مقاله نامزد خوبیدگی

هارون (پیامبر)

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
حضرت هارون
اطلاعات پیامبر
نام در قرآن: هارون
آرامگاه: کوه هور در غرب کشور اردن
پیامبران هم‌عصر: حضرت موسی
پیروان: بنی‌اسرائیل
حوادث مهم: دعوت فرعون به توحید،‌ هجرت از مصر.
-
پیامبران
اولوالعزم
حضرت محمد(ص) ابراهیمنوحعیسیموسیسایر پیامبران

هارون فرزند عمران،‌ برادر بزرگتر و سخنگو و وزیر حضرت موسی(ع) که همراه وی در مصر بود. قرآن به فصاحت وی در سخن گفتن اشاره دارد و گفته شده در زمان سخن گفتن با فرعون در مصر هشتاد و سه سال داشته است. یهودیان، مسیحیان و مسلمانان معتقد به پیامبری او هستند. وی ۱۲۳ سال زندگی کرده‌ و در کوه هور در غرب اردن درگذشته و در همان محل دفن شده است. روحانیان و احبار (بزرگان یهود) همه از خاندان وی هستند.

نسب شناسی

هارون، کلمه‌ای است عِبری به معنی کوه نشین یا روشن شده.[۱] پدرش عمران و نام مادرش یوکابد بود. نسب هارون اینگونه آمده: هارون پسر عمران، پسر قاهث، پسر لاوی، پسر یعقوب، پسر اسحاق، پسر ابراهیم(ع). وی دارای چهار پسر به نام‌های العازار، ناداب، ابیهو وایتامار بوده است.[۲] هارون سه سال از حضرت موسی بزرگتر بود[۳] و در زمان سخن گفتن با فرعون در مصر هشتاد و سه سال داشت،[۴] یهودیان، مسیحیان و مسلمانان معتقد به پیامبری او بوده و مدت عمرش را ۱۲۳ سال ذکر کرده‌اند.[۵] روحانیان و احبار (بزرگان یهود) همه از خاندان وی هستند.[۶] هارون در کوه هور در غرب اردن دار فانی را وداع گفت[۷] و در همانجا به خاک سپرده شد.[۸]

مقبره منسوب به هارون نبی بر قله کوه هور در غرب اردن
چگونگی درگذشت هارون

گفته شده است روزی حضرت موسی، هارون و پسرش اِلعازار را با خود به قله کوه هور برد و مطابق فرمان خداوند، لباس هارون را درآورد و بر تن اِلعازار پوشانید. سپس هارون را امر کرد که به اتاق کوچکی که در آن جا بود برود و بر روی تخت دراز کشد و چون هارون چنین کرد، ملک الموت او را قبض روح کرد. آنگاه خداوند آن تخت را بالا برد و موسی و العازار به میان قوم خود بازگشتند و خبر وفات هارون را به آنها رساندند.[۹]

مقبره هارون
قبر منسوب به حضرت هارون در کاترین

مقبره منسوب به هارون بر قلّه کوه هور در غرب اردن واقع شده است.[۱۰] این کوه به نام «پترا» و «جبل هارون» نیز شهرت دارد. در این مقبره کتیبه‌ای عربی متعلق به قرن هشتم هجری دیده می‌شود که انتساب مقبره به هارون را تأیید می‌کند. کتیبه سنگی دوم بر بالای درب ورودی مقبره نصب شده و نشانگر آن است که مقبره هارون در سال ۷۳۹ق به فرمان محمد بن قَلاوُن (پادشاه مصر) مرمّت شده و پیش از آن نیز در زمان سلطنت پدرش، سیف الدین قَلاوُن (۶۷۸تا۶۸۹ق) تجدید بنا گردیده است.[نیازمند منبع]

مقبره دیگری منسوب به هارون در روستای «کاترین السیَّاحیّه» در اردن، در حاشیه ساحلی خلیج عقبه بر روی تپه کوچکی قرار دارد. این بقعه شامل یک اتاق گلی و ساده است که در وسط آن مقبره و صندوقی به ارتفاع ۱ متر قرار دارد.[نیازمند منبع]

شخصیت شناسی

  • هارون درقرآن

در قرآن نام هارون در سیزده سوره و بيست بار و بیشتر هم به همراه حضرت موسی(ع) آمده که در امر رسالت به او کمک می‌کرده است. بعضی از مفسرین گفته‌اند که نام وی نوزده بار ذکر شده، زيرا مراد از «يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ»: (مريم، آیه۲۸) هارون برادر موسى نيست.[۱۱]

