برکت

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

برکت به معنای رشد، خجستگی و ثبات خیر الهی، سه بار در قرآن به‌صورت جمع به‌کار رفته و واژه‌های مترادف آن ۳۲ بار مورد استفاده قرار گرفته است. واژه برکات در قرآن به نعمت‌های دائمی و خیرهای فزاینده الهی اشاره دارد و متناسب با ظرفیت هر پدیده‌ای به آن اختصاص پیدا می‌کند. استعمال واژه «برک» در قرآن همیشه با استناد به خداوند به‌کار رفته است که این همنشینی را دلیلی بر انحصار توانایی ایجاد برکت توسط خداوند دانسته‌اند.
خداوند به دو گونه اعطایی و اکتسابی جهان آفرینش و به‌ویژه انسان‌ها را از برکت خود بهره‌مند می‌سازد.
ایمان و تقوا، استغفار، ذکر و اطاعت خدا، عدالت و نرم‌خویی از عوامل شمول برکت خدا بر انسان‌ها نامیده شده است و در مقابل برخی از رفتارهای انسان از جمله ارتکاب گناهان و ترک امر به معروف و نهی از منکر از موانع دریافت برکت الهی معرفی شده است.
خداوند بعضی از مخلوقات خود را از مظاهر و نشانه‌های برکت قرار داده است. بعضی از پیامبران و مؤمنان صالح، قرآن، بعضی از زمان‌ها، برخی از اماکن و جلوه‌هایی از طبیعت از جمله مخلوقات خداوند هستند که در متون دینی نام مبارک بر آنها گذاشته شده است.

مفهوم‌شناسی

تعریف برکت

برکت در عرف فارسی زبانان به‌معنای فزونی در خیر است و در قالب واژه‌هایی مانند «تبریک»، «بارک الله» و «مبارک» در جشن‌ها، موفقیت‌ها و پیروزی‌ها به‌کار می‌رود و مثل‌هایی نیز با استفاده از این واژه‌ها ساخته شده است.[۱]
برکت را واژه‌ای نسبی می‌دانند که خیر در آن متناسب با ظرفیت و کارکرد هر پدیده‌ای در آن نهاده می‌شود مثلا برکت در نسل به فراوانی فرزندان و برکت در وقت به گستردگی کارهای انسان در زمانی خاص اشاره دارد.[۲]

کاربرد برکت در کتاب‌های آسمانی پیشین

مفهوم برکت علاوه بر متون اسلامی در کتاب‌های آسمانی پیشین نیز استفاده شده است. در این کاربردها از اعطای برکت خداوند به پیامبران و از سوی پیامبران و کاهنان به دیگران سخن رفته‌است.[۳] مشتقات ریشه «برک/ برخ» و واژه عبری «براخاه» به معنای برکت در حدود ۴۰۰ بار در عهد عتیق و به کرات در عهد جدید به کار رفته است.[۴]

کاربرد قرآنی

اصطلاح برکات در قرآن کریم، به نعمت‌های دائمی و خیرهای فزاینده الهی اطلاق[۵] و برکات آسمان، به فزونی باران و برکات زمین به فراوانی گیاهان و میوه‌ها تفسیر شده است.[۶] واژه تبارک در قرآن کریم، به طور خاص برای خداوند به‌کار برده شده[۷] و باقی واژه‌های مترادف، به صورت مشترک به انسان‌ها، پدیده‌ها و مکان‌های خاص نسبت داده شده است.[۸] مفسران قرآن کریم، همنشینی واژه تبارک با جلوه‌هایی از علم، قدرت، مالکیت، خالقیت و دیگر نعمت‌های خداوند را نشانه استمرار فضل و فیض خداوند در حق مخلوقات خود[۹] و حاکی از ذاتی بودن آن صفات در خداوند می‌دانند.[۱۰]
برکت در قرآن کریم تنها به‌صورت جمع در سه آیه به‌کار رفته است[۱۱] که برخی آن را نشانه کثرت برکت خداوند می‌دانند.[۱۲] واژه‌های مترادف برکت، از جمله «بارک»،[۱۳] «بارکنا»،[۱۴] «بورک»،[۱۵] «مبارک»،[۱۶] «مبارکا»،[۱۷] «مبارکة»[۱۸] و «تبارک»[۱۹] ۳۲ بار در قرآن استفاده شده است.
استعمال واژه‌های برگرفته شده از «برک» در قرآن، همیشه با استناد به خداوند بوده است؛ این همنشینی، دلیلی بر این دانسته شده که تنها خداوند می‌تواند برکت ایجاد کند.[۲۰] واژه برکت در روایات اهل بیت هم آمده و یکی از جنود عقل دانسته شده است.[۲۱]

