مقاله قابل قبول
رده ناقص
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
شناسه ارزیابی نشده
نارسا
عدم جامعیت
نیازمند خلاصه‌سازی

دعا

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
نیایش
مسجد جامع خرمشهر.jpg

دُعا، طلب و درخواست بندگان از خدا یا آنچه معبود می‌پندارند، برای رسیدن به خواسته‌ها است. دعا به عنوان یکی از راه‌های ارتباط با خدا و برترین عبادت‌ها در متون دینی مورد تاکید قرار گرفته و با تعابیری مانند سلاح مؤمن و نور آسمان و زمین توصیف شده است.
برای دعا آداب و شرایطی از جمله خواندن خدا با اسماء الحسنی، طلب از پروردگار از سر بیم و امید و از روی تضرع و خشوع، شروع دعا با بسمله و حمد و صلوات، ذکر شده است. دعا به زمان و مکان خاصی محدود نشده است ولی بعضی از زمان‌ها و برخی از مکان‌ها برای دعا کردن مناسب‌تر معرفی شده است.
استجابت دعا در آیات و روایات مشروط به رعایت شروطی از جمله همسویی دل و زبان، انقطاع از غیر خدا و دعا همراه با استغفار و عمل صالح شده است. علارقم وعده استجابت دعا از سوی خدا، گاه دعای انسان‌ها به دلائلی مانند لقمه حرام، ترک امر به معروف و نهی از منکر و قطع رحم مستجاب نمی‌شود.
خداوند در قرآن دعاهایی از زبان پیامبران و بندگان صالح خود نقل کرده است که مفسران در مباحث کلامی به آنها استناد کرده‌اند. در جوامع حدیثی شیعه و سنی برای برخی ساعات روز و ماه‌های قمری دعاها و ذکرهای گوناگون قرآنی و غیرقرآنی نقل شده است که به آنها دعای مإثور گفته می‌شود. دعای کمیل، دعای ندبه، دعای توسل، دعای عهد و دعای جوشن کبیر از جمله دعاهای مأثور است.

مفهوم‌شناسی

دعا کلمه‌ای عربی به معنای مایل ساختن چیزی به سوی خود با صدا و کلام است،[۱] و جمع آن ادعیه است.[۲]
دعا درخواست انجام کاری از مدعوّ (خوانده شده) به صورت جمله امر و نهی یا در قالب جمله خبری، (مانند غَفَر اللهُ لَک) است. فرق دعا با امر این است که در دعا مرتبه مخاطب فراتر از دعا کننده و در امر، فروتر است.[۳]
واژه دعا و مشتقات آن ۲۱۵ بار در قرآن در معنای فراخواندن و دعوت به امری، پرستش و عبادت، درخواست چیزی از خدا، سخن و دعوی[۴] و پسرخوانده[۵] به کار رفته است.[۶]
صلاة،[۷] قنوت،[۸] سؤال به معنای درخواست،[۹] ندا به معنای درخواست با صدای بلند،[۱۰] اوّاه به معنای دعاکننده به خیر و بسیار تسبیح و ثناگو،[۱۱] لعن و نفرین به معنای دعا بر ضد کسی،[۱۲] بَهل به معنای نفرین و مباهله به معنای لعنت کردن هر طرف بر دیگری،[۱۳] از دیگر واژگان قرآنی است که با معنای اصطلاحی دعا پیوند دارد.[۱۴]

جایگاه دعا در فرهنگ اسلامی

دعا در قرآن و روایات به عنوان یکی از راه‌های ارتباط با خدا مورد تاکید قرار گرفته و برترین عبادت‌ها شمرده شده است. در آیه ۶۰ سوره غافر خداوند مردم را به دعا کردن امر می‌کند و نوید اجابت می‌دهد. در این آیه دعا نوعی عبادت محسوب شده و ترک‌کننده آن را از سر بزرگی‌طلبی بیم دوزخ و عذابی خوارکننده داده است. طبرسی آیه ۶۰ سوره غافر را از مهمترین آیات قرآن در بیان ارزش دعا نزد خداوند و فضیلت انقطاع از خلق معرفی کرده است.[۱۵] مفسران با استناد به این آیه و احادیثی که ذیل آن وارد شده است دعا را از سنخ عبادت دانسته‌اند و هر عبادتی را نیز دعا خوانده‌اند.[۱۶]
دعا در بسیاری از آیات قرآن در سیاق اثبات توحید و نفی شرک آمده است. در این آیات از یک سو یادآوری می‌کند که انسان در گرفتاری‌ها، به صورت فطری یاد خداوند می‌افتد و از سویی دیگر بر توانایی خداوند در برآوردن حاجات انسان‌ها و ناتوانی معبودان مشرکان در اجابت دعای بندگان، تأکید می‌کند.[۱۷] این برهان، یعنی فراموش کردن غیرخدا در سختی‌ها و تضرع به درگاه او، صریح‌ترین برهان بر یگانگی پروردگار دانسته شده است.[۱۸] در این آیات حال انسان را چنین ترسیم شده که به هنگام رویارویی با سختی‌ها، به فطرت خود درمی یابد تنها خداوند، توانا به از میان برداشتن اندوه و گرفتاری‌های اوست.
در احادیث، دعا با تعابیری از جمله سلاح مؤمن، برترین عبادت، نور آسمان و زمین، کلید رحمت، رمز رستگاری، وسیله افزایش روزی و ابزار دفع بلا و سالم ماندن از شر شیطان توصیف شده است.[۱۹]
ائمه(ع) در روایات مردم را به دعا و تضرع به درگاه الهی تشویق می‌کردند.‌ این تشویق گاه به صورت عمومی و گاه به افراد خاصی دستور داده می‌شد.[۲۰]

آداب

آداب و شرایطی برای بهتر انجام گرفتن دعا در متون دینی نقل شده است.
در قرآن خواندن خدا با اسمای نیکوی او،[۲۱] طلب از پروردگار با بیم و امید،[۲۲] داشتن حالت خضوع و خشوع،[۲۳] اخلاص در دعا و انقطاع از غیر،[۲۴] مقدم داشتن طلب غفران الهی بر سایر حاجات،[۲۵] بیان هدف از دعا،[۲۶] تسبیح خداوند و برشمردن نعمت‌های او[۲۷] و دعا برای دیگران همراه با دعا برای خود،[۲۸] از آداب دعا شمرده شده است.

