شهید جاوید (کتاب)

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
شهید جاوید
شهید جاوید.jpg
اطلاعات کتاب
نویسنده: نعمت الله صالحی نجف آبادی
موضوع: امام حسین
زبان: فارسی
مجموعه: ۱ جلد

شهید جاوید کتابی درباره قیام امام حسین(ع) و واقعه عاشورا اثر نعمت الله صالحی نجف آبادی. این کتاب تفسیری متفاوت از تفسیر غالب درباره علت قیام امام حسین(ع) به دست داده است. در حالی که تفسیر غالب درباره انگیزه قیام سیدالشهدا، شهادت‌طلبی بوده، صالحی نجف آبادی در شهید جاوید مدعی شده است که امام حسین نه به قصد شهادت بلکه به قصد تشکیل حکومت قیام کرد، ولی به دلایلی این مقصود حاصل نشد و ایشان به شهادت رسید.

کتاب، موجی از مخالفت‌های علمی و غیر آن در میان علمای شیعه برپا کرد که آثار آن همچنان پس از گذشت حدود نیم قرن از تألیف پابرجاست. شهید جاوید و حواشی پیرامون آن در ادبیات سال‌های قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران، حضور پررنگ و تأثیرگذاری داشته است.

نویسنده

نعمت الله صالحی نجف آبادی(۱۳۰۲ـ۱۳۸۵ش.) تاریخ پژوه و فقیه شیعی، از شاگردان آیت الله بروجردی است. گفته‌اند که وی در روش‌ها و رویکردهای پژوهش‌های اسلامی در حوزه‌های دینی اثرگذار بوده است. او در فقه‌پژوهی و اجتهاد، توجه به مبانی کلامی و اخلاقی شریعت اسلام را بسیار مهم می‌شمرد و نظراتی خاص نیز درباره اهمیت دلایل عقلی و نقلی معتبر در اجتهاد و نیز بی‌اعتباری احکامی داشت که صرفا با اجماع صادر شده‌اند.[نیازمند منبع] صالحی در تاریخ‌پژوهی، بازخوانی تاریخ اسلام را لازم می‌شمرد و از تأثیر آن در کشف حقایق شریعت سخن می‌گفت و به همین جهت سال‌ها در تاریخ و علم رجال مطالعه کرد و به تبحر رسید. وی نظراتی خاص نیز درباره برخی موضوعات مرتبط با امامت شیعه از جمله علم امام داشت.[نیازمند منبع] نظرات صالحی نجف آبادی، مخالفت‌هایی را در حوزه‌های علمیه شیعه با او برانگیخت.[نیازمند منبع]

محتوا

صالحی نجف آبادی معتقد بود در باب قیام امام حسین دو دیدگاه افراطی وجود دارد: دیدگاه برخی اهل سنت که طبق آن قیام امام حسین(ع) نارس و نسنجیده بود و امام در محاسبات خود به‌خطا رفت. دیدگاه عده‌ای از نویسندگان شیعی که بنابر آن قیام امام تابع محاسبات رایج و عقلایی نبود بلکه او به پیروی از فرمانی غیبی دست به قیام زد. هیچیک از این دو تفسیر، به ویژه تفسیر دوم مورد قبول صالحی نبود و او در این کتاب کوشید با تحلیل نصوص تاریخی و خدشه وارد ساختن به برخی مفروضات رایج، نظر دیگری ارائه کند. صالحی نجفی آبادی با طرح مقدماتی به این نتیجه می‌رسد که پس از مرگ معاویه، بستری برای تشکیل حکومت اسلامی فراهم شده بود و در این هنگام امام حسین احساس مسئولیت بیشتری کرد و بر خود لازم دانست که برای زنده کردن اسلام اقدام کند و با تشکیل حکومتی نیرومند، وضع موجود را تغییر دهد و اسلام و مسلمانان را از چنگال ستمگران برهاند.

اندیشه‌ محوری کتاب شهید جاوید آن است که امام حسین سه هدف را دنبال می‌کرد: نخست تشکیل حکومت، دیگری و در مرحلۀ دوم برقراری صلح و در درجۀ سوم حفظ عزت و تحمل شهادت. امام نخست در پی حکومت بر آمد و چون اوضاع دگرگون شد، خواستار صلح گشت و سرانجام ذلت را نپذیرفت و تن به شهادت داد.

