مقاله قابل قبول
بدون جعبه اطلاعات
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
استناد ناقص
نارسا
عدم جامعیت

عمرو بن عاص سهمی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

بنی امیه

حاکمان

عنوان


معاویه بن ابی سفیان
یزید بن معاویه
معاویة بن یزید
مروان بن حکم
عبدالملک بن مروان
ولید بن عبدالملک
سلیمان بن عبدالملک
عمر بن عبدالعزیز
یزید بن عبدالملک
هشام بن عبدالملک
ولید بن یزید
یزید بن ولید
ابراهیم بن الولید
مروان بن محمد

دورهٔ سلطنت


۴۱-۶۰
۶۰-۶۴
۶۴-۶۴
۶۴-۶۵
۶۵-۸۶
۸۶-۹۶
۹۶-۹۹
۹۹-۱۰۱
۱۰۱-۱۰۵
۱۰۵-۱۲۵
۱۲۵-۱۲۶
۱۲۶-۱۲۶
۱۲۶-۱۲۷
۱۲۷-۱۳۲

وزرا و امرای سرشناس

مغیرة بن شعبه ثقفی
زیاد بن ابیه
عمرو عاص
مسلم بن عقبه مری
عبیدالله بن زیاد
حجاج بن یوسف ثقفی

رویدادهای مهم

صلح امام حسن
واقعه عاشورا
واقعه حره
قیام مختار
قیام زید بن علی

عمرو بن العاص(درگذشت ۴۳ق./۶۶۴م.) از سرسخت‌ترین دشمنان پیامبر اکرم(ص) که اندکی پیش از فتح مکه اسلام آورد و زندگی‌نامه‌نویسان نام او را در شمار صحابه آورده‌اند. دشمنی او با امام علی(ع) و فریبکاری‌هایش در جنگ با آن حضرت، باعث شده است تا از شخصیت‌های منفور نزد شیعیان به حساب آید. گفته‌اند او در طراحی بسیاری از حیله‌های معاویه علیه امام علی(ع)، از جمله پیراهن عثمان دست داشته است. در جنگ صفین از فرماندهان ارشد معاویه بود و طراحی نقشه قرآن به نیزه کردن را نیز به او نسبت داده‌اند. در ماجرای حکمیت، عمرو نماینده سپاه شام بود.

نَسَب و مشخصات

نسب عمرو را چنین ثبت کرده‌اند: عمرو بن العاص بن وائل بن هاشم بن سعید بن سهم بن عمرو بن هصیص بن کعب بن لؤی القرشی السهمی. کنیه‌اش ابوعبدالله بود.[۱] منابع زندگی‌نامه‌نویسی عرب، عمرو را یکی از زیرکان عرب خوانده‌اند. در بسیاری از منابع فارسی او را «عمرو عاص» می‌گویند.

دوره پیامبر(ص)

عمرو در سال ۸ق. اندکی پیش از پیروزی کامل اسلام و فتح مکه اسلام آورد.[۲]برخی پژوهشگران برای انگیزه‌یابی اسلام آوردن عمرو تصریح کرده‌اند که در سالهای نزدیک پیروزی کامل اسلام بر عربستان و فتح مکه این پیش‌بینی که پیامبر اسلام(ص) در دعوت خویش موفق خواهد شد برای کسانی مثل خالد بن ولید، عثمان بن طلحه و کسی مانند عمرو عاص چندان سخت نبود.[۳]داستانی در منابع از خود او نقل شده که بنابر آن، او وقتی فهمید اسلام بر مکه و عربستان غالب خواهد شد، به حبشه پناه برد و نجاشی شاه حبشه نزد او از صدق پیامبر اکرم(ص) در دعوت خویش سخن گفت و عمرو را تشویق کرد که اسلام بیاورد و او همانجا اسلام آورد و به مدینه نزد پیامبر(ص)رفت.[۴]

پس از اسلام آوردن عمرو، پیامبر(ص) او را به سوی قوم پدرش عاص فرستاد تا آنها را به اسلام دعوت کند. عمرو در چند ماموریت نظامی شرکت جست و سپس برای ماموریتی تبلیغی به عمان رفت و بعد از مدتی والی آنجا شد و تا وفات پیامبر(ص)در همین مقام ماند.[۵]

