مقاله قابل قبول
رده ناقص
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
نارسا
عدم جامعیت
نیازمند خلاصه‌سازی

دعا

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
نیایش
مسجد جامع خرمشهر.jpg

دُعا، طلب و درخواست بندگان از خدا یا آنچه معبود می‌پندارند، برای رسیدن به خواسته‌ها یا دوام داشته‌ها یا رفع ناملایمات، اعم از مادی و معنوی در زندگی دنیایی یا اخروی، چه در وضع عادی و چه در وضع اضطرار.

دعا در فقر ذاتی انسان‌ها ریشه دارد و با عبادت و اظهار بندگی پیوندی نزدیک دارد و معمولاً در قالب عمل عبادی و مناسک صورت می‌گیرد. در طول تاریخ و در همه جوامع بشری و پیروان ادیان، دعا به شکل‌های گوناگون فردی و اجتماعی وجود داشته است.

در کتاب‌های حدیثی شیعه و سنی برای ساعات روز، ماه‌های قمری و برخی زمان‌ها و مکان‌های ویژه و نیز برای حالات و عوارض و حوادثی که برای انسان پیش می‌آید، دعاها و ذکرهای گوناگون قرآنی و غیرقرآنی نقل شده است که به آنها دعای ماثور گفته می‌شود.

معناشناسی

دعا کلمه‌ای عربی از ریشه «د ع و» و به معنای مایل ساختن چیزی به سوی خود با صدا و کلام است،[۱] اما ابوهلال عسکری[۲] اصل آن را درخواست انجام کاری می‌داند. جمع آن ادعیه است.[۳]

دعا در اصطلاح به معنای درخواست انجام کاری از مدعوّ است که به صورت جمله امر یا نهی و‌ گاه به صورت جمله خبری، مانند «غَفَر اللهُ لَک» می‌آید. فرق آن با امر این است که در دعا مرتبه مخاطب فراتر از داعی و در امر، فروتر است. همچنین دعا اجابت می‌شود، در حالی که امر، اطاعت.[۴]

صلاة،[۵] قنوت،[۶] سؤال به معنای درخواست،[۷] ندا به معنای درخواست با صدای بلند،[۸] اوّاه به معنای دعاکننده به خیر و بسیار تسبیح و ثناگو،[۹] لعن و نفرین به معنای دعا بر ضد کسی،[۱۰] بَهل به معنای نفرین و مباهله به معنای لعنت کردن هر طرف بر دیگری،[۱۱] از دیگر واژگان قرآنی است که با معنای اصطلاحی دعا پیوند دارد.[۱۲]

واژه دعا و مشتقات آن ۲۱۵ بار در قرآن در معنای فراخواندن و دعوت به امری، پرسش و عبادت، درخواست چیزی از خدا، سخن و دعوی[۱۳] و پسرخوانده[۱۴] به کار رفته است.[۱۵]

جایگاه دعا در فرهنگ اسلامی

اهمیت دعا، در قرآن کریم و همچنین روایات اسلامی مورد تاکید قرار گرفته است. از مهمترین آیات قرآن در بیان ارزش دعا نزد خداوند و فضیلت انقطاع از خلق، آیه ۶۰ سوره غافر[۱۶] است که مردم را به دعا کردن امر می‌کند و نوید اجابت می‌دهد و دعا را عبادت می‌شمرد و ترک‌کننده عبادت خدا از سر بزرگی‌طلبی را از دوزخ بیم می‌دهد.

علامه طباطبائی و ابن عاشور[۱۷] با استناد به احادیث، دعا را از سنخ عبادت دانسته و هر عبادتی را نیز دعا خوانده‌اند.[۱۸]

در آیات بسیاری از قرآن کریم، دعا به معنای خواندن کسی برای درخواست چیزی آمده که همان معنای اصطلاحی دعاست. بخش مهمی از این آیات در سیاق اثبات توحید و نفی شرک است. از یک سو یادآوری می‌کند که انسان در گرفتاری‌ها، به صورت فطری یاد خداوند می‌افتد و از سویی دیگر بر توانایی خداوند در براوردن حاجات انسان‌ها و ناتوانی معبودان مشرکان در اجابت دعای بندگان، تأکید می‌کند. این برهان، یعنی فراموش کردن غیرخدا در سختی‌ها و تضرع به درگاه او، صریح‌ترین برهان بر یگانگی پروردگار است.[۱۹]

قرآن گاه با تعابیری کلی مانند:

وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا... ﴿۱۲﴾[ یونس–۱۲]

وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُم...﴿۳۳﴾[ روم–۳۳]

وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ...﴿۸﴾[ زمر–۸]

...وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاءٍ...﴿۵۱﴾[ فصلت–۵۱] حال انسان را چنین ترسیم می‌کند که به هنگام رویارویی با سختی‌ها، به فطرت خود درمی یابد تنها خدای سبحان قادر به از میان برداشتن اندوه و گرفتاری‌های اوست.

در احادیث، دعا اینگونه توصیف شده است.

  1. سلاح مؤمن
  2. درونمایه و مغز عبادات
  3. نور و زینت آسمان‌ها و زمین
  4. کلید رحمت
  5. رمز رستگاری
  6. شفای هر درد
  7. موجب افزایش روزی و سالم ماندن از گزند شیطان
  8. وسیله‌ای برای رفع بلا و جلوگیری از نزول آن.[۲۰]

همچنین در احادیث نبوی و روایات ائمه علیهم السلام با اشاره به آیه ۶۰ سوره غافر، گفته شده که کُنه عبادت دعا است و دعا برترین عبادات است.[۲۱] معصومین علیهم السلام با بیانات مختلف مردم را به دعا و تضرع به درگاه الهی تشویق می‌کردند.‌گاه خطاب به همه می‌فرمودند وگاهی هم به افراد خاصی دستور می‌دادند.[۲۲]

آداب دعا

برخلاف نماز که شرایط ثابتی چون زمان و مکان معین، طهارت، رو به قبله بودن و... دارد، دعا به زمان و زبان خاصی محدود نیست. دعا ذکر ثابتی ندارد و انسان متناسب با وضع بیرونی و روحی می‌تواند هر دعایی را انتخاب کند و بر زبان بیاورد یا حتی از قلب بگذراند. گرچه بسیاری از دعاها، برای اوقات خاص یا شرایط خاص صادر شده‌اند.

دعاهایی که در قرآن از پیامبران و صالحان نقل شده، آدابی را نمایان می‌سازد که رعایت آنها به هنگام دعا و درخواست از خداوند، شایسته است.

