ولایت تکوینی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

ولایت تکوینی بالاترین مرحله ولایت که به معنای مسلط شدن بر جهان هستی ، سرپرستی موجودات جهان و عهده دار شدن تدبیر امر آنها . این ولایت مخصوص خداوند است . برخی معتقدند: مراتبی از آن از جانب او به انسان کامل نیز داده می شود . این ولایت دارای اقسام، صورت ها، مراتب و ابعادی است.

چیستی

ولایت تکوینی یعنی مسلط شدن بر جهان هستی [۱]و سرپرستی موجودات جهان [۲] و عهده گرفتن تدبیر امر آنها ست. [۳]

این ولایت مخصوص خداوند متعال است . او هر گونه تصرف و تدبیر درهر موجودی و هر رقمی برایش فراهم و ممکن است [۴] در مرتبه بعد، خداوند به هر فرد که بخواهد می بخشد.[۵] البته ولایت تکوینی اشخاص، در طول ولایت تکوینی خداوند است و به اذن خداوند در عالم هستی تصرف دارند. [۶]

انسان می تواند بر اثر بندگی خالصانه خداوند به بالاترین مقام درجه اخلاص و یقین برسد که با اجازه پرودگار عالم بتواند در عالم هستی و دلهای مردم تصرفاتی داشته باشد.[۷]و شاهد اعمال و باطن آنها شود. [۸] و تمامی عالم را تحت سیطره خود قرار دهد. البته درجات آن نسبت به انسان‌ها مختلف است. هر چه میزان معرفت و عمل انسان بالاتر باشد، ولایت او بیشتر و کسانی که تحت سیطره او هستند بیشتر خواهند بود. [۹]

ویژگی ها

  1. ازبالاترین مراحل ولایت است. [۱۰]
  1. اصالتا و بالذات از آن خداوند متعال است. [۱۱]
  1. بعد از خداوند بالعرض از آن معصومین است. [۱۲]

اقسام

ولایت تکوینی دو نوع است.

۱. ولایت ذاتی :

این ولایت مخصوص خداوند است. [۱۳] برخی از آیات قرآن کریم که اشاره به ولایت تکوینی خداوند دارند عبارت‌اند از آیه ۹ سوره شوری، آیه ۴ سوره سجده، آیه ۱۰۱ سوره یوسف، آیه ۴۴ سوره شوری و آیه ۱۶ سوره قاف. [۱۴]

۲. ولایت عرضی: نوع انسان نیز ولایتی تکوینی دارد که این ولایت عرضی است. تسلط انسان بر نفسش نوعی ولایت تکوینی است؛ چرا که اعضاء انسان در خدمت نفس انسان قرار دارند. [۱۵]

فرق آن با ولایت تشریعی

  1. ولایت تشریعی در حوزه قانون گزاری است ولی ولایت تکوینی در حوزه خلقت وطبیعت است.لذا ارتباطی با هم ندارند. [۱۶]
  2. ولایت تشریعی بر خلاف ولایت تکوینی، سرپرستی اعتباری و قراردادی است [۱۷]
  3. دربرابر ولایت تشریعی امکان تخلف وجود دارد. بر خلاف ولایت تکوینی که امکان تخلف دربرابر آن وجود ندارد. [۱۸]
  4. در ولایت تشریعی رابطه علت و معلولی بین دو طرف ولایت وجود ندارد. اما در ولایت تکوینی این رابطه وجود دارد.[۱۹]

صورتها

ولایت تكوینى غیر از خداوند یعنی كسى بتواند با اجازه خداوند در جهان آفرینش و تكوین تصرّف كند و بر خلاف عادت و جریان طبیعى عالم اسباب، حوادثى را به وجود آورد. می‌تواند چهار صورت داشته باشد، كه بعضى قابل قبول و بعضى غیر قابل قبول است:

۱. «ولایت در امر خلقت و آفرینش جهان»

به این معنا كه خداوند به مخلوق خود توانایى دهد كه عوالمى را بیافریند؛ یا از صفحه هستى محو كند؛ به یقین این امر محالى نیست؛ چرا كه خداوند قادر بر همه چیز است و هر گونه توانایى را می‌تواند به هر كس بدهد. ولى آیات قرآن در همه جا نشان می‌‏دهد كه آفرینش همه به قدرت پروردگار انجام گرفته، نه به وسیله بندگان خاصى یا فرشتگانش، و لذا همه جا نسبت خلقت به او داده شده؛ بنابراین خالق آسمان ها و زمین ها و گیاه و حیوان و انسان ها تنها خدا است.

