مقاله قابل قبول
پیوند کم
رده ناقص
کپی‌کاری از منابع خوب
شناسه ناقص
نارسا
عدم جامعیت
نیازمند خلاصه‌سازی

ولایت تشریعی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

ولایت تشریعی حق قانون‌گذاری که مخصوص خداست. برخی معتقدند خداوند متعال این حق را به معصومین نیز عطا نموده که دارای گونه‌های مختلفی نظیر ولایت تفسیری است. در دوران معاصر برخی این ولایت را با خاتمیت ناسازگار دانسته که در رد آن پاسخ‌هایی بیان شده است.

مفهوم‌شناسی

ولایت تشریعی به‌ معنای تنظیم و تدبیر شئون فرد و جامعه در همه ابعاد زندگی از طریق جعل قانون و حکم می‌باشد[۱] که مخصوص خداست .[۲] خداوند در آیات ۲۵۷ سوره بقره، ۶۸ سوره آل عمران، ۱۹ سوره جاثیه و ۳۶ سوره احزاب به ولایت تشریعی اشاره کرده است.[۳] او با جعل قوانین ، انسانها را از ظلمت گناه به نور اطاعت، هدایت می‌کند.[۴]

ولایت تشریعی خداوند نسبت به همه ی انسانها، چه کافر و چه مومن، یکسان است؛ یعنی هر فرد عاقل و بالغی تحت ولایت تشریعی خداوند قرار دارد. زیرا کفار و منافقان، همانند اهل ایمان، در برابر اصول دین موظف به اعتقاد و در برابر فروع، مکلف به انقیاد هستند.[۵]

البته برخی معتقدند:خداوند متعال، این ولایت را به معصومان(ع) به عنوان مقام رسمی عطا کرده است تا به امور دینی و اجتماعی انسان‌ها رسیدگی کنند.[۶]

تفاوت با ولایت تکوینی

برای اطلاعات بیشتر، اینها را هم ببینید: ولایت تکوینی
  1. ولایت تشریعی در حوزه قانون گزاری است؛ ولی ولایت تکوینی در حوزه خلقت وطبیعت است. لذا ارتباطی با هم ندارند.[۷]
  2. ولایت تشریعی بر خلاف ولایت تکوینی، سرپرستی اعتباری و قراردادی است.[۸]
  3. دربرابر ولایت تشریعی امکان تخلف وجود دارد. بر خلاف ولایت تکوینی که امکان تخلف دربرابر آن وجود ندارد.[۹]
  4. در ولایت تشریعی رابطه علت و معلولی بین دو طرف ولایت وجود ندارد. اما در ولایت تکوینی این رابطه وجود دارد.[۱۰]

گونه‌شناسی

ولایت تشریعی دارای اقسام وگونه های متفاوتی است.[۱۱]

ولایت بر تشریع

اولین گونه ولایت تشریعی، ولایت بر احکام و تشریع است؛ یعنی حق قانون گذاری و جعل حکم.[۱۲] در روایات[۱۳] از این نوع ولایت تشریعی، به تفویض تعبیر شده است.[۱۴] براساس آیات قرآن[۱۵] این نوع ولایت به طور مستقل مخصوص خداوند متعال است و غیر او کسی مستقلا چنین ولایتی ندارد.[۱۶]

ولایت بر اموال و نفوس مردم

گونه دیگری از ولایت تشریعی، اولویت در تصرف در اموال و نفوس مردم است.[۱۷] به گفته ابوالقاسم خویی و لطف الله صافی از مراجع تقلید، در اثبات و پذیرش این نوع ولایت برای پیامبر(ص) و ائمه(ع) اختلافی وجود ندارد.[۱۸]

ولایت تفسیری

تفسیر و توضیحی که معصوم از وحی می‌دهد به دلیل اتصال او به خزانۀ علم الهی و آگاهی وی از مقصدهای خداوند بر ما حجت تعبدی و بدون نیاز به استدلال آن را می‌پذیریم.[۱۹] آیاتی از قرآن کریم نظیر آیۀ تطهیر و آیۀ صادقین و آیه اولو الامر یر این مدعا دلالت می‌کند.

