حدیث سلسلةالذهب

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
خوشنویسی حدیث سلسلة الذهب روی کاشی

حدیث سِلسِلَةُ الذَّهَب حدیث قدسی منقول از امام رضا(ع) در باب توحید و شروط آن. امام رضا(ع) این حدیث را هنگام عبور از نیشابور به طرف مرو بیان کرده است. راویان این حدیث همگی امامان معصوم‌اند تا به پیامبر(ص) و سرانجام به خداوند می‌رسد. به همین دلیل این حدیث را «سلسلة الذهب» به معنای «زنجیرۀ زرّین» توصیف کرده‌اند. طبق برخی گزارش‌ها، همزمان با نقل حدیث، بیش از بیست هزار نفر آن را مکتوب کردند.

بر اساس این حدیث، اعتقاد به توحید باعث نجات از آتش جهنم است، ولی امام رضا(ع) خود را شرط این نجات معرفی کرده است. به گفته عالمان شیعه، منظور امام رضا(ع) اعتقاد به امامت است.

متن حدیث

اللَّه جَلَّ جَلَالُهُ یقُولُ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی قَالَ فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَةُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا
...خداوند جل جلاله می‌فرماید: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» دژ من است، پس هرکس که در دژ من درآید از عذابم در امان است. چون مرکب به راه افتاد [امام رضا](ع) گفت: [البته] با شرایطش و من جزو شرایط آنم.

شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۸۹ق، ص۲۵.

این روایت را بسیاری از بزرگان شیعه از جمله شیخ صدوق(وفات ۳۸۱ق) در کتاب‌های «توحید»[۱]، «الامالی»[۲]، «معانی الأخبار»[۳] و «عیون اخبار الرضا(ع)»[۴]، نیشابوری(وفات ۵۰۸ق) در «روضة الواعظین و بصیرة المتعظین»[۵] و طبری آملی(وفات ۵۳۳ق) در کتاب «بشارة المصطفی لشیعة المرتضی»[۶] با سندها و الفاظ مختلف اما با یک مضمون نقل کرده‌اند.البته شیخ طوسی(وفات ۴۶۰ق) در کتاب امالی خود مضمون این روایت را در دو روایت مختلف بدون جزء پایانی آن«بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا» نقل کرده است.[۷] برخی معتقدند با توجه به اینکه این روایت از قرن سوم هجری به بعد توسط افراد زیادی نقل شده است و احتمال توافق یا تواطی بر دروغ آن منتفی است این روایت از روایات متواتر به حساب می‌آید.[۸] شیخ صدوق در کتاب التوحید چنین نقل کرده است که اسحاق بن راهویه می‌گوید: وقتی امام رضا(ع) در سفر به خراسان به نیشابور رسید، پس از آنکه اراده کرد به سوی مأمون کوچ کند، مُحدِّثان جمع شدند، و عرض کردند:‌ای پسر پیغمبر(ص) از شهر ما تشریف می‌برید و برای استفاده ما حدیثی بیان نمی‌فرمایید؟ پس از این تقاضا، حضرت سرش را از کجاوه بیرون آورد و فرمود:

«شنیدم از پدرم موسی بن جعفر(ع) که فرمود شنیدم از پدرم جعفر بن محمّد(ع) که فرمود شنیدم از پدرم محمّد بن علی(ع) که فرمود شنیدم از پدرم علی بن الحسین علیهما السّلام که فرمود شنیدم از پدرم حسین بن علی(ع) فرمود شنیدم از پدرم امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب(ع) که فرمود شنیدم از رسول خدا(ص) که فرمود شنیدم از جبرئیل که گفت شنیدم از پروردگار عزّ و جلّ فرمود: «کلمه «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» دژ و حصار من است. پس هر کس داخل دژ و حصار من شود، از عذاب من ایمن خواهد بود.» پس هنگامی که مَرکب حضرت حرکت کرد با صدای بلند فرمود: «با شروط آن و من خود یکی از آن شروط می‌باشم».[۹]

علت نامگذاری به سلسلة الذهب

نقاشی حدیث سلسلة الذهب، اثر استاد نبی زاده.

این حدیث معروف به حدیث سلسلة الذّهب [یعنی زنجیرۀ زرّین] است. این نامگذاری به این دلیل است که افراد حاضر در سند حدیث، همگی از معصومین هستند؛ یعنی امام رضا(ع) از امام هفتم و او از امام ششم تا اینکه به امام اول می‌رسد و او از پیامبر(ص) و پیامبر از خدای تعالی نقل می‌کند. علاوه بر این نقل شده که امیری از امیران سامانی، این حدیث را با طلا نوشت و دستور داد آن را با وی در قبر بگذارند. از این رو، برخی همین قضیه را وجه نام گذاری حدیث به سلسلة الذهب دانسته‌اند.[۱۰]

شرح

شیخ صدوق پس از نقل کلام امام(ع) در کتاب توحید خود می‌گوید: معنی کلام حضرت این است که از شروط «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» اقرار به امامت من است و اینکه من از جانب خداوند متعال امامی هستم که فرمانبری‌ام واجب است.[۱۱]