وزارت برای موسی

قرآن به در خواست حضرت موسی از خداوند در هنگام برانگیخته شدن به پیامبری اشاره می‌کند که از خدا می‌خواهد هارون را وزیر و همراه او قرار دهد چرا که او بهتر از موسی سخن می‌گوید.[۱۲][۱۳] در داستان ارسال موسی برای دعوت فرعون، سخن مستقیمی در قرآن به هارون نسبت داده نشده است، بلکه تنها همراهی او با موسی در این امر از آیات قرآن پیداست.[۱۴]

نبوت هارون

قرآن به پیامبر بودن هارون تصریح کرده می‌فرماید: ما از رحمت خود، برادرش هارون را، که پیامبر بود، به او بخشیدیم.[۱۵] این آیه اشاره به اجابت دعایى دارد که موسى (ع) در طور سیناء از خداوند درخواست کرد.[۱۶]

فضیلت و عبودیت هارون

قرآن هارون را، بخشش و رحمت خاص خداوند معرفی کرده[۱۷] و در سوره صافات هارون را در منت‌هایش، و در دادن کتاب، و هدایت به سوی صراط مستقیم، و در داشتن تسلیم، و بودنش از محسنین با موسی (ع) شریک دانسته و او را از انبیائش معرفی کرده و از کسانی دانسته که بر آنان انعام داده و او را با سایر انبیاء در صفات نیکو شریک قرار داده است.[۱۸]

ماجرای هارون و گوساله پرستی بنی‌ اسراییل در قرآن

در هنگام عزیمت موسی به طور سیناء برای میقات، موسی به قوم خود وعده می دهد که در ۳۰ روز آینده بازگردد، ولی این مدت ۴۰ روز طول می‌کشد. حضرت موسی ضمن تعیین هارون به جانشینی، به او دستور می‌دهد که در قومش اصلاح کند و از راه مفسدان تبعیت نکند.[۱۹] اما پس از گذشت مدت ۳۰ روز وعده داده شده، سامری با طلاهایی که قوم موسی از فرعونیان با خود به همراه آورده بودند، گوساله‌ای طلایی درست می‌کند و قوم موسی را به پرستش آن دعوت می‌کند.[۲۰] تلاش های هارون برای پیش گیری قوم از پرستش گوساله بی‌فایده می‌ماند و بنی اسراییل به درخواست‌های هارون مبتی بر نپرستیدن بت پاسخ مثبت نمی‌دهد.[۲۱] در همین حین خداوند به موسی اطلاع می‌دهد که سامری پس از رفتن او به میقات قوم را گمراه کرده است.[۲۲] حضرت موسی با اطلاع از این موضوع به سرعت به سمت قوم خود باز می‌گردد.[۲۳] پس از بازگشت، الواح را انداخته و سر برادر را گرفته و به طرف خود می‌کشد. هارون در توجیه سکوت خود در برابر گوساله پرستی قوم، می‌گوید که قوم او را تضعیف کرده‌اند و نزدیک بود که وی را به قتل برسانند، پس از موسی درخواست می‌کند که او را دشمن شاد نکند و با ظالمان یکسان نپندارد.[۲۴] بنابرین موسی برای خود و برادرش از خداوند طلب بخشش می‌کند، و خداوند به پرستش کنندگان گوساله وعده عذاب می‌دهد.[۲۵][۲۶]

  • هارون در روایات

از امام صادق(ع) به نقل از پیامبر(ص)، در جریان معراج آمده، وقتى پیامبر به آسمان پنجم صعود كرد، در آنجا مردى تنومند با چشمانی درشت مشاهده كرد كه پيرامون او گروهى از امت وى بودند، پیامبر از كثرت آنها متعجب شده و از جبرئیل می‌پرسد این مرد كیست؟ جبرئیل می‌گوید او هارون پسر عمران است، سپس پیامبر بر او سلام و برایش استغفار كرده و او نیز به پیامبر سلام و برایش استغفار نموده است.[۲۷] امام علی (ع) هم در وصف حالات موسی و هارون در نقلی می‌فرماید: حضرت موسی به همراه برادرش هارون، در حالی نزد فرعون رفتند که لباس پشمین بر تن و عصای چوبین در دست داشتند.[۲۸]