براساس روایات هم، اهلبیت پیامبر دارای شؤون و مناصبی هستند که سخن آنان را در تفسیر و تبیین آیات قرآن و سنت پیامبر حجت می‌کند،انان بر اساس علم وعصمت تفسیرشان حجیت است.[۲۰]

ولایت اجتماعی

سرپرستی و رهبری اجتماع بشری مباحث فراوانی دارد و تمامی شاخه‌های کشورداری را در بر می‌گیرد. این سرپرستی به معنای حق تصرف در مسائل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، حقوقی و همه مسائل و مشکالت مربوط به جامعه است.[۲۱] هرکس که مسؤولیت سرپرستی جامعه را به عهده می‌گیرد از اختیاراتی در تصرف امورمربوط به این شؤون برخوردار است. به همین دلیل وجود فردی معصوم برای تثبیت و تطبییق دین و شریعت همواره ضروری بوده است. علامه طباطبایی معتقد است :آیات قرآن اطاعت از اوامر و احکام در حوزه مسائل اجتماعی و حکومتی معصوم را لازم می‌داند.[۲۲]

از این رو، برقراری نظم و امنیت جامعه، برقراری عدالت اجتماعی، اجرای تکالیف اجتماعی و حدود الهی، جلوگیری از ایجاد و گسترش مفاسد از نیازمندی‌های جامعه بشری است که در سایۀ امامت به دست می‌آید.ولایت اجتماعی خود به ولایت‌های جزئی‌تر تقسیم می‌گردد که ازاین قرارند:

ولایت سیاسی

ریاست و رهبری در جامعه با فرمان دادن و جعل دستور همراه است؛ و دیگران موظفند که از فرمان رهبر فرمان بری و امتثال داشته باشند. یکی از مواردی که خدای متعال به معصوم واگذار نموده، تدبیر امور جامعه و تعلیم و تأدیب افراد و احکام مربوط به امور حکومتی است.[یادداشت ۱] از تعابیری همچون «لِیَسُوسَ عِبَادَهُ»[۲۳] و «سَاسَةَ الْبِلَادِ»[۲۴] که در روایات آمده است، استفاده می‌شود که مراد از تفویض امور، واگذاری احکام مربوط به مدیریت جامعه به آن حضرت است؛ زیرا کلمه «ساس، یسوس» از مصدر سیاست به‌معنای تدبیر چیزی و به مصلحت آن اقدام کردن است و به قرینه اضافه به عباد و بلاد، به‌معنای تدبیر اجتماع و اداره آن می‌باشد.[۲۵]

ولایت اقتصادی

تصریح متکلمان در تعریف امامت به عرصه های دنیوی به این معناست که از جمله مسؤولیتها و شؤون امامت، ریاست دنیوی بر مردم است.[۲۶] علامه حلی در تعریف امامت می‌نویسد: «امامت ریاست عامه بر امور دین و دنیای مردم است برای شخصی از اشخاص با عنوان جانشینی پیامبر».[۲۷] اسلام به اقتصاد و معیشت مردم نیز اهتمام می‌ورزد و پیامبر و امامان به عنوان متولیان امر دین وظیفه تنظیم روابط اقتصادی مسلمانان را برعهده دارند.[۲۸]

ولایت فرهنگی

این گونه از ولایت جلوگیری از انحراف و سرپرستی معنوی جامعه را عهده دار است. مهمترین فعالیتهای فرهنگی ـ اجتماعی امامان را می‌توان در محورهای زیر خالصه کرد:

  1. تربیت شاگردان دانشمند؛
  2. پرورش و تربیت گروهی که ضمیر پاک و روحی آماده برای کسب کمالات معنوی دارند؛
  3. پاسخ به پرسش ­ها و مناظره با دانشمندان ملل جهان؛ مانند مناظره امام باقر با اسقف مسیحیان؛
  4. بهره‌گیری از موعظه و ارشاد برای انتقال اندیشه درست اسلامی به مردم؛
  5. جلوگیری از انحطاط اخلاقی جامعه؛
  6. تبیین احکام و انتشار فرهنگ اصیل؛
  7. برخورد با دانشمندان دنیا پرست؛ مانند نامه اامام سجاد(ع) به زهری؛
  8. نشر آثار تربیتی، فقهی و اخلاقی؛ مانند رسالۀ حقوق و صحیفۀ سجادیه؛
  9. تشکیل جلسات علمی و ایجاد جنبش فکری و فرهنگی؛
  10. دفاع از مبانی اسلامی در برابر امواج فکری بیگانگان؛ مانند مناظرۀ امناظرات امام رضا
  11. مبارزه با انحرافات فکری چون غلواز جامعه شیعی؛
  12. بیان اندیشه‌های صحیح در مقابل هجمه اندیشه‌های ناصواب؛ مانند جبر و تفویض[۲۹]