با توجه به اینکه این حدیث به مساله توحید و ولایت اشاره کرده است برخی معتقدند که هدف اصلی این روایت بیان همین پیوند است؛ چرا که عموم مردم منطقه نیشابور که مستمع امام بودند اهل سنت بوده و نگاه آنان به ولایت معصومین نگاه ولایت و امامت آنها نبود. بر این اساس امام رضا(ع) در میان آنها با اشاره به اینکه توحید حصن و اصل دین است در این حدیث عنوان کردند که مسیر رسیدن به توحید حقیقی و یافتن توحید ناب و پرستش اثر گذار،گرفتن حقائق از امام و پیروی از آن است.[۱۲]

منابع اهل سنت

منابع اهل سنت نیز این حدیث را گزارش کرده‌اند. در کتاب‌های حدیثی اهل سنت چندین قول در مورد تعداد افردی که جریان این حدیث را گزارش کرده‌اند وجود دارد برخی تعداد این افراد را ده هزار نفر[۱۳] برخی بیست هزار نفر[۱۴] و برخی دیگر تعداد این افراد را سی هزار نفر[۱۵] گزارش کرده‌اند که برخی قول بیست هزار نفر را مشهور می‌دانند.[۱۶]. بر این اساس افرادی زیادی از محدثان اهل سنت روایت سلسله الذهب را نقل کرده‌اند اما در میان آنها تنها افراد معدودی همچون قندوزی در ینابیع الموده به جمله پایانی روایت « وانا من شروطها» اشاره کرده‌اند.[۱۷] از برخی از اهل سنت همچون احمد بن حنبل و اباصلت هروی نقل شده است که اگر این اسناد بر دیوانه‌ای خوانده شود هر آینه عاقل می‌شود یا شفا می‌یابد[۱۸]

سلسله الذهب به نقلی دیگر

َ یقُولُ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی وَلَایةُ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ نَارِی.
...خداوند جل جلاله می‌فرماید: ولایت علی ابن ابیطالب دژ من است، پس هرکس که در دژ من درآید از عذابم در امان است.

ابن بابویه(صدوقامالی، ۱۳۷۶ش، ص۲۳۵.
در کنار روایت سلسله الذهب معروف میان اهل سنت و شیعه روایتی شبیه آن نیز نقل شده است که البته مضمون متفاوتی دارد. شباهت این دو روایت این است که هر دو حدیث قدسی هستند یعنی محتوا و مفهوم آنها از طرف خداوند به قلب حضرت رسول(ص) القا شده‌اند[۱۹] و در سند هر دو روایت ائمه معصومین قرار دارند. شباهت دیگر این دو روایت این است که هر دو از امام رضا(ع) نقل شده‌اند. اما مهمترین تفاوت آنها این است که در این روایت صراحتا به ولایت علی ابن ابیطالب اشاره شده است. این روایت را شیخ صدوق در کتاب امالی[۲۰] و عیون اخبار الرضا(ع)[۲۱] خود نقل کرده است و بعد از او افرادی چون حسکانی (وفات ۴۹۰ق) در کتاب شواهد التنزیل لقواعد التفضیل[۲۲]، شعیری (قرن ششم) در کتاب جامع الأخبار[۲۳] نیز نقل کرده‌اند و محدثان بعد از آنها مکررا این روایت را نقل کرده‌اند.

برخی در مورد این روایت عنوان کرده‌اند که نیکوست این روایت را که شامل اسامی معصومان(ع)، از امام رضا(ع) تا خدای متعال است، بر کفن بنویسند.[۲۴]

