جعل حدیث

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

جعل حدیث، اصطلاحی در علم حدیث به معنای برساختن سخنی و نسبت دادن آن به یکی از بزرگان دین به خصوص پیامبر اکرم(ص).

تعریف

جعل حدیث همان ساختن حدیث است. در منابع رجالی از جعل حدیث به وضع حدیث یاد می‌کنند. حدیث موضوع یعنی حدیثی که از روی عمد یا خطا ساخته شده است و به خدا و پیامبر و امامان معصوم نسبت داده می‌شود.

حدیث موضوع، جزو احادیث ضعیف و بدترین نوع آن است و روایت آن حرام است؛ زیرا کمک به اشاعه ی گناه است، برخلاف دیگر روایات ضعیف که نقل و روایت آن حرمت ندارد.

روایت احادیثی که مشکوک به وضع و جعل است، مُجاز می باشد، لکن نباید نقل آن از معصوم علیه السلام به صورت جزمی و قطعی باشد، بلکه باید با چنین عباراتی نقل شود: روایت شده، گفته شده، در کتابها آمده است، به ما رسیده است و... شهید ثانی در درایه می گوید: اگر با روایتی که از جهت سند ضعیف و مشکوک به جعل است، برخورد کردی، سزاوار است که همان روایت را با همان سند، منسوب به ضعف بدانی، نه متن روایت آن را به صورت مطلق؛ چون چه بسا متن آن از طریق دیگر، معتبر و صحیح باشد.

گونه‌های جعل حدیث

چند گونه جعل حدیث وجود دارد:

۱. نسبت کتابی به امام علیه السلام در حالی که تألیف خود راوی است. در این مورد نمونه‌ی قطعی وجود ندارد، ولی به نظر می توان از تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام و نیز علل فضل بن شاذان که برخی آن را منتسب به امام رضا علیه السلام دانسته اند، یاد کرد.[۱]

۲. انتساب کتابی به راویِ ثقه؛ مانند کتاب سلیم بن قیس هلالی که ابن غضائری می گوید: ابان بن ابی عیاش آن را نوشته و به سلیم بن قیس هلالی منتسب کرده است.[۲] شیخ صدوق نیز درباره‌ی زید نرسی و زراد می نویسد: دو اصل حدیثی منتسب به زید نرسی و زراد، به دست محمد بن موسی همدانی وضع شده است.[۳] وی متهم به وضع و انتساب کتابی به خالد بن عبدالله نیز هست.[۴]

۳. دسّ و خلط در بعضی کتب؛ یعنی در کتاب اصحاب چیزی وارد شود که از آنها نیست. شیخ مفید درباره‌ی کتاب سلیم می گوید: این کتاب دسّ گردیده است.[۵] نجاشی درباره‌ی محمد بن علی بن نعمان (مؤمن طاق) می نویسد: کتاب افعل و لا تفعل او را نزد ابن غضائری دیدم؛ ولی این کتاب بعدها دسّ گردید.[۶]

۴. افزودن یا کاستن کلمه یا جمله ای از حدیث. خطیب بغدادی، از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده است:«إِذا رَأیْتُمْ مُعاوِیَةَ یَخْطُبُ عَلَی مِنْبَرِی فاقبَلِوه، فانّه امینٌ مأمونٌ» هرگاه مشاهده کردید معاویه بر منبرم سخن می گوید، او را پذیرا شوید و تصدیق کنید؛ زیرا وی درستکار و درخور اطمینان و معتمد است.[۷]

جالب توجه است که اصل این خبر، روایت نصر بن مزاحم در کتاب وقعة صفّین از حسن بصری، از پیامبر صلی الله علیه و آله است: «إذا رَأَیْتُمْ مُعاوِیَةَ یَخْطُبُ عَلَی مِنبَرِی فاقْتُلُوه»؛ چون دیدید معاویه بر منبرم سخن می گوید، او را بکشید.[۸] چنان که دیدیم در خبر، «فاقْتُلوه» (او را بکشید) را به «فاقْبَلُوه» (او را تصدیق کنید) تغییر داده و عبارت «فإنّه امین مأمون» (زیرا که او درستکار و معتمد است) را شاهد این تغییر قرار داده اند تا اذهان مخاطبان منحرف و مجاب گردد.[۹]

پیشینه جعل

آغاز جعل مربوط به دوران معاویه است. در آن دوران معاویه با هدف کسب مشروعیت، از پدیده جعل حمایت می‌کرد و به گشترش آن دامن می‌زد. در زمان معاویه، از راویانی که در فضائل عثمان و دیگر صحابه و در عیب‌جویی امام علی و اهل بیت(ع) حدیثی نقل می‌کردند، حمایت مالی می‌شد و همین امر موجب برساختن روایات پرشماری در این زمینه‌ها را فراهم آورده بود. در این میان یشترین سهم در وضع را جریانهایی برعهده داشتند که مستندات روایی برای آنها محوریت داشت.