ولایت حقوقی

قضاوت یکی از مهمترین پست‌های اجتماعی است که زمینه ساز عدالت اجتماعی در جامعه و بازستاندن حق مظلوم است. معصوم ولایت قضایی و حقوقی دارد. یعنی حکم او در اختلافات حقوقی نافذ است.[۳۰]

ولایت بر تشریع معصومان

از میان اقسام ولایت تشریعی، درباره ولایت بر تشریع پیامبر(ص) و امامان(ع) اختلاف نظر وجود دارد و در این باره سه دیدگاه وجود دارد:

مخالفان

برخی بر این باورند که حق تشریع اختصاص به خداوند داشته و هیچ کس حتی پیامبر(ص) نیز از این حق برخوردار نیست.[۳۱][یادداشت ۲] این عالمان معتقدند: وظیفه امام فقط تبلیغ و تبیین شریعت است نه تشریع.[۳۲] یکی از فقهای معاصر در این باره می‌نویسد: معصومین به هیچ وجه ولایت بر تشریع ندارند.[۳۳]

موافقان

گروهی بر اساس روایات باب تفویض،[۳۴] براین باورند ولایت بر تشریع به اذن خدا برای پیامبر(ص) و امامان(ع) ثابت است.[۳۵]

محقق اصفهانی معتقد است: پیامبر و ائمه، همان‌گونه که در امور تکوینی واسطه فیض هستند در امور تشریعی نیز این سمت را دارا هستند.[۳۶] صفار[یادداشت ۳] و کلینی [یادداشت ۴] در کتاب های خود روایات ولایت بر تشریع را بدون بیان معارض آورده‌اند. همچنین عناوینی که برای این روایات انتخاب کرده‌اند نشان می‌دهد که چنین ولایتی را در مورد امامان پذیرفته‌اند.[۳۷] شیخ صدوق معتقداست: اگر مراد از تفويض اين باشد كه خدا چون پيامبر خود را به مرتبه كمال رساند، چنانكه جز آنچه را موافق حقّ باشد نمی‌‏پذيرد و با خواست او مخالفت نمی‌­كند، در اين صورت به منظور اظهار شرف و كرامت پيامبر تعيين برخى از امورمانند افزودن بعضى از ركعات و تعيين نمازها و روزه‌هاى مستحب را به او تفويض كرده و اين تفويض را به وسيله وحى از جانب خود مورد تأ كيد قرار داده است. چنين تفويضی چه از جهت عقل و چه از جنبۀ نقل فسادى در آن نيست.[۳۸] صاحب حدائق ازجمله فقهایی است که وجوب خمس را از تشریعات ائمه می‌داند. ایشان می‌نویسد:« بعضی روایات دلالت می‌کنند همان‌گونه که حق تشریع به رسول خدا واگذار شده، به امامان نیز داده شده است.»[۳۹]

یکی از معاصران نیز در پاسخ به اشکالی در مورد حق تشریع امامان چنین می‌نگارد: «ما معتقدیم ایشان این حق را اعمال نکرده و رسول خدا نیز جز در موارد محدودی آن را به کار نبسته است؛ این حق به ایشان داده شده که در صورت نیاز با قانون گذاری آن را برطرف کنند و لیکن چون دین کامل بوده، نیازی به تشریع ائمه نبوده است؛ پس عدم اعمال حق تشریع از سوی ائمه بر کامل بودن دین دلالت می‌کند.»[۴۰]

