عقبة بن ابیمعیط
از دشمنان سرسخت پیامبر(ص) و مسلمانان در مکه و از آزاردهندگان پیامبر(ص) | |
اطلاعات کلی | |
---|---|
نام | عقبة بن ابیمعیط |
نام کامل | عقبة بن ابیمعیط بن ابیعمرو بن امیة بن عبدشمس بن عبدمناف |
لقب/کنیه | اباولید |
مذهب | مشرک |
شهرت | آزار و اذیت پیامبر(ص)، از اسیران جنگ بدر که به دستور پیامبر(ص) کشته شد |
نسب | قریش، بنیامیه |
خویشاوندان سرشناس | ولید بن عقبه (پسر) |
زادگاه | مکه |
محل زندگی | مکه |
وفات | ۱۷ رمضان سال دوم هجری قمری، جنگ بدر |
محل دفن | چاههای بدر |
اطلاعات دیگر | |
فعالیتها | از افراد حمله کننده به خانه پیامبر(ص) در لیلة المبیت از زمینهسازان جنگ بدر |
منصب | از اشراف و بزرگان قریش |
عُقْبَة بن أَبِیمُعَیط (کشته شده در ۱۷ رمضان سال دوم هجری قمری) از سرسختترین دشمنان پیامبر(ص) و مسلمانان در مکه بوده است. او از اشراف قریش و از سران قبیله بنیامیه به شمار میرفت. عقبه از طراحان و حملهکنندگان به خانه پیامبر(ص) در لیلةالمبیت به شمار میرود.
به گفته مفسران عقبه از افرادی بود که از طرف قریش نزد مسیحیان نجران و به گفته برخی نزد یهودیان مدینه، فرستاده شدند تا از آنها سؤالاتی درباره ادعای نبوت بیاموزند و با مطرح کردن و پرسیدن آنها، پیامبر(ص) را زیر فشار قرار دهند. برخی مفسران، آیات ۲۷ و ۲۸ سوره فرقان و آیه ۹ سوره کهف را درباره عقبه دانستهاند.
عقبه بن ابیمعیط از زمینهسازان جنگ بدر بود که در این جنگ اسیر شد. عقبه به دستور پیامبر(ص) به دلیل دشمنیهای زیاد نسبت به مسلمانان و پیامبر(ص)، اعدام شد. فرزند او، ولید بن عقبه از دشمنان امام علی(ع) بود. ولید در دوران خلافت عثمان به عنوان والی کوفه منصوب شد، اما بعد از شرابخواری و خواندن نماز در مسجد کوفه، در حال مستی، از این منصب برکنار گردید و امام علی(ع) حد شرب خمر را بر او جاری کرد.
معرفی
عقبة بن ابیمعیط بن ابیعمرو بن امیة از سرسختترین دشمنان اسلام و از آزاردهندگان پیامبر(ص) و مسلمانان در مکه بوده است.[۱] او از اشراف و ثروتمندان قریش در مکه بود که در تصمیمگیریهای مشرکان علیه مسلمانان نقش داشت.[۲]
به گفته برخی مفسران، مطابق آیه ۹ سوره کهف، عقبة بن ابیمعیط به همراه دو نفر دیگر از طرف قریش به سوی مسیحیان نجران رفتند تا درباره پیامبر(ص) و گفتههای وی تحقیق کنند. آنها سه سوال را مطرح کردند که اگر پیامبر(ص) به این سوالات، جواب داد راستگو و بر حق است و در غیر این صورت دروغگو است.[۳]
فرزند او، ولید بن عقبه نیز از دشمنان امام علی(ع) بوده است.[۴] ولیدبن عقبه والی کوفه در زمان عثمان بود که به دلیل شرابخواری و خواندن نماز در حال مستی، از حکومت کوفه برکنار شد و امام علی(ع) بر او حد جاری کرد.[۵]
آزار و اذیت پیامبر(ص) و مسلمانان در مکه
عقبه بن ابیمعیط از دشمنان مسلمانان و آزار دهندگان پیامبر(ص) در مکه بوده است که در موقعیتها و زمانهای مختلف پیامبر(ص) و مسلمانان را مورد آزار و اذیت خود قرار میداد.[۶] به گزارش مورخان؛ پیامبر(ص) گفته است، همانا من در مکه بین دو همسایه شرور زندگی میکردم؛ عقبة بن ابیمعیط و ابولهب. این دو نفر همواره با اقدامات خود پیامبر(ص) را آزار میدادند.[۷] ازجمله اقدامات عقبه در مقابله با مسلمانان و پیامبر(ص) میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- همراهی عقبه با ابوجهل و ابولهب و برخی دیگر سران قریش در حمله به خانه پیامبر(ص) در لیلةالمبیت؛[۸]
- تشویق کفار قریش برای شرکت در جنگ بدر؛[۹]
- حمله به پیامبر(ص) و مسلمانان در حالی که در اطراف مکه مشغول نماز بودند.[۱۰]
- استهزاء پیامبر(ص): عقبه از جمله افرادی بود که پیامبر(ص) را مسخره میکرد و آزارهای زبانی میداد.[۱۱]
