بنی‌اسد

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

بنی‌اسد تیره‌ای از عرب عَدنانی، موسوم به بنی اسد بن خزیمه است. این تیره با این که در مقایسه با دیگر قبایل بزرگ، در تاریخ قرن‌های نخستین هجری، ویژگی برجسته و نقشی چشم‌گیر نداشته است، یکی از تیره‌های مهم مُضَری، از اعراب شمال عربستان، به شمار می‌رود.

بنا به نقل طبری از سیف بن عمر، بنی اسد در فتوحات عراق و به ویژه قادسیه، از خود رشادت نشان دادند و در ناحیۀ عراق و به ویژه اطراف کوفه و بصره ساکن شدند و گروه‌هایی از ایشان نیز به سوی شام هجرت کردند.

شهرت بنی اسد در روزگار معاصر بیشتر به تشیع آنان است. دو تن از مشهورترین اصحاب امام حسین(ع) در واقعه عاشورا، از بنی اسد بودند؛ مسلم بن عوسجه اسدی و حبیب بن مظاهر اسدی. گروهی از ایشان که احتمالاً اهل شهر کوفه بودند و در آبادی‌های اطراف شهر سکنا داشتند، پیکر شهدای اهل بیت امام حسین(ع) را دفن کردند. این موضوع چندان شهرت یافته است که در نمایش سنتی تعزیه، نمایش ویژه‌ای به تدفین شهدا به دست افراد بنی اسد اختصاص دارد.[۱]

نسب

تیره‌ای از عرب عدنانی، موسوم به بنی اسد بن خزیمه است. این تیره با اینکه در مقایسه با دیگر قبایل بزرگ، در تاریخ قرن‌های نخستین هجری، ویژگی برجسته و نقشی چشم گیر نداشته است، یکی از تیره‌های مهم مُضَری، از اعراب شمال عربستان، به شمار می‌رود. زنجیرۀ نسب بنی اسد، پس از خزیمه، از مُدرکة بن الیاس به نزار بن مَعَدّ می‌رسد.[۲] چند تیرۀ مشهور دیگر عرب نیز عنوان بنی اسد داشتند که جدا از بنی اسد بن خزیمه هستند[۳]، بنی اسد به چندین شاخه و عشیرۀ دیگر تقسیم شده‌اند که از مهم‌ترین آنها می‌توان به بنی صیدا، بنی فَقعَس، بنی نَضر بن قُعَین، بنی زَنیه، بنی غاضره و بنی نعامه اشاره کرد.[۴]

بنی اسد غالباً در شبه جزیرۀ عربستان، در صحرای نجد و تهامه و در کنار منابع آب ساکن بودند.[۵] گفته‌اند که خزیمة بن مدرکه، نیای بنی اسد، نخستین مضری‌ای بود که در مکه سکنا گزید و اول کسی بود که بت هُبَل را در جای خود نصب کرد و بدین سبب، آن را هبل خزیمه می‌خواندند. [۶] از دیگر حوادث مربوط به بنی اسد، مقارن ظهور اسلام، شرکت ایشان در مجموعۀ قبایل متحد و هم پیمان قریش معروف به «احابیش» است [۷]، پیوند ایشان با قریش تا سال‌ها، به گونه‌های مختلف استوار بود.

در آغاز ظهور اسلام، کسانی از این قبیله، به ویژه آنها که ساکن شهر مکه بودند، در میان مسلمانان اولیه دیده می‌شدند؛ مانند قیس بن عبدالله اسدی از مهاجران به حبشه.[۸] در میان اصحاب مشهور پیامبر(ص) نیز کسانی از این قبیله مانند عبدالله بن جحش و عکاشة بن محصن را می‌توان نام برد.[۹] و باید گفت که ازدواج پیامبر(ص) با زینب دختر جحش، در حدود سال ۵ق موجب تفاخر بنی اسد بوده است.[۱۰]

