آیات نشوز: تفاوت میان نسخهها
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
فقها در بیان احکام نشوز به آیات نشوز و روایات مزبوط به آن، تمسک کردهاند: | فقها در بیان احکام نشوز به آیات نشوز و روایات مزبوط به آن، تمسک کردهاند: | ||
*بنا به گفته [[آیت الله مکارم شیرازی]] از آیه ۲۸ سوره نساء که مربوط به نشوز مردان است، دو مسأله فقهی استفاده میشود: نخست این كه احكامی مانند تقسیم ایام هفته در میان دو همسر، جنبه حق دارد، نه حكم و لذا زن میتواند با اختیار خود، از این حق به طور كلی یا به طور جزئی صرفنظر كند، دیگر این كه: عِوض صلح، لازم نیست مال بوده باشد، بلكه میتواند «اسقاط حقی» عوض صلح واقع شود.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۰۰.</ref> | *بنا به گفته [[آیت الله مکارم شیرازی]] از آیه ۲۸ سوره نساء که مربوط به نشوز مردان است، دو مسأله فقهی استفاده میشود: نخست این كه احكامی مانند تقسیم ایام هفته در میان دو همسر، جنبه حق دارد، نه حكم و لذا زن میتواند با اختیار خود، از این حق به طور كلی یا به طور جزئی صرفنظر كند، دیگر این كه: عِوض صلح، لازم نیست مال بوده باشد، بلكه میتواند «اسقاط حقی» عوض صلح واقع شود.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۰۰.</ref> | ||
*فقها با استناد به آیه ۳۴ سوره نساء بر این باورند که در صورت ناشزه بودن زن، شوهر باید ابتدا او را نصیحت کند و اگر سودمند واقع نشد، در بستر به او پشت کند و یا بسترش را از او جدا کند و اگر همچنان فایدهای نبخشید او را آرام تنبیه بدنی کند.<ref>محقق اردبیلی، زبدةالبیان، المكتبة المرتضویة لإحیاء الآثار الجعفریة، ص۵۳۷.</ref> واژه «وَاضْرِبُوهُنَّ» در آیه | *فقها با استناد به آیه ۳۴ سوره نساء بر این باورند که در صورت ناشزه بودن زن، شوهر باید ابتدا او را نصیحت کند و اگر سودمند واقع نشد، در بستر به او پشت کند و یا بسترش را از او جدا کند و اگر همچنان فایدهای نبخشید او را آرام تنبیه بدنی کند.<ref>محقق اردبیلی، زبدةالبیان، المكتبة المرتضویة لإحیاء الآثار الجعفریة، ص۵۳۷.</ref> واژه «وَاضْرِبُوهُنَّ» در این آیه ناظر به تنبیه بدنی زن است و دیدگاههای متعددی درباره آن مطرح شده است:<ref>مهریزی، «تطور دیدگاه ها در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء»، ص۱۱.</ref> | ||
#طبق دیدگاه مشهور [[مفسران]] و [[فقیهان]] شیعه و [[اهل سنت]]، «ضرب» در آیه ۳۴ سوره نساء به معنای کتک زدن است و آنرا حکمی دائمی دانستهاند.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۶۹؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۵، ص۳۵۰؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۳۴۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۳۷۲؛ فخر رازی، تفسیر الکبیر،۱۴۲۰ق، ج۱۰، ص۷۲؛ صدوق، من لا یحضر، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۲۱؛ شهید ثانی، مسالک، ۱۴۱۳ق، ج۸، ص۳۵۶.</ref> | #طبق دیدگاه مشهور [[مفسران]] و [[فقیهان]] شیعه و [[اهل سنت]]، «ضرب» در آیه ۳۴ سوره نساء به معنای کتک زدن است و آنرا حکمی دائمی دانستهاند.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۶۹؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۵، ص۳۵۰؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۳۴۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۳۷۲؛ فخر رازی، تفسیر الکبیر،۱۴۲۰ق، ج۱۰، ص۷۲؛ صدوق، من لا یحضر، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۲۱؛ شهید ثانی، مسالک، ۱۴۱۳ق، ج۸، ص۳۵۶.</ref> آنها همچنین با استناد به روایات معصومین شرایط و حدودی برای تنبیه کردن تعیین کردهاند که عبارتند از: | ||
