قبیله ثقیف
| اطلاعات کلی | |
|---|---|
| نام | قَسِیّ بن مُنَبِّه بن بکر بن هَوازِن |
| نامهای دیگر | ثقیف |
| نژاد | عرب عدنانی |
| منشعب از | از تیرههای مضری |
| صدر خاندان | مُضَر بن نزار بن مُعَد بن عدنان |
| بنیانگذار | قَسِیّ بن مُنَبِّه |
| خاستگاه | طائف |
| زمان اسلام آوردن | بعد از فتح مکه |
| مکان استقرار | عربستان، عراق، کوفه |
| حوادث | ظهور اسلام، فتح مکه، فتح عراق |
| شخصیتها | |
| مشاهیر | عُروَة بن مسعود ثقفی، سعد بن مسعود ثقفی، مختار بن ابی عبید ثقفی، مغیرة بن شعبه ثقفی، حجاج بن یوسف ثقفی |
| عالمان | محمد بن مسلم ثقفی، ابراهیم بن محمد ثقفی |
بنیثَقیف، از قبایل عرب عدنانی ساکن منطقه طائف بودند که در سدههای نخست هجری در مناطق مختلف جهان اسلام، حضور فعال داشتند. آنان در ابتدا رویکردی خصمانه نسبت به ظهور دین اسلام اتخاذ نمودند و اقداماتی نیز علیه پیامبر اکرم(ص) انجام دادند. با این حال، در سال ۹ هجری قمری، نمایندگان این قبیله به مدینه آمده و اسلام را پذیرفتند و بت لات، معبود اصلی آنها، تخریب شد.
برخی افراد این قبیله در تاریخ اسلام و تشیع تأثیرگذار بودند؛ افرادی چون مختار بن ابیعبید ثقفی و محمد بن مسلم ثقفی کوفی، از پیروان اهلبیت(ع) به شمار میروند، در حالی که چهرههایی مانند مغیرة بن شعبه و حجاج بن یوسف ثقفی، مواضعی خصمانه نسبت به اهل بیت(ع) داشتند.
خاستگاه قبیله ثقیف و مناسبات آن با قریش
قبیله ثقیف از قبایل مهم صدر اسلام در شمال جزیرة العرب بهشمار آمده است.[۱] بنیثَقیف، قبیله بزرگ عرب عدنانی از قبایل هَوازِن به شمار میرفتند.[۲] ثقفیان از نسل قَسِیّ بن مُنَبِّه بن بکر بن هَوازِن بودند[۳] و به دو گروه بزرگ بهنامهای اَحْلاف و بَنومالک تقسیم میشدند.[۴] ثقیف لقب قسی بن منبّه بود که در عربی بهمعنای مرد زیرک و چالاک است.[۵] قبیله ثقیف از عصر جاهلیت در ناحیه طائف سکونت داشتند.[۶]
ثقفیان در دوره جاهلیت، مانند اکثر مردم عرب، بتپرست بودند و بُتِ مشهور آنان «لات» نام داشت که نام آن در قرآن آمده است.[۷] به گفته پژوهشگران قبیله ثقیف با قریش مناسبات و روابط اقتصادی نزدیک و تنگاتنگی داشتند.[۸]
همراهی بنیثقیف با قریش در مقابله با پیامبر(ص)
ثقفیان در دوران رسالت پیامبر(ص) حضور مثبتی نداشتند و در برخی جنگها علیه پیامبر شرکت داشتند.[۹] به گفته پژوهشگران، به دلیل روابط خوب ثقفیان با قریش و نیز به دلیل نزدیکی مکه به طائف، ثقفیان از همان آغاز با اسلام آشنا شدند.[۱۰] با این حال آنان به دلیل اشرافیت مالی و قبیلگی از پذیرش اسلام خودداری کردند و تنها پس از احساس خطر شدید از سوی مسلمانان و ترس از قطع روابط اقتصادی قریش با آنان مسلمان شدند.[۱۱]