با این وصف امام خود برای کشته‌شدن هیچ‌گونه فعالیتی نکرد بلکه این عمال حکومت ضد اسلام بودند که فرزند پیغمبر را کشتند و چنین خسارت بزرگی را بر جهان اسلام وارد ساختند.[۱]

صالحی نجفی آبادی در این کتاب بر این باور است که کشته شدن در راه خدا مطلوب خدا نیست بلکه آن چه مطلوب است و خدا خواسته، دفاع از دین است نه کشته شدن.[۲] از نظر او شهادت یک حالت انفعالی قهری است که در اختیار مجاهد نیست و بنا بر این ممکن نیست امر خدا به شهادت تعلق گیرد و خدا به او گوید تو مسئولیت داری و مأمور هستی که شهید شوی. هدف مجاهد پیروزی است اما ممکن است به این هدف نرسد و بنابر این شهادت مرگی است که بر شهید تحمیل می‌شود.[۳]

نقدها و اعتراضات

ناسازگاری با تفاسیر سنتی و رایج

تفسیر صالحی نجف آبادی از قیام امام به دو دلیل عمده با تفاسیر سنتی و رایج در میان شیعیان تعارض داشت:

  1. در دیدگاه رایج در شیعه امام دارای علم غیب است و از طریق این علم غیر اکتسابی آینده را همچون گذشته می‌بیند. در نتیجه معنای ضمنی این باور که امام به قصد تشکیل حکومت قیام کرد آن است که او نمی‌دانست چه فرجامی در انتظار او است و این به معنای نفی علم غیب امام است.
  2. که طبق مضمون روایات متعددی قرار بود امام حسین در کربلا شهید شود. مؤید این دیدگاه روایتی است منسوب به پیامبر(ص) که : «إنَّ الله شاء اَن یراک قَتیلاً»

انتشار کتاب و رساله علیه آن

این تعارض موجب شد انتشار کتاب شهید جاوید در آن سال‌ها نقدها و اعتراضات گسترده‌ای به دنبال داشته باشد. رضا استادی از نوزده کتاب و رساله در نقد کتاب شهید جاوید نام می‌برد.

  • لطف الله صافی گلپایگانی در نقد کتاب شهید جاوید، کتاب «حسین علیه‌السلام شهید آگاه و رهبر نجات بخش اسلام» را در حجمی نزدیک به پانصد صفحه منتشر کرد و در آن نوشت: «اساس کتاب شهید جاوید باطل است.»[۴] صافی گلپایگانی با مرور روایات مربوطه به این نتیجه رسید که «به صریح این اخبار، برنامه امام حسین این نبود که قیام کند و حکومت اسلامی تأسیس نماید بلکه برنامۀ او قیام و شهادت بود و امام عالم به این برنامه بود.»
  • علی‌پناه اشتهاردی نیز در نقد شهید جاوید، کتاب هفت ساله چرا صدا در آورد را در بیش از چهارصد صفحه نوشت با این ملاحظه که:«اگر نویسندۀ شهید جاوید به جای صرف هفت سال عمر گران‌مایه، هفت ساعت بلکه هفت دقیقه تأمل فرموده بود که چه می‌نویسد، نشر آن همدوش نسخ آن، در اثر تنفر عموم دانشمندان نمی‌شد.»[۵]

علی اشتهاردی مذمت‌های بی‌جا، توهین‌های ناروا، ستایش از دشمنان آن هم توأم با خلاف واقع، عذر تراشی‌های بی‌جا از قاتلین کربلا، خیانت در نقل حدیث‌ها و تاریخ‌ها و ذکر یک سلسله امور بر خلاف صریح مذهب شیعیان را از عیب‌های برجستۀ کتاب شهید جاوید می‌دانست.[۶]

  • سید محمد مهدی مرتضوی لنگرودی در کتاب «یک تحقیق عمیقتر در موضوع قیام حسین بن علی(ع)» به تناقضات درونی شهید جاوید پرداخته و محمد علی انصاری نیز کتاب «دفاع از حسین شهید رد بر کتاب شهید جاوید» را در حجمی نزدیک به پانصد صفحه منتشر کرد.
  • سه تن از محققین حوزه علمیه قم به نام‌های محمد حسین اشعری، حسین کرمی و سید حسن آل طه نیز کتاب انتقادی یک بررسی مختصر در پیرامون قیام مقدس شهید جاوید حسین بن علی را در ۱۲۰ صفحه منتشر ساختند. این کتاب مقاله‌ای از علامه طباطبایی دربارۀ علم امام را به پیوست داشت. هدف اصلی نویسندگان این کتاب بیان خطاهای کتاب شهید جاوید نبود بلکه هدف اثبات این موضوع بود که امام حسین از سرنوشت خویش کاملاً اطلاع داشته، کشته شدن خود و یارانش و اسیری اهل و عیالاتش را در این سفر می‌دانسته و با همه این اطلاعات روی مصالح اجتماعی از مدینه به مکه و از مکه به عراق حرکت نمود.[۷]
  • کسان دیگری نیز در نقد کتاب شهید جاوید دست به قلم بردند از جمله سید محمد نوری موسوی در پرتو حقیقت، محمد تقی صدیقین در حسین و پذیرش دعوت، علی کاظمی در راه سوم در موضوع قیام مقدس شهید جاوید حسین بن علی، میرزا ابوالفضل زاهدی قمی در مقصد الحسین، سید احمد فهری در سالار شهیدان حسین بن علی و شهاب‌الدین اشراقی و محمد فاضل لنکرانی در پاسداران وحی به نقد این کتاب پرداختند.[نیازمند منبع]