برخی نیز برای راه حل جمع میان روایات باب تشریع امامان و عمل ائمه گفته‌اند: امامان بر اساس روایات معتبر ولایت بر تشریع دارند؛ اما با توجه به اینکه شرایط برای پذیرش اجتماعی احکام وضع شده از سوی آنان مهیا نبوده است؛ این ولایت را در حداقل اعمال کرده‌اند و اعمال بیش از آن در زمان ظهور خواهد بود. همان طوری که از امام صادق روایت شده: «هنگامی که قائم قیام کند امرجدیدی می‌آورد همان‌گونه که رسول خدا در ابتدای دعوت به اسلام دعوت به امر جدیدی کرد».[۴۱] برخی نیز معتقدند: ممکن است با توجه به اینکه نیازهای بشر در دوران امامان در چهار چوب سنت پیامبر پاسخ داده می‌شد، دیگر نیازی به جعل و تشریع احکام بیشتر نبوده است. با این حال می‌توان احکامی را در نظر گرفت که امامان تشریع کرده‌ا‌‌‌‌ند ولی مستند آن را بیان نکرده باشند؛ مانند احکام زیارات ائمه و امور مربوط به آن، که در زمان رسول خدا نه موضوع داشته است و نه حکم آنها پیشتر بیان شده است.[۴۲]

قائلان به تفصیل

عده‌ای معتقدند: پیامبر ولایت تشریعی دارد ولی امام ندارد. برخی از فقها تشریع پیامبر را به دلیل روایاتی که مصادیق تشریعات پیامبر را ذکر کرده فقط می‌پذیرند. واینکه فقها واژه شارع را فقط در مقابل نام خداوند و پیامبر می‌گذارند و آن را دربارۀ امامان به کارنمی‌برند، روشن می‌شود که حق تشریع را برای آنان قبول نداشته‌اند.[۴۳] البته برخی در نقد این دیدگاه معتقدند: پس از آن که با دلایل ثابت شد که امام علی(ع) جانشین پیامبر(ص) است، هر آن چه برای پیامبر لازم بود ، برای جانشینش هم لازم است.[۴۴].

مباحث معاصر

در دوره معاصر، مباحثی در زمینه ولایت امامان شیعه و ارتباط آن با خاتمیت پیامبر(ص) مطرح شده است. برخی معتقدند که اعتقاد به ولایت تشریعی امامان شیعه،با خاتمیت ناسازگار است.[۴۵] در مقابل، پاسخ‌هایی به این ادعا داده‌شده که بر اساس آن، ولایت تشریعی نه‌تنها منافاتی با خاتمیت ندارد، بلکه مهم‌ترین ویژگی امام معصوم است؛ زیرا به واسطه دائمی بودن دین اسلام و کامل بودن دین اسلام و زمان کمی که پیامبر برای تبلیغ اصول و فروع دین داشته است، نیاز به امامی است که سخنش حجت بوده و مردم بتوانند به حرف او اعتماد کنند؛ بنابراین باید دارای ولایت هم در توضیح و تفسیر دین و هم در بین احکام داشته باشد.[۴۶]