گزارش شده است که پیامبر اسلام پس از فوت حامی بزرگ خویش، ابوطالب، در سال دهم بعثت، برای جلب حمایت و همراهی قبیله ثقیف به طائف رفت، ولی بزرگان قبیله ثقیف خواست پیامبر را اجابت نکردند و به آزارش برخاستند.[۱۲] رویکرد خصمانه برخی از ثقفیان طائف، پس از هجرت پیامبر(ص) به مدینه نیز ادامه داشت؛ چنانکه نقل شده در غزوه اُحُد[۱۳] و حُدَیبیّه،[۱۴] ثقفیان در کنار مشرکان قریش حاضر شدند. در فهرست کشتههاى مشرکان در جنگ احد، نام ابوالحکم بن اَخْنَس بن شریق ثقفى[۱۵] ذکر شده است که به دست حضرت علی(ع) کشته شد.[۱۶]
بر اساس نقلهای تاریخی، برخی ثقفیان از رویکرد خصمانه سران طائف و بنیثقیف پیروی نکرده و به دین اسلام گرویدند، افرادی مانند هُبَیرة بن سبل بن عجلان ثقفى[۱۷] و ابوبصیر ثقفى.[۱۸] همچنین نقل شده در جریان صلح حدیبیه، قریش، عروة بن مسعود ثقفى را به نمایندگى خود نزد پیامبر(ص) فرستادند. عروة پس از ملاقات با رسول اسلام، نزد مکیان بازگشت و آنان را از رویارویی با مسلمانان بازداشت.[۱۹]
غزوه طائف
پس از رسیدن خبر فتح مکه به سایر مشرکان جزیرة العرب، اشراف و رؤساى قبیله هوازن با همراهی قبیله ثقیف به پیکار با پیامبر اسلام روی آورده، جنگ حنین را شروع کردند.[۲۰] در این جنگ هفتاد تن از بنیمالک از طایفههای ثقیف کشته شدند.[۲۱] مشرکان پس از شکست در جنگ حنین، همراه مالک بن عوف به طائف گریختند.[۲۲] پیامبر(ص) با سپاه اسلام آنان را تعقیب کرد و شهر طائف را محاصره نمود که این رویارویی به غزوه طائف شناخته میشود.[۲۳] اما پس از مدت کوتاهی به جهت شفقت بر بنیثقیف، سختى کار، سنگ دلى کفارِ طائف و امید بستن به این که در آینده بدون زحمت آن جا را فتح کنند، غزوة طائف را پایان داده و به مدینه بازگشتند.[۲۴]
اسلامآوردن ثقفیان در عام الوفود
بنیثَقیف در ماه رمضان ۹ قمری (عام الوفود)، گروهى را متشکل از احلاف و بنومالک به مدینه فرستادند.[۲۵] بزرگان و نمایندگان ثقیف با پیامبر(ص) دیدار کردند و اسلام آوردند؛ با این حال آنان شرایطی را (نخواندن نماز و خرابنشدن بتخانه) برای پذیرش اسلام مطرح کردند که با مخالفت پیامبر همراه شد.[۲۶] بنیثقیف به همراه مُغِیرةبن شُعبه و ابوسفیان، که پیامبر آنان را مأمور تخریب بتخانه لات کرده بود، به طائف بازگشتند. ثقفیان پس از دو سه روز تردید، از بزرگان خود تبعیت کردند و به تخریب بتخانه رضایت دادند.[۲۷]
مشاهیر بنیثقیف و مواضع آنان با اهل بیت(ع)
افراد قبیله بنیثقیف در حوادث صدر اسلام مواضع یکسانی نداشتند. برخی از آنان در شمار حامیان اهلبیت(ع) قرار گرفتند و برخی دیگر در برابر آنان موضع گرفتند. برخی از آنان عبارتاند از:
- عُروَة بن مسعود ثقفی؛ او از بزرگان طائف و از صحابه پیامبر(ص)[۲۸] و جد مادری حضرت علی اکبر(ع) بود. وی پس از محاصره طائف مسلمان شد[۲۹] و با اجازه پیامبر برای دعوت قبیله ثقیف به اسلام به طائف بازگشت.[۳۰] با وجود هشدار پیامبر درباره خطر بازگشت او[۳۱]، مردم ثقیف او را هدف قرار دادند و بر اثر جراحات به شهادت رسید.[۳۲] پیامبر(ص) او را به «صاحب یاسین» تشبیه کرد که در راه هدایت قومش شهید شد.[۳۳]
- امسعید دختر عروة بن مسعود؛ امسعید از همسران امام علی(ع) بود[۳۴] و دو فرزند از امام علی(ع) بهدنیا آورد.[۳۵]
- سعد بن مسعود ثقفی؛ سعد از یاران امام علی(ع)[۳۶] بود که به فرمان امام علی(ع) در سال ۳۶ق به ولایت مدائن منصوب شد[۳۷] و تا زمان امام حسن(ع) در این منصب باقی ماند.[۳۸] او در جنگ جمل فرمانده بخشی از سپاه امام علی(ع) بود.[۳۹] پس از زخمیشدن امام حسن(ع) در ساباط، او در خانه سعد در مدائن اقامت و مداوا شد.[۴۰]
- مختار بن ابیعبید ثقفی؛ مختار برای خونخواهی امام حسین(ع) قیام کرد و شماری از عاملان واقعه کربلا را به قتل رساند.[۴۱]
- محمد بن مسلم ثقفی؛ محمد بن مسلم از برجستهترین یاران امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و از بزرگترین فقیهان و راویان شیعه بود[۴۲] که در کوفه میزیست.[۴۳] او هزاران حدیث از صادقین(ع) نقل کرد و مردم برای یادگیری احکام به وی ارجاع داده میشدند.
- ابراهیم بن محمد ثقفی؛ وی از محدثان شیعه در قرن سوم قمری بود.[۴۴] او در کوفه متولد شد، بعدها به اصفهان مهاجرت کرد و به تبلیغ تشیع پرداخت.[۴۵] مشهورترین کتابش الغارات درباره حملات سپاه معاویه به مناطق تحت حکومت امام علی(ع) است.[۴۶]
- مغیرة بن شعبه ثقفی؛ در سال پنجم هجرت اسلام آورد.[۴۷] او در واقعه هجوم به خانه حضرت فاطمه(س) نقش داشت [۴۸] و گفته میشود در آن حادثه، حضرت فاطمه(س) را مجروح کرد که به سقط جنینش (محسن بن علی) انجامید.[۴۹] مغیره در زمان حکومت امام علی(ع) از بیعت با او خودداری[۵۰] و پس از مدتی با معاویه بیعت کرد و به عنوان حاکم کوفه انتخاب شد[۵۱] و امام علی(ع) و شیعیان را لعن میکرد.
- یوسف بن عمر ثقفی؛ یوسف از ثقفیان بود[۵۲] که در زمان خلافت هشام بن عبدالملک به فرمانروایی عراق منصوب گردید.[۵۳] بنابر گزارشهای تاریخی از مهمترین اقدامات او در زمان فرمانروایی او بر عراق، سرکوب مخالفان سیاسی و فشار بر شیعیان[۵۴] و همچنین رخدادهای مرتبط با قیام زید بن علی که در همین فضای سیاسی بوده است.[۵۵]
- حجاج بن یوسف ثقفی؛ حجاج از فرمانروایان دورهی امویان بود که بر کوفه و بصره حکومت داشت.[۵۶] او به خشونت، سرکوب مخالفان و کشتار فراوان بهویژه در برخورد با شیعیان و مخالفان سیاسی شهرت داشت.[۵۷]
پانویس
- ↑ حیدری آقایی، «تاریخ قبیله ثقیف۱»، ص۴۷.