حضور در کوفه

بنا به نقل طبری از سیف بن عمر، بنی اسد در فتوحات عراق و به ویژه قادسیه، از خود رشادت نشان دادند[۱۱] و در ناحیۀ عراق و به ویژه اطراف کوفه و بصره ساکن شدند و گروه‌هایی از ایشان نیز به سوی شام هجرت کردند.[۱۲] پس از بنای کوفه، بنی اسد یکی از نخستین قبایلی بود که در یکی از «اسباع» آن شهر همراه غطفان و چند قبیلۀ دیگر سکنا گزید[۱۳] امام علی(ع) پس از جنگ جمل – که بنی اسد هم در آن به طرفداری از امام جنگیده بودند-[۱۴] آنها را در سُبعی گنجاند که شامل قبایل بزرگ‌تر مضری، یعنی قریش و کنانه می‌شد.[۱۵]

موقعیت ایشان در شهر

جمعیت زیاد بنی اسد در کوفه چنان بود که در همان سال‌های نخست، دومین قبیلۀ ساکن شهر، پس از هَمدان، شمرده می‌شد.[۱۶] در حدود سال ۵۰ق/۶۷۰م با توجه به شرایط جدیدی که در خلافت معاویه پدید آمده بود، زیاد بن ابیه، حاکم عراق، در ساختار قبیله‌ای کوفه تغییراتی داد و «اسباع» را به «ارباع» تبدیل کرد و اسد و مِذحَج در ربع چهارم جای گرفتند.[۱۷] این نظام جدید تا سال‌ها همچنان پا بر جا بود.[۱۸]

رسیدن به امارت

در حدود سدۀ۳ق، گروه بزرگی از قبیلۀ بنی اسد در شهر حلب و اطراف آن ساکن شدند.[۱۹] اما منطقه بین النهرین همچنان زیستگاه اصلی آنان بود، هرچند به عشیره‌های دیگری تقسیم شدند و برخی به ایران نیز آمدند. مهم‌ترین عشیرۀ بنی اسد که بیش از یک قرن در نقاطی از خوزستان و جنوب عراق، امارت موروثی یافتند، مزیدیان هستند. بنی مزید در حکومت آل بویه بر دیگر عشیره‌های بنی اسد قدرت یافتند و به خصوص پیوند ایشان با کردان منطقه بر قدرتشان افزود، چنان که در حلّه و نواحی اطراف تا اهواز و هویزه امارتی بنیان نهادند و بعدها نیز در حوادث مربوط به روابط میان برکیارق و سلطان محمد، فرزندان ملک شاه، نقشی به سزا ایفا کردند.[۲۰] در روزگار معاصر، بنی اسد در عراق، مجموعه‌ای از عشایر را تشکیل می‌دهند که به آنها «اهل الجزائر» هم گفته می‌شود. آنها غالباً در جنوب نهر فرات و اطراف کربلا سکنا دارند.[۲۱]

تشیع

شهرت بنی اسد در روزگار معاصر بیشتر به تشیع آنان است. بیشتر اهالی کوفه به تشیع گرایش داشتند و مرکزیت یافتن این شهر در دورۀ خلافت حضرت علی(ع) در این موضوع بی‌تأثیر نبود. گو اینکه در آغاز خلافت امام علی(ع) گرایش به تشیع در میان بزرگان بنی اسد چندان رایج نبوده است.[۲۲] با این همه، گروه بسیار زیادی از شیعیان برجستۀ کوفه از قبیلۀ بنی اسد یا موالی ایشان بوده‌اند.[۲۳]

واقعۀ عاشورا

دو تن از مشهورترین اصحاب امام حسین(ع) در واقعۀ عاشورا، از بنی اسد بودند؛ مسلم بن عوسجه اسدی[۲۴] و حبیب بن مظاهر اسدی.[۲۵]

همچنین تعدادی از بنی‌اسد در اطراف کربلا زندگی می‌کردند و با دعوت حبیب بن مظاهر تصمیم گرفتند به سپاه امام حسین(ع) ملحق شوند ولی عمر سعد اطلاع یافت و با فرستادن تعدادی از لشکریان، و پس از درگیری مختصری آن‌ها را پراکنده کرد.[۲۶]

برخی از روایات مربوط به واقعۀ کربلا، حکایت از شرکت چند تن از افراد بنی اسد در لشکر کوفه دارد[۲۷] که مهم‌ترین آن‌ها حرمله بوده است.[۲۸]

گروهی دیگر از ایشان که احتمالاً اهل شهر کوفه بودند و در آبادی‌های اطراف شهر سکنا داشتند، پیکر شهدای اهل بیت(ع) را دفن کردند.[۲۹] این موضوع چندان شهرت یافته که در نمایش سنتی تعزیه، نمایش ویژه‌ای به تدفین شهدا به دست افراد بنی اسد اختصاص دارد.[۳۰] همچنین گروهی از راویان و اصحاب ائمه(ع) از بنی اسد یا موالی ایشان بوده‌اند.[۳۱] از مشهورترین دانشمندان شیعی از این قبیله، می‌توان به ابوالعباس نجاشی اسدی کوفی، رجال شناس بزرگ سدۀ پنجم هجری، اشاره کرد.