۲. «ولایت تكوینى به معنى واسطه فیض بودن»

به این معنا كه هر گونه امداد و رحمت و بركت و قدرتى از سوى خداوند به بندگانش یا سایر موجودات جهان هستى می‌رسد از طریق اولیاء اللَّه و بندگان خاص او است. ولى بدون شك اثبات این نوع ولایت نیاز به دلیل كافى دارد، و اگر هم ثابت شود باز به اذن اللَّه است.

۳. «ولایت تكوینى در مقیاس معین»

مانند احیاى مردگان و شفاى بیماران غیر قابل علاج به وسیله پیامبران و اولیای الهی. نمونه هایى از این نوع ولایت درباره بعضى از پیامبران در قرآن مجید با صراحت آمده. از این رو این شاخه از ولایت تكوینى نه تنها از نظر عقل امكان ‏پذیر ؛ بلكه دلایل نقلى متعدد نیز دارد.

۴.«ولایت به معنى دعا كردن براى تحقق امور مطلوب»

در این شكل از ولایت، امر مورد نظر به وسیله قدرت خداوند به فعلیت مى رسد به این ترتیب كه معصوم دعا مى كند و آنچه او از خدا خواسته است تحقق مى یابد. این معنى نیز هیچ گونه مشكل عقلى و نقلى ندارد و آیات و روایات مملو از نمونه هاى آن است; بلكه شاید از یك نظر نتوان نام ولایت تكوینى بر آن گذاشت; چرا كه استجابت دعاى او از سوى خدا است. در بسیارى از روایات اشاراتى به اسم اعظم دیده مى شود كه در اختیار پیامبران یا امامان یا بعضى از اولیاء الله (غیر از پیامبران و امامان) بوده است و به وسیله آن مى توانستند تصرّفاتى در عالم تكوین كنند.[۲۰]

ولایت تکوینی معصومان (ع)

گروهی ازدانشمندان كه به پژوهش درباره این مسأله پرداخته‌اند، درباره جایگاه و نقش علیت غایی هم عقیده‌اند؛ اما درباره نقش تكوینی آنان در جایگاه علیت فاعلی، دیدگاه یكسانی ندارند.که در مجموع سه نظر وجود دارد:

۱. برخی، اصل آن را نپذیرفته‌اند.

این عده نقش فاعلی امام در نظام آفرینش را منكرند؛ ومعتقدند: پذیرش نقش فاعلی برای امام در جهان آفرینش، مستلزم غلو و تفویض باطل و شرك است، آنان، حتی معجزات و كرامات را نیز كه بیانگر تأثیر فاعلی امام در جهان طبیعت است، تأویل كرده و گفته‌اند: در این رخداد‌ها نقش امام، درخواست از خداوند و حداكثر اراده تحقق آن‌ها است؛ ولی در تحقق آن‌ها نقش فاعلی ندارد؛ بلكه خداوند، آن را پدید می‌آورد. [۲۱]

شهید مطهری در نقل این دیدگاه چنین گفته است: برخی می‌پندارند كه در وجود معجزه، شخصیت و اراده صاحب معجزه هیچ‌گونه دخالتی ندارد، او فقط پرده نمایش است، ذات احدیت، مستقیماً و بلاواسطه آن را به وجود می‌آورد؛ زیرا كار اگر به حد اعجاز برسد، از حدود قدرت انسان در هر مقامی باشد، خارج است؛ پس آن‌گاه كه معجزه صورت می‌گیرد، انسانی در كائنات تصرف نكرده است؛ بلكه خود ذات احدیت است كه مستقیماً و بدون دخالت اراده انسان، در كائنات تصرف كرده است [۲۲]

۲. برخی دیگر، آن را به عنوان اصل ثانوی و در موارد استثنایی، نه به صورت كلی و فراگیر پذیرفته‌اند. [۲۳]