  • خواندن خداوند به اسمای نیکوی او:[۲۹] علامه طباطبایی خواندن خداوند با نامی نیکو از اسما او مناسب با خواسته انسان را از آداب دعا نامیده است؛ به عنوان مثال هنگامی که دعا کننده، درصدد جلب رضایت و رحمت الهی باشد، باید خدا را با اسم رب که از عام‌ترین اسمای الهی برانگیزاننده صفت رحمت الهی است، بخواند.[۳۰]
  • خواندن پروردگار با تضرع و در نهان:[۳۱] فخر رازی در تفسیر آیه ۵۵ سوره اعراف تحقق اصل دعا را هنگامی می‌داند که بنده هم فقر و ناتوانی خود و هم عزت ربوبی و صفات کمالیه خداوند را بشناسد.[۳۲]
  • خواندن پروردگار از سر بیم و امید:[۳۳] در تفسیر آیه ۵۶ سوره اعراف، مراد از خوف را بیم عقاب پروردگار و ردّ دعا به سبب کاستی اعمال و عدم شایستگی و مراد از طمع را امید به پاداش پروردگار و فضل او ذکر کرده‌اند.[۳۴]

در جوامع روایی آداب متعددی برای دعا وارد شده است. وضو ساختن، روبه قبله آوردن، نماز گزاردن قبل از دعا، شروع دعا با الفاظی مانند بسمله، حمد و ثنای خدا و صلوات بر محمد و آل محمد، خواندن پروردگار با صدای آهسته، یاد کردن نعمت‌ها و شکر و سپاس خداوند، اقرار به گناه، مقدم داشتن دیگران در دعا، توسل به اهل بیت(ع) و پایان رساندن دعا با جمله «‌ماشاءالله لاحول و لاقوة الا بالله» از جمله آداب دعا معرفی شده است.[۳۵]

آثار

برای دعا در آیات و روایات آثار و فوائدی از جمله تقرب به خداوند،[۳۶] کسب معرفت و خداباوری،[۳۷] جلب رحمت خداوند،[۳۸] آرامش روح و روان و اطمینان قلب،[۳۹] نجات از دوزخ،[۴۰] تشویق به فعالیت،[۴۱] تقویت روحیه احساس مسئولیت نسبت به جامعه[۴۲] و حفظ انسان از بلاها و دشمنان[۴۳] ذکر شده است.

زمان و مکان

دعا به زمان و مکان خاصی محدود نشده است و هر انسانی متناسب با شرایط خود می‌تواند هر دعایی را انتخاب و بر زبان بیاورد یا حتی از قلب بگذراند؛ البته برخی از دعاها، برای اوقاتی خاص صادر شده‌ و زمان‌ها و مکان‌های مناسبی نیز برای دعا کردن سفارش شده است.
شب قدر، نیمه شعبان، ۲۷ رجب، عید فطر، روز عرفه، عید قربان، روز اول محرم، سحر، هنگام اذان، شب جمعه، هنگام نزول باران، پس از نمازهای واجب، لحظه دین کعبه و ماه‌های خاصی مانند: ماه رجب، ماه شعبان و ماه رمضان از جمله زمان‌هایی است که دعا در آن مورد تاکید قرار گرفته شده است.[۴۴]
در متون دینی برخی از مکان‌ها نیز برای دعاکردن مناسب معرفی شده‌اند. شهر مکه، مسجد الحرام، کعبه و مکان‌های خاصی از کعبه مانند کنار حجر الاسود، رکن یمانی و حجر اسماعیل، صحرای عرفات، فضای پیرامون قبر پیامبر اسلام(ص)، روضة النبی، حرم امامان شیعه و مسجد سهله و کوفه از جمله مکان‌هایی است که دعا در آنجا مورد سفارش قرار گرفته شده است.[۴۵]

استجابت دعا

آیه « وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ » که با ترکیب دو خط ثلث و نسخ خطاطی شده است.
نوشتار اصلی: استجابت دعا

استجابت دعا به معنای پاسخ دادن و پذیرفتن درخواست است[۴۶] و وعده‌ای است که خداوند به بندگان خود در چند آیه از قرآن داده است.[۴۷]

استجابت دعا در آیات و روایات مشروط به رعایت برخی از شروط و ایجاد اسباب آن شده است. همسویی دل و زبان،[۴۸] انقطاع از غیرخدا و رو کردن با تمام وجود به سوی خدا[۴۹]دعا همراه با شناخت خدا،[۵۰] خضوع و خشوع،[۵۱] دعا همراه با عمل صالح،[۵۲] دعا همراه با استغفار،[۵۳] دعا در جمع مؤمنین[۵۴] و دعا همراه با توسل به اهل بیت (ع)[۵۵] از جمله شرایط و اسباب استجابت دعا معرفی شده است.

اسم اعظم و اسمای حسنای خداوند مانند «یا رب»، «یا ارحم الراحمین»، «یاذاالجلال و الاکرام» از جمله اذکاری است که تاثیر آن بر استجابت دعا بسیار مورد تاکید قرار گرفته است.[۵۶] برخی روایات نیز معصومین(ع) را مصداق اسمای حسنای خدا معرفی کرده‌اند که به واسطه آنها دعاها مستجاب می‌شود.[۵۷]
در روایات برخی افراد را جز کسانی معرفی کرده که دعای آنها رد نخواهد شد. دعای پیامبر اسلام(ص) و اهل بیت(ع)، دعای والدین در حق فرزندان، دعای مظلوم علیه ظالم، دعای عمره‌گزار، دعای روزه‌دار، دعای امام و پیشوای عادل در حق مردم خود، دعای بیمار و عیادت کننده او، دعای شب‌ زنده‌دار، دعای کودکی که به گناه آلوده نشده است و دعای مؤمن در حق برادر مؤمن خود از جمله دعاهای مستجاب دانسته شده است.[۵۸] در روایتی نیز از امام حسن(ع) آمده است اگر کسی‌ مواظب قلبش باشد تا اموری که مورد رضای خدا نیست در آن خطور نکند، من ضامنم که او مستجاب‌الدّعوة باشد.[۵۹]

موانع اجابت دعا

علی‌رقم وعده‌ استجابت دعا که خداوند در آیاتی از قرآن به بندگان خود داده است؛ اما گاهی اوقات با وجود خواندن خداوند، دعاهای انسان مستجاب نمی‌گردد. با مراجعه به آیات و روایات می‌توان موانعی را برای استجابت دعا یافت. گناه،[۶۰] لقمه حرام و شبهه‌ناک،[۶۱] خیانت،[۶۲] شک در ولایت اهل بیت(ع)،[۶۳] ترک امر به معروف و نهی از منکر،[۶۴]، ظلم،[۶۵] نافرمانی پدر و مادر و قطع رحم،[۶۶] نقض عهد،[۶۷] سخن چینی،[۶۸] و سبک شمردن نماز[۶۹] از جمله این موانع محسوب شده است.
استجابت دعای بنده گاه با تأخیر مواجه می‌شود. در آیات و روایات مصحلت بندگان و پاداشی بزرگ‌تر از جمله حکمت‌های این تأخیر ذکر شده است.[۷۰] از امام علی(ع) نیز نقل است که کرم خداوند سبحان، حکمت او را نقض نمی‌کند، از این رو همه دعاها اجابت نمی‌شود.[۷۱]