- قرار دادن کثافات شکمبه گوسفند بر پشت پیامبر(ص): به گفته مورخان، هنگامی که پیامبر(ص) در کنار کعبه، مشغول نماز و در حال سجده بود.[۱۲] عقبه به همراه چند تن از سران قریش، به تحریک ابوجهل، شکمبه گوسفند تازه ذبح شده را بر پشت پیامبر(ص) در هنگام سجده ریختند.[۱۳] این عمل توهینآمیز با واکنش فاطمه(س)، دختر پیامبر(ص)، مواجه شد. پس از آن پیامبر(ص) همه آنها ازجمله عقبة را نفرین کرد و گفت شما را بیرون از مکه در حالی خواهم دید که همگی کشته شدهاید. سرانجام بعضی از این افراد از جمله عقبة بن ابیمعیط در جنگ بدر و بعضی دیگر در جنگ احد کشته شدند.[۱۴]
- فشار دادن گلوی پیامبر(ص): به گزارش ابناثیر، عقبه با تحریک ابوجهل در حالی که پیامبر در مسجدالحرام مشغول نماز بود، پارچهای را به گردن پیامبر(ص) انداخت و به شدت فشار داد بهگونهای که نزدیک بود پیامبر(ص) جان خود را از دست بدهد تا اینکه ابوبکر، عقبه را از پیامبر(ص) دور کرد.[۱۵]
همنشینی که به گفته قرآن باعث پشیمانی در روز قیامت میشود
ارتداد عقبه و انداختن آب دهان به صورت پیامبر: گفته شده عقبة بن ابیمعیط، پیامبر(ص) را برای طعام دعوت کرده بود و پیامبر(ص) شرط خوردن غذا را شهادت به یگانگی خدا قرار داد. عقبه نیز برای اینکه پیامبر(ص) را راضی به خوردن غذا کند، شهادتین گفت. پس از اطلاع اُبَیّ بن امیه از این ماجرا، عقبه را سرزنش کرد و عقبه این شهادت به یگانگی را ظاهری و از سر ناچاری به خاطر راضی کردن مهمان به خوردن غذا بیان کرد؛ پس از آن ابیّ از عقبه خواست تا به صورت پیامبر(ص) آب دهان بیاندازد وگرنه دوستی خود را با عقبه پایان میدهد.[۱۶] عقبه وقتی پیامبر(ص) را در مسجدالحرام در حال نماز دید، پا بر پشت پیامبر(ص) زد و به صورت پیامبر(ص) آب دهان انداخت.[۱۷] به گفته برخی مورخان، آب دهان به صورت عقبه برگشت و باعث سوختگی صورتش شد که تا هنگام کشته شدن در جنگ بدر آثار آن در صورتش وجود داشت.[۱۸] بر اساس برخی گزارشهای تفسیری، آیات ۲۷ و ۲۸ سوره فرقان در مورد عقبة بن ابیمعیط نازل شده است و منظور از «فُلَانًا خَلِيلًا» در آیه ۲۸ سوره فرقان را عقبة میدانند که به خاطر دوستی با اُبَیّ بن امیه، پیامبر(ص) را مورد آزار و اذیت قرار داد.[۱۹]
اسارت و اعدام عقبه در جنگ بدر
عقبة بن ابیمعیط از زمینهسازان و پرچمداران قریش در جنگ بدر بود.[۲۰] وی به همراه ابوجهل و نضر بن حارث با نسبت دادن ترس، به کسانی همچون حارث بن عامر، امیه بن خلف، عتبه و شیبه پسران ربیعه، حکیم بن حزام، ابو البختری، ابی بن امیة بن خلف و عاص بن مُنَبِّه که از ورود به جنگ تردید داشتند آنها را به شرکت در جنگ بدر تشویق کردند.[۲۱]
عقبه در جنگ بدر توسط عبدالله بن سلمة بن مالک عجلانی اسیر شد.[۲۲] عقبه، به دستور پیامبر(ص) و به دست عامر بن ثابت[۲۳] یا به گفته برخی از مورخان به دست عاصم بن ثابت انصاری،[۲۴] از قبیله اوس، به دلیل اقداماتش در دشمنی با اسلام و پیامبر(ص) کشته شد.[۲۵] به گفته مورخان، عقبه در منطقه صَفراء و بنا به قولی در منطقه عِرقُالظُّبیَه به قتل صبر کشته شد.[۲۶] برخی منابع گزارش کردهاند که او هنگام اعدام از پیامبر(ص) درخواست بخشش کرد؛ اما پذیرفته نشد.[۲۷] همچنین گفته شده، عقبه اولین کسی در اسلام است که بعد از کشته شدن، جسد وی از درخت آویزان گردید.[۲۸] به گفته واقدی، از مورخان مسلمان، پیامبر(ص) پس از کشته شدن عقبه، وی را کافر به خدا و پیامبر و آزاردهنده پیامبر خدا معرفی کرد و کشته شدن عقبه را مایه چشم روشنی خود دانست و خدا را شکر کرد.[۲۹]
پانویس
- ↑ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۷۴؛ ابنهشام، السیرة النبویة، ۱۴۱۰، ج۱، ص۳۹۹.