ذات السلاسل

نوشتار اصلی: ذات السلاسل

برخی از منابع این سریه را سریة عمرو بن العاص معرفی کرده‌اند و او را فرمانده این سریه دانسته‌اند.[۶] در این سریه، افرادی همچون ابوبکر، عمر و ابوعبیده جراح در قالب سپاه دوم به سپاه اسلام پیوستند ولی با این حال عمرو عاص فرمانده سپاه باقی ماند.[۷] تعدادی دیگر از منابع، فرمانده این سریه را امام علی(ع) معرفی کرده‌اند که عمرو بن عاص نقشی در آن نداشته است.[۸]

دوره پس از پیامبر(ص)

عمرو در دوره ابوبکر در فتح مناطقی از فلسطین نقش مهمی داشت.[۹]اما شهرت او در منابع تاریخی غربی بیشتر به سبب فتح سرزمین مصر در دوره عمر بن خطاب است.[۱۰]عمر بن خطاب او را به حکومت فلسطین و نواحی آن گماشت. سپس برای او نوشت که به مصر برود. عمرو عاص همراه سه هزار و پانصد سپاهی مسلمان مصر را فتح کرد و عمر او را به حکومت مصر گماشت و تا مرگ خود او را تغییر نداد.[۱۱]پس از مرگ عمر چند سالی همچنان حاکم مصر بود. سپس عثمان بن عفان او را بر کنار کرد و عبد الله بن سعد بن ابی سرح را بر حکومت مصر گماشت. عمرو عاص به مدینه آمد و همان جا بود و هنگام شورش مردم علیه عثمان به شام رفت و در مزرعه خود به نام سبع که در فلسطین بود اقامت کرد.[۱۲] عمرو عاص در این هنگام با اقامت در این مزرعه به اصطلاح خود از فتنه و آشوب کناره گرفته بود.[۱۳]

پس از کشته شدن عثمان، عمرو عاص پیش معاویه رفت و همراه او به خونخواهی عثمان پرداخت و همراه او در جنگ صفین شرکت کرد. سپس معاویه او را به حکومت مصر گماشت. همچنان حاکم مصر بود و سرانجام به روز عید فطر سال ۴۳ق. درگذشت و در مقطّم که گورستان مردم مصر و بر دامنه کوه است به خاک سپرده شد.[۱۴]

نقش عمرو عاص در جنگ با امام علی(ع)

بنابر منابع تاریخ اسلام، عمرو عاص در ماجرای نزاع معاویه با امام علی(ع)، مشاور معاویه بود و بسیاری از نقشه‌ها و حیله‌های سپاه شام را خود طراحی می‌کرد. از جمله گفته‌اند هنگامی که عثمان کشته شد و علی(ع) به اصرار غالب مسلمانان خلافت را پذیرفت، علی(ع) پیکی سوی معاویه فرستاد و از او خواست تا مانند دیگر مسلمانان بیعت کند. معاویه در پی اعلام خلافت خود بود و بدین رو پاسخی نداد و با عمرو عاص مشورت کرد. عمرو بدو گفت که تو نه سابقه علی در اسلام و نه توانایی رقابت با او را داری. بدین رو ابتدا باید علی را در میان شامیان به عنوان قاتل عثمان معرفی کنی و به خونخواهی عثمان برخیزی و بدین طریق راه را برای ادعای خلافت برای خود باز کنی. معاویه پذیرفت و با نقشه‌ای که با عمرو عاص کشید، در شام تبلیغ کرد که علی(ع) قاتل عثمان است و با بهانه کردن خون عثمان زمینه را برای جنگ با علی(ع) و اعلام ادعای خلافت خود باز کرد. عمرو در مقابل همکاری با معاویه از او قول گرفته بود که والی مصر شود.[۱۵] علی(ع) پس از اطلاع از نقشه معاویه و عمرو عاص، به آنان نامه نوشت و در نامه به عمرو به او هشدار داد که همکاری با معاویه به صلاح او نیست ولی عمرو عاص در پاسخ از علی(ع) خواست تا از خلافت کناره گیرد و کار را به شورا بسپارد.[۱۶]
عمرو در جنگ صفین، مشاور و از فرماندهان ارشد سپاه معاویه و گویا فرمانده سواره نظام بود.[۱۷]به نقل برخی منابع، عمرو در جنگ صفین با علی(ع) رو به رو شد و هنگامی که علی(ع) قصد حمله به او را داشت، عورت خود را آشکار کرد و علی(ع) از او رو برگرداند و بدین ترتیب، عمرو از مرگ حتمی نجات یافت.[۱۸]
در جنگ صفین وقتی گروهی به فرماندهی مالک اشتر نخعی مقاومت سپاه شام را شکست و چیزی به پیروزی کامل سپاه علی(ع) نمانده بود، عمرو به معاویه پیشنهاد کرد که میان لشکر او قرآن پخش کنند و لشکریان قرآن را بر نیزه و تقاضا کنند که جنگ متوقف شود و قرآن میان آنها داوری کند. این حیله عمرو عاص باعث شد تا سپاه شام از شکست رهایی یابد و ماجرای حکمیت پیش آید.[۱۹]
عمرو عاص در ماجرای حکمیت نماینده شام در مقابل ابوموسی اشعری نماینده کوفه بود. او ابوموسی را راضی کرد که رأی نهایی حکمیت این باشد که هم علی(ع) و هم معاویه از خلافت عزل شوند و کار به شورا سپرده شود. روز اعلام نظر، ابوموسی طبق قرار نخست به منبر رفت و علی(ع) را خلع کرد ولی عمرو بر خلاف قرار، معاویه را به خلافت نصب کرد و بدین ترتیب، ماجرای حکمیت به نتیجه‌ای جز نجات سپاه شام از شکست نیانجامید.[۲۰]