  1. خواندن پروردگار به اسمای حُسنا:[۲۳] انسان متناسب با خواسته‌اش، باید خداوند را به نامی مناسب بخواند. طباطبائی، ذیل اعراف:۱۸۰. هنگامی که داعی (دعا کننده)، درصدد جلب رضایت و رحمت الهی باشد، خدا را با صفات رضا و رحمت و امثال آن می‌خواند. یکی از عام‌ترین اسمای الهی که برانگیزاننده صفت رحمت الهی است، اسم ربّ است،[۲۴] از این رو پیامبران و انسان‌های شایسته، به شهادت قرآن، همواره خدا را بدان خوانده‌اند.
  2. خواندن پروردگار با تضرع و در نهان:[۲۵] اصل دعا وقتی تحقق می‌یابد که بنده هم فقر و ناتوانی خود و هم عزت ربوبی و صفات کمالیه خداوند را بشناسد تا دعایش از شائبه ریا حفظ شود.[۲۶]
  3. پروردگار را از سر بیم و امید خواندن:[۲۷] در قرآن، اهل تهجد به همین سبب ستوده شده‌اند.[۲۸] مراد از خوف، بیم عقاب پروردگار و ردّ دعا به سبب کاستی اعمال و عدم شایستگی، و مراد از طمع را امید به پاداش پروردگار و فضل او ذکر شده است.[۲۹]
  4. تفصیل دادن دعا و درخواست از فضل خداوند:[۳۰] برخی مفسران با استناد به حدیثی از پیامبر(ص)، واژه معتدین در «‌ان الله لایحب المعتدین‌» را اشاره با کسانی دانسته‌اند که دعا را تفصیل می‌دهند.[۳۱]
  5. اخلاص، یکی بودن دل و زبان، انقطاع از همه اسباب و دل سپردن محض به خدا که در فرمان ...وَتَبَتَّلْ إِلَیهِ تَبْتِیلًا ﴿۸﴾[ مزمل–۸] آمده است.[۳۲]
  6. استفاده از صفت ربوبیت: ادب مشترک همه این بزرگان، توسل به صفت ربوبیت خداوند است و آغاز دعا را با کلمه «‌ربّ‌» و تکرار آن برای برانگیختن رحمت الهی درنظر می‌گیرند.[۳۳]
  7. ختم دعا با یک صفت متناسب با حاجت: همچنین پیامبران دعاهای خود را با ذکر یکی از اسمای حسنای الهی متناسب با حاجاتشان به پایان می‌رساندند، مانند «‌خیر الوارثین‌» در پایان دعای زکریا در طلب فرزند،[۳۴] «‌خیر الفاتحین‌» در پایان دعای حضرت شعیب که با «‌ربّنا افتح‌» آغاز می‌شود،[۳۵] «‌خیر المُنزِلین‌» در پایان دعای نوح(ع) که با «‌ربّ اَنزلنی مُنزلاً مبارکاً‌» آغاز شده است.[۳۶]
  8. مقدم داشتن طلب غفران الهی بر سایر حاجات: مانند طلب غفران سلیمان(ع) پیش از درخواست مُلک و...[۳۷] سرّ رعایت این ادب آن است که غفران بهترین حاجتی است که خداوند درخواست آن از بندگان را می‌پسندد و سبب گشایش ابواب رحمت می‌شود.[۳۸]
  9. ثنا و تسبیح پروردگار و ذکر عظمت و کبریای او برشمردن نعمت‌های او در ابتدای دعا: داعی از این طریق خود را غرق در معرفت و محبت، آن چنان که حضرت ابراهیم(ع)، تمام نعمت‌های الهی را ذکر می‌کند از روزی که خلق شده تا بی‌نهایت، عنایت اسماعیل و اسحاق به او و...[۳۹]
  10. تعلیل دعا و بیان انگیزه و هدف حاجت: چنان که حضرت زکریا(ع) درخواست فرزند را به این تعلیل کرده که وارث او و آل یعقوب باشد تا افراد نابکار در جایگاه وی قرار نگیرند.[۴۰]
  11. توجه به ترتیب خواست‌ها و نقش هر یک در حصول دیگری و در سعادت انسان. مثلاً ترتیب سه حاجت شکر نعمت، انجام دادن عمل صالح و اصلاح ذریه به مراتب سعادت انسان، یعنی سعادت نفسانی، سعادت بدنی و سعادت خارجی اشاره دارد.[۴۱] یا دعای ... وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا... ﴿۲۸۶﴾[ بقره–۲۸۶] که مؤمنان را به حرکتی تدریجی از اصل به فرع یا به عبارت دیگر از فواید خاص به عام می‌داند، زیرا عفو، از میان رفتن اثر گناه مانند رفع عقاب؛ مغفرت، زدودن آثار گناه از قلب؛ و رحمت، عطبه الهی است که گناه و آثار آن را می‌پوشاند.[۴۲]
  12. شریک ساختن دیگران در دعا: به عنوان نمونه خداوند به پیامبر اکرم(ص)، دستور می‌دهد برای پدر و مادرش دعا کند[۴۳] و علاوه بر خود برای مؤمنان نیز طلب غفران کند.[۴۴]

آداب متعدد دعا را‌ گاه در اوامر یا سفارش‌های معصومین،‌ گاه در گزارش‌های سنت و شیوه ایشان و‌گاه در دعاهای مأثور می‌توان یافت. وضو ساختن، روبه قبله آوردن و دو رکعت نماز گزاردن از جمله مقدمات شایسته پیش از دعا است.[۴۵] دعا با این آداب گفتاری آغاز می‌شود:[۴۶]

  1. بسمله
  2. حمد
  3. مدح و ثنای خداوند
  4. یادکردن نعمت ها
  5. شکر و سپاس
  6. صلوات بر محمد آل محمد صلی الله علیه و آله
  7. درخواست کردن فضل و رحمت خدا
  8. خواندن پروردگار با صدای آهسته
  9. تعمیم دعا به افراد دیگر
  10. اظهار فقر و نیاز
  11. اقرار به گناه و پناه بردن به خدا
  12. مقدم داشتن همسایه بر خود (عبارت مشهور الجار ثم الدار از حضرت زهرا سلام الله علیها)[۴۷]
  13. حالت استکانت یا تضرع[۴۸] یا تَبَتُل[۴۹] با بالا بردن دست‌ها به سوی آسمان.[۵۰]
  14. حالت خشوع قلب، خضوع و جاری شدن اشک هنگام سجده.[۵۱]
  15. توسل جستن به قرآن و نبی اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام
  16. دعا در نهان
  17. پافشاری و یقین به اجابت دعا.[۵۲]
  18. گفتن آمین به معنای «‌پروردگار برآورده ساز‌» در پایان دعا.[۵۳]
  19. پایان رساندن دعا با «‌ماشاءالله لاحول و لاقوة الا بالله».[۵۴]

در احادیث به اموری اشاره شده است که شایسته داعی نیست، از جمله:

  1. درخواست چیزی که معلوم نیست به صلاح باشد و دعا برخلاف نظام تکوین، مانند از میان برداشتن مرگ.[۵۵]
  2. زیاده روی در نفرین، به گونه‌ای که مظلوم خود در جایگاه ظالم بنشیند.[۵۶] البته این سخن هیچ منافاتی با لزوم نفرین بر دشمنان خدا و ستمکاران ندارد؛ زیرا در قرآن عده‌ای لعن شده‌اند و قرآن بدان فرمان داده است.[۵۷]
  3. تفصیل دادن درخواست‌های نیک، که گویی انسان راه نیل به سعادت خود را به خدا می‌آموزد، نیز خلاف فرمان الهی ...وَاسْأَلُوا اللَّـهَ مِن فَضْلِهِ ۗ…﴿۳۲﴾[ نساء–۳۲] .
  4. شتاب کردن در پاسخ گرفتن.
  5. تکلف در سجع پردازی:[۵۸] سجع متکلفانه باعث از میان رفتن خضوع و خشوع و اخلاص می‌شود و با حالت فقر و نیاز بنده و فارغ ساختن قلب از غیر خدا سازگار نیست؛ اما سجع بدون تکلف مانند آنچه در دعاهای مأثور از معصومین یافت می‌شود، نیکو است.[۵۹] در عین حال، در روایات بر لزوم پایبندی به الفاظ دعایی که معصوم انشا کرده، تأکید و از تصرف در الفاظ دعاهای مأثور نهی شده است.[۶۰]

اوقات دعا

یکی از دیگر از تعالیم معصومین در باب دعا، معرفی بهترین اوقات و مکان‌های دعا است. ایام خاصی در سال از بهترین اوقات دعا است، از جمله:

  1. شب قدر
  2. نیمه شعبان
  3. ۲۷ رجب
  4. عید فطر
  5. روز عرفه
  6. عید قربان
  7. روز اول محرم
  8. ماه‌های خاص مانند:
    1. رجب
    2. شعبان
    3. رمضان
  9. اوقات خاصی در هفته مانند:
    1. شب و روز جمعه
    2. هنگام زوال خورشید در روز جمعه تا زمانی که بانگ اذان برخیزد
    3. زمان فارغ شدن امام از خطبه نماز جمعه تا به صف ایستادن مردم برای نماز
    4. از پایان ظهر تا غروب آفتاب جمعه
  10. اوقات خاصی در شبانه روز
    1. ثلثی از شب گذشته
    2. نیمه شب
    3. ثلث آخر شب
    4. سحرگاهان
    5. پیش از طلوع آفتاب و غروب خورشید
    6. نیم روز
    7. هنگام اذان
    8. پس از نمازهای واجب
  11. هنگام نزول باران
  12. لحظه دیدن کعبه[۶۱]

مکان‌های دعا

در هر مکانی که باشیم خدا صدای دعا و مناجات را می‌شنود ولی قداست برخی مکانها به استجابت دعا کمک می‌کند:

  1. شهر مکه
  2. مسجد الحرام
  3. کعبه و مکان‌های خاصی از کعبه:
    1. کنار حجر الاسود
    2. رکن یمانی
    3. حجر اسماعیل
    4. ملتزَم
    5. مستجار
    6. درِ کعبه
  4. صحرای عرفات در روز عرفه
  5. فضای پیرامون قبر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
  6. روضه نبوی
  7. حرم امامان علیهم السلام
  8. مسجد سهله و کوفه.[۶۲]

