مقاله قابل قبول
رده ناقص
بدون عکس
کپی‌کاری از منابع خوب
نارسا

امام حسین علیه السلام

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از حسین بن علی)
پرش به: ناوبری، جستجو
حسین بن علی
ضریح امام حسین5.jpg
نقش امام سوم شیعیان
نام حسین بن علی
کنیه اباعبدالله
زادروز ۳ شعبان، سال ۴ قمری.
زادگاه مدینه
مدت امامت حدود ۱۰ سال (۵۰ تا ابتدای ۶۱ق)
شهادت ۱۰ محرم (عاشوراسال ۶۱ قمری.
مدفن کربلا
محل زندگی مدینه، کوفه
لقب(ها) زکی، سید الشهدا
پدر امام علی(ع)
مادر حضرت فاطمه(س)
همسر(ان) رباب، لیلا، ام اسحاق، شهربانو(اختلافی)
فرزند(ان) امام سجاد، علی اکبر ، جعفر، علی اصغر، سکینه، فاطمه
طول عمر ۵۷ سال

حسین بن علی بن ابی طالب(ع) (۴-۶۱ق)، مشهور به اباعبدالله و سیدالشهداء، امام سوم شیعیان، فرزند دوم امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و نوه حضرت محمد(ص)، که ده سال امامت شیعیان را بر عهده داشت و در واقعه عاشورا به شهادت رسید.

بنابر گزارش‌های تاریخی شیعه و اهل سنت، پیامبر هنگام تولد او گریست و از شهادتش خبر داد و نام «حسین» را برای او برگزید. رسول خدا(ص) حسنین را بسیار دوست داشت و همه را به دوست داشتن آن دو سفارش می‌کرد. حسین(ع) یکی از اصحاب کسا، یکی از حاضران در ماجرای مباهله و یکی از اهل بیت پیامبر است که آیه تطهیر درباره آنان نازل شده است. روایت‌های متعددی از پیامبر(ص) در فضیلت امام حسین(ع) نقل شده است از جمله «حسن و حسین سرور جوانان بهشت‌اند» و «حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است.»

از زندگی سومین امام شیعیان در مدت سه دهه پس از وفات پیامبر(ص)، گزارش‌های اندکی وجود دارد. او در دوره خلافت امام علی(ع) در کنار ایشان بود و در جنگ‌های آن دوره شرکت داشت. در زمان امامت امام حسن(ع) پیرو و پشتیبان او بود و اقدام او در صلح با معاویه را تایید کرد. پس از شهادت وی نیز، تا زمانی که معاویه زنده بود، به پیمان برادر وفادار ماند و در پاسخ به نامه برخی از شیعیان کوفه که برای پذیرش رهبری او و قیام در برابر بنی‌امیه اعلام آمادگی کردند، آنان را به صبر تا زمان مرگ معاویه فراخواند.

دوره امامت حسین بن علی(ع) با حکومت معاویه همزمان بود. هر چند معاویه مانند خلفای سه گانه در ظاهر به حسین(ع) احترام می‌گذاشت ولی او در مواردی به عملکرد معاویه سخت اعتراض کرد، از جمله پس از کشته شدن حجر بن عدی در نامه‌ای توبیخ‌آمیز برای او نوشت: من فتنه‌ای بزرگ‌تر از حکومت تو بر این امت سراغ ندارم. در ماجرای ولایتعهدی یزید نیز از پذیرش بیعت خودداری کرد و در سخنانی در حضور معاویه و دیگران، این اقدام معاویه را نکوهید و یزید را فردی نالایق خواند و خود را سزاوار خلافت دانست. خطبه امام حسین در منا را نیز موضعی سیاسی در برابر امویان به شمار آورده‌اند.

پس از مرگ معاویه، امام حسین(ع) بیعت با یزید را مشروع ندانست و با توجه به فرمان یزید برای کشتن او در صورت خودداری از بیعت، در ۲۷ رجب سال ۶۰ق از مدینه به مکه رفت. در مدت چهار ماه حضور در مکه، نامه‌های فراوانی از سوی مردم کوفه برای پذیرش زمامداری دریافت کرد و پس از آنکه فرستاده‌اش مسلم بن عقیل، همدلی کوفیان را تایید کرد، در ۸ ذی‌الحجه، پیش از آنکه از پیمان‌شکنی بعدی کوفیان و کشته شدن مسلم با خبر شود، به سمت کوفه حرکت کرد.

وقتی ابن زیاد والی کوفه از حرکت حسین(ع) به سمت کوفه باخبر شد، لشکری به سوی او فرستاد و پس از آنکه سپاهیان حر بن یزید راه را بر امام بستند، او مجبور شد مسیر خود را به سمت کربلا تغییر دهد. در روز عاشورا میان امام حسین و یارانش و لشکر کوفه به فرماندهی عمر بن سعد جنگی درگرفت که به شهادت امام و حدود ۷۲ نفر از یارانش انجامید. پس از آن، زنان و کودکان و امام سجاد(ع) که آن زمان بیمار بود، به اسارت درآمدند و به کوفه و سپس شام فرستاده شدند.

شهادت امام حسین(ع) تاثیر عمیقی بر مسلمانان و شیعیان در طول تاریخ داشته و الهام‌بخش مبارزات و قیام‌های متعددی بوده است. شیعیان بر گریه و سوگواری بر شهادت امام حسین(ع)، به ویژه در ماه محرم و صفر، تأکید دارند.

نام، نسب، القاب

امام حسین(ع) فرزند امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) و نوه حضرت محمد(ص) است. او از خاندان بنی‌هاشم و از قبلیه قریش است. امام حسن مجتبی(ع)، حضرت عباس(ع)، محمد بن حنفیه از برادران و حضرت زینب(س) از خواهران او هستند.[۱]

در منابع شیعه و سنی آمده است که پیامبر(ص) نام «حسین» را بر او نهاد.[۲] بر اساس روایات، این نامگذاری به فرمان خداوند انجام گرفت.[۳] دو نام حسن و حسین، که قبل از اسلام نزد مردم عرب سابقه‌ای نداشت،[۴] معادل شَبَّر و شَبیر (یا شَبّیر)،[۵] نام پسران هارون است.[۶]

گزارش‌های دیگری نیز درباره نامگذاری او ذکر شده است از جمله اینکه ابتدا امام علی(ع) او را حرب یا جعفر نامید ولی پیامبر(ص) نام حسین را برای او برگزید.[۷] برخی این گونه گزارش‌ها را ساختگی خوانده و دلایلی در رد آن برشمرده‌اند.[۸]

کنیه او «ابوعبدالله» است.[۹] ابوعلی، ابوالشهداء (پدر شهیدان)، ابوالاحرار (پدر آزادگان) و ابوالمجاهدین (پدر جهادکنندگان) از دیگر کنیه‌های او است.[۱۰]

حسین بن علی القاب فراوانی دارد که بسیاری از آنها با القاب برادرش امام حسن(ع)، مشترک است؛ مانند سید شباب أهل الجنة (سرور جوانان اهل بهشت). برخی از القاب او عبارت‌اند از: زکیّ، طیب، وفی، سید، مبارک، نافع، الدلیل علی ذات اللّه، رشید، و التابع لمرضاة اللّه.[۱۱] ابن طلحه شافعی لقب «زکی» را مشهورتر از دیگر القاب و لقب «سید شباب أهل الجنه» را مهم‌ترین آنها دانسته است.[۱۲] در بعضی احادیث نیز امام حسین(ع) با لقب شهید یا سیدالشهداء خوانده شده است.[۱۳]

زندگی نامه

حسین بن علی در مدینه به دنیا آمد. برخی تولد او را در سال سوم قمری[۱۴] دانسته‌اند؛ اما قول مشهور سال چهارم قمری است.[۱۵] درباره روز ولادت او اختلاف است. بنابر قول مشهور ولادت او ۳ شعبان بوده[۱۶] ولی شیخ مفید تولد او را ۵ شعبان دانسته است.[۱۷]

در گزارش‌های شیعه و اهل سنت آمده است پیامبر هنگام تولد او گریست و از شهادتش خبر داد.[۱۸]

رسول خدا فرمود:
حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْه
أَحَبَّ الله مَنْ أَحَبَّ حُسَیْنا

حسین از من است و من از حسین هستم. خدا هر که حسین را دوست بدارد، دوست دارد.

انساب الاشراف، ج۳، ص۱۴۲
الطبقات الکبرى، ج۱۰، ص۳۸۵

بر پایه روایتی در کتاب کافی، حسین(ع) نه از مادرش و نه از هیچ زن دیگری شیر نخورد.[۱۹] نقل شده است امّ فضل همسر عباس بن عبدالمطلب خواب دید که قطعه‌ای از بدن پیامبر جدا و در دامن او (ام فضل) گذاشته شد. پیامبر در تعبیر خوابش گفت فاطمه پسری به دنیا خواهد آورد و تو دایه او خواهی بود. وقتی حسین(ع) متولد شد ام‌فضل دایگی‌اش را بر عهده گرفت.[۲۰] نام مادر عبدالله بن یقطر نیز به عنوان دایه او گزارش شده ولی گفته‌اند حسین از هیچیک از آن دو شیر نخورد.[۲۱]

در منابع اهل سنت آمده است رسول خدا(ص) در میان اهل بیت خود، حسن و حسین را بیش از بقیه دوست داشت[۲۲] و این علاقه چنان بود که گاه با ورودشان به مسجد، خطبه‌اش را ناتمام می‌گذاشت، از منبر پایین می‌آمد و آنان را در آغوش می‌کشید.[۲۳] از پیامبر نقل شده است که محبت به این دو مرا از محبت به هر کس دیگری بازداشته است.[۲۴]

اودر کنار دیگر اصحاب کساء در ماجرای مباهله حضور داشت.[۲۵] هنگام رحلت پیامبر(ص)، حسین(ع) هفت سال داشت و از این رو او را در زمره واپسین طبقهٔ اصحاب برشمرده‌اند.[۲۶]

  • دوران خلفای سه‌گانه

۲۵ سال از عمر امام حسین(ع) در دوران خلفای سه گانه سپری شد. او در ابتدای خلافتِ خلیفه اول ۷ ساله، در آغاز خلافت خلیفه دوم ۹ ساله و در شروع خلافت خلیفه سوم ۱۹ ساله بود.[۲۷] از جزئیات زندگی امام سوم شیعیان در این دوران خبر چندانی در دست نیست که شاید علت آن انزوای سیاسی امام علی(ع) و فرزندانش باشد.[۲۸]

بنابر برخی گزارش‌ها، در دوره خلافت ابوبکر، حسین بن علی به همراه پدر، مادر و برادرش امام حسن(ع) شبانه برای باز پس گرفتن حق خلافت امام علی(ع)، به درِ خانه اهل «بدر» می‌رفتند.[۲۹]

