عمامه

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

عِمَامَه پارچه‌ای است از جنس پنبه که می‌پیچیند و روی سر می‌گذارند. به آن در فارسی دستار و عَمّامِه گفته می‌شود و از لباس‌های قدیمی مردان به شمار می‌رود گرچه در برخی تصاویر و نقوش،‌ زنان نیز عمامه داشته‌اند. امروزه لباس شاخص روحانیت شیعه، عمامه است که به دو رنگ مشکی برای سادات و سفید برای غیر سادات به دور سر بسته می‌شود.

پیشینه

لباس خراسانی

آن‌گونه که از متون و اشعار کهن فارسی برمی‌آید،‌ عمامه و دستار جزو لباس‌های قدیمی ایرانیان بوده به ویژه صاحب منصبان و علما. عمامه معمولا از پارچه‌ای اعیانی و رنگین و طرح‌دار تهیه می‌شده است:

طره دستار می باید که باشد زرنگار

اهل ظاهر را نظر بر شعله ادارک نیست

(صائب تبریزی)


هنوز در شرق و غرب و جنوب و شمال ایران، اقوامی هستند که به نوعی از پوشش عمامه استفاده می‌کنند . پیش از این یک «جبه»‌ نیز بر سر می‌گذاشتند که کلاه مخصوصی بوده و پارچه عمامه را دور آن می‌پیچیده‌اند:

در بهاران پوست بر تن پرده بیگانگی است

یا بسوزان، یا به می ده جبه و دستار را

(صائب تبریزی)


قسمتی از سر پارچه عمامه نیز در میان پیچ‌های آن بیرون گذاشته می‌شد که به شکل گل در می‌آمد و به آن گلِ دستار می‌گفتند:

آب شد گل از حیا، زان گوشه دستار ریخت

بیش ازین ای شاخ گل، بی پرده در گلشن مگرد

(صائب تبریزی)


انتهای پارچه عمامه نیز گاهی رها می‌شد و به دور گردن یا روی شانه انداخته می‌شد که به آن تحت الحنک یا زیرچانه می‌گویند. مستحب است هنگام نماز، انتهای عمامه (تحت الحنک) باز شده و روی گردن و شانه انداخته شود.[۱]

ریخت‌شناسی

امروزه عمامه، پوشش نمادین روحانیت به ویژه روحانیت شیعه است و به شیوه خاصی پیچیده می‌شود. عمامه طلاب و علمای حوزه، پارچه‌ای نازک از جنس پنبه است به طول چهار تا شش یا هفت متر و عرض یک متر تا یک متر و بیست سانتی متر که با مهارت، ابتدا به صورت یک کلاف درآمده و سپس پچیده می‌شود. مشهورترین جنس پارچه عمامه، «وال هندی» است.

عمامه سید و شیخ


طلابی که هنوز عمامه نپوشیده‌اند، روش پیچیدن آن را تمرین می‌کنند. برخی عمامه را روی سر و برخی روی زانوی خم شده خود می‌بندند و به سر می‌گذارند. برای دیدن شیوه پیچیدن عمامه اینجا را ببینید.

پیچش عمامه هم برای خود سبک‌هایی دارد که سبک نجفی آن مشهور است:

هر سری دارد درین بازار سودای دگر

هر کسی بندد به آیین دگر دستار را

(صائب تبریزی)

پوشش عمامه

پس از قانون متحد الشکل شدن لباس در دوره پهلوی اول، مردم عادی و طلاب نمی‌توانستند عمامه به سر کنند و تنها به برخی شخصیت‌های حوزوی اجازه پوشیدن لباس حوزوی داده می‌شد[۲] که بعدها با همان هم برخورد شد.[۳] اما همچنان روحانیان به شکل رسمی و ثابت از عمامه استفاده کردند ولی مشخص نیست از چه زمانی تنها سیدها عمامه سیاه و شیخ‌ها عمامه سفید می‌بندند اما این تمایز، همچنان ادامه دارد.

هرچند لباس روحانیت، اجزای دیگر و بزرگتری دارد مانند قبا و لباده و عبا، اما شاخص آن عمامه است برای همین به طلابی که ملبس شوند یعنی لباس روحانیت بپوشند، «مُعَمَّم» می‌گویند و در مقابل به طلابی که عبا می‌پوشند و کلاه یا عرقچین می‌گذارند در زبان عرفی، «مکلا»‌ گفته می‌شود.

مراسم عمامه گذاری

عمامه را روی عرق‌چین هم می‌شود پوشید و هر سال در اعیاد مذهبی جشن عمامه‌گذاری طلاب جوان برگزار می‌شود که در آن مراسم، معمولا مراجع تقلید، عمامه طلاب را بر سر آنان می‌نهند.

گفته می‌شود عوامل رضاخان، عمامه مدرس را هنگام نماز از سر برداشته و به دور گردنش انداخته و او را به شهادت رسانده‌اند.[۴]

عمامه پوشی

از دیرباز، برخی حجره‌داران بازاری، مداحان، روضه‌خوانان یا ساداتی که روحانی نیستند هم عمامه بر سر می‌گذاشته‌اند. پوشیدن عمامه هنگام نماز، مستحب است[۵] پیامبر و ائمه معصومین هم از پوشش عمامه استفاده می‌کرده‌اند. عمامه پیامبر، «سحاب» نام داشته است.[۶]

پانویس

  1. پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی
  2. ن.ک: مکی حسین، تاریخ بیست‌ساله ایران، ج۵ ص۷۱
  3. صحیفه امام خمینی ج ۷، ص ۲۲۸
  4. تاریخ بیست ساله ایران، مکی، ج۵. بنقل از ماهنامه الکترونیکی تاریخ معاصر ایران.
  5. نظر مراجع درباره استفاده از عبا در نماز
  6. علامه طباطبائی، سنن النبی، ج۱، ص۱۷۴.

منابع

  • ویژه‌نامه ردای بهشتی، مرکز خدمات حوزه علمیه قم، ۱۳۹۵، مقاله «تاریخچه لباس روحانیت»
  • طباطبایی، سید محمدحسین، سنن النبی، قم، مؤسسه نشر اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. ۱۴۱۶ق.
  • مکی، حسین، تاریخ بیست ساله ایران، تهران، نشر ناشر، ۱۳۶۲.