استجابت دعا

نوشتار اصلی: استجابت دعا

در روایات شرط‌هایی برای استجابت دعا ذکر شده که مهم‌ترین آنها انقطاع از غیر خدا و رو کردن با تمام وجود به سوی خداست و اگر بنده به طور کامل از خلایق جدا شود و این حالت به حقیقت حاصل گردد، هر چه بخواهد، خدا به او می‌دهد.[۶۳]

در احادیث به تأثیر شماری از اسمای حسنای خداوند در اجابت دعا اشاره و برخی اسانی مانند رب، ارحم الراحمین، ذوالجلال و الاکرام و... تأکید شده است.[۶۴] بر اساس برخی روایات، معصومین علیهم السلام مصداق اسمای حسنای خدا هستند و به واسطه آنها دعاها مستجاب می‌شود.[۶۵] همچنین در روایات آمده است که چون خداوند با اسم اعظم خوانده شود، پاسخ می‌دهد و آنچه بنده از او خواسته است عطا می‌کند.[۶۶]

در روایات اسلامی، اخبار فراوانی از استجابت دعاهای دعاهای پیامبر و سایر معصومان نقل شده است. بنابر روایات، اولیای خدا، بیمار و عیادت‌کننده از او، کسی که در دل شب خدا را می‌خواند و بسیاری دیگر، مستجاب الدعوه هستند.[۶۷]

موانع اجابت دعا

گاه از گناه به طور کلی به عنوان مانع نام برده شده است.[۶۸] عباراتی مانند «‌اللهم اغفر لی الذونب التی تحبس الدعا‌» و «‌فاسئلک بعزتک ان لایحجب عنک دعائی سوء عملی و فعالی‌» در دعای کمیل[۶۹] نیز مؤید این معناست.

با این حال برخی گناهان خاص مانند:

  1. ستم کردن
  2. نافرمانی از پدر و مادر
  3. بریدن از خویشاوندان
  4. زنا
  5. شرابخواری
  6. سبک شمردن نماز
  7. حرام خواری
  8. ریختن خون به ناحق
  9. سخن‌چینی
  10. غنا
  11. وفا نکردن به عهد الهی
  12. ترک امر به معروف و نهی از منکر[۷۰]
  13. التزام نداشتن به اوامر و نواهی الهی[۷۱]

همچنین برخی اشتباهات مانند:

  1. کسی که در خانه بنشیند و بگوید خدایا روزی‌ام بده.[۷۲]
  2. مردی که مالش را تباه می‌کند و می‌گوید خدایا روزی‌ام بده.[۷۳]
  3. مردی که پولش را بدون گرفتن گواه قرض می‌دهد.[۷۴]
  4. کسی که مالش را به سفیه داده است.[۷۵]

ممکن است عدم استجابت دعا، حکمت الهی و علم خدا به مصلحت بنده باشد. از امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام نقل شده است که کرم خداوند سبحان، حکمت او را نقض نمی‌کند، از این رو همه دعاها اجابت نمی‌شود.[۷۶] در روایات متعددی آمده است که اگر دعای بنده اجابت نشود، یا بهتر از آن در همین دنیا به او داده می‌شود یا ذخیره آخرت او می‌گردد یا به همان اندازه از او بلا دفع می‌شود یا از گناهانش بخشیده می‌شود یا برایش حسنه نوشته می‌شود.[۷۷]

در روایات مختلف حکمت تأخیر در اجابت دعای مؤمن، این گونه بیان شده است که خدا دوست دارد صدا و ناله بنده مؤمن را بشنود. اما دعای کافر زود اجابت می‌کند چون خوش ندارد صدای او را بشنود. این رو نباید تأخیر در اجابت، موجب ناامیدی و رها کردن دعا گردد.[۷۸]

دعا برای دیگران

شایسته است انسان برای دیگران، به ویژه پدر و مادر، خانواده و فرزندان، مؤمنان و افراد گرفتار دعا کند، چراکه دعا در حق دیگران به اجابت نزدیک‌تر و از موجبات برآورده شدن درخواست‌های داعی نیز هست. بر اساس روایات دعای گدر نیکوکار برای فرزند، فرزند نیکوکار برای پدر و... مستجاب است. همچنین طلب خیر برای دیگران، بازگشت دعای خیر برای داعی از جانب فرشتگان و مؤمنان گذشته و آینده، زدودن کینه از دل، نزول روزی و برکت و دفع پیشامدهای ناگوار، پاک شده گناهان و افزایش درجات را موجب می‌شود.[۷۹]

اگرچه تعمیم دعای خیر برای دیگران سنتی حسنه است، اما در آیات[۸۰] روایات طلب غفران برای ستمکاران، کافر و مشرک نهی شده است، چراکه بقای ستمکار، در واقع وجود نافرمانی خدا در زمین خواهد بود.[۸۱] یکی از استدلالات متکلمان شیعی بر ایمان ابوطالب هم دعای خیر نبی اکرم صلی الله علیه و آله برای وی است.[۸۲]

دعا در نگاه دانشمندان مسلمان

متکلمان، فیلسوفان و عارفان مسلمان، دیدگاه‌های ویژه‌ای درباره دعا و نقش آن در زندگی دنیوی و اخروی دارند.

متکلمان مسلمان

اگرچه بیشتر متکلمان به تأثیر دعا در تحقق بخشیدن به برخی خواسته‌های بندگان قائل‌اند، اما برخی از آنان دلایلی مبنی بر بی‌فایده بودن و ناسازگاری دعا با پاره‌ای از فضائل اخلاقی آورده‌اند. این ادله بر دوگونه اخلاقی و کلامی قابل دسته بندی است:

  1. از نظر اخلاقی:
    1. دعا نوعی هشدار دادن به شخص غافل و آگاه کردن شخص نادان است، که با ادب بندگی منافات دارد.
    2. دعا به منزله ترجیح مراد داعی بر مراد خدا و توجه به مطلوب و نه خدا است که منافی مقام رضا به قضای الهی است.[۸۳]
  2. از حیث کلامی:

با استناد به صفاتی چون جود، حکمت و علم الهی چنین استدلال شده که خداوند مصالح و نیازهای بندگان را می‌داند و آنان را رها نمی‌کند، بنابراین مصلحت آنان را محقق می‌کند، از سویی دیگر خواستن آنچه به صلاح بندگان نیست، جایز نیست؛ در هر دوصورت، بر دعا فایده‌ای مترتب نخواهد بود.[۸۴] در نظام آفرینش پدیده‌هایی به حکم قضای پیشین الهی، وقوعشان معلوم است که پدید می‌آیند؛ و پدیده‌هایی که وقوعشان ممتنع است و وجود نمی‌یابند؛ بنابراین، در هر دو حالت، دعا نقشی در وقوع یا عدم وقوع پدیده‌ها ندارد.[۸۵]

متکلمان این ادله را به نقد کشیده‌اند: پیش شرط دعا این است که داعی باید بداند مطلوب او برای خداوند مقدور است و صفات قدرت و حکمت او را بشناسد و دیگر اینکه آنچه درخواست می‌شود امری نیکو است.[۸۶] همچنین مقصود از دعا اظهار عبودیت، فقر، انقطاع از دنیا و رجوع کلی به خدا است و به همین دلیل، دعا فی نفسه –فارغ از اجابت یا عدم آن- عبادت به شمار می‌رود و جایی برای ادله اخلاقی و کلامی نفی دعا باقی نمی‌ماند.[۸۷]

غزالی معتقد است که همانگونه که خدا شر را تقدیر کرده، دفع آن را نبز به سببی، از جمله دعا، مقدر کرده است.[۸۸]

در پاسخ به این اشکال که دعا نباید به اموری که به تحقق آن علم داریم، تعلق گیرد گفته شده که متعلَق برخی از دعاهای قرآنی اموری محقق و معلوم الوقوع است و دعا صرفاً طلب فعل نیست و حقیقت دعا تقرب و خضوع است.[۸۹]

فیلسوفان مسلمان

آثار ابن سینا به ویژه تعلیقات، سرآغاز تبیین فلسفی دعا در فلسفه اسلامی به شمار می‌رود و سهرودی، میرداماد و صدرالدین شیرازی و حتی متکلمان اشعری همچون فخررازی از این تبیین سینوی بهره بسیار گرفته‌اند.[۹۰] ابن سینا در تبیین فلسفی دعا می‌گوید که هنگام دعا، نیرویی از جانب خدا بر داعی فائض می‌شود که در اثر آن، دعاکننده بر روی عناصر تأثیر می‌گذارد و عناصر تسلیم اراده او می‌شوند.[۹۱]