#برخی از مفسرین نیز یا واژه «ضرب» را از معنایش خارج کرده و به گونهای دیگر معنا کردهاند و یا آن را حکمی موقت تلقی کردهاند.<ref>مهریزی، «تطور دیدگاه ها در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء»، ص۱۱.</ref> به عنوان نمونه: [[آیت الله معرفت]] قرآنپژوه معاصر معتقد است که شارع برای ریشه کن کردن برخی رسوم جاهلی، ابتدا حکمی هماهنگ با جامعه تجویز کرده و سپس طی فرآیندی عقبنشینی کرده و این عادت غلط را نسخ و ابطال کرده است.<ref>احمدینژاد، فاطمه و دیگران، «معناشناسی نسخ تدریجی، مشروط و تمهیدی از منظر آیتالله معرفت»، ص۱۸.</ref> او این روش را نسخ تمهیدی نامگذاری کرده و بر این باور است که نحوه برخورد با زنان در دوران جاهلی، از رسوم غلطی بوده است که قرآن با بیان احکام مندرج در آیه ۳۴ سوره نساء به ویژه مسأله ضرب زنان، آن را نسخ کرده است.<ref>معرفت، شبهات وردود حول القران الكریم، ۱۳۸۸ش، ص۱۵۷.</ref> معرفت با بیان قرائنی، از جمله تنبیه بدنی زن با چوب مسواک، نهی از زدن زنان و تأکید فراوان جهت حفظ کرامت زنان در روایات، به این نتیجه میرسد که اطلاق آیه ۳۴ سوره نسا نسخ شده است.<ref>معرفت، شبهات وردود حول القران الكریم، ۱۳۸۸ش، ص۱۵۸.</ref> برخی از محققان معتقدند که واژه «ضرب» دارای معانی متعددی است که در روابط زن و شوهر به هنگام نشوز، به معنای کناره گیری و ترک کردن است.<ref>مهریزی، «تطور دیدگاه ها در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء»، ص۲۷-۲۸.</ref> | #برخی از مفسرین نیز یا واژه «ضرب» را از معنایش خارج کرده و به گونهای دیگر معنا کردهاند و یا آن را حکمی موقت تلقی کردهاند.<ref>مهریزی، «تطور دیدگاه ها در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء»، ص۱۱.</ref> به عنوان نمونه: [[آیت الله معرفت]] قرآنپژوه معاصر معتقد است که شارع برای ریشه کن کردن برخی رسوم جاهلی، ابتدا حکمی هماهنگ با جامعه تجویز کرده و سپس طی فرآیندی عقبنشینی کرده و این عادت غلط را نسخ و ابطال کرده است.<ref>احمدینژاد، فاطمه و دیگران، «معناشناسی نسخ تدریجی، مشروط و تمهیدی از منظر آیتالله معرفت»، ص۱۸.</ref> او این روش را نسخ تمهیدی نامگذاری کرده و بر این باور است که نحوه برخورد با زنان در دوران جاهلی، از رسوم غلطی بوده است که قرآن با بیان احکام مندرج در آیه ۳۴ سوره نساء به ویژه مسأله ضرب زنان، آن را نسخ کرده است.<ref>معرفت، شبهات وردود حول القران الكریم، ۱۳۸۸ش، ص۱۵۷.</ref> معرفت با بیان قرائنی، از جمله تنبیه بدنی زن با چوب مسواک، نهی از زدن زنان و تأکید فراوان جهت حفظ کرامت زنان در روایات، به این نتیجه میرسد که اطلاق آیه ۳۴ سوره نسا نسخ شده است.<ref>معرفت، شبهات وردود حول القران الكریم، ۱۳۸۸ش، ص۱۵۸.</ref> برخی از محققان معتقدند که واژه «ضرب» دارای معانی متعددی است که در روابط زن و شوهر به هنگام نشوز، به معنای کناره گیری و ترک کردن است.<ref>مهریزی، «تطور دیدگاه ها در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء»، ص۲۷-۲۸.</ref> | ||
نسخهٔ ۲۰ فوریهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۵:۱۵
| مشخصات آیه | |
|---|---|
| نام آیه | آیۀ نشوز |
| واقع در سوره | نساء |
| شماره آیه | ۳۴ و ۱۲۸ |
| جزء | ۵ |
| اطلاعات محتوایی | |
| موضوع | فقهی - اخلاقی |
| سایر | روابط و حقوق زن و شوهر |
آیات نشوز، بخشی از آیۀ ۳۴ و آیۀ ١٢٨ سوره نساء است که به عدم برآوردن تکالیف زن و شوهر نسبت به همدیگر و احکام آن میپردازد. اصطلاح نشوز در آیه نخست دربارۀ زن و در آیه دوم درباره شوهر به کار رفته است. نشوز زن را به معنای عدم اطاعت زن از شوهر در اموری مانند عدم تمکین جنسی و نشوز مرد را به معنای ناسازگاری شوهر و رعایت نکردن حقوق همسر خود دانستهاند.