دیگر اعتراض‌ها

اعتراضات به شهید جاوید در حد مجادلات قلمی باقی نماند و تلاش شد پای مراجع وقت در باب این کتاب به میان کشیده شود و گمراه گری آن مورد استفتا قرار گیرد.

جمعی از محصلین حوزه نامه‌ای خطاب به مشکینی نوشتند و در آن پرسیدند: «آیا همۀ مطالب و جزییات کتاب شهید جاوید که بر آن تقریظ نوشته اید مورد تصدیق و اعتقاد شما می‌باشد؟» مشکینی پاسخ داد که تقریظ نوشتن بیشتر ناظر به حسن انتخاب موضوع و نحوۀ تقریر و تحریر آن است و ابداً مستلزم تمام مطالب طرح شده نیست.[۸] او بعدها تقریظ خود از این کتاب را پس گرفت.

محمد تقی بروجردی این کتاب را مضر به عالم تشیع، گمراه کننده و مشتمل بر نسبت‌های ناروا دانست. سید محمد رضا گلپایگانی به استفتایی در این مورد پاسخ کلی داد و چون مجدد از او پرسیده شد نوشت: «حکم کتب ضاله معلوم است. این کتاب را مطالعه نکنید.»[۹]

آیت الله مرعشی نجفی با نقد برخی منابع مورد استناد شهید جاوید نظیر طبری، ابن سعد و زبیر بن بکار نتیجه گرفت:«هرکس و هر نویسنده که اعتذار به فرض یا اتکاء به چنین اشخاص فوق‌الذکر نماید از طریق صواب دور است و کتاب او بر خلاف اصل اعتقادیه اهل تشیع می‌باشد و برادران دینی به این گونه نوشته‌ها مراجعه نفرمایند.»[۱۰]

فشار بر تقریظ‌نویسان

علاوه بر صالحی فشار بر مقدمه‌نویسان نیز وارد می شود، جو چنان علیه آیت الله مشکینی شده بود که زنی در بازار به طرف او آب دهان انداخته بود، در جلسه‌ای به آیت الله منتظری فشار می آورند که در همین جلسه باید نوشته ای علیه این کتاب بنویسد منتظری گفته بود« به شما چه ربطی دارد، اگر دستم را هم قطع کنید یک کلمه نخواهم نوشت» [۱۱]. مرتضی مطهری هم به منتظری گفته بود« مواظب باش در این جو فعلی اگر روی کاغذ حتی بسم الله بنویسی هم برای آیت الله خمینی و هم جبهه او ضرر دارد» [۱۲]

نقدهای استاد مطهری بر کتاب شهید جاوید

موضع شهید مطهری

مرتضی مطهری با نویسندهٔ شهید جاوید رفاقتی دیرینه داشت اما با تحلیل و برداشت او از ماجرای قیام امام حسین همسو نبود و این عدم موافقت را شفاها به او منتقل نمود. او نقد مستقلی بر شهید جاوید ننوشت بلکه نقدهای خود را طی سخنرانی‌های مختلف مطرح می‌کرد و گاه نیز در یادداشت‌هایش به این مسئله می‌پرداخت.[نیازمند منبع]

از نظر او اشکال اساسی کتاب شهید جاوید آن بود که بر نقش مردم کوفه بیش از اندازه حساب باز کرده بود. گویی اگر دعوت مردم کوفه نبود امام قیام نمی‌کرد. حال آن که خطبه‌های امام پس از نومیدی از حمایت کوفیان شور انگیزتر می‌شود. مطهری خود بر عنصر امر به معروف و نهی از منکر در قیام امام حسین تأکید داشت.[نیازمند منبع]

پس از انتشار کتاب حماسه حسینی و انعکاس نقدهای شهید مطهری در آن، صالحی نجف آبادی طی مصاحبه‌ها و گفت و گوهای خود به آن‌ها پاسخ داد. این مسأله شورای نظارت بر نشر آثار شهید مطهری را برانگیخت تا نقدهای استاد را به صورت یک جا در جزوه‌ای مستقل در حجم ۹۴ صفحه منتشر سازد.[نیازمند منبع]
صالحی نجف آبادی در این کتاب تلاش کرد تا به نقدهای شهید مطهری به شهید جاوید پاسخ دهد.

