پرش به محتوا

قبیله خزاعه

از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از خزاعه)
قبیله خزاعه
اطلاعات کلی
وجه نام‌گذاریبه‌دلیل جدا شدن آنها از سایر قبایل یمنی پس از شکسته شدن سد مأرب و سیل عَرِم به خزاعه به معنای «به جا ماندن» یا «جدا شدن از دیگران» نام‌گذاری شدند.
صدر خاندانعمرو بن لحی (عامر بن ربیعة)
خاستگاهیمن
انشعاب بهبنی‌سَلوُل • بنی‌قُمَیر • بنی‌حُلَیل • بنی‌ضاطر • بنی‌کلَیب • بنی‌حِزمِر • بنی‌مصطلق
مذهببت پرست
مکان استقرارمکه
شخصیت‌ها
صحابهسلیمان بن صُرَد خزاعیدِعْبِل خزاعیبُدیل بن وَرقاءعبدالله بن بدیل


خُزاعه یکی از قبایل بزرگ عرب است که نسب خود را به عمرو بن لحی می‌رساند. در مورد نسب عمرو بن لحی اختلاف وجود دارد؛ برخی او را از قبایل عدنانی و برخی از قحطانی می‌دانند. براساس گفته مورخان، خزاعه به رهبری عمرو بن مزیقیاء پس از شکسته شدن سد مأرب، به سمت شمال جزیرة العرب حرکت کرده و در اطراف مکه ساکن شدند. تاریخ دقیق این کوچ مشخص نیست، ولی برخی آن را به دوران بین ظهور حضرت عیسی(ع) و مبعث پیامبر اسلام(ص) یا قرون چهارم و پنجم میلادی نسبت داده‌اند.

پیش از اسلام، خزاعه پس از بیرون راندن جُرهُمیان از مکه، اداره کعبه را به عهده گرفتند. عمرو بن لحی، رئیس خزاعه، بت‌پرستی را در جزیره العرب رواج داد و سنت‌های جدیدی پایه‌گذاری کرد. خزاعه مسئولیت‌های مختلفی در مکه، از جمله سرپرستی حج و قضاوت در بازار عکاظ، بر عهده داشتند و به گفته مورخان، به مدت ۳۰۰ تا ۵۰۰ سال بر مکه حکومت کردند.

در دوران جاهلیت، خزاعه به‌همراه قریش و کنانه جزو قبایل حُمْس بودند و با قریش پیمان همکاری بستند. هنگام حمله ابرهه به مکه، خزاعه به‌همراه دیگر قبایل عرب و قریش تصمیم به مقابله با لشکر ابرهه گرفتند، اما وقتی متوجه شدند که توان مقابله با چنین نیروی بزرگی را ندارند، از این اقدام صرف نظر کردند همچنین، خزاعه به‌دلیل ارتباط با جد مادری پیامبر(ص) در تهامه به او اعتماد داشتند.

در زمان پیامبر(ص)، بنی‌مصطلِق از خزاعه علیه اسلام جنگیدند و شکست خوردند. در صلح حدیبیه، خزاعه با پیامبر(ص) هم‌پیمان شدند. در فتح مکه، خزاعه حضور فعالی داشتند و پیامبر(ص) به آنها احترام ویژه‌ای قائل شد. در دوران امام علی(ع)، خزاعه در جنگ‌های جمل و صفین در کنار ایشان جنگیدند. در سال‌های بعد، این قبیله در تحولات سیاسی و نظامی مختلف مانند حمله بُسر بن أرطاة و قیام‌های عباسیان نقش داشتند.

برخی از افراد قبیله خزاعه که صحابی، تابعی، عالم، شاعر، ادیب و امیر بوده‌اند عبارت‌اند از: سلیمان بن صُرَد خزاعی، دِعْبِل خزاعی، شاعر شیعی، بُدیل بن وَرقاء و پسرش عبدالله بن بدیل که از صحابه پیامبر(ص) و امام علی(ع) بودند.

نسب و وجه نام‌گذاری

قبیله خزاعه یکی از قبایل بزرگ و مشهور عرب است که نسب خود را به عمرو بن لحی (عامر بن ربیعة) بن حارثه بن عمرو بن مزیقیاء بن عامر بن ماء السماء بن حارثه می‌رساند.[۱] در مورد اصل و نسب عمرو بن لحی اختلافاتی وجود دارد؛ برخی او را منتسب به قبیله مُضَر (از قبایل عدنانی) و برخی دیگر به قبیله اَزد (از قبایل قحطانی) نسبت داده‌اند.[۲] فرزندان عمرو بن لحی[۳] شامل کعب، عوف، ملیلح،[۴] عدی[۵] و سعد[۶] بودند که از آنان طوایف مختلف خزاعه مانند بنی‌سَلوُل، بنی‌قُمَیر، بنی‌حُلَیل، بنی ضاطر، بنی‌کلَیب[۷] بنی‌حِزمِر بن سلول و بنی‌مصطلق شکل گرفتند.[۸]

وجه نامگذاری قبیله خزاعه به معنای «به جا ماندن» یا «جدا شدن از دیگران» است.[۹] پس از شکسته شدن سد مأرب در یمن و سیل عَرِم، قبایل یمنی از جمله خزاعه به رهبری عمرو بن مُزیقیاء به سمت شمال جزیره العرب حرکت کردند. خزاعه در اطراف مکه در منطقه‌ای به نام مَرّ یا مَرّالظَّهران ساکن شدند و از سایر قبایل یمنی جدا شدند. تاریخ دقیق این کوچ معلوم نیست،[۱۰] اما برخی روایات آن را در فاصله بین ظهور حضرت عیسی(ع) و مبعث پیامبر اسلام(ص)[۱۱] یا دوران حکومت عمرو بن تُبَّع در قرون چهارم و پنجم میلادی می‌دانند.[۱۲]

حضور در مکه

به گفته مورخان، پیش از اسلام، جُرهُمیان سال‌ها بر مکه تسلط داشتند و اداره کعبه را به دست داشتند. اما به‌دلیل ظلم و فسق و فجورهایی که در حرم مرتکب می‌شدند، بنی‌بکر بن عبدمَنَاة و غُبشان، از تیره‌های خزاعه، تصمیم به پایان دادن به سلطه جُرهُمیان گرفتند. آنها با جنگیدن، جُرهُمیان را از مکه بیرون راندند و خود اداره کعبه را بر عهده گرفتند.[۱۳] عمرو بن لحی، رئیس خزاعه، دستور داد هر جرهمی که به حرم نزدیک شود، کشته شود[۱۴] این تغییرات در حدود سال‌های ۱۷۵ تا ۲۱۰ میلادی رخ داد.[۱۵] پس از این پیروزی، فرزندان اسماعیل(ع) نیز از خزاعه اجازه سکونت در مکه را خواستند و خزاعه به آنها اجاره اقامت در این سرزمین را دادند.[۱۶]

عمرو بن لحی که رئیس قبیله خزاعه و مکه شده بود، نخستین کسی بود که آیین توحیدی ابراهیم را تغییر داد و بت‌پرستی را در جزیرة العرب رایج ساخت و سنّت‌های بدعت آمیزی وضع کرد که بعدآ اسلام به آنها پایان داد.[۱۷]

پس از تسلط خزاعه بر مکه، آنها نخستین کسانی بودند که نظم و ترتیب به امور مکه و حجاز بخشیدند و مسئولیت‌هایی چون افتاء، سرپرستی مراسم حج، قضاوت در بازار عکاظ، نظارت بر حرکت حجاج از عرفات و منا، و مدیریت کاروان‌ها و امور تجاری را میان بزرگان قبایل تقسیم کردند.[۱۸] بر اساس روایت‌های مختلف[۱۹] خزاعه حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ سال بر مکه حکومت کردند[۲۰] و در این مدت، کعبه را از هرگونه تعرض و سرقت محافظت کرده و از آن دفاع کردند. همچنین، خزاعه نخستین کسانی بودند که در برابر تلاش‌های ملوک تُبَّع برای تخریب کعبه ایستادگی کردند.[۲۱] در دوران قبل از اسلام، خزاعه و برخی دیگر از قبایل عرب به پرستش بت‌هایی همچون لات، عُزّی،[۲۲] إساف، نائِلَة و مَناة پرداختند.[۲۳] تیره «بنو مُلَیح» از خزاعه نیز به پرستش جنّیان اعتقاد داشتند.[۲۴]

واگذاری مسئولیت نگهداری، سرپرستی و نظارت بر کعبه

براساس گفته مورخان، سرپرستی کعبه در میان بزرگان خزاعه به صورت موروثی بود و در نهایت به حُلیل بن حُبْشیه (یا حَبَشیه) رسید.[۲۵] طبق برخی روایات، حُلیل فرزندی به نام مُحتَرِش (یا مُخْتَرِش)، معروف به ابوغُبْشان، داشت که به روایت‌هایی، او سرپرستی و کلیدهای کعبه را به قُصَی بن کلاب، جد پنجم پیامبر اسلام(ص)، فروخت یا واگذار کرد. بدین ترتیب، حکمرانی خزاعه بر مکه پایان یافت و آن‌ها از مکه اخراج شدند.[۲۶]

پس از این شکست در جنگ با قُصَی و اخراج از مکه، خزاعه مدت زمانی در حومه مکه سکونت کردند. اما در پی شیوع بیماری‌ای که برخی از آنان را از بین برد،[۲۷] باقی‌مانده خزاعه ناچار به ترک منطقه شدند.[۲۸] بااین‌حال، برخی منابع مانند اَزرَقی بیان کرده‌اند که خزاعه تا زمان او (که اواسط سده سوم میلادی را شامل می‌شود) هنوز در حومه مکه زندگی می‌کردند.[۲۹] بیشتر مورخان بر این باورند که تسلط قُصَی بر مکه و اخراج خزاعه در دوران حکومت منذر اول، پسر نعمان در حیره و سلطنت بهرام گور ساسانی، در حدود سال‌های ۴۳۵ تا ۴۴۰ میلادی رخ داد.[۳۰].

روزگار جاهلیت

در دوران جاهلیت، قبیله خزاعه به‌همراه قریش و کنانه جزو قبایل معروف به حُمْس یا اهل حرم محسوب می‌شد که در موسم حج از امتیازات خاص برخوردار بودند.[۳۱] برخی از تیره‌های خزاعه در آن زمان به گروهی از قبایل به نام أحابیش پیوسته بودند که پیمان دوستی و همدستی با مطّلب بن عبدمناف و قبیله قریش، به نام حلف احابیش، بستند.[۳۲] علاوه‌بر این، خزاعه و دیگر قبایل با عبدالمطلب، رئیس قریش و جد پیامبر(ص)، پیمان یاری و همکاری بستند.[۳۳] این پیمان در کعبه آویخته شد و تا نسل‌های بعدی محترم باقی ماند.[۳۴]

هنگام حمله ابرهه به مکه، خزاعه به‌همراه دیگر قبایل عرب و قریش تصمیم به مقابله با لشکر ابرهه گرفتند، اما وقتی متوجه شدند که توان مقابله با چنین نیروی بزرگی را ندارند، از این اقدام صرف نظر کردند.[۳۵] همچنین، از آنجا که حُبّی خزاعی یکی از اجداد مادری پیامبر اسلام(ص) بود، در حدیثی منسوب به حضرت محمد(ص) آمده است که «او (پیامبر) از خزاعه و خزاعه از اوست».[۳۶] به همین دلیل، خزاعیان در تهامه، چه مؤمن و چه کافر، پیامبر(ص) را رازدار خود می‌دانستند و هیچ خبری را از او پنهان نمی‌کردند.[۳۷]

زمان پیامبر(ص)

در شعبان سال پنجم یا ششم هجری، بنی‌مصطلِق، یکی از طوایف خزاعه به رهبری حارث بن ابی‌ضرار، علیه پیامبر(ص) در کنار آب مرسیع جنگیدند و شکست خوردند. در این جنگ، جویریه دختر حارث اسیر شد و بعدها پیامبر(ص) او را آزاد کرده و با او ازدواج کرد.[۳۸] در سال ششم هجری، در جریان صلح حدیبیه، خزاعه با پیامبر(ص) و بنی‌بکر با قریش هم‌پیمان شدند.[۳۹]

در سال هشتم هجری، طایفه دیل از بنی‌بکر به‌همراه قریش به خزاعیان حمله کردند و چندین نفر از آنان را کشته و بقیه به مکه پناه بردند. این اقدام نقض صلح حدیبیه بود و باعث شد خزاعه با یادآوری پیمان‌های قدیمی، از پیامبر(ص) یاری بخواهند.[۴۰] نقض صلح حدیبیه زمینه‌ساز فتح مکه شد که در آن، خزاعه سه پرچم در دست داشتند و به ویژه ابوشریح کعبی خزاعی یکی از آنها را به دوش کشید.[۴۱] پیامبر(ص) در این فتح به خزاعه احترام ویژه‌ای قائل شد و آن‌ها را مهاجر اعلام کرده و برایشان گواهی نوشت.[۴۲]

در زمان امام علی(ع) و خلفاء

به گفته مورخان، در جنگ جمل، قبیله خزاعه، به دو گروه تقسیم شد که یکی در کنار امام علی(ع)[۴۳] و دیگری در کنار عایشه قرار گرفتند.[۴۴] عمروبن حَمِق فرمانده پیادگان خزاعه در سپاه امام علی(ع) بود.[۴۵] در جنگ صفین (۳۷ قمری)، بسیاری از خزاعیان در رکاب امام علی(ع) جنگیدند از آن میان، عبداللّه بن بُدَیل و سلیمان بن صُرَد فرمانده پیادگان سپاه حضرت علی(ع) بودند و برخی از آن‌ها شهید شدند.[۴۶] در سال ۴۰ قمری، در حمله بُسر بن أرطاة به مدینه، بسیاری از خزاعیان کشته شدند.[۴۷] این قبیله همچنین در قیام حجر بن عدی (۵۱ قمری)[۴۸] و یورش ابوحمزه خارجی به مدینه در سال ۱۳۰ق مشارکت داشتند که باعث اتهام تبانی با خوارج از سوی قریش شد.[۴۹]

براساس گزارشات تاریخ‌نگاران، عمر شخصا حساب و کتاب مربوط به خزاعه را به اقامت‌گاهشان در قُدَید می‌برد و تمامی افراد قبيله خزاعه برای رسیدگی به امور خود به او مراجعه می‌کردند.[۵۰] گفته شده است که در سال ۳۵ قمری، خزاعه در شورش علیه عثمان که به قتل وی انجامید، با سایر قبایل عرب هم‌پیمان شدند.[۵۱] پس از ظهور ابومسلم در خراسان (۱۲۹ ق)، نخستین گروه‌هایی که به دعوت وی برای حمایت از عباسیان پیوستند، از میان افراد خزاعه بودند. نام بسیاری از خزاعیان در زمره نقیبان و داعیان عباسی در خراسان ذکر شده است؛ از جمله آنها سلیمان بن کثیر و مالک بن هَیثم بودند.[۵۲]

مشاهیر

بسیاری از افراد قبیله خزاعه شهرت یافته‌اند که صحابی، تابعی، عالم، شاعر، ادیب و امیر بوده‌اند، برخی از آنان عبارت‌اند از:

پانویس

  1. ابن‌کلبی، نسب مَعدّ و الیمن الکبیر، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۳۹؛ ابن هاشم، ج۱، ص۹۴؛ ابن‌قتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۱۰۸.
  2. رجوع کنید به ابن‌عبدالبرّ، الانباه علی قبائل الرواة، ۱۴۰۵ق، ص۸۱ـ۸۲؛ عمری، مسالک الابصار فی ممالک الامصار، ۱۴۲۳ق، سفر۴، ص۲۵۵؛ قلقشندی، قلائدالجُمان فی التعریف بقبائل عرب الزمان، ۱۴۰۲ق، ص۹۸.
  3. ابن‌کلبی، نسب مَعدّ و الیمن الکبیر، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۴۰؛ ابوعبید، ص۲۸۷؛ ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ۱۹۸۲م، ص۲۳۵، ۴۶۷ـ۴۶۸؛ یاقوت حموی، المقتضب من کتاب جمهرة النَسَب، ۱۹۸۷م، ص۲۳۰ـ۲۳۱.
  4. از تُماضِر، دختر حارث بن ثَعْلَبَة بن دُودان بن أسَد
  5. از رُحْم، دختر کاهل بن أسد
  6. از عَمْرَه دختر سعدبن عبداللّه بَجَلی معروف به اُمّم خارِجَه که در سرعت و کثرت ازدواج در میان عرب عصر جاهلی مَثَل بود.
  7. هر چهار طایفه منسوب به حُبشیة بن سَلول
  8. ابن‌کلبی، نسب مَعدّ و الیمن الکبیر، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۴۰ـ۴۵۶؛ ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ۱۹۸۲م، ص۲۳۵ـ۲۳۶؛ کحّاله، معجم قبائل العرب القدیمة و الحدیثة، ۱۴۰۲ق، ج۱، ص۲۶،
  9. حازمی همدانی، کتاب عجالة المبتدی و فضالة المنتهی فی النسب، ۱۹۶۵م، ص۵۴.
  10. ابن‌هشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۱، ص۱۳ـ۱۴، ۹۴؛ بلاذری، کتاب جُمَل من انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۲؛ یاقوت حموی، کتاب معجم البلدان، ذیل «‌مأرب »، «‌مَرّ »؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ذیل «‌خزع » و «‌ضلل».
  11. قزوینی، آثار البلاد و اخبارالعباد، ۱۹۹۸م، ص۴۱.
  12. ابن‌قتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۶۳۳ـ۶۳۴.
  13. ابن‌هشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۱، ص۱۱۹؛ ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۹۰، ج۲، ص۴۱؛ بلاذری، کتاب جُمَل من انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۲ـ۱۳؛ یاقوت حموی، کتاب معجم البلدان، ذیل «‌مأرب »، «‌مناة »، «‌وَدّ »؛ ابن‌قتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۶۴۰؛ ابن‌کلبی، کتاب الاصنام، ۲۰۰۰م، ص۸.
  14. ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۹۶؛ بکری، کتاب المسالک و الممالک، ۱۹۹۲م، ج۱، ص۳۸۵.
  15. حمّور، مواسم العرب، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۰۴، ۶۱۹؛ ابوالفداء، المختصر فی اخبار البشر، ۱۴۱۷ق، ج۱، جزء۱، ص۷۶؛ شهرستانی، الملل و النحل، دار المعرفة، ج۲، ص۲۳۳.
  16. ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۹۶؛ بکری، کتاب المسالک و الممالک، ۱۹۹۲م، ج۱، ص۳۸۵.
  17. ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۹۶؛ بکری، کتاب المسالک و الممالک، ۱۹۹۲م، ج۱، ص۳۸۵.
  18. حمّور، مواسم العرب، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۱۹۳ـ۱۹۴.
  19. مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۱۷۶.
  20. ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۰۱.
  21. ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۰۲ـ۱۰۳.
  22. ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۲۶؛ یاقوت حموی، کتاب معجم البلدان، ذیل «‌اللات ».
  23. ابن‌کلبی، کتاب الاصنام، ۲۰۰۰م، ص۹-۱۴.
  24. ابن‌کلبی، کتاب الاصنام، ۲۰۰۰م، ص۳۴.
  25. ابن‌کلبی، نسب مَعدّ و الیمن الکبیر، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۴۰ـ۴۴۱؛ ابن‌هشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۱، ص۱۲۲ـ۱۲۳.
  26. ابن‌کلبی، نسب مَعدّ و الیمن الکبیر، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۴۳؛ ابوعبید، ص۲۸۸؛ ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ۱۹۸۲م، ص۲۳۶؛ قلقشندی، قلائدالجُمان فی التعریف بقبائل عرب الزمان، ۱۴۰۲ق، ص۱۰۸ـ۱۰۹؛ برای روایات دیگر در این باره رجوع کنید به قُصیبن کلاب.
  27. بلاذری، کتاب جُمَل من انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۵۶.
  28. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق. ج۲، ص۲۵۶.
  29. ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۰۷.
  30. رجوع کنید به یاقوت حموی، کتاب معجم البلدان، ذیل «‌مکة »؛ علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ۱۹۷۶م، ج۴، ص۵۶؛ حمّور، مواسم العرب، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۰۳ـ۲۰۴.
  31. ابن‌اسحاق، کتاب السیر و المغازی، ۱۴۱۰ق، ص۱۲۰؛ ابن‌هشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۱، ص۲۱۱ـ۲۱۲.
  32. ابن‌حبیب، کتاب المُحَبَّر، بیروت، ص۲۴۶؛ ابن‌قتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۶۱۶؛ بلاذری، کتاب جُمَل من انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۱۲.
  33. واقدی، کتاب المغازی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۷۸۱؛ ابن‌حبیب، کتاب المُنَمَّق، ۱۴۰۵ق، ص۸۶ـ۹۰.
  34. ابن‌حبیب، کتاب المُحَبَّر، بیروت، ص۴۷۵؛ بلاذری، کتاب جُمَل من انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۷۹ـ ۸۰؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق. ج۲، ص۲۵۰ـ۲۵۱.
  35. ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۴۳.
  36. رجوع کنید به ابن‌عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۷۰؛ ابن‌اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۲۳.
  37. واقدی، کتاب المغازی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۵۹۳؛ ابن‌هشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۳، ص۱۰۸؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق. ج۲، ص۵۳۵.
  38. واقدی، کتاب المغازی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۴۰۴ـ۴۱۲؛ ابن‌هشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۳، ص۳۰۲، ۳۰۷ـ۳۰۸، ج۴، ص۲۹۵.
  39. واقدی، کتاب المغازی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۶۱۲؛ ابن‌هشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۳، ص۳۳۲، ج۴، ص۳۱ـ۳۲؛ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۹۲م، ص۳۵؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق. ج۲، ص۶۳۵.
  40. واقدی، کتاب المغازی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۷۸۰ـ۷۸۹؛ ابن‌هشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۴، ص۳۱ـ۳۳، ۳۶ـ۳۷؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق. ج۳، ص۴۴ـ۴۵.
  41. ابن‌هشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۴، ص۳۶؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۵؛ مسعودی، التنبیه و الاشراف، دار الصاوی، ص۲۶۶.
  42. ابن عبدالبرّ، الانباه علی قبائل الرواة، ۱۴۰۵ق، ص۸۵.
  43. دینوری، الاخبار الطِّوال، ۱۹۶۰م، ص۱۴۶؛ مفید، الجمل و النُصرة، ۱۳۷۱ش، ص۳۲۰.
  44. دینوری، الاخبار الطِّوال، ۱۹۶۰م، ص۱۴۷.
  45. دینوری، الاخبار الطِّوال، ۱۹۶۰م، ص۱۴۶؛ مفید، الجمل و النُصرة، ۱۳۷۱ش، ص۳۲۰.
  46. اب‍ن‌ س‍ی‍ار ال‍م‍ن‍ق‍ری‌، وقعة صفّین، ۱۴۰۴ق، ص۲۰۵، ۲۳۳؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفة بن خیاط، ۱۴۱۵ق، ص۱۱۷؛ دینوری، الاخبار الطِّوال، ۱۹۶۰م، ص۱۷۱؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق. ج۵، ص۱۵، ۲۴؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۳۲، ۱۳۵.
  47. مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۲۱۱.
  48. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق. ج۵، ص۲۶۱.
  49. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق. ج۷، ص۳۹۳ـ۳۹۵.
  50. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۲۹۸؛ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۹۲م، ص۴۵۲.
  51. ابن شبّه نمیری،کتاب تاریخ المدینة المنورة، ج۴، ص۱۲۸۱؛ ابن‌عبدربّه، العقدالفرید، ۱۴۰۴ق، ج۵، ص۵۱.
  52. اخبارالدولة العباسیة، ص۲۰۲، ۲۱۶ـ۲۲۳، ۲۷۴.
  53. ابن‌حبیب، کتاب المُحَبَّر، بیروت، ص۴۱۰.
  54. ابن‌اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۳۳.
  55. ابن‌کلبی، نسب مَعدّ و الیمن الکبیر، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۴۴.
  56. ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ۱۹۸۲م، ص۲۳۹؛ ابن‌عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۵۰.
  57. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق. ج۹، ص۱۳۵ـ۱۳۸؛ اخبارالدولة العباسیة، ص۲۰۲، ۲۱۶.
  58. ابن‌حیان، المُقتبس، ۱۹۳۷م، ج۳، ص۲۱ـ۲۲ و ج۵، ص۱۹۰، ۱۹۷.

منابع

  • ابوالفداء، اسماعیل بن علی، المختصر فی اخبار البشر: تاریخ ابی الفداء، بیروت، دارالمعرفة للطباعة و النشر، ۱۴۱۷ق.
  • ابن‌اثیر، علی بن محمد، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.
  • ابن‌اسحاق، محمد، کتاب السیر و المغازی، تحقیق: سهیل زکار، قم، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • ابن‌حبیب، محمد بن حبیب، کتاب المُحَبَّر، تحقیق: ایلزه لیختن شتیتر، بیروت، دار الآفاق الجدیدة، بی‌تا.
  • ابن‌حبیب، محمد بن حبیب، کتاب المُنَمَّق فی اخبار قریش، بیروت، چاپ خورشید احمد فارق، ۱۴۰۵ق.
  • ابن‌حزم، علی بن محمد، جمهرة انساب العرب، قاهره، چاپ عبدالسلام محمد هارون، ۱۹۸۲م.
  • ابن‌حیان، قرطبی، المُقتبس من انباء الاندلس، پاریس، چاپ ملچور آنتونیا، ۱۹۳۷م.
  • ابن‌سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون، ۱۴۱۰ق.
  • ابن‌شبّه نمیری، کتاب تاریخ المدینة المنورة: اخبار المدینة النبویة، چاپ فهیم محمد شلتوت، ]جده[ ۱۳۹۹/۱۹۷۹، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش؛
  • ابن‌عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الإستیعاب فی معرفة الأصحاب، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۲ق.
  • ابن‌عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الانباه علی قبائل الرواة، چاپ ابراهیم ابیاری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵ق.
  • ابن‌عبدربّه، احمد بن محمد، العقدالفرید، بیروت، چاپ عبدالمجید ترحینی، ۱۴۰۴ق.
  • ابن‌قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب، ۱۹۹۲م.
  • ابن‌کلبی، هشام بن محمد، کتاب الاصنام، قاهره، دار الکتب المصریة، ۲۰۰۰م.
  • ابن‌کلبی، هشام بن محمد، نسب مَعدّ و الیمن الکبیر، بیروت، چاپ ناجی حسن، ۱۴۰۸ق.
  • ابن‌منظور، جمال الدین، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴ق.
  • ابن‌هشام، عبدالملک بن هشام، السیرة النبویة، تصحیح: مصطفی سقا، قاهره، بی‌نا، ۱۳۵۵ق.
  • اب‍ن س‍ی‍ار ال‍م‍ن‍ق‍ری، ن‍ص‍ر ب‍ن م‍زاح‍م، وقعة صفین، قم، مکتبة آیت‌الله المرعشی النجفی(ره)، ۱۴۰۴ق.
  • ازرقی، محمد بن عبداللّه ، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، بیروت، چاپ رشدی صالح ملحس، ۱۴۰۳ق.
  • بکری، عبداللّه بن عبدالعزیز، کتاب المسالک و الممالک، تونس، چاپ ادریان فان لیوفن و اندری فری، ۱۹۹۲م.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، کتاب جُمَل من انساب الاشراف، بیروت، چاپ سهیل زکار و ریاض زرکلی، ۱۴۱۷ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، کتاب فتوح البلدان، چاپ افست فرانکفورت ۱۹۹۲م.
  • حازمی همدانی، محمد بن موسی کتاب عجالة المبتدی و فضالة المنتهی فی النسب، قاهره، چاپ عبداللّه کنون، ۱۹۶۵م.
  • حمّور، عرفان‌محمد، مواسم العرب: المواسم الثقافیة و التجاریة و الدینیة و الطبیعیة، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۷ق.
  • خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفة بن خیاط، بیروت، چاپ مصطفی نجیب فوّاز و حکمت کشلی فوّاز، ۱۴۱۵ق.
  • دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطِّوال، قاهره، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره ۱۹۶۰م.
  • شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، چاپ محمد سیدکیلانی، بیروت، دارالمعرفة، بی‌تا.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، الجمل و النُصرة لسید العترة فی حرب البصرة، قم، مکتب الإعلام الإسلامی، مرکز النشر، ۱۳۷۱ش.
  • طبری، محمد بن جریر بن یزید، تاریخ الأمم و الملوک، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
  • علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۹۷۶م.
  • عمری، ابن‌فضل اللّه، مسالک الابصار فی ممالک الامصار، ابوظبی، چاپ حمزه احمد عباس، ۱۴۲۳ق.
  • قزوینی، زکریا بن محمد، آثار البلاد و اخبارالعباد، بیروت، بی‌نا، ۱۹۹۸م.
  • قلقشندی، احمدبن علی، قلائدالجُمان فی التعریف بقبائل عرب الزمان، قاهره، چاپ ابراهیم ابیاری، ۱۴۰۲ق.
  • کحّاله، عمررضا، معجم قبائل العرب القدیمة و الحدیثة، بیروت، بی‌نا، ۱۴۰۲ق.
  • مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الإشراف، محقق: عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره، دار الصاوی، بی‌تا.
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، قم، مؤسسة دار الهجرة، ۱۴۰۹ق.
  • واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، لندن، چاپ مارسدن جونز، ۱۹۶۶م.
  • یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، المقتضب من کتاب جمهرة النَسَب، بیروت، چاپ ناجی حسن، ۱۹۸۷م.
  • یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، تهران، پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی، ۱۳۸۰ش.


پیوند به بیرون