در واقع، فلاسفه در پی تبیین سازگار کردن پدیده دعا با یک اصل فلسفی‌اند، اصلی که بیان می‌کند عالی، متأثر و منفعل از سافل نمی‌شود و عالی توجهی به سافل ندارد. ابن سینا بدون تأویل یادشده، دعا را از موارد نقضِ آن به شمار نیاورده و برعکس، او عالی را برانگیزاننده سافل به دعا و سبب دعا تلقی کرده است.[۹۲]

اما ملاصدرا تفسیری خاص از این اصل ارائه داده که با دعا سازگار است. وی با تقسیم عالی به دو گونه «‌عالی منزه از تجدد، تغییر و تأثر همانند خدا و ملکوتیان عالم امر‌» و «‌عالی‌ای که تبدل و انفعال در او راه دارد، همچون ملکوتیان در مرتبه نفوس»، دعا را مؤثر در جواهر نفسانی ملکوتی دانسته که درصدد اجابت آن برمی‌آیند.[۹۳]

فلاسفه معتقدند که نسبت دعا به حصول مطلوب در عالم عین همانند نسبت فکر و تآمل است به حصول نتیجه در عالم عقل و ذهن. از این رو دعا را محرک مبادی و ذکر حکیم دانسته‌اند.[۹۴]

فلاسفه در باب نسبت دعا با قضا و قدر، معتقدند که دعا یکی از اسباب تحقق امور در قلمرو قضا و قدر است. بنابراین دعا به مثابه عاملی بیرونی و خارج از اسباب نظام اسباب و علل نیست. به نظر ابن سینا، همانطور که خداوند دارو را سبب درمان قرار داده، دعا را هم از اسباب تحقق امور تعیین کرده است.[۹۵]

اهمیت دعا در نظر برخی از فلاسفه به اندازه‌ای بوده است که در مواردی به شرح و تحشیه (حاشیه نگاری) شماری از ادعیه معصومین علیهم السلام پرداخته‌اند همچون حواشی صحیفه سجادیه از شیخ بهائی و فیض کاشانی، و شروح ملاهادی سبزواری بر دعای جوشن کبیر و صباح؛ و‌گاه خود با استفاده از واژگان و مصطلحات فلسفی ادعیه‌ای را انشا کرده‌اند، همانند دعای عظیم فارابی،[۹۶] خطبة التمجید ابن سینا[۹۷] و سهروردی در پایان برخی آثارش همچون حکمةالاشراق[۹۸] و هیاکل النور.[۹۹]

صوفیان و عارفان مسلمان

دعا در زبان صوفیان با اوصافی چون نردبان گنهکاران، زبان اشتیاق به محبوب، مکاتبه به دوست،[۱۰۰] سخن گفتن در برابر حضرت حق به زبان شرم[۱۰۱] و نوعی خدمت که بنده جوارحش را بدان می‌آراید، وصف شده است و چون خدا بندگان را به دعا کردن امر فرموده، دعا تن به فرمان خدا دادن است.[۱۰۲]

ابوالقاسم قشیری در قرن پنجم در رساله، ضمن گنجانیدن دعا در زمره «‌مقامات»، تصویر نسبتاً جامعی از دیدگاه‌های صوفیه در این باب عرضه کرده که در سخن و آثار بعد از او کم و بیش تکرار شده و بسط و تعمیق یافته است. او دیدگاه‌های صوفیه را در باب اینکه دعا کردن بهتر است یا سکوت اختیار کردن به چهار گونه تقسیم کرده است:

  1. دعا، فارغ از اینکه اجابت شود یا نه، نوعی عبادت محسوب می‌شود و به جا آوردنش بهتر از ترکش است.[۱۰۳]
  2. خاموشی اختیار کردن و به خواست و قضای الهی تن دادن بهتر از دعا کردن است.[۱۰۴] گاهی هم ادب بندگی و حیا، انگیزه ترک دعا تلقی شده است.[۱۰۵]
  3. گروهی هم این دو نظر را باهم جمع کرده و دعا کردن را منافب با رضایت قلبی به مقدرات خداوند نداسته‌اند.[۱۰۶]
  4. گروهی هم دعا را با مفهوم عرفانی وقت پیوند داده و دعا کردن یا خاموشی گزیدن را ناظر به وقتِ داعی دانسته و معتقدند که این وقت (حالت غالب بر انسان) است که تعیین می‌کند بنده لب به دعا بگشاید یا سکوت پیشه کند.[۱۰۷]

قشیری[۱۰۸] در یک تقسیم بندی ساده دعا را از حیث نحوه ابراز به سه قسم تقسیم کرده است که البته بعدها ابن عربی ان را بسط داد.

  • دعای عامه مردم که به گفتار است.
  • دعای زاهدان که به کردار است.
  • دعای عارفان که به احوال است.

ابن عربی در باب مفهوم و سازوکار اجابت دعا معتقد است که اجابت دعا و درخواست بندگان در واقع نوعی منت نهادن خداوند در حق ایشان است و چون نزدیکی خدا به بندگان از قبیل نزدیکی انسان به خودش است، در حال هیچ فاصله زمانی میان دعا و اجابت آن وجود ندارد[۱۰۹] و چون بر اساس آیه ۱۸۶ سوره بقره، خداود اجابت دعای بندگان را تضمین کرده است، بندگان بهتر است در عرضه نوع خواست خود احتیاط و مراقبت کنند و ترجیحاً آن را معین نکنند و اگر معین کردند آن چیزی را بخواهند که خیر و سلامت در آن است.[۱۱۰]

دعا نزد صوفیه مجموعاً دارای شش عنصر است:

  1. انگیزه (فقر ذاتی)
  2. غرض و هدف (مایحتاج الیه)
  3. آنچه نیاز از آن نشأت می‌گیرد
  4. توجهی که درخواست و دعا به مدد آن تحقق می‌یابد
  5. زبانی که دعا با آن اظهار می‌شود
  6. اجابت الهی که حصول مطلوب را در پی دارد.[۱۱۱]

آداب دعا در نظر صوفیه

  1. رعایت ادب زبانی و استفاده از زبان فقر و خاکساری و نه زبان تحکمی.[۱۱۲]
  2. حضور قلب نه صرفاً لقلقه زبان.[۱۱۳]
  3. اصرار بر دعا.[۱۱۴]

اعتراف بر گناه.[۱۱۵] توجه به اوقات دعا.[۱۱۶]

شروط اجابت دعا از نظر صوفیان عبارت است از:

  • خوردن لقمه حلال.[۱۱۷]
  • شناختن مدعو و دریافت صحیح و با علم و بصیرت داعی از مدعو.[۱۱۸]
  • دل شکسته بودن و از اندوه و اضطرار دعا کردن.[۱۱۹]

دعاهای برخی از بزرگان صوفیه نظیر حسن بصری، حلاج، بایزید بسطامی، جُنید بغدادی، ذوالنون مصری و ابن عطاء الله اسکندری چنان درخور توجه و اهمیت تلقی شده که بخشی از کتاب‌های اصلی تصوف به ذکر آنها اختصاص یافته است.[۱۲۰]

دعاهای قرآنی

در قرآن دعاهای فراوانی از پیامبران الهی نقل شده است، از جمله آدم، نوح، ابراهیم، لوط، یوسف، موسی، سلیمان، زکریا، عیسی علیهم السلام،[۱۲۱] نیز افراد خاصی مانند مادر حضرت مریم، اصحاب کهف، ساحران فرعون، حواریون عیسی[۱۲۲] و گروه‌های مختلف مردم مانند اولوالالباب، مستضعفین، عبادالرحمن، متقین، راسخان در علم و...[۱۲۳] به علاوه دعاهای متعددی به پیامبراکرم(ص) تعلیم داده شده است.

این دعاها طیف وسیعی از درخواست‌ها را دربرمی گیرد که در واقع جامع حسنات دنیا و آخرت است مانند: طلب عفو، غفران و رحمت الهی؛ طلب غفران برای خود، والدین و مؤمنان؛ پوشاندن گناهان؛ مؤاخذه نکردن بر نسیان و خطا؛ استواری در ایمان و هدایت؛ صبر و ثبات قدم؛ پیروزی بر کافران و...[۱۲۴]

دعای انبیاء و صالحان نشان‌دهنده عظمت و اهمیت موضوع دعا است و بیان این دعاها هم به انسان‌ها می‌آموزد که چه آمال و خواسته‌هایی داشته باشند و هم چگونگی آداب دعا کردن را تعلیم می‌دهد.[۱۲۵]

استناد به دعاهای قرآنی در مباحث کلامی

دعاهای قرآنی، مستند مفسران در مباحث کلامی نیز قرار گرفته است. بحث برانگیزترین آیات، تقیید استجابت دعای تلویحی حضرت ابراهیم برای نایل شدن ذریه‌اش به مقام امامت، با قول ... قَالَ إِنِّی جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّیتِی ۖ قَالَ لَا ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ ﴿۱۲۴﴾[ بقره–۱۲۴] است.