جستار وابسته

پانویس‌ها

  1. سبحانی، مفاهیم القرآن، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۱
  2. جوادی آملی، ولایت فقیه: ولایت فقاهت و عدالت، ص۱۲۴. حسن زاده، ولایت تکوینی، ۱۳۷۱ش، ص۶۰.
  3. طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص ۱۸-۲۰.
  4. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۸۳ش، ص۴۳۴.
  5. جوادی آملی، عبدالله، شمیم ولایت، ص۱۰۱.
  6. همتی، ولایت تکوینی، ۱۳۶۳ش، ص ۸۱.
  7. جوادی آملی، ولایت فقیه، ۱۳۷۸ش، ص۱۲۵.
  8. جوادی آملی، ولایت فقیه، ۱۳۷۸ش، ص۱۲۵.
  9. طاهری خرم آبادی، ولایت و رهبری در اسلام،‌ ۱۳۹۰ش، ص۸۹-۹۰.
  10. جوادی آملی، ولایت فقیه، ۱۳۷۸ش، ص۱۲۵.
  11. سبحانی، ولایت تشریعی و تکوینی از دیدگاه علم و فلسفه، ۱۳۸۲ش، ص۱۵-۵۰.
  12. حسینی، میلانی، اثبات الولایة العامة، ۱۴۳۸ق، ص۲۶۷و۲۶۸؛ صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، ۱۳۹۲ش، ص۱۲۶.
  13. نگاه کنید به: کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۶۵-۲۶۸، بابُ التَّفْوِيض؛ صفار، بصائرالدرجات، ۱۴۰۴ق، صص۳۸۳-۳۸۷، باب ۵.
  14. حسینی میلانی، اثبات الولایة العامة، ۱۴۳۸ق، ص۲۶۸.
  15. سوره انعام، آیه ۵۷و۶۲؛ سوره یوسف، آیه۴۰و۶۷؛ سوره قصص، آیه ۷۰و۸۸؛ سوره رعد، آيه ۴۳.
  16. طباطبایی، المیزان،‌ ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۱۱۶؛ مؤمن، «ولایة ولی المعصوم(ع)»، ص۸۱و۹۱.
  17. خویی، مصباح الفقاهة، ۱۴۱۷ق، ج‌۵، ص۳۸؛ صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، ۱۳۹۲ش، ص۱۳۳؛ حسینی، میلانی، اثبات الولایة العامة، ۱۴۳۸ق، ص۱۱۱.
  18. خویی، مصباح الفقاهة، ۱۴۱۷ق، ج‌۵، ص۳۸؛ صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، ۱۳۹۲ش، ص۱۳۳، ۱۳۵ و۱۴۱.
  19. صادقی، درآمدی بر کلام جدید،۱۳۸۲ش، ص۳۶۵
  20. ربانی گلپایگانی، امامت در بینش اسلامی، ۱۳۸۷ش، ص۲۱۳.
  21. صادقی، رکعی، گونه‌های ولایت تشریعی امامان، فصـلنامه امامت پژوهی، شماره ۹ ، بهار ۱۳۹۲، ص۱۱۸ www.noormags.ir
  22. طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۹۴
  23. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۱۷، ص ۴
  24. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج ۲۵، ص ۲۳
  25. جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۲۴۶
  26. بحرانی، قواعد المرام فی علم الکالم، ۱۴۳۶ق، ص۱۷۴.
  27. فاضل مقداد، باب حادی عشر، بی‌تا، ص۶۶
  28. صادقی، رکّعی، گونه‌های ولايت تشريعی امامان علیهم السلام در روايات
  29. صادقی، رکّعی، گونه‌های ولايت تشريعی امامان علیهم السلام در روايات
  30. صادقی، رکعی، گونه‌های ولایت تشریعی امامان، فصـلنامه امامت پژوهی، شماره ۹، بهار ۱۳۹۲، ص۱۱۸ www.noormags.ir
  31. به عنوان نمونه نگاه کنید به: صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، ۱۳۹۲ش، ص۱۳۰-۱۳۲؛ مغنیه، الجوامع و الفوارق، ۱۴۱۴ق، ص۱۲۷و۱۲۸.
  32. عاملی، منتقی الجمان، ۱۳۶۴ش، ج۲، ص۴۳۹؛ آملی، تفسیر المحیط الأعظم،۱۴۲۲ق، ج ۳، ص ۵۲۲؛ صالحپور، خورشید امامت و ولایت، ۱۳۸۴ش، ص۶۸
  33. شیرازی ،الفقه، ۱۴۰۷ق، ج۱۱، ص۹۹
  34. نگاه کنید به:‌ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۶۵-۲۶۸؛ صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ص۳۸۳-۳۸۷.
  35. برای نمونه نگاه کنید به: عاملی، الولایة التکوینیة والتشریعیة، ۱۴۲۸ق، ص۶۰-۶۳؛ مؤمن، «ولایة ولی المعصوم(ع)»، ص۱۰۰-۱۱۸؛ حسینی، میلانی، اثبات الولایة العامة، ۱۴۳۸ق، ص۲۷۲ و ۲۷۳، ۳۱۱و۳۱۲.
  36. محقق اصفهانی، حاشیه المكاسب، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۳۷۸
