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۱۴؛ ابن‌شهر آشوب، مناقب، ج۴، ص۱۱۶.
  25. شیخ صدوق، الامالی، ۱۴۱۷ق، ص۲۲۵.
  26. خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۲۶.
  27. شیخ صدوق، الامالی، ۱۴۱۷ق، ص۱۵۲.
  28. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۷.
  29. خوارزمی، مقتل الحسین، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۲۹–۲۸؛ ابن شهر آشوب، مناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۷.
  30. خوارزمی، مقتل الحسین، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۲۹–۲۸؛ ابن شهر آشوب، مناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۷.
  31. کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۱۲.
  32. مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۱۳ق، ج۴۵، ص۳۴.
  33. ابن‌شهر اشوب، مناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۶؛ کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۱۱.
  34. ابن‌شهر اشوب، مناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۶؛ کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۱۱.
  35. موسوی گرمارودی، «نگاهی به رجزهای اصحاب عاشورا و اهداف آنها»، ص۱۷۱.
  36. طبری،تاریخ الامم و الملوک، ۱۸۷۹م، ج۵، ص۴۴۱.
  37. ابن‌شهر آشوب، المناقب، ج۳، ص۲۵۳.
  38. ابن‌شهر آشوب، المناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۵.
  39. شیخ صدوق، الأمالی، ۱۴۱۷ق، ص۱۱۶؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۴، ص۳۲۰.
  40. کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۰۷.
  41. ابن شهر آشوب، المناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۱۵؛ شیخ صدوق، امالی، ۱۴۱۷ق، ص۱۶۱.
  42. ابی‌مخنف، مقتل، ۱۳۹۸ق، ص۷۳؛ مازندرانی، معالی السبطین، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۳۹۴-۳۹۵؛ سپهر، ناسخ التواریخ سیدالشهداء، ۱۳۶۸ش، ج۲، ص۳۱۲.
  43. کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۱۰؛ ابن‌شهر اشوب، مناقب، بی‌تا، ج۵، ص۱۰۴؛ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۲۸.
  44. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۹۶؛ ابن شهرآشوب، مناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۳.
  45. بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۹۵؛ سماوی، ابصارالعین، ۱۳۸۱ش، ص۱۳۳، مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۲۶.
  46. سماوی، ابصار العین، ۱۴۱۹ق، ص۱۵۲.
  47. بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۹۵؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۴۰؛ ابی‌مخنف، وقعه الطف، ۱۴۱۷ق، ص۲۳۲.
  48. کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۰۵؛ سماوی، ابصارالعین، ۱۳۸۱ش، ص۱۳۳.
  49. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۴۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۹۶.
  50. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵،‌ ص۲۵؛ حائری، تسلیة المجالس، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۲۷۵؛ کوفی، الفتوح،‌ ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۰۹.
  51. کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۰۵؛ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق،‌ ج۴۵، ص۱۸، ابن‌شهر اشوب،‌ مناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۱.
  52. کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۰۹؛ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق،‌ ج۴۵، ص۱۰۹.
  53. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، بی‌تا، ج4، ص104.
  54. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۹۶.
  55. سماوی، ابصارالعین،۱۳۷۷ش، ۱۴۱۹ق، ص۱۳۲.
  56. کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۰۶؛ ابن‌شهر اشوب، مناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۲؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۲۲.
  57. کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۰۶؛ ابن‌شهر اشوب، مناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۲؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۲۲.
  58. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۹۰؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۳۰؛ ابی‌مخنف، مقتل الحسین(ع)، ۱۳۹۸ق، ص۱۳۸.
  59. ابن‌شهر اشوب، مناقب، ج۴، ص۱۰۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵،ص۲۷.
  60. مجلسی، بحار الانوار، ج۴۵، ص۲۸؛ خوارزمی، مقتل الحسین علیه‌السلام، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۲۵.
  61. کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۰5.
  62. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۳۴.
  63. کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۰۷.
  64. خوارزمی، مقتل الحسین، ۱۳۸۱ش، ج۲، ص۲۲؛ ابومخنف، مقتل الحسین، ۱۴۰۸ق، ص۱۱۱–۱۱۲.
