روز عاشورا (وقایع)
| سوگواری محرم | |
|---|---|
تابلوی عصر عاشورا یکی از آثار نگارگری محمود فرشچیان | |
| رویدادها | |
| نامههای کوفیان به امام حسین(ع) • نامه امام حسین(ع) به اشراف بصره • روز عاشورا • واقعه کربلا • واقعه عاشورا (از نگاه آمار) • روزشمار واقعه عاشورا • اسیران کربلا | |
| افراد | |
| امام حسین(ع) • علی اکبر • علیاصغر • عباس بن علی • حضرت زینب(س) • سکینه بنت حسین • فاطمه دختر امام حسین • مسلم بن عقیل • شهیدان کربلا • اسیران کربلا | |
| جایها | |
| حرم امام حسین(ع) • تل زینبیه • حرم حضرت عباس(ع) • گودال قتلگاه • بینالحرمین • نهر علقمه | |
| مناسبتها | |
| تاسوعا • عاشورا • دهه محرم • اربعین • دهه صفر | |
| مراسم | |
| مرثیهخوانی • نوحه • تعزیه • روضه • زنجیرزنی • سینهزنی • سقاخانه • سنج و دمام • دسته عزاداری • شام غریبان • تشتگذاری • نخلگردانی • قمهزنی • راهپیمایی اربعین • تابوتگردانی • مراسم تابوت | |
وقایع روز عاشورا مجموعه رخدادهایی است که در روز عاشورای سال ۶۱ق، از آغاز نبرد سپاه امام حسین(ع) و لشکر عمر بن سعد تا شهادت امام(ع)، یاران و بنیهاشم و سپس غارت خیمهها و اسارت بازماندگان روی داد. بنابر نقلهای تاریخی، پس از نماز صبح، امام حسین(ع) و بریر بن خضیر سپاه کوفه را موعظه کردند و امام به یارانش سفارش کرد آغازگر جنگ نباشند؛ اما عمر بن سعد نخستین تیر را افکند و نبرد آغاز شد. در آغاز، حملات بهصورت گروهی و سپس فردی و دوتندوتن ادامه یافت و شماری از یاران امام به شهادت رسیدند.
در گزارشهای تاریخی آمده است که با فرارسیدن ظهر، امام حسین(ع) نماز را اقامه کرد و زهیر بن قین و سعید بن عبدالله حنفی از نمازگزاران محافظت کردند که سعید به شهادت رسید. پس از آن، یاران و بنیهاشم به میدان رفتند؛ علیاکبر(ع) و عباس بن علی(ع) به شهادت رسیدند و عبدالله بن حسین(ع) نیز هنگامی که امام برای او آب خواست، با تیر هدف قرار گرفت.
برپایه روایتهای موجود، پس از شهادت یاران و بنیهاشم، امام حسین(ع) به میدان رفت و پس از نبردی سخت به شهادت رسید. درباره جدا کردن سر امام(ع) اختلاف نقل وجود دارد؛ برخی شمر بن ذیالجوشن و برخی سنان بن انس نخعی را عامل آن دانستهاند. همچنین در برخی منابع، ۳۳ ضربه شمشیر و ۳۴ زخم نیزه بر بدن امام گزارش شده است.
پس از شهادت امام حسین(ع)، بنابر نقلهای تاریخی، امام سجاد(ع) که به سبب بیماری توان نبرد نداشت، در خیمه ماند. سپاه عمر بن سعد به خیمهها هجوم برد و آنها را غارت کرد و شمر قصد کشتن امام سجاد(ع) را داشت که زینب(س) مانع شد. سپس سر امام(ع) و دیگر شهدا به کوفه فرستاده شد و سپاهیان بر پیکر امام و برخی شهدا با اسب تاختند. عمر بن سعد نیز روز یازدهم محرم، پس از دفن کشتگان سپاه خود، اهلبیت(ع) امام حسین(ع) و دیگر بازماندگان را به سوی کوفه حرکت داد.