ایت الله صافی گلپایگانی در نقل این نظریه می نویسد: عقلاً و شرعاً امكان دارد كه خداوند متعال به خواص از بندگانش، به سبب اظهار رفعت و علو شأن، یا تأیید آن‌ها و اتمام حجت بر دیگران، یا مصالح دیگر، ولایت و قدرت در تصرف در كاینات عطا كند، تا در مواردی كه فقط مأمورند مأموریت خود را انجام دهند و در موارد دیگر بر حسب مصالح و جهات ثانوی كه در داخل نظام كاینات پیش می‌آید، طبق آن مصلحت تصرفاتی بنماید. یا این كه كاینات را مطیع و فرمانبر آن‌ها سازد، تا بر حسب اقتضا و مصلحت، هر تصرفی را كه مصلحت دیدند، بنماید. روایات متواتری از طرق شیعه و سنی دلالت دارند كه حضرت رسول اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع) این ولایت و اذن و قدرت را دارا، و تصرفات آن‌ها در كاینات به صورت اعجاز و خوارق در موارد بسیار، از حقایق مسلم تاریخ است و انكار آن، خردمندانه نیست. [۲۴]


۳. گروهی، آنان را مجاری فیض الهی در گستره عالم آفرینش دانسته‌اند. [۲۵] محقق اصفهانی در تعلیقات خود بر مكاسب شیخ انصاری در باب ولایت تكوینی معصومین چنین نوشته است: پیامبر و امامان، دارای ولایت معنوی و سلطنت باطنی بر همه امور تكوینی و تشریعی هستند؛ بنابراین، همان گونه كه آنان مجاری فیوضات تكوینی‌اند، مجاری فیوضات تشریعی نیز هستند؛ بنابراین، آنان وسایط تكوین و تشریعند [۲۶]

محققان بسیاری این نظریه را پذیرفته‌اند و با تمسک به ادعیه وزیارات نظیر زیارت جامعه کبیره وروایاتی مانند حدیث قرب نوافل قائلند : معصومین (ع) به دنبال دست یابی به ولایت تکوینی خداوند توانستند تمامی موجودات و نظام آفرینش را تحت فرمان بگیرند و همه از آن بزرگواران حساب می برند که ظهور و بروز بسیاری از خوارق عادات و معجزاتی که از آنان صادر شده که از شماره بیرون است، همه مؤید این حقیقت انکار ناپذیر است.[یادداشت ۱]

پس در معناى ولایت تكوینى معصومان چند امر لحاظ شده است:

۱ ـ مقام قرب الهى، كه از طریق پیمودن صراط بندگى حاصل مى‏شود.

۲ ـ مقام قرب باعث ظهور معنویت خاصى در انسان مى‏شود كه آن معنویت منشأ آثار بیرونى می‌‏شود.

۳ ـ انسانى كه به مقام ولایت تكوینى مى‏رسد، داراى مقام قدرت تصرف در امور و سرپرستى موجودات جهان می‌شود، به گونه‌‏اى كه موجودات جهان ـ در حد ولایت ولى ـ تابع و فرمانبر او می‌شوند و این همان اثر بیرونى ولایت تكوینى است.

۴ ـ این تصرف با اجازه خداوند متعال است.

۵ ـ تصرف خارج از نظام على و معلولى نیست. بلكه تصرف ولى علت آنچه تصرف شده، معلول كار اوست.

۶ ـ در عین حال كه ولایت تكوینى بر اساس نظام على و معلولى است، كارى خلاف عادت و جریان طبیعى عالم اسباب است.[۲۷]

مراتب

عده ای معتقدند: ولایت تكوینى فقط مختص به انسان كامل و حجت هر زمان یعنى پیامبر و امام معصوم نیست و مقام ولایت درجاتى دارد كه درجات بالاى آن مختص اولیاء الهى است، اما مدارج پائین و متوسط آن را مؤمنان عارف هم می‌‏رسند. برخی عرفا سه مرتبه براى ولایت تكوینى ذكر كرده‌اند:

۱. مرتبه ولایت عامه که مومنان نیك كردار آن را دارند. دعاى آنها براى امور مطلوب مستجاب می‌‏شود.[۲۸]

۲. مرتبه ولایت خاصه که عارفانى رسیده به مقام قرب آن را دارند. كه موجب تصرف در امور خارجى مى‏شود.عارفان در حد خود داراى كرامات هستند و تحت سرپرستى ولى الله الاعظم واسطه فیض هم مى‏شوند و در موارد بسیارى دعاى آنها مستجاب می‌‏شود

