شام

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

شام یا شامات نام پیشین سوریه کنونی است. شام درگذشته به منطقه وسيع‏ترى گفته مى‌‏شده كه شامل لبنان، اردن و بخشى از فلسطین مى‏‌شده است. پايتخت پادشاهان اموی، دمشق بود. به دمشق شام نیز گفته می‌شود. اسراى اهل‌‏بيت را پس از حادثه کربلا، به کوفه و شام بردند. شام، سرزمينى باستانى است و اماكن زيارتى و سياحتى فراوان دارد.

زائران قبر حضرت زینب و حضرت رقیه به شام مى‏‌روند. قبرستان باب‏‌الصغير كه محلّ دفن عده‏‌اى از شهدا، از جمله سرهاى مطهّر شهدای کربلا است و نیز قبر عبدالله بن جعفر و بلال حبشی و مسجد جامع اموى و مساجد و مدارس و بناهاى قديمى بسيارى در این سرزمین قرار دارد.

محل و محدوده

در گذشته، سوريه كنونى بخش عمده‌‏اى از سرزمین شام بوده و این سرزمين، شامل كشورهاى كنونىِ سوريه، لبنان، فلسطين و اردن مى‌‏شده است. «الشأْم و الشَأم و الشآم» نامى بوده كه جغرافى‌‏دانان عرب بر اين منطقه نهاده‌‏اند. منطقه‌‏اى كه از طرف غرب به درياى روم (مدیترانه امروزی) و از طرف شرق به بيابانی کشیده‌شده از منطقه أيله تا فرات‏ و از سوى ديگراز فرات تا مرز روم ‏منتهى مى‌‏شود. بدين‏ صورت، سرزمين‏‌هاى روم در شمال، مرز مصر و بيابان بنى‌‏اسرائيل در جنوب آن واقع شده و آخرين محدوده آن ‏در سمت مصر «رَفَحْ» و سمت روم «الثغور» است.[۱]

علت نامگذاری

در نام‏گذارى شام چند نظريه است:

  1. شام را بدين جهت شام گويند كه در جهت شمال (شام) قبله قرار گرفته است.
  2. بر اين سرزمين «سام بن نوح» (شام بن نوح) حكومت داشته و آن شهر را بنا نهاده كه در نتيجه به اسم او شهرت يافته است.
  3. برخى گفته‏‌اند: شام از «شامة» به معناى نقطه است كه به علت فراوانى روستاها و منطقه‏‌هاى نزديک به هم آن را شام ناميدند؛ زيرا آنجا منطقه‌‏اى به رنگ‏هاى مختلف سبز، سياه و سفيد خال خال بود (همان‏طور كه خال بدن انسان را شام گويند) و سام بن ارم بن سام بن نوح، آن را ساخت.
  4. بعضى گويند: چون قومى از كنعان در اين سرزمين ساكن شدند؛ «فَتَشاءَمُوا إِلَيْها».[۲]

نام‌های دیگر

در دوران‏‌هاى گذشته، به سرزمين شام، سوريه نيز مى‏‌گفتند. بكرى گويد: «سوريه» (به ضم اول و كسر الراء و تخفيف الياء) نامى براى شام است.[۳] ارنست هرتز فيلد گويد: سوريه نامى «آشورى» است كه هنگام غلبه آشوريان بر اين كشور اطلاق مى‌‏شده و سين و شين در زبان سامى، به ‏طور يكسان به كار مى‏‌رفته است. نام سوريه براى نخستين بار در اثر «هرودوت» به شكل «shryn»، در خط «ميخى» و «siryon» در زبان «عبرى» استعمال مى‌‏شده كه بر لبنان شرقى اطلاق مى‌‏شده است. [۴] در دوران يونانى‌‏ها و بعد از آن، استعمال اين نام گسترش يافت و بر همه منطقه نهاده شد و تا پايان جنگ جهانى اول به همين معنا به ‏كار مى‌‏رفت. [۵] بنابراين، سوريه نامى است برگرفته از قوم آسورى يا آشورى. در اثر هرودوت، فلسطين قسمتى از سوريه بوده و مورّخان جنگ‏هاى صليبى، فلسطين را جزئى از سوريه دانسته‏اند. اصطلاح «syrian»- در زبان انگليسى ‏در عصر حاضر، براى اين كشور استفاده مى‏شود كه البته منظور كشور جمهورى عربىِ سوريه است و گاهى به پيروان كنيسه قديم سوريه يا كنيسه سريانيه كاتوليك نيز گفته شده است. [۶] در حقيقت اسم سريانى «syriac» مفهومى لغوى و دينى و «syrian» نيز براى اعراب مفهومى جغرافيايى و وطنى دارد.