بیشتر مفسران اهل سنت آیه را دلیل بطلان امامت فاسق و واجب نبودن اطاعت و نافذ نبودن فرمان‌های او دانسته‌اند. همچنین برای اثبات لزوم عدالت و صلاح در شرایط قاضی، شاهد، امام جماعت به این آیه استدلال کرده و آنرا نیز دلیل بر عصمت پیامبران دانسته‌اند.[۱۲۶]

مفسران شیعه این آیه را شاهد وجوب عصمت امام و ابطال امامت هر ظالمی تا روز قیامت دانسته و همچنین در اثبات تفاوت‌شان نبوت با امامت به این آیه استدلال کرده‌اند.[۱۲۷]

علامه طباطبائی[۱۲۸] از انضمام این آیه به آیات دیگر، مهم‌ترین مسائل امامت را نتیجه می‌گیرد، یعنی منصوب بودن امام به جعل الهی، وجوب عصمت امام، خالی نبودن زمین از امام حق تا زمانی که انسانی در روی زمین باشد، وجوب مؤید بودن امام از سوی خدا، پنهان نبودن اعمال بندگان از امام، و وجوب آگاهی امام از هر آنچه انسان‌ها در امر دنیا و آخرت بدان نیاز دارند.

فرمان مکرر به نبی اکرم صلی الله علیه و آله مبنی بر استغفار برای مؤمنان[۱۲۹] و فرمان الهی به مسلمانان برای رفتن نزد رسول خدا تا برای آنان استغفار کند[۱۳۰] و آیات دیگر، بر شفاعت رسول گرامی اسلام صلی الله و علیه و آله دلالت دارد.[۱۳۱] این آیات به همراه درخواست پسران یعقوب از پدرشان که برای آنان استغفار کند و وعده یعقوب به آنها[۱۳۲] دلیلی بر صحت توسل به معصومین و اولیاء است.

دعاهای مأثور

در کتاب‌های حدیثی شیعه و سنی برای ساعات روز، ماه‌های قمری و برخی زمان‌ها و مکان‌های ویژه و نیز برای حالات و عوارض و حوادثی که برای انسان پیش می‌آید، دعاها و ذکرهای گوناگون قرآنی و غیرقرآنی نقل شده است که سیری اجمالی در آثاری چون عمل الیوم و اللیلة نسائی، کتاب الدعاء طبرانی، اقبال الاعمال ابن طاووس و کتاب الاذکار یحیی بن شرف نَوَوی نشان می‌دهد که تقریباً هیچ زمان و مکانی نیست که دعا برای آن روایت نشده باشد.

روایات مذکور در اهل سنت، اغلب کوتاه و به ندرت دارای نام خاص‌اند به جز دعاهای متأخرتر که با نام ناقلان و انشاکنندگان آن شناخته می‌شوند همچون دعای خضر و معروف کرخی.[۱۳۳] اما دعاهای مذکور در منابع شیعی معمولا مفصل‌اند. در منابع متقدم شیعی اغلب دعاها نام خاصی ندارند و به نظر می‌رسد در دوره‌های متأخرتر نام خاص یافته‌اند. برخی از این دعاهای مفصل که منابع شیعه آمده است به این شرح است:

  1. دعای احتجاب
  2. دعای اعتقاد
  3. دعای ام داوود
  4. دعای توسل
  5. دعای جوشن صغیر
  6. دعای حریق
  7. دعای ختم قرآن
  8. دعای طایر رومی
  9. دعای عَبَرات
  10. دعای عَشَرات
  11. دعای عهد
  12. دعای غریق
  13. دعای مجیر
  14. دعای مشلول
  15. دعای مکارم الاخلاق
  16. دعای نور
  17. دعای کمیل
  18. دعای ندبه
  19. زیارت جامعه کبیره
  20. زیارت عاشورا
  21. زیارت وارث

