مقاله متوسط
رده ناقص
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع

فطرس

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
عالم خلقت
ملکوت  • جبروت
لاهوت  • ناسوت
برزخ  • قیامت
بهشت  • جهنم
لوح  • قلم
عرش  • کرسی
عالم ذر  • عالم مثال
فرشتگان
جبرئیل  • عزرائیل
اسرافیل  • میکائیل
روح القدس  • فطرس
انسان‌ها
پیامبران: محمد(ص)  • عیسی(ع)  • موسی(ع)  • ابراهیم(ع)
امامان: علی(ع)  • حسن(ع)  • حسین(ع)  • مهدی(عج)
اقوام: بنی اسرائیل  • عرب  • عجم
ادیان: اسلام  • مسیحیت  • یهود  • زرتشت
جنیان
شیطان  • ابلیس
خَنّاس  • بختک

فُطْرُس در روایات، فرشته‌ای رانده شده از درگاه الهی است که به هنگام ولادت امام حسین(ع) بال و پر خود را به قنداقه ایشان مالید و مورد بخشش خداوند قرار گرفت. از وی با القاب «عَتیقُ الحُسَین» و «صَلصائیل» نیز یاد شده‌است. برخی با معصوم دانستن فرشتگان، در سند این روایت تردید کرده‌اند.

شرح داستان

شیخ صدوق در کتاب امالی در حدیثی از امام صادق(ع) نقل می‌کند:[یادداشت ۱] فُطرُس، یکی از فرشتگان حامل عرش در انجام وظیفه‌اش سُستی کرد، بالهایش شکسته و به جزیره‌ای در زمین تبعید شد. وی ۷۰۰ سال به عبادت خدا مشغول بود تا امام حسین(ع) به دنیا آمد. جبرئیل با هفتاد هزار فرشته جهت تبریک این میلاد به زمین نازل شدند، وقتی از کنار فطرس گذشتند او از علت نزول آنان جویا شد و از آنان خواست تا وی را با خود ببرند. جبرئیل نزد پیامبر(ع) برای وی میانجیگری کرد. با پیشنهاد پیامبر(ص)، فطرس خود را به قنداقه امام حسین(ع) مالید و خداوند بال‌هایش را بهبود بخشیده و او را به جایگاه اولیه‌اش بازگرداند.

وظیفه سلام رسانی

فطرس پس از بهبودی و عروج به آسمان به رسول خدا خبر از شهادت فرزندش حسین داده و می‌گوید به جبران این شفاعت، زیارت هر زائر و سلام و صلوات هر سلام دهنده‌ای را به امام حسین(ع) برساند.[۱]

سایر نام‌ها

عتیق الحسین

در برخی روایات از فطرس به نام «عَتیقُ الحسین» یعنی آزاد شده حسین یاد شده[۲] است. گویا این لقب را خودش گذاشته است زیرا در دعایی می‌گوید:

«مَنْ مِثْلی وَ اَنا عَتیقُ الْحُسَینِ وَ اَبوهُ عَلِی بْنُ اَبی‌طالبٍ(ع) وَ اُمُّهُ فاطمةُ وَ جَدُّهُ رسول الله صلّی اللّه علیه و آله و سلّم.»[۳] (ترجمه: چه کسی مثل من است، من آزاد شده حسینیم، حسینی که پدرش علی بن ابی‌طالب و مادرش فاطمه و پدربزرگش رسول خداست.)

در روایتی از ابن عباس، فطرس در بین فرشتگان به مولی الحسین شناخته می‌شود.[۴]

صلصائیل

مطابق بعضی از روایات، نام این فرشته «صَلْصائیل» بود.[۵] در این گزارش پیامبر(ص) در دعا برای شفای وی از این نام یاد می‌کند:

«اَللّهُمَّ اِنّی أسْألُکَ بِحَقِّ ابْنی الْحُسَینِ اَنْ تَغْفِرَ لِصَلْصائیلَ خَطیئَتَهُ وَ تَجْبُرَ کَسْرَ جَناحَهُ وَ تَرُدَّهُ اِلی مَقامِهِ مَعَ الْمَلائِکَةِ الْمُقَرَّبینَ» (ترجمه: خدایا! به حقّ پسرم حسین(ع)از درگاهت میخواهم که گناه صلصائیل را بخشیده و بال و پرش را سلامت بخشی، و او را به مقام (نخستینش) به فرشتگان مقرّب بازگردانی.[۶])

فطرس در دعا

داستان فطرس از معروفیت زیادی برخودار است و کتاب‌های دعا مانند مفاتیح الجنان در دعای روز سوم شعبان از وی یاد کرده و آورده‌اند: «وَ عَاذَ فُطْرُسَ بِمَهْدِهِ فَنَحْنُ عَائِذُونَ بِقَبْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ نَشْهَدُ تُرْبَتَهُ وَ نَنْتَظِرُ أَوْبَتَهُ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِین».

برتری امامان بر فرشتگان

علامه مجلسی در بحار الانوار بابی با عنوان «برتری پیامبر(ص) و اهل بیت بر فرشتگان» آورده و یکی از دلایل این برتری را داستان فطرس دانسته است.[۷] بعضی نافرمانی فطرس را عدم قبول ولایت حضرت علی(ع) دانسته‌اند.[۸]

نقد و بررسی

داستان فطرس با ابهاماتی روبروست، از جمله نظریه عصمت فرشتگان با این جریان ناسازگاری دارد، آیت الله جوادی آملی این داستان را نپذیرفته و معتقد است: جریان فطرس به اثبات نیاز دارد؛ زیرا فطرس واژه­ای یونانی است و در دعای سوم شعبان هم فرشته خوانده نشده است. بلکه به این صورت آمده "و عاذَ فُطرُسُ بِمَهدِهِ"؛ یعنی فطرس به گهوارۀ امام حسین(ع) پناه برد. از سوی دیگر سند این دعا هم باید تحقیق شود و میزان اعتبارش به دست آید...[۹]

عصمت فرشتگان

با توجه به آیه ۶ سوره تحریم بعضی قائل به عصمت فرشتگان هستند: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکمْ وَأَهْلِیکمْ نَارً‌ا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَ‌ةُ عَلَیهَا مَلَائِکةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا یعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَ‌هُمْ وَیفْعَلُونَ مَا یؤْمَرُ‌ونَ ﴿۶﴾  (ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خودتان و کسانتان را از آتشی که سوخت آن، مردم و سنگهاست حفظ کنید: بر آن [آتش‌] فرشتگانی خشن [و] سختگیر [گمارده شده‌]‌اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچی نمی‌کنند و آنچه را که مأمورند انجام می‌دهند.)[ تحریم–۶]

برخی این نظریه را نپذیرفته و معتقدند ظاهر آیه، «یفْعَلُونَ ما یؤْمَرُونَ» نشان می‌دهد که فرشتگان قدرت بر گناه دارند، اما گناه نمی‌کنند.[۱۰]

علامه طباطبایی تکلیف فرشتگان را تکوینی می‌داند نه تشریعی. بنا بر گفتۀ وی، در این قبیل تکالیف تمرد معنا ندارد.[۱۱] مرتضی مطهری بین فرشتگان تفکیک قائل شده و بعضی از آنان را زمینی می‌دانسته که تکلیف پذیرند.[۱۲] آیت الله جوادی آملی نیز با پذیرفتن این نظریه، احتمال می‌دهد فطرس از نوع زمینی فرشتگان باشد که با فرشتگان آسمانی یا اخروی تفاوت دارند.[۱۳]

ترک اولی

برخی نیز نافرمانی فطرس را ترک اولی دانسته‌اند، بدین معنا که آنان در اجرای دستورات الهی عملی را که دارای اولویت بود رها کرده و به سوی عمل کم اولویت رفته‌اند، یا انجام عملی را در وقتی و شرایطی که اولویت بیشتری داشته، رها کرده و در شرایط و وقت دیگری به جای آورده‌اند. بدین جهت مجازات و تنبیه شده‌اند.[۱۴]

به گفته مطهری داستان فطرس رمزی است از برکت وجود سیدالشهدا که بال شکسته‌ها با تماس به او صاحب بال و پر می‌شوند. افراد و ملتها اگر به راستی خود را به گهواره حسینی بمالند از جزایر دور افتاده رهایی می‌یابند و آزاد می‌شوند.[۱۵]

فطرس در اشعار فارسی و عربی

علی بن حمّاد یکی از شعرای قرن چهارم است، وی مرثیه گوی اهل بیت بوده و در شعری که در عزای امام حسین(ع) سروده نام فطرس را آورده است.

فیک من لاذ فطرس فترقّی بجناحی رضی و کان حسیرا[۱۶]

آیتی بیرجندی نیز گفته:

فُطْرُس سلام ما را برسان چون که بگذری بر تربت مطهّر سلطان کربلا
این چند بیت تحفه مور است و «آیتی» کآورده است نزد سلیمان کربلا[۱۷]

پانویس

  1. کامل الزیارات، النص، ص: ۶۶
  2. اثبات الوصیة، ص۱۶۴؛ دلائل الإمامة (ط - الحدیثة)، ص۱۹۰
  3. تحفة الأزهار، ضامن بن شدقم،ج۲، ص۳۲
  4. تحفة الأزهار، ضامن بن شدقم،ج۲، ص۳۲
  5. الهدایة الکبری، ص: ۴۴۱؛ الأنوار البهیة، ص۱۴۳
  6. بحار الأنوار، ج۴۳ ص۲۵۹؛الأنوار البهیة، ص۱۴۳
  7. بحار الأنوار(ط - بیروت)، ج۱۰۸، ص۳۷۶.
  8. بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلی الله علیهم، ج۱، ص۶۸
  9. پرسش و پاسخ‌ها در محضر آیت الله جوادی آملی، ج۲، ص۸۸
  10. قاموس قرآن، ج۶، ص۲۸۳.
  11. ترجمه المیزان، ج‌۱۹، ص: ۵۶۲
  12. مطهری، مجموعه آثار،ج۴، ص۲۸۰
  13. پرسش و پاسخ‌ها در محضر آیت الله جوادی آملی، ج۲، ص۸۸ -۷۸
  14. طیب، اطیب القرآن ج۱، ص۵۱۱
  15. مطهری، مجموعه آثار،ج۱۷ص ۵۶۴
  16. دانشنامۀ شعر عاشورایی، محمد زاده،ج۱، ص:۱۸۵
  17. دانشنامۀ شعر عاشورایی، محمد زاده،ج۲، ص:۱۱۳۱
  1. حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ یحْیی الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یحْیی بْنِ عِمْرَانَ الْأَشْعَرِی قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَی بْنُ عُمَرَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ صَبَّاحٍ الْمُزَنِی عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ شُعَیبٍ الْمِیثَمِی قَالَ سَمِعْتُ الصَّادِقَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) یقُولُ إِنَّ الْحُسَینَ بْنَ عَلِی(ع) لَمَّا وُلِدَ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَبْرَئِیلَ أَنْ یهْبِطَ فِی أَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ فَیهَنِّی رَسُولَ اللَّهِ(ص) مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ جَبْرَئِیلَ قَالَ فَهَبَطَ جَبْرَئِیلُ فَمَرَّ عَلَی جَزِیرَةٍ فِی الْبَحْرِ فِیهَا مَلَكٌ یقَالُ لَهُ فُطْرُسُ كَانَ مِنَ الْحَمَلَةِ بَعَثَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی شَی‌ءٍ فَأَبْطَأَ عَلَیهِ فَكَسَرَ جَنَاحَهُ وَ أَلْقَاهُ فِی تِلْكَ الْجَزِیرَةِ فَعَبَدَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی فِیهَا سَبْعَمِائَةِ عَامٍ حَتَّی وُلِدَ الْحُسَینُ بْنُ عَلِی(ع) فَقَالَ الْمَلَكُ لِجَبْرَئِیلَ یا جَبْرَئِیلُ أَینَ تُرِیدُ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْعَمَ عَلَی مُحَمَّدٍ بِنِعْمَةٍ فَبُعِثْتُ أُهَنِّئُهُ مِنَ اللَّهِ وَ مِنِّی فَقَالَ یا جَبْرَئِیلُ احْمِلْنِی مَعَكَ لَعَلَّ مُحَمَّداً(ص) یدْعُو لِی قَالَ فَحَمَلَهُ قَالَ فَلَمَّا دَخَلَ جَبْرَئِیلُ عَلَی النَّبِی(ص) هَنَّأَهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنْهُ وَ أَخْبَرَهُ بِحَالِ فُطْرُسَ فَقَالَ النَّبِی(ص) قُلْ لَهُ تَمَسَّحْ بِهَذَا الْمَوْلُودِ وَ عُدْ إِلَی مَكَانِكَ قَالَ فَتَمَسَّحَ فُطْرُسُ بِالْحُسَینِ بْنِ عَلِی(ع) وَ ارْتَفَعَ فَقَالَ یا رَسُولَ اللَّهِ أَمَا إِنَّ أُمَّتَكَ سَتَقْتُلُهُ وَ لَهُ عَلَی مُكَافَاةٌ أَلَّا یزُورَهُ زَائِرٌ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ عَنْهُ وَ لَا یسَلِّمَ عَلَیهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ سَلَامَهُ وَ لَا یصَلِّی عَلَیهِ مُصَلٍّ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ صَلَاتَهُ ثُمَّ ارْتَفَعَ. امالی شیخ صدوق،مجلس ۲۸

منابع

  • ابن طاووس، علی بن موسی(۶۶۴ ق)، إقبال الأعمال(ط- القدیمة)،‌دار الكتب الإسلامیه، تهران، ۱۴۰۹ ق.
  • ابن قولویه، جعفر بن محمد(۳۶۷ ق)،كامل الزیارات،‌دار المرتضویة، نجف اشرف، ۱۳۵۶ ش.
  • ابن مشهدی، محمد بن جعفر(۶۱۰ ق)، المزار الكبیر(لابن المشهدی)، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم۱۴۱۹ ق.
  • جوادی آملی، عبدالله، پرسش و پاسخها در محضر آیت الله جوادی آملی، ج۲، دفتر نشر معارف، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، مرکز فرهنگی، قم.
  • خصیبی، حسین بن حمدان(۳۳۴ ق)، الهدایة الكبری، البلاغ، بیروت، ۱۴۱۹ ق.
  • شیخ صدوق(۳۸۱ ق)، الأمالی، كتابچی، تهران، ۱۳۷۶ش.
  • صفار، محمد بن حسن(۲۹۰ ق)، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلّی الله علیهم، مكتبة آیة الله المرعشی النجفی، ایران، قم، ۱۴۰۴ ق.
  • ضامن بن شدقم الحسینی المدنی(۱۰۹۰ق)، تحفة الازهار و زلال الانهار فی نسب ابناء الائمة الاطهار، دفتر نشر میراث مكتوب، تهران، ۱۳۷۸ش.
  • طبری آملی صغیر، محمد بن جریر بن رستم، دلائل الإمامة(ط- الحدیثة)، بعثت، ایران، قم، ۱۴۱۳ ق.
  • طوسی، محمد بن الحسن(۴۶۰ ق)، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، مؤسسة فقه الشیعة، بیروت، ۱۴۱۱ ق.
  • قرشی بنایی، علی اكبر، قاموس قرآن،‌دار الكتب الاسلامیة، تهران، ۱۴۱۲ ق.
  • قمی، شیخ عباس، الأنوار البهیة(ترجمه)،مترجم محمد محمدی اشتهاردی، انتشارات ناصر، قم، ۱۳۸۰ ش.
  • كفعمی، ابراهیم بن علی عاملی(۹۰۵ ق)، المصباح للكفعمی(جنة الأمان الواقیة)،‌دار الرضی(زاهدی)، قم، ۱۴۰۵ ق.
  • مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار(ط- بیروت)،‌دار إحیاء التراث العربی، بیروت،۱۴۰۳ ق.
  • محمدزاده،مرضیه محمدزاده، دانشنامۀ شعر عاشورایی انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سازمان چاپ و انتشارات.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، صدرا، ۱۳۵۸ش.
  • مسعودی(۳۴۶ ق)، علی بن حسیناثبات الوصیة،انصاریان، قم، ۱۴۲۶ق.
  • موسوی همدانی سید محمد باقر، ترجمه تفسیر المیزان، دفتر انتشارات اسلامی جامعۀ مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۷۴ ش.