نقل شده است در اوایل خلافت عمر روزی حسین(ع)، که حدود ۹ سال داشت، وارد مسجد شد و چون عمر را در حال سخنرانی بر منبر رسول خدا(ص) دید، از منبر بالا رفت و به او گفت: از منبر پدرم فرود‌ آی و بر منبر پدرت بنشین! عمر گفت: پدرم منبری نداشت.[۳۰] گزارش‌هایی از احترام ویژه خلیفه دوم به امام حسین رسیده است.[۳۱]

وقتی عثمان در دوره خلافتش ابوذر را به سرزمین ربذه تبعید و همگان را از بدرقه و همراهی او منع کرد، امام حسین(ع) همراه پدر، برادرش امام حسن(ع) و چند تن دیگر برخلاف دستور خلیفه، ابوذر را بدرقه کردند.[۳۲]

حدیث نبوی در ضریح امام حسین(ع)

برخی منابع اهل سنت به حضور حسنین در نبرد افریقیه در سال ۲۶ق[۳۳] و نبرد طبرستان در سال ۲۹ یا ۳۰ق[۳۴] اشاره‌ای کرده‌اند. چنین گزارشی در هیچ یک از منابع شیعه نیامده است. بسیاری از منابع تاریخی گفته‌اند نبردهای مذکور بدون درگیری به مصالحه انجامیده است.[۳۵] گزارش حضور حسنین در این جنگ‌ها، موافقان و مخالفانی داشته است. برخی همچون جعفر مرتضی عاملی با توجه به اشکالات سندی این گزارش‌ها و نیز مخالفت امامان با شیوه فتوحات، آنها را ساختگی دانسته و اجازه ندادن امام علی (ع) به حسنین برای ورود به میدان جنگ در صفین را تاییدی بر آن شمرده‌اند.[۳۶] برخی نیز حضور حسنین در این فتوحات را در راستای مصالح امت اسلامی و با هدف ارائه اطلاعات دقیق‌تر به امام علی از اوضاع جامعه و همچنین آشنا کردن مردم با اهل بیت دانسته‌اند.[۳۷]

بنابر برخی گزارش‌های تاریخی، در اواخر حکومت عثمان که گروهی سر به شورش برداشتند و به قصد کشتن عثمان به سمت خانه او هجوم بردند، امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین(ع)، به رغم ناخرسندی از عملکرد خلیفه، به فرمان امام علی(ع) به محافظت از خانه عثمان پرداختند. [۳۸] این گزارش موافقان و مخالفانی داشته است.[۳۹]

  • دوران حکومت امام علی(ع)

بر اساس گزارش‌های اندک مربوط به این دوره، امام حسین(ع) پس از بیعت مردم با امیرالمؤمنین(ع)،خطبه‌ای خوانده است.[۴۰] در جنگ جمل فرماندهی جناح چپ سپاه امام علی(ع) را بر عهده داشته[۴۱] و در جنگ صِفّین، خطبه‌ای برای ترغیب مردم به جهاد خوانده[۴۲] و به همراه امام حسن(ع)، فرماندهان جناح راست سپاه بوده‌اند.[۴۳] گفته‌اند در صفین، امام حسین(ع) در ماجرای پس‌گرفتن آب از شامیان شرکت داشت و پس از آن امیرالمومنین فرمود: این نخستین پیروزی بود که به برکت حسین به دست آمد.[۴۴] به نقل برخی منابع، او در جنگ نهروان نیز در حضور داشت.[۴۵] بر اساس گزارش‌های مربوط به جنگ صفین، امام علی(ع) از جنگیدن حسنین(ع) جلوگیری می‌کرد و علت آن را حفظ نسل پیامبر(ص) می‌شمرد.[۴۶]

بسیاری از منابع گفته‌اند امام حسین(ع) در زمان شهادت امام علی(ع) کنار ایشان بود[۴۷] و در مراسم تجهیز و خاکسپاری حضور داشت.[۴۸] ولی در کتاب «انساب الاشراف» آمده است امام حسین(ع) هنگام شهادت پدر، برای انجام‌دادن مأموریتی که علی(ع) به او داده بود، در مدائن به سر می‌برد و با نامه امام حسن(ع) از موضوع آگاه شد.[۴۹]

  • دوران امام حسن(ع)

گزارش‌های تاریخی از ادب و احترام حسین بن علی(ع) به برادرش امام حسن(ع) حکایت دارد. نقل شده است اگر در مجلسی امام حسن(ع) حضور داشت، او بخاطر رعایت احترام سخن نمی‌گفت.[۵۰] پس از شهادت امام علی(ع) گروهی از خوارج که به جنگ با شامیان اصرار داشتند، با امام حسن بیعت نکردند و نزد حسین(ع) آمدند تا با او بیعت کنند. وی گفت: به خدا پناه می‌برم که تا زمانی که حسن زنده است بیعت شما را بپذیرم.[۵۱] در ماجرای صلح با معاویه، او در برابر شیعیان معترض، حامی برادر بود و اقدام او را تایید کرد[۵۲] و نقل شده است که گفت: او (امام حسن(ع)) امام من است.[۵۳]

بر پایه برخی گزارش‌ها، پس از برقراری صلح، امام حسین(ع) نیز همچون امام حسن(ع)، با معاویه بیعت کرد[۵۴] و حتی پس از شهادت امام حسن(ع) نیز بر عهد خود باقی ماند.[۵۵] در مقابل، گزارش‌هایی حاکی از بیعت نکردن حسین(ع) و ناخرسندی وی از صلح با معاویه است.[۵۶] برخی محققان این گزارش‌ها را با دیگر گزارش‌ها و قرائن تاریخی ناسازگار دانسته‌اند[۵۷] از جمله اینکه حسین(ع) در پاسخ به دسته‌ای از معترضان به صلح، که او را به گردآوری شیعیانش برای حمله به معاویه فراخواندند، گفت: ما پیمان بسته‌ایم و هرگز پیمان خود را نمی‌شکنیم.[۵۸] در گزارش دیگری آمده است که به معترضان گفت: تا زمانی که معاویه زنده است منتظر بمانید؛ هرگاه او مُرد، تصمیم می‌گیریم.[۵۹]

امام حسین(ع) در سال ۴۱ قمری، همراه برادرش از کوفه به مدینه بازگشت.[۶۰]

  • همسران و فرزندان

منابع قدیمی فرزندان امام حسین(ع) را چهار پسر و دو دختر[۶۱] و منابع امروزی شش پسر و سه دختر نوشته‌اند.[۶۲]

همسر نسب فرزندان توضیحات
شهربانو دختر یزدگرد پادشاه ساسانی امام سجاد امام چهارم شیعیان محققان معاصر در نسب شهربانو تردید دارند.[۶۳] در برخی از منابع از او با نام سِنْدیه، غزاله و شاه زنان یاد شده است.
رباب دختر امرؤ القیس سُکَینه و عبداللّه. [۶۴] رباب در کربلا حضور داشت و همراه اسیران به شام رفت.[۶۵] بیشتر منابع عبدالله را به هنگام شهادت شیرخوار دانسته‌اند.[۶۶] امروزه شیعیان او را با نام علی اصغر می‌شناسند.
لیلیٰ دختر ابی‌مُرَّة بن عروة بن مسعود ثَقَفی[۶۷] علی اکبر(ع)[۶۸] .....
ام اسحق دختر طلحه بن عبیدالله فاطمه دختر بزرگ امام حسین[۶۹] ام اسحاق همسر امام حسن مجتبی(ع) بود و پس از شهادت امام حسن با امام حسین(ع) ازدواج کرد.[۷۰]
سُلافه یا ملومه[۷۱] از قبیله قُضاعه جعفر[۷۲] جعفر در زمان حیات امام از دنیا رفت و نسلی از او باقی نماند.[۷۳]

در منابع جدید نام‌های علی‌اصغر فرزند شهربانو، محمد فرزند رباب و زینب (بدون ذکر نام مادر) نیز به عنوان فرزندان امام حسین آمده است.[۷۴] ابن طلحه شافعی در کتاب مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول تعداد فرزندان امام را ده تن شمرده است.[۷۵] همچنین در برخی کتاب‌های تذکره و مراثی متأخر، از دختر چهار ساله امام حسین به نام رقیه سخن به میان آمده است.[۷۶]

دوران امامت

امام حسین(ع) پس از شهادت برادرش در سال ۵۰ق به امامت رسید و تا روزهای آغازین سال ۶۱ق رهبری شیعیان را بر عهده داشت.

شیخ مفید در کتاب ارشاد به برخی نصوص امامت حسین بن علی(ع) اشاره کرده است از جمله حدیث «اِبنای هذانِ امامان قاما او قَعَدا (ترجمه: این دو پسرم [حسن و حسین]، امام هستند خواه قیام کنند یا نکنند) »[۷۷] و همچنین وصیت امام علی(ع) در هنگام شهادت.[۷۸] وی با استناد به این نصوص، امامت امام حسین را ثابت و قطعی دانسته است. به گفته شیخ مفید، امام حسین به خاطر رعایت تقیه و عهدی که در ماجرای صلح امام حسن کرده بود، تا زمان مرگ معاویه، به خود دعوت نکرد و امامتش را آشکار نساخت ولی پس از مرگ معاویه، امامتش را آشکار کرد و جایگاه خود را برای کسانی که آگاه نبودند، روشن نمود.[۷۹]

در منابع آمده است حسین(ع) پیش از خروج از مدینه در سال ۶۰ق، بخشی از وصیت‌ها و ودایع امامت را به ام سلمه[۸۰] و بخشی دیگر را پیش از شهادت خود در محرم ۶۱، به دختر بزرگش فاطمه[۸۱] داد تا آنها را به امام سجاد(ع) بسپارند.

پایبندی به صلح امام حسن

بیشتر دوران امامت سومین امام شیعیان با حکومت معاویه همزمان بود. او در این دوره به پیمان صلحی که برادرش با معاویه بسته بود وفادار ماند[۸۲] و در پاسخ به نامه برخی از شیعیان که برای پذیرش رهبری او و قیام در برابر بنی‌امیه اعلام آمادگی کردند، نوشت:

اكنون عقيده من چنين نيست. تا هنگامى كه معاويه زنده است اقدامی نکنید و در خانه‏‌هاتان پنهان شوید و از كارى كه به شما بدگمان شوند بپرهيزید. اگر او مُرد و من زنده بودم، نظرم را برایتان می‌نویسم.[۸۳]

موضع‌گیری دربرابر اقدامات معاویه

هرچند امام حسین در دوره حکومت معاویه اقدامی عملی بر ضد او انجام نداد، ولی به گفته رسول جعفریان «مناسبات امام و معاويه و گفتگوهايى كه در مواقع مختلف صورت گرفته، نشان از تسليم‏ ناپذيرى امام از لحاظ سياسى در برابر پذيرش مشروعيت قطعى معاويه است‏.»[۸۴] نامه‌های متعددی که بین حسین بن علی(ع) و معاویه رد و بدل شد، از آن جمله است.