در فضای فقهی هم می‌توان نمونه‌هایی یافت؛ فارغ از احادیثی که در فضایل یا مثالب امامان مذاهب مانند ابوحنیفه و شافعی در منابع نقل شده، برخی از فقیهان آن مقطع ادعا می‌کردند که ۷۰ هزار حدیث در حلال و حرام در اختیار دارند[۱۰]، عددی که با توجه به امکانات و شرایط اوایل سدۀ ۲ق، مبالغه‌آمیز است و می‌تواند با پدیدۀ جعل و وضع پیوند داشته باشد.

مسئلۀ مهاجرت و جابه‌جاییها، عامل دیگری است که به پدیدۀ وضع در سده‌های ۲ و ۳ ق، دامن زده است. احادیثی که توسط شیوخ یک شهر چون مدینه یا کوفه روایت می‌شده، کمابیش در آن شهر از چنان تداولی برخوردار بوده که کمتر اجازۀ تصرف و افزایش را به جاعلان می‌داده است؛ اما جابه‌جا شدن میان شهرها، به جاعلان اجازه می‌داد که احادیث ساختگی را با افزودن سلسله اسانید به ظاهر موجه برای مخاطبان شهری بیگانه مقبول جلوه دهد.[۱۱]

پیشینه مبارزه با جعل و جعل شناسی

در حوزه حدیث اهل سنت، نخستین بار رجالیان مکتب بغداد، از نسبت وضع در ارزیابی‌های رجالی خود بهره گرفتند و احمد بن حنبل در قرن دوم و سوم رویکرد تندی در این زمینه داشت.[۱۲] اصحاب حدیث در خراسان همین رویکرد تند را در برابر فرقه کرامیه داشتند. این فرقه که در تقابل با بدنۀ اصلی اصحاب حدیث بود، در آموزه‌هایش مانند اصحاب حدیث به مستندات نقلی متکی بود. و از این رو بسیاری از مؤثرترین رجال این مذهب از سوی نقادان اصحاب حدیث به عنوان واضع حدیث شناخته شدند.[۱۳] در فضای شیعی نیز استفاده از اتهام صریح وضع در ارزیابیهای رجالی به اوایل سدۀ ۴ق باز می‌گردد و نمونه‌های آن هم در اظهارنظرهای افرادی چون ابوالعباس ابن عقده و ابن ولید دیده می‌شود[۱۴]. نزد رجالیان قرن پنجم، کاربرد نسبت وضع، به‌طور گسترده نزد ابن‌غضائری دیده می‌شود که به سختگیری در نقد شهرت دارد.

مسأله وضع هر چند در سده‌های نخست مورد توجه نقادان حدیث بود اما تقریبا در اواخر قرن پنجم مطالعات موضوعات و اقسام وضع و کیفیت تشخیص آن، صورت تدوین‌یافته‌ای به خود گرفت و از قرن ششم تا تاکنون روند موضوعات‌نویسی و مشخص کردن احادیث جعلی همواره ادامه داشته است. برخی از مهم‌ترین این آثار در حوزه اهل سنت عبارتند از:

  1. الموضوعات ابن جوزی (متوفّای ۵۹۷ق) که مطالب آن از کتاب الأباطیل جوزکانی اخذ شده است.
  2. اللّئالی المصنوعه، از سیوطی (متوفّای ۹۱۱ق)
  3. تذکرة الموضوعات وقانون الموضوعات، از محمد بن طاهر مقدسی هندی (م۹۷۶ق).
  4. اللّولؤ المرصوع، از ابوالمحاسن قاوقچی.
  5. الدُّرر الملتطقة فی بیان الاحادیث الموضوعة یا الموضوعات، از صنعانی.
  6. الموضوعات الکبیر، از ملّا علی قاری هروی (چاپ شده در هند).
  7. الموضوعات الصغری، از ملّا علی قاری.
  8. الوضع فی الحدیث، از عمر بن حسن فلاته.
  9. اضواء علی السّنة المحمّدیة، از محمود ابوریّه که در بخشی از کتاب به موضوع جعل پرداخته است.
  10. شیخ المضیره، ابوهریره، از محمود ابوریّه که در بخشی از کتاب به موضوع جعل پرداخته است.
  11. موسوعة الاحادیث و الآثار الضعیفة و الموضوعة، از علی حلبی و همکاران.
  12. احادیث السنن الاربعة الموضوعة بحکم الالبانی تحقیق محمد شومان رملی
  13. سلسلة الاحادیث الضعیفة و الموضوعة محمد ناصرالدین البانی