دعا برای دیگران

دعای انسان برای دیگران، به ویژه پدر و مادر، خانواده و فرزندان، مؤمنان و افراد گرفتار مورد سفارش قرار گرفته است؛ چراکه دعا در حق دیگران را به اجابت نزدیک‌تر دانسته و از موجبات برآورده شدن درخواست‌های داعی نیز می‌دانند. بر اساس روایات دعای پدر نیکوکار برای فرزند، فرزند نیکوکار برای پدر مستجاب است. طلب خیر برای دیگران را موجب بازگشت دعای خیر برای داعی از جانب فرشتگان، زدودن کینه از دل، نزول روزی و برکت و دفع پیشامدهای ناگوار، پاک شده گناهان و افزایش درجات بنده می‌شود.[۷۲]
در آیات[۷۳] و روایات از دعا و طلب غفران برای ستمکاران، کافر و مشرک نهی شده است؛ چراکه بقای ستمکار را به وجود نافرمانی خدا در زمین مربوط می‌دانند.[۷۴]

دعا در نگاه دانشمندان مسلمان

متکلمان، فیلسوفان و عارفان مسلمان، دیدگاه‌های ویژه‌ای درباره دعا و نقش آن در زندگی دنیوی و اخروی دارند.

متکلمان مسلمان

بیشتر متکلمان قائل به تأثیر دعا در تحقق بخشیدن به خواسته‌های بندگان خداوند هستند؛ ولی برخی از متکلمان دلایلی مبنی بر ناسازگاری دعا با پاره‌ای از فضائل اخلاقی آورده‌اند. به نظر آنان دعا به منزله ترجیح مراد دعاکننده بر مراد خدا و توجه به مطلوب و نه به خدا است که منافی با مقام رضا به قضای الهی خواهد بود.[۷۵]
این متکلمان با استناد به صفاتی چون جود، حکمت و علم الهی چنین استدلال می‌کنند که خداوند با علم به مصالح و نیازهای بندگان، مصلحت و نیاز آنها را برآورده می‌کند و از سویی خواستن آنچه به صلاح بندگان نیست، جایز نیست؛ بنابراین بر دعا فایده‌ای مترتب نخواهد بود.[۷۶] بر اساس نظر آنان در نظام آفرینش پدیده‌هایی به حکم قضای پیشین الهی، وقوعشان معلوم است که پدید می‌آیند؛ و پدیده‌هایی که وقوعشان ممتنع است، وجود نمی‌یابند؛ پس در هر دو حالت، دعا نقشی در وقوع یا عدم وقوع پدیده‌ها نخواهد داشت.[۷۷]
دیگر متکلمان این ادله را به نقد گذاشته و معتقدند پیش شرط دعا این است که داعی بداند مطلوب او برای خداوند مقدور است و صفات قدرت و حکمت او را بشناسد و دیگر اینکه آنچه درخواست می‌شود امری نیکو باشد.[۷۸] بر این اساس مقصود از دعا اظهار عبودیت، فقر، انقطاع از دنیا و رجوع کلی به خدا است و به همین دلیل، دعا فی نفسه –فارغ از اجابت یا عدم آن- عبادت به شمار می‌رود و جایی برای ادله اخلاقی و کلامی نفی دعا باقی نمی‌ماند.[۷۹]
غزالی نیز معتقد است همانگونه که خدا شر را تقدیر کرده، دفع آن را نبز به سببی، از جمله دعا، مقدر کرده است.[۸۰]

فیلسوفان مسلمان

آثار ابن سینا به ویژه تعلیقات، سرآغاز تبیین فلسفی دعا در فلسفه اسلامی به شمار می‌رود و سهرودی، میرداماد و صدرالدین شیرازی و حتی متکلمان اشعری همچون فخررازی از این تبیین سینوی بهره گرفته‌اند.[۸۱] ابن سینا در تبیین فلسفی دعا می‌گوید که هنگام دعا، نیرویی از جانب خدا بر دعاکننده فائض می‌شود که در اثر آن، دعاکننده بر روی عناصر تأثیر می‌گذارد و عناصر تسلیم اراده او می‌شوند.[۸۲]
فلاسفه در پی تبیین سازگار کردن پدیده دعا با یک اصل فلسفی‌اند، اصلی که بیان می‌کند عالی، متأثر از سافل نمی‌شود. ابن سینا بدون تأویل یادشده، دعا را از موارد نقضِ آن به شمار نیاورده و برعکس، معتقد است عالی برانگیزاننده سافل به دعا و سبب دعا تلقی می‌شود.[۸۳]
فلاسفه در باب نسبت دعا با قضا و قدر، معتقدند که دعا یکی از اسباب تحقق امور در قلمرو قضا و قدر است. بنابراین دعا به مثابه عاملی بیرونی و خارج از اسباب نظام اسباب و علل نیست. به نظر ابن سینا، همانطور که خداوند دارو را سبب درمان قرار داده، دعا را هم از اسباب تحقق امور تعیین کرده است.[۸۴]
اهمیت دعا در نظر برخی از فلاسفه به اندازه‌ای است که در مواردی به شرح و تحشیه (حاشیه نگاری) شماری از ادعیه معصومین علیهم السلام پرداخته‌اند همچون حواشی صحیفه سجادیه از شیخ بهائی و فیض کاشانی، و شروح ملاهادی سبزواری بر دعای جوشن کبیر و صباح؛ و‌ گاه خود با استفاده از واژگان و مصطلحات فلسفی ادعیه‌ای را انشا کرده‌اند، همانند دعای عظیم فارابی[۸۵] و خطبة التمجید ابن سینا.[۸۶]

صوفیان و عارفان مسلمان

دعا در زبان صوفیان با اوصافی چون نردبان گنهکاران، زبان اشتیاق به محبوب، مکاتبه به دوست، سخن گفتن در برابر حضرت حق به زبان شرم[۸۷] و نوعی خدمت که بنده، جوارحش را بدان می‌آراید، وصف شده است و چون خدا بندگان را به دعا کردن امر فرموده، دعا را تن به فرمان خدا دادن قلمداد می‌کنند.[۸۸]
ابوالقاسم قشیری ضمن گنجانیدن دعا در زمره «‌مقامات»، تصویر نسبتاً جامعی از دیدگاه‌های صوفیه در این باب عرضه کرده که در سخن و آثار بعد از او کم و بیش تکرار شده و بسط و تعمیق یافته است. او دیدگاه‌های صوفیه را در باب اینکه دعا کردن بهتر است یا سکوت اختیار کردن به چهار گونه تقسیم کرده است:

  1. دعا، فارغ از اینکه اجابت شود یا نه، نوعی عبادت محسوب می‌شود و به جا آوردنش بهتر از ترک آن است.[۸۹]
  2. خاموشی اختیار کردن و به خواست و قضای الهی تن دادن بهتر از دعا کردن است.[۹۰] گاهی هم ادب بندگی و حیا، انگیزه ترک دعا تلقی شده است.[۹۱]
  3. گروهی هم این دو نظر را باهم جمع کرده و دعا کردن را منافی با رضایت قلبی به مقدرات خداوند نداسته‌اند.[۹۲]
  4. گروهی هم دعا را با مفهوم عرفانی وقت پیوند داده و دعا کردن یا خاموشی گزیدن را ناظر به وقتِ دعاکننده دانسته و معتقدند که این وقت است که تعیین می‌کند بنده لب به دعا بگشاید یا سکوت پیشه کند.[۹۳]

قشیری در یک تقسیم بندی ساده دعا را از حیث نحوه ابراز به سه قسم تقسیم کرده است:

  1. دعای عامه مردم که به گفتار است.
  2. دعای زاهدان که به کردار است.
  3. دعای عارفان که به احوال است.[۹۴]

ابن عربی در باب مفهوم و سازوکار اجابت دعا معتقد است که اجابت دعا و درخواست بندگان در واقع نوعی منت نهادن خداوند در حق ایشان است و چون نزدیکی خدا به بندگان از قبیل نزدیکی انسان به خودش است، هیچ فاصله زمانی میان دعا و اجابت آن وجود ندارد[۹۵] و چون بر اساس آیه ۱۸۶ سوره بقره، خداود اجابت دعای بندگان را تضمین کرده است، بندگان بهتر است در عرضه نوع خواست خود احتیاط و مراقبت کنند و ترجیحاً آن را معین نکنند و اگر معین کردند آن چیزی را بخواهند که خیر و سلامت در آن است.[۹۶]
دعا نزد صوفیه مجموعاً دارای شش عنصر است:

  1. انگیزه (فقر ذاتی)
  2. غرض و هدف (مایحتاج الیه)
  3. آنچه نیاز از آن نشأت می‌گیرد
  4. توجهی که درخواست و دعا به مدد آن تحقق می‌یابد
  5. زبانی که دعا با آن اظهار می‌شود
  6. اجابت الهی که حصول مطلوب را در پی دارد.[۹۷]

آداب دعا در نظر صوفیه

  1. رعایت ادب زبانی و استفاده از زبان فقر و خاکساری و نه زبان تحکمی.[۹۸]
  2. حضور قلب نه صرفاً لقلقه زبان.[۹۹]
  3. اصرار بر دعا.[۱۰۰]
  4. اعتراف بر گناه.[۱۰۱]
  5. توجه به اوقات دعا.[۱۰۲]

شروط اجابت دعا از نظر صوفیان:

  1. خوردن لقمه حلال.[۱۰۳]
  2. شناختن مدعو و دریافت صحیح و با علم و بصیرت داعی از مدعو.[۱۰۴]
  3. دل شکسته بودن و از اندوه و اضطرار دعا کردن.[۱۰۵]

دعاهای برخی از بزرگان صوفیه نظیر حسن بصری، حلاج، بایزید بسطامی، جُنید بغدادی، ذوالنون مصری و ابن عطاء الله اسکندری چنان درخور توجه و اهمیت تلقی شده که بخشی از کتاب‌های اصلی تصوف به ذکر آنها اختصاص یافته است.[۱۰۶]

دعاهای قرآنی

خداوند در قرآن دعاهایی از زبان پیامبران، بندگان صالح و فرشتگان نقل کرده است. دعاهای افرادی مانند آدم،[۱۰۷] نوح،[۱۰۸] ابراهیم،[۱۰۹] لوط،[۱۱۰] یوسف،[۱۱۱] موسی،[۱۱۲] سلیمان،[۱۱۳] زکریا،[۱۱۴] عیسی[۱۱۵] علیهم السلام، مادر حضرت مریم،[۱۱۶] اصحاب کهف،[۱۱۷] ساحران فرعون،[۱۱۸] حواریون عیسی[۱۱۹] از جمله این دعاها است.

دعاهای قرآنی طیف وسیعی از درخواست‌های دنیوی و اخروی را در بر می‌گیرد مانند: طلب عفو، غفران و رحمت الهی برای خود، والدین و مؤمنان؛ طلب پوشاندن گناهان؛ مؤاخذه نکردن بر نسیان و خطا؛ استواری در ایمان و هدایت؛ صبر و ثبات قدم؛ پیروزی بر کافران.

مفسران بیان چنین دعاهایی از انبیاء و صالحان در قرآن را، نشان‌دهنده عظمت و اهمیت موضوع دعا و برای آموزش آداب دعا و نوع دعاهایی که باید کرد، دانسته‌اند.[۱۲۰]

استناد به دعاهای قرآنی در مباحث کلامی

دعاهای قرآنی، مستند مفسران در مباحث کلامی نیز قرار گرفته است. بحث برانگیزترین آیات، تقیید استجابت دعای تلویحی حضرت ابراهیم برای نایل شدن ذریه‌اش به مقام امامت، با قول ... قَالَ إِنِّی جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّیتِی ۖ قَالَ لَا ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ ﴿۱۲۴﴾[ بقره–۱۲۴] است.
بیشتر مفسران اهل سنت این آیه را دلیل بطلان امامت فاسق و واجب نبودن اطاعت و نافذ نبودن فرمان‌های او دانسته و لزوم عدالت و صلاح در شرایط قاضی، شاهد و امام جماعت به این آیه مستند کرده‌اند. آنان این آیه را دلیل بر عصمت پیامبران نیز دانسته‌اند.[۱۲۱]
مفسران شیعه این آیه را شاهد وجوب عصمت امام و ابطال امامت هر ظالمی تا روز قیامت دانسته و همچنین در اثبات تفاوت‌ شأن نبوت با امامت به این آیه استدلال کرده‌اند.[۱۲۲] علامه طباطبایی از انضمام این آیه به آیات دیگر، مهم‌ترین مسائل امامت را نتیجه می‌گیرد، یعنی منصوب بودن امام به جعل الهی، وجوب عصمت امام، خالی نبودن زمین از امام حق تا زمانی که انسانی در روی زمین باشد، وجوب مؤید بودن امام از سوی خدا، پنهان نبودن اعمال بندگان از امام، و وجوب آگاهی امام از هر آنچه انسان‌ها در امر دنیا و آخرت بدان نیاز دارند.[۱۲۳]
برخی از مفسران دستور خداوند به پیامبر اسلام(ص) مبنی بر استغفار برای مؤمنان[۱۲۴] و فرمان الهی به مسلمانان برای رفتن نزد رسول خدا برای طلب استغفار از خداوند[۱۲۵] را دلیل بر مشروعیت شفاعت و توسل دانسته‌اند.[۱۲۶]