در عین حال از گزارش‌های تاریخی برمی‌آید که معاویه مانند خلفای سه گانه در ظاهر به امام احترام می‌کرد و او را بزرگ می‌شمرد[۸۵] و به کارگزارانش دستور داده بود که متعرض فرزند رسول خدا(ص) نشوند و از بی‌احترامی به وی بپرهیزند.[۸۶]

پاسخ امام حسین به معاویه در دعوت به بیعت با یزید

یزید فکر و عقیده خود را نشان داده است؛ تو نیز برای او همان را بخواه که خودش خواسته: به جان هم انداختن سگ‌ها و پرواز دادن کبوترها و معاشرت با کنیزکان نوازنده و دیگر انواع سرگرمی‌ها... [ای معاویه] از این کار دست بردار؛ تو را چه سود كه خدا را با بار گناهى ديدار كنى، بيش از بار گناهی که اكنون از اين مردم به گردن داری؟!

الامامة و السیاسة، ج۱، ص۲۰۹.

معاویه هنگام وصیت به فرزندش یزید نیز بر جایگاه حسین(ع) تاکید کرد و او را محبوب‌ترین فرد نزد مردم دانست و سفارش کرد در صورت غلبه بر حسین، از او درگذرد چرا که او حقی بزرگ دارد.[۸۷]

اعتراض به کشتن یاران امام علی

اقدام معاویه در کشتن افرادی چون حجر بن عدی، عمرو بن حمق خزاعی و عبدالله بن یحیی حضرمی از مواردی بود که اعتراض شدید امام حسین(ع) را در پی داشت.[۸۸] او بنابر گزارش منابع متعدد، نامه‌ای به معاویه نوشت و کشتن یاران امام علی را محکوم کرد و ضمن برشمردن برخی از کارهای ناشایست معاویه، او را نکوهید و گفت: من براى خود و دين خود چيزى بالاتر از جهاد با تو نمی‌دانم‏. در ادامه این نامه آمده است: من فتنه‌ای بزرگ‌تر از حکومت تو بر این امت سراغ ندارم[۸۹]

همچنین نقل شده است وقتی معاویه در سفر حج[۹۰] با امام رو در رو شد به او گفت: آيا شنيدى ما چه بر سر حُجر و اصحاب او و شيعيان پدرت آورديم؟ امام فرمود: چه كرديد؟ معاويه گفت: آنها را كشتيم، كفن كرديم، نماز بر آنها خوانديم و دفن كرديم. امام فرمود: اما اگر ما ياران تو را بكشيم، نه آنها را كفن می‌كنيم، نه نماز بر آنها می‌خوانيم و نه دفن‌شان می‌كنيم‏.[۹۱]

اعتراض به ولایتعهدی یزید

در سال ۵۶ق معاویه مردم را به بیعت با یزید به عنوان جانشین خود فراخواند.[۹۲] برخی از شخصیت‌ها از جمله امام حسین از بیعت خودداری کردند. معاویه به مدینه رفت تا نظر بزرگان این شهر را برای ولایتعهدی یزید جلب کند.[۹۳] امام حسین در مجلسی که معاویه و ابن عباس و برخی از درباریان و خاندان اموی حضور داشتند، معاویه را نکوهش کرد و با اشاره به خلق و خوی یزید، معاویه را از تلاش برای جانشینی او برحذر داشت و ضمن تاکید بر جایگاه و حق خود، به ابطال استدلال‌های معاویه برای جلب بیعت با یزید پرداخت.[۹۴] همچنین در مجلس دیگری که عموم مردم در آن حضور داشتند، امام حسین در واکنش به سخنان معاویه درباره شایستگی یزید، خودش را به لحاظ فردی و خانوادگی برای خلافت سزاوارتر دانست و یزید را شراب‌خوار و اهل هوا و هوس معرفی کرد.[۹۵]

خطبه امام در منا

امام حسین در سال ۵۸ق، دو سال قبل از مرگ معاویه خطبه‌ای اعتراض‌آمیز در منا خواند؛[۹۶] در این زمان فشار معاویه بر شیعیان به اوج رسیده بود.[۹۷] امام در این خطبه ضمن برشمردن فضائل امیر مؤمنان و اهل بیت و دعوت به امر به معروف و نهی از منکر و تأکید بر اهمیت این وظیفه اسلامی، وظیفه علما و لزوم قیام آنان در مقابل ستمگران و مفاسد و نیز زیان‌های سکوت عالمان در مقابل زورگویان را گوشزد کرد.

فرازی از خطبه حسین(ع) در منا

اگر بر آزارها شکیبا بودید و در راه خدا، هزینه‌ها و سختی‌ها را تحمل می‌کردید، امور خداوند به دست شما می‌افتاد... ولی شما ستمگران را بر جایگاه خود مسلط و امور خدا را به آنان تسلیم کردید.. ترس شما از مرگ و خوشایندتان از دنیا، ستمگران را بر این کار قادر ساخت.

تحف العقول، ص۱۶۸.

واکنش به خلافت یزید

پس از مرگ معاویه در ۱۵ رجب ۶۰ق، یزید به حکومت رسید.[۹۸] او تصمیم گرفت از چند تن از بزرگانی که ولایتعهدی او را نپذیرفته بودند، از جمله حسین بن علی، به زور بیعت بگیرد.[۹۹] ولی حسین(ع) از بیعت خودداری کرد[۱۰۰] و همراه خانواده و یارانش در ۲۸ رجب، مدینه را به قصد مکه ترک کرد.[۱۰۱]

او در مکه با استقبال مردم مکه و عمره‌گذاران روبرو شد[۱۰۲] و بیش از چهار ماه (از ۳ شعبان تا ۸ ذی‌الحجه) در این شهر اقامت گزید.[۱۰۳] در این مدت شیعیان کوفه که از بیعت نکردن سومین امام خود با خبر شده بودند، نامه‌هایی برای او نوشتند و او را به کوفه دعوت کردند.[۱۰۴] امام، برای اطمینان از همدلی مردم کوفه و درستی دعوت‌شان، مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد تا اوضاع را به او گزارش کند. مسلم پس از مشاهده استقبال و بیعت مردم، امام حسین را به کوفه دعوت کرد[۱۰۵] و او نیز همراه خانواده و یارانش در هشتم ذی حجه[۱۰۶] از مکه به سمت کوفه حرکت کرد. از برخی گزارش‌ها برمی‌آید که امام حسین از وجود توطئه‌ای برای کشتن او در مکه باخبر شده بود و از این رو برای آنکه حرمت مکه حفظ شود، از این شهر خارج شد.[۱۰۷]

واقعه کربلا

نوشتار اصلی: واقعه کربلا

وقتی ابن زیاد از حرکت حسین(ع) به سمت کوفه باخبر شد، لشکری به سوی او فرستاد. در منطقه‌ای به نام ذو حسم هزار نفر به فرماندهی حر بن یزید ریاحی راه را بر کاروان حسین(ع) بستند و آنها مجبور شدند مسیر حرکت خود را تغییر دهند.[۱۰۸] به نقل بیشتر منابع، آنها روز دوم محرم‌ به کربلا رسیدند[۱۰۹] و فردای آن روز سپاهی چهار هزار نفری از مردم کوفه به فرمانده عمر بن سعد وارد کربلا شد.[۱۱۰] بنابر گزارشات تاریخی چند مذاکراه بین حسین بن علی و عمر سعد، انجام شد[۱۱۱] ولی ابن زیاد جز به بیعت حسین(ع) با یزید یا جنگ راضی نشد.[۱۱۲] عصر روز تاسوعا سپاه عمر سعد آماده جنگ شد ولی امام حسین آن شب را برای مناجات با خدا مهلت گرفت.[۱۱۳] شب عاشورا برای یاران خود سخن گفت و بیعت از آنان برداشت و اجازه رفتن داد ولی آنان بر وفاداری و حمایت از او تاکید کردند.[۱۱۴]

صبح روز عاشورا جنگ آغاز شد و تا ظهر بسیاری از یاران حسین(ع) به شهادت رسیدند.[۱۱۵] در طی جنگ حر بن یزید، از فرماندهان سپاه کوفه، به امام حسین پیوست.[۱۱۶] پس از کشته شدن یاران، خویشان امام به میدان رفتند که اولین آنها، علی اکبر بود[۱۱۷] و آنان نیز یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند. سپس خود حسین بن علی(ع) به میدان رفت و عصرگاه روز دهم محرم به شهادت رسید و شمر بن ذی‌الجوشن[۱۱۸] و به نقلی سنان بن انس[۱۱۹] سر او را جدا کرد.[۱۲۰] سر حسین بن علی همان روز برای ابن زیاد فرستاده شد.[۱۲۱] عمر سعد در اجرای فرمان ابن زیاد دستور داد چند اسب سوار بر بدن حسین(ع) تاختند و استخوان‌های او را درهم‌شکستند.[۱۲۲] زنان و کودکان و امام سجاد(ع) که بیمار بود، به اسیری گرفته و به کوفه و سپس شام فرستاده شدند.[۱۲۳]

دیدگاه‌ها و پیامدها

نوشتار اصلی: قیام امام حسین

درباره حرکت امام حسین(ع) از مدینه به مکه و از آنجا به طرف کوفه و جنگ با سپاهیان عمر سعد در کربلا، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. در یک دیدگاه این حرکت به قصد قیام و پیکار نبود، بلکه صرفاً برای حفظ جان بود. (دیدگاه شیخ علی‌پناه اشتهاردی)[۱۲۴] برخی نیز معتقدند او برای تشکیل حکومت قیام کرد. از گذشتگان، سید مرتضی[۱۲۵] و از معاصرین صالحی نجف‌آبادی[۱۲۶] در کتاب شهید جاوید این دیدگاه را دارند. افرادی نیز مخالف این دیدگاه‌اند، مانند شیخ مفید، سید بن طاووس و علامه مجلسی.[۱۲۷]

قیام امام حسین(ع) بیداری گروه‌های بسیاری را در پی داشت و بلافاصله پس از شهادت او حرکت‌های انقلابی و اعتراضی آغاز شد و تا سالیان دراز ادامه یافت. اولین اعتراض، برخورد عبدالله بن عفیف[۱۲۸] با ابن زیاد و پس از آن قیام مردم سیستان بود. قیام توابین، قیام مختار، قیام زید بن علی(ع) و قیام یحیی بن زید نیز از آن جمله است. همچنین ابومسلم خراسانی با توجه به قیام امام حسین(ع)، قیام سیاه جامگان را با شعار یا لثارات الحسین پایه‌ریزی کرد[۱۲۹] که به سقوط امویان انجامید. انقلاب اسلامی ایران نیز الهام گرفته از قیام امام حسین بود و به گفته امام خمینی «اگر این مجالس وعظ و خطابه و عزاداری و اجتماعات سوگواری نبود، کشور ما پیروز نمی‌شد. همه در تحت بیرق امام حسین - سلام الله علیه - قیام کردند.»[۱۳۰]