پاسخ ها

صالحی نجف آبادی در پاسخ به شهید مطهری کتاب نگاهی به حماسهٔ حسینی استاد مطهری را منتشر کرد. او در این کتاب ۴۶۰ صفحه‌ای که در چهار بخش و یک خاتمه سامان داده شده است، از منظر خود شهید مطهری را به برداشت‌های ابتدایی، تناقضات، اشتباهات تاریخی و اعتماد به منابع بی‌اعتبار متهم نمود.

او همچنین کتاب عصای موسی یا درمان بیماری غلو را در پاسخ به نقدهای مخالفان دیدگاه خود منتشر ساخت. او در این کتاب ۲۳۸ صفحه‌ای، نظریات رفیعی قزوینی، علامه طباطبایی، زاهدی قمی، محمد فاضل و شهاب اشراقی، سید احمد فهری، سید محمد مرتضوی، رضا استادی و صافی گلپایگانی را بررسی و نقد کرد. او در این کتاب اشاره می‌کند که اصل این کتاب در اوائل دههٔ پنجاه نوشته و چاپ شد و قرار بود که با نام مستعار عبدالله مظلوم منتشر گردد ولی عناصر ساواک مانع امر شدند.[۱۳]

نقش ساواک

دامنۀ مباحث مربوط به شهید جاوید به تدریج از قم بیرون رفت و به شهرستان‌های دیگر کشیده شد. و حتی سخن از کفن پوشی بر ضد این کتاب به میان آمد. گسترش این ماجرا در حدی بود که گفته می‌شد ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت رژیم پهلوی) در ترویج و بهره برداری از آن دخیل بود. موافقان و مخافان شهید جاوید این ادعا را به سود خود و به زیان رقیب مطرح می‌کردند. ظاهراً ساواک مرکز از تکثیر چنین کتابی حمایت می‌کرد و آن را وسیلۀ خوبی برای تعمیق اختلافات میان شیعیان سنتی و هواداران امام خمینی می‌دانست ولی از آن جا که این کتاب به تدریج مورد استقبال واقع شده بود این کار می‌توانست بر خلاف مقصود و هدف ساواک باشد. از این رو ساواک قم با این طرح مخالفت کرد و به حمایت از جبهۀ رقیب پرداخت.

به نظر می‌رسد اسنادی که هر دو جبهه به سود خود ارائه می‌کنند از این طریق قابل توجیه است که در اصل هدف ساواک تفرقه افکنی بود، خواه از طریق کتاب شهید جاوید یا کتاب‌هایی که که در نقد آن منتشر شده بود.[۱۴]

پاسخ صالحی به منتقدین

موضع امام خمینی

امام خمینی تلاش کرد وارد این نزاع نشود و از آغاز با چنین روندی و پیامدهای آن مخالف بود و آن را به مناسبت‌های مختلف ابراز می‌داشت. او در نامه‌ای خطاب به فرزندش سید احمد خمینی نوشت:

«شما در اختلافات بین طلاب و اهل منبر راجع به کتاب و هر چیز دیگر وارد نشوید.»[۱۵]

امام خمینی همچنین در نامه‌ای به محمد یزدی نوشت:

«آنچه اخیرا مورد تأسف این جانب است اختلافاتی است که نمی‌دانم با چه دستی در حوزه علمیه قم و بین اهل منبر بلکه محراب حادث شده است و همین نحو بین اهل علم تهران و اهل منبر حادث شده است. امروز که اصول احکام در دستبرد اجانب و نوکرهای آن‌ها است به جای وحدت کلمه این نحو تفرق و توهین بعضی از بعضی موجب کمال تأسف است و کاشف از عدم رشد جامعه است.»[۱۶]

او در جایی دیگر به این موضوع چنین اشاره کرد:

«چه بساطی درست کردند برای کتاب شهید جاوید!؟ با هم اختلافات اهل منبر و اهل محراب و اهل بازار و اهل کذا. یکی از این طرف کشید... همه قوا صرف کتاب شهید جاوید شد.»[۱۷]