وضعیت شام قبل از اسلام

قبل از اسلام، حکومت‌های بسیاری بر منطقه شام تسلط داشتند. این سرزمین مدتی تسلط هخامنشیان بود و بعد سلوکیان آن‌جا را تحت سلطه خود در آوردند. پس از سلوکیان نوبت به رومی‌ها رسید. در دوران رومى‌‏ها شام يكى از ولايت‌‏هاى امپراتورى روم به شمار رفت كه پايتخت آن شهر رم بود. مقر اين ولايت شهر دمشق بود. در همين دوران بود كه حضرت يحيى عليه السلام توسط هيرودس حكمران رومى سوريه به شهادت رسيد و بنا به رواياتى در مسجد اموى به خاک سپرده شد.

پس از فروپاشی امپراتوری روم و تبدیل آن به دو حکومت روم شرقی و روم غربی، شام جزو روم شرقی قرار گرفت و غسانیان که دست‌نشانده رومی‌ها بودند بر این سرزمین حکومت داشتند. حکومت غسانیان تا زمان فتح این منطقه به دست مسلمانان ادامه داشت.

وضعیت شام بعد از اسلام

شام در دوران خلفای راشدین

در دوران حکومت خلیفه دوم عمر، سرزمین شام به وسیله خالد بن ولید و ابوعبیده جراح گشوده شد و از آن هنگام سرزمین شام به عنوان یکی از ولایات اسلامی در عرصه جهانی ظاهر شد. در دوران خلیفه سوم عثمان، معاویه به عنوان والی دمشق برگزیده شد و پس از این که بر اثر کشته شدن عثمان، مردم با حضرت علی علیه‌ السلام بیعت کردند، معاویه از بیعت با علی امتناع ورزیده و او را به همدستی در قتل عثمان متهم کرد و این امر باعث شد که جنگی بین معاویه و حضرت علی علیه‌السلام در منطقه صفین دهد که به حکمیت منجر شد و باعث تقویت جایگاه معاویه در سرزمین شام شد. پس از شهادت حضرت علی علیه‌السلام و بیعت مردم با امام حسن مجتبی علیه‌السلام، پیمان صلحی بین معاویه و امام حسن بسته شد که به موجب آن حکومت به معاویه رسیده و پس از فوت وی به امام حسن علیه‌السلام میرسد، اما چندی نگذشت که امام حسن علیه‌السلام بر اثر دسیسه معاویه مسموم شده و رحلت فرمود و معاویه فرزندش یزید را برخلافت صلح نامه به جانشینی انتخاب کرد.

شام در دوران اموی

سلسله پادشاهان اموی با حکومت معاویه بن أبی سفیان آغاز گردید و دوران حکومت وی سراسر همراه با ظلم و نابرابری و ستم بود. پس از وی پسر نالایق او یزیدبن معاویه به قدرت رسید و در همین زمان بود که امام حسین علیه‌السلام از بیعت با وی خودداری نمود و بنا به دستور یزید در صحرای کربلا به شهادت رسید. در دوران حکومت امویان دمشق به عنوان پایتخت خلافت انتخاب شد و قصرها و بناهای متعددی در آن ساخته شد. آخرین پادشاه اموی مروان بن محمد نام داشت که در سال ۱۳۲ق. از کار برکنار شد و سلسله پادشاهان اموی منقرض شد.