ویژگی‌ها و فضایل

نوشتار‌های اصلی: اهل بیت(ع)، اصحاب کسا، مباهله و آیه تطهیر
اوصاف ظاهری

در بیشتر منابع حدیثی، تاریخی و رجالی، از شباهت حسین(ع) به پیامبر اکرم(ص) سخن گفته شده[۱۳۱] و در روایتی شبیه‌ترین فرد به ایشان دانسته شده است.[۱۳۲] گفته‌اند گاه عمامه‌ای از خز[۱۳۳] و‌گاه عمامه‌ای سیاه بر سر می‌گذاشت[۱۳۴] و موی سر و محاسن خود را خضاب می‌کرد.[۱۳۵] همچنین در روایتی دیگر، امام علی(ع) فرزندش حسین را شبیه‌ترین فرد به خود از نظر خُلق و خو و رفتار دانسته است.[۱۳۶]

عبارت «سید شباب اهل الجنة» بر فراز یکی از درب‌های حرم امام حسین(ع)
از زبان پیامبر

روایات متعددی از پیامبر(ص) در فضائل او نقل شده است از جمله:

  • حسن و حسین سرور جوانان بهشت‌اند.[۱۳۷]
  • بر سمت راست عرش نوشته است حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است. [یادداشت ۱]
  • هر کس این دو فرزندم (حسن و حسین) را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است.[۱۳۸]
جایگاه

بنابر روایات شیعه و سنی، حسین بن علی(ع) یکی از اصحاب کساء بود[۱۳۹] و در ماجرای مباهله نیز حضور داشت[۱۴۰] و به همراه برادرش، مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله هستند.[۱۴۱] او همچنین یکی از اهل بیت است که آیه تطهیر درباره آنان نازل شده است.[۱۴۲]

امام حسین(ع) پس از شهادت امام حسن(ع)، با وجود افرادی که از نظر سن بزرگ‌تر از وی بودند، شریف‌ترین فرد از بنی هاشم به شمار می‌رفت[۱۴۳] و آنها در امور خویش با او مشورت می‌کردند و نظر او را بر رأی دیگران ترجیح می‌دادند.[۱۴۴]

دشمنان امام نیز به فضائل او معترف بودند، چنان که معاویه می‌گفت حسین همچون پدرش علی اهل غدر و حیله نیست.[۱۴۵] عمرو بن عاص او را محبوب‌ترین فرد از زمینیان نزد اهل آسمان می‌دانست.[۱۴۶]

پیش‌گویی شهادت

روایات فراوانی درباره پیشگویی شهادت حسین بن علی(ع) وجود دارد[۱۴۷] از جمله در حدیث لوح به نقل از پیامبر(ص) آمده است خداوند حسین را به شهادت گرامی داشته و او را برترین شهیدان قرار داده است.[۱۴۸] مجلسی در جلد ۴۴ بحارالانوار، باب ۳۰، روایاتی نقل کرده است درباره اینکه خداوند خبر شهادت حسین(ع) را به برخی از پیامبرانش از جمله آدم، نوح، ابراهیم، زکریا و محمد(ص) داده و آنها بر او گریسته‌اند.[۱۴۹] همچنین نقل شده است امیرالمومنین(ع) در راه صفین، وقتی به کربلا رسید، با انگشت جایی را نشان داد و گفت: اینجا محل ریخته شدن خون‌هایشان است.[۱۵۰]

کرامت‌ها و اعجازگونه‌ها

در برخی روایات ویژگی‌هایی متمایز برای امام حسین برشمرده شده از جمله اینکه اعجازگونه از انگشت پیامبر(ص) شیر نوشیده[۱۵۱] و فرشته‌ای شکسته‌بال به نام فطرس به برکت او نجات یافته و از آن پس مامور رساندن سلام زائران، به او شده است.[۱۵۲] نیز در روایات آمده است که خداوند شفا را در تربت حسین(ع) و استجابت دعا را کنار قبر او (زیر قبّه او) قرار داده است.[۱۵۳] در کتاب الخصائص الحسینیة ویژگی‌های متعددی برای امام حسین برشمرده شده است.

خصوصیات اخلاقی

وی با مسکینان می‌نشست، دعوت آنان را می‌پذیرفت و با آنان غذا می‌خورد و آنان را نیز به خانه خود دعوت می‌کرد و آنچه در منزل داشت از ایشان دریغ نمی‌کرد.[۱۵۴] اگر سائلی از او درخواست می‌کرد و امام در حال نماز بود، نمازش را کوتاه می‌کرد و هر چه در اختیار داشت، به او می‌داد.[۱۵۵]

او غلامان و کنیزانش را در قبال خوش رفتاری‌شان آزاد می‌کرد. گفته‌اند کنیزی را که معاویه همراه با اموال و لباس‌های فراوانی برایش هدیه فرستاده بود، در ازای خواندن آیاتی از قرآن و سرودن شعری درباره فنای دنیا و مرگ انسان‌ها آزاد کرد و اموال را بدو بخشید.[۱۵۶] روزی نیز كنيزى دسته ريحانى را تقديم او كرد. ایشان آن کنیز را آزاد كردند. گفتند تنها براى يك دسته گل او را آزاد كردى؟ ایشان با استناد آیه «و اذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا بأحسن منها أو ردّوها» گفت: خدا این گونه ما را ادب آموخته است.[۱۵۷]

امام حسین(ع) بسیار بخشنده بود و در مدینه به جود و کرم شناخته شده بود[۱۵۸] اما در بخشش‌هایش نیز سعی داشت به امام حسن(ع) احترام گذارد و مقداری کمتر از برادر به دیگران کمک می‌کرد.[۱۵۹]

وی ۲۵ بار پیاده به حج رفت.[۱۶۰]

سوگواری

عطار نیشابوری:
در تموز کربلا تشنه جگر سربریدندش!چه باشد زین بتر؟
با جگرگوشه پیمبر این کنند وانگهی دعوی داد و دین کنند!
کفرم آید هر که این را دین شمرد! قطع باد از بن زبانی کاین شمرد!
محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام حسین(ع)، ۱۴۳۰ق، ج۱۰، ص۳۲۷-۳۲۸.
نوشتار اصلی: سوگواری محرم

سوگواری محرم، مجموعه آیین‌هایی است که شیعیان (و گاه غیرشیعیان) در ماه محرم در سوگ شهیدان کربلا انجام می‌دهند. سوگواری در آغاز با گریه و شعرخوانی صورت می‌گرفت؛ اما رفته‌رفته مداحی، روضه خوانی، شمایل کشی، سینه زنی، تعزیه و جز آن به مراسم سوگواری افزوده شد. بیشتر این آیین‌ها در دوران آل بویه، صفویه و قاجار شکل گرفتند. بنابر برخی گزارش‌ها، اولین مرثیه خوانان بر حسین بن علی(ع) پس از واقعه عاشورا، زینب(س) و علی بن الحسین(ع) بودند.[نیازمند منبع]

اربعین حسینی

نوشتار‌های اصلی: اربعین حسینی و راهپیمایی اربعین

اربعین به معنای چهلم است، و ۲۰ صفر را که چهل روز بعد از شهادت امام حسین(ع) در روز عاشورا است اربعین حسینی یا روز اربعین می‌نامند. در این روز بسیاری از شیعیان به زیارت مزار امام حسین (ع) می‌روند، طبق نقل‌های تاریخی جابر بن عبدالله انصاری، در این روز به‌عنوان اولین زائر بر سر مزار امام حسین(ع) حاضر شده است. مشهور است اسیران کربلا نیز در همان سال ۶۱ق و در مسیر بازگشت از شام به مدینه، هم‌زمان با جابر در روز اربعین به زیارت شهدای کربلا رفتند[۱۶۱] در مقابل، برخی معتقدند به علت دوری مسافت امکان اینکه کاروان اسرای کربلا چهل روز بعد از عاشورا به کربلا بازگردند وجود نداشته است و این زیارت در همان سال نخست نبوده است [۱۶۲]

توصیه به زیارت اربعین باعث شده شیعیان، به ویژه ساکنان عراق، همه‌ساله از نقاط مختلف به سوی کربلا حرکت کنند. این حرکت که غالباً پیاده انجام می‌شود و یکی از پرجمعیت‌ترین راهپیمایی‌ها در جهان است. در سال ۱۳۹۲ ه‍.ش حدود ۲۰ میلیون زائر در این مراسم شرکت کردند.[۱۶۳]

حرم امام حسین(ع)

نوشتار اصلی: حرم امام حسین (ع)
گلدسته حرم امام حسین.jpg

حائر حسینی یا حرم امام حسین(ع) به مقبره امام حسین(ع) امام سوم شیعیان در کربلا و منطقه پیرامون آن گفته می‌شود. کمترین فواصل ذکر شده در احادیث برای محدوده حرم، ۲۰ و ۲۵ ذراع از مدفن امام است. بر این اساس، قطر تقریبی حائر را ۲۲ متر شمرده‌اند[۱۶۴] پیشینه احداث بنا برای مزارِ امام حسین(ع) به نخستین سال‌های پس از شهادت ایشان بازمی‌گردد. از نصب صندوق و ایجاد سقف و بنایی کوچک بر روی مدفن تا سال ۶۵ قمری گزارش‌هایی وجود دارد. ظاهرا نخستین بقعه حائر حسینی را مختار بن ابوعبید ثقفی (مقتول در ۶۷)، پس از پیروزی در قیام خود در سال ۶۶ قمری ساخت.[۱۶۵] برخی احادیث منقول از امام صادق(ع)، درباره آداب و کیفیت زیارت مزار امام حسین(ع)،[۱۶۶] نشان دهنده برپا ماندن این بنا تا زمان ایشان است.[۱۶۷]

در ادوار بعد، اشخاص یا حکومت‌ها اقدامات عمرانی متعددی در حرم و حائر حسینی انجام دادند.[۱۶۸] در زمان حکومت‌های آل بویه، جلایریان، صفویه و قاجاریه، برای توسعه و بازسازی و تزیین حرم حسینی، اقدامات اساسی و گسترده‌ای صورت گرفت.[۱۶۹]

