باب الامام

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

باب الامام، اصطلاحی است که برخی عالمان رجالی برای برخی اصحاب خاص و نزدیک امامان شیعه(ع) به کار برده‌اند که وکالت برخی امور ایشان را نیز عهده‌دار بودند. این اصطلاح توسط خود امامان(ع) استفاده نشده است و در سنت بیشتر مولفان تراجم و عالمان رجالی نیز معنای مثبتی ندارد و بیشتر بر مدعیان ارتباط با ائمه اطلاق می‌شود.

باب الامام

مولفان کتب تراجم و مناقب ائمه شیعه(ع)، از جمله ابن شهرآشوب[۱] و ابن صباغ[۲] افرادی را به عنوان باب (یا بوّاب) هر یک از ائمه، معرفی کرده‌اند؛ مانند:

  • حسین بن روح نوبختی: ابن اثیر درباره حسین بن روح نوبختی، یکی از نواب اربعه، می‌گوید که امامیه او را «باب» می‌نامیدند[۴].

عثمان بن سعید عمری و محمّد بن عثمان و حسین بن روح نوبختی، گذشته از سفارت امام زمان(ع) به عنوان بابهای امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) نیز نام برده شده‌اند و در روایات بر وثاقت و علم و نزدیکی آنها به ائمه(ع) تصریح شده است.

در بیانات خود ائمه و کتابهای رجال از برخی افراد با عنوان «باب» تعبیر نشده است، اما قرائن نشان می‌دهند که آنان با ائمه ارتباط خاص داشته‌اند، و علاوه بر بهره وری از علوم و معارف ایشان، در برخی امور وکیل و مباشر کارهایشان و در شرایط حسّاس سیاسی، واسطه ائمه و پیروان آنان بوده‌اند.

  • مفضّل بن عمر، که بنابر روایات، از علوم ائمه آگاهی داشته و مورد توجه خاص امام صادق(ع) بوده است، به نمایندگی از آن حضرت به کارهای شیعیان رسیدگی می‌کرد و در منازعات مالی ایشان برای رفع اختلاف، به وکالت از آن حضرت، اموالی پرداخت می‌کرد. او همچنین مباشر کارهای مالی امام کاظم(ع) بود و آن حضرت، شخصاً پرداختهای مالی شیعیان را نمی‌پذیرفت.

مدعیان بابیت

کسانی بوده‌اند که خود را به دروغ باب ائمّه(ع) معرفی می‌کرده‌اند ولی به تکذیب و نفرین ایشان گرفتار می‌شده‌اند. کشی[۵]، از

نام برده که ضمن نشر افکار انحرافی، مدّعی بابیت امام عسکری و امام رضا بوده‌اند ولی ائمه به شدت از آنان انتقاد کرده و شیعیان را از تماس با ایشان بر حذر داشته‌اند.

امامان(ع) و لفظ باب

اگرچه تعبیر «باب» در برخی از کتب تراجم و مناقب و سیره‌های ائمه(ع) برای یاران نزدیک و خاص ایشان به کار رفته، ولی در کلمات خود امامان، و بعداً در عبارات محدّثان و رجالیان، از استعمال آن در جهت مثبت پرهیز می‌شده است.

از این رو نواب اربعه را عموماً «سفرا» و «وکلاء» می‌خوانده‌اند و از نمایندگان امام کاظم(ع) به «قُوّام» تعبیر می‌کرده‌اند. و در مقابل، از کسانی چون نمیری و شلمغانی، به عنوان مدّعیان «بابیت» نام می‌برده‌اند.

پانویس

  1. ابن شهر آشوب ، مناقب آل ابی طالب، ج ۴، ص۷۷، ۱۷۶، ۲۱۱، ۲۸۰، ۳۲۵، ۳۶۸، ۳۸۰، ۴۰۲، ۴۲۳
  2. ابن صباغ، الفصول المهمة، ص ۲۲۹، ۲۴۱، ۲۶۲، ۲۷۴، ۲۸۱
  3. طبرسی،الاحتجاج، ص ۴۷۷
  4. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص۲۹۰
  5. ش ۹۹۷۹۹۹،۱۰۴۸

منابع

  • ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ۱۳۸۵ ـ ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
  • ابن شهر آشوب ، مناقب آل ابی طالب ، ج ۴، چاپ هاشم رسول محلاتی ، قم، ۱۳۷۹.
  • ابن صباغ ، الفصول المهمة فی معرفة احوال الائمة علیهم السلام ، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
  • طبرسی، احمدبن علی، الاحتجاج ، چاپ محمد باقر موسوی خرسان، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.