دعاهای مأثور

در کتاب‌های حدیثی شیعه و سنی برای برخی ساعات روز، ماه‌های قمری و زمان‌ها و مکان‌های ویژه و نیز برای حالات و عوارض و حوادثی که برای انسان پیش می‌آید، دعاها و ذکرهای گوناگون قرآنی و غیرقرآنی نقل شده است.
دعاهای مأثور در منابع اهل سنت، اغلب کوتاه و به ندرت دارای نام خاص‌اند به جز دعاهای متأخر که با نام ناقلان و انشاکنندگان آن شناخته می‌شوند همچون دعای خضر و دعای معروف کرخی؛[۱۲۷] اما دعاهای مذکور در منابع شیعی معمولا مفصل‌اند. در منابع متقدم شیعی اغلب دعاها نام خاصی ندارند و به نظر می‌رسد در دوره‌های متأخر نام خاص یافته‌اند. برخی از این دعاهای مفصل که در منابع شیعه آمده است به این شرح است:

  1. دعای ام داوود
  2. دعای توسل
  3. دعای جوشن صغیر
  4. دعای عَشَرات
  5. دعای عهد
  6. دعای مجیر
  7. دعای مشلول
  8. دعای مکارم الاخلاق
  9. دعای نور
  10. دعای کمیل
  11. دعای ندبه
  12. زیارت جامعه کبیره
  13. زیارت عاشورا
  14. زیارت وارث[۱۲۸]