وقایع صبح عاشورا
یه گفته مورخان، پس از آنکه سپاه عمر سعد در عصر روز نهم محرم آماده نبرد شد،[۱] با درخواست امام حسین(ع)، جنگ به روز عاشورا موکول گردید.[۲]
چینش یاران و تعیین فرماندهان
براساس نقل مورخان، امام حسین(ع) پس از نماز صبح،[۳] صفوف یاران خود را که شامل ۳۲ سواره و ۴۰ پیاده بودند، سامان داد.[۴] ایشان زهیر بن قین را فرمانده جناح راست، حبیب بن مظاهر را فرمانده جناح چپ و عباس(ع) را پرچمدار سپاه قرار داد.[۵] خیمهها نیز در پشت سر اصحاب و نزدیک به یکدیگر برپا شد[۶] تا سپاه امام تنها از یک سو با دشمن روبهرو باشد.[۷] همچنین خندقی که در اطراف خیمهها حفر و از هیزم و نی پر شده بود، به آتش کشیده شد تا از حمله دشمن از پشت سر جلوگیری شود.[۸] بر پایه برخی گزارشها، این تدبیر راه نفوذ دشمن از میان خیمهها را بست و موجب شد آتشزدن خیمهها نیز مانعی برای عبور سپاه عمر سعد باشد.[۹]

در سوی دیگر، عمر بن سعد پس از نماز صبح، فرماندهان سپاه خود را که بنابر قول مشهور ۳۰ هزار نفر بودند، تعیین کرد.[۱۰] او عمرو بن حجاج زبیدی را فرمانده جناح راست، شمر بن ذیالجوشن را فرمانده جناح چپ، عزرة بن قیس احمسی را فرمانده سواران و شبث بن ربعی را فرمانده پیادگان گماشت.[۱۱] همچنین عبدالله بن زهیر اسدی، عبدالرحمن بن ابیسبره، قیس بن اشعث و حر بن یزید ریاحی را بر گروههایی از سپاه منصوب کرد و پرچم را به غلام خود زوید (درید) سپرد.[۱۲]
براساس گزارش منابع، امام حسین(ع) با مشاهده انبوه سپاه دشمن، دست به دعا برداشت و خداوند را پناهگاه خود در سختیها و امید خویش در گرفتاریها خواند.[۱۳] همچنین، بنا بر برخی گزارشها، از صبح عاشورا یا اندکی پس از آن، گروهی از یاران امام(ع) در میان خیمهها مراقبت میکردند تا از نزدیکشدن نیروهای دشمن جلوگیری کنند که در این میان، چند تن از سپاه کوفه کشته شدند.[۱۴]
سخنرانی امام حسین(ع) و یارانش
براساس گزارش منابع، پیش از آغاز نبرد، امام حسین(ع) همراه گروهی از یارانش به سوی سپاه دشمن رفت و بُرَیر بن خُضَیر به دستور امام(ع)[۱۵] آنان را موعظه و نصیحت کرد.[۱۶] امام حسین(ع) نیز در خطابهای خود و جایگاه خاندانش را معرفی کرد، دشمن را به عدل و انصاف فراخواند، به حدیث «حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشتاند» استناد کرد و برخی از اصحاب پیامبر(ص) را بر آن گواه گرفت. همچنین نامههای پیشین شماری از فرماندهان کوفه را یادآور شد که آنان آن را انکار کردند و خواستار تسلیم امام شدند؛ امام(ع) نیز تسلیمشدن در برابر آنان را نپذیرفت.[۱۷] پس از آن، زهیر بن قین نیز با یادآوری فضایل امام حسین(ع)، مردم کوفه را موعظه کرد.[۱۸] در جریان این سخنرانیها، شمر سخنان امام و زهیر را با تمسخر و ناسزا پاسخ داد.[۱۹]
کلام امام(ع):
فَإنّی لاأری المَوتَ إلاّ شهادةً، و لاالحیاةَ مَعَ الظّالمینَ إلاّ بَرَماً. (ترجمه: من مرگ را جز شهادت، و زندگی در سایه ظالمین را جز مایه ملامت نمیبینم.)
