مقاله قابل قبول
استناد ناقص
نیازمند خلاصه‌سازی

جنگ جمل

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
جنگ جمل
جنگ جمل.jpg
زمان: ۱۰ جمادی الاولی یا ۱۵ جمادی‌الثانی سال ۳۶ هجری
مکان: خریبه
مختصات: از نواحی بصره
نتیجه: پیروزی امام علی(ع)
علت جنگ: گروهی از مسلمانان ـ که به دلیل شکستن بیعت با امام علی(ع)، ناکثین (یعنی پیمان‌شكنان) نامیده شدند ـ به جنگ با وی برخاستند.
جنگندگان:
اصحاب امام علی(ع) اصحاب جمل(ناکثین/پیمان‌شكنان)
فرماندهان:
امام علی(ع) عایشه، طلحه و زبیر
تلفات:
عده شهدای سپاه امام را از ۴۰۰ تا ۵۰۰۰ تن نوشته‌اند. ۲۵۰۰ تن کشته از اصحاب جمل


جنگ جَمَل نخستین جنگ دوره خلافت امام علی(ع) بود که توسط گروهی به رهبری عایشه همسر پیامبر اسلام(ص) و طلحه و زبیر علیه امام علی(ع) به راه افتاد. عایشه و همراهانش این جنگ را به بهانه خون‌خواهی عثمان به راه‌ انداختند. این جنگ در روز ۱۰ جمادی الاولی سال ۳۶ قمری و در اطراف بصره رخ داد و زمان آن از ظهر تا غروب آفتاب بود. عایشه در این نبرد بر شترِ نرِ سرخ‌مویی سوار بود و علت نامگذاری این جنگ به جمل (شتر نر) همین است.

جنگ جمل نخستین جنگ داخلی مسلمانان محسوب می‌شود که با پیروزی سپاه امام علی(ع) و کشته شدن طلحه و زبیر و بازداشت عایشه و فرستادن او به مدینه به پایان رسید. از آنجا که سران سپاه جمل با امام علی به‌عنوان خلیفه، بیعت کرده و سپس بیعت خود را شکسته و وارد جنگ شده بودند، به ناکثین (بیعت‌شکنان) معروف شدند و این جنگ نیز جنگ با ناکثین نامیده شد.

جنگ جمل باعث انتقال مرکز خلافت مسلمین از مدینه به کوفه در عراق شد و به‌علت بروز درگیری بین چند تن از صحابه و شخص خلیفه، زمینه‌ای برای ظهور برخی نظریه‌های جدید کلامی و فقهی میان مذاهب اسلامی در باب سیاست گشت.

رخدادها و کلیات

جنگ جمل، اولین جنگ دوران امام علی(ع)،[۱] و نخستین جنگ میان دو گروه مسلمان بود[۲] نبرد در ۱۰ جمادی الاولی[۳] یا به روایتی دیگر در نیمه جمادی‌الثانی سال ۳۶ قمری[۴]، بین سپاه امام علی(ع) و اصحاب جمل (طلحه، زبیر و عایشه)، در نزدیکی بصره آغاز شد.[۵] جنگ،‌ به هنگام ظهر آغاز شد و تا غروب آفتاب ادامه داشت[۶] و به شکست اصحاب جمل انجامید.[۷] امام علی(ع) پس از جنگ جمل، در ۱۲ رجب ۳۶ هجری وارد کوفه شد و در آنجا سکونت گزید.[۸] امام علی(ع) در خطبه شقشقیه، به پیمان‌شکنی عده‌ای در دوران خلافت خود اشاره کرده است.[۹] ابن ابی الحدید، در شرح نهج البلاغه، پیمان‌شکنان یا ناکثین را اصحاب جمل دانسته و روایتی را نقل کرده که بر اساس آن، حضرت محمد(ص) به امام علی(ع) خبر داده است که با ناکثین و قاسطین و مارقین خواهد جنگید.[۱۰]

سپاه طلحه و زبیر در حالی آماده جنگ شد که عایشه، همسر پیامبر، بر شتری سوار شده و پیشاپیش صفوف سربازان پیش می‌رفت.[۱۱] این نبرد به همین دلیل جنگ جمل نامیده شد.[۱۲] هزینه جنگ جمل از سوی یعلی بن امیة و عبدالله بن عامر تامین شد؛[۱۳] یعلی بن امیة، حاکم صنعا در دوره عثمان، با ۶۰۰ شتر به همراه ۶۰۰ هزار درهم[۱۴] و همچنین عبدالله بن عامر،[۱۵] حاکم بصره در زمان عثمان، با اموالی که برخی منابع تاریخی آن را «فراوان» توصیف کرده[۱۶] و برخی دیگر آن را ۴۰۰ هزار درهم دانسته‌اند، به ناکثین کمک کردند.[۱۷] فرمانده اصلی لشکر اصحاب جمل، زبیر دانسته شده است.[۱۸]

برخی منابع، کشته‌شدگان اصحاب جمل از بصره را دو هزار و پانصد نفر دانسته‌اند که ۱۳۵۰ تن از قبیله ازد و ۸۰۰ نفر از قبیله بنی ضبه بوده‌اند.[۱۹] در روایات دیگر، شمار کشته‌های اصحاب جمل از شش هزار تا ۲۵ هزار تن ذکر شده است[۲۰] و این تعداد در سپاه امام علی(ع)، در منابع مختلف از ۴۰۰ تا ۵ هزار نفر ذکر شده است.[۲۱]

بر اساس گزارش‌های تاریخی، هشتاد تن از شرکت‌کنندگان در جنگ بدر، و ۱۵۰۰ نفر از اصحاب پیامبر(ص) در سپاه امام علی(ع) جنگیده‌اند.[۲۲] برخی از چهره‌های برجسته در سپاه امام علی(ع) عبارتند از ابو ایوب انصاری،[۲۳] خزیمة بن ثابت،[۲۴] عبیدالله بن عباس،[۲۵] محمد بن حنفیه،[۲۶] عبدالله بن جعفر طیار،[۲۷] عمار بن یاسر،[۲۸] عثمان بن حنیف،[۲۹] عدیّ بن حاتم،[۳۰] عمرو بن حمق،[۳۱] جاریة بن قدامة، حجر بن عدی،[۳۲] زید بن صوحان،[۳۳] صعصعة بن صوحان، مالک اشتر،[۳۴] شریح بن هانی،[۳۵] محمد بن ابی بکر[۳۶] و محمد بن حنفیه.[۳۷] چهره‌های سرشناس در سپاه اصحاب جمل هم عبارتند از مروان بن حکم،[۳۸] عبدالله بن عامر،[۳۹] یعلی بن امیة، کعب بن سور، عمیرة بن یثربی، و سعد بن سود.[۴۰]

آغاز جنگ

جنگ جمل پس از آن آغاز شد که امام‌ علی (ع) مسلم بن عبدالله مجاشعی، یکی از سپاهیان خود را مأمور کرد تا نسخه‌ای از قرآن کریم را در بین دو لشکر بلند کند و همه را به آنچه در قرآن است و به پرهیز از تفرقه دعوت کند. وی پس از آنکه دستور امام علی(ع) را انجام داد، توسط سپاه اصحاب جمل کشته شد.[۴۱] پس از این رخ‌دادها امام علی(ع) جنگ را روا دانست.[۴۲]

امام علی(ع) یاران خود را از آغاز کردن جنگ پرهیز داده بود. او همچنین سفارش کرد که مجروحی را نکشند، کسی را مثله نکنند، بی‌اجازه وارد خانه‌ای نشوند، به کسی ناسزا نگویند، زنی را هجو نکنند و جز آنچه در اردوگاه اصحاب جمل است‌، برندارند.[۴۳]

تعداد و آماده‌سازی دو سپاه

طلحه و زبیر پس از آنکه از امام علی(ع) برای ادای عمره مفرده اجازه خواستند،[۴۴] از مدینه به مکه رفتند،[۴۵] و با عایشه، عبدالله بن عامر و یعلی بن امیة دیدار کردند.[۴۶] بنابر برخی روایات، طلحه و زبیر در مکه با عایشه دیدار و او را دعوت به خروج علیه امام علی(ع) کردند و در پاسخ به عایشه که پرسید آیا از وی می‌خواهند که بجنگد، او را به خون‌خواهی قتل عثمان و همچنین تشکیل شورای مسلمین برای تعیین خلیفه تشویق کردند.[۴۷]

اصحاب جمل با سپاهی ۹۰۰ نفری از مردم مدینه و مکه، به سوی بصره حرکت کردند[۴۸] و سپاه آنها به تدریج به سه هزار نفر رسید.[۴۹] سپاه طلحه و زبیر و عایشه را کسانی از جمله سعید بن عاص، مروان بن حکم و عبدالرحمن بن عتاب همراهی می‌کردند.[نیازمند منبع] همچنین مغیرة بن شعبة در ابتدا مردم را به همراهی با سپاه جمل تشویق می‌کرد،‌ اما چندی بعد به طائف رفت و از جنگ کناره گرفت.[۵۰]

دست راست لشکر اصحاب جمل، از قبیله ازد و به فرماندهی صبرة بن شیمان بودند و دست چپ، از قبایل تمیم، ضبه و الرباب بوده و فرمانده آنان هلال بن وکیع گزارش شده است.[۵۱] بنابر روایات تاریخی، سپاه اصحاب جمل، سی هزار یا بیش از آن بوده‌اند.[۵۲]

امام علی(ع) پس از آنکه از رفتن طلحه، زبیر و عایشه به سوی بصره آگاهی یافت، سهل بن حنیف انصاری را به‌جای خود امیر مدینه ساخت و به ذی‌قار در نزدیکی بصره رفت.[۵۳] علی بن ابیطالب، سپس عثمان بن حنیف انصاری را والی بصره قرار داد.[۵۴] امام علی(ع) سپس با سپاه ۷۰۰ نفری، متشکل از ۴۰۰ تن از مهاجران و انصار که آماده حرکت به شام بودند، از شهر بیرون رفت تا شاید شورشیان را بازگرداند، اما چون به ربذه، در سه میلی مدینه رسید، معلوم شد که شورشیان دور شده‌اند.[۵۵] امام‌(ع) چند روز در ربذه ماند. در اینجا ششصد نیروی سواره از قبیله طَی به وی پیوستند[۵۶] و از مدینه برای او مرکب و سلاح رسید.[۵۷]

سپاهیان امام علی(ع)، هفت گروه از قبایل گوناگون بودند. فرماندهی میمنه (سمت راست) لشکر امام علی(ع) با مالک اشتر و فرماندهی میسره (سمت چپ) با عمار بن یاسر بود. همچنین نعمان بن ربعی انصاری، فرمانده پیاده‌نظام بوده و پرچم لشکر را محمد بن حنفیه حمل می‌کرده است.[۵۸] در این جنگ، امام حسن(ع) در میمنه و امام حسین(ع) در میسره بود.[۵۹] تعداد سپاهیان امام علی(ع)، ۱۹ یا ۲۰ هزار تن ذکر شده است.[۶۰]

عده‌ای، از هر دو طرف کناره گرفتند؛ از جمله اَحْنَف بن قیس که به امام‌(ع) گفت اگر بخواهی با دویست نفر از خانواده‌ام به تو می‌پیوندم و اگر نه‌، با قبیله خود، بنی سعد، کناره می‌گیرم و چهار هزار شمشیر را از تو بازمی‌دارم‌. امام ترجیح داد که وی کناره گیرد.[۶۱]

تلاش برای جلوگیری از جنگ

هنگامی که امام وارد بصره شد، از سمت طَفّ داخل شد و در جایی که زاویه خوانده می‌شد اقامت کرد.[۶۲] سپس به راه خود ادامه داد. طلحه و زبیر و عایشه نیز از فُرضه (بندر) به راه افتادند. پس از رسیدن امام به بصره‌، دو گروه با هم روبه‌رو شدند.[۶۳] عایشه نیز از اقامتگاهش به مسجد حُدّان‌، در محله قبیله ازد، که میدان جنگ در حوالی آن بود، نقل مکان کرد.[۶۴]

امام علی‌ (ع) تمایلی به جنگ نداشت و تا سه روز پس از ورود به بصره‌، با ارسال پیغام‌هایی‌، می‌کوشید تا شورشیان را باز دارد و آنان را به همراهی با خویش بخواند.[۶۵] روز جنگ نیز، از صبح تا ظهر، اصحاب جمل را دعوت می‌کرد تا بازگردند.[۶۶]

امام‌ (ع) در نامه‌ای به طلحه و زبیر، از مشروعیت خلافت خویش‌، بیعت آزادانه مردم‌، بی‌گناهی خویش در قتل عثمان، حقانیت نداشتن طلحه و زبیر در خون‌خواهی عثمان‌، و اقدام نادرست طلحه و زبیر در نقض دستور قرآن (بیرون آوردن همسر پیامبر(ص)از خانه و قرارگاه خود) سخن گفت‌.

امام‌ (ع) در نامه‌ای به عایشه نیز هشدار داد که برخلاف دستور قرآن از خانه‌اش بیرون آمده و به بهانه اصلاح بین مردم و خون‌خواهی عثمان‌، لشکرکشی کرده و خود را گرفتار گناهی بزرگ ساخته است‌.

طلحه و زبیر، در نامه‌ای به امام‌، بر نافرمانی خویش اصرار ورزیدند و عایشه نیز پاسخی نداد.

به دنبال آن‌، عبدالله بن زبیر مردم را بر ضد امام‌ (ع) شوراند، که امام حسن(ع) با سخنانی‌ پاسخش را داد.[۶۷]

آنگاه امام علی(ع)، صَعْصَعه بن صوحان و سپس عبدالله بن عباس را برای گفتگو با طلحه و زبیر و عایشه فرستاد، اما گفتگوها ثمری نداشت و از آن میان عایشه سرسخت‌تر بود.[۶۸]

گفتگو با سران جمل
علی‌ (ع) از نزدیک با طلحه و زبیر سخن گفت و به زبیر، که او را نصیحت‌ پذیرتر می‌دانست‌، حدیثی از پیغمبر(ص) را یادآوری کرد و زبیر تأیید کرد و گفت اگر این را به یاد داشتم‌، به این راه نمی‌آمدم‌، به خدا هرگز با تو نمی‌جنگم‌.

آنگاه زبیر به عایشه گفت که می‌خواهد جنگ را ترک کند، اما عبدالله بن زبیر به پدر گفت‌، که این دو لشکر را باهم روبه‌رو کرده‌ای و حال که به روی یکدیگر شمشیر کشیده‌اند، می‌خواهی آنان را رها کنی‌؟ تو پرچم‌های پسر ابی‌طالب را دیده‌ای که به دست جوانان دلیر است و بیمناک شده‌ای‌.

بنا بر نقل طبری، زبیر نیز به اصرار عبدالله‌، کفاره قسم خود را با آزاد کردن بنده‌ای داد و آماده جنگ شد.[۶۹]

عاقبت طلحه و زبیر و عایشه

هنگامی که سپاه جمل می‌گریخت‌، مروان بن حَکَم تیری به پای طلحه زد و او را زخمی کرد. طلحه را به خانه‌ای در بصره منتقل کردند و او در آنجا، به علت خون‌ریزی‌، درگذشت‌. گفته‌اند که مروان به اَبان‌، پسر عثمان‌، گفت که یکی از کشندگان پدرت را از میان برداشتم‌.[۷۰]

جنگ‌های دوران امام علی(ع) سپاه مقابل تاریخ وقوع
جنگ جمل سپاه طلحه و زبیر ۱۵ جمادی‌الثانی ۳۶ق
جنگ صفین سپاه معاویه صفر ۳۷ق
جنگ نهروان سپاه خوارج صفر ۳۸ق

بنابر برخی منابع‌، زبیر نیز، پشیمان از کار خویش‌، قبل از جنگ از میان اصحاب جمل بیرون رفت‌.[۷۱] از روایتی دیگر برمی‌آید که پس از شکست سپاه جمل‌، زبیر از معرکه گریخت و به مدینه رفت.[۷۲] به هر روی‌، هنگامی که زبیر میدان را ترک کرد، عَمرو بن جُرموز، با چند تن از یارانش‌، به تعقیب او پرداخت و در جایی به‌نام وادی‌السِّباع او را غافل‌گیرانه کشت‌.[۷۳] امام از این واقعه و کشته شدن زبیر اظهار ناخشنودی کرد و چون شمشیر وی را دید، با یادآوری دلیری‌های زبیر در جنگ‌های صدر اسلام‌، فرمود این شمشیر بارها اندوه را از چهره رسول خدا (ص) زدود.[۷۴]

پس از جنگ‌، عایشه را از هودج بیرون آوردند و برای او خیمه‌ای برپا کردند. علی(ع) او را به سبب جنگ‌افروزی سرزنش کرد. سپس به برادر وی‌، محمد بن ابی بکر، فرمود تا او را به بصره بَرَد. عایشه چند روز آن‌جا ماند تا بعداً روانه مدینه شود، اما چون مهلت پایان یافت و او در رفتن تعلل ورزید، امام‌(ع)، عبدالله بن عباس را پیش وی فرستاد و به او هشدار داد. آنگاه وی را همراه با سی مرد و بیست زنی که لباس مردانه پوشیده بودند، به همراه محمد (یا عبدالرحمن‌) بن ابی‌بکر، با احترام و مشایعت