عوامل

برکت یافتن انسان‌ها در فرهنگ اسلامی، به کردار و رفتار و سخن آنها پیوند خورده است. در قرآن کریم و روایات معصومان، ایمان و تقوا، استغفار، شکر، اطاعت و ذکر خدا،[۲۲] عدالت،[۲۳] سحرخیزی،[۲۴] نرمخویی،[۲۵] سلام کردن،[۲۶] صدقه دادن،[۲۷] رعایت نظافت،[۲۸] کم کردن هزینه ازدواج،[۲۹] صله رحم،[۳۰] داد و ستد صادقانه،[۳۱] همسایه‌داری،[۳۲] مواسات با برادان دینی[۳۳] و روزه گرفتن و سحری خوردن،[۳۴] از جمله عوامل نزول برکت‌ معرفی شده است.

ایمان و تقوا

قرآن کریم در آیه ۹۶ سوره اعراف، نزول برکات آسمانی و زمینی را به ایمان و تقوای بیشتر اهل زمین یا شهرها مشروط کرده است؛ بنابر آنچه در تفاسیر قرآن درباره این آیات آمده، ایمان و تقوای عده کمی از مردم، نمی‌تواند ضامن نزول برکات آسمانی باشد.[۳۵]

استغفار

همچنین در آیه ۵۲ سوره هود و آیات ۱۰ تا ۱۳ سوره نوح، خداوند نزول برکات خود از جمله باران را منوط به برداشتن موانع آن کرده است و چون گناه یکی از موانع نزول برکات است، استغفار بندگان، راهی برای جلب رحمت الهی معرفی شده است.[۳۶] امام علی(ع) نیز استغفار را وسیله‌ای دائمی برای فروریختن روزی و رحمت الهی معرفی می‌کند.[۳۷] در آیاتی از قرآن کریم، افزایش رزق و روزی و بهره‌وری انسان از مواهب مادی، به شاکرانه زندگی کردن او پیوند خورده است. در آیه ۷ سوره ابراهیم، خداوند افزایش نعمت‌های خود را به شکر انسان مشروط کرده و در مقابل آن، کفران نعمت را عامل ازدیاد عذاب معرفی کرده است.[نیازمند منبع]

موانع

انجام برخی از رفتارها و سخنان باعث محرومیت انسان از دریافت برکات خداوند خواهد شد. ارتکاب گناهان و نافرمانی، ترک امر به معروف و نهی از منکر و غفلت از ذکر خدا[۳۸] از جمله عواملی است که در قرآن و روایات به‌عنوان موانع نزول برکات معرفی شده است.

ارتکاب گناه و نافرمانی

گناهان و نافرمانی‌ها از عوامل سلب برکت از مال، عمر و زندگی معرفی شده است. مفسران ذیل آیه ۹۶ سوره اعراف عاقبت کسانی که مرتکب گناه شده و پیامبران را تکذیب کردند، علاوه بر عذاب الهی، محرومیت از دریافت برکات آسمانی و زمینی می‌دانند.[۳۹]
ترک نماز،[۴۰] کم‌فروشی،[۴۱] نپرداختن زکات،[۴۲] اسراف،[۴۳] خیانت،[۴۴] سرقت، شراب خواری، فحشا[۴۵] و سوگند دورغ در معاملات،[۴۶] از جمله گناهانی معرفی شده است که محرومیت انسان از دریافت برکات الهی را در پی دارد.

ترک امر به معروف و نهی از منکر

ترک امر به معروف و نهی از منکر از موانع نزول برکت معرفی شده است. پیامبر اسلام(ص) ضمن روایتی دریافت برکات الهی را تا زمانی برای مردم میسر می‌داند که امر به معروف و نهی از منکر کنند و بر کارهای خیر به یکدیگر یاری رسانند؛ ولی اگر آن را ترک کردند، نعمت‌ها و خیرات از آنها رخت برمی‌بندد.[۴۷]

مصادیق

خداوند، بعضی از مخلوقات خود را از مظاهر و نشانه‌های برکت قرار داده است. بعضی از پیامبران و مؤمنان صالح، قرآن کریم، بعضی از زمان‌ها، برخی از اماکن، و همچنین جلوه‌هایی از طبیعت، از جمله مخلوقات خداوند هستند که در متون دینی، مبارک و بابرکت خوانده شده‌اند؛ یکی از مواردی که مبارک و بابرکت خوانده شده، «قرآن کریم» است.[۴۸] دلیل بابرکت بودن قرآن، هدایت‌گر بودن آن دانسته شده است.[۴۹]

خداوند در قرآن کریم، بعضی از پیامبران و افراد دیگر را بهره‌مند از برکت خود معرفی کرده است؛ از جمله نوح(ع) و همراهان او در کشتی،[۵۰] ابراهیم و فرزندانش، اسماعیل و اسحاق،[۵۱] موسی(ع)،[۵۲] عیسی(ع)،[۵۳] پیامبر اسلام(ص)[۵۴] و مؤمنان و صالحان.[۵۵]

در متون دینی، برخی از مکان‌ها و سرزمین‌ها از جمله زمین مکه،[۵۶] سرزمین شام،[۵۷] زمین بیت المقدس[۵۸] و وادی طور[۵۹]، مبارک و بابرکت دانسته شده است.