مخالفت امام(ع) با پیشگام شدن در آغاز جنگ، توبه حُر و آغاز نبرد از سوی عمر سعد
بنابر گزارش منابع، هنگامی که شمر با گروهی از سواران به پشت خیمهها نزدیک شد، مسلم بن عوسجه قصد تیراندازی به او داشت؛ اما امام حسین(ع) مانع شد و فرمود که نمیخواهد آغازگر جنگ باشد.[۲۰] همچنین گفته شده است حُر بن یزید ریاحی، پس از شنیدن ندای امام حسین(ع) برای یاری و آگاهی از تصمیم قطعی سپاه کوفه برای جنگ، از آنان جدا شد و به امام پیوست.[۲۱] بنابر برخی گزارشها، حُر پس از نبرد در میانه روز عاشورا به شهادت رسید.[۲۲]
آغاز نبرد نیز با تیراندازی عمر بن سعد[۲۳] و سپس حمله سپاهیان او صورت گرفت.[۲۴] در حمله نخست که به «حمله اُولی» شهرت یافته است، شمار زیادی از یاران امام حسین(ع)، بنابر برخی گزارشها تا پنجاه نفر، به شهادت رسیدند.[۲۵] پس از آن، یاران امام بهصورت فردی یا دو نفره به میدان میرفتند.[۲۶]
حملات سپاه کوفه و شهادت مسلم بن عوسجه
براساس گزارشها، عمرو بن حجاج چند بار به جناح سپاه امام حسین(ع)، از جمله از سمت فرات، حمله کرد؛ اما با مقاومت یاران امام عقبنشینی کرد[۲۷] و در یکی از این نبردها مسلم بن عوسجه به شهادت رسید[۲۸] که در برخی منابع از او بهعنوان نخستین شهید از اصحاب امام یاد شده است.[۲۹] پس از کشتهشدن شماری از نیروهای کوفه در نبردهای تنبهتن، عمر بن سعد آنان را از مبارزه انفرادی منع کرد[۳۰] و در ادامه، عبدالله بن عمیر کلبی برای رویارویی با مبارزان دشمن به میدان رفت.
حملات شمر و هجوم همهجانبه
بنابر نقل منابع، شمر نیز با نیروهای خود به جناح سپاه امام حسین(ع) حمله کرد، اما با مقاومت یاران امام روبهرو شد.[۳۱] همچنین گزارش شده است که شمر حتی قصد کشتن زنان و آتشزدن خیمههای امام را در حضور ایشان داشت.[۳۲] در ادامه، پیش از ظهر عاشورا، سپاه عمر بن سعد هجوم همهجانبهای را آغاز کرد[۳۳] و با اعزام نیروهای کمکی و پانصد تیرانداز، یاران امام را هدف حملات گسترده قرار داد.[۳۴]
براساس گزارش مورخان، اصحاب امام در گروههای کوچک از خیمهها دفاع کردند و زهیر بن قین نیز با همراهانش حمله شمر از پشت، خود را به خیمههای امام حسین(ع) رساندند به سوی خیمهها را دفع کرد.[۳۵] نبرد تا ظهر ادامه یافت[۳۶] و در این فاصله شمار زیادی از یاران امام، از جمله عبدالله بن عمیر کلبی،[۳۷] عمرو بن خالد صیداوی، جابر بن حارث سلمانی، سعد غلام عمرو بن خالد، مجمع بن عبدالله عائذی و عائذ بن مجمع، به شهادت رسیدند؛[۳۸] برخی منابع شمار شهدای این مرحله را بیش از پنجاه نفر دانستهاند.[۳۹]
وقایع ظهر عاشورا