پانویس

  1. ابن فارس، ذیل «‌دعو».
  2. ابوهلال عسکری، ص۵۳۴.
  3. رکـ: جوهری، ذیل «‌دعو».
  4. رکـ: طوسی، التبیان، ذیل اعراف:۵۵.
  5. رکـ: توبه:۱۰۳؛ احزاب:۵۶.
  6. زمر:۹.
  7. برای نمونه رکـ: ابراهیم:۳۴؛ هود:۴۷.
  8. رکـ: هود:۴۵؛ انبیاء:۷۶.
  9. رکـ: هود:۷۵.
  10. رکـ: اعراف:۳۸؛ غافر:۵۲.
  11. آل عمران:۶۱.
  12. رکـ: خلیل بن احمد، ذیل «‌بهل‌» و «‌اوه»؛ ابوعبید، ج۴، ص۲۳۱؛ ابن قتیبه، ذیل «‌صلاة»؛ جوهری، ذیل «‌بهل»؛ الوهلال عسکری، همانجا؛ ابن منظور، ذیل «‌اوه‌» و «‌قنت».
  13. رکـ: اعراف:۵؛ انبیاء:۱۵؛ مریم:۹۱.
  14. احزاب:۴، ۳۷.
  15. رکـ:محمدفؤاد عبدالباقی، ذیل «‌دعو».
  16. رکـ: فضل بن حسن طبرسی، ذیل آیه ۶۰ سوره غافر.
  17. طباطبائی؛ ابن عاشور، ذیل غافر:۶۰.
  18. نیز رکـ: طبرسی؛ قرطبی، ذیل بقره:۱۸۶.
  19. رکـ: طوسی، التبیان؛ فخررازی؛ طباطبائی، ذیل انعام:۴۰-۴۱؛ اسراء:۶۷.
  20. کلینی، ج۲، صص۴۶۸-۴۷۰؛ ابن بابویه، ثواب الاعمال، ص۲۶؛ حاکم نیشابوری، ج۱، ص۴۹۰.
  21. رکـ: بخاری، ۱۴۰۶، ص۱۵۴؛ کلینی، ج۲، صص۴۶۶-۴۶۷؛ حام نیشابوری، ج۱، ص۴۹۱.
  22. کلینی، ج۲، صص۴۶۶-۴۷۰.
  23. اعراف:۱۸۰.
  24. رکـ: طباطبائی، ذیل اعراف:۱۵۵ و۱۸۰؛ بقره:۲۸۵-۲۸۶؛ مریم:۳.
  25. رکـ: اعراف:۵۵.
  26. فخررازی، ذیل اعراف:۵۵.
  27. ادعوه خوفاً و طمعاً رکـ: اعراف:۵۶.
  28. رکـ: سجده:۱۶.
  29. رکـ: طبری؛ فضل بن حسن طبرسی؛ فیض کاشانی، ذیل اعراف:۵۵-۵۶؛ مریم:۲-۳؛ سجده:۱۶.
  30. نساء:۳۲.
  31. رکـ: ابن ابی حاتم؛ زمخشری؛ بیضاوی، ذیل اعراف:۵۵.
  32. رکـ: طبری؛ فضل بن حسن طبرسی؛ فخررازی، ذیل مزمل:۸؛ بقره:۱۸۶؛ غافر:۱۴.
  33. رکـ: ابراهیم:۳۵-۴۱؛ مریم:۴-۱۰؛ شعراء:۸۳.
  34. رکـ: انبیاء:۸۹.
  35. اعراف:۸۹.
  36. مؤمنون:۲۹.
  37. (برای نمونه رکـ: ص:۳۵، زمخشری؛ فخررازی، ذیل همین آیه؛ آل عمران:۱۴۷؛ فخر رازی؛ طباطبائی، ذیل همین آیه؛ اعراف:۱۵۱ و ۱۵۵.
  38. فخررازی، ذیل ص:۳۵؛ طباطبائی، ذیل اعراف:۱۵۵.
  39. فخررازی، ذیل شعراء:۷۸-۸۷، غافر:۷؛ طباطبائی، ذیل ابراهیم:۳۹ و ج۶، صص۲۶۸-۲۷۴.
  40. مریم:۴-۶.
  41. فخررازی، ذیل احقاف:۱۵.
  42. طباطبائی، ذیل بقره:۲۸۶.
  43. اسراء:۲۴.
  44. محمد:۱۹.
  45. رکـ: برقی، ج۱، ص۵۲؛ نسائی، ج۵، ص۲۱۳؛ کلینی، ج۳، ص۴۷۸؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۳۱۳.
  46. رکـ: بخاری، ۱۴۱۰۱، ج۴، ص۱۶؛ ترمذی، ج۵، ص۲۲۵؛ کلینی، ج۲، صص۴۷۶، ۴۸۶-۴۸۷، ۴۹۱، ۵۰۴، ج۸، صص۴۰۷-۴۰۸؛ ابن بابویه، کتاب من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۴۳۲؛ خزاز رازی، ص۳۹.
  47. ابن بابویه، علل الشرایع، ج۱، ص۱۸۲؛ حر عاملی، ج۷، ص۱۱۳.
  48. مؤمنون:۷۶.
  49. مزمل:۸.
  50. رکـ: قمی، ج۲، ص۳۹۲؛ ابواوود، ج۱، ص۲۵۴؛ کلینی، ج۲، ص۴۷۹-۴۸۰؛ حاکم نیشابوری، ج۲، ص۵۳۸؛ حسن بن فضل طبرسی، ص۳۱۷.
  51. کلینی، ج۲، ص۴۷۶-۴۷۸؛ مجلسی، ج۹۰، ۳۴۳-۳۵۲.
  52. رکـ: نهج البلاغه، خطبه۱۷۶؛ احمد بن حنبل، ج۴، ص۱۳۸؛ کلینی، ج۲، صص۴۷۴-۴۷۶، ج۳، ص۳۰۹؛ طبرانی، ۱۴۱۳، ص۲۸؛ غزالی، ۱۴۱۲، ج۱، ص۴۰۶-۴۹۷.
  53. رکـ: ابن بابویه، معانی الاخبار، ص۳۴۹؛ الصحیفه السجادیه، دعای ۳۴، ۳۶، ۴۴؛ طبرانی، ۱۴۱۳، ص۸۹؛ طوسی، الامالی، ص۳۷۱؛ مجلسی، ج۸۳، ص۲۴۹، ج۹۱، ص۸۷.
  54. ابوداوود، ج۱، ص۲۵۴؛ کلینی، ج۲، ص۴۷۱، ۵۲۱؛ طوسی، مصباح المجتهد، ص۴۶، ۶۸، ۸۲.
  55. کلینی، ج۳، ص۲۶۰؛ ابن بابویه، الامالی، صص۶۰۰-۶۰۱؛ ابن فهد حلی، ص۳۰.
  56. رکـ: کلینی، ج۲، ص۳۳۳-۳۳۴؛ حسن بن فضل طبرسی، ص۳۳۲.
  57. رکـ: بقره:۸۸، ۱۵۹؛ نساء:۹۳؛ مسد:۱.
  58. رکـ: مسلم بن حجاج، ج۸، ص۱۸؛ ابن بابویه، ج۲، ص۱۴۲۲؛ کلینی، ج۲، صص۴۷۲، ۴۹۰؛ ابن بابویه، الامالی، ص۳۹۸؛ ابن حجرعسقلانی، همانجا.
  59. رکـ: غزالی، ۱۴۱۲، ج۱، صص۴۰۵-۴۰۶؛ ابن طاووس، ۱۴۰۹، ص۱۹؛ نووی، ج۱۷، ص۴۱.
  60. رکـ: کلینی، ج۲، ص۵۲۷؛ رامهرمزی، ص۵۳۱؛ ابن بابویه، کمال الدین، ج۲، ص۳۵۱.
  61. رکـ: احمد بن حنبل، ج۲، ص۳۸۳، ج۳، ص۹۴؛ مسلم بن حجاج، ج۲، ص۱۷۶؛ ترمذی، ج۵، ص۲۲۳؛ کلینی، ج۲، صص۴۷۷-۴۷۸، ۵۲۲-۵۲۵، ج۳، صص۴۱۴، ۴۱۶، ج۴، صص۶۷، ۱۵۵؛ ابن بابویه، الامالی، صص۶۷۱، ۳۵۴، ۷۰۱؛ طبرانی، ۱۴۰۴، ج۸، ص۱۶۹، غزالی، ۱۳۶۱ش، ج۱، صص۲۶۰-۲۶۱.
  62. اشعری قمی، ص۱۴۰؛ کلینی، ج۴، صص۴۰۹ف ۴۱۱، ۵۳۰-۵۳۲، ۵۵۱؛ قاضی نعمان، ج۱، ص۲۹۳؛ ابن بابویه، الامالی، ص۶۸۴؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، صص۳۵، ۱۰۸؛ متقی هندی، ج۱۲، صص۱۹۴-۲۲۲.
  63. رکـ: کلینی، ج۲، صص۶۶، ۱۴۸؛ متقی هندی، ج۳، ص۷۰۳.
  64. رکـ: برقی، ج۱، ص۳۵؛ ترمذی، ج۵، صص۱۹۰-۱۹۴؛ ابن بابویه، التوحید، ص۱۹۵.
  65. رکـ: کلینی، ج۳، ص۳۰۹؛ ابن بابویه، الامامة، ص۵۴.