شام در دوران عباسی

در سال ۱۳۲ قمری (۷۵۰ م) مروان بن محمد آخرین خلیفه أموی به مصر فرار کرده و در همانجا کشته شد و سرزمین شام توسط عبداللَّه بن علی (عموی خلیفه ابوالعباس) تصرف شد و از آن زمان به بعد سوریه تحت تصرف عباسیان درآمد. در دوران خلافت عباسی، سوریه از رونق افتاده و توجه چندانی به آن نشد. منصور دوانیقی شهر رقه را بنا کرد و هارونالرشید در غرب آن شهر، دژی به نام دژ هرکول بنا نهاد و مامون نیز شهری به نام «الرحبه» بنا کرد که در نزدیکی شهر میادین فعلی واقع شده است. در دوره کوتاهی طولونیها بر سوریه سیطره یافتند.

شام در دوران طولونیها

دولت طولون منسوب به موسس آن «أحمد بن طولون» است که موفق شد در سال ۲۵۷ قمری/ ۸۷۰ م. دولتی را در مصر تأسیس نماید و پس از استقرار حکومت در مصر، به سوی سرزمین شام رفته و بدون مقاومت بخشهای وسیعی از آن را به تصرف خود در آورد و بسیاری از حکمرانان آن را که سر به اطاعت او نهاده بودند بر سرکار باقی نگه داشت و بدینگونه بود که سرزمین شام یک ایالت وابسته به حکومت طولونی گردید که پایتخت آن شهر قاهره در مصر بود. چندی نگذشت که الموفق برادر خلیفه عباسی مزاحمتهایی را برای دولت طولونی فراهم آورد و در همین دوران بود که سرزمین شام صحنه درگیریهای مختلف گردید و اسماعیلیه و قرمطیان در آن قدرت گرفته و شروع به غارت کاروانهای تجاری نمودند. اما پس از چندی حکومت طولونی رو به ضعف نهاد و سرزمین شام دوباره زیر سلطه عباسیها درآمد و به تدریج ستاره اقبال «محمد بن طغج» دمید. وی فرزند «طغج» یکی از فرماندهان مورد اعتماد طولونیها بود که به حکمرانی دمشق انتخاب شده بود و فرزند وی محمد با نشان دادن شایستگیهای نظامی خود موفق شد که اعتماد خلیفه عباسی را به خود جلب نموده و عاقبت خلیفه عباسی المقتدر او را به حکمرانی دمشق برگزید و در سال ۳۲۳ قمری خلیفه الراضی باللَّه او را به حکمرانی مصر انتخاب کرد و وی به مصر رفته و پایهگذار دولت اخشیدیها در مصر گردید.

شام در دوران حمدانیها

یکی از حکومتهای شیعی سوریه است که توانست از ضعف خلافت عباسی استفاده کرده و در شمال سوریه به قدرت برسد، مقر اصلی آنان در شهر موصل عراق بود و در سال ۳۳۳ قمری/ ۹۴۴ م. سیفالدوله حمدانی موفق شد شهرهای حلب، حمص و دمشق را به تصرف خود درآورد و جنگهای زیادی بین وی و اخشید حکمران مصر و کافور فرمانده نیروهای اخشید رخ داد که این جنگها و کشمکشها عاقبت باعث شد که این دو توافق کنند که حمدانیها بر بخشهای شمالی سوریه از حلب تا موصل حکومت کنند و بخشهای جنوبی سوریه در اختیار اخشیدیها باشد. حمدانیها حملات متعددی به امپراتوری بیزانس کردند و در دوران آنان شعر و ادب و معماری رونق بسیاری یافت. نفوذ حمدانیها در دوران سعیدالدوله در سال ۳۸۱ ه. ق/ ۹۹۱ رو به افول نهاد و دولت آنان زیر سیطره حکومت فاطمی مصر قرار گرفت و در سال ۳۹۳ قمری/ ۱۰۰۳ حکومت آنان مضمحل گردید.

