اهل سنت و جماعت

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
اسلام
الله.png

اهل سنت و جماعت

اَهْل‌ِ سُنَّت‌ْ وَ جَماعَت، گروه (یا فرقه) عمده و اکثریتِ جمعیتیِ مسلمانان که با نام سنی و اهل تسنن نیز شناخته می‌شوند. اهل سنت شامل فرقه‌هایی است که به وجود نص بر امام و خلیفه رسول خدا معتقد نیستند و تعیین خلیفه و امام را برعهده مسلمانان و به انتخاب آنان می‌دانند. جز ایران و عراق و آذربایجان و بحرین و لبنان، در دیگر کشورهای اسلامی اکثریت با اهل سنت است. اهل سنت از نظر کلامی و فقهی به فرقه‌ها و مذاهب گوناگونی تقسیم می‌شوند. مذاهب اهل سنت از نظر فقهی عبارتنداز:حنفی، پیروان ابو حنیفه؛ مالکی، پیروان مالک بن انس؛ شافعی، پیروان محمد بن ادریس شافعی؛ حنبلی، پیروان احمد بن حنبل. از نظر اعتقادی نیز اهل سنت به این فرقه‌ها تقسیم می‌شوند: اشاعره، پیروان ابوالحسن اشعری؛ اهل حدیث، پیروان احمد بن حنبل (سلفیه بخشی از آنها است)؛ معتزله، پیروان واصل بن عطا؛ ماتریدیه، پیروان ابومنصور ماتریدی سمرقندی.

اصطلاح اهل سنت

لغت

اصطلاح اهل سنّت از دو واژه عربی اهل و سنت ترکیب یافته است. اهل در لغت به معنای گروهی است که در امری از امور با هم شریک باشند مانند: اهل بیت که در پیوند خانوادگی، و اهل اسلام که در عقیده قلبی، شریک یکدیگرند.[۱] سنّت در لغت به راه و روش نیکو و پسندیده گفته می‌شود.[۲] واژه سنت در قرآن غالبا در معنای مثبت به کار رفته است مانند فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّـهِ تَبْدِيلاً﴿٤٣﴾[ فاطر–۴۳] و در روایت مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَه أَجْرُهَا وأَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يُنْقَصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَيْءٌ [۳] در معنای لغوی خود به کار رفته است.

اصطلاح

سنت در اصطلاح معانی مختلفی دارد:

  1. به معنای مستحب؛ که عمل به آن ثواب دارد و ترک آن عقاب ندارد.
  2. عملی که مطابق عمل صاحب شرع است. در مقابل این لفظ، بدعت است.
  3. در قرن اول و دوم، سنت به معنای آثار رسیده از پیامبر، صحابه و تابعین بود و معنای موسعی داشت.
  4. سنت به معنای «قول و فعل و تقریر پیامبر» در نزد اهل سنت و «قول و فعل و تقریر معصوم» نزد شیعه، یکی از ادله استباط است.
  5. به معنای «حقایق همه جایی و همیشگی» یا «حکمت جاودان». این اصطلاح در قرن اخیر ایجاد شده و ربطی به اهل سنت و اسلام ندارد.[۴]

تاریخ پیدایش اصطلاح

تاریخ پیدایش اصطلاح اهل سنت چندان روشن نیست. از حدیثی که غزالی در فضائح الباطنیة نقل می‌کند، به دست می‌آید که برای نخستین بار پیامبر اسلام(ص) آن را به کار برده است. مضمون حدیث این است که ملت یهود هفتاد و یک گروه، و ملت نصاری هفتاد و دو گروه شدند، و امت من، هفتاد و سه گروه می‌شوند، یکی از آن‌ها اهل نجات، و دیگران اهل آتش‌اند، سؤال شد، آن گروه ناجی کیست؟! فرمود: اهل السنة والجماعة، باز پرسیده شده، سنت و جماعت چیست؟ فرمود: آنچه من و اصحاب من بر آن هستند.[۵]