۳. مرتبه خاص الخاص كه مخصوص انبیاء و ائمه است . آنها به دلیل استعداد ذاتى خود محبوب الهى شدند و در مقام ذات و صفات و افعال الهى ذوب گردیدند، آنها آئینه تمام نماى الهى هستند. [۲۹]

ابعاد

ابعاد ولایت تکوینی امامان، گوناگون است که صدور معجزات یکی از آن ابعاد است که در لسان متکلمین از آنها به کرامت تعبیر می‌کنند [۳۰] این کرامات و تصرفات ناشی از ولایت تکوینی دارای ابعاد زیر است:

۱. معجزه و کرامت

معجزه از پیامبر صادر می‌گردد. خارق عادتی که به دست اولیاء انجام یابد، کرامت می‌نامند. فرق میان معجزه و کرامت این است که انبیا (ص) به اظهار معجزات خود مامورند؛ ولی باید کرامت خود را پنهان دارند و کرامات اولیا جز تادیب نفوس و تهذیب آنها نیست» [۳۱]

۲. تاثیر بر دلها

جنبه دیگر از ولایت تکوینی، هدایت معنوی است که صاحب ولایت با استفاده از قدرت خود به این نوع از هدایت دست می‌زند. به تعبیر دیگرهدایت باطنی است که استعدادهای عالیه انسانی شکوفا شده، نیروهای خفته بیدار گشته و از طریق افاضات معنوی و جنبه‌های باطنی، هر فردی از انسانها به کمال مطلوب خود نائل می‌گردد. «بر حسب آنچه بعضی از بزرگان فرموده‌اند، تعبیر «هدایت به امر» که در آیاتی از قرآن کریم آمده است، اشاره به این مقام دارد». [۳۲]

۳. اخبارغیبی

صاحب ولایت تکوینی به اخبار غیبی که از دسترس حواس دور است، آگاه است و به اذن الهی علم اول و آخر را می‌داند. هر چند این بخش از دانش غیبی مانند ابعاد دیگر ولایت تکوینی از درجات و مراتبی برخوردار است.

۴. آگاهی از حقیقت اشیاء ولایت تکوینی ابعاد دیگری نیز دارد که ا ز آن جمله آگاهی به حقایق اشیاء، رویت ملکوت آسمانها و زمین، شاهد بر اعمال انسان‌ها، عرصه اعمال انسان‌ها در شب قدر، وساطت در فیض رسانی و غایت خلقت و دارا بودن علم الکتاب است. (همان) [یادداشت ۲]


تک نگاری

درباره ولایت تکوینی آثاری تاکنون چاپ شده که مهم ترین ةنخت عبارت است از:

  1. ولایت تکوینی،آیت الله حسن زاده آملی، قم،قیام، ۱۳۷۱ش.
  2. ولایت تکوینی وولایت تشریعی ، آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، قم ،انتشارات حضرت معصومه،۱۳۷۵ش.
  3. ولایت تکوینی، همایون همتی. تهران،انتشارات امیر کبیر،۱۳۶۳ش.
  4. الولایه التکوینیه بین الکتاب والسنه، هشام شری العاملی،بیروت، دار الهادی،۱۴۲۰ق.