شب قدر، از جمله زمان‌هایی است که به دلیل استجابت دعا، آمرزش گناهان و نزول قرآن[۶۰] مبارک و بابرکت خوانده شده است.[۶۱] همچنین بعضی از جلوه‌های طبیعت، بابرکت معرفی شده؛ از جمله باران که در قرآن کریم، «آب مبارک» دانسته شده است.[۶۲]

پانویس

  1. دهخدا، امثال و حکم، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۱۰۴، ۱۱۴، ۳۵۹.
  2. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۷، ص۲۸۰-۲۸۱.
  3. قدمی، «برکت: پیدایش، پایداری و فزونی خیر در پدیده‌ها از سوی خداوند» ج۵، ص۴۸۴.
  4. کریمی، برکت، ج۱۱، ص۷۴۴.
  5. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۶۹۷.
  6. طوسی، التبیان، ۱۳۸۳ق، ج۴، ص۴۷۷.
  7. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۵، ۱۷۳.
  8. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۵۱۶، ۵۹۶.
  9. قدمی، «برکت: پیدایش، پایداری و فزونی خیر در پدیده‌ها از سوی خداوند» ج۵، ص۴۸۵.
  10. مصطفوی، التحقیق، ۱۳۶۸ش، ج۱، ص۲۵۸-۲۶۰.
  11. سوره اعراف،آیه ۹۶؛ سوره هود،آیه ۴۸ و ۷۳.
  12. قدمی، «برکت: پیدایش، پایداری و فزونی خیر در پدیده‌ها از سوی خداوند» ج۵، ص۴۸۶.
  13. سوره فصلت، آیه ۱۰.
  14. سوره اعراف، آیه ۱۳۷؛ سوره اسراء، آیه ۱؛ سوره انبیا، آیه ۷۱ و ۸۱؛ سوره سبا، آیه ۱۸؛ سوره صافات، آیه ۱۱۳.
  15. سوره نمل،آیه ۸.
  16. سوره انعام، آیه ۹۲ و ۱۵۵؛ سوره انبیاء، آیه ۵۰؛ سوره ص، آیه ۲۹.
  17. سوره آل عمران، آیه ۳؛ سوره مریم، آیه ۳۱؛ سوره مؤمنون، آیه ۲۹؛ سوره ق، آیه ۹.
  18. سوره نور، آیه ۶۱ و ۳۵؛ سوره دخان، آیه ۳.
  19. سوره اعراف، آیه ۵۴؛ سوره فرقان، آیه ۱ و ۱۰ و ۶۱؛ سوره زخرف، آیه ۶۵؛ سوره الرحمن، آیه ۷۸؛ سوره ملک، آیه ۱.
  20. قدمی، «برکت: پیدایش، پایداری و فزونی خیر در پدیده‌ها از سوی خداوند» ج۵، ص۴۸۶.
  21. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۲.
  22. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۰، ص۳۴۱.
  23. لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ۱۳۷۶ش، ص۱۸۸.
  24. نهج البلاغه، به تصحیح صبحی صالح، نامه ۱۲.
  25. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۱۹.
  26. صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۵۸۳.
  27. سوره بقره، آیه ۲۷۶؛ لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ۱۳۷۶ش، ص۱۹۵؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۲
  28. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۳، ص۱۱۰.
  29. ابن حنبل، مسند، ۱۴۱۶ق، ج۶، ص۸۲، ۱۴۵.
  30. نهج البلاغه، به تصحیح صبحی صالح، ۱۴۱۴ق، ص۱۶۴، خطبه ۱۱۰؛ کوفی اهوازی، الزهد، ۱۴۰۲ق، ص۳۹.
  31. ابن حنبل، مسند، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۴۰۲.
  32. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۱، ص۹۷.
  33. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۱، ص۳۹۵.
  34. ابن حنبل، مسند، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۱۲.
  35. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۸، ص۲۰۱؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۴، ص۳۲۱؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۶، ص۲۶۶.
  36. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۰، ص۴۴۴؛ ج۲۰، ص۴۵.
  37. قمی مشهدی، تفسیر کنز الدقائق، ۱۳۶۸ش، ج۱۳، ص۴۵۴.
  38. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۳، ص۳۱۴.
  39. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲، ج۴، ص۶۹۸؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۴، ص۳۲۲.
  40. ابن طاووس، فلاح السائل، ۱۴۰۶ق، ص۲۲.
  41. صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۵۸۴.
  42. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۵۰۵.
  43. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۵۵.
  44. لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ۱۳۷۶ش، ص۱۳۴.
  45. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۶، ص۱۹، ۲۳.
  46. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۲
  47. مفید، المقنعه، ۱۴۱۳ق، ص۸۰۸.
  48. سوره انعام، آیه ۹۲ و ۱۵۵؛ سوره انبیاء، آیه ۵۰؛ سوره ص، آیه ۲۹.
  49. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۷، ص۳۸۷.
  50. نگاه کنید به: طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ۲۵۵؛ بیضاوی، أنوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۱۳۷.
  51. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۷۰۹؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۱۵، ص۱۱۳؛ بیضاوی، أنوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۵، ص۱۶؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۰، ص۳۲۵.
  52. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۷، ۳۳۰؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۹، ص۸۲.
  53. سوره مریم،آیه ۳۱؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۶، ص۶۶؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۱، ص۵۳۵؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۱۰، ص۷۰.
  54. سوره کوثر،آیه ۱؛ طوسی، التبیان، ۱۳۸۵ق، ج۱۰، ۴۱۷؛ ابن عربی، تفسیر القرآن الکریم، ۱۹۷۸م، ج۲، ص۴۶۰.
  55. سوره بقره،آیه ۲۶۹؛ سوره هود،آیه ۴۸.
  56. سوره آل عمران،آیه ۹۶؛ زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۸۷؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۱۴.
  57. سوره اعراف، آیه ۱۳۷؛ سوره انبیا، آیه ۷۱ و ۸۱؛ سوره سبا، آیه ۱۸؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۴، ص۳۴۸؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۸، ص۲۲۸؛ زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۲، ۱۴۹؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۷، ص۲۷۲؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۲، ص۱۹۰-۲۰۱؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۷۲۵.
  58. سوره اسراء، آیه ۱.
  59. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۴، ص۵۹۳.
  60. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۹، ص۹۳.
  61. سوره دخان، آیه ۳.
  62. سوره ق، آیه ۹.