متن و ترجمه
از محتوای آیات ۳۴ و ۱۲۸ سوره نساء، در بیان احکام نشوز استفاده شده و به همین جهت به آیات نشوز شهرت یافته است:[۱]
- آیۀ نخست:
...وَاللَّـاتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَیهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللَّـهَ كَانَ عَلِیا كَبِیرًا
...و زنانی را كه از نافرمانی آنان بیم دارید [نخست] پندشان دهید و [بعد] در خوابگاهها از ایشان دوری كنید و [اگر تأثیر نكرد] آنان را بزنید؛ پس اگر شما را اطاعت كردند [دیگر] بر آنها هیچ راهی [برای سرزنش] مجویید، كه خدا والای بزرگ است. نساء-۳۴
- آیۀ دوم:
وَ إِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِمَا أَن یصْلِحَا بَینَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَیرٌ وَأُحْضِرَتِ الْأَنفُسُ الشُّحَّ وَ إِن تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّـهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا
و اگر زنی از شوهر خویش بیم ناسازگاری یا رویگردانی داشته باشد، بر آن دو گناهی نیست كه از راه صلح با یكدیگر، به آشتی گرایند؛ كه سازش بهتر است. و[لی] بخل [و بیگذشت بودن]، در نفوس، حضور [و غلبه] دارد؛ و اگر نیكی كنید و پرهیزگاری پیشه نمایید، قطعاً خدا به آنچه انجام میدهید آگاه است. نساء-۱۲۸
شأن نزول
مفسران برای این آیات، شأن نزولهای بیان کردهاند که به شرح زیر است:
شأن نزول آیه ۳۴ سوره نساء
برخی مفسران در شأن نزول آیه ۳۴ سوره نساء گفتهاند: این آیه در باره سعد بن ربیع بن عمر و همسرش حبیبه دختر زید بن ابی زهیر نازل شده است.[۲] حبیبه نسبت به سعد نافرمانی كرده و سعد او را کتک زده بود. به همین دلیل به همرا پدرش نزد پیامبر (ص) رفته و از کار سعد شکایت کردند. پیامبر دستور به قصاص داده بود ولی حبیبه بعد از دستور پیامبر از قصاص شوهر خود چشم پوشید. سپس پیامبر گفت: الان جبرئیل نازل شد و این آیه را نازل كرده و گفته است: «ما چیزی اراده كردیم و خداوند چیز دیگری اراده كرد و آنچه خداوند اراده كرده است، بهتر است و قصاص را رفع كرد.»[۳]
شأن نزول آیه ۱۲۸ سوره نساء
علی بن ابراهیم قمی در کتاب تفسیر قمی در شأن نزول این آیه گفته است: «رافع بن خدیج» دو همسر داشت که یکی از آنها مسن و دیگری جوان بود. بر اثر اختلافاتی همسر مسن خود را طلاق داد و هنوز مدت عدّه، تمام نشده بود كه به او گفت: اگر مایل باشی با تو آشتی میکنم؛ مشروط به این که اگر همسر دیگرم را بر تو مقدم داشتم صبر كنی و اگر مایل باشی صبر میكنم، مدت عدّه تمام شود و از هم جدا شویم. زن پیشنهاد اول را قبول كرد و با هم آشتی كردند، سپس این آیه نازل شد و حكم این كار را بیان داشت.[۴]
محتوای آیات
مفسران در بیان معنای نشوز گفتهاند: نشوز به معنای سرکشی و نافرمانی یا سرپیچی از اطاعت است[۵] و در اینجا به معنای سرپیچی کردن یکی از زوجین (زن و مرد) از برآورده کردن وظایف متقابلی است که شارع بر عهده آنها گذاشته است.[۶]
