پرش به محتوا

آیه ۱۸ سوره نساء

از ویکی شیعه
مشخصات آیه
واقع در سورهنساء
شماره آیه۱۸
جزء۴
اطلاعات محتوایی
مکان نزولمدینه
موضوعاخلاقی
دربارهتوبه
آیات مرتبطآیه توبهآیه ۳۴ سوره محمد


آیه ۱۸ سوره نساء درباره عدم پذیرش توبه کافران و کسانی است که توبه را تا لحظه احتضار به تأخیر انداخته‌اند.[۱] این آیه از نظر مضمونی در ادامه دو آیه قبلی قرار دارد که در آن‌ها به پذیرش توبه گناهکاران ناآگاه که به سرعت توبه می‌کنند، اشاره شده است.[۲]

﴿وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ۝١٨ [نساء:18]
﴿و توبه کسانی که گناه می‌کنند تا وقتی که مرگ یکی از ایشان دررسد می‌گوید اکنون توبه کردم پذیرفته نیست و [نیز توبه] کسانی که در حال کفر می‌میرند پذیرفته نخواهد بود آنانند که برایشان عذابی دردناک آماده کرده‌ایم ۝١٨

مفسران ذیل این آیه به دو گروه از انسان‌ها اشاره می‌کنند که خداوند توبه آنها را قبول نخواهد کرد. نخست کسانی که پیوسته کارهای ناشایست انجام داده و هنگام مرگ به دنبال توبه هستند[۳] و دیگری کسانی که با حالت کفر از این دنیا بروند.[۴]

به گفته مفسران قرآن کریم، در حال جان‌دادن، پرده‌ها از برابر چشم انسان کنار خواهد رفت و قسمتی از حقایق مربوط به جهان دیگر و نتیجه اعمال نمایان خواهد شد که در پی آن از کردار خویش پشیمان شده و قصد توبه‌کردن دارد.[۵] طبرسی نویسنده تفسیر مجمع البیان تبیین کرده است که انسانِ محتضر در حال جان‌دادن، می‌خواهد که به ترک زشتی‌ها و انجام کارهای خیر مبادرت کند ولی در این حال، تکلیف از او برداشته شده و بنابراین توبه‌کردن برای او متصور نخواهد بود.[۶] حسینی شاه‌عبدالعظیمی (۱۳۸۴ق) نویسنده تفسیر اثنی‌عشری در تفسیر آیه این‌گونه می‌گوید که توبه غیر اختیاری و از روی اضطرار، بی‌فایده است؛ چنان‌که توبه فرعون پذیرفته نشد.[۷] داستان توبه فرعون در آیات ۹۰ و ۹۱ سوره یونس آمده است.
به گفته علامه طباطبایی، کسی که در حال کفر از دنیا رفته است، بعد از مشاهده امور مربوط به آخرت، اظهار ایمان می‌کند ولی خدا توبه او را که همان ایمان‌آوردن اوست، نمی‌پذیرد.[۸]

طبق آنچه در تفسیر نمونه آمده، آیه ۱۸ سوره نساء با روایاتی که پذیرش توبه را تا آخرین نَفَس برای انسان امکان‌پذیر می‌داند،[۹] هیچ‌گونه منافاتی ندارد؛ زیرا منظور از آن روایات، لحظاتی است که هنوز نشانه‌های قطعی مرگ مشاهده نشده باشد.[۱۰] در مقابل، برخی از مفسران همچون مغنیه چنین احادیثی را قبول نداشته و آن را مخالف با مضمون آیات قرآن کریم دانسته‌اند.[۱۱]

پانویس

  1. طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۲۴۳.
  2. طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۲۴۳.
  3. مکارم شیرازی، تفسیرنمونه، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۳۱۵.
  4. مکارم شیرازی، تفسیرنمونه، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۳۱۶.
  5. مکارم شیرازی، تفسیرنمونه، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۳۱۵.
  6. طبرسی، مجمع البیان‌، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۳۷.
  7. حسینی شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری،۱۳۶۳ش، ج۲، ص۳۸۰.
  8. طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۲۴۳.
  9. صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۳۳.
  10. مکارم شیرازی، تفسیرنمونه، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۳۱۶.
  11. مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۲۷۳و۲۷۴.

منابع

  • حسینی شاه‌عبدالعظیمی، سید حسین، تفسیر اثنی‌عشری، تهران، انتشارات میقات، چاپ اول، ۱۳۶۳ ش.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، مَن لا یَحضَرُهُ الفقیه، تحقیق و تصحیح علی‌اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزهٔ علمیه قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • طباطبائی، سید محمد‌حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر نشر اسلامی (جامعه مدرسین)، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن،‌ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • مغنیه، محمد‌جواد، تفسیر الکاشف، تهران،‌ دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران،‌ دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.