براساس گزارش مورخان، با فرارسیدن وقت نماز ظهر، ابوثمامه صائدی زمان نماز را به امام حسین(ع) یادآوری کرد و امام از سپاه عمر بن سعد برای اقامه نماز مهلت خواست.[۴۰] پس از درگیری حبیب بن مظاهر با حصین بن تمیم و بُدَیل بن صُریم[۴۱] حبیب به شهادت رسید.[۴۲] سپس امام حسین(ع) و یارانش نماز ظهر را بهصورت نماز خوف اقامه کردند و زهیر بن قین و سعید بن عبدالله حنفی با قرار گرفتن در برابر نمازگزاران،[۴۳] آنان را در برابر تیراندازی سپاه عمر بن سعد محافظت کردند؛[۴۴] سعید بن عبدالله پس از پایان نماز بر اثر جراحات وارده به شهادت رسید.[۴۵] پس از نماز نیز شماری از یاران امام، از جمله زهیر بن قین، بریر بن خضیر، نافع بن هلال، عابس بن ابیشبیب و سعد بن حنظله، به میدان رفتند و به شهادت رسیدند.[۴۶]

وقایع عصر عاشورا
براساس گزارش مورخان، پس از شهادت یاران امام حسین(ع)، افراد بنیهاشم به میدان رفتند. در بیشتر منابع، علیاکبر(ع) نخستین شهید بنیهاشم معرفی شده است،[۴۷] هرچند ابناعثم، عبدالله بن مسلم را نخستین فرد بنیهاشم دانسته است.[۴۸]
پس از شهادت علیاکبر،[۴۹] دیگر خاندان بنیهاشم، از جمله عبدالله بن مسلم بن عقیل، عدی بن عبدالله بن جعفر، قاسم بن حسن، ابوبکر بن حسن و عبدالله، عثمان و جعفر، برادران عباس بن علی، به میدان رفتند و به شهادت رسیدند.[۵۰] عباس بن علی نیز در تلاش برای آوردن آب و نبرد با نگهبانان فرات شهید شد.[۵۱] در گزارشهای تاریخی، سوید بن عمرو خثعمی آخرین یار امام حسین(ع) معرفی شده است.[۵۲]
پس از شهادت یاران و بنیهاشم، امام حسین(ع) برای نبرد آماده شد. آن حضرت با درخواست یاری از سپاه کوفه و سپس با یادکرد نام یاران شهید خود، اهلبیت را برای آخرین وداع آماده کرد.[۵۳] در این هنگام امام سجاد(ع) نیز قصد حضور در میدان داشت، اما امام حسین(ع) از او خواست بازگردد تا زمین از نسل پیامبر(ص) خالی نماند.[۵۴]
| « | «آیا کسی هست که از حرم رسول خدا(ص) دفاع کند؟ و آیا خداپرستی در میان شما وجود دارد که درباره ما از خدا بترسد؟ آیا فریادرسی هست که برای خدا، به داد ما برسد؟ آیا یاری دهندهای هست که برای خدا، ما را یاری دهد؟» | » |
سپس امام حسین(ع) با اهلبیت خود وداع کرد و برای جلوگیری از غارت، پیراهنی را پاره کرده و زیر لباسهایش پوشید که آن نیز پس از شهادتش غارت شد.[۵۵] در ادامه، امام حسین(ع) کودک شیرخوار خود، عبدالله بن حسین(ع)، را نزد سپاه کوفه برد و برای او طلب آب کرد؛ اما حرملة بن کاهل تیری به سوی کودک پرتاب کرد و او را در آغوش پدر به شهادت رساند.[۵۶]

نبرد و شهادت سیدالشهدا
براساس گزارش منابع تاریخی، پس از شهادت یاران و نزدیکان امام حسین(ع)، آن حضرت بهتنهایی به نبرد ادامه داد. در جریان نبرد، دشمن مانع دسترسی امام به آب شد و در برخی گزارشها از اصابت تیر به دهان آن حضرت یاد شده است.[۵۷] با وجود جراحات فراوان، امام به مبارزه ادامه داد[۵۸] و بنابر نقل حمید بن مسلم، در برابر حملات سپاه دشمن مقاومت و به آنان حمله میکرد.[۵۹] سید بن طاووس نیز از عقبنشینی گسترده نیروهای دشمن در برابر حملات امام گزارش کرده است.[۶۰]