در بیان محتوای آیه ۳۴ سوره نساء گفته شده است: برخی زنان از انجام امور واجب در قبال شوهر خود مانند: برآوردن خواستههای مشروع جنسی شوهر و... نافرمانی میکنند، وظیفه مرد در این شرایط برای تنبیه و اصلاح زن به این صورت است که در مرحله اول او را باید نصیحت و موعظه کند و اگر سودی نبخشید، در بسترش به زنش پشت کرده یا بسترش را از او جدا کند و چنانچه این روش مؤثر نباشد و زن همچنان به نافرمانی خود اصرار داشته باشد، مرد میتواند او را به صورت خفیف تنبیه بدنی کند.[۷]
مفسران در بیان محتوای آیه ۱۲۸ سوره نساء گفتهاند: اگر زنی علائم نشوز را در شوهرش دید؛ یعنی مشاهده كرد كه شوهرش واجبات زوجیت مانند: پرداخت نفقه و حسن معاشرت را رعایت نمیکند و یا نسبت به او بی میل و رویگردان است، در این صورت میتواند برای ایجاد صلح و توافق وایجاد علاقه از جانب شوهرش، از بعضی از حقوق خود صرفنظر و چشم پوشی كند تا به این وسیله میان آنان صلح برقرار شده و از طلاق جلوگیری شود.[۸]
استفاده فقهی
فقها در بیان احکام نشوز به آیات نشوز و روایات مزبوط به آن، تمسک کردهاند:
- بنا به گفته آیت الله مکارم شیرازی از آیه ۲۸ سوره نساء که مربوط به نشوز مردان است، دو مسأله فقهی استفاده میشود: نخست این كه احكامی مانند تقسیم ایام هفته در میان دو همسر، جنبه حق دارد، نه حكم و لذا زن میتواند با اختیار خود، از این حق به طور كلی یا به طور جزئی صرفنظر كند، دیگر این كه: عِوض صلح، لازم نیست مال بوده باشد، بلكه میتواند «اسقاط حقی» عوض صلح واقع شود.[۹]
- فقها با استناد به آیه ۳۴ سوره نساء بر این باورند که در صورت ناشزه بودن زن، شوهر باید ابتدا او را نصیحت کند و اگر سودمند واقع نشد، در بستر به او پشت کند و یا بسترش را از او جدا کند و اگر همچنان فایدهای نبخشید او را آرام تنبیه بدنی کند.[۱۰] واژه «وَاضْرِبُوهُنَّ» در این آیه ناظر به تنبیه بدنی زن است و دیدگاههای متعددی درباره آن مطرح شده است:[۱۱]
- طبق دیدگاه مشهور مفسران و فقیهان شیعه و اهل سنت، «ضرب» در آیه ۳۴ سوره نساء به معنای کتک زدن است و آنرا حکمی دائمی دانستهاند.[۱۲] آنها همچنین با استناد به روایات معصومین شرایط و حدودی برای تنبیه کردن تعیین کردهاند که عبارتند از:
- برخی از مفسرین نیز یا واژه «ضرب» را از معنایش خارج کرده و به گونهای دیگر معنا کردهاند و یا آن را حکمی موقت تلقی کردهاند.[۱۳] به عنوان نمونه: آیت الله معرفت قرآنپژوه معاصر معتقد است که شارع برای ریشه کن کردن برخی رسوم جاهلی، ابتدا حکمی هماهنگ با جامعه تجویز کرده و سپس طی فرآیندی عقبنشینی کرده و این عادت غلط را نسخ و ابطال کرده است.[۱۴] او این روش را نسخ تمهیدی نامگذاری کرده و بر این باور است که نحوه برخورد با زنان در دوران جاهلی، از رسوم غلطی بوده است که قرآن با بیان احکام مندرج در آیه ۳۴ سوره نساء به ویژه مسأله ضرب زنان، آن را نسخ کرده است.[۱۵] معرفت با بیان قرائنی، از جمله تنبیه بدنی زن با چوب مسواک، نهی از زدن زنان و تأکید فراوان جهت حفظ کرامت زنان در روایات، به این نتیجه میرسد که اطلاق آیه ۳۴ سوره نسا نسخ شده است.[۱۶] برخی از محققان معتقدند که واژه «ضرب» دارای معانی متعددی است که در روابط زن و شوهر به هنگام نشوز، به معنای کناره گیری و ترک کردن است.[۱۷]
شرایط تنبیه بدنی زن
