دارالندوه
دارُالنَّدْوَة، محل گرد آمدن اشراف قریش در مکه در عصر جاهلیت برای مشورت و تصمیمگیری دربارۀ مسائل مختلف بود. اموری چون پیمان خُزاعه و بنی هاشم، فراهم شدن زمینۀ حِلف الفضول و تصمیم قریش برای قتل پیامبر اسلام(ص) از تصمیمات مهم دارالندوه بود.
تأسیس و کارکرد
دار الندوه مشورتخانۀ قریش بود و تصمیمگیری دربارۀ مسائل سیاسی و اجتماعی در آنجا صورت میگرفت. اموری چون اعلام جنگ، ازدواج، اعلان بلوغ دختران و پوشانیدن لباس ویژه به آنان و ختنۀ پسران همگی در این مکان انجام میشد. همچنین نقطۀ آغاز و انجام حرکت تمام کاروانهای تجاری مکه از دار الندوه بود.[۱]
این مکان از بناهای قُصَی بن کلاب است.[۲] قصی با تأسیس دار الندوه، در حقیقت اساس مدنیت مکه را بنیان نهاد،[۳] زیرا نخستین خانهای که به جز کعبه ساخته شد، دارالندوه بود و دیگران خانههای خویش را باتوجه به آن ساختند.[۴] به دلیل ابتکار وی در تأسیس آن و گردآوردن قبایل قریش، او را مُجَمِّع (گردآورنده) لقب دادهاند.[۵]
دار الندوه که همان خانۀ قصی بود[۶] در کنار مسجدالحرام و سمت غربی آن قرار داشت و درِ آن به سوی کعبه باز میشد.[۷]
اعضا
فرزندان قصی همگی عضو دار الندوه بودند، اما افراد دیگر طوایف قریش به شرط داشتن ۴۰ سال میتوانستند در آن شرکت کنند، هر چند گفته شده است ابوجهل را در ۳۰ سالگی به عضویت پذیرفتند.[۸]
برخی از تصمیمهای مهم در دار الندوه
تصمیمهای زیر را میتوان در زمرۀ تصمیمهای مهم و تاریخ ساز دار الندوه دانست:
- پیمان خزاعه و بنی هاشم[۹]
- فراهم شدن زمینۀ پیمان حِلف الفضول[۱۰]
- تصمیم قریش برای قتل پیامبر(ص) که منجر به هجرت آن حضرت در لیلة المبیت شد.[۱۱]
- تصمیم قریش بر محاصره بنیهاشم در شعب ابیطالب.[۱۲]
تاریخچه دارالندوه پس از قصی
سرپرستی دار الندوه پس از مرگ قصی به پسرش عبدالدار رسید[۱۳] پس از عبدالدار اختلافاتی میان فرزندان عبدالدار و فرزندان عبد مناف بر سر ریاست آن درگرفت و سرپرستی آن به فرزندان عبدالدار رسید[۱۴] تا آن که حکیم بن حزام، دار الندوه را از منصور بن عامر بن هشام بن عبد مناف بن عبد الدار بن قصی خرید.[۱۵] سپس عکرمة بن هشام آن را از حکیم بن حزام خرید[۱۶] و در زمان اسلام در ازای ۱۰۰ هزار درهم به معاویه (حکـ: ۴۱ – ۶۰) فروخت.[۱۷]معاویه دار الندوه را دارالامارۀ مکه قرار داد.[۱۸]
این مکان در دورۀ امویان و دورۀ اول عباسیان، اقامتگاه خلفا در موسم حج شد.[۱۹] هارون عباسی (حکـ: ۱۷۰ – ۱۹۳) فرمان ساخت بنایی دیگر برای اقامت خلفا داد و از آن پس ساختمان دارالندوه رو به ویرانی نهاد. در اواخر قرن سوم هجری و در روزگار المعتضد بالله (خلیفۀ عباسی)، این بنا پس از تعمیرات و بازسازیهایی در ستونها و طاقهای آن، به مسجد الحرام ملحق و جزئی از آن شد.[۲۰]
پانویس
- ↑ خلیل بن احمد، کتاب العین، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم۱۴۰۵، ج۸، ص۷۶؛ ابن هشام، السیرة النبویه، قاهره ۱۳۵۵ / ۱۹۳۶، ج۱، ص۱۳۷؛ ج۱، ص۵۲؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت دارصادر، ج۱، ص۲۴۰؛ طبری، تاریخ الطبری، بیروت ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ / ۱۹۶۲ - ۱۹۶۷؛ ج۲، ص۲۵۹ -۲۶۰.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، قاهره ۱۴۲۱ / ۲۰۰۱، ج۱، ص۵۲؛ طبری، تاریخ الطبری، بیروت ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ / ۱۹۶۲ - ۱۹۶۷؛ ج۲، ص۲۵۹.
- ↑ زریاب، سیرۀ رسول الله: از آغاز تا هجرت، تهران ۱۳۷۶ش؛ ص۴۲
- ↑ بلاذری، کتاب فتوح البلدان، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۶۶، ص۵۲؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت دارصادر، ج۱، ص۲۳۹.
- ↑ ابن کلبی، جمهرة النسب، ج۱، چاپ ناجی حسن، بیروت ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م، ج۱، ص۲۵؛ ابن قتیبه، المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۹م، ص۷۰.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، قاهره ۱۳۵۵ / ۱۹۳۶، ج۱، ص۱۳۷، ج۲، ص۱۲۴؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، ۱۳۸۵ – ۱۳۸۶ / ۱۹۶۵ – ۱۹۶۶، ج۲، ص۱۰۲.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، قاهره ۱۴۲۱ / ۲۰۰۱، ج۱، ص۵۲.
