سوگند

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

سُوْگَنْد یا قَسَم، از اصطلاحات فقهی، اقرار و اعترافی است که شخص برای انجام کار یا تعهدی کرده و خدا یا بزرگی را شاهد می‌گیرد؛ تا به مخاطب بفهماند، انجام کار یا تعهدش، به‌ اندازه چیزی که به آن قسم خورده، برایش ارزش دارد. به عقیده فقیهان شیعه، قسم خوردن اگر برای امور تربیتی، هدایت، دفع ظلم و تعظیم امور مقدس اشکالی ندارد؛ ولی برای امور شخصی، کراهت داشته و اگر قسم دروغ باشد، از گناهان کبیره است. فقهای شیعه اقسام، شرایط و احکام «قسم» را در کتاب‌های فقهی بیان کرده‌اند.

برای سوگند شرایطی مانند مخالفت نداشتن با شرع، قدرت توانایی بر انجام قسم، جاری شده بر زبان و.. بیان شده است. سوگند بیهوده، سوگند درخواست، سوگند تأیید و سوگند تعهد، جزو اقسام سوگند شمرده شده است. به عقیده فقهای شیعه کسی که سوگند «تعهد» یاد کند در صورت تخلف، باید کفاره بپردازد. کفاره شکستن قسم، سیر کردن یا پوشاندن ۱۰ فقیر و یا سه روز، روزه گرفتن است.

سوگند خوردن، در فرهنگ‌ها، ادیان گذشته همچنین در جوامع غربی و ایران باستان نیز مرسوم بوده است.

سوگند علاوه بر «فقه»، در «دادگاه و امور حقوقی» نیز مطرح شده است. قسم در امور حقوقی از جمله اثبات ادعا و اثبات بی‌گناهی نیز، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

مفهوم‌شناسی

سوگند یا قَسم خوردن اقرار و اعترافی است که شخص از روی شرف و ناموس خود می‌کند و خدا یا بزرگی را شاهد می‌گیرد و با آن سخن خود را تأکید یا مورد تعهد قرار می‌دهد.[۱] از سوگند به تعهد، یمین، أیمان و پیمان نیز تعبیر می‌شود.[۲] به عقیده محمد حسین طباطبایی سوگند خوردن به هرچیزی، نوعی تعظیم مورد سوگند است.[۳] شخصی که قسم یاد می‌کند؛ می‌خواهد به مخاطب بفهماند که انجام آن کار یا عملِ به تعهد، برایش به‌اندازه نام خداوند مهم است.[۴] قسم یا با الفاظ عربی مانند «تالله، بالله، والله» و یا فارسی، مانند «به خدا سوگند» و یا دیگر الفاظ جاری می‌شود.[۵]

قسم خوردن در امور شخصی اگر دروغ باشد حرام و از گناهان کبیره است و اگر سوگند راست باشد، کراهت دارد.[۶] از امام صادق(ع) نقل شده است: «به خدا قسم نخورید، چه راست چه دروغ؛ زیرا خداوند فرموده خدا را در معرض سوگندهایتان قرار مدهید.»[۷] هدف از قسم خوردن انسان‌ها به امور مقدس، اشاره به قداست آن‌ها، ترغیب و تشویق، ترساندن و یا جلب اعتماد طرف مقابل دانسته شده است.[۸]

از سوگند در دو جا یکی در «فقه» و دیگری در «دادگاه و امور حقوقی» بحث می‌شود.[۹] سوگند در فقه در صورت دروغ بودن و مخالفت، منجر به پرداخت کفاره و کسی که در دادگاه قسم دروغ بخورد، محکوم به یک الی سه سال حکم تأدیبی خواهد شد.[۱۰] در فقه و حقوق اسلامی قاعده‌ای کلی به عنوان: «البینة علی المدعی و یمین علی المنکر یعنی آوردن دلیل برای مدعی و قسم خوردن بر عهده منکر»، وجود دارد.[۱۱] برخی از کاربردهای قسم در مسائل حقوقی، اثبات بی‌گناهی، اثبات ادعا، اثبات حق نداشتن بر میت و همچنین به عنوان تمام‌کننده دعوا بیان شده است.[۱۲]

جایگاه و پیشینه

فقهای شیعه در کتاب‌های فقهی مانند توضیح المسائل اقسام، شرایط و احکام «سوگند» را بیان کرده‌اند.[۱۳] همچنین در کتاب‌‌های روایی، در باب أیمان از سوگند بحث شده است.[۱۴]

در قرآن و روایات، قسم خوردن در امور شخصی به خداوند و به غیر خداوند مانند قسم به قرآن، پیامبر(ص)، و ائمه(ع)، نهی شده است؛ اما اگر جنبه شرک نداشته و یا برای امور تربیتی، هدایت، دفع ظلم و تعظیم امور مقدس باشد، مشکلی ندارد.[۱۵] چنان‌چه نمونه‌های گوناگونی از سوگند در قرآن و کلام معصومین(ع) دیده می‌شود.[۱۶] خداوند در قرآن به جان پیامبر، روز قیامت، جان و روح انسان، فرشتگان و همچنین موجودات با عظمتی مانند خورشید، ماه، شب و روز، شفق، صبحگاهان، مکه، انجیل، زیتون و مانند آن سوگند یاد کرده است.[۱۷] به گزارش برخی قسم در قرآن ۹۳ بار ذکر شده است.[۱۸]