پانویس

  1. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج‌۳، ص۱۱۸۵.
  2. نک: ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج‌۳، ص۱۱۸۵.
  3. دائرة المعارف اسلام، A. J. WENSINCK، ذیل مدخل «AMR B. AS»، ج۱، ص۴۷۳.
  4. واقدی، الطبقات الکبری/ترجمه،ج‌۷،ص:۵۰۱.
  5. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۱۸۶.
  6. ابن سعد، الطبقات الکبری‏، ج۲، ص۹۹.
  7. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۳، ص۳۲.
  8. شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۱۴-۱۱۶.
  9. دائرة المعارف اسلام، A. J. WENSINCK، ذیل مدخل «AMR B. AS»، ج۱، ص۴۷۳.
  10. دائرة المعارف اسلام، A. J. WENSINCK، ذیل مدخل «AMR B. AS»، ج۱، ص۴۷۳.
  11. الطبقات الکبری/ترجمه،ج‌۷،ص:۵۰۱.
  12. الطبقات الکبری/ترجمه،ج‌۷،ص:۵۰۱.
  13. اخبارالطوال/ترجمه،ص:۱۹۵.
  14. الطبقات الکبری/ترجمه،ج‌۷،ص:۵۰۲.
  15. نک: پیکار صفین/ترجمه،ص:۶۰؛ دینوری، اخبارالطوال/ترجمه،ص:۱۹۴-۱۹۸.
  16. اخبارالطوال/ترجمه،ص:۲۰۴
  17. اخبارالطوال/ترجمه،ص:۲۱۳.
  18. آفرینش و تاریخ/ترجمه،ج‌۲،ص:۸۸۱؛ اخبارالطوال/ترجمه،ص:۲۱۹.
  19. آفرینش و تاریخ/ترجمه،ج‌۲،ص:۸۸۱.
  20. نک: اخبار الطوال، ترجمه، ص۲۴۰-۲۴۶.

منابع

  • دینوری، ابن قتیبه(۲۷۶)، اخبار الطوال، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، چ چهارم، ۱۳۷۱ش.
  • ابن عبدالبر(م. ۴۶۳)، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت،‌دار الجیل، ط الأولی، ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
  • ابن مزاحم، نصر (م ۲۱۲)،وقعة صفین، ترجمه پرویز اتابکی، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چ دوم، ۱۳۷۰ش.
  • مطهر بن طاهر مقدسی، آفرینش و تاریخ، ترجمه محمد رضا شفیعی کدکنی، تهران، آگه، چ اول، ۱۳۷۴
  • ابن سعد، الطبقات الکبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، انتشارات فرهنگ و اندیشه، ۱۳۷۴ش.
  • Gibb, H.A.R. ,E.I. ,second ed. Leiden: E. J. Brill, 1986.