در فضای حدیث شیعه، کتابهایی که به صورت کلی یا جزئی به موضوع جعل حدیث پرداخته اند، عبارتند از:

  1. الغدیر، از علامه عبدالحسین امینی، ج۵.
  2. الوضّاعون و احادیثهم الموضوعة، چاپ مستقل جلد 5 الغدیر، محقّق سید رامی یوزبکی.
  3. الاخبار الدخیلة، از علامه محمدتقی شوشتری.
  4. الموضوعات فی الآثار و الأخبار، از سید هاشم معروف الحسنی (عنوان ترجمه: اخبار و آثار ساختگی، از حسین صابری).
  5. الحدیث النبوی بین الروایة و الدرایة، از جعفر سبحانی.
  6. الرسائل العشر فی الاحادیث الموضوعة فی الکتب السنة، از سیدعلی حسینی میلانی.
  7. سیری در صحیحین، از محمدصادق نجمی.

روش تشخیص احادیث جعلی

علما برای تشخیص احادیث جعلی امور ذیل را ذکر کرده‌اند

۱-اعتراف واضع به جعل حدیث؛ مثلا ابوعصمت خود اقرار کرده است که احادیثی را در فضایل سوره‌های قران از قول ابن عباس ساخته است.[۱۵]

۲- در حدیث، رکاکتی معنوی وجود داشته باشد.

۳- مفاد و معنای حدیث، مخالف با عقل و حس و مشاهده باشد به طوری که قابل تأویل هم نباشد.

۴- حدیث درباره اهمیت موضوعی کوچک، مبالغه کرده باشد.

۵-مضمون حدیث، مخالف منقولات مسلم تاریخ باشد.

۶- مضمون حدیث، مخالف با مقصد و هدف شارع باشد

۷-حدیث مشتمل بر اموری باشد که خلاف سیره، رفتار و گفتار عقلا باشد.

۸- حدیث با کتاب خدا و یا احادیث متواتر مخالف باشد.[۱۶]

۹-حدیث در مدح و یا مذمت شهر یا یک قوم و گروهی باشد.[۱۷]

البته برخی از حدیث‌پژوهان علاوه بر موارد فوق، روایاتی دیگر نیز به فهرست احادیث جعلی اضافه می‌کنند. به عنوان نمونه محمدباقر بهبودی، احادیث ‌طبّی، احادیث کیهان‌شناسی، احادیث مشتمل بر مطالب ‌فلسفی، اخبار من ‌بلغ، احادیث تشویق به تلاوت قرآن، احادیث ترغیب به زهد و اعتزال، اخبار مربوط به آفرینش آسمانها و زمین، و احادیث ‌نصّ بر امامت دوازده امام به شکل یک جا (مانند خبر لوح حضرت‌ زهرا) همه را موضوعه می‌داند. [۱۸]

پانویس

  1. محمدتقی شوشتری، قاموس الرجال، ج۱، ص ۴۴۳.
  2. احمد بن حسین غضائری، رجال ابن الغضائری، تحقیق محمدرضا جلالی، ص ۳۶ و ۱۱۸.
  3. حسن بن یوسف حلی، خلاصة الأقوال، تحقیق جواد قیومی، ص ۳۴۷
  4. ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۸، ص ۳۷۸.
  5. محمدتقی شوشتری، قاموس الرجال، ج۱، ترجمه ی أبان بن أبی عیاش.
  6. احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ص ۳۲۵، ش۸۸۶
  7. محمدتقی شوشتری، الأخبار الدخیله، ص۲۳۰
  8. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص ۲۱۶.
  9. محمدتقی شوشتری، الاخبار الدخیله، صص ۶۳-۶۶، به نقل از: محمدعلی مهدوی راد، تدوین حدیث، مجله علوم حدیث، ش۹، ص ۲۶
  10. احمد بن حنبل، العلل، ج۱، ص ۵۱۰؛ عقیلی، ج۲، ص ۲۷۱
  11. ابن ابی حاتم، الجرح، ج۳، ص۲۳۳.
  12. احمد بن حنبل، العلل، ج۲، ص ۴۲.
  13. ذهبی، میزان الاعتدال، ج۱، ص ۱۰۶.
  14. نک‍ : نجاشی، رجال،ص ۳۳۸؛ علامۀ‌حلی، رجال، ص ۳۴۲.
  15. میزان الاعتدال، ج۴، ص ۲۷۹.
  16. علم الحدیث، مدیرشانه چی، ص ۱۴۶-۱۴۹.
  17. علم الحدیث، مدیرشانه چی، ص ۱۲۳.
  18. واکاوی آراء استاد محمّدباقر بهبودی پیرامون موضوعات در حدیث شیعه

منابع

  • ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، ۱۴۱۵ق/ ۱۹۹۵م.
  • کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، ۱۳۹۱ق.
  • نهج البلاغه.