۱. قصد اصلاح
قرآن هدف از تنبیه بدنی را دوری کردن زن از نشوز میداند و تنبیه هم باید منجر به این شده که زن اصلاح شده، وظایف خود را نسبت به شوهر انجام دهد.[۱۸] صاحب جامع المدارک و امام خمینی نیز معتقد بودند که ضرب باید به انگیزۀ اصلاح و پایان دادن به بحران خانوادگی و خالی از هر نوع انتقامجویی و تشفّی دل و خالی کردن عقده باشد.[۱۹]
۲. خفیف بودن
از جمله شرایط تنبیه بدنی این است که شدید نباشد. رسول خدا(ص) میفرماید کتک شما نباید به نحوی باشد که اثر آن در بدن زن پیدا باشد یا کتک نباید نشانۀ خودنمایی و اظهار قدرت مرد باشد.[۲۰] در روایتی، امام باقر(ع) در تفسیر «واضربوهنّ» میفرماید با چوب مسواک وی را بزند.[۲۱]
۳. زدن در چند مرحله
در تنبیه بدنی، باید از مرحلۀ مختصرتر شروع شود و اگر اثر نکرد، شدیدتر گردد.[۲۲] امام خمینی در این باره معتقد بودند ابتدا تنبیه باید مختصر باشد، اگر اثر نکرد به تدریج به مراحل بالاتر و تنبیه شدیدتر منتقل میشود. ولی در هر صورت نباید بدن زن خونی شده یا موجب کبودی و سرخی شود. و اگر تنبیه بدنی، سبب جراحت و جنایتی بر زن گردد مرد باید به او غرامت بدهد.[۲۳]
راه حل قرآن برای نشوز
نشوز زن
نحوۀ برخورد مرد با نشوز زن با توجه به عوامل مختلف متفاوت است؛ اگر خستگی جسمی و روانی و افسردگی یا فشارهای ناشی از کار و یا عدم ارضای جنسی زن باشد، شوهر باید به برطرف کردن این عوامل اقدام کند.[۲۴] اما اگر با برطرف کردن عوامل، همچنان نشوز زن باقی باشد، طبق مفاد آیه ۳۴ سوره نساء، مرد باید برای برخورد با همسر خود سه مرحله را طی کند. این سه مرحله بر یکدیگر مترتب هستند، بدین معنا که اگر مراحل متقدم تأثیرگذار نباشد، نوبت به مراحل بعد میرسد.[۲۵] این سه مرحله عبارتند از: نصیحت کردن او، دوری کردن از او در بستر و تنبیه بدنی.[۲۶] از این میان، موعظه را از زمان ظهور علائم نشوز میتوان آغاز کرد. علامه طباطبائی در این باره چنین نوشته است:
- اگر در جمله «فعظوهن» فای تفریع را آورد و موعظه را نتیجه ترس از نشوز قرار داد، نه از خود نشوز، شاید برای این بوده که رعایت حال موعظه را در بین علاجهای سهگانه کرده باشد و بفهماند از میان این سه راه، علاج موعظه علاجی است که هم در حال نشوز مفید واقع میشود و هم قبل از نشوز و هنگام پیدا شدن علامتهای آن.[۲۷]
اشکال
یکی از بحثهای چالشبرانگیز، اجازه تنبیه بدنی در این آیه است. اشکال مطرح شده این است که این اجازه، با کرامت ذاتی انسان ناسازگار مینماید.
عالمان اسلامی و مفسران، به این اشکال بیتوجه نبوده، برای دفع آن چارهاندیشیهایی کردهاند. در تفسیر نمونه در پاسخ بدین اشکال چنین آمده است:
- اولا آیه، مسئله تنبیه بدنی را در مورد افراد وظیفهنشناسی مجاز شمرده که هیچ وسیله دیگری درباره آنان مفید واقع نشود، و اتفاقا این موضوع تازهای نیست که منحصر به اسلام باشد، در تمام قوانین دنیا هنگامی که طرق مسالمتآمیز برای وادار کردن افراد به انجام وظیفه، مؤثر واقع نشود، متوسل به خشونت میشوند، نه تنها از طریق ضرب بلکه گاهی در موارد خاصی مجازاتهایی شدیدتر از آن نیز قائل میشوند که تا سرحد اعدام پیش میرود.