  66. رکـ: الصحیفة السجادیة، دعای۴۳؛ احمد بن حنبل، ج۳، ص۲۴۵؛ ابوداوود، ج۱، ص۲۵۴؛ ابن بابویه، فضائل، ص۳۵.
  67. رکـ: احمد بن حنبل، ج۲، ص۴۷۷؛ کلینی، ج۲، صص۶۲، ۱۴۸، ۱۷۸، ۳۵۲، ۵۰۹-۵۱۰، ج۳، ص۱۱۷، ج۸، ص۴۸؛ طبرانی، ۱۴۱۳، ص۳۳؛ متقی هندی، ج۴، ص۳۱۴؛ مجلسی، ج۹۰، ص۳۵۷.
  68. رکـ: کلینی، ج۲، صص۲۷۱، ۲۹۶.
  69. رکـ: طوسی، مصباح المجتهد، صص۸۴۴-۸۴۵.
  70. رکـ: برقی، ج۱، ص۱۰۷؛ ترمذی، ج۳، ص۳۱۷؛ کلینی، ج۲، صص۳۳۴، ۴۴۸، ج۶، ص۴۳۳؛ طبرانی، ۱۴۰۴، ج۱۹، ص۳۷۴؛ همو، ۱۴۱۵-۱۴۱۶، ج۲، ص۹۹؛ غزالی، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۲۶۲.
  71. رکـ: ابن ابی شیبه، ج۸، ص۶۰۹؛ کلینی، ج۲، صص۵۱۰-۵۱۱، ج۵، صص۷۷-۷۹؛ حاکم نیشابوری، ج۲، ص۳۰۲.
  72. جمعه:۱۰.
  73. فرقان:۶۷
  74. بقره:۲۸۲.
  75. نساء:۵.
  76. لیثی واسطی، ص۱۵۱.
  77. رکـ: ابن ابی شیبه، ج۷، ص۲۴؛ احمد بن حنبل، ج۳، ص۱۸، ترمذی، ج۵، ص۲۴۰؛ کلینی، ج۲، ص۲۵۳؛ حاکم نیشابوری، ج۱، ص۴۹۴.
  78. رکـ: حمیری، ص۳۸۶؛ کلینی، ج۲، صص۴۸۸-۴۹۰؛ طبرانی، ۱۴۱۵-۱۴۱۶، ج۸، ص۲۱۶.
  79. رکـ: الصحیفة السجادیة، دعای۶۳ و ۶۴؛ ابن بابویه، علل الشرایع، ج۱، ص۱۸۲؛ کفعمی، صص۶۱۷-۶۱۸؛ صنعانی، ج۲، ص۲۱۷؛ احمد بن حنبل، ج۶، ص۴۵۲؛ کلینی، ج۲، صص۵۰۷-۵۰۸، ۵۱۰؛ ابن بابویه، ثواب الاعمال، ص۱۴۵؛ مفید، ۱۴۱۴، ج۱، ص۳۰۴؛ نووی، ج۵، صص۲۴۶-۲۴۹.
  80. توبه:۱۱۳-۱۱۴.
  81. رکـ: احمد بن حنبل، ج۱، ص۹۹؛ عیاشی، ج۲، ص۱۱۴.
  82. رکـ: مفید، ۱۴۱۳، ص۲۷؛ ابن ابی الحدید، ج۱۴، صص۶۵-۸۴؛ امینی، ج۸، صص۳-۲۹.
  83. فخررازی، ۱۳۶۴ش، ص۸۴؛ همو، ۱۴۰۷، صص۲۷۰-۲۷۱.
  84. فخررازی، ۱۳۶۴ش، ص۸۳؛ ابن فهد حلی، ص۲۲.
  85. فخررازی، ۱۳۶۴ش، ص۸۳؛ همو، ۱۴۰۷، ج۷، ص۲۶۹.
  86. علم الهدی، ۱۴۱۱، ص۶۰۵.
  87. فخررازی، ۱۳۶۴ش، ص۸۷؛ ابن فهد حلی، ص۲۲.
  88. غزالی، ۱۴۰۶، ج۴، صص۳۷۰-۳۷۳.
  89. علم الهدی، ۱۴۱۱، صص۶۰۵-۶۰۶؛ طوسی، ذیل حمد:۶.
  90. رکـ: میرداماد، قبسات، صص۴۵۲-۴۵۴؛ صدرالدین شیرازی، حکمت متعالیه، سفر۳، ج۱، صص۴۰۳-۴۰۶.
  91. ابن سینا، ۱۴۰۴، ص۴۸.
  92. ابن سینا، ۱۴۰۴، صص۴۷-۴۸.
  93. صدرالدبن شیرازی، الحکمة المتعالیة، سفر۳، ج۱، صص۴۰۲-۴۰۳.
  94. برای نمونه رکـ: سهروردی، ج۱، ص۱۱۹؛ باباافضل کاشانی، ص۶۵۶؛ صدرالدین شیرازی، سفر۳، ج۱، ص۴۰۴.
  95. رکـ: ابن سینا، ۱۴۰۴، ص۴۸؛ صدرالدین شیرازی، سفر۳، ج۱، صص۴۰۳-۴۰۴.
  96. فارابی، دعای عظیم، صص۸۹-۹۱.
  97. آقابزرگ طهرانی، ج۷، ص۲۰۲؛ منزوی، ج۱، صص۲۲۵-۲۲۶.
  98. رکـ: مجموعه مصنفات، ج۲، ص۲۶۰.
  99. مجموعه مصنفات، ج۳، ص۱۰۸.
  100. رکـ: قشیری، ص۳۸۵.
  101. قشیری، ص۳۸۶.
  102. ابونصر سراج، صص۲۶۲-۲۶۳.
  103. رکـ: قشیری، ص۳۸۰؛ ابن عطاءالله اسکندری، ص۱۲۰.
  104. قشیری، ص۳۸۰؛ انصاری، ص۳۴۳.
  105. ابن عطاءالله اسکندری، صص۱۲۳، ۱۳۱.
  106. رکـ: قشیری، ص۳۸۰.
  107. قشیری، ص۳۸۰؛ عزالدین کاشانی، صص۳۲۶-۳۲۷.
  108. قشیری، ص۳۸۵.
  109. ابن عربی، الفتوحات المکیة، ج۴، ص۲۵۵، ص۱۷۷؛ صدرالدین قونیوی، ۱۳۷۴ش، ص۸۰.
  110. ابن عربی، الفتوحات المکیة، ج۴، ص۱۷۷؛ صدرالدین قونیوی، ۱۳۷۴ش، ص۸۰.
  111. برای تفصیل بیشتر رکـ: فناری، صص۵۶۱-۵۷۳.
  112. رکـ: مولوی، ج۱، دفتر۲، بیت۲۵۰۶-۲۵۰۷، ج۳، دفتر۵، بیت۷۷۳-۷۷۹؛ سلمی، ص۵۱.
  113. قشیری، ص۳۸۲؛ عطار، ص۶۱۰.
  114. مولوی، ج۳، دفتر۶، بیت۲۳۴۴.
  115. مولوی، ج۲، دفتر۴، بیت۱۳۸۷-۱۳۸۹.
  116. ابن عربی، الفتوحات المکیة، ج۴، ص۴۷۷.
  117. قشیری، ص۳۸۲.
  118. صدرالدین قونیوی، ۱۳۸۱ش، صص۲۸۰-۲۸۱.
  119. خرگوشی، ص۴۰۴؛ قشیری، ص۳۸۵؛ مولوی، ج۳، دفتر۵، بیت۴۹۳.
  120. رکـ: ابونصر سراج، صص۲۵۷-۲۶۳؛ خرگوشی، صص۴۰۴-۴۰۹؛ ابن عطاء الله اسکندری، صص۱۹۵-۲۱۳.
  121. رکـ: اعراف:۳۳؛ مؤمنون:۲۶؛ ابراهیم:۳۷-۴۱؛ عنکبوت:۳۰؛ یوسف:۱۰۱؛ یونس:۸۸؛ نمل:۱۹؛ آل عمران:۳۸؛ مائده:۱۱۴.
  122. رکـ: آل عمران:۳۵-۳۶؛ تحریم:۱۱؛ کهف:۱۰؛ اعراف:۱۲؛ آل عمران:۵۳.
  123. رکـ: آل عمران:۱۶، ۱۴۷، ۱۹۳-۱۹۴؛ نساء:۷۵؛ فرقان:۶۵؛ تحریم:۸؛...
  124. رکـ: اسراء:۲۴، ۸۰؛ طه:۱۱۴؛ مؤمنان:۱۱۸؛ برای دعاهای قرآنی به تفکیک اشخاص و گروه‌ها رکـ: ج۱۳، صص۵۲۷-۵۴۸.
  125. رکـ: طوسی، التبیان، ذیل شعراء:۸۳؛ فخررازی؛ طباطبائی، ذیل آل عمران:۱۴۷.
  126. رکـ: طبری؛ جَصاص؛ زمخشری؛ فخررازی؛ بیضاوی، ذیل بقره:۱۲۴.
  127. رکـ: طوسی، التبیان؛ فضل بن حسن طبرسی؛ فیض کاشانی؛ طباطبائی، ذیل بقره:۱۲۴.
  128. طباطبائی، ذیل بقره:۱۲۴.
  129. رکـ: آل عمران:۱۵۹؛ نور:۶۲؛ ممتحنه:۱۲.
  130. نساء:۶۴.
  131. رکـ: طوسی، التبیان، زمخشری؛ فضب بن حسن طبرسی؛ ذیل نساء:۶۴؛ فخررازی، ذیل نساء:۶۴، آل عمران:۱۹۳-۱۹۵.
  132. رکـ: یوسف:۹۷-۹۸.
  133. رکـ: ابوطالب مکی، ج۱، صص۲۱-۳۱؛ غزالی، صص۴۲۵-۴۳۱.