منابع

  • ابن حبنل، احمد، مسند، بیروت، موسسة الرسالة، ۱۴۱۶ق.
  • ابن طاووس، علی بن موسی، فلاح السائل و نجاح المسائل، قم، بوستان کتاب، ۱۴۰۶ق.
  • ابن عربی، محمد بن علی، تفسیر القرآن الکریم، مصحح مصطفی غالب، بیروت، دار الاندلس، ۱۹۷۸م.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارالفکر -‌دار صادر، ۱۴۱۴ق.
  • بیضاوی، عبدالله بن عمر، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
  • دهخدا، علی اکبر، امثال و حکم، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۳ش.
  • راغب اصفهانی، حسین، مفردات ألفاظ القرآن‌، بیروت - سوریه،‌ دار العلم- الدار الشامیة‌، ۱۴۱۲ق.
  • صدوق، علی بن محمد، علل الشرایع، قم، کتاب فروشی داوری، ۱۳۸۵ق.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲ش.
  • طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۱۲ق.
  • طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، محقق احمد حسینی اشکوری، تهران، مکتبة المرتضویة، ۱۳۷۵ش.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، مصحح احمد حبیب عاملی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۸۳ق.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
  • قدمی، غلامرضا، «برکت: پیدایش، پایداری و فزونی خیر در پدیده‌ها از سوی خداوند»، دائرة المعارف قرآن کریم، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۲ش.
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۶۴ش.
  • قمی مشهدی، محمد بن محمدرضا، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، مصحح حسین درگاهی، تهران، سازمان چاپ و انتشار وزارت ارشاد، ۱۳۶۸ش.
  • لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، قم،دار الحدیث، ۱۳۷۶ش.
  • کریمی، محمود، «برکت»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۱ش.
  • کلینی،‌ محمد بن یعقوب، الکافی، مصحح علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران،دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
  • کوفی اهوازی، حسین بن سعید، الزهد، مصحح غلامرضا عرفانیان یزدی، قم، المطبعة العلمیة، ۱۴۰۹ق.
  • واسطی، سید محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس‌، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • مصطفوی، حسن‌، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‌، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ش.
  • معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۱ش.
  • مفید، محمد بن محمد، المقنعه، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران،دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش.

پیوند به بیرون