پانویس

  1. ابن فارس، معجم مقابیس اللغه، ۱۴۰۴ق، ذیل واژه دعو.
  2. جوهری، الصحاح، ۱۴۱۰ق، ذیل واژه دعا.
  3. طوسی، التبیان، بیروت، ج۴، ص۴۲۴.
  4. سوره اعراف، آیه۵؛ سوره انبیا، آیه۱۵؛ سوره مریم، آیه۹۱.
  5. سوره احزاب، آیه۴، ۳۷.
  6. عبدالباقی، المعجم المفهرس، ۲۰۱۶م، ذیل واژه دعو.
  7. سوره توبه، آیه۱۰۳؛ سوره احزاب، آیه۵۶.
  8. سوره زمر، آیه۹.
  9. سوره ابراهیم، آیه۳۴؛ سوره هود، آیه۴۷.
  10. سوره هود، آیه۴۵؛ سوره انبیا، آیه۷۶.
  11. سوره هود، آیه۷۵.
  12. سوره اعراف، آیه۳۸؛ سوره غافر، آیه۵۲.
  13. سوره آل عمران، آیه۶۱.
  14. فراهیدی، العین، ۱۴۱۰ق، ذیل واژه بهل‌ و اوه؛ جوهری، الصحاح، ۱۴۱۰ق، ذیل واژه بهل.
  15. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۸۲۳.
  16. علامه طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۷، ص۳۴۳؛ ابن عاشور، تفسير التحرير و التنوير، ۱۴۲۰ق، ج۲۴، ص۲۲۷.
  17. سوره یونس، آیه ۱۲؛ سوره روم، آیه۳۳؛ سوره زمر، آیه ۸؛ سوره فصلت، آیه۵۱.
  18. طوسی، التبیان، بیروت، ج۴، ص۱۳۵؛ فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۲، ص۵۳۳؛ علامه طباطبائی، المیزان، ۱۳۹۰، ج۷، ص۸۶.
  19. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۶۶، ۴۶۸-۴۷۰؛ صدوق، ثواب الاعمال، ۱۴۰۶، ص۲۶؛ بخاری، الصحیح، ۱۴۰۶، ص۱۵۴؛ حاکم نیشابوری، مستدرک، ج۱، ص۴۹۰-۴۹۱
  20. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۶۶-۴۷۰.
  21. سوره اعراف، آیه ۱۸۰.
  22. سوره اعراف، آیه ۵۶.
  23. سوره اعراف، آیه ۵۵.
  24. سوره مزمل، آیه ۸.
  25. سوره آل عمران، آیه ۱۴۷.
  26. سوره مریم، آیه ۴-۶.
  27. سوره ابراهیم، آیه ۳۹؛ سوره غافر، آیه ۷-۸
  28. سوره اسراء، آیه ۲۴؛ سوره محمد، آیه ۱۹.
  29. سوره اعراف، آیه۱۸۰.
  30. علامه طباطبائی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۸، ص۳۳۴؛ ج۸، ص۲۷۲-۲۷۳؛ ج۲، ص۴۴۶؛ ج۱۴، ص۸.
  31. سوره اعراف، آیه۵۵.
  32. فخررازی، تفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۴، ص۲۸۰.
  33. سوره اعراف، آیه ۵۶.
  34. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۶۶۲؛ فیض کاشانی، تفسير الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۰۶.
  35. نهج البلاغه (صبحی صالح)، ۱۴۱۴ق، خطبه۱۷۶؛ الصحیفه السجادیه، ۱۳۷۶ش، دعای ۳۴، ۳۶، ۴۴؛ برقی، المحاسن، ۱۳۷۱ق، ج۱، ص۵۲؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۷۴- ۴۸۰، ۴۹۱، ۵۰۴؛ ج۳، ص۴۷۸، ۳۰۹؛ ج۸، ص۴۰۷- ۴۰۸؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۳۱۳؛ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۴۳۲؛ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۸۳، ص۲۴۹؛ ج۹۰، ص ۳۴۳- ۳۵۲؛ ج۹۱، ص۸۷ ؛ حاکم نیشابوری، مستدرک، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۵۳۸؛ ترمذی، سنن، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۲۲۵.
  36. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۶۷.
  37. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۰، ص۳۲۳.
  38. حمیری، قرب الاسناد، ۱۴۱۳ق، ص۱۱۶.
  39. سوره رعد، آیه ۲۸.
  40. ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۳۶۰.
  41. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۱۱.
  42. نهج البلاغه، نامه ۴۷.
  43. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۶۹.
  44. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۷۷-۴۷۸، ۵۲۲-۵۲۵؛ ج۳، ص۴۱۴، ۴۱۶؛ ج۴، ص۶۷، ۱۵۵؛ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۶۷۱، ۳۵۴، ۷۰۱؛ ترمذی، سنن، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۲۲۳.
  45. اشعری قمی، النوادر، ۱۴۰۸ق، ص۱۴۰؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۴۰۹، ۴۱۱، ۵۳۰-۵۳۲، ۵۵۱؛ قاضی نعمان، دعائم الاسلام، ج۱، ص۲۹۳؛ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۶۸۴؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۳۵، ۱۰۸؛ متقی هندی، کنز العمال، ۱۴۰۹ق، ج۱۲، ص۱۹۴-۲۲۲.
  46. ابن منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ذیل واژه جوب.
  47. سوره بقره، آیه ۱۸۶؛ سوره غافر، آیه ۶۰؛ سوره شوری، آیه ۲۶.
  48. علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۳۳.
  49. علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۳۳؛ فحر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۶۳؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۶۶، ۱۴۸؛ متقی هندی، ج۳، ص۷۰۳.
  50. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۰، ص۳۶۸.
  51. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۷، ص۷۳.
  52. سوره شوری، آیه ۲۶؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۱۶۵.
  53. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۸۶.
  54. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۸۷.
  55. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۱، ص۲۱.
  56. برقی، المحاسن، ۱۳۷۱ق، ج۱، ص۳۳-۳۵؛ ترمذی، سنن، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۱۹۰-۱۹۴؛ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۱۹۴-۱۹۵؛ ابن طاووس، مهج الدعوات، ۱۴۱۱ق، ص۱۵۷.
  57. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۴۳-۱۴۴؛ ابن باویه، الإمامة و التبصرة من الحيرة، ۱۴۰۴ق، ص۵۴.