اهل لغت

قبیلۀ بنی اسد به سبب صحرانشینی، مورد توجه دانشمندان لغت شناس و ادیب نیز بوده است و گفته‌اند این قبیله یکی از منابع ادبی در قرن های نخستین هجری به شمار می‌آمده است.[۳۲]

شاعران قبیله

از بنی اسد بن خزیمه شاعران بزرگی نیز برخاستند. مشهورترین ایشان کمیت بن زید اسدی، شاعر بزرگ شیعی است. [۳۳] از دیگر شاعران ایشان، می‌توان به بشر بن ابی حازم اشاره کرد که هم دوران جاهلیت و هم اسلام را درک کرد[۳۴]، ایمن بن خریم، ابن زبیر، اقیشر از دیگر شاعران مشهور این قبیله‌اند.

اخبار و آثار بنی اسد را محمد بن عبدالملک فقعسی-که تا پس از روزگار منصور عباسی حیات داشت- در کتابی با عنوان مآثر بنی اسد و اشعارها گرد آورده بود[۳۵] که اینک نشانی از آن در دست نیست.

پانویس

  1. دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۲، صص۶۲۶-۶۲۹.
  2. کلبی، جمهرة، ۱۹-۲۱، ۱۶۸-۱۶۹.
  3. نکـ: سمعانی، ج۱، ص۲۱۴.
  4. ابن قتیبه، المعارف، ص۶۵؛ نیز نکـ: ابن درید، الاشتقاق، ص۱۸۰.
  5. نکـ: ابوالفرج، الاغانی، ج۱۵، صص۳۰۰، ۳۷۷، ج۱۷، ص۸۶.
  6. کلبی، اصنام، ص۲۸.
  7. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۲۷؛ دربارۀ احابیش نکـ: زریاب، سیرۀ رسول الله (ص)، صص۵۶-۵۸.
  8. ابن هشام، السیرة النبویة، ج۴، ص۶؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۴، ص۲۲۱.
  9. ابن قدامه، التبیین فی انساب القریش، ص۵۰۶.
  10. ابن حبیب، المحبر، ص۸۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۰۱.
  11. طبری، تاریخ، ج۳، صص۴۸۶، ۵۳۴-۵۳۹؛ نیز نکـ: کلبی، جمهرة، ص۱۷۶.
  12. ابن عدیم، بغیة الطلب، ج۱، ص۵۳۴.
  13. طبری، تاریخ، ج۴، صص۴۵، ۴۸؛ نیز نکـ: نصر، وقعة صفین، ص۱۱۷.
  14. شیخ مفید، الجمل، ص۳۲۱
  15. طبری، تاریخ، ج۴، ص۵۰۰.
  16. نصر، وقعة صفین، ص۳۱۱.
  17. طبری، تاریخ، ج۴، ص۴۸؛ نیز نکـ: ماسینیون، خِطَط الکوفه، صص۱۵-۱۶؛ خلیف، حیاة الشعر فی الکوفه، ص۳۱.
  18. نکـ: طبری، تاریخ، ج۷، ص۱۷۲.
  19. نکـ: ابن عدیم، بغیة الطلب، ج۱، ص۵۳۴.
  20. نکـ: کرکوش، تاریخ الحله، صص۱۳-۲۰.
  21. طاهر، العشائر العراقیة، صص۱۰۰-۱۰۱؛ برای نقش ایشان در حوادث معاصر، نکـ: بستانی، دائرة المعارف، ج۳، صص۴۷۳-۴۷۴.
  22. نکـ: ابراهیم بن محمد، الغارات، ج۱، ص۳۲۳، ج۲، ص۴۸۴.
  23. مثلا نکـ: کشی، معرفة الرجال، صص۷۸-۷۹، ۴۱۳، ۴۷۸؛ نجاشی، رجال، صص۲۰، ۲۷.
  24. ابی مخنف، مقتل الحسین(ع)، پاورقی ص۱۳۶؛ زرکلی، الاعلام، ج۷، ص۲۲۲.
  25. علامه حلی، خلاصه الاقوال فی معرة الرجال، ص۱۳۲.
  26. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۸۰.
  27. بلاذری، ج۳، ص۲۰۵. طبری، تاریخ، ج۵، صص۴۴۸، ۴۶۸؛ ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۹۱.
  28. طبری،‌ تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۶، ص۶۵.
  29. بلاذری، فتوح البلدان، ج۳، ص۲۰۵؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۵۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۱۴؛ ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۸۰.
  30. همایونی، تعزیه و نمایش در ایران، ص۱۰۰؛ شهریاری، کتاب نمایش، ج۱، صص۱۱۸، ۲۶۸-۲۶۹.
  31. مثلا نکـ: نجاشی، رجال، صص۱۴، ۲۰، ۲۲، ۲۷، ۱۲۷.
  32. نکـ: سیوطی، المزهر، ج۱، ص۲۱۱.
  33. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۵، ص۳۸۸.
  34. ابن قتیبه، الشعر و الشعراء، صص۱۴۵-۱۴۷.
  35. ابن ندیم، الفهرست، ص۵۵.