به گفته مورخان، امام حسین(ع) در فاصله میان نبرد به خیمهگاه بازمیگشت، اهل حرم را به صبر دعوت میکرد[۶۱] و با آنان وداع مینمود.[۶۲] همچنین بر بالین امام سجاد(ع) حاضر شد؛[۶۳] در همین هنگام، سپاه کوفه به دستور عمر بن سعد خیمهگاه را هدف تیراندازی قرار داد.[۶۴] در گزارشها آمده است که امام پس از هر حمله به محل مشخصی نزدیک خیمهها بازمیگشت و با صدای بلند «لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم» میگفت تا اهل حرم از حضور او آگاه و دلگرم باشند.[۶۵] پس از آنکه گروهی از سپاه کوفه میان امام و خیمهها فاصله انداختند، امام آنان را به آزادگی و پرهیز از تعرض به خاندان خود فراخواند.[۶۶]
| « | وای بر شما، ای پیروان خاندان ابوسفیان! اگر دین ندارید و از روز قیامت نمیترسید، دستکم در این دنیای خود آزاده باشید و اگر آنگونه که میپندارید عرب هستید، به اصل و نسب و شرافتهای قومی خود بازگردید. | » |
شهادت امام حسین(ع) و وقایع پس از آن
به گزارش مورخان، نیروهای تحت فرمان شمر، امام حسین(ع) را محاصره کردند[۶۷] و سپس به دستور او، آن حضرت هدف تیراندازی قرار گرفت.[۶۸] براساس گزارش منابع، امام حسین(ع) پس از عقبنشینی، در برابر صف دشمن ایستاد.[۶۹] شدت جراحات و خستگی ناشی از نبرد او را کمتوان کرده بود که سنگی به پیشانیاش اصابت کرد. هنگام پاککردن خون صورت، تیری سهشعبه و مسموم به قلبش نشست.[۷۰] سپس مالک بن نُسَیر ضربهای بر سر آن حضرت وارد کرد[۷۱] و زرعة بن شریک تمیمی شانه چپ او را مجروح ساخت؛ سنان بن انس نیز تیری به گلوی امام زد. سرانجام صالح بن وهب جعفی، و به نقلی سنان بن انس، با نیزه ضربهای به پهلوی امام وارد کرد که موجب شد با گونه راست از اسب بر زمین افتد.[۷۲]
به گفته مورخان، پس از زمینافتادن امام(ع)، گروهی از سپاه عمر بن سعد به سوی او رفتند و شمر آنان را به پایاندادن کار امام تشویق کرد.[۷۳] در گزارشها درباره جداکننده سر امام اختلاف وجود دارد؛ برخی شمر بن ذیالجوشن[۷۴] و برخی سنان بن انس را عامل این کار دانستهاند.[۷۵] همچنین در منابع، از وجود ۳۳ ضربه شمشیر و ۳۴ زخم نیزه بر بدن امام حسین(ع) یاد شده و گزارش شده است که پس از شهادت، لباس و وسایل آن حضرت غارت شد.[۷۶]
بر پایه گزارشهای تاریخی، در واپسین لحظات زندگی امام حسین(ع)، عبدالله بن حسن با وجود تلاش زینب(س) برای جلوگیری از خروج او، از خیمهگاه بیرون آمد و خود را به عمویش رساند. هنگامی که یکی از افراد سپاه کوفه قصد حمله به امام را داشت، عبدالله دست خود را سپر ضربه کرد و دستش بر اثر اصابت شمشیر آسیب دید و یا قطع شد؛ در منابع، درباره نام ضارب اختلاف گزارش شده است.[۷۷]
به گزارش منابع، عمر بن سعد در همان روز سر امام حسین(ع) را همراه خولی بن یزید و حمید بن مسلم به سوی عبیدالله بن زیاد فرستاد و دستور داد سر دیگر شهدای کربلا را نیز، که ۷۲ سر گزارش شدهاