پرش به محتوا

آیه ۷۵ سوره آل‌عمران

از ویکی شیعه
آیه ۷۵ سوره آل‌عمران
مشخصات آیه
واقع در سورهآل‌عمران
شماره آیه۷۵
جزء۳
اطلاعات محتوایی
شأن نزولبر پایه روایتی، عبدالله بن سلام مصداق امانت‌دار و نُحاص بن عازورا مصداق خیانت‌کار در این آیه معرفی شده‌اند.
مکان نزولمدینه
موضوعخیانت اهل کتاب در امانت نسبت به مومنان با توجیه خود برتربینی


آیه ۷۵ سوره آل‌عمران در ادامه آیات گذشته یکی از رفتارهای ناپسند برخی از اهل‌کتاب را خیانت در امانت دانسته و ریشه این خیانت را در خودبرتربینی و نژادپرستی آنان بیان می‌کند. آنان با اعتقاد به برتری بنی‌اسرائیل، خیانت در مال و امانت غیر بنی‌اسرائیل را جایز می‌شمردند و برای توجیه آن، این حکم را برخلاف تعالیم الهی، به دروغ به خدا نسبت می‌دادند.

برتربینی ریشه خیانت

آیه ۷۵ سوره آل‌عمران در ادامه آیات پیشین که به گزارش چگونگی رفتار اهل‌کتاب با پیامبر اسلام می‌پردازد،[۱] به رذیله اخلاقی دیگری از اهل کتاب اشاره شده است که ریشه در خوی نژادپرستی داشت؛ بر اساس این نگرش، آنان خیانت در مال و جان مؤمنان را برای خود روا می‌دانستند و هیچ حرمتی برای حقوق آنان قائل نبودند.[۲]

﴿وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ۝٧٥ [آل عمران:75] ﴿و از اهل کتاب کسی است که اگر او را بر مال فراوانی امین شمری آن را به تو برگرداند و از آنان کسی است که اگر او را بر دیناری امین شمری آن را به تو نمی‌پردازد مگر آنکه دایماً بر [سر] وی به پا ایستی این بدان سبب است که آنان [به پندار خود] گفتند در مورد کسانی که کتاب آسمانی ندارند بر زیان ما راهی نیست و بر خدا دروغ می‌بندند با اینکه خودشان [هم] می‌دانند ۝٧٥

به باور یهودیان، نبوت، کتاب، حکومت و برتری بر دیگر اقوام به بنی‌اسرائیل اختصاص داشت.[۳] بر پایه این نگرش، غیر بنی‌اسرائیل حقی برای برتری یا اعتراض در برابر آنان نداشتند؛ ازاین‌رو، خیانت در امانت نسبت به غیر بنی‌اسرائیل را جایز می‌دانستند و آن را با این باور اعتقادی توجیه می‌کردند.[۴] با وجود آنکه کتاب‌های آسمانی آنان خیانت در امانت را مجاز نمی‌دانست، آنان برای توجیه رفتار خود، این حکم را به دروغ به خدا نسبت می‌دادند.[۵]

شأن نزول آیه

طبق برخی روایات، مصداق امانت‌دار در آیه ۷۵ سوره آل‌عمران، عبدالله بن سلام است که شخصی هزار و دویست اوقیه طلا را نزد او به امانت سپرد و وی همه آن را به صاحبش بازگرداند؛ ازاین‌رو خداوند او را ستوده است.[۶] در مقابل، مصداق فرد خیانت‌کار، نُحاص بن عازورا معرفی شده که مردی قریشی، دیناری را نزد او به امانت گذاشت و او در آن خیانت کرد.[۷] جوادی آملی از مفسران شیعه معتقد است روایات شأن نزولی که در مدح عبدالله بن سلام وارد شده ساختگی و دارای جنبه سیاسی است.[۸] طبق نقل دیگر، مراد از امانت‌داران، مسیحیان و مراد از خیانت‌کنندگان در امانت، یهودیان دانسته شده است.[۹]

قدرت‌، محور استیفای حق از یهود

مفسران از فراز آیه «إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا؛ مگر آنکه همواره بالای سرش بایستی [و مال خود را با سخت گیری از او بگیری» استفاده کرده‌اند، در گرفتن حق از یهودیان، قدرت، تعیین‌کننده است؛ ازاین‌رو، استیفای حقوق در برابر آنان، مستلزم برخورداری از قدرت است.[۱۰] به باور برخی مفسران، شواهدی از جمله تجاوز، پیمان‌شکنی و خیانت‌های اسرائیل نسبت به حقوق مسلمانان فلسطین مؤید این برداشت قرآنی درباره ویژگی‌های رفتاری یهود است.[۱۱]

پانویس

  1. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۷ش، ج۱۴، ص۵۹۶.
  2. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۷ش، ج۱۴، ص۵۹۶.
  3. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۳، ص۲۶۱.
  4. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۳، ص۲۶۱.
  5. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۶۲۲.
  6. فضل الله، من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۶، ص۱۰۶.
  7. فضل الله، من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۶، ص۱۰۶.
  8. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۷ش، ج۱۴، ص۶۱۱.
  9. سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۴۳.
  10. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۱۵۱.
  11. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۱۵۱.

منابع

  • جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، اسراء، چاپ دوم، ۱۳۸۷ش.
  • رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، قم، پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآن، چاپ اول، ۱۳۸۷ش.
  • سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، قم، کتابخانه عمومی حضرت آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
  • فضل الله، محمدحسین، من وحی القرآن، بیروت، دار الملاک، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ سی و دوم، ۱۳۷۴ش.