از اصحاب اثر تا اهل سنت

تابعین، آرای صحابه را به عنوان مرجعی برای حل مسائل جدید و اختلافات پذیرفتند و هر یک از صحابه مرجع تعدادی از تابعین قرار داشت؛ چنانچه ابن عباس در مکه، ابن مسعود در کوفه مرجع برخی از تابعین آن منطقه بودند. اقوال تابعین نخستین، به اضافه اقوال و فتاوای صحابه برای تابعین تابعین و نسل‌های بعد مهم بود. از این اقوال و فتاوا به عنوان «اثر» یاد می‌شد و در رتبه‌ای پس از حدیث نبوی قرار داشت. در عصر اتباع تابعین، اثر همچون سنت نبوی موضوعیت یافت و در قرن دوم، بسیاری از محدثان، به «اصحاب اثر» یا «اصحاب آثار» شهرت یافتند.[۶]

در قرن دوم، از اعتبار «اثر» کاسته شد. شافعی در تمسک به ادله نظامی روشمند تدوین کرد و کتاب الرساله را نگاشت. شافعی مکتبی «حدیث گرا» به وجود آورد و این اندیشه را طرح کرد که سنت نبوی -نه سنت صحابه و تابعین- مفسر ظواهر کتاب است و تعریف مضیقی از سنت ارائه داد و آن را به «قول و فعل و تقریر پیامبر» محدود کرد و اقوال صحابه و تابعین را از تعریف سنت خارج کرد. او پس از واقعه محنت، دیدگاه‌های محدثین را دیدگاه «اهل سنت» نامید و مخالفان خود را اهل بدعت خواند.[۷] لفظ اهل سنت با اصحاب حدیث مترادف بوده و با تضییق مفهوم سنت از سوی شافعی، کم کم لفظ «اصحاب اثر» جای خود را به «اصحاب حدیث» و «اهل سنت» داد. در این زمینه نقش احمد بن حنبل بیشتر بود. او با نوشتن اعتقادنامه‌ای، اصول سنت را تبیین کرد. او اصحاب حدیث را پیروان واقعی سنت پیامبر نامید و معتزله، شیعه، خوارج، مرجئه و جهمیه را اهل بدعت خواند. پیروان احمد بن حنبل لفظ اهل سنت را برای خود استعمال کردند و باعث غلبه آن بر دیگر الفاظ شدند.[۸]

اصطلاح اهل سنت بدون جماعت

تا آنجا که به دست آمده اصطلاح اهل سنت بدون کلمه جماعت، در اوایل قرن دوم، رواج پیدا کرده و عمر بن عبدالعزیز در رساله‌ای که در ردّ قدریه نوشته، آن را به کار برده است، وی در خطاب خود به قدریه (طرفداران حریت انسان در گفتار و رفتار) می‌نویسد: وقد علمتُم انّ أهلَ السنة کانُوا یقولون: الاعتصامُ بالسنةِ نجاةُ وسیقبَض العلمُ قبضاً سَریعاً: می‌دانید اهل سنت گفتند تمسک به سنت راه نجات است و علم و دانش به زودی جمع می‌شود.

شمول اهل سنت

اصطلاح اهل سنت و جماعت، با قید سنت، مذاهب بدعت‌گذار و با قید جماعت، مذاهب اهل خروج را از جرگه اکثریت خارج کرده است؛ اما باید توجه داشت که مقصود از سنت و بدعت در اینجا، سنت و بدعت برپایهٔ تعریفی است که اکثریت از این دو اصطلاح داشته‌اند. در طول تاریخ اسلام، نمی‌توان گروهی از مسلمانان را نام برد که نسبت انحراف از سنت و گرایش به بدعت را برخود پسندیده باشند.

عدم شمول شیعه و اباضیه

در حال حاضر، تنها گروه‌هایی از مسلمانان که از شمول تعبیر اهل سنت و جماعت خارج هستند، گروه‌های شیعه و اباضیه‌اند، اما در نگاه تاریخی، باید یادآور شد که برخی از شعب کلامی مسلمانان، همچون معتزله و مرجئه نیز از سوی اکثریت در شمار اهل‌سنت و جماعت شمرده نمی‌شده‌اند.

تمایز اهل سنت بر اساس مشروعیت خلافت

در صورتی که تبیین مرزهای تاریخی میان اهل سنت و جماعت با گروه‌های دیگر موردنظر باشد، نکات بسیاری باید مورد توجه قرار گیرد، اما مرزبندی میان اهل سنت و جماعت و گروه‌های دیگر در عصر حاضر، عملاً بر مبنای دیدگاه مذاهب نسبت به خلفای نخستین صورت می‌پذیرد. بدین توضیح که اهل سنت و جماعت، با وجود گوناگونی طیف‌های آن، بر مشروعیت خلافت ۴ خلیفۀ نخستین اتفاق نظر دارند، در حالی که شیعیان -به طور خاص امامیه و اسماعیلیه- حضرت علی(ع) را جانشین بلافصل پیامبر(ص) می‌شمارند و اباضیه نسبت به خلافت عثمان و حضرت علی(ع)، انتقاداتی را وارد می‌دانند. شعبه زیدیه از شیعه با وجود اینکه بیش از دیگر گروه‌های شیعه به اهل سنت و جماعت نزدیک گشته‌اند، ولی هنوز برخی دیدگاه‌های مبنایی ایشان در باب امامت، این فرقه را نیز از اهل سنت و جماعت متمایز نگاه داشته است.

مذاهب فقهی اهل سنت

منابع استنباط

  1. قرآن
  2. سنت
  3. قیاس
  4. استحسان
  5. اجماع
  6. مصالح مرسله
  7. سد ذرایع
  8. فتح ذرایع

از میان مذاهب گوناگون اهل سنت، چهار مذهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی در طول تاریخ بیش از همه اهمیت یافته و در حال حاضر نیز اکثریت قریب به اتفاق اهل سنت و جماعت پیرو همین مذاهب چهارگانه‌اند. به عنوان مذاهب دیگر فقهی در میان اهل سنت و جماعت باید از مذهب اوزاعی، مذهب سفیان ثوری، مذهب ابوثور و مذهب ظاهری یاد کرد که جز آثار بسیار محدود از مذهب اخیر، همگی به تاریخ سپرده شده‌اند. مذهب ظاهری امروزه به عنوان مذهبی از مذاهب هشتگانهٔ مسلمین، مورد توجهی محدود قرار گرفته است. افزون بر آنچه یاد شد، باید حرکت‌هایی اصلاح‌گرا در فقه اهل سنت و جماعت را موردتوجه قرار داد که به دنبال استنباط مستقیم احکام فقهی از ادله و نصوص شرعی است و پیروی مذهبی خاص از مذاهب اربعه را کنار نهاده است.

مالکی

شاخه مالکی از مذاهب فقهی و پیرو ابوعبدالله مالک بن انس است. وی در سالهای ۹۰ تا ۹۵ هجری قمری در مدینه متولد شده‌است. وفات وی را در فاصله سالهای ۱۷۴ تا ۱۷۹ می‌دانند. او را امام دارالهجره و امام المدینه می‌گویند. مکتب مالکی در مدینه شکل گرفت. مذهب مالکی، مکتبی حدیثی و در مقابل اهل رأی است.

عالمان

عبدالله بن هرمز اعرج، نافع مولی عبدالله بن عمر، محمد بن مسلم بن شهاب زهری، ربیعة بن عبدالرحمن، محمد بن منکدر، ابوالزناد عبدالله بن زکوان، عبدالرحمن بن قاسم، ایوب سختیانی، محمد بن عبدالرحمن بن نوفل مدنی، یحیی بن سعید انصاری و زید ابن اسلم از علمای بزرگ مالکی هستند.[۹] اصول مذهب فقهی مالکی عبارتند از قرآن، سنت نبوی، عمل اهل مدینه، قول صحابی -در صورت فقدان حدیث نبوی، مصالح مرسله، قیاس، سد ذرایع، اجماع، عرف و عادت، استحسان و استصحاب.[۱۰]

آثار

الموطأ مهم‌ترین اثر مالک بن انس است که دربردارنده حدیث و فقه است و مصدر نخست مالکی‌هاست. بسیاری از کتب مالکیه شرح موطأ است مانند التمهید لما فی الموطأ من المعانی و الاسانید ابن عبدالبر اندلسی، الاستذکار الجامع لمذاهب فقاء الامصار فیما تضمنه الموطا من معانی الرای و الاثار ابن عبدالبر، المنتقی ابن الولید باجی، تنویر الحوالک علی موطأ مالک جلال الدین سیوطی، شرح الزرقانی علی موطأ الامام مالک محمد بن عبدالباقی زرقانی. از دیگر کتابهای مهم مالکی که در قرن سوم تدوین شده و به اصول و امهات معروفند؛ الواضحه عبدالملک بن حبيب، المستخرجة العتیبة علی الموطأ محمد عتبی، الموازنة ابن المواز از جمله امهات تدوین شده در قرن سومند.
آثاری موجزی مانند رساله ابن ابی زید القیروانی، مختصر شیخ خلیل در فقه مالکی نگاشته شده که بر این آثار شروح بسیاری نوشته شده است. شرح احمد بن عیسی برزوق بر رساله قیروانی، الشرح الکبیر علی مختصر سیدی خلیل نوشته دردید و حاشیه دسوقی بر الشرح الکبیر از جمله این آثار است.[۱۱]

حنفی

بزرگ‌ترین مذهب اسلامی است. امام این مذهب ابو حنیفه نعمان بن ثابت است. ابوحنیفه، مذهب فقهی خود را بر منابع قرآن، سنت نبوی، قول صحابی، قیاس، استحسان، اجماع و عرف بنا نهاد. برخی علت تمسک به قیاس در فقه ابوحنیفه را کمبود حدیث معتبر نزد وی دانسته‌اند.[۱۲]

آثار

کتاب‌های منسوب به محمد بن حسن شیبانی (ت۱۸۹ه) مصدر اول در فقه حنفی است. المبسوط ابوبکر سرخسی، تحفة الفقهاء علاء الدین سمرقندی، بدایع الصنایع فی ترتیب الشرایع کاشانی، مختصر القدوری ابوالحسین قدوری، الوقایة لبرهان الشریعة محمد بن احمد، المختار ابوالفضل موصلی، مجمع البحرین ابن ساعاتی، کنز الدقایق نسفی از مهم‌ترین کتاب‌های فقهی حنفیه به‌شمار می‌آیند.[۱۳]

شافعی

ابوعبدالله محمد ادریس شافعی بنیانگذار این مکتب است. شافعی مابین سالهای ۱۴۶ تا ۱۵۰ قمری در غزه به دنیا آمد ودر سال ۲۰۴ وفات یافت. او از مالک بن انس و محمد بن حسن شیبانی شاگرد ابوحنیفه مذهب شافعی بهره برد. اصول مذهب شافعی بر قرآن و سنت نبوی، اجماع و قیاس استوار است.[۱۴] وی با داخل کردن مذهب حنفی با مالکی روشی نوین را بنا نهاد که از حدیث در آن بهره می‌جست. شافعی در عهد خلافت امین عباسی، در عراق کتاب قدیم خود به نام «حجت» را تألیف کرد. چند سال بعد در مصر، آراء جدید خود را که «قول جدید» از آن یاد می‌شود، منتشر کرد. آرائش در کتاب الامّ گرد آمده است. پس از غلبه صلاح الدین ایوبی بر مصر فقه شافعی در آنجا رونق گرفت.[۱۵]

آثار

کتاب الاُمّ مصدر اساسی فقه شافعی است که دربردارنده تمام ابواب فقه است. مختصر مزنی ابی ابراهیم اسماعیل مزنی، المهذب ابی اسحاق ابراهیم بن علی شیرازی، المجموع نووی در شرح المهذب، التنبیه فی فروع الشافعیه و شرح فراوانش، نهایة المطلب فی درایة المذهب عبدالملک جوینی، البسیط فی فروع الفقه ابی حامد غزالی، الوسیط فی فروع المذهب غزالی، الوجیز فی فقه الامام الشافعی، المحرر ابی قاسم عبدالکریم رافعی و شروح فراوانش مانند کشف الدرر فی شرح المحرر شهاب الدین حصفکی، فتح العزیز فی شرح الوجیز ابی القاسم رافعی، منهاج الطالبین محیی الدین نووی و شروحش همانند تحفة المحتاج لشرح المنهاج ابن حجر هیثمی، مغنی المحتاج الی معرفة الفاظ المنهاج خطیب شربینی، نهایة المحتاج الی شرح المنهاج ابن حمزه رملی از آثار مهم فقه شافعی است.[۱۶]

حنبلی

احمد بن محمد بن حنبل (۱۶۴-۲۴۱ق) امام این مذهب است. او از بزرگان محدثین اهل سنت است. در این تردید است که آیا خود او فتوای مجتهدانه می‌داده است یا از فتوا پرهیز داشته و تنها به روایت عمل می‌کرده و شاگردانش بوده‌اند که آراء او را منتشر کردند.[۱۷]

ابن قیم جوزیه از مریدان احمد بن حنبل، اصول مذهب و منابع فقه حنبلی را در پنج اصل خلاصه کرده است: نصوص، فتوای صحابه، اخذ به فتوای نزدیک‌تر به کتاب و سنت در هنگام اختلاف فتاوا، اخذ به حدیث مرسل و ضعیف در هنگامی که حدیث مسند و صحیح نباشد، قیاس در صورتی که هیچ نوع حدیث و فتوای صحابه نباشد. این پنج اصل به ترتیب ذکر بر دیگری مقدم است.[۱۸] برخی از معاصرین ادعا کرده‌اند احمد بن حنبل در استنباط خود به هشت دلیل تکیه کرده است: قرآن، سنت، فتوای صحابه، اجماع، قیاس، استصحاب، مصالح مرسله، سد ذرایع.[۱۹]

آثار

کتاب المسند احمد بن حنبل از مهم‌ترین مسانید تألیف شده به حساب می‌آید. وی کتاب فقهی خاصی نداشته است. شاگردان و فقهای حنبلی آراء او را استخراج و تدوین کرده‌اند. مختصر خرفی ابی القاسیم عمر خرقی اولین کتاب فقهی حنبلی است و شروح متعددی دارد که مغنی ابن قدامه مهم‌ترین آنهاست. التذکره ابی الوفاء بغدادی، الهدایة ابی الخطاب کلوذانی، المستوعی محمد بن عبدالله سامری، المحرر مجدالدین ابی البرکات بن تیمیه و شروح فراوانش، الفتاوی ابن تیمیه، الفروع ابن مفلح، الاقناع فی فقه الامام احمد بن حنبل موسی بن احمد مقدسی، منتهی الارادات ابن النجار از آثار مهم فقه حنبلی است.[۲۰]

مذاهب کلامی

از نظر اصول اعتقادی، اهل سنت و جماعت در اشکال کنونی آن، در طیفی میان اشعریه تا سلفیه پراکنده‌اند و این تمایز از آن رو پدید آمده است که گروهی از عالمان در برخورد با مباحث اعتقادی راهی کلامی و استدلالی را می‌جسته‌اند، در حالی که گروهی دیگر، دست یافتن به عقیده‌ای نجات‌بخش را در گرو پذیرش نصوص و پیروی شیوه سلف (صحابه و تابعین) در پرهیز از مباحث کلامی و تسلیم نسبت به نصوص شرعی دانسته‌اند. گونه‌ای خاص از گرایش‌های اعتقادی اهل سنت و جماعت که در گستره‌ای از تاریخ در مشرق اسلامی از حیاتی ممتد برخوردار بوده، مکتب حنفیان اهل سنت و جماعت و شکل کلامی شدهٔ آن، یعنی مذهب ماتریدیه است.

ماتریدیه

نوشتار اصلی: ماتریدیه

پیروان ابومنصور ماتریدی که در فقه از پیروان ابوحنیفه‌اند. در آراء کلامی نیز از ابوحنیفه تأثیر گرفته‌اند. ماتریدیه تلاشی برای جمع میان معتزله و اهل حدیث بود و در استدلالهای کلامی به عقل بها میدهد و از نقل نیز بهره میبرد. دیدگاه وی در الاهیات، تنزیهی است. برخی میان ماتریدیه و اشاعره تفاوت مهمی نمی‌بینند. اما بیشتر محققان آراء و روش کلامی ماتریدیه را از اشاعره جدا میکنند. ابوزهره میگوید: «در روش ماتریدی عقل سلطه عظیمی دارد. اما اشاعره به روش نقلی پایبندند و آن را با عقل تأیید میکنند. اشاعره در خط میان اهل حدیث و اعتزال قرار گرفته‌اند و ماتریدیه میان اشاعره و اعتزال.»

اشعری

نوشتار اصلی: اشاعره

عدّه‌ای از اهل سنت هستند که امامت را قبول نداشته و سعی می‌کنند بین ظاهرگرایی اهل حدیث و عقلگرایی معتزله جمع کنند ولی بیشتر به ظاهرگرایان تمایل داشته، صفات خداوند را غیر از ذات دانسته و کلام الله را قدیم می‌دانند.

اهل حدیث

نوشتار اصلی: اصحاب حدیث

اهل حدیث احکام فقهی و اعتقادات را با اتکا بر نص احادیث اتخاد میکنند. از کلام، منطق، قیاس، رأی و به طور عام از عقلگرایی گریزانند.[۲۱] فقهای حجاز مانند مالک بن انس، شافعی و فقهای بلاد دیگر مثل سفیان ثوری، احمد بن حنبل، بخاری و.. هر یک به وجهی از اصحاب حدیث محسوب میشوند. معمولاً کمتر به مباحث کلامی وارد شده‌اند. احمد بن حنبل در زمینه اعتقادات نیز به طرح اصولی پرداخته است.[۲۲]

معتزلی

نوشتار اصلی: معتزله

معتزله از جریان‌های اصلی کلامی در میان اهل سنت است. ایشان بر خلاف اهل حدیث که انبوه حدیث‌های اصیل و جعلی پیامبر و صحابه را مورد توجه خود قرار داده بودند، عقل و خرد را به تنهایی برای پیروی از اسلام راستین کافی می‌دانستند. گاهی نظرات فلاسفه را با دین مخلوط می‌ساختند. بعد‌ها اشاعره برخاستند و جانشین اهل حدیث شدند. اشاعره را می‌توان جمع میان معتزله و اهل حدیث دانست ولی آن‌ها نیز عقاید معتزله را مردود می‌دانستند.

تأکید معتزله بر روی عقل آنچنان جدی بود که بر خلاف بسیاری از فقها که حدیث را مطلق می‌دانستند آنان اعتقاد داشتند که در تعارض حدیث با عقل، عقل مقدم است. نیز بر خلاف نظر بسیاری از علما، اعمال و احادیث صحابه را مطلق و لازم‌الاجرا نمی‌دانستند؛ اما اساسی‌ترین و در عین حال بحث انگیز‌ترین موضع گیری معتزله در بحث پیچیده مخلوق یا غیر مخلوق بودن قرآن پیش‌آمد.

وهابیت

نوشتار اصلی: وهابیت

وهابی‌ها طرفداران محمد بن عبدالوهاب هستند که در اواخر قرن دوازده هجری به ترویج افکار ابن تیمیه پرداختند. اصول عقاید وهابیت را می‌توان در موارد ذیل خلاصه کرد:

  • اعتقاد به وسایط میان خلق و خدا با توحید در الوهیت منافات دارد.
  • مشرکان عصررسالت در مسئله ربوبیت مشرک نبودند. با اینکه انگیزه بت پرستان، تقرب به خداوند و طلب شفاعت از معبودان خویش در پیشگاه خداوند بود، قرآن کریم عمل آنان را شرک دانسته است.
  • هرگونه عمل که مشابه اعمال مشرکان عصر رسالت باشد مثل استغاثه و استعانت از غیر خدا، نذر و قربانی برای خدا، و طلب شفاعت از غیر خدا شرک است.
  • شیعیان کافرند.
  • شرک مسلمانان از شرک مشرکان عصر رسالت عظیم‌تر است.

پانویس

  1. مفردات راغب، ماده اهل
  2. لسان العرب، ج۱۳، ماده سنّ
  3. کلینی، كافی، ج۵، ص۱۰
  4. آشنایی با فرق تسنن، ص ۳۵؛ رک: دایرة المعارف فارسی، مصاحب، ذیل مدخل سنت؛
  5. غزالی، فضائح الباطنیة، ص ۷۷، ۷۸
  6. آشنایی با فرق تسنن، ج ۳۶
  7. آشنایی با فرق تسنن، ج ۳۶-۳۷
  8. آشنایی با فرق تسنن، ج ۳۸
  9. المذاهب الاسلامیة الخمسه، ص ۳۷۶
  10. مناهج الاجتهاد فی الاسلام، ص ۶۱۳-۶۱۶
  11. آشنایی با فرق تسنن، ص ۱۹۶؛ درباره انتشار مذهب مالکی بنگرید: ابوزهره، مالک حیاته و عصره، آراءه و فقهه، ص ۳۶۴ به بعد
  12. تاریخ بغداد، ج۱۳، ص ۳۶۸
  13. آشنایی با فرق تسنن، ص ۱۹۴
  14. درباره اصول مذهب شافعی بنگرید: عبدالسلام، الامام شافعی، ص ۲۰۷-۲۴۲
  15. مقدمه ابن خلدون، ص ۴۱۵
  16. نحراوی، الامام شافعی فی مذهبیه القدیم و الجدید، ص ۶۲۱۷-۷۰۳؛ نیز رک: کتاب‌شناسی تفصیلی مذاهب اسلامی، ص ۸۹-۱۱۳
  17. رک: ابوحبیب، احمد بن حنبل السیرة و المذهب، ص ۵۷-۶۹؛ آشنای با فرق تسنن، ص ۱۹۹
  18. اعلام الموقعین، ج۱، ص ۳۳؛ آشنایی با فرق تسنن، ص ۲۰۰
  19. احمد فراج حسین، تاریخ الفقه الاسلامی، ص ۳۸
  20. رک: مناهج الاجتهاد فی الاسلام، ص ۷۸۷؛ کتاب‌شناسی تفصیلی مذاهب اسلامی، ص ۱۱۳-۱۳۷
  21. آشنایی با فرق تسنن، ص ۹۱
  22. آشنایی با فرق تسنن، ص ۹۲

منابع

  • کاظم مدیر شانه چی، تاریخ فقه مذاهب اسلامی، بوستان کتاب، قم، ۱۳۸۹ش.
  • شناخت مذاهب اسلامی، واحد تدوین کتب درسی مدارس علمیه خارج از کشور، ۱۳۷۸ش.
  • مدخل اهل سنت و جماعت، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۰.
  • ابن اسحاق، محمد، الکافی، دار الكتب الإسلامية، بهار ۱۳۶۷ش.
  • رضا برنجکار، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، کتاب طه، قم.
  • محمد سلام مدکور، مناهج الاجتهاد فی الاسلام فی الاحکام الفقهیه و العقائدیه، جامعه الکویت، کویت، ۱۹۷۷م.