- ثانیا تنبیه بدنی در اینجا - همانطور که در کتب فقهی نیز آمده است - باید ملایم و خفیف باشد بهطوری که نه موجب شکستگی و نه مجروح شدن گردد و نه باعث کمبودی بدن...[۲۸]
نشوز مرد
طبق آیه ۱۲۸ سوره نساء، اگر نشوز از طرف مرد باشد، صلح به عنوان یک راهحل پیشنهاد شده است. برخی از مفسران صلح را در این آیه چنین تفسیر کردهاند:
شرایط تنبیه بدنی زن
۱. قصد اصلاح
قرآن هدف از تنبیه بدنی را دوری کردن زن از نشوز میداند و تنبیه هم باید منجر به این شده که زن اصلاح شده، وظایف خود را نسبت به شوهر انجام دهد.[۳۰] صاحب جامع المدارک و امام خمینی نیز معتقد بودند که ضرب باید به انگیزۀ اصلاح و پایان دادن به بحران خانوادگی و خالی از هر نوع انتقامجویی و تشفّی دل و خالی کردن عقده باشد.[۳۱]
۲. خفیف بودن
از جمله شرایط تنبیه بدنی این است که شدید نباشد. رسول خدا(ص) میفرماید کتک شما نباید به نحوی باشد که اثر آن در بدن زن پیدا باشد یا کتک نباید نشانۀ خودنمایی و اظهار قدرت مرد باشد.[۳۲] در روایتی، امام باقر(ع) در تفسیر «واضربوهنّ» میفرماید با چوب مسواک وی را بزند.[۳۳]
۳. زدن در چند مرحله
در تنبیه بدنی، باید از مرحلۀ مختصرتر شروع شود و اگر اثر نکرد، شدیدتر گردد.[۳۴] امام خمینی در این باره معتقد بودند ابتدا تنبیه باید مختصر باشد، اگر اثر نکرد به تدریج به مراحل بالاتر و تنبیه شدیدتر منتقل میشود. ولی در هر صورت نباید بدن زن خونی شده یا موجب کبودی و سرخی شود. و اگر تنبیه بدنی، سبب جراحت و جنایتی بر زن گردد مرد باید به او غرامت بدهد.[۳۵]
جستارهای وابسته
پانویس
منابع
- باقیزاده، رضا، «بررسی و تحلیل مسئله نشوز در تعامل زوجین»، فصلنامه علمی – ترویجی بانوان شیعه، سال هفتم، شماره ۲۳، بهار ۱۳۸۹.
- حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التّراث، ۱۴۰۹ق.
- طباطبائی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، بی تا.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ چهل و یکم، ۱۳۸۰ش.
- امام خمینی، سید روح الله، تحریر الوسیلة، نجف اشرف، مطبعة الآداب، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
- خوانساری، سید احمد، جامع المدارک، تهران، صدوق، چاپ دوم، ۱۳۶۴ش.
- طبری، محمد بن جریر، تفسیر طبری، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ق.
- عروسی الحویزی، عبدعلی بن جمعة، تفسیر نورالثقلین، قم، مطبوعاتی اسماعیلیان، ۱۴۱۵ق.
- ↑ محقق اردبیلی، زبدةالبیان، ص۵۳۶.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۶۸.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان، ج۳، ص۱۸۹؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۶۸.
- ↑ علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج۱، ص۱۵۴.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان، ج۳، ص۱۹۰؛ طبرسی، مجمعالبیان، ج۳، ص۶۸؛ قرائتی، تفسیر نور، ج۲، ص۵۹۹.
- ↑ طیب اصفهانی، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۲۲۵.
- ↑ طبرسی، مجمعالبیان، ج۳، ص۱۶۹؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۳، ص۴۷۳؛ قرائتی، ج۲، ص۵۹۹.