- ↑ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، بیتا، ص۱۸۶.
- ↑ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ۱۴۰۳ق، ص۲۶۶.
- ↑ ابنعِنَبَه، الفصول الفخریه، بیتا، ص۶۵.
- ↑ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، بیتا، ص۱۸۶.
- ↑ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، بیتا، ص۱۸۶.
- ↑ سوره نجم، آیه۱۹؛ ابنهشام، السیرةالنبویة، دار المعرفه، ج۱، ص۴۷.
- ↑ حیدری آقایی، «تاریخ قبیله ثقیف۲»، ص۳۸.
- ↑ حیدری آقایی، «تاریخ قبیله ثقیف۲»، ص۳۶.
- ↑ حیدری آقایی، «تاریخ قبیله ثقیف۲»، ص۳۸.
- ↑ حیدری آقایی، «تاریخ قبیله ثقیف۲»، ص۳۶.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیتا، ج۲، ص۳۵-۳۶.
- ↑ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۰۳.
- ↑ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۵۷۹.
- ↑ ابنعبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۸۷۹.
- ↑ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۰۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۵۹م، ج۱، ص۳۳۵.
- ↑ ابناثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۶۱۱.
- ↑ ابناثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص۳۶.
- ↑ تاریخ یعقوبی، بیتا، ج۲، ص۵۴.
- ↑ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۸۸۵-۸۸۶.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۲، ص۴۴۹.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۲، ص۴۵۳.
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۳، ص۸۲.
- ↑ قسطلانی، المواهب اللدنیه، بیتا، ج۱، ص۴۰۷.
- ↑ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۹۶۲.
- ↑ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۹۶۶-۹۶۸.
- ↑ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۹۷۱-۹۷۲.
- ↑ ابنعبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۶۶.
- ↑ ابنسعد، طبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۳۷.
- ↑ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۹۶۰.
- ↑ ابنسعد، طبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۳۷.
- ↑ مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۸۴؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، بیتا، ج۳، ص۹۶-۹۷.
- ↑ واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۶۱؛ ابنسعد، طبقات الکبری، ج۱، ص۲۳۷؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، بیتا، ج۳، ص۹۷.
- ↑ موسوی، تاریخ امام حسین(ع)، ۱۳۷۸ش، ج۹، ص۹۷؛ سپهر کاشانی، ناسخ التواریخ، ۱۳۹۴ش، ج۴، ص۳۳۵.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۶۳.
- ↑ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۲۳۰.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، بیتا، ج۴، ص۵۶۵.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، بیتا، ج۵، ص۱۵۹.
- ↑ ابن خلدون، تاریخ، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۶۱۴، طبری، تاریخ الامم و الملوک، بیتا، ج۴، ص۵۰۰.
- ↑ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۲۳۰.
- ↑ ابناثیر، اسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۴۷.
- ↑ خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۰۹ق، ج۱۷، ص۲۵۴.
- ↑ نجاشی، رجال، ۱۴۲۴ق، ص۳۲۳.
- ↑ طوسی، الفهرست، ۱۴۱۷ق، ص۳۶-۳۸.
- ↑ نجاشی، رجال، ۱۴۲۴ق، ص۱۷.
- ↑ ثقفی، الغارات، ۱۳۵۵ق، ص۴.
- ↑ مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج۶، ص۱۶۲
- ↑ شیخ مفید، الجمل، ۱۴۱۳ق، ص۱۱۷؛ شیخ مفید، الاختصاص،۱۴۱۳ق، ص۱۸۶؛ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۸۳-۸۴.
- ↑ طبرسی، الإحتجاج، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۲۷۸.
- ↑ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۱۲۱.
- ↑ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۱۲۲.
- ↑ زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۲۴۳.
- ↑ ابن خلدون، تاریخ، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۲۰.
- ↑ دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۷۳ش، ص۳۳۷.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۵۹م، ج۳، ص۲۲۹-۲۵۰.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۶، ص ۲۰۲-۲۰۹.
- ↑ مغنیه، الشیعة و الحاکمون، ۲۰۰۰م، ص۹۴ -۹۶.
منابع
- قرآن کریم
- ابناثیر، عزالدین، اسد الغابة فی معرفة الصحابه، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.
- ابنحزم، جمهرة انساب العرب ، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۰۳ق.
- ابنخلدون، تاريخ ابن خلدون، تحقيق خليل شحادة، بيروت، دار الفكر، ۱۴۰۸ق.
- ابنسعد، محمّد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۰ق.
- ابنعنبه، الفصول الفخریه، تهران، به اهتمام میر جلالالدین محدث ارموی، بیجا، بینا، بیتا.
- ابنهشام، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفه، بیتا.
- ابنعبد البر، یوسف بن عبد الله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۲ق.
- امین، سید محسن، اعیان الشیعه، تحقیق سید حسن امین، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۶ق.
- بلاذری، احمد بن یحیی، أنساب الأشراف، تحقیق محمد حمیدالله، القاهره، دارالمعارف، ۱۹۵۹م.
- ثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، چاپ جلال الدین محدّث ارموی، تهران ۱۳۵۵ش.
- حیدری آقایی، محمود، «تاریخ قبیله ثقیف۱»، فصلنامه تاریخ در آینه پژوهش، شماره ۳، پاییز ۱۳۸۳ش.
- حیدری آقایی، محمود، «تاریخ قبیله ثقیف۲»، فصلنامه تاریخ در آینه پژوهش، شماره ۴، زمستان ۱۳۸۳ش.
- خویی، سید ابوالقاسم، معجم الرجال، دارالزهرا، بیروت، ۱۴۰۹ق.
- دینوری، احمد بن داود، اخبار الطوال، تحقیق عبدالنعیم عامر، جمال الدین شیال، قم، منشورات الشریف الرضی، ۱۳۷۳ش.
- ذهبی، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۱۳ق.
- زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دارالعلم، ۱۹۸۹م.
- سپهر کاشانی، محمدتقی بن محمدعلی، ناسخ التواریخ، قم، مطبوعات دینی، ۱۳۹۴ش.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، فهرست کتب الشیعة و اصولهم و اسماء المصنفین و اصحاب الاصول، قم، مؤسسة النشر الاسلامی،۱۴۱۷ق.
- شیخ مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، مؤسسه نشر اسلامی، قم، ۱۴۱۳ق.
- شیخ مفید، محمد بن محمد، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
- طبرسی، علی بن فضل، الاحتجاج، تحقیق ابراهیم بهادری، به اشراف جعفر سبحانی، قم، اسوه، ۱۴۱۶ق.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث، ۱۳۸۷ق.
- قسطلانی، احمد بن محمد، المواهب اللدینة بالمنح المحمدیة، تحقیق منيع عبد الحليم محمود و أبو عمروعماد زكى البارودي، مصر، بینا، بیتا.
- قلقشندی، احمد بن علی، نهایه الارب فی المعرفه انساب العرب، بیروت، دار الکتب العلمیة، بیتا.
- مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، قم، دار الهجره، ۱۴۰۹ق.
- مغنیة، محمد جواد، الشیعة والحاکمون، بیروت:، دارالجواد، ۲۰۰۰م.
- مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع بما للنبی (صلی الله علیه وآله)من الأحوال و الموال و الحفدة و المتاع، تحقیق محمد عبدالحمید نمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه،۱۴۲۰ق.
- موسوی، اکرم، تاریخ امام حسین(ع)، تهران، سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی، ۱۳۷۸ش.
- نجاشی، احمد بن علی، رجالالنجاشی، قم، موسسه نشر اسلامی، ۱۴۲۴ق.
- واقدی، محمد بن عمر، المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ق.
- یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی ، بیروت، دار صادر، بی تا.