پرش به محتوا

آیه ۲۵ سوره رعد

از ویکی شیعه
آیه ۲۵ سوره رعد
مشخصات آیه
واقع در سورهسوره رعد
شماره آیه۲۵
جزء۱۳
اطلاعات محتوایی
موضوعاخلاقی
دربارهصفات فاسقان
آیات مرتبطآیه ۲۷ سوره بقره


آیه ۲۵ سوره رعد، پس از توصیف وفاداران به عهد الهی در آیات پیشین، ویژگی‌های پیمان‌شکنان و فرجام آنان را بیان می‌کند و آنان را به دوری از رحمت خدا و عذاب آخرت هشدار می‌دهد.[۱] شیخ طوسی، عهد الهی را التزام به واجبات و عمل به حق معنا کرده است.[۲] مکارم شیرازی، پیمان و عهد در این آیه را فطری، عقلی و تشریعی دانسته است.[۳] در تفسیر قمی، نقض عهد به شکستن پیمان ولایت امام علی(ع) تفسیر شده که در عالم ذر و غدیر خم گرفته شده است.[۴]

﴿وَالَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ ۝٢٥﴾ [رعد:25]|﴿و کسانی که پیمان خدا را پس از بستن آن می‌شکنند و آنچه را خدا به پیوستن آن فرمان داده می‌گسلند و در زمین فساد می‌کنند بر ایشان لعنت است و بد فرجامی آن سرای ایشان راست ۝٢٥﴾

در این آیه به قطع پیوندها اشاره شده است و شیخ طوسی، صله‌رحم و پیوند با پیامبر(ص) را از مصادیق پیوندهای واجب دانسته است.[۵] در تفسیر نمونه، این پیوندها شامل رابطه با خدا، رهبران الهی، مردم و خویشتن است.[۶] سید محمد حسین طباطبایی در المیزان، از امام کاظم(ع) نقل کرده که صله و پیوند با آل‌محمد(ص) شامل پیوند خویشاوندی دانسته شده است.[۷] در دیگر تفاسیر روایی شیعه از امام صادق(ع) نقل شده است که نقض عهد و قطع رحم با استناد به پایان آیه، از گناهان کبیره شمرده شده‌اند.[۸] مدرسی نیز از پیوند با خویشاوندان و خاندان وحی یاد کرده است.[۹] در روایت منقول از امام سجاد(ع) در تفسیر نورالثقلین، با استناد به آیه ۲۵ رعد و دو موضع دیگر قرآن، از معاشرت با قطع‌کننده رحم نهی شده است.[۱۰]

طوسی و طبرسی درباره فساد در زمین که در انتهای آیه بدان اشاره شده است، دعوت به غیر خدا، جنگ با پیامبر(ص) و مؤمنان، گناه و ستم و ویرانی سرزمین‌ها را به عنوان دیدگاه‌های مطرح نقل کرده است.[۱۱] مکارم شیرازی، فساد را نتیجه پیمان‌شکنی و قطع پیوندها دانسته است.[۱۲] مدرسی از مفسران شیعه، تخریب محیط‌زیست، آلودگی طبیعت و کاربرد سلاح‌های میکروبی را در شمار فساد در روی زمین مطرح کرده است.[۱۳]

پانویس

  1. ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۳۴۷؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۴۴۶.
  2. ↑ طوسی، التبیان، بی‌تا، ج۶، ص۲۴۷.
  3. ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۰، ص۱۹۹.
  4. ↑ قمی، تفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۳۶۳.
  5. ↑ طوسی، التبیان، بی‌تا، ج۶، ص۲۴۷.
  6. ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۰، ص۱۹۹.
  7. ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۳۴۹.
  8. ↑ عروسی حویزی، تفسیر نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۵۰۱–۵۰۲.
  9. ↑ مدرسی، من هدی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۵، ص۳۳۵.
  10. ↑ عروسی حویزی، تفسیر نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۵۰۱.
  11. ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۴۴۶؛ طوسی، التبیان، بی‌تا، ج۶، ص۲۴۷.
  12. ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۰، ص۱۹۹.
  13. ↑ مدرسی، من هدی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۵، ص۳۳۵.

منابع

  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • عروسی حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، قم، انتشارات اسماعیلیان، ۱۴۱۵ق.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، قم، دار الکتاب، ۱۳۶۳ش.
  • مدرسی، سید محمدتقی، من هدی القرآن، تهران، دار محبی الحسین، ۱۴۱۹ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.