  58. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۱۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۰، ص۳۵۶-۳۵۹؛ ج۹۳، ص۲۵۶؛ ابن حنبل، ج۲، ص۴۷۷؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۶۲، ص۱۴۸، ص۱۷۸، ص۳۵۲، ص۵۰۹-۵۱۰؛ ج۳، ص۱۱۷؛ ج۸، ص۴۸؛ طبرانی، کتاب الدعا، ۱۴۱۳ق، ص۳۳؛ متقی هندی، کنز العمال، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۱۴.
  59. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۶۲.
  60. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۷۱، ص۲۹۶.
  61. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۰، ص۳۵۸، ۳۷۳؛ ابن فهد حلی، عدة الداعی، ۱۴۰۷ق، ص‍۱۳۹.
  62. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۰، ص۳۷۶-۳۷۷.
  63. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۰۱.
  64. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۰، ص۳۷۸.
  65. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۳۴
  66. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۴۸؛ حلوانی، نزهة الناظر، ۱۴۰۸ق، ص۳۷.
  67. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۳، ص۳۶۸.
  68. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۵، ص۲۶۸.
  69. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۸۳، ص۲۱.
  70. سوره بقره، آیه ۲۱۶؛ نهج‌البلاغه، به تصحیح صبحی صالح، ۱۴۱۴ق، ص۳۹۹.
  71. لیثی واسطی، عیون الحکم، ۱۳۷۶ش، ص۱۵۱.
  72. الصحیفة السجادیة، ۱۳۷۶ش، دعای۶۳ و ۶۴؛ صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۱۸۲؛ ابن حنبل، مسند، بیروت، ج۶، ص۴۵۲؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۰۷-۵۰۸، ص۵۱۰؛ صدوق، ثواب الاعمال، ۱۴۰۶ق، ص۱۴۵.
  73. سوره توبه، آیه۱۱۳-۱۱۴.
  74. ابن حنبل، مسند، بیروت، ج۱، ص۹۹؛ عیاشی، ج۲، ص۱۱۴.
  75. فخررازی، شرح اسماء الحسنی، ۱۳۶۴ش، ص۸۴؛ فخر رازی، المطالب العالیه، ۱۴۰۷ق، ص۲۷۰-۲۷۱.
  76. فخررازی، شرح اسماء الحسنی، ۱۳۶۴ش، ص۸۳؛ ابن فهد حلی، عده الداعی، قم، ص۲۲.
  77. فخررازی، شرح اسماء الحسنی، ۱۳۶۴ش، ص۸۳؛ فخر رازی، المطالب العالیه، ۱۴۰۷، ص۲۶۹.
  78. علم الهدی، ۱۴۱۱، ص۶۰۵.
  79. فخررازی، شرح اسماء الحسنی، ۱۳۶۴ش، ص۸۷؛ ابن فهد حلی، عده الداعی، قم، ص۲۲.
  80. غزالی، احیاء العلوم، ۱۴۰۶، ج۴، صص۳۷۰-۳۷۳.
  81. رکـ: میرداماد، قبسات، ۱۳۶۷ش، ص۴۵۲-۴۵۴؛ صدرالدین شیرازی، حکمت متعالیه، ۱۹۸۱م، سفر۳، ج۱، ص۴۰۳-۴۰۶.
  82. ابن سینا، التعلیقات، ۱۴۰۴ق، ص۴۸.
  83. ابن سینا، التعلیقات، ۱۴۰۴ق، ص۴۷-۴۸.
  84. رکـ: ابن سینا، التعلیقات، ۱۴۰۴ق، ص۴۸؛ صدرالدین شیرازی، حکمت متعالیه، ۱۹۸۱م، سفر۳، ج۱، ص۴۰۳-۴۰۴.
  85. فارابی، دعای عظیم، ص۸۹-۹۱.
  86. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ۱۹۷۵م، ج۷، ص۲۰۲.
  87. قشیری، الرساله، ۱۳۷۴ش، ص۳۸۵-۳۸۶.
  88. ابونصر سراج، کتاب اللمع، ۱۹۱۴م، ص۲۶۲-۲۶۳.
  89. قشیری، الرساله، ۱۳۷۴ش، ص۳۸۰؛ ابن عطاءالله اسکندری، الحکم العطائیه، ۱۴۱۷ق، ص۱۲۰.
  90. قشیری، الرساله، ۱۳۷۴ش، ص۳۸۰؛
  91. ابن عطاءالله اسکندری، الحکم العطائیه، ۱۴۱۷ق، صص۱۲۳، ۱۳۱.
  92. قشیری، الرساله، ۱۳۷۴ش، ص۳۸۰.
  93. قشیری، الرساله، ۱۳۷۴ش، ص۳۸۰؛ عزالدین کاشانی، صص۳۲۶-۳۲۷.
  94. قشیری، الرساله، ۱۳۷۴ش، ص۳۸۵.
  95. ابن عربی، الفتوحات المکیة، بیروت، ج۴، ص۲۵۵، ۱۷۷؛ صدرالدین قونیوی، ۱۳۷۴ش، ص۸۰.
  96. ابن عربی، الفتوحات المکیة، بیروت، ج۴، ص۱۷۷؛ صدرالدین قونیوی، ۱۳۷۴ش، ص۸۰.
  97. برای تفصیل بیشتر رکـ: فناری، مصباح الانس، ۱۳۷۴ش، صص۵۶۱-۵۷۳.
  98. رکـ: مولوی، مثنوی معنوی، دفتر۲، بیت۲۵۰۶-۲۵۰۷، دفتر۵، بیت۷۷۳-۷۷۹.
  99. قشیری، الرساله، ۱۳۷۴ش، ص۳۸۲؛ عطار، ص۶۱۰.
  100. مولوی، مثنوی معنوی، دفتر۶، بیت۲۳۴۴.
  101. مولوی، مثنوی معنوی، دفتر۴، بیت۱۳۸۷-۱۳۸۹.
  102. ابن عربی، الفتوحات المکیة، بیروت، ج۴، ص۴۷۷.
  103. قشیری، الرساله، ۱۳۷۴ش، ص۳۸۲.
  104. صدرالدین قونیوی، ۱۳۸۱ش، صص۲۸۰-۲۸۱.
  105. قشیری، الرساله، ۱۳۷۴ش، ص۳۸۵؛ مولوی، مثنوی معنوی، دفتر۵، بیت۴۹۳.
  106. ابونصر سراج، کتاب اللمع، ۱۹۱۴م، صص۲۵۷-۲۶۳؛ ابن عطاء الله اسکندری، الحکم العطائیه، ۱۴۱۷ق، ص۱۹۵-۲۱۳.
  107. سوره اعراف، آیه ۲۳.
  108. سوره مومنون، آیه ۲۶.
  109. سوره ابراهیم، آیات۳۷-۴۱.
  110. سوره عنکبوت، آیه ۳۰.
  111. سوره یوسف، آیه ۱۰۱.
  112. سوره یونس، آیه۸۸.
  113. سوره نمل، آیه ۱۹.
  114. سوره آل عمران، آیه ۳۸.
  115. سوره مائده، آیه ۱۱۴.
  116. سوره آل عمران، آیه۳۵-۳۶.
  117. سوره کهف، آیه۱۰.
  118. سوره طه، آیه ۷۳.
  119. سوره آل عمران، آیه۵۳.
  120. طوسی، التبیان، بیروت، ج۸، ص۳۳-۳۴؛ فخررازی، تفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق؛ ج۹، ص۳۸۱؛ علامه طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۴۱.
  121. زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۸۴؛ فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۴، ص۳۵-۳۹.
  122. طوسی، التبیان، بیروت، ج۱، ص۴۴۹؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۳۷۹-۳۸۰.
  123. علامه طباطبائی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۲۷۰-۲۷۵.
  124. سوره آل عمران، آیه ۱۵۹؛ سوره نور، آیه ۶۲؛ سوره ممتحنه، آیه ۱۲.
  125. سوره نساء، آیه۶۴.
  126. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۱۰۵؛ فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۰، ص۱۲۶-۱۲۷.
  127. غزالی، احیاء العلوم، ۱۴۱۲ق، ص۴۲۵-۴۳۱.
  128. نک: ابن طاووس، اقبال الاعمال، ۱۴۰۹ق.