شیطان جزو نخستین کسانی بود که سوگند به فریفتن انسان خورد.[۱۹] همچنین طبق آیه۲۱ سوره اعراف، شیطان برای اثبات خیرخواهی خود برای حضرت آدم و حوا قسم دروغ خورد.[۲۰] حضرت ابراهیم(ع) نیز در خطاب به بت‌پرستان برای شکستن بت‌ها بدست خود، سوگند یاد کرده است.[۲۱] قسم خوردن در فرهنگ‌ها، ادیان، جوامع غربی و ایران باستان نیز رایج بوده است.[۲۲]

انواع و احکام

به عقیده فقها اگر شخصی برای انجام یا ترک کاری سوگند یاد کند، به این نوع سوگند، «سوگند تعهد» می‌گویند.[۲۳] «سوگند تعهد»، ضمان آور است و اگر کسی به سوگندی که خورده است عمل نکند، قسم خود را شکسته است.[۲۴] در اصطلاح فقهی به این عمل «حِنث قسم» می‌گویند.[۲۵] کسی که «عمدا» با قسم خود مخالفت کند، گناه کرده و باید کفاره بپردازد.[۲۶] کفاره شکستن قسم، سیر کردن ۱۰ فقیر یا پوشاندن آنها، یا آزاد کردن یک بنده و اگر قادر به انجام این کار‌ها نبود، سه روز، روزه است.[۲۷]


همچنین فقها برای سوگند انواع دیگری نیز شمرده‌اند:

  1. سوگند بیهوده: سوگندی که بدون قصد، اراده و تعهد و از سر عادت بر زبان جاری شود. طبق آیه: «لَا یؤَاخِذُکمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیمَانِکمْ»(سوره مائده، آیه۸۹) این‌گونه قسم‌ها کفاره و گناهی ندارد و خداوند مردم را بخاطر آن مؤاخذه نمی‌کند.[۲۸]
  2. سوگند تأیید یا اخباری: به معنای تأیید کردن خبری که در گذشته یا حال اتفاق افتاده است. در صورت دروغ بودنِ این نوع قسم، شخص مرتکب گناه شده و کفاره ندارد. به این نوع قسم در روایات «یمین الغَموس» نیز گفته می‌شود.[۲۹] به عقیده آیت‌الله خویی قسم دروغ برای نجات مسلمان اشکالی ندارد.[۳۰]
  3. سوگند درخواست: قسمی که شخص آن را به هنگام درخواست چیزی استفاده می‌کند، تا طرف مقابل را برای انجام خواسته‌اش تحریک کند. مانند: تو را به‌خدا کتاب را به من بده. به عقیده برخی این قسم نه برای قسم‌خورنده و نه برای طرف مقابل، الزام‌آور نیست و انجام ندادن آن باعث گناه یا کفاره نمی‌شود.[۳۱]

شرایط

فقها برای سوگند شرایطی بیان کرده‌اند که به برخی از آن بدین شرح است:

  • اهلیت سوگند خورنده: از شرایط سوگند این است که شخصی که قسم می‌خورد، بالغ، عاقل، داری اختیار و اراده باشد. قسم شخصی که دیوانه، نابالغ، عصبانی و مست است، مورد قبول نیست.[۳۲]
  • سوگند به نام خدا: قسم به خداوند باید به نام «الله» یا یکی از نام‌ها، اوصاف و افعال مختص به او باشد. مانند خدا، خالق، رازق. به عقیده برخی سوگند به غیر نام خداوند از جمله قرآن، ائمه معصومین و کعبه، شامل احکام فقهی قسم مانند کفاره و روزه نمی‌شود.[۳۳]
  • جاری شدن بر زبان: قسم باید بر زبان جاری شده و اشخاصی که قادر به تَکلم نیستند، با نوشتن سوگندشان جاری می‌شود.[۳۴]
  • مخالفت نداشتن با شرع: به عقیده برخی قسم باید برای انجام واجب، مستحب، یا ترک مکروه و حرام و یا برای کاری که منفعت داشته باشد، جاری شده و در غیر این صورت شامل احکام قسم نمی‌شود. به‌عنوان مثال شخصی که قسم یاد کند ترک صله رحم کند؛ سوگندش باطل است.[۳۵]
  • قدرت و توانایی: سوگند خورنده باید در هنگام قسم خوردن، توانایی و قدرت بر انجام مورد قسم را داشته باشد.[۳۶] آیت‌الله سیستانی معتقد است اگر بعد‌ها قدرت انجام قسم را داشته باشد نیز، قسم صحیح است.[۳۷]
  • مخالفت نداشتن پدر یا شوهر: به عقیده برخی فقها جلوگیری شوهر از قسم خوردن همسر و یا پدر از فرزند موجب باطل شدن سوگند می‌شود.[۳۸]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. سعیدی، «واژه قسم»، ج۱۳، ص۱۶۸.
  2. محمد حسن سعیدی، «واژه قسم»، ج۱۳، ص۱۶۹؛سوره مائده، آیه۸۹.
  3. طباطبایی، المیزان،۱۳۹۰ق، ج ۱۹، ص۴۰۳.
  4. مکارم شیرازی، سوگندهای پربار قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۵۰.
  5. مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۶۰.
  6. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۰۸؛ مکارم شیرازی، سوگندهای پربار قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۳۵.
  7. شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۲۳، ص۱۹۸.
  8. سبحانی، مرزهای توحید و شرک در قرآن، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۵.
  9. امین، «سوگند در اسلام و ایران»، ص۱۱۲و ۱۱۶.
  10. امامی، حقوق مدنی، تهران، ج۶، ص۲۲۵.
  11. علامه حلی، مختلف الشیعه فی احکام الشریعة، ج۶، ص۷۴؛ امین، «سوگند در اسلام و ایران»، ص۱۱۳.
  12. امین، «سوگند در اسلام و ایران»، ص۱۱۳-۱۱۷.
  13. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۰۹؛ خویی، توضیح المسائل، ۱۴۲۲ق، ص۴۸۶.
  14. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷،ص ۴۳۹؛ شیخ صدوق، المقنع، ۱۴۱۵ق، ص۴۰۷؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۳۶۱.
  15. سبحانی، مرزهای توحید و شرک در قرآن، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۷؛ مکارم شیرازی، سوگندهای پربار قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۴۳.
  16. سبحانی، مرزهای توحید و شرک در قرآن، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۷؛ مکارم شیرازی، سوگندهای پربار قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۴۳.
  17. مکارم شیرازی، سوگندهای پربار قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۲۸.
  18. مکارم شیرازی، سوگندهای پربار قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۲۷.
  19. خرقانی، «در آمدی بر سوگند‌های قرآنی»، ص۴۰.
  20. خرقانی، «در آمدی بر سوگند‌های قرآنی»، ص۴۰.
  21. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۳، ص۴۳۱.
  22. امین، «سوگند در اسلام و ایران»، ص۱۰۷؛ ابن کثیر، البدایة و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۹۱و۲۹۳؛ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۰۱؛ دینوری، اخبار الطوال، ۱۳۶۴ش، ص۵۰.
  23. مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۵۵ و ۴۵۶.
  24. مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۵۵ و ۴۶۱؛ مکارم شیرازی، سوگندهای پربار قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۳۶؛ رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۰۹.
  25. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۳۷۹.
  26. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۰۸.
  27. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۰۸.
  28. مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۵۵ و ۴۵۶.
  29. مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۵۵ و ۴۵۶.
  30. خویی، توضیح المسائل، ۱۴۲۲ق، ص۴۸۶.
  31. مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۵۵ و ۴۵۶.
  32. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۰۹؛ مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۵۷.
  33. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۰۹؛ مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۵۸.
  34. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۰۹؛ مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۵۸.
  35. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۰۹؛ مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۵۹.
  36. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۰۹ و۸۱۰؛ مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۵۹.
  37. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۱۲.
  38. مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۶۰؛ خویی، توضیح المسائل، ۱۴۲۲ق، ص۴۸۵.

منابع

  • ابن خلدون، ابوزید عبد الرحمن بن محمد، تاریخ بن خلدون، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
  • ابن کثیر، عمادالدین اسماعیل بن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
  • امین، سید حسن، «سوگند در اسلام و ایران»، در ماهنامه کانون، تهران، نشر قوه قضاییه، اردیبهشت ۱۳۸۴ش.
  • خرقانی، حسن، «درآمدی بر سوگند‌های قرآنی»، در مجله الهیات و حقوق، مشهد، نشر دانشگاه علوم اسلامی رضوی، پاییز ۱۳۸۰ش.
  • خویی، ابوالقاسم، توضیح المسائل، قم، موسسه احیاء آثار امام خویی، ۱۴۲۲ق.
  • دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، تهران، مجلس شورای اسلامی، ۱۳۶۶ ش.
  • دینوری، ابوحنیفه، اخبار الطوال، تهران، نشر نی، ۱۳۶۴ش.
  • رساله توضیح المسائل مراجع، گردآورنده بنی هاشمی خمینی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۹۲ش.
  • سعیدی، محمد حسن، «واژه قسم»، در دایرة المعارف تشیع، تهران، انتشارات حکمت، چاپ دوم، ۱۳۹۰ش.
  • شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، قم، موسسه آل البیت، ۱۴۰۹ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، المقنع، قم، موسسه امام هادی(ع)، ۱۴۱۵ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، قم، انتشارات دفتر اسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعه فی احکام الشریعة، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، سوگند‌های پر بار قرآن، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب، چاپ دوم، ۱۳۸۶ش.
  • مدرسی، محمد تقی، احکام معاملات، قم، انتشارات محبان الحسین(ع)، چاپ اول، ۱۳۹۰ش.
  • هاشمی شاهرودی، محمود، فرهنگ فقه فارسی، قم، موسسه دایرة المعارف فقه اسلامی، ۱۳۸۲ش.

پیوند به بیرون