تخریب آرامگاه

برخی خلفای عباسی، از جمله هارون الرشید و متوکل، بارها بنای حائر را ویران نمودند. متوکل برای محو اثر قبر و بازداشتن مردم از زیارت، دستور داد زمین حائر را شخم بزنند و بر مقبره آب ببندند.[۱۷۰] مهم‌ترین تخریب بنای حرم در دوره‌های اخیر، در ۱۲۱۶ق و در جریان حمله نخست وهابیان به کربلا روی داد. در این حمله، حرم حسینی به شدت تخریب شد و اموال آن به غارت رفت.[۱۷۱] همچنین در سال ۱۹۹۱ میلادی (۱۳۷۰ شمسی) رژیم بعث عراق به حرم حمله کرد و گنبد حرم امام حسین(ع) را نیز مورد هدف داد.[۱۷۲]

زیارت امام حسین

نوشتار اصلی: زیارت امام حسین (ع)

بر اساس منابع تاریخی، اولین زائر قبر امام حسین(ع) جابر بن عبدالله انصاری بود که به همراه عطیه عوفی خود را در اربعین شهادت امام از مدینه به کربلا رساندند.[۱۷۳] سید بن طاووس در لهوف معتقد است حضرت زینب(س) و سایر اسرای کربلا نیز در این روز خود را به کربلا رسانده بودند.[۱۷۴]

یکی از برترین و پرفضیلت‌ترین اعمال، زیارت امام حسین(ع) در کربلا است[۱۷۵] برخی از فضائلی که در روایات به آنها اشاره شده عبارت‌اند از:[۱۷۶]

آداب زیارت

زیارت امام حسین آداب خاصی دارد؛ از جمله:

  • روزه گرفتن در سه روز قبل از سفر
  • اجتناب از خوردن غذاهای لذیذ
  • زیارت با حالت حزن و اندوه و غصه
  • پرهیز از استعمال عطر و گلاب
  • زیارت با سر و صورت و لباس آشفته
  • غسل قبل از زیارت با آب فرات
  • رفتن به زیارت با پای پیاده.[۱۷۹]

ایام زیارتی خاص


زیارت‌نامه‌ها

در کتاب جامع زیارات معصومین، ۲۶ زیارت مطلقه که در همه زمانها می‌شود خواند و ۳۳ زیارت که در زمانهای خاص خوانده می‌شود برای امام حسین(ع) جمع آوری شده است. زیارت عاشورا، زیارت وارث و زیارت ناحیه مقدسه از معروف‌ترین این زیارت‌نامه‌ها هستند.