منابع

  • ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۸۵-۱۳۸۷ق/۱۹۶۵-۱۹۶۷م، چاپ افست بیروت [بی تا].
  • ابن ابی حاتم، تفسیر قرآن العظیم، چاپ اسعد محمد طیب، صیدا، ۱۴۱۹ق/۱۹۹۹م.
  • ابن أبي جمهور، محمد بن زين الدين‏، عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية، قم، دار سيد الشهداء للنشر، ۱۴۰۵ق.
  • ابن بابویه، علی بن حسین، الامامة و التبصرة من الحیرة، قم، ۱۳۶۳ش.
  • ابن سینا، التعلیقات، چاپ عبدالرحمان بدوی، قم ۱۴۰۴ق.
  • ابن طاووس، الامان من اخطار الاسفار و الازمان، قم، ۱۴۰۹ق.
  • ابن عربی، الفتوحات المکیة، بیروت: دارصادر، [بی تا].
  • ابن عطاءالله اسکندری، الحکم العطائیة، ضمن شرح الحکم العطائیة، از عبدالمجید شرنوبی، دمشق ۱۴۱۷ق/۱۹۹۷م.
  • ابن فهد حلی، عدّة الداعی و نجاح الساعی، چاپ احمد موحدی قمی، قم: مکتبة الوجدانی، [بی تا].
  • ابن قتیبه، غریب الحدیث، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
  • ابن منظور.
  • ابواوود، سلیمان بن اشعث، سنن ابی داوود، قاهره، ۱۴۲۱ق/۲۰۰۰م.
  • ابوعبید، غریب الحدیث، حیدرآباد دکن، ۱۳۸۴-۱۳۸۷ق/۱۹۶۴-۱۹۶۷م.
  • ابونصر سراج، کتاب اللُمَع فی التصوف، چاپ رینولد الین نیکلسون، لیدن ۱۹۱۴م.
  • ابوهلال عسکری، معجم الفروق اللغویة، الحاوی لکتاب ابی هلال العسکری و جزءاً من کتاب السید نورالدین الجزائری، قم ۱۴۱۲ق.
  • احمد بن حنبل، مسند الامام احمد بن حنبیل، بیروت، دارصادر، [بی تا].
  • اشعری قمی، احمد بن محمد، کتاب النوادر، قم، ۱۴۰۸ق.
  • آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعة، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۰۳ق.
  • الصحیفه السجادیه، علی بن حسین(ع)، امام چهارم، چاپ محمدباقر موحدی ابطحی، قم ۱۴۱۱ق.
  • امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، ج۸، بیروت، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
  • باباافضل کاشانی، محمد بن حسین، مصنّفات، چاپ مجتبی مینوی و یحیی مهدوی، تهران ۱۳۶۶ش.
  • بخاری، ادب المفرد، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
  • برقی، احمد بن محمد، کتاب المحاسن، چاپ جلال الدین محدث ارموی، تهران، ۱۳۳۰ش.
  • بیضاوی، عبدالله بن عمر، انوارالتنزیل و اسرار التأویل، مصر ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م، چاپ افست تهران، ۱۳۶۳ش.
  • ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی و هو الجامع الصحیح، ج۳ و۵، چاپ عبدالرحمن محمد عثمانف بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • حمیری، عبد الله بن جعفر، قرب الاسناد، قم، مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ۱۴۱۳ق.
  • جَصاص، احمد بن علی، احکام القرآن، چاپ عبدالسلام محمد علی شاهین، بیروتف ۱۴۱۵ق/۱۹۹۴م.
  • جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهرهف ۱۳۷۶ق، چاپ افست، بیروت ۱۴۰۷ق.
  • حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی، بیروت ۱۴۰۶ق.
  • حر عاملی، وسائل الشیعه.
  • حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، قم ۱۴۱۳ق.
  • خرگوشی، عبدالملک بن محمد، کتاب تهذیب الاسرار، چاپ بسام محمد بارود، ابوظبی ۱۹۹۹م.
  • خزاز رازی، علی بن محمد، کفایة الاثر فی النقص علی الائمة الاثنی عشر، چاپ عبداللطیف حسینی کوه کمری خویی، قم ۱۴۰۱ق.
  • خلیل بن احمد، کتاب العین، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۹ق.
  • خویی، ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، بیروت ۱۳۹۵ق/۱۹۷۵م.
  • رامهرمزی، حسن بن عبدالرحمان، المحدث الفاصل بین الروای و الراعی، چاپ محمد عجاج خطیب، بیروت ۱۴۲۰ق/۲۰۰۰م.
  • زمخشری، تفسیر.
  • سهروردی، یحیی بن حبش، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱-۲، چاپ هانری کوربن، ج۳، چاپ سید حسین نصر، تهران ۱۳۸۰ش.
  • صدرالدین شیرازی، (ملاصدرا)، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، بیروت ۱۹۸۱م.
  • صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق، اعجاز البیان فی تفسیر امّ القرآن، چاپ جلال الدین آشتیانی، قم ۱۳۸۱ش.
  • صدرالدین قونیوی، مفتاح الغیب، چاپ محمد خواجوی، تهران ۱۳۷۴ش.
  • صدوق، محمد بن علی، الامالی، قم، ۱۴۱۷ق.
  • صدوق، محمد بن علی، التوحید، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم، ۱۳۹۸ق.
  • صدوق، محمد بن علی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، ۱۳۶۸ش.
  • صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، نجف، ۱۳۸۵-۱۳۸۶ق، چاپ افست قم [بی تا]
  • صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار رضا علیه‌السلام، قم، ۱۳۸۴ش.
  • صدوق، محمد بن علی، فضائل الاشهر الثلاثة، چاپ غلامرضا عرفانیان، بیروت، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
  • صدوق، محمد بن علی، کتاب الخصال، چاپ علی اکبر غفاری، تهران، ۱۳۶۲ش.
  • صدوق، محمد بن علی، کتاب من لایحضره الفقیه، چاپ علی اکبر غفاری، تهران، ۱۳۹۲ش.
  • صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، چاپ علی اکبر غفاری، تهران، ۱۳۶۳ش.
  • صدوق، محمد بن علی، معانی الاخبار، چاپ علی اکبر غفاری، تهران، ۱۳۶۱ش.
  • صنعانی، عبدالرزاق بن همام، المصنف، چاپ حبیب الرحمان اعظمی، بیروت ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • طباطبائی، محمد حسین، المیزان.
  • طبرانی، احمد، المعجم الکبیر، چاپ حمدی عبدالمجید سلفی، چاپ افست بیروت ۱۴۰۴.
  • طبرانی، احمد، کتاب الدعاء، چاپ مصطفی عبدالقادر عطاء، بیروت ۱۴۱۳ق.
  • طبرانی، احمد،المعجم الاوسط، چاپ ابومعاذ طارق بن عوض الله، [قاهره] ۱۴۱۵-۱۴۱۶ق.
  • طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، چاپ محمد حسین اعلمیف بیروت ۱۳۹۲ق/۱۹۷۲م.
  • طبری، جامع.
  • طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم ۱۴۱۴ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت [بی تا].
  • طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، چاپ حسن موسوی خرسان، بیروت ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
  • طوسی، محمد بن حسن، مصباح المجتهد، بیروت ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
  • عبدالباقی، محمد فؤاد، المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الكريم، قاهره، دارالحدیث، ۲۰۱۶م.
  • عطار، محمد بن ابراهیم، تذکرة الاولیاء، چاگ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۴ش.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم ۱۳۸۰-۱۳۸۱ش.
  • غزالی، محمد بن محمد، احیاء علوم الدین، بیروت ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
  • غزالی، محمد بن محمد، احیاء علوم الدین، بیروت ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
  • غزالی، محمد بن محمد، کیمیای سعادت، چاپ حسین خدیوجم، تهران ۱۳۶۱ش.
  • فارابی، محمد بن محمد، کتاب الملة و نصوص اخری، چاپ محمسن مهدوی، بیروت ۱۹۹۱م.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، قاهره [بی تا]، چاپ افست تهران [بی تا].
  • فخررازی، محمد بن عمر، المطالب العالیة من العلم الالهی، چاپ احمد حجازی سقا، بیروت ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
  • فخررازی، محمد بن عمر، شرح اسماء الحسنی للرازی و هو الکتاب المسمی لوامع البینات شرح اسماأ الله تعالی و الصفات، چاپ طه عبدالرؤوف سعد، قاهره ۱۳۹۶ق/۱۹۷۶م، چاپ افست تهران ۱۳۶۴ش.
  • فناری، محمد بن حمزه، مصباح الانس، در محمد بن اسحاق صدرالدین قونیوی، مفتاح الغیب، چاپ محمد خواجوی، تهران ۱۳۷۴ش.
  • فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، چاپ حسین اعلمی، اهران ۱۴۱۶ق.
  • قاضی نعمان، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الاحکام، چاپ آصف بن علی اصغر فیضی، قاهره [۱۹۶۳-۱۹۶۵]، چاپ افست [قم، بی‌تا].
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، بیروت ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
  • قشیری، عبدالکریم بن هوازن، الرسالة القشیریة، چاپ عبدالحلیم محمود و محمود بن شریف، قاهره [بی تا]، چاپ افست قم ۱۳۷۴ش.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، چاپ افست قم [بی تا].
  • کفعمی، ابراهیم بن علی، جنة الامان الواقیة و جنة الایمان الباقیة، المشتهر بالمصباح، بیروت ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی. تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، چاپ حسین حسنی بیرجندی، قم۱۳۷۶ش.
  • متقی هندی، علی بن حسام الدین، کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، چاپ بکری حیانی و صفوة سقا، بیروت ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
  • مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، دار الاحیا التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • محمدفؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، قاهره ۱۳۶۴ق، چاپ افست تهران [۱۳۹۷].
  • مسلم بن حجاج، الجامع الصحیح، بیروت: دارالفکر، [بی تا].
  • مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، بیروت ۱۴۱۴ق/۱۹۹۳م.
  • مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، چاپ احمد فرید، بیروت ۱۴۲۴ق/۲۰۰۳م.
  • منزوی، علینقی، فهرست کتابخانه اهدایی آقای سید محمد مشکوة به کتابخانه دانشگاه تهران، ج۱-۲، تهران ۱۳۳۰-۱۳۳۲ش.
  • میرداماد، محمدباقر بن محمد، کتاب القبسات، چاپ مهدی محقق و دیگران، تهران ۱۳۶۷ش.
  • نسائی، احمد بن علی، کتاب السنن الکبری، چاپ عبدالغفار سلیمان بنداری و سید کسروی حسن، بیروت ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
  • نهج البلاغه، علی بن ابی طالب(ع)، امام اول، چاپ محمد عبده، بیروت [بی تا].
  • نووی، یحیی بن شرف، صحیح مسلم بشرح النووی، بیروت ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.

پیوند به بیرون