- ↑ طیب اصفهانی، اطیبالبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۲۲۵.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۰۰.
- ↑ محقق اردبیلی، زبدةالبیان، المكتبة المرتضویة لإحیاء الآثار الجعفریة، ص۵۳۷.
- ↑ مهریزی، «تطور دیدگاه ها در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء»، ص۱۱.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۶۹؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۵، ص۳۵۰؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۳۴۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۳۷۲؛ فخر رازی، تفسیر الکبیر،۱۴۲۰ق، ج۱۰، ص۷۲؛ صدوق، من لا یحضر، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۲۱؛ شهید ثانی، مسالک، ۱۴۱۳ق، ج۸، ص۳۵۶.
- ↑ مهریزی، «تطور دیدگاه ها در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء»، ص۱۱.
- ↑ احمدینژاد، فاطمه و دیگران، «معناشناسی نسخ تدریجی، مشروط و تمهیدی از منظر آیتالله معرفت»، ص۱۸.
- ↑ معرفت، شبهات وردود حول القران الكریم، ۱۳۸۸ش، ص۱۵۷.
- ↑ معرفت، شبهات وردود حول القران الكریم، ۱۳۸۸ش، ص۱۵۸.
- ↑ مهریزی، «تطور دیدگاه ها در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء»، ص۲۷-۲۸.
- ↑ باقیزاده، «بررسی و تحلیل مسئله نشوز در تعامل زوجین»، ص۱۶۲
- ↑ باقیزاده، «بررسی و تحلیل مسئله نشوز در تعامل زوجین»، ص۱۶۲؛ نقل از: خوانساری، جامع المدارک، ۱۳۶۴ش، ج۴، ص۴۳۷؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۲۷۳
- ↑ باقیزاده، «بررسی و تحلیل مسئله نشوز در تعامل زوجین»، ص۱۶۳ نقل از: طبری، تفسیر طبری، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۱۶۸
- ↑ باقیزاده، «بررسی و تحلیل مسئله نشوز در تعامل زوجین»، ص۱۶۳ نقل از: عروسی الحویزی، تفسیر نورالثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۴۷۸
- ↑ باقیزاده، «بررسی و تحلیل مسئله نشوز در تعامل زوجین»، ص۱۶۴
- ↑ باقیزاده، «بررسی و تحلیل مسئله نشوز در تعامل زوجین»، ص۱۶۴؛ نقل از: امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۲۷۳
- ↑ باقیزاده، «بررسی و تحلیل مسئله نشوز در تعامل زوجین»، ص۱۵۷
- ↑ طباطبائی، المیزان، دفتر انتشارات اسلامی، ج۴، ص۵۴۶؛ باقیزاده، «بررسی و تحلیل مسئله نشوز در تعامل زوجین»، ص۱۵۷
- ↑ سوره نساء، آیه ۳۴.
- ↑ طباطبائی، المیزان، دفتر انتشارات اسلامی، ج۴، ص۵۴۵-۵۴۶
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۳، ص۳۷۳
- ↑ طباطبائی، المیزان، دفتر انتشارات اسلامی، ج۵، ص۱۶۳؛ نیز ن.ک: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۴، ص۱۵۰-۱۵۱.
- ↑ باقیزاده، «بررسی و تحلیل مسئله نشوز در تعامل زوجین»، ص۱۶۲
- ↑ باقیزاده، «بررسی و تحلیل مسئله نشوز در تعامل زوجین»، ص۱۶۲؛ نقل از: خوانساری، جامع المدارک، ۱۳۶۴ش، ج۴، ص۴۳۷؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۲۷۳
- ↑ باقیزاده، «بررسی و تحلیل مسئله نشوز در تعامل زوجین»، ص۱۶۳ نقل از: طبری، تفسیر طبری، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۱۶۸
- ↑ باقیزاده، «بررسی و تحلیل مسئله نشوز در تعامل زوجین»، ص۱۶۳ نقل از: عروسی الحویزی، تفسیر نورالثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۴۷۸
- ↑ باقیزاده، «بررسی و تحلیل مسئله نشوز در تعامل زوجین»، ص۱۶۴
- ↑ باقیزاده، «بررسی و تحلیل مسئله نشوز در تعامل زوجین»، ص۱۶۴؛ نقل از: امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۲۷۳