مطالعه بیشتر

  • شهیدی، سید جعفر، پس از پنجاه سال؛ پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین امام علیه‌السلام، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۴.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۲۷
  2. احمد ابن حنبل، المسند، بیروت، ج۱، ص۹۸، ۱۱۸؛ شیخ مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷
  3. ابن شهرآشوب‏، المناقب، ۱۳۷۹ق،ج۳، ص۳۹۷؛ اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۴۹۴
  4. ابن سعد، طبقات الکبری، ۱۹۶۸، ج۶، ص۳۵۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه، بیروت، ج۲، ص۱۰
  5. ابن منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۳۹۳؛ زبیدى، تاج العروس، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۴
  6. ابن عساکر، تاریخ مدینة الدمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۱۷۱
  7. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ۱۳۶۳ش، ج۳۹، ص۶۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۲۳۹-۲۴۰
  8. ری شهری، دانشنامه امام حسین، ج۱، ص۱۹۴-۱۹۵
  9. ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص۶۵؛ ابن قتیبه، المعارف، ۱۹۶۰، ج۱، ص۲۱۳؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷
  10. محدثی، فرهنگ عاشورا، ۱۳۸۰ش، ص۳۹
  11. ابن ابی الثلج، تاریخ الائمه، ۱۴۰۶ق، ص۲۸؛ ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب ال الرسول، ۱۴۰۲ق، ج۲، ص۳۷۴؛ برای فهرستی از القاب آن حضرت رجوع کنید به ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۸۶
  12. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۸۶
  13. رجوع کنید به: حِمْیری، قریب الاسناد،۱۴۱۳ق، ص۹۹ـ۱۰۰؛ ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۴۱۷ق، ص۲۱۶ـ۲۱۹؛ شیخ طوسی، امالی، ۱۴۱۴ق، ص۴۹ـ ۵۰؛ مجلسی، بحارالاانور، ۱۴۰۳ق، ج۳۷، ص۹۴ـ۹۵
  14. الکلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۱، ص۴۶۳؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۱ق، ج۶، ص۴۱؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۹۲
  15. ابن سعد، طبقات الکبری، ۱۴۰۵ق، ج۶، ص۳۹۹؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، ج۲، ص۲۴۶؛ دولابی، الذریة الطاهرة، ۱۴۰۷ق، ص۱۰۲، ۱۲۱؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۹۶۲، ج۲، ص۵۵۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۲۷
  16. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۴، ص۲۰۱؛ شیخ مفید، مسار الشیعه، ۱۴۱۳ق، ص۶۱؛ ابن المشهدی، المزار[الکبیر]، ۱۴۱۹ق، ص۳۹۷؛ شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ص۸۲۶، ۸۲۸؛ سید بن طاوس، اقبال الاعمال، ۱۳۶۷ش، ص۶۸۹-۶۹۰
  17. مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷
  18. مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲۹؛ مقریزی، امتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج‏۱۲، ص۲۳۷؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، دار الفکر، ج۶، ص۲۳۰
  19. کلینی، الکافی، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۴۶۵
  20. مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲۹؛ مقریزی، امتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج‏۱۲، ص۲۳۷؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، دار الفکر، ج۶، ص۲۳۰
  21. سماوی، ابصار العین، ۱۴۱۹ق، ص۹۳
  22. ترمذی، سنن ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۲۳
  23. احمد بن حنبل، المسند، بیروت، ج۵، ص۳۵۴؛ ترمذی، سنن ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۲۲؛ ابن حبان، صحیح، ۱۹۹۳، ج۱۳، ص۴۰۲؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۸۷
  24. ابن قولویه قمى، کامل الزیارات‏، ۱۳۵۶ق، ص۵۰
  25. ابن سعد، طبقات الکبری، ۱۹۶۸، ج۶، ص۴۰۶ـ۴۰۷؛ شیخ صدوق، عون اخبار الرضا، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۸۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۶۸.
  26. ابن سعد، طبقات الکبری، ج۶، ص۳۹۹
  27. ری شهری، دانشنامه امام حسین،۱۳۸۸ش، ج۲، ص۳۲۴
  28. ری شهری، دانشنامه امام حسین،۱۳۸۸ش، ج۲، ص۳۲۵
  29. ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۲۹-۳۰؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۷۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۲، ص۳۲۸
  30. النمیری، عمر بن شبه، تاریخ المدینة المنوره، ج۳، ص۷۹۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹۴؛ ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ۱۹۹۳، ج۵، ص۱۰۰؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۴۰؛ البغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۵۲
  31. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۴، ص۱۷۵؛ سبط بن جوزى، تذکرة الخواص‏، ۱۴۱۸ق،ص۲۱۲
  32. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۳۸۵-۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۵۳-۲۵۴؛ کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۸، ص۲۰۷
  33. ابن خلدون، العبر، ۱۴۰۱ق، ج۲، ص۵۷۳-۵۷۴
  34. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق. ج۴، ص۲۶۹
  35. ابن قتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۵۶۸؛ مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة، ج۵، ص۱۹۸؛ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۸۸م، ص۳۲۶
  36. جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الحسن، ص۱۵۸
  37. زمانی، حقایق پنهان، ۱۳۸۰ش، ص۱۱۸-۱۱۹.
  38. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۱۶-۲۱۷؛ مالقی، التمهید و البیان، ۱۱۹-۱۹۴؛ مقدسی، البدء و التاریخ، ج۵، ص۷۰۶؛ عاملی، جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الحسن(ع)، ص۱۴۰ به بعد؛ به نقل از دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج۲۰، ص۶۷۸
  39. ری شهری، دانشنامه امام حسین،۱۳۸۸ش، ج۲، ص۳۳۱-۳۳۲
  40. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ۱۳۶۳ش، ج ۱۰، ص۱۲۱
  41. ذهبی، شمس الدین، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام‏، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۴۸۵
  42. نصر بن‌مزاحم، وقعة الصفین، ۱۳۸۲ق، ص۱۱۴ـ۱۱۵
  43. ابن شهرآشوب‏، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۳، ص۱۶۸
  44. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ۱۳۶۳ش، ج ۴۴، ص۲۶۶
  45. ابن عبد البر، الاستیعاب فى معرفة الاصحاب، ۱۴۱۲ق، ج‏۳، ص۹۳۹
  46. نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبه ۲۰۷، ص۳۲۳؛ اربلى، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۵۶۹
  47. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج‏۵، ص۱۴۷
  48. رجوع کنید به: ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ۱۹۹۰، ج۱، ص۱۸۱؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۲، ص۲۳۴-۲۳۵
  49. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۹۶-۲۰۰۰، ج۲، ص۴۹۷-۴۹۸
  50. کلینی، الکافی، ۱۳۶۲ش،ج۱، ص۲۹۱؛ ابن شهرآشوب‏، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۳، ص۴۰۱
  51. ابن قتیبة دینوری، الإمامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۸۴
  52. دینورى، الأخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۲۱
  53. شیخ طوسی، اختیار معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۱۱۰
  54. شیخ طوسی، اختیار معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۱۱۰
  55. مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۲
  56. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۱۶۰ ؛ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۲۶۷
  57. حیات فکرى و سیاسى ائمه، جعفریان ،ص ۱۵۷-۱۵۸
  58. دینورى، الأخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۲۰
  59. بلاذری، احمد بن یحیى، أنساب الأشراف‏، ۱۴۱۷ق،ج۳، ص۱۵۰
  60. الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۱۶۵؛ ابن‌الجوزی، المنتظم، ۱۹۹۲، ج۵، ص۱۸۴
  61. مُصْعَب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، ۱۹۵۳، ج۱، ص۵۷-۵۹؛ بخاری، سرّالسلسلة العلویة، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۳۰؛ شیخ مفید، الارشاد، چاپ رسولی محلاتی، ج۲، ص۱۳۵
  62. دلائل الامامة، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۷۴؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، چاپ رسولی محلاتی، ج۴، ص۷۷؛ ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب ال الرسول، ۱۴۰۲ق، ج۲، ص۶۹
  63. مطهری در خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۱۳۱-۱۳۳؛ شریعتی در تشیع علوی و تشیع صفوی، ص۹۱؛ دهخدا، لغت نامه؛ جعفر شهیدی در زندگانی علی ابن الحسین(ع)، ص۱۲ و یوسفی غروی، تقی‌زاده، سعید نفیسی و کریستین سن از جمله کسانی هستند که نظری متفاوت دارند.
  64. اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۵ق، ص۵۹؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۳۵
  65. ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۲۹
  66. مُصْعَب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، ۱۹۵۳، ج۱، ص۵۹؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۶۸؛ بخاری، سرّالسلسلة العلویة، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۳۰
  67. مصعب بن عبدالله، کتاب نسب قریش، ۱۹۵۳، ص۵۷؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، ج۲، ص۲۴۶ـ۲۴۷؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۲-۱۳۸۷ق، ج۵، ص۴۴۶
  68. مقریزی، امتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج‌۶، ص۲۶۹
  69. اصفهانی، کتاب الاغانی، ۱۳۸۳ق، ج۲۱، ص۷۸
  70. اصفهانی، کتاب الاغانی، ۱۳۸۳ق، ج۲۱، ص۷۸
  71. سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۲۴۹
  72. مُصْعَب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، ۱۹۵۳، ج۱، ص۵۹؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۳۵؛ بیهقی، لباب الأنساب و الألقاب و الأعقاب، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۴۹؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، چاپ رسولی محلاتی، ج۴، ص۷۷،۱۱۳
  73. مُصْعَب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، ۱۹۵۳، ج۱، ص۵۹؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۵؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۱۰۹
  74. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، چاپ رسولی محلاتی، ج۴، ص۱۰۹؛ دلائل الامامة، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۷۴
  75. ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، ۱۴۰۲ق، ج۲، ص۶۹
  76. رک: کاشفی، روضة الشهداء، ۱۳۴۱ش، ج۱، ص۳۸۹ـ۳۹۰؛ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۳ق، ج۷، ص۳۴
  77. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۳۰
  78. کلینی، الکافی،۱۳۶۲ش، ج۱، ص۲۹۷
  79. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۳۱
  80. کلینی، الکافی،۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۴
  81. کلینی، الکافی،۱۳۶۲ش، ج۱، ص۲۹۱
  82. شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۲؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۸۷
  83. دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۲۲؛ بلاذری، احمد بن يحيى، أنساب الأشراف‏، ۱۴۱۷ق،ج۳، ص۱۵۲
  84. جعفريان، حيات فكرى و سياسى ائمه، ۱۳۸۱ش، ص۱۷۵
  85. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۹۹۳، ج۳، ص۲۹۱
  86. دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۲۴؛ کشّی، محمد بن عمر؛ رجال الکشی، ص۴۸
  87. ابن سعد، البقات الکبری، ۱۴۱۸، ج۱۰، ص۴۴۱؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷، ج۵، ص۳۲۲؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ۱۹۹۱، ج۴، ص۳۴۹ـ۳۵۰