  65. کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۰۷؛ خوارزمی، مقتل الحسین، ۱۳۸۱ش، ج۲، ص۲۲؛ ابومخنف، مقتل الحسین، ۱۳۹۸ق، ص۱۱۱–۱۱۲.
  66. کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۰۶؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۴۵، ص26.
  67. کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص 106؛ سماوی، ابصارالعین، ۱۳۸۱ش، ص۱۳۹.
  68. سماوی، ابصار العین، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۹.
  69. کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۱۰.
  70. ابن‌شهرآشوب؛ مناقب، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۴، مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۲۷.
  71. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۴۵؛
  72. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۴۵.
  73. کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۰۸.
  74. سماوی، إبصار العین، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۱۵۳.

منابع

  • ابن‌شهرآشوب، محمد بن علی، المناقب، قم، علامه، بی‌تا.
  • ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، تحقیق احمد صقر، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، الطبعه الثانیه، ۱۴۰۸ق.
  • ابی‌مخنف، لوط بن یحیی، مقتل الحسین، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۳۹۸ق.
  • ابی‌مخنف، لوط بن يحيى، وقعة الطفّ‏، مصحح: يوسفى غروى، محمد هادى‏، قم، جامعه مدرسين‏ ۱۴۱۷ق.
  • افراخته، محمدحسین، بر دین حسین فضائل و اعتقادات اصحاب حضرت سیدالشهداء(ع)، قم، انصاریان، ۱۴۰۲ش.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، أنساب الأشراف‏، تحقيق سهيل زكار و رياض زركلى، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۷ق.
  • جمعی از نویسندگان، اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نمایندگی ولی فقیه، اداره آموزش های عقيدتی سياسی، ۱۳۷۸ش.
  • حائری، محمد بن ابیطالب،‌ تسلیة المجالس و زینة المجالس، قم،‌بنیاد معارف اسلامی، ۱۴۱۸ق.
  • خوارزمی، أبي‌المؤيد الموفق بن أحمد، مقتل الحسين(ع)، تحقیق العلامة الشيخ محمد السماوي تصحيح دارانوار الهدى، قم، دارانوار الهدى، ۱۴۲۳ق.
  • سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ سیدالشهداء، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۶۸ش.
  • سماوی، محمد بن طاهر، إبصار العین فی أنصار الحسین علیه‌السلام، قم، مرکز الدراسات الإسلامیة لحرس الثورة، ۱۴۱۹ق.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، تحقيق مؤسسة آل البيت(ع) لتحقيق التراث، قم، دار المفيد، ۱۴۱۴ق.
  • شيخ صدوق، أبي‌جعفر محمد بن علي بن الحسين، الأمالي، تحقيق قسم الدراسات الاسلامية، قم، مؤسسة البعثة، ۱۴۱۷ق.
  • شيخ طوسي، محمد بن حسن، الامالي، قم، دار الثقافة، ۱۴۱۴ق.
  • طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، تحقیق سید محمدباقر خرسان، نجف، دار النعمان، ۱۹۶۶م.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار احیاء التراث، ۱۹۶۷م.
  • قندوزی، سليمان بن إبراهيم، ينابيع المودة لذوي القربى، تحقيق سيد علي جمال أشرف الحسيني، قم، دار الأسوة للطباعة والنشر، ۱۴۱۶ق.
  • کوفی، احمد بن اعثم، الفتوح، تحقيق على شيري، بیروت، دار الأضواء، ۱۴۱۱ق.
  • مازندرانی، محمدمهدی، معالی السبطین فی احوال الحسن و الحسین، قم، منشورات الشریف الرضی، ۱۳۶۳ش.
  • مجلسی، محمدباقر،‌ بحارالانوار الجامعه لدرر الاخبار، بیروت، موسسه الوفاء، ‌۱۴۰۳ق.
  • موسوی گرمارودی، سید مرتضی، «نگاهی به رجزهای اصحاب عاشورا و اهداف آنها»، فصلنامه تخصّصی مطالعات قرآن و حديث سفينه، شماره ۵۶، پاییز ۱۳۹۶ش.