منابع

  • ابن اثیر، علی، اسدالغابة، قاهره، ۲۸۰ق.
  • ابن اثیر، الکامل.
  • ابن حبیب، محمد، المحبر، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد دکن، ۳۶۱ق /۹۴۲م.
  • ابن درید، محمد، الاشتقاق، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۳۷۸ق /۹۵۸م.
  • ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر.
  • ابن عدیم، عمر، بغیةالطلب، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۹۸۸م.
  • ابن قتیبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، به کوشش دخویه، لیدن، ۹۰۲م.
  • ابن قتیبه، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۹۶۰م.
  • ابن قدامه، عبدالله، التبیین فی انساب القرشیین، به کوشش محمد نایف دلیمی، بیروت، ۴۰۸ق /۹۸۸م.
  • ابن ندیم، الفهرست.
  • ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، به کوشش مصطفی سقا و دیگران، قاهره، ۳۵۵ق.
  • ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، قاهره، دارالکتب المصریه.
  • بستانی، بطرس، دائرةالمعارف، بیروت، ۹۵۶م بب.
  • بلاذری، احمد،، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ۸۶۵م.
  • زریاب، عباس، سیرة رسول الله(ص)، تهران، ۳۷۲ش.
  • سمعانی، عبدالکریم، الانساب، حیدرآباد دکن، ۳۸۲ق /۹۶۲م.
  • سیوطی، المزهر، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم و دیگران، قاهره، ۴۰۶ق /۹۸۶م.
  • شهریاری، خسرو، کتاب نمایش، تهران، ۳۶۵ش.
  • شیخ مفید، محمد، الارشاد، قم، ۴۱۲ق.
  • شیخ مفید، الجمل، به کوشش علی میرشریفی، قم، ۴۱۳ق.
  • طاهر، عبدالجلیل، العشائر العراقیة، بغداد، ۹۷۲م.
  • طبری، تاریخ.
  • کرکوش، یوسف، تاریخ الحلة، نجف، ۳۸۵ق /۹۶۵م.
  • کشی، محمد، معرفة الرجال، اختیار شیخ طوسی، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ۳۴۸ش.
  • کلبی، هشام، الاصنام، به کوشش احمد زکی پاشا، قاهره، ۹۱۶م.
  • ماسینیون، لوئی، خِطَط الکوفة، ترجمة مصعبی، صیدا، ۳۵۸ق /۹۳۹م.
  • نجاشی، احمد، رجال، به کوشش موسی شبیری زنجانی، قم، ۴۰۷ق.
  • نصربن مزاحم، وقعة صفین، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۳۸۲ق/۹۶۲م.
  • واقدی، محمد، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۹۶۶م.
  • همایونی، صادق، تعزیه و نمایش در ایران، شیراز، ۳۶۸ش.

پیوند به بیرون