- ↑ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۷۴؛ ابنهشام، السیرة النبویة، ۱۴۱۰، ج۱، ص۳۹۹.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۵۲ش، ج۱۳، ص۲۷۸؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۲۳۴.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص۱۰۱؛ ثقفی، الغارات، ۱۳۷۳ش، ص۵۸۱.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۳۳۷؛ ابنحجر، الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۴۴.
- ↑ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۷۴؛ ابنهشام، السیرة النبویة، ۱۴۱۰، ج۱، ص۳۹۹.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۱، ص۱۳۱؛ ابنسعد، طبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۵۷.
- ↑ ابنسعد، طبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۷۶.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۶۳.
- ↑ بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۴۲۴.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۲۶.
- ↑ ابناسحاق، سیرة ابناسحاق ص۲۱۰؛ انساب الاعیان، ج۱، ص۱۲۵؛ ابنکثیر، البدایة والنهایة، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۴۴.
- ↑ ابناسحاق، سیرة ابناسحاق ص۲۱۰؛ انساب الاعیان، ج۱، ص۱۲۵؛ ابنکثیر، البدایة والنهایة، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۴۴. ردهها
- ↑ ابناسحاق، سیرة ابناسحاق ص۲۱۰؛ انساب الاعیان، ج۱، ص۱۲۵؛ ابنکثیر، البدایة والنهایة، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۴۴.
- ↑ ابناثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۰۸؛ ابناثیر، اسد الغابه، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۲۱۵.
- ↑ بلاذری، انساب الأشراف، ۱۳۹۴ق، جلد ۱، صفحه ۱۳۸؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۵۲ش، ج۱۵، ص۲۰۷؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۴، ص۴۵۴؛ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۵، ص۶۸.
- ↑ بلاذری، انساب الأشراف، ۱۳۹۴ق، جلد ۱، صفحه ۱۳۸؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۵۲ش، ج۱۵، ص۲۰۷؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۴، ص۴۵۴؛ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۵، ص۶۸.
- ↑ بلاذری، انساب الأشراف، ۱۳۹۴ق، ج۱، صفحه ۱۳۸؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۵۲ش، ج۱۵، ص۲۰۷؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۴، ص۴۵۴؛ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۵، ص۶۸.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۵۲ش، ج۱۵، ص۲۰۷؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۴، ص۴۵۴؛ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۵، ص۶۸.
- ↑ مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۸۸؛ بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۱، ص۳۴۹؛ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۵۸.
- ↑ بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۹۲؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۸۸.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۱، ص۱۴۷؛ ابنسعد، طبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۱۳؛ ابنهشام، السیرة النبویه، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۶۴۴.
- ↑ ابناثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۵
- ↑ ابناثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۷؛ ابنحجر عسقلانی، الاصابه، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۵۳۳؛ ابنهشام، السیرة النبویه، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۶۴۴.
- ↑ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۴۸؛ ابنعبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۹۰۵؛ ابنهشام، السیرة النبویه، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۶۴۴؛ بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۳۵۵.
- ↑ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۴۸؛ ابنعبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۹۰۵؛ ابنهشام، السیرة النبویه، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۶۴۴؛ بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۳۵۵.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۱، ص۱۴۷؛ ابنسعد، طبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۱۳؛ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۱۴.
- ↑ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۷۴.
- ↑ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۱۴.
منابع
- ابناثیر، علی بن محمد، اسد الغابه، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.
- ابناثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق.
- ابناسحاق، سیره ابناسحاق، قم، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، ۱۳۶۸ش.
- ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.
- ابنسعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۰ق.
- ابنعبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، بیروت، صبح پیروزی، ۱۴۱۲ق.
- ابنکثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
- ابنهشام، السیرة النبویة، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۱۰ق.
- بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، قاهره، دارالمعارف، ۱۳۹۴ق.
- بلاذری، احمد بن یحیی، جمل من انساب الاشراف، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق.
- ثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، تهران، عطارد، ۱۳۷۳ش.
- سیوطی، عبدالحمن بن ابیبکر، الدر المنثورفی التفسیر بالمأثور، قم، کتابخانه آیتالله العظمی مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
- طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۵۲ش.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، قاهره، دارالتراث، ۱۴۰۷ق.
- فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
- فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، تهران، مکتبة الصدر، ۱۴۱۵ق.
- واقدی، محمد بن عمر، المغازی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ق.
- مقریزی، احمد بن علی، إمتاع الأسماع، بیروت، دار الکتب العلميه، ۱۴۲۰ق.