مقاله قابل قبول
استناد ناقص
شناسه ناقص
نارسا
عدم جامعیت
نیازمند خلاصه‌سازی

مفترض الطاعة

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

مُفْتَرَضُ الطَّاعَة مقامی‌ خاص برای امامان شیعه. به معنای کسی که اطاعت او واجب است. برای اثبات این عقیده، به برخی از آیات و احادیث مانند حدیث منزلت استناد شده است. روایاتی نیز این مقام را انکار کرده آنها را حمل بر تقیه می‌کنند.

مفترض الطاعه چیست

مُفْتَرَضُ الطَّاعَة مقامی‌ خاص برای امامان شیعه، به معنای کسی که اطاعت او واجب است. بر پایه روایتی امام صادق(ع) سوگند یاد می‌کند که در نزد خداوند مقامی بالاتر از مفترض الطاعه‌بودن نیست.[۱] [یادداشت ۱]

بنابر روایت امام رضا(ع) این مقام در زمان حیات پیامبر به امت ابلاغ گردید و در روز غدیر از آنان پیمان گرفته شد.[۲] وقتی امام حسن(ع) با معاویه صلح کرد برخی از مردم آن حضرت را سرزنش کردند. حضرت فرمود: وای بر شما که نمی‌دانید من برای شما، چه کار کرده‌ام، به خدا سوگند آن چه من کرده‌ام، برای شیعیان بهتر است از آن چه آفتاب بر آن می‌تابد و طلوع و غروب می‌کند. آیا شما نمی‌دانید که من امام شما هستم و ولی امر شما که واجب الاطاعه‌ام. امام در ادامه، آیه ۵۹ سوره نساء را تلاوت نمود.[۳]

نمونه‌ای دیگر را در مورد مناظره امام سجاد(ع) با محمد بن حنفیه گزارش شده که پس از به سخن درآمدن حجرالأسود و اقرار به مفترض الطاعه‌بودن امام، محمد نیز به این عقیده اعتراف می‌کند و با مشاهده این معجزه الهی، باورمندی خویش را به فرمان‌برداری محض از امام ابراز می‌دارد.[۴]

ابوخالد مدتی در خدمت محمد حنفیه بود تا اینکه او را به حرمت پیامبر و امیرالمؤمنین قسم می‌دهد که آیا تو امام مفترض الطاعه بر خلق هستی؟ محمد در پاسخ می‌گوید: «به امر عظیمی مرا سوگند دادی، بدان که امام بر من و بر تو و بر هر مسلمانی علی بن حسین است». سپس ابوخالد به سراغ امام سجاد(ع) می‌آید و معجزه‌ای از علم الهی ایشان می‌بیند و تسلیم حضرت می‌شود.[۵]

اسماعیل بن جابر روزی خدمت امام باقر(ع) می‌رسد و تقاضا می‌کند تا دین خود را به حضرت عرضه کند و جویای تأیید یا رد آن نیز می‌شود. بعد از اجازه حضرت، جابر اعتقاد خود را به امامت بر اصل باور مفترض الطاعه بودن الهی ائمه،ایشان را صاحب این مقام می‌داند. امام نیز با تعبیری ستایش‌گونه، چنین عقیده و دینی را دین خدا و ملائکه‌اش می‌خواند.[۶]

مشابه این عرضه عقاید را در مورد منصور بن حازم نیز آمده است که خدمت امام صادق(ع) رسید و مفترض الطاعه‌بودن تک‌تک ائمه را اقرار واعتراف نمود.[۷]

در آثار دانشمندان شیعه

عالمان شیعه در آثار متعدد اهتمام به معرفی این مقام داشته‌اند. عدّه‌ای هم معنای امامت و خلافت الهی را همین مقام فرض الطاعه می‌دانند.[یادداشت ۲] علّامه مجلسی فرض الطاعه را از لوازم امامت می‌شمارد و بر دلالت حدیث منزلت به مقام فرض الطاعه تأکید می‌کند.[۸]

احادیث مخالف

روایاتی در منابع شیعه یافت می‌شود که دلالت دارد خود امامان شیعه هم به " واجب الاطاعه" بودن خود، معتقد نبوده‌اند.[۹]

درباره این روایات گفته شده: این روایات بر فرض درست بودن سند، یا جعلی‌اند یا در شرایط تقیه صادر شده‌اند و به مضمون چند روایت ضعیف نمی‌توان معتقد شد و ادله فراوان و معتبر و صریح عقلی و نقلی را وانهاد.[۱۰] نظیر این روایت که کاملا در شرایط تقیه صادر شده است:

هارون الرشید، امام کاظم(ع) را فرا خواند، وقتی امام وارد شد، سلام حضرت را پاسخ نداد، عصبانی و غضبناک بود و در مقابلش طوماری بوده که از عقاید رایج آن زمان نسبت به امام گزارش می‌کرده است؛ از جمله: مفترض الطاعه بودن حضرت مانند طاعت خدا و رسولش. هارون ضمن قرائت آن گزارش‌ها برائت خود را از تمام محتوایش اعلام کرد؛ و امام هم در نهایت احتیاط و تقیه، پاسخ او را با تعابیری احترام‌آمیز می‌دهد تا او آرام گیرد.[۱۱]

این گزارش، نشان‌دهنده رواج عقیده افتراض طاعت در آن زمان است و در عین حال اوج تقیه و لزوم نگهداری تشیع را نیز نشان می‌دهد؛ یعنی حضرت به بهای حفظ احترام ظاهری خلیفه هم که شده، چنین مهمی را به انجام می‌رساند.[۱۲]

پانویس

  1. صفار، بصائر الدرجات،۱۴۰۴ق، ج۱ ص۵۰۹.
  2. علامه مجلسی، بحار الأنوار،۱۴۰۳ق،ج۳۷،ص۳۲۵
  3. ابن خزاز، کفایة الأثر،۱۴۰۱ق، ص۲۲۵.
  4. قطب راوندی، الخرائج و الجرائح،۱۴۰۹ق، ج۱،ج۱۲۵
  5. شیخ طوسی، رجال الکشی (اختیار معرفة الرجال)، ۱۳۸۴ش، ج۱ ص۳۳۶
  6. کلینی، اصول الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۸۸.
  7. شیخ طوسی، رجال الکشی (اختیار معرفة الرجال)، ۱۳۸۴ش، ج۲،ص۷۱۹.
  8. مجلسی،بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۷، ص۲۸۲.
  9. شیخ طوسی، رجال الکشی (اختیار معرفة الرجال)، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۴۲۷.
  10. مرکزملی پاسخ‌گویی به سؤالات دینی.
  11. شیخ مفید، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۵۵.
  12. دزفولی، بررسی شواهد تاریخی باورمندی شیعه به مقام مفترض الطاعه بودن امام، ص۳۲.
  1. وَ اللَّه مَا فی الْأَرْض مَنْزلَة أَعْظَمُ عنْدَ اللَّه منْ مُفْتَرَض الطَّاعَة؛ به خدا سوگند، هیچ مقام و رتبه‌ای برای هیچ‌کس بلندتر از این رتبه نیست که خدا او را مفترض الطاعه قرار دهد. صفار، بصائر الدرجات،۱۴۰۴ق، ج۱ ص۵۰۹.
  2. شفتی در این زمینه می‌نویسد: «الإمامة هی الملک الإلهی و السلطنة الربانیة.... فإنّ المستفاد من (هذه) الرّوایات، و لا سیما بعد ضمّ بعضها إلی بعض، أنّ الملک العظیم و الطاعه المفترضة»، الامامه ج۳،ص ۲۲

منابع

  • خزاز، علی بن محمد، کفایه الاثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر،قم، بیدار، ۱۴۰۱ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، رجال الکشی (اختیار معرفه الرجال)، مشهد، دانشگاه مشهد، ۱۳۸۴ ش.
  • صفار، محمدبن الحسن، بصائر الدرجات فی فضائل ال محمد، قم، مکتبه‌آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
  • شفتی، اسدالله موسوی، الامامه، تحقیق سید مهدی رجایی، مکتبه سید حجّه الاسلام شفتی، اصفهان.بی تا.
  • علامه مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، بیروت،‌دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • قطب الدین راوندی، سعید بن هبة الله، الخرائج و الجرائح، تحقیق و نشر مؤسسة الإمام المهدی(ع)، قم، ۱۴۰۹ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، اصول الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری،‌دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۶۳ش.
  • مفید، محمد بن محمد، الإختصاص، تحقیق علی‌اکبر غفاری و محمود محرمی زرندی، کنگرۀ شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ق.
  • نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی، دفتر نشر اسلامی، قم،۱۳۶۵ش.
  • دزفولی، فصل‌نامه امامت‌پژوهی، مقاله، بررسی شواهد تاریخی باورمندی شیعه به مقام مفترض الطاعه بودن امام، سال سوم،ش ۹، ص۳۲.

پیوند به بیرون