شام در دوران فاطمیها

پس از ضعف تدریجی حکومت حمدانیها، به تدریج فاطمیها بر سوریه سیطره یافتند. فاطمیها آثار عمرانی چندانی در سوریه برجای ننهادند و این امر به علت مدت کوتاه زمامداری آنان در سوریه و وضعیت نابسامان سیاسی در سرزمین شام آن روزگار بود. آثار باستانی برجای مانده از آن دوره در شهرهای بصری، صلخد و سلمیه قرار دارد. در سال ۹۶۹ م. «جوهر صقلی» یکی از فرماندهان معروف خلافت فاطمی شهر دمشق را پس از مقاومتی شدید فتح نمود و به تدریج سایر مناطق سوریه تحت نفوذ آنان قرار گرفت به طوری که در سال ۹۷۱ م. بسیاری از مناطق سوریه تحت سیطره آنان بوده و خطبه به نام خلیفه المعزلدین اللَّه فاطمی در مساجد دمشق و حلب و حمص خوانده شد و پس از سال ۱۰۴۳ م. به تدریج قدرت فاطمیها در سوریه رو به افول نهاد و این وضعیت تا هنگام ظهور صلاح الدین ایوبی ادامه داشت و عاقبت وی توانست در سال ۱۱۷۱ م. خلیفه العاضد، آخرین خلیفه فاطمی را از کار برکنار کرده و خلافت فاطمی را از بین ببرد.

شام در دوران ایوبیها

مؤسس این سلسله صلاح الدین ایوبی بود که توانست در سال ۱۱۷۱ م. آخرین خلیفه فاطمی را از کار برکنار نموده و سلسله پادشاهان ایوبی را پایهریزی نماید. پس از درگذشت صلاحالدین در سال ۱۱۹۳ م.، مملکت وی به وسیله سه فرزند او تقسیم شد و فرزند بزرگتر که أفضل نام داشت بر دمشق حکومت نموده و برادر دیگر که عزیز نام داشت بر مصر و برادر سوم که أزهر نام داشت بر حلب چیره شدند. اختلاف و درگیری بین فرزندان صلاحالدین و برادرش العادل تا مدتها باعث عدم استقرار حکومت ایوبی در سوریه و مصر بود و عاقبت آخرین پادشاه آنان توران شاه در سال ۱۲۵۹ توسط ممالیک به قتل رسید و سلسله پادشاهی ایوبی منقرض شد.