  88. دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۲۴-۲۲۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، صص۱۲۰-۱۲۱؛ ابن قتبیه، الامامه والسیاسه، ج۱، صص۲۰۲-۲۰۴
  89. ابن سعد، الطبقات الكبرى‏، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۴۴۰؛ شیخ طوسی، اختيار معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۵۰؛ ذهبی، شمس الدين، تاريخ الإسلام و وفيات المشاهير و الأعلام‏، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة الدمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۴، ص۲۰۶
  90. طبرسی، احمد بن على ، الاحتجاج، ۱۴۰۳، ج۲، ص۲۹۶
  91. یعقوبی، تاريخ‏ اليعقوبى، دار الصادر، ج۲، ص۲۳۱؛ شیخ طوسی، اختيار معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۴۸؛ اربلی، كشف الغمة في معرفة الأئمة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۵۷۴
  92. ابن كثير، البداية و النهاية، دار الفكر، ج۸، ص۷۹.
  93. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰، ج۱، ص۲۰۴.
  94. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰، ج۱، ص۲۰۸-۲۰۹.
  95. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰، ج۱، ص۲۱۱.
  96. نجمی، ص۳۴۰
  97. گروهی از تاریخ‌پژوهان، تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهداء، ج۱، ص۳۹۲
  98. ابن سعد، الطبقات الکبری، خامسه۱، ص۴۴۲؛ بَلاذُری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۵۵؛ مفید، الارشاد، ۱۳۹۹ق، ج۲، ص۳۲.
  99. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۳۳۸.
  100. ابومخنف، مقتل‌الحسین، ص۵؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۳۳.
  101. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷، ج۳، ص۱۶۰؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۳۴
  102. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۵۶؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۳۶
  103. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۶۶
  104. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۵۷-۱۵۹؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۳۶-۳۸
  105. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۴۱
  106. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۶۰؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۶۶
  107. ابن سعد، الطبقات الكبرى، ۱۴۱۸، ج۱۰، ص۴۵۰؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۸، ص۱۵۹ و ۱۶۱
  108. الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۰۸، مسکویه، تجارب الامم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۶۷؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۵۱
  109. ابن اعثم الکوفی، الفتوح، ۱۹۹۱، ج۵، ص۸۳؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۸۴؛ محمد بن جریر الطبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۰۹؛ مسکویه، تجارب الامم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۶۸؛ علی بن ابی الکرم ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۵۲؛ و ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۹۶
  110. دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۵۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۶؛ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۰۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۵۲
  111. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۱۴؛ ابن‌مسکویه، تجارب‌الامم، ص۷۱.
  112. بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۱۸۲؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵،ص۴۱۴؛ مفید، الارشاد، ۱۳۹۹ق، ج۲، ص۸۹؛ ابن‌مسکویه، تجارب‌الامم، صص۷۱-۷۲؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۵۵.
  113. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۱۷؛ مفید، الارشاد، ۱۳۹۹ق، ج۲، ص۹۱؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۵۷.
  114. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۹۱-۹۴؛
  115. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۲۹-۴۳۰
  116. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۲۷ و شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۹۹
  117. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۶۱-۳۶۲؛ الاصفهانی، مقاتل الطالبیین، دارالمعرفه،‌ ص۸۰؛ محمد بن جریر الطبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۶
  118. مفید، الارشاد، ۱۳۹۹ق، ج۲، ص۱۱۲؛ خوارزمی، مقتل‌الحسین(ع)، ج۲، ص۳۶؛ طبرسی، اعلام‌الوری، ج۱، ص۴۶۹.
  119. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۵۰-۴۵۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبیر، ج۶، ص۴۴۱؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل‌الطالبین، ص۱۱۸؛ مسعودی، مروج‌الذهب، ج۳، ص۲۵۸؛ مفید، الارشاد، ۱۳۹۹ق، ج۲، ص۱۱۲.
  120. ابن سعد، الطبقات الکبیر، ج۶، ص۴۴۱، ج۳، ص۴۰۹؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۵۳؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل‌الطالبین، ص۱۱۸؛ مسعودی، مروج‌الذهب، ج۳، ص۲۵۸
  121. بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۴۱۱؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۵۶؛ مسعودی، مروج‌الذهب، ج۳، ص۲۵۹.
  122. الإرشاد، المفید ،ج‏۲،ص۱۱۳، بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۲۰۴؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۵۵؛ مسعودی، مروج‌الذهب، ج۳، ص۲۵۹
  123. طبری، تاریخ‌الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۵۶.
  124. اشتهاردی، هفت ساله چرا صدا درآورد؟، ۱۳۹۱ش، ص۱۵۴
  125. سید مرتضی، تنزیه الانبیاء، ص۱۷۶
  126. صالحی نجف‌آبادی، شهید جاوید، ص۱۵۹
  127. صحتی سردرودی، ۱۳۸۵، ص۲۹۶-۲۹۹
  128. ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، ۱۴۰۸، ج۸، ص۱۹۱؛ طبری، ج۵، ص۴۵۹؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۸۳
  129. بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۱۷
  130. صحیفه نور، ج۱۷، ص۵۸
  131. بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۶۶، ۴۵۳؛ طبرانی، المعجم الکبیر، دارالنشر، ج۳، ص۹۵؛ شیخ مفید، ج۲، ص۲۷
  132. احمد ابن حنبل، المسند، بیروت، ج۳، ص۲۶۱؛ ترمذی، سنن الترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۲۵
  133. طبرانی، المعجم الکبیر، دارالنشر، ج۳، ص۱۰۱
  134. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۱۵؛ ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۴۶؛ طبرانی، المعجم الکبیر، دارالنشر، ج۳، ص۱۰۰
  135. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۱۳ـ ۴۱۷؛ ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۳، ۱۵
  136. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۱۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۱۲۳
  137. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷، ج۳، ص۷؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۲۷
  138. احمد بن حنبل، المسند، بیروت، ج۲، ص۴۴۰؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۱۶۶؛ ترمذی، سنن ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۲۴
  139. مسلم، صحیح مسلم، ۱۴۲۳ق، ج۱۵، ص۱۹۰؛ کلینی،الکافی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۸
  140. مفید، الإرشاد، المفيد، ۱۴۱۳، ج۱، ص۱۶۸
  141. زمخشری، تفسیر الکشاف، ۱۴۱۵ ق، ذیل آیه ۶۱ آل عمران؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۰۵ق، ذیل آیه ۶۱ آل عمران.
  142. احمد بن حنبل، دارصادر، مسند احمد، ج ۱، ص۳۳۱؛ ابن کثیر، ۱۴۱۹، ج۳، ص۷۹۹؛ شوکانی، فتح القدیر، عالم الکتب، ج۴، ص۲۷۹.
  143. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۲۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۰۹
  144. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۱۴ـ۴۱۵
  145. ابن اعثم کوفی، الفتوح، ۱۹۹۱، ج۳، ص۴۰
  146. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۰۸؛ ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، ۱۴۰۹ق، ج۷، ص۲۶۹
  147. ری شهری، دانشنامه امام حسین، ۱۳۸۸ش، ج۳، ص۱۶۶-۳۱۷
  148. کلینی، الكافى، ج۱، ص۵۲۸؛ شیخ طوسی، الغيبة، ۱۴۱۱، ص۱۴۵
  149. مجلسی، بحارالانوار، ۱۳۶۳، ج۴۴، ص۲۲۳-۲۴۹
  150. منقری، وقعة صفين، ۱۴۰۳، ص۱۴۲
  151. کلینی، الکافی، ۱۳۶۲، ج۱، ص۴۶۵
  152. ابن قولویه، كامل الزيارات، ۱۳۵۶، ص۶۶
  153. ابن شهرآشوب، المناقب، ۱۳۷۹،، ج۴، ص۸۲؛ مجلسی، بحارالأنوار، ۱۳۶۳، ج۹۸، ص۶۹.
  154. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۱۳
  155. ابن عساکر، تاریخ مدینة الدمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۴، ص۱۸۵
  156. ابن عساکر، تاریخ مدینة الدمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷۰، ص۱۹۶ـ۱۹۷؛ برای موارد مشابه رجوع کنید به ابن حزم، المُحَلّی، بیروت، ج۸، ص۵۱۵؛ اربلی، کشف الغمه، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۴۷۶
  157. اربلی، كشف الغمة، ۱۴۲۱، ج۱، ص۵۷۵
  158. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۷۳
  159. شیخ صدوق، الخصال، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۳۵؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۳۳؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۹، ص۴۴۷
  160. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۱۰؛ طبرانی، ج۳، ص۱۱۵؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۹۷
  161. ابن طاووس، اللهوف، ۱۴۱۴ق، ص۲۲۵
  162. نوری، ص۲۰۸ - ۲۰۹؛ قمی، ص۵۲۴ -۵۲۵
  163. سایت خبری فردا
  164. کلیدار، تاریخ کربلاء و حائرالحسین(ع)، ص۵۱ـ۵۲، ۵۸ـ۶۰؛
  165. کرباسی، تاریخ المراقدالحسین و اهل بیته و انصاره، ج۱، ص۲۴۵ـ۲۵۰؛ طعمه، تاریخ مرقد الحسین و العباس، ص۷۰ـ۷۳
  166. علامه مجلسی، بحار، ج۹۸، ص۱۷۷ـ۱۷۸، ۱۹۸ـ۱۹۹، ۲۵۹ـ۲۶۰
  167. کرباسی، تاریخ المراقدالحسین و اهل بیته و انصاره، ج۱، ص۲۵۵ـ۲۵۹
  168. طعمه، تاریخ مرقد الحسین و العباس، ص۸۷ـ ۹۳
  169. کلیدار، تاریخ کربلاء و حائرالحسین(ع)، ص۱۷۱ـ۱۷۳
  170. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، دارالمعرفه، ص۳۹۵ـ۳۹۶؛ طوسی، الامالی، ص۳۲۵ـ۳۲۹
  171. Longrigg, Four centuries of modern Iraq,217
  172. خبرگزاری ابناء
  173. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص۱۳۰،‌ ح۶۲؛ برخی نیز نخستین زائر را عبیدالله بن حر جعفی می‌دانند (طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۴۷۰)
  174. سید بن طاوس، اللهوف علی قتلی الطفوف، ۱۴۱۷ق، ص۱۱۴
  175. ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۴۱۷ق، ص۲۲۰، ۴۳۹؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۱ق، ج۶، ص۴۲-۶۹
  176. اسرار عاشورا، ۱۳۷۳ش، ج۲، ص۱۰۳-۱۰۵؛ سایت غدیر
  177. «من زار الحسین(ع) عارفاً بحقّه، غفر الله له ما تقدم من ذنبه و ما تأخر؛ هر کس امام حسین(ع) را با شناخت حق او زیارت کند، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می‌آمرزد.» کامل الزیارات، ص۱۳۸، باب۵۴، ح۱
  178. برخی از این ثواب‌ها عبارت‌اند:
    • ثواب دو ماه اعتکاف و روزه در مسجدالحرام دارد.
    • ثواب هزار شهید دارد
  179. مفاتیح الجنان
  180. کامل الزیارات، ص۱۱۳
  181. کامل الزیارات، ص۱۶۴
  182. کامل الزیارات، ص۱۷۳
  183. شیخ مفید، کتاب المزار، ص۵۳
  1. فَإِنَّهُ مَكْتُوبٌ عَنْ يَمِينِ الْعَرْشِ مِصْبَاحٌ هَادٍ وَ سَفِينَةُ نَجَاة(صدوق، كمال الدين، ۱۳۹۵، ج۱، ص۲۶۵) این روایت در منابع متاخر نقل به معنا شده و با اندکی تفاوت نسبت به اصل روایت به صورت «ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة» معروف شده است.