  37. صادقی، رکّعی، گونه‌های ولايت تشريعی امامان علیهم السلام در روايات
  38. صدوق، من لا يحضره الفقيه، ۱۳۷۸ق، ج۶، ص۵۷۶.
  39. بحرانی، الحدائق الناضرة، ۱۴۰۵ق، ج۱۲، ص۳۵۷.
  40. رحمانی، بازشناسی احکام صادره از معصومین، ۱۳۸۲، ص۱۱۷.
  41. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۳۰ق، ج۵۱، ص۳۰
  42. صادقی، رکّعی، گونه‌های ولايت تشريعی امامان علیهم السلام در روايات
  43. مکارم، انوار الفقاهة، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۵۶۶.
  44. ٰهمتی، همایون، ولایت تکوینی، ص۸۴؛ قادری، ولایت تکوینی ائمه در تفکر اسلامی، ص۴۴
  45. سروش، بسط تجربه نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۱۳۴
  46. سبحانی «خاتمیت و مرجعیت علمی امامان معصوم»،۱۳۸۴ش، قبسات، ش ۳۷، ص ۵-۲۶؛ شریف‌زاده، «امامت در سازگاری با خاتمیت»، ۱۳۸۵ش، کتاب نقد، شماره ۳۸، بهار، ص ۱۳۳-۱۴۶؛ محقق، «تعارض امامت و خاتمیت»، ۱۳۸۵ش، کتاب نقد، شماره ۳۸، بهار، ص ۱۰۶-۱۳۲
  1. چنان‌که آیه «ما آتاکمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» بدان اشاره دارد. (مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۲۵، ص ۳۴۹.) پیامبر اکرم(ص) دراین‌باره فرمودند: وَ نَحْنُ سَادَةُ الْعِبَاد وَ نَحْنُ سَاسَةُ الْبِلَادِ وَ نَحْنُ ... الْوُلَاةُ ... وَ الرُّعَاة. (مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج ۲۵، ص۲۳.) ماییم که تدبیر امور مردم و شهرها به ما سپرده شده و ما والیان و رهبران و متولیان تدبیر امور جامعه‌ایم. امام صادق(ع) نیز فرمود: «ثُمَّ فَوَّضَ إِلَیْهِ أ‌َمْرَ الدِّینِ وَ الْأُمَّةِ لِیَسُوسَ عِبَادَهُ.» (مجلسی، بحارالانوار،۱۴۰۴ق، ج۱۷، ص ۴.)
  2. سید مرتضی در کتابش فصلی را به بحث تفویض اختصاص داده که عنوان فصل، دلالت بر این می‌کند که وی تفویض تشریع را نه تنها به امامان که به پیامبر نیز نمی‌پذیرد. علم الهدی، الذریعة الی اصول الشریعة، ۶۶۹.
  3. صفار در کتاب بصائر الدرجات دو باب تحت عنوان « باب التفویض إلی رسول الله» و «باب فی أن ما فوض إلی رسول الله فقد فوض إلی الائمه» دارد.(صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ص۳۷۸-۳۸۷) درباب دوم فقط سیزده روایت در یکسان بودن شأن امامان با پیامبر در تفویض تشریع می‌آورد. پس از آن نیز دو باب دیگر با عنوانهای «باب فی الائمة أنهم یوفقون و یسددون فی ما لایوجد فی الکتاب و السنة» و «باب فی المعضلات التی لاتوجد فی الکتاب و السنة ما یعرفه الائمة» دارد.(صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ص۳۸۷-۳۹۰) این دو باب را در حقیقت می‌توان تعلیل او بر اعتقادش مبنی بر ولایت داشتن امامان در امر حلال و حرام دانست.[نیازمند منبع]
  4. کلینی نسبت به ولایت تشریعی معصومان یک باب با عنوان «التفویض إلی رسول الله و إلی الائمة فی أمر الدین» دارد.(کلینی، الكافی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۶۵-۲۶۸) وی در این باب ده روایت ذکر کرده است که به یک روایت اشاره می‌شود: محمد بن حسن میثمی می‌گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که می‌فرمود: «خداوند رسولش را تأدیب کرد تا اینکه او را نسبت به آنچه اراده کرده بود توانا ساخت، سپس به او اختیار داد و فرمود: آنچه را رسول خدا به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه نهی می‌کند دست بردارید . سپس آنچه را خدا به رسولش تفویض کرد همان را به ما نیز تفویض کرده است. کلینی، الكافی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۶۸، ح۹.