شام در دوران مغولها

مغولها در فرهنگ عربی به نام «تاتار» نامیده میشوند آنان درحقیقت نوادگان چنگیزخان مغول بودند که در سال ۱۲۰۶ م. توانست شمال چین و آسیای جنوبی و آسیانه میانه و ایران را به تصرف درآورده و امپراتوری وسیعی ایجاد کند. مغولها در سال ۶۴۳ قمری/ ۱۲۴۵ م. حمله ناموفقی به بغداد نموده و شکست خوردند و در سال ۶۵۶ قمری/ ۱۲۵۸ م. به فرماندهی هولاکو مجدداً به بغداد حمله کرده و موفق شدند که المستعصم باللَّه آخرین عباسی را دستگیر و به قتل برسانند. در سال ۶۵۸ قمری/ ۱۲۵۹ م. موفق شدند حلب و سپس دمشق را به تصرف درآورند، اما سلطه آنان بر سوریه دیری نپایید و در همان سال «ملک مظفر قطز» موفق شد که در جنگ «عین جالوت» آنان را شکست داده و از سوریه بیرون راند و سوریه را به تصرف خود درآورد. در سال ۶۵۹ قمری/ ۱۲۶۱ م. مغولها مجدداً به حمص و حلب یورش برده و شکست خوردند و مجدداً در سال ۶۷۱ قمری (۱۲۷۲ م.) به سوریه حمله کردند و ملک ظاهر بیبرس موفق شد که در نزدیکی رودخانه فرات آنان را مهزوم سازد. در سال ۶۸۰ قمری/ ۱۲۸۱ م. برای بار دیگر مغولها به سوریه حمله کردند و در نزدیکی قبرخالد بن ولید شکست خوردند. در سال ۶۹۹ قمری/ ۱۲۹۹ م. مغولها موفق شدند که شهر دمشق را به مدت صد روز تصرف نمایند، اما بعد از این که آگاه شدند که لشکر ممالیک از مصر به سوی سوریه روانه شده است، از آن عقبنشینی کردند. در سال ۷۰۰ قمری/ ۱۳۰۰ م. مغول به رهبری «غازان محمود» به سوریه حمله کردند و «ملک محمد بن قلاوون» موفق شد در سال ۷۰۳ قمری/ ۱۳۰۳ م. در نبرد «مرج الصفر» آنان را شکست دهد. صد سال بعد تاتارها به رهبری «تیمور لنگ» به سوریه حمله کرده و موفق شدند که در سال ۸۰۳ قمری/ ۱۴۰۱ م. شهر حلب را فتح نموده و در همان سال شهرهای حماه و حمص و دمشق را به تصرف خود درآورده و این شهرها را غارت نمایند و پس از هشتاد روز غارت و تجاوز این شهر را ترک نمودند.

شام در دوران ممالیک (۱۲۵۹ م- ۱۵۱۶ م)

در سال ۱۲۳۹ م. پادشاهان ایوبی اقدام به تشکیل گارد مخصوصی برای حمایت از پادشاه و اطرافیان وی نمودند، آنان اقدام به خرید هزار برده ترک و چرکسی نمودند و سپس آنان را به فنون قتال آموزش داده و در مقدمه لشکر خویش جای دادند. ده سال پس از تأسیس، بردگان مذکور اقدام به ترور پادشاه ایوبی و ولیعهد وی توران شاه نموده و مادرش «ملکه شجره الدر» را به پادشاهی انتخاب کردند و عاقبت در همان سال یکی از افراد خود را که «عزالدین أیبک» نام داشت به پادشاهی انتخاب کردند و بدینگونه دوران حکومت ممالیک آغاز گردید. در سال ۱۲۵۹ م. «ملک مظفر قطز» با شکست مغولها، سوریه را به تصرف درآورده و به عنوان حکمران آن انتخاب گردید و از همان زمان تا سال ۱۵۱۶ که سلطان سلیم اول سوریه را تصرف کرد، این کشور یکی از ایالتهای تحت سیطره ممالیک مصر به شمار میرفت. حکومت ممالیک از سال ۱۲۵۰ م. تا سال ۱۳۸۳ م. در دست بردگان ترک بود و از سال ۱۳۸۳ م. به دست بردگان چرکسی افتاد که دوران زمامداری آنان تا سال ۱۵۱۶ م. ادامه داشت و دوره پادشاهی هر یک از آنان نسبتاً کوتاه بود زیرا که معمولًا این پادشاهان به دست زیردستان خود ترور میشدند. دوران پادشاهان ممالیک علیرغم ناآرامیهای سیاسی با شکوفایی اقتصادی و معماری همراه بوده است به گونهای که بسیاری از آثار تاریخی در این دوران پا به عرصه نهاد و از جمله معروفترین این آثار گلدسته قایتبای در مسجد أموی دمشق است که توسط «ملک اشرف ابونصر قایتبای» که از سال ۱۴۶۸ م. تا ۱۴۹۶ م. حکومت کرد، ساخته شد.