منابع

  • ابن ابی الثلج، تاریخ الائمه، در مجموعه نفیسه فی تاریخ الائمه، چاپ محمود مرعشی، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۶ق.
  • ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۸۵-۱۳۸۷ق.
  • ابن ابی الدنیا، مکارم الاخلاق، چاپ مجدی سید ابراهیم، بولاق، بی‌تا.
  • ابن ابی‌شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت، ۱۴۰۹ق-۱۹۸۹.
  • ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، بیروت: دارصادر-داربیروت، ۱۹۶۵.
  • ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، بیروت، دارالکتاب العربی، بی‌تا.
  • ابن الطقطقی، الفخری فی الآداب السلطانیه و الدول الاسلامیه، تحقیق عبدالقادر محمد مایو، بیروت: دارالقلم العربی، ۱۹۹۷.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع، النجف الأشرف: المکتبة الحیدریة ومطبعتها، ۱۳۸۵ق-۱۹۶۶م.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، تصحیح و تعلیق علی أکبر الغفاری، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، محرم الحرام ۱۴۰۵ق-۱۳۶۳ش.
  • ابن حبان، صحیح، تحقیق شعیب ارنؤوط، بی‌جا: الرساله، ۱۹۹۳.
  • ابن حزم،‌ المُحَلّی، تحقیق محمد شاکر، بیروت، دارالفکر، بی‌تا
  • احمد ابن حنبل، المسند، بیروت، دارصادر، بی‌تا.
  • ابن شبّه نمیری، کتاب تاریخ المدینة المنورة:اخبار المدینةالنبویة، چاپ فهیم محمد شلتوت، (جده) ۱۳۹۹ق- ۱۹۷۹، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش.
  • سید بن طاوس، علی بن موسی، اقبال الاعمال، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۷ش.
  • سید بن طاوس، علی بن موسی، الطرائف، قم، خیام، ۱۴۰۰ق.
  • سید بن طاوس، علی بن موسی، اللهوف علی قتلی الطفوف، جمع آوری عبد الزهرا عثمان محمد، قم: المعد، ۱۹۸۸.
  • ‌ سید بن طاوس،‌ علی بن موسی، اللهوف فی قتلی الطفوف، أنوار الهدی، قم، ۱۴۱۷ق
  • سید بن طاووس، علی بن موسی، الملهوف علی قتلی الطفوف، قم، اسوه، ۱۴۱۴ق.
  • ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب ال الرسول، چاپ ماجد بن احمد عطیه، بی‌جا، بی‌تا.
  • ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، چاپ محمد علی بجاوی، بیروت، ۱۴۱۲ق-۱۹۹۲.
  • ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵-۱۴۲۱ق.
  • ابن قتیبه دینوری، عبدالله بن مسلم، الامامه و السیاسه، تحقیق علی شیری، بیروت:‌دار الأضواء، چاپ اول، ۱۹۹۰.
  • ابن قتیبه دینوری، المعارف، تحقیق ثروت عکاشه، قاهره: الهیئة المصریة العامة للکتاب، ۱۹۶۰.
  • ابن قولویه،‌ جعفر بن محمد، کامل الزیارات، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم، ۱۴۱۷ق.
  • ابن الجوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ طبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، ج۳و۵، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۹۹۲.
  • سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، بیروت، ۱۴۰۱ق-۱۹۸۱.
  • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق.
  • طبرسی، علی بن حسن، مشکاة الانوار، نجف، کتابخانه حیدریه، ۱۳۸۵ق.
  • دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم: منشورات رضی، ۱۳۶۸ش.
  • اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، تحقیق احمد صقر، بیروت: دارالمعرفه، بی‌تا.
  • بخاری، ابونصر سهل بن عبداللّه، سرّالسلسلة العلویة، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، نجف، ۱۳۸۱ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمود فردوس العظم، دمشق، ۱۹۹۶-۲۰۰۰.
  • دولابی، محمد بن احمد، الذریة الطاهرة، چاپ محمدجواد حسینی جلالی، قم، ۱۴۰۷ق.
  • مفید، محمد بن‌نعمان، مسار الشیعة، قم: کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • ابن المشهدی، محمد بن جعفر، المزار [الکبیر]، تحقیق جواد القیومی الاصفهانی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۹ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه، ۱۴۱۱ق.
  • اشتهاردی، علی پناه، هفت ساله چرا صدا درآورد؟ چاپ اول، قم، انتشارات علامه، ۱۳۹۱ش.
  • اصفهانی، ابوالفرج، کتاب الاغانی، قاهره، ۱۳۸۳ق.
  • کاشفی، حسین بن علی، روضة الشهدا،‌ چاپ محمد رمضانی، تهران، ۱۳۴۱ش.
  • امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، چاپ حسن امین، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، ادب المفرد، بیروت، ۱۴۰۶ق.
  • خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق.
  • الخوارزمی، الموفق بن احمد، مقتل الحسین(ع)، ج۱، تحقیق و تعلیق محمد السماوی، قم: مکتبة المفید، بی‌تا.
  • یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت:‌دار صادر، بی‌تا.
  • ترمذی، محمد بن عیسی، سنن ترمذی، ج۵، تحقیق عبدالرحمن محمد عثمان، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۳ق.
  • شهیدی، سید جعفر، زندگانی علی بن الحسین، تهران، دفتر نشر فرهنگ، ۱۳۶۵
  • شهیدی، سیدجعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۹۰.
  • حرانی، حسن بن شعبه، تحف العقول، قم: جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ق.
  • حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، تحقیق یوسف عبدالرحمن المرعشی، بیروت، ۱۴۰۶ق.
  • خرگوشی نیشابوری، ابو سعید، شرف المصطفی، ج۵، مکه: دارالبشائر الاسلامیه، ۱۴۲۴.
  • حِمْیرى، عبداللّه‌بن جعفر، قریب الاسناد، قم، ۱۴۱۳ق.
  • خزاز رازى، علی بن محمد، کفایة الاثر فی‌النص علی‌الائمة الاثنی‌عشر، چاپ عبداللطیف حسینى کوه کمرى خوئى، قم، ۱۴۰۱ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه، عیون اخبار الرضا، چاپ مهدى لاجوردى، قم ۱۳۶۳ش.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه، الخصال، قم: جامعه مدرسین، ۱۴۰۳ق.
  • دلائل الامامة، منسوب به محمدبن جریر طبرى آملى، بیروت: مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، ۱۴۰۸ق-۱۹۸۸.
  • ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ج۵، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت: دارالکتاب العربی، ۱۹۹۳.
  • ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۳، تخریج شعیب ارنؤوط و تحقیق حسین اسد، بیروت: الرساله، چاپ نهم، ۱۹۹۳.
  • سید مرتضی، علی بن حسین، التنزیه الانبیاء، نسخه موجود در کتابخانه مدرسه فقاهت.
  • شیخ صدوق، الأمالی، قم: تحقیق قسم الدراسات الإسلامیة - مؤسسة البعثة، ۱۴۱۷ق.
  • قاضى نعمان، نعمان‌بن محمد، دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام والقضایا و الاحکام، چاپ آصف‌بن علی‌اصغر فیضى، قاهره ۱۹۶۳ـ ۱۹۶۵.
  • بحرانی، هاشم‌بن سلیمان، مدینةالمعاجز (معاجز اهل‌البیت)، چاپ علاءالدین اعلمى، قم، ۱۴۲۶ق-۲۰۰۵.
  • صفار قمى، محمدبن حسن، بصائرالدرجات الکبرى فى فضائل آل محمد (ع)، چاپ محسن کوچه‌باغی‌تبریزى، تهران، ۱۳۶۲ش.
  • ابن سعد، الطبقات الکبری، چاپ احسان عباس، بیروت، ۱۹۶۸-۱۹۷۷.
  • ابن ابی‌شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت، ۱۴۰۹ق-۱۹۸۹.
  • محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معرف، ۱۳۸۰ش.
  • ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم.
  • ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، چاپ یوسف بقاعى، قم ۱۳۸۵ش.
  • بیهقى، علی‌بن زید، لباب الأنساب و الألقاب و الأعقاب، چاپ مهدى رجائى، قم ۱۴۱۰ق.
  • نصر بن‌مزاحم، وقعة الصفین، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۸۲ق- ۱۹۶۲م.
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، چاپ شارل پلّا، بیروت، ۱۹۶۵-۱۹۷۹.
  • شیخ مفید، الارشاد، قم: سعید بن جبیر، ۱۴۲۸ق.
  • ابن الخشاب البغدادی، تاریخ موالید الائمه (المجموعه)، قم: کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی.
  • ابن الصباغ، الفصول المهمه فی معرفة الائمة، ج۲، تحقیق سامی الغریری،‌دار الحدیث، ۱۴۲۲.
  • ابن الفقیه، احمد بن محمد، البلدان، تحقیق یوسف الهادی، بیروت: عالم الکتب، چاپ اول، ۱۹۹۶.
  • ازدی، ابومخنف، مقتل الحسین(ع)، تحقیق و تعلیق حسین الغفاری، قم: مطبعة العلمیه، بی‌تا.
  • ابن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد بن صامل السلمی، طائف: مکتبة الصدیق، ۱۹۹۳؛
  • ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.
  • ابن سعد، محمد بن سعد بن منیع الهاشمی البصری (م ۲۳۰)،
  • ابن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت،‌دار الکتب العلمیة، ط الأولی، ۱۴۱۰ق.
  • ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، چاپ احسان عباس، بیروت، ۱۴۰۵ق.
  • ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۴ و ۳، قم: علامه، ۱۳۷۹ق.
  • اربلى، علی بن عیسی، کشف الغمة فى معرفة الائمة علیهم‌السلام، چاپ على فاضلى، قم، ۱۴۲۶ق.
  • بغدادی، صفی الدین عبدالمؤمن، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۱، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت: دارالمعرفه، ۱۹۵۴.
  • بغدادی، محمد بن حبیب، المحبر، بی‌جا، ۱۳۶۱ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق احسان عباس، بیروت: جمیعة المتشرقین الامانیه، ۱۹۷۹؛
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳ و ۱، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت: دارالتعارف، چاپ اول، ۱۹۷۷.
  • تمیمی مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۲، مصر: دارالمعارف، ۱۳۸۵ق.
  • جعفریان، رسول، گزیده حیات سیاسی و فکری امامان شیعه، ۱۳۹۱.
  • ابن نما حلی، جعفر، مثیر الاحزان، قم: مدرسه امام مهدی(عج)، ۱۴۰۶.
  • خصیبی، حسین بن حمدان، الهدایة الکبری، بیروت: مؤسسة البلاغ، ۱۴۱۱ ق.
  • خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفة بن خیاط، تحقیق فواز، بیروت: دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۵.
  • دانشنامه امام حسین(ع)، محمدی ری شهری و...، ج۱۰، مترجم: محمد مرادی، قم: دارالحدیث، ۱۴۳۰ق/۱۳۸۸ش.
  • دایرة المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی و کامران فانی و بهاء الدین خرمشاهی، ج۲، نشر سازمان دایره المعارف تشیع، تهران: ۱۳۶۸ش.
  • دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، ج۶، تهران: ۱۳۷۷ش.
  • ربانی خلخالی، علی، چهره درخشان امام حسین علیه‌السلام، قم: مکتب الحسین، ۱۳۷۹ ش.
  • سماوی، محمد، ابصار العین فی انصار الحسین(ع)، تحقیق محمد جعفر الطبسی، مرکز الدراسات الاسلامیه لممثلی الولی الفقیه فی حرس الثورة الاسلامیه.
  • سمعانی، الأنساب، ج۸، تحقیق عبدالرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، حیدرآباد: مجلس دائرة المعارف العثمانیه، ۱۹۶۲.
  • شریعتی علی، تشیع علوی و تشیع صفوی، تهران: چاپخش، ۱۳۷۷
  • صدوق، التوحید، تحقیق: تصحیح وتعلیق: السید هاشم الحسینی الطهرانی، قم: مؤسسة النشر الإسلامی، بی‌تا.
  • طبرانی، المعجم الکبیر، ج۳، تحقیق حمدی عبدالمجید السلفی، بی‌جا،‌دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، مشهد: نشر مرتضی، ۱۴۰۳.
  • احمدبن على طبرسى، الاحتجاج، چاپ محمدباقر موسوى خرسان، نجف ۱۳۸۶ق-۱۹۶۶.
  • طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، تهران: اسلامیه، ۱۳۹۰ق.
  • طبری، احمد بن عبدالله، ذخائر العقبی، قاهره: مکتبة القدسی، ۱۳۵۶ق.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: دارالتراث، ۱۹۶۲-۱۹۶۷.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (تاریخ الطبری)، ج۵، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: دارالتراث، ۱۹۶۷.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری: تاریخ الامم و الملوک، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۳۸۲-۱۳۸۷ق/۱۹۶۲-۱۹۶۷.
  • طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، چاپ حسن موسوی خرسان، بیروت، ۱۴۰۱ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم، دارالثقافه، ۱۴۱۴ق.
  • عاملی، ابن حاتم، الدر النظیم، قم: جامعه مدرسین، بی‌تا.
  • عاملی، جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الحسن(ع)، قم، ۱۴۰۵ق.
  • عاملی، محمد بن مکی (شهید اول)، الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه، ج۲، قم: جامعه مدرسین، ۱۴۱۷.
  • عسقلانی، ابن حجر، الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۲، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۹۹۵.
  • علی بن زید بیهقی، لباب الأنساب و الألقاب و الأعقاب، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۱۰.
  • عندلیب، ثارالله، مرکز مطالعات راهبردی خیمه، بی‌تا.
  • فتال نیشابوری، محمد بن حسن، روضة الواعظین، ج۱، قم: رضی، بی‌تا.
  • فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج۱، قم: هجرت، ۱۴۰۹.
  • قاضی طباطبایی، سید محمد علی، تحقیق درباره اول اربعین حضرت سیدالشهدا(ع)، بنیاد علمی و فرهنگی شیهد آیت الله قاضی طباطبایی، قم، ۱۳۶۸ۀ ه. ش.
  • قمی، عباس، منتهی الامال، ج۱، قم: مؤسسه انتشارات هجرت، ۱۳۷۲ش.
  • قمی، علی بن محمد، کفایة الاثر، قم: بیدار، ۱۴۰۱.
  • کتبی، فوات الوفیات، ج۲، تحقیق علی محمد بن یعوض الله و عادل احمد عبدالموجود، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۲۰۰۰.
  • کشّی، محمد بن عمر، رجال الکشی، مشهد: دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.
  • ‌ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت، ۱۴۰۱ق،
  • کوفی، ابن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت:‌دار الأضواء، چاپ اول، ۱۹۹۱.
  • گروهی از تاریخ‌پژوهان، تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهداء علیه‌السلام، زیر نظر مهدی پیشوایی، چ۱، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۹.
  • مالقی، محمد، التمهید و البیان، به کوشش محمد یوسف زاید، قطر، ۱۴۰۵ق.
  • مالک بن انس، الموطأ، ج۲، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت:‌دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۵.
  • متقی الهندی، علاء الدین علی، کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۱۳، تصحیح صفوة السقا، بیروت: الرساله، ۱۹۸۹.
  • علامه مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  • علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۶و ۴۵، بیروت: مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ق.
  • محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۸، قم: آل البیت(ع)، ۱۴۰۸.
  • محمد بن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج‌اللّه علی‌العباد، قم، ۱۴۱۳ق.
  • مزی، تهدیب الکمال، تحقیق بشار عواد معروف، ج۶، بیروت-لبنان: مؤسسة الرساله، ۱۹۸۵.
  • مسعودی، اثبات الوصیه، منشورات الرضی، قم.
  • مسعودی، علی بن الحسین، التنبیه و الاشراف، تصحیح عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره:‌دار الصاوی، بی‌تا؛ افست قم:‌دار الثقافة الاسلامیه، بی‌تا.
  • مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم: دارالهجره، ۱۴۰۹.
  • مسکویه، ابوعلی، تجارت الامم، ج۲، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، ۱۳۷۹ش.
  • مُصْعَب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، چاپ لوی پرووانسال، قاهره ۱۹۵۳.
  • مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، مرتضی مطهری، تهران: نشر صدرا، ۱۳۸۰
  • مفید، محمد بن‌نعمان، الارشاد، ترجمه و شرح فارسی: محمدباقر ساعدی، تصحیح: محمدباقر بهبودی، بیجا: انتشارات اسلامیه، ۱۳۸۰ش؛
  • مفید، الارشاد، ج۲، ترجمه محمد باقر ساعدی خراسانی، اسلامیه، ۱۳۵۱ش؛
  • شیخ مفید، محمد بن‌نعمان، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، بیروت، ۱۴۱۴ق. (دانشنامه)
  • مفید، محمد بن‌نعمان، الارشاد، تحقیق: مؤسسة آل‌البیت(ع) لتحقیق التراث، بیروت: دارالمفید، ۱۴۱۴ق-۱۹۹۳م، (نسخه موجود در لوح فشرده مکتبة اهل‌البیت نسخه دوم).
  • مفید، محمد بن‌نعمان، المقنعه، قم: کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • مقدسی، ابو نصر بن مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، به کوشش کلمان هوار، پاریس، ۱۹۱۶م.
  • مقدسی، یدالله، باز پژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان(ع)، قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۱ش.
  • مقریزی، تقی الدین، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، دارالکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۲۰ق، چاپ اول.
  • موسوعه کلمات الرسول الاعظم، ج۶، کتاب الحسنین(ع) و کتاب اهل البیت(ع)، مؤلف لجنة الحدیث فی مرکز ابحاث باقرالعلوم(ع)، تهران: نشر امیرکبیر، ۱۳۸۸ش.
  • موسوی المقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین(ع)، بیروت: دارالکتاب الاسلامیه.
  • نجفی یزدی، محمد، اسرار عاشورا، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۳ش.
  • نمیری، عمر بن شبه، تاریخ المدینة المنوره، ج۳، قم: دارالفکر، ۱۳۶۸ش.

پیوند به بیرون

پیشین:
امام حسن مجتبی
امام سوم شیعیان دوازده امامی
۵۰-۶۱ هجری قمری
پسین:
امام سجاد