منابع

  • قرآن کریم.
  • ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۸۵-۱۳۸۷ق/۱۹۶۵-۱۹۶۷م، چاپ افست بیروت [بی تا].
  • ابن ابی حاتم، تفسیر قرآن العظیم، چاپ اسعد محمد طیب، صیدا، ۱۴۱۹ق/۱۹۹۹م.
  • ابن بابویه، علی بن حسین، الامامة و التبصرة من الحیرة، قم، ۱۳۶۳ش.
  • ابن بابویه، محمد بن علی، الامالی، قم، ۱۴۱۷ق.
  • همو، التوحید، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم، ۱۳۹۸ق.
  • همو، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، ۱۳۶۸ش.
  • همو، علل الشرایع، نجف، ۱۳۸۵-۱۳۸۶ق، چاپ افست قم [بی تا]
  • همو، عیون اخبار رضا علیه‌السلام، قم، ۱۳۸۴ش.
  • همو، فضائل الاشهر الثلاثة، چاپ غلامرضا عرفانیان، بیروت، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
  • همو، کتاب الخصال، چاپ علی اکبر غفاری، تهران، ۱۳۶۲ش.
  • همو، کتاب من لایحضره الفقیه، چاپ علی اکبر غفاری، تهران، ۱۳۹۲ش.
  • همو، کمال الدین و تمام النعمة، چاپ علی اکبر غفاری، تهران، ۱۳۶۳ش.
  • همو، معانی الاخبار، چاپ علی اکبر غفاری، تهران، ۱۳۶۱ش.
  • ابن طاووس، ۱۴۰۹، الامان من اخطار الاسفار و الازمان، قم، ۱۴۰۹ق.
  • ابن فهد حلی، عدّة الداعی و نجاح الساعی، چاپ احمد موحدی قمی، قم: مکتبة الوجدانی، [بی تا].
  • ابن قتیبه، غریب الحدیث، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
  • ابن منظور.
  • ابواوود، سلیمان بن اشعث، سنن ابی داوود، قاهره، ۱۴۲۱ق/۲۰۰۰م.
  • ابوعبید، غریب الحدیث، حیدرآباد دکن، ۱۳۸۴-۱۳۸۷ق/۱۹۶۴-۱۹۶۷م.
  • ابوهلال عسکری، معجم الفروق اللغویة، الحاوی لکتاب ابی هلال العسکری و جزءاً من کتاب السید نورالدین الجزائری، قم ۱۴۱۲ق.
  • احمد بن حنبل، مسند الامام احمد بن حنبیل، بیروت، دارصادر، [بی تا].
  • اشعری قمی، احمد بن محمد، کتاب النوادر، قم، ۱۴۰۸ق.
  • امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، ج۸، بیروت، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
  • بخاری، ادب المفرد، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
  • برقی، احمد بن محمد، کتاب المحاسن، چاپ جلال الدین محدث ارموی، تهران، ۱۳۳۰ش.
  • بیضاوی، عبدالله بن عمر، انوارالتنزیل و اسرار التأویل، مصر ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م، چاپ افست تهران، ۱۳۶۳ش.
  • ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی و هو الجامع الصحیح، ج۳ و۵، چاپ عبدالرحمن محمد عثمانف بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • جَصاص، احمد بن علی، احکام القرآن، چاپ عبدالسلام محمد علی شاهین، بیروتف ۱۴۱۵ق/۱۹۹۴م.
  • جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهرهف ۱۳۷۶ق، چاپ افست، بیروت ۱۴۰۷ق.
  • حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی، بیروت ۱۴۰۶ق.
  • حر عاملی، وسائل الشیعه.
  • حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، قم ۱۴۱۳ق.
  • خزاز رازی، علی بن محمد، کفایة الاثر فی النقص علی الائمة الاثنی عشر، چاپ عبداللطیف حسینی کوه کمری خویی، قم ۱۴۰۱ق.
  • خلیل بن احمد، کتاب العین، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۹ق.
  • خویی، ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، بیروت ۱۳۹۵ق/۱۹۷۵م.
  • رامهرمزی، حسن بن عبدالرحمان، المحدث الفاصل بین الروای و الراعی، چاپ محمد عجاج خطیب، بیروت ۱۴۲۰ق/۲۰۰۰م.
  • زمخشری، تفسیر.
  • الصحیفه السجادیه، علی بن حسین(ع)، امام چهارم، چاپ محمدباقر موحدی ابطحی، قم ۱۴۱۱ق.
  • صنعانی، عبدالرزاق بن همام، المصنف، چاپ حبیب الرحمان اعظمی، بیروت ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • طباطبائی، محمد حسین، المیزان.
  • طبرانی، احمد، کتاب الدعاء، چاپ مصطفی عبدالقادر عطاء، بیروت ۱۴۱۳ق.
  • همو، المعجم الاوسط، چاپ ابومعاذ طارق بن عوض الله، [قاهره] ۱۴۱۵-۱۴۱۶ق.
  • همو، المعجم الکبیر، چاپ حمدی عبدالمجید سلفی، چاپ افست بیروت ۱۴۰۴.
  • طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، چاپ محمد حسین اعلمیف بیروت ۱۳۹۲ق/۱۹۷۲م.
  • طبرسی، فضل بن حسن.
  • طبری، جامع.
  • طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم ۱۴۱۴ق.
  • همو، التبیان فی تفسیر القرآن، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت [بی تا].
  • همو، تهذیب الاحکام، چاپ حسن موسوی خرسان، بیروت ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
  • همو، مصباح المجتهد، بیروت ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم ۱۳۸۰-۱۳۸۱ش.
  • غزالی، محمد بن محمد، احیاء علوم الدین، بیروت ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
  • همو، کیمیای سعادت، چاپ حسین خدیوجم، تهران ۱۳۶۱ش.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، قاهره [بی تا]، چاپ افست تهران [بی تا].
  • فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، چاپ حسین اعلمی، اهران ۱۴۱۶ق.
  • قاضی نعمان، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الاحکام، چاپ آصف بن علی اصغر فیضی، قاهره [۱۹۶۳-۱۹۶۵]، چاپ افست [قم، بی‌تا].
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، بیروت ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، چاپ افست قم [بی تا].
  • کفعمی، ابراهیم بن علی، جنة الامان الواقیة و جنة الایمان الباقیة، المشتهر بالمصباح، بیروت ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • کلینی، الکافی.
  • لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، چاپ حسین حسنی بیرجندی، قم۱۳۷۶ش.
  • متقی هندی، علی بن حسام الدین، کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، چاپ بکری حیانی و صفوة سقا، بیروت ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
  • مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار.
  • محمدفؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، قاهره ۱۳۶۴ق، چاپ افست تهران [۱۳۹۷].
  • مسلم بن حجاج، الجامع الصحیح، بیروت: دارالفکر، [بی تا].
  • مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، بیروت ۱۴۱۴ق/۱۹۹۳م.
  • مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، چاپ احمد فرید، بیروت ۱۴۲۴ق/۲۰۰۳م.
  • نسائی، احمد بن علی، کتاب السنن الکبری، چاپ عبدالغفار سلیمان بنداری و سید کسروی حسن، بیروت ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
  • نووی، یحیی بن شرف، صحیح مسلم بشرح النووی، بیروت ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
  • نهج البلاغه، علی بن ابی طالب(ع)، امام اول، چاپ محمد عبده، بیروت [بی تا].
  • آقابزرگ طهرانی.
  • ابن سینا، التعلیقات، چاپ عبدالرحمان بدوی، قم ۱۴۰۴ق.
  • باباافضل کاشانی، محمد بن حسین، مصنّفات، چاپ مجتبی مینوی و یحیی مهدوی، تهران ۱۳۶۶ش.
  • سهروردی، یحیی بن حبش، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱-۲، چاپ هانری کوربن، ج۳، چاپ سید حسین نصر، تهران ۱۳۸۰ش.
  • صدرالدین شیرازی، (ملاصدرا)، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، بیروت ۱۹۸۱م.
  • غزالی، محمد بن محمد، احیاء علوم الدین، بیروت ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
  • فارابی، محمد بن محمد، کتاب الملة و نصوص اخری، چاپ محمسن مهدوی، بیروت ۱۹۹۱م.
  • فخررازی، محمد بن عمر، شرح اسماء الحسنی للرازی و هو الکتاب المسمی لوامع البینات شرح اسماأ الله تعالی و الصفات، چاپ طه عبدالرؤوف سعد، قاهره ۱۳۹۶ق/۱۹۷۶م، چاپ افست تهران ۱۳۶۴ش.
  • همو، المطالب العالیة من العلم الالهی، چاپ احمد حجازی سقا، بیروت ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
  • منزوی، علینقی، فهرست کتابخانه اهدایی آقای سید محمد مشکوة به کتابخانه دانشگاه تهران، ج۱-۲، تهران ۱۳۳۰-۱۳۳۲ش.
  • میرداماد، محمدباقر بن محمد، کتاب القبسات، چاپ مهدی محقق و دیگران، تهران ۱۳۶۷ش.
  • ابن عربی، الفتوحات المکیة، بیروت: دارصادر، [بی تا].
  • ابن عطاءالله اسکندری، الحکم العطائیة، ضمن شرح الحکم العطائیة، از عبدالمجید شرنوبی، دمشق ۱۴۱۷ق/۱۹۹۷م.
  • ابونصر سراج، کتاب اللُمَع فی التصوف، چاپ رینولد الین نیکلسون، لیدن ۱۹۱۴م.
  • خرگوشی، عبدالملک بن محمد، کتاب تهذیب الاسرار، چاپ بسام محمد بارود، ابوظبی ۱۹۹۹م.
  • صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق، اعجاز البیان فی تفسیر امّ القرآن، چاپ جلال الدین آشتیانی، قم ۱۳۸۱ش.
  • همو، مفتاح الغیب، چاپ محمد خواجوی، تهران ۱۳۷۴ش.
  • عطار، محمد بن ابراهیم، تذکرة الاولیاء، چاگ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۴ش.
  • فناری، محمد بن حمزه، مصباح الانس، در محمد بن اسحاق صدرالدین قونیوی، مفتاح الغیب، چاپ محمد خواجوی، تهران ۱۳۷۴ش.
  • قشیری، عبدالکریم بن هوازن، الرسالة القشیریة، چاپ عبدالحلیم محمود و محمود بن شریف، قاهره [بی تا]، چاپ افست قم ۱۳۷۴ش.

پیوند به بیرون