دوران عثمانی (۱۵۱۶ م- ۱۹۱۸ م)

در سال ۱۵۱۶ سلطان سلیم عثمانی توانست در جنگ «مرج دابق» ممالیک را شکست داده سوریه را به تصرف درآورد و سیطره عثمانیها بر سوریه به مدت چهارصد سال به درازا کشید و در طی آن سوریه یکی از ولایات حکومت عثمانی بود که والی آن از طرف استانه یا دربار عثمانی انتخاب میگردید و این وضعیت تا بروز جنگ جهانی اول ادامه داشت در دوران جنگ اول والی سوریه احمد جمال پاشا بود که به علت ستمکاری فراوانش به «سفاح» یا خونخوار معروف شده بود و در ماه می‌۱۹۱۶ م. تعدادی از آزادیخواهان سوری را دستگیر و محاکمه و اعدام نمود. حکومت پادشاهی سوریه (۱۹۱۸ م- ۱۹۲۰ م) پس از شکست عثمانیها در جنگ جهانی اول، سرزمینهای تحت تصرف آن بین فرانسه و انگلیس تقسیم شد، و شرارههای انقلاب بزرگ عرب در مکه مکرمه به رهبری شریف مکه امیر فیصل شعلهور و امیر فیصل موفق شد با کمک ارتش انگلیس به باقیمانده ارتش عثمانی در سوریه حمله کرده و در دهم ژانویه ۱۹۱۸ نیروهای امیر فیصل وارد شهر دمشق شده و سوریه را به تصرف درآورد. در روز هفتم مارس ۱۹۲۰ کنگره سوریه در دمشق تشکیل شده و امیر فیصل را به عنوان اولین پادشاه سوریه انتخاب کرد و امیرفیصل مذکور که خود را از اعقاب امام حسین علیه‌السلام معرفی میکرد به عنوان «ملک فیصل اول» پادشاه سوریه تاجگذاری کرد و رضا الرکابی را به عنوان نخست وزیر انتخاب کرد و بدینگونه اولین کابینه سوریه به وجود آمد. در همین دوران پیمان «سایکس پیکو» منعقد شد و براساس آن مقرر گردید سرزمین شام به دو بخش تحت نفوذ انگلیس و تحت نفوذ فرانسه تقسیم شود که در این میان فلسطین و اردن و عراق به تصرف انگلیسیها و لبنان و ساحل سوریه به تصرف فرانسویها در آمد و در همین دوران بود که دولت انگلیس تصمیم گرفت تا وعده بالفور در زمینه تأسیس دولت اسرائیل را عملی نماید و چندی نگذشت که ۲۶ ژولای ۱۹۲۰ در اثر تصرف دمشق و سایر مناطق سوریه توسط نیروهای فرانسوی حکومت پادشاهی سوریه سقوط کرد و «ملک فیصل اول» به شهر درعا و سپس به شهر حیفا در فلسطین و سپس اروپا فرار نماید و بعدها با کمک انگلیسیها به عراق رفته و دولت پادشاهی عراق را تأسیس کند. دوران استعمار فرانسه (۱۹۲۰ م- ۱۹۴۳ م) در پانزدهم آگوست ۱۹۱۵ م. نیروهای فرانسه در جزیره أرواد سوریه نیرو پیاده کرده و در سال ۱۹۱۸ نیروهای فرانسوی سواحل سوریه را به تصرف خود درآورده و ستوان «دولاروش» وارد شهر لاذقیه شده و در پنجم نوامبر همان سال پست خود را به عنوان حاکم منطقه در دست گرفت. در ۲۵ ژولای ۱۹۲۰ جنگ معروفی بین نیروهای سوری و نیروهای فرانسوی درگرفت که این جنگ به نام «جنگ میسلون» معروف شد و در اثنای این جنگ «یوسف العظمه» وزیر دفاع سوریه به شهادت رسید و شهر دمشق در ۲۶ ژولای ۱۹۲۰ م. به تصرف فرانسویان درآمد. و ملک فیصل حسینی از کشور فراری شد و سوریه تا ۱۷ آوریل ۱۹۴۶ م. تحت اشغال فرانسویها بود. در دوران اشغال فرانسویها شورش و قیامهای مردمی فراوانی در سوریه شد که میتوان از قیام شیخ صالح العلی در ساحل، ابراهیم هنانو در شمال و سلطان پاشا اطرش در کوه عرب و حسن الخراط در غوطه دمشق نام برد.