حواشی

دفاع آیت الله حسینعلی منتظری و تقریظ نویسی او بر این کتاب و نیز ماجرای قهدریجان که به کشته شدن آیت الله شمس آبادی به علت مخالفتش با کتاب شهید جاوید انجامید و قبل و بعد از انقلاب به سید مهدی هاشمی و گروه هدفیون نسبت داده شد بر حواشی سیاسی اجتماعی این کتاب افزوده است.[نیازمند منبع]

چاپ‌ها

این کتاب در ابتدا با عنوان مرد صلح و دفاع خونین و سپس با نام شهید جاوید منتشر شد. صالحی نجف آبادی نتیجۀ تحقیق هفت سالۀ خویش را با عنوان شهید جاوید؛ حسین بن علی علیه‌السلام در ۱۳۴۷ش منتشر ساخت. این کتاب تا سال ۱۳۸۴ش حداقل ۱۷ بار تجدید چاپ شده است. شهید جاوید در نسخه‌های اولیه دو تقریظ از حسینعلی منتظری و علی اکبر فیض مشکینی با خود داشت. در این میان علی مشکینی پس از چندی به دلیل مخالفت‌های گسترده تقریظ خود بر این کتاب را پس گرفت.[نیازمند منبع]

پانویس

  1. صالحی نجف‌آبادی، شهید جاوید، ص۱۵۹
  2. صالحی نجف‌آبادی، شهید جاوید، ص۴۰۰
  3. تطبیق قیام امام حسین با موازین فقهی، در قضاوت زن در فقه اسلامی، تهران، امید فردا، ص۲۱۳
  4. لطف‌الله صافی، حسین علیه‌السلام شهید آگاه و رهبر نجات بخش اسلام، ص۸۰
  5. اشتهاردی، کتاب هفت ساله چرا صدا در آورد، ص۶
  6. اشتهاردی، کتاب هفت ساله چرا صدا در آورد، ص۲
  7. یک بررسی مختصر در پیرامون قیام مقدس شهید جاوید حسین بن علی علیهما السلام از نظر روایات، محمد حسین اشعری، حسین کرمی و سید حسن. آل طه، ص۴
  8. سرگذشت کتاب شهید جاوید، به ضمیمه دو رساله در علم امام از علامه طباطبائی، رضا استادی، ص۵۶۰
  9. سرگذشت کتاب شهید جاوید، به ضمیمه دو رساله در علم امام از علامه طباطبائی، رضا استادی، ص۱۸۱
  10. سرگذشت کتاب شهید جاوید، به ضمیمه دو رساله در علم امام از علامه طباطبائی، رضا استادی، ص۱۹۲
  11. صالحی نجف آبادی، ۱۳۹۵، ص۳۱۵.
  12. صالحی نجف آبادی، ۱۳۹۵، ص۳۲۰.
  13. عصای موسی یا درمان بیماری غلوّ، نعمت الله صالحی نجف آبادی، ص۱۶
  14. هفت هزار روز تاریخ ایران، ج۱، ص۴۲۹، ۵۵۱ به نقل از جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی‌سیاسی ایران، ص۳۷۲
  15. صحیفه‌امام، ج۳، ص۱۸
  16. صحیفه‌امام، ج۲، ص۳۴۱
  17. صحیفه‌امام، ج۴، ص۲۳۶

منابع

  • تطبیق قیام امام حسین با موازین فقهی، در قضاوت زن در فقه اسلامی، تهران، امید فردا.
  • حسین علیه‌السلام شهید آگاه و رهبر نجات بخش اسلام لطف الله صافی، مؤسسه نشر و تبلیغ، چاپ سوم.
  • سرگذشت کتاب شهید جاوید، به ضمیمه دو رساله در علم امام از علامه طباطبائی، رضا استادی، قم، قدس، ۱۳۸۲.
  • صالحی نجف آبادی، نعمت الله، شهید جاوید، تهران، رسا، ۱۳۶۱.
  • صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۸.
  • لطفی مجتبی، شوکران اندیشه(خاطرات آیت الله صالحی نجف آبادی، تهران، ۱۳۹۵.
  • عصای موسی یا درمان بیماری غلوّ، نعمت الله صالحی نجف آبادی، تهران، امید فردا، ۱۳۸۰.
  • کتاب هفت ساله چرا صدا در آورد، علی پناه اشتهاردی، قم، چاپخانه علمیه قم، ۱۳۹۱ق.
  • نقدهای استاد مطهری بر کتاب شهید جاوید، تهران، صدرا، ۱۳۷۹.
  • هفت هزار روز تاریخ ایران، به نقل از جریا نها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران.

پیوند به بیرون