پانویس‌ها

  1. همتی، ولایت تکوینی، ۱۳۶۳ش، ص۸۱
  2. جوادی آملی، ولایت فقیه ولایت، فقاهت و عدالت، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۳
  3. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان،۱۳۷۰ش، ج۶،ص ۱۵
  4. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان،۱۳۷۰ش، ج۶،ص ۱۵
  5. همتی، ولایت تکوینی، ۱۳۶۳ش، ص۹۱
  6. همتی، ولایت تکوینی، ۱۳۶۳ش، ص۹۱
  7. بابازاده ، تجلیات ولایت، ۱۳۷۳ش، ص ۱۵۷
  8. مطهری، ولاءها و ولایتها، ۱۳۶۹ش، ص۶۰
  9. بابازاده ، تجلیات ولایت، ۱۳۷۳ش، ص ۱۵۷
  10. شهید مطهری،مجموعه آثار، ۱۳۶۸ش، ج۳، ص۲۸۴
  11. همتی، ولایت تکوینی، ۱۳۶۳ش، ص۹۱
  12. همتی، ولایت تکوینی، ۱۳۶۳ش، ص۹۱
  13. جوادی آملی، ولایت فقیه، ۱۳۷۸ش، ص۱۳۲.
  14. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۷۳ش، ج۶، ص ۱۶.
  15. جوادی آملی، ولایت فقیه، ۱۳۷۸ش، ص۱۳۲.
  16. جوادی آملی، ولایت فقیه، ۱۳۷۸ش، ص۱۲۵.
  17. جوادی آملی، ولایت فقیه، ۱۳۷۸ش، ص۱۲۵.
  18. طاهری خرم آبادی، ولایت و رهبری در اسلام،‌ ۱۳۹۰ش، ص۸۹-۹۰.
  19. جوادی آملی، ولایت فقیه، ۱۳۷۸ش، ص۱۲۵.
  20. مکارم، پیام قرآن ۱۳۶۸ش، ج۹،ص۱۶۱
  21. ربانی گلپایگانی ، نقش فاعلی امام در نظام آفرینش، مجله انتظار موعود، ش۲۹
  22. مطهری، ولاءها و ولایت‌ها، قم، ۱۳۸۸ش ص۹۸
  23. صافی گلپایگانی، امامت ومهدویت ج۱، ص۳۰-۳۱ و ۶۳-۶۴
  24. صافی گلپایگانی ،ولایت تکوینی، ۱۳۷۸ش، ص۸۶-۸۷
  25. صافی گلپایگانی،امامت ومهدویت، ۱۳۸۰ش،ج۱، ص۷۲
  26. محقق اصفهانی،حاشیه المكاسب، ۱۴۱۸ق ج۲، ص۳۷۸
  27. مكارم شیرازى، پیام قرآن،۱۳۶۸ش، ج۹،ص ۱۶۱
  28. مكارم شیرازى، پیام قرآن،۱۳۶۸ش، ج۹،ص ۱۶۱
  29. ملاصدرا،مفاتیح الغیب،۱۳۹۳ش، ص ۴۸۸
  30. علایی،
  31. سعیدی، فرهنگ اصطلاحات عرفانی ابن عربی۱۳۸۳ش، ص۳۷۴
  32. علایی، رشد، مقاله امام هادی،ص۲
  1. برخی نوشته‌اند:ائمه معصومین (ع) در اثر پرورش قابلیت ها و کسب شناخت و معرفتی والا و رسیدن به ایمان و یقین برتر به حوزه ی ولایت الاهی راه یافتند که پیامد مبارک آن، افاضه ی حضرت حق از ولایت تکوینیه ی خویش به آن ذوات مقدسه بوده است. کارنامه زندگی معصومین (ع) حاکی از آن است که عبودیت و بندگی خدا و ارتباط دائمی با مبدأ کائنات در سر لوحه ی زندگی آن بزرگواران قرار داشته که با همین اکسیر بندگی خدا، کیمیاگری می کردند و روح حیات را در کالبد نظام هستی می دمیدند که: «بکم یمسک السماء ان تقع علی الأرض». به واسطه ی شما آسمان نگه داشته می شود که بر زمین نیفتد. زیارت جامعه. از امام مجتبی(ع) منقول است که فرمودند: «من عبد الله عبد الله له کل شیء». هر کس بنده خدا شد خداوند همه چیز را تحت فرمان و بندگی او قرار می دهد. تفسیر عسکری، ج۱، ص۳۲۷ در حدیث قدسی آمده است که پروردگار متعال فرمود: «عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی». بنده ی من مرا اطاعت کن تا تو را مثل خودم قرار دهم. أسرارالصلاة، ج۱، ص ۴؛ مقدمه شرح‏ دعاى ‏صباح، خوئى، ج۱، ص۱۱. «ابن آدم أنا غنی لا أفتقر أطعنی فیما أمرتک أجعلک غنیا لا تفتقر یا ابن آدم أنا حی لا أموت أطعنی فیما أمرتک أجعلک حیا لا تموت یا ابن آدم أنا أقول للشی‏ء کن فیکون، أطعنی فیما أمرتک أجعلک تقول لشی‏ء کن فیکون‏». فرزند آدم من غنی هستم و فقیر نمی شوم از من اطاعت کن تا تو را بی نیاز قرار دهم که فقیر نشوی و من زنده ام و نمی میرم، آنچه به تو امر می کنم اطاعت کن تا تو را زنده دائمی قرار دهم که هرگز نمیری و من به شیء می گویم باش پس می شود. از من اطاعت کن تا تو را آنچنان قرار دهم که به شیء بگویی باش پس موجود شود. بحارالأنوار، ج۹۰، ص ۳۷۶؛ إرشادالقلوب، ج۱، ص ۷۵، عدةالداعی، ص ۳۱۰. در دعای عدیله می خوانیم: «بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض والسماء». به یمن وجود آن بزرگواران موجودات روزی می خورند و آسمان و زمین ثابت و برقرار می باشد. مفاتیح‏ الجنان، ص ۸۵ علاوه بر این روایات، حدیث معروف قرب نوافل که در اصول کافی آمده است، مجموعاً رمز دست یابی معصومین (ع) به ولایت تکوینی را بر ما آشکار می نمایند.
  2. «ولاء تصرف یا ولایت تکوینی بالاترین مراحل ولایت است که مربوط به تصرفاتی است که در عالم طبیعت و نفوس انسانی صورت می‌گیرد و دارای ابعادی چون ظهور معجزات و کارهای خارق العاده، تاثیر بر دلها، اطلاع از اخبار غیبی و. .. می‌باشد» شهید مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۶۸ش،ج ۳،ص ۲۸. «انسان وقتی قدم در راه ولایت می‌گذارد، مقاماتی را به ترتیب طی می‌کند: مقام تجلی حق تعالی در قلب انسان» (امام خمینی، مصباح الهدایه،۱۳۶۳ش، ص ۲۳۹)، « مقام قرب نوافل و فرایض» (آشتیانی، جلال الدین، شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم،۱۳۷۰ش. ص ۹)، «مقام واسطه ی فیض شدن» (آشتیانی، شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، ۱۳۷۰ش،ص۹)و «مقام احاطه بر موجودات دیگر»(آشتیانی، شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم،۱۳۷۰ش،ص۱۷۹)، « رسیدن به مقام کن» (ترمذی،ختم الاولیاء۱۹۶۵ م،ص۱۱۳) ولایت دارای درجات تلوین، تمکین و تکوین است(ترمذی،ختم الاولیاء۱۹۶۵ م،ص۴۷۳).

منابع

  • اصفهانی، محمد حسین، حاشیه المكاسب، بی‌تا، قم، ۱۴۱۸ق.
  • امام خمینی، روح الله، مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، ترجمه احمد فهری، تهران، پیام آزادی،۱۳۶۰ش.
  • بابازاده، علی اکبر، تجلیات ولایت، قم، قدس، ۱۳۷۳ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه ولایت، فقاهت و عدالت، قم، مرکز نشر اسراء ، ۱۳۷۹ش.
  • ربانی گلپایگانی ، علی ، نقش فاعلی امام در نظام آفرینش ، مجله انتظار موعود شماره ۲۹.
  • سعیدی، گل بابا، فرهنگ اصطلاحات عرفانی ابن عربی، تهران، شفیعی۱۳۸۳ش.
  • شهید مطهری،‌ مرتضی، ولاءها و ولایتها، قم، صدرا،۱۳۶۹ ش.
  • شهید مطهری،‌ مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا،۱۳۶۸ش.
  • صافی گلپایگانی، لطف الله، امامت و مهدویت، قم، انتشارات حضرت معصومه علیها السلام، ۱۳۸۰ش.
  • علامه طباطبائی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، تهران، نشر بنیاد علمی فرهنگی علامه ،۱۳۷۰ش.
  • علایی،محمد ناصر، رشدآموزش معارف اسلامی بهار و تابستان شماره ۵۳، زندگی نامه معصومان (۱۱)امام هادی(ع)،۱۳۸۳ش.
  • مکارم شیرازی،‌ ناصر،‌ پیام قرآن، قم، مدرسه امیرالمومنین،‌ ۱۳۶۸ش.
  • ملاصدرا، محمد بن ابراهیم، مفاتیح الغیب، تهران، مولی، ۱۳۹۳ش
  • همتی، همایون، ولایت تکوینی، تهران ، امیرکبیر، ۱۳۶۳ش.