مناطق مهم

در سرزمین شام قبل از اسلام، مناطق وجود داشت که دارای اهمیت بودند. برخی از این مناطق در دوران پس از اسلام نیز اهمیت خویش را حفظ کردند و برخی از مناظق نیز دیگر دارای اهمیت نیستند. مناطق حائز اهمیت در سرزمین شام قبل از اسلام عبارتند از:

۱- دمشق

نوشتار اصلی: دمشق

دمشق از قديمى‌‏ترين شهرهاى آباد جهان و از مهم‌‏ترين پايتخت‏‌هاى تمدّنى قديم محسوب مى‏‌شود و پيشينه تاريخى آن، به حدود پنج هزار سال قبل مى‏‌رسد و از لحاظ قدمت، بعد از «اريحا» (در قدس) است. امّت‌‏ها و ملت‏‌هاى زيادى در اين شهر ساكن شده‏‌اند؛ مانند: لودى‌‏ها، آرامى‌‏ها، فينيقى‌‏ها، حيثون، عبرانيان، آشوريان، بابلى‌‏ها، ميديون، (مادهاايرانيان) يونانى‌‏ها، رومى‌‏ها، اعراب و اقوام ديگرى چون ترك‏ها، كردها و ....این شهر پس از اسلام و دوران اموی پایتخت حکومت بوده است.

۲- جولان

جولان منطقه‌ای است که در آخرین نقطه غرب و شمال غربی استان حوران قرار دارد و از لحاظ تقسیمات کنونی ایالتی سوریه، جزو استان قنیطره است. جولان از مناطق مشهور و قدیمی شام بوده و در دوران قدیم به آن «تراکونیت» می‌گفتند. این منطقه در گذشته از دامنه جبل شیخ تا وادی یرموک امتداد مییافته و شهر کنونی قنیطره یکی از شهرهای آن بوده است.[۷] در عصر حاضر جولان تنها به تپه‌هایی اطلاق می‌شود که در این منطقه به اشغال اسرائیل درآمده است.

۳- حلب

نوشتار اصلی: حلب

حلب یکی از مشهورترین مناطق شام است که از سی قرن قبل از میلاد دارای تمدن بوده است. این شهر در طول تاریخ شاهد سکونت اقوام حیثون، آشوریها، مصریها، یونانیها و رومیها بوده است. در قرون اسلامی این شهر به «حلب الشهبا» معروف بوده و اکنون نیز گاهی این نام در تحقیقات جدید به کار میرود. حلب در سال هفدهم هجری توسط اباعبیدة بن جراح و به فرماندهی عیاض بن غنم فهری به صلح فتح شد.

پانویس

  1. اصطخرى، المسالك و الممالك، ص ۵۵.
  2. شهاب الدين ابوعبداللَّه ياقوت بن عبداللَّه حموى، معجم البلدان، ج ۳، ص ۳۱۲.
  3. محمد كرد على، خطط الشام، ج ۱، ص ۴۷
  4. محمد كرد على، همان كتاب، ج ۱، ص ۴۷؛ عفيف البهنسى، الشام الحضاره، صص ۲۳- ۲۲.
  5. نجدت خماس، الشام فى صدر الاسلام، ص ۴۰ به نقل از: « syria history» The modern encyclopedia 1691- Article
  6. -Syria religeouse groups ,Encyclopedia britannica 51 th .p .919 -229
  7. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج ۲، ص ۱۸۸؛ المعجم الجغرافی للقطر العربی السوری، ج ۱، ص ۵۰۶.