منابع

  • اصفهانی، محمدحسین، حاشیه المكاسب، بی‌‌نا، قم، ۱۴۱۸ق.
  • آملی، سید حیدر، تفسیر المحیط الأعظم و البحر الخضم، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی. ۱۴۲۲ ق،
  • بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام فی علم الکلام، تحقیق سید احمد حسینی، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی،۱۴۳۶ق.
  • بحرانی، یوسف بن احمد بن ابراهیم، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، قم، جامعۀ مدرسین ، ۱۴۰۵ق.
  • جوادی آملی، عبدالله، ادب فنای مقربان، قم، اسراء، ۱۳۸۲ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، توحید در قرآن، قم، اسراء، ۱۳۸۳ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه: ولایت فقاهت و عدالت، قم، اسراء، ۱۳۷۹ش.
  • حسن زاده آملی، حسن، ولایت تکوینی، چاپ اول، قم، قیام، ۱۳۷۱ش.
  • حسینی میلانی، سیدعلی، اثبات الولایة العامة للنّبی و الائمة(ع)، قم، نشرالحقایق، چاپ اول، ۱۴۳۸ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم، مصباح الفقاهة(طبع قدیم)، تقریر محمد علی توحیدی، قم،‌ انصاریان، ۱۴۱۷ق.
  • ربانی گلپایگانی، علی، امامت در بینش اسلامی، قم، مؤسسۀ بوستان کتاب، ۱۳۸۷ش.
  • رحمانی، محمد، بازشناسی احکام صادره از معصومین، پژوهشی در مسائل حکومت اسلامی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۲ش.
  • روحانی، هادی، نگاهی به مسئله ولایت، چاپ اول، شفق، ۱۳۶۶ش.
  • سبحانی، جعفر، مفاهیم القرآن، قم، مؤسسه سید الشهدا العلمیه، ۱۴۰۷ق.
  • سبحانی، ولایت تشریعی و تکوینی از دیدگاه علم و فلسفه، قم، موسسه امام صادق،۱۳۸۲ش
  • سروش، عبدالکریم، بسط تجربه نبوی، تهران، موسسه فرهنگی صراط، ۱۳۸۵ش.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، قم، انتشارات جامعۀ مدرسین، بی‌تا.
  • شیرازی، سید محمد، الفقه، بیروت، دارالعلوم، ۱۴۰۷ق.
  • صادقی، هادی، درآمدی بر کلام جدید، قم: کتاب طه و نشر معارف، ۱۳۸۳ش،
  • صالح پور، قدرت‌‌‌‌‌‌ الله، خورشید امامت و ولایت، قم، سلمان آزاده، ۱۳۸۴ش.
  • صافی گلپایگانی، لطف الله، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی(ویراست جدید)، قم، دفتر تنظیم و نشرآثار آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، چاپ اول، ۱۳۹۲ش.
  • صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد(ص)، قم، مکتبة آیت الله المرعشی النجفی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، نشر جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ق.
  • عاملی، حسن (صاحب معالم)، منتقی الجمان فی الأحادیث الصحاح و الحسان، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۳۶۴ش.
  • عاملی، سیدجعفر مرتضی، الولایة التکوینیة و التشریعیة، مرکز الاسلامی للدراسات، چاپ دوم، ۱۴۲۸ق.
  • علامه حلی، حسن بن مطهر، باب حادی عشر، شرح فاضل مقداد، قم، انتشارات مصطفوی، بی‌تا.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۱۷ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة، قم، مدرسة الإمام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۵ق.
  • مؤمن قمی، محمد، «ولایة ولی المعصوم(ع)»، در مجموعة الآثار المؤتمر العالمی الثانی للامام الرضا(ع)، مشهد، المؤتمر العالمی للامام الرضا(ع)، ۱۴۰۹ق.
  • همتی، همایون، ولایت تکوینی، چاپ اول، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳ش.

پیوند به بیرون