پانویس

  1. ابن بابویه(صدوق)، التوحید، ۱۳۸۹ق، ص۲۵.
  2. صدوق، امالی، ۱۳۷۶ش، ص۲۳۵.
  3. صدوق، معانی الاخبار،۱۴۰۳ق، ص۳۷۱.
  4. صدوق، عیون أخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ص۱۳۵.
  5. فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ۱۳۷۵ش، ج۱،ص۴۲.
  6. طبری آملی، بشارة المصطفی، ۱۳۸۳ق، ص۲۶۹.
  7. طوسی، امالی، ۱۴۱۴ق، ص۲۷۹ و ۵۸۹.
  8. حبیبی‌تبار، مروجی طبسی، «توحید و امامت در حدیث سلسلة الذهب»، ۱۳۹۲ش، ص۴۴.
  9. صدوق، التوحید، ۱۳۸۹ق، ص۲۵.
  10. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۵۲۳.
  11. صدوق، التوحید، ۱۳۸۹ق، ص۲۵.
  12. حبیبی‌تبار، مروجی طبسی، «توحید و امامت در حدیث سلسلة الذهب»، ۱۳۹۲ش، ص۵۲-۵۳.
  13. خنجی اصفهانی، مهمان‌‌نامه بخارا، تهران، ص۳۴۵؛ به نقل از حبیبی‌تبار، مروجی طبسی، «توحید و امامت در حدیث سلسلة الذهب»، ۱۳۹۲ش، ص۴۳.
  14. ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه، ۱۴۰۹ق، ص۲۴۳؛ سهمودی، جواهر العقدین، ۱۴۰۷ق، ۳۳۴؛ ابن حجر هیثمی،‌ الصواعق المحرقة‌، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۵۹۵؛ به نقل از حبیبی‌تبار، مروجی طبسی، «توحید و امامت در حدیث سلسلة الذهب»، ۱۳۹۲ش، ص۴۳.
  15. خنجی اصفهانی، وسیلة الخادم، ۱۳۷۵ش، ص۲۲۰:؛ به نقل از حبیبی‌تبار، مروجی طبسی، «توحید و امامت در حدیث سلسلة الذهب»، ۱۳۹۲ش، ص۴۳.
  16. حبیبی‌تبار، مروجی طبسی، «توحید و امامت در حدیث سلسلة الذهب»، ۱۳۹۲ش، ص۴۳.
  17. قندوزی، ینابیع الموده، ۱۴۲۲ق، ص۳۶۴.
  18. ابن حجر هیثمی،‌ الصواعق المحرقة‌، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۵۹۴-۵؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۱۷ق، ص۳۱۵؛ به نقل از حبیبی‌تبار، مروجی طبسی، «توحید و امامت در حدیث سلسلة الذهب»، ۱۳۹۲ش، ص۴۳.
  19. مدیرشانه‌چی، علم الحدیث، ۱۳۷۵ش، ص۱۳.
  20. صدوق، امالی، ۱۳۷۶ش، ص۲۳۵.
  21. صدوق، ، عیون أخبار الرضا علیه‌السلام،، ۱۳۷۸ق، ص۱۳۵.
  22. حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ص۱۷۰.
  23. شعیری، جامع الاخباری، نجف، ص۱۴.
  24. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۵۲۳.

منابع

  • ابن بابویه(صدوق)، محمد بن علی، التوحید، تحقیق: هاشم حسینی، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۸۹ق.
  • ابن بابویه(صدوق)، محمد بن علی، امالی، تهران، کتابچی، ۱۳۷۶ش.
  • ابن بابویه(صدوق)، محمد بن علی، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ترجمه علی‌اکبر غفاری، تهران: صدوق.
  • ابن بابویه(صدوق)، محمد بن علی، عیون أخبار الرضا علیه‌السلام، تحقیق: مهدی لاجوردی، تهران، نشر جهان، ۱۳۷۸ق.
  • ابن بابویه(صدوق)، محمد بن علی، معانی الاخبار، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۰۳ق.
  • ابن حجر هیثمی، احمد بن محمّد، الصواعق المحرقة، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۱۷ق.
  • ابن صبّاغ مالکی، الفصول المهمّة فی معرفة أحوال الأئمّة، بیروت،‌ دار الاضواء، ۱۴۰۹ق
  • حبیبی تبار، حسین، مروجی طبسی، محمد محسن، «توحید و امامت در حدیث سلسلة الذهب»، فصلنامه کلام اسلامی، شماره ۸۵ بهار، ۱۳۹۲ش.
  • حسکانی، عبید الله بن عبد الله، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، تحقیق محمدباقر محمودی، تهران، التابعة لوزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامی، مجمع إحیاء الثقافة الإسلامیة، ۱۴۱۱ق.
  • خنجی اصفهانی، ابن روزبهان، مهمان نامه بخارا، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
  • خنجی اصفهانی، ابن روزبهان، وسیلة الخادم إلی المخدوم، قم، انتشارات انصاریان، ۱۳۷۵ش.
  • سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص من الأمّة بذکر خصائص الأئمة علیهم السّلام، بیروت، مؤسسة اهل البیت علیهم السّلام، ۱۴۱۷ق.
  • سمهودی،علی بن عبد اللّه، جواهر العقدین فی فضل الشرفین، بغداد، وزارة الاوقاف، ۱۴۰۷ق.
  • شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار(للشعیری)، نجف، مطبعة حیدریة.
  • طبری آملی، عماد الدین أبی جعفر محمد بن أبی القاسم، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی(ط- القدیمة)، نجف، المکتبة الحیدریة، ۱۳۸۳ق.
  • طوسی، محمد بن الحسن، امالی، تحقیق: مؤسسة البعثة، قم،‌ دار الثقافة، ۱۴۱۴ق.
  • فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین(ط- القدیمة)، قم، انتشارات رضی، ۱۳۷۵ش.
  • قندوزی حنقی، سلیمان بن إبراهیم، ینابیع المودّة،‌ دار العراقیة الکاظمیة، و انتشارات محمّدی، قم، چاپ هشتم، ۱۳۸۵ق.
  • مدیرشانه‌چی، کاظم، علم الحدیث و درایه الحدیث، قم، انتشارات اسلامی،۱۳۷۵ش.
  • هاشمی شاهرودی، محمود، فرهنگ فقه فارسی، قم، مؤسّسه دائرة المعارف فقه اسلامی ۱۳۸۵ش.

پیوند به بیرون