- ↑ ابن درید، کتاب الاشتقاق، ۱۳۹۹ق، ج۱، ص۱۵۵.
- ↑ ابن مسعود، ج۱، ص۶۶؛ ابن حبیب، کتاب المُنَمَّق فی اخبار قریش، دکن ۱۳۸۴ / ؛ ۱۹۶۴، ص۸۹.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، بیروت ۱۹۶۵ - ۱۹۷۹ ، ج۳، ص۹.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، قاهره ۱۳۵۵ / ۱۹۳۶، ج۲، ص۱۲۴؛ ابن سعد،کتاب الطبقات الکبیر، چاپ علی محمد عمر، قاهره ۱۴۲۱ / ۲۰۰۱؛ ج۱، ص۱۹۳ - ۱۹۴.
- ↑ شامی، الدرّ النظیم، ۱۴۲۰ق، ص۲۰۷.
- ↑ ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر، چاپ علی محمد عمر، قاهره ۱۴۲۱ / ۲۰۰۱؛ ج۱، ص۵۵.
- ↑ ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر، چاپ علی محمد عمر، قاهره ۱۴۲۱ / ۲۰۰۱؛ ج۱، ص۵۸–۵۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، ۱۳۸۵ – ۱۳۸۶ / ۱۹۶۵ – ۱۹۶۶، ج۲، ص۲۲.
- ↑ مصعب بن عبدالله، کتاب نسب قریش، قاهره ۱۹۵۳؛ ص۲۵۴.
- ↑ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، بیروت، ۱۴۰۳ / ۱۹۸۳؛ ص۱۲۷.
- ↑ ابن کلبی، جمهرة النسب، بیروت ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م، ج۱، چاپ ناجی حسن، بیروت ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م، ج۱، ص۶۶؛ ابن حبیب، کتاب المُنَمَّق فی اخبار قریش، دکن ۱۳۸۴ / ؛۱۹۶۴، ص۲۱؛ قس ابن حزم، جمهرة انساب العرب، بیروت، ۱۴۰۳ / ۱۹۸۳؛ ص۱۲۱، که معتقد است معاویه آن را از خود حکیم بن حزام خرید
- ↑ ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر، چاپ علی محمد عمر، قاهره ۱۴۲۱ / ۲۰۰۱؛ ج۱، ص۵۹؛ ابن حبیب، کتاب المُنَمَّق فی اخبار قریش، دکن ۱۳۸۴ / ؛۱۹۶۴، ص۲۱.
- ↑ ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر، چاپ علی محمد عمر، قاهره ۱۴۲۱ / ۲۰۰۱؛ ج۱، ج۱، ص۵۹.
- ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، ۱۳۸۵ – ۱۳۸۶ / ۱۹۶۵ – ۱۹۶۶، ج۲، ص۲۳؛ ابن عبدالحق، مراصد الاطلاع، بیروت ۱۳۷۳ – ۱۳۷۴ / ۱۹۵۴ – ۱۹۵۵،ج۲، ص۵۰۸
منابع
این مقاله از جلد۱۶ دانشنامه جهان اسلام گرفته شده است.
- ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، ۱۳۸۵ – ۱۳۸۶ / ۱۹۶۵ – ۱۹۶۶، چاپ افست ۱۳۹۹ – ۱۴۰۲ / ۱۹۷۹ - ۱۹۸۲؛
- ابن حبیب، کتاب المُنَمَّق فی اخبار قریش، چاپ خورشید احمد فاروق، حیدرآباد، دکن ۱۳۸۴ / ؛۱۹۶۴
- ابن حزم، جمهرة انساب العرب، بیروت، ۱۴۰۳ / ۱۹۸۳؛
- ابن درید، کتاب الاشتقاق، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بغداد، ۱۳۹۹ / ۱۹۷۹؛
- ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر، چاپ علی محمد عمر، قاهره ۱۴۲۱ / ۲۰۰۱؛
- ابن عبدالحق، مراصد الاطلاع، چاپ علی محمد بجاوی، بیروت ۱۳۷۳ – ۱۳۷۴ / ۱۹۵۴ – ۱۹۵۵؛
- ابن قتیبه، المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۹م.
- ابن کلبی، جمهرة النسب، ج۱، چاپ ناجی حسن، بیروت ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م.
- ابن هشام، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، قاهره ۱۳۵۵ / ۱۹۳۶، چاپ افست بیروت [بیتا].
- بلاذری، احمد بن یحیی، کتاب فتوح البلدان، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۶۶، چاپ افست فرانکفورت ۱۴۱۳ق/ ۱۹۹۲م.
- فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم۱۴۰۵؛
- زریاب، عباس، سیرۀ رسول الله: از آغاز تا هجرت، تهران ۱۳۷۶ش؛
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری: تاریخ الامم و الملوک، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ / ۱۹۶۲ - ۱۹۶۷؛
- مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، چاپ شارل پلّا، بیروت ۱۹۶۵ - ۱۹۷۹؛
- مصعب بن عبدالله، کتاب نسب قریش، چاپ لوی پرووانسال، قاهره ۱۹۵۳؛
- یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیروت: دار صادر [بیتا]، چاپ افست قم [بیتا].
- شامی، یوسف بن حاتم، الدرّ النظیم فی مناقب الأئمّة اللهامیم، تحقیق: مؤسّسة النشر الإسلامی، ۱۴۲۰ق.
- EI, s.v. "Dar al-Nadwa" (by R. Paret).