هارون در تورات

هارونی که در تورات معرفی می‌شود با آنچه که در قرآن ذکر شده دارای تفاوت‌های اساسی است. همانطور که از آیات قرآن استفاده می‌شود، گوساله‌ پرستی بنی‌اسرائیل کار شخصی به نام سامری بود و هارون با تمام توان با آن مبارزه کرد.[۲۹] اما تورات گوساله سازی و دعوت به بت پرستی را به هارون نسبت می‌دهد. در فصل ۳۲ از سفر خروج تورات چنین آمده:

«پس از آن كه در بازگشت موسى از كوه طور تاخير افتاد، بنى‌اسرائيل به هارون اظهار داشتند: براى ما خدائى بساز تا در مقابل ما بخرامد. هارون گفت گوشواره‌هاى طلا از گوش‌هاى زنان و دختران و پسران خود بيرون كرده بياورند پس آورده و براى آنها گوساله ساخت و به پرستش آن دعوت نمود و سپس براى اجراى مراسم عبادت قربانگاهى در مقابل گوساله قرار داد و گفت: فردا حج كنيد پروردگار خود را.» [۳۰]

البته مفسرین یهود معتقدند که به دلايل مختلف از جمله پيشنهاد آوردن زيور آلات طلا كه اصولاً مردم حاضر به از دست دادن آن نیستند و به تعويق انداختن جشن به فردای آن روز، چون می‌دانست كه حضرت موسی باز خواهد گشت و... هارون كوشش كرد تا وقت‌گذرانی كند و به هيچ‌وجه قصد ساختن بتی را نداشته است.[۳۱]

هارون در حدیث منزلت

نوشتار اصلی: حدیث منزلت

از احادیث مشهور نبوی که مورد قبولِ عالمان شیعه و سنّی قرار دارد حدیث منزلت است.[۳۲] در این حدیث جایگاه امام علی (ع) نسبت به پیامبر اکرم (ص) همانند جایگاه هارون نسبت به موسی معرفی شده است. این حدیث در مناسبت‌های مختلف از پیامبر (ص) شنیده شده که مهم‌ترین آن‌ها در جنگ تبوک است.[۳۳] مشهورترین نقل‌ این حدیث آن است که پیامبر اکرم (ص) خطاب به علی (ع) فرمود: «‌أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّاأنـّه لانَبیّ بَعدی‌»[۳۴] پيامبر در نقلی دیگر به امام علی(ع) فرمود: آيا نمی‌پسندی كه نزد من همان جايگاهی را داشته باشی كه هارون نزد موسی داشت؛ با اين تفاوت كه تو پيامبر نيستی.[۳۵]

هارون در اشعار فارسی

واژه هارون در اشعار و ادبیات فارسی بازتاب‌هایی داشته است، ابیات زیر از دیوان شمس نمونه‌ای از آن است:

گر تو فرعون منی از مصر تن بیرون کنی در درون حالی ببینی موسی و هارون خویش[۳۶]
گلیم موسی و هارون به از مال و زر قارون چرا شاید که بفروشی تو دیداری به دیناری[۳۷]

پانویس

  1. قرشی، قاموس قرآن، ۱۳۶۷ش، ج۷، ص۱۵۱.
  2. مصطفوی، التحقيق فی كلمات القرآن الكريم، ۱۳۶۰ش، ج۱۱، ص۲۵۳.
  3. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳‌ق، ج۱۳، ص۳۷۰.
  4. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳‌ق، ج۱۳، ص۲۷.
  5. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳‌ق، ج۱۳، ص۳۷۰.
  6. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳‌ق، ج۲۳، ص۷۰.
  7. جیمز هاکس، قاموس کتاب مقدس، ص ۱۱۴.
  8. ابن منظور، مختصر تاریخ دمشق، ۱۴۰۴ق، ص۳۹۸.
  9. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳‌ق، ج۱۳، ص۳۶۸.
  10. جیمز هاکس، قاموس کتاب مقدس، ص ۱۱۴.
  11. قرشی، قاموس قرآن، ۱۳۶۷ش، ج۷، ص۱۵۱.
  12. سوره فرقان، آیه۳۵.
  13. سوره قصص، آيه۳۴.
  14. سوره طه، آیات ۴۲تا۴۸.
  15. سوره مریم، آیه۵۳.
  16. طباطبایی، الميزان، ۱۳۷۴ش، ج۱۶، ص۴۴.
  17. سوره مریم، آیه۵۳
  18. صافات، آیه ۱۱۴ تا ۱۲۲؛ سوره مريم، آيه ۵۳.
  19. سوره اعراف، آیه۱۴۲.
  20. سوره طه، آیه۸۷.
  21. سوره طه، آیه۹۰.
  22. سوره طه، آیه۸۵.
  23. سوره طه، آیه۸۶.
  24. سوره اعراف، آیه۱۵۰.
  25. سوره اعراف، آیه ۱۵۱.
  26. طباطبایی، الميزان، ۱۱۳۷۴ش، ج۱۶، ص۶۲.
  27. مشایخ، قصص انبیاء، ۱۳۸۱ش، ص۳۳۰.
  28. شيخی، پیامبر از نگاه قرآن و اهل بیت، ۱۳۸۶ش، ص۱۴۴.
  29. طباطبایی، المیزان، ج‌۸، ص۳۲۲.
  30. تورات، فصل ۳۲ از سفر خروج.
  31. سِفر خروج، فصل سی و دوم، پایگاه اطلاع رسانی انجمن کلیمیان ایران
  32. مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۲۷۷، ج۳، ص۴۱۷؛ صحیح البخاری، ج۵، ص۱۲۹؛ سنن ترمذی، ج۵، ص۶۳۸؛ کافی، ج۸، ص۱۰۶ـ۱۰۷؛ باقلانی، کتاب تمهید الاوائل و تلخیص الدلائل، ص۴۵۷؛ قاضی عبدالجباربن احمد، المغنی، ج۱۰، قسم ۱، ص۱۵۸؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغدادی، ج۴، ص۴۶۵؛ فخررازی، البراهین در علم کلام، ج۲، ص۲۵۷؛ تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۲۹۶
  33. ابن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۲۷۷، ج۳، ص۴۱۷، ج۷، ص۵۱۳، ۵۹۱؛ بخاری، صحیح البخاری، ج۵، ص۱۲۹؛ صحیح مسلم، ج۲، ص۱۸۷۰ـ ۱۸۷۱؛ ترمذی، سنن ترمذی، ج۵، ص۶۳۸، ۶۴۰ـ۶۴۱؛ نسائی، سنن نسائی، ص۵۰ ـ۶۱؛ حاکم نیشابوری، مستدرک، ج۳، ص۱۳۳ـ۱۳۴؛ احمدبن عبداللّه طبری، الریاض النضرة فی مناقب العَشرَة، ج۳، ص۱۱۷ـ۱۱۹؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۵، ص۷ـ۸؛ هیثمی، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۹، ص۱۱۰؛ عینی، عمدةالقاری: شرح صحیح البخاری، ج۱۶، ص۳۰۱؛ سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص۱۶۸؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۲۳۶، ۲۹۱؛ متقی، کنزالعمال، ج۱۳، ص۱۶۳، ۱۷۱ـ۱۷۲؛ نیز رجوع کنید به میرحامد حسین، عبقات الانوار، ج۲، دفتر۱، ص۲۹ـ۵۹؛ شرف الدین، ص۱۳۰؛ حسینی میلانی، نفحات الازهار، ج۱۸، ص۳۶۳ـ۴۱۱
  34. مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۱، ص۳۳۳.
  35. حويزی، نورالثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۶۲.
  36. مولوی، دیوان شمس، غزل شماره۱۲۴۷.
  37. مولوی، دیوان شمس، غزل شماره۲۵۳۴.

منابع

  • ابن منظور، محمد بن مكرم، مختصر تاریخ دمشق، ۱۴۰۴ق.
  • حویزی، عبد علی، تفسیر نورالثقلین، قم، انتشارات اسماعيليان، ۱۴۱۵ق.
  • شيخی، حميدرضا، پيامبر از نگاه قرآن و اهل بيت، قم، دارالحديث، چاپ سوم، ۱۳۸۶ش.
  • طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه سیدمحمدباقر موسوى همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم‏، چ۵، ۱۳۷۴ش.
  • قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، تهران، اسلامیة، ۱۳۶۷ش.
  • مجلسی، بحارالانوار، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۳‌ق.
  • مشايخ، فاطمه، قصص انبياء، تهران، انتشارات فرحان، ۱۳۸۱ش.
  • مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت ارشاد، ۱۳۶۰ش.
  • هاکس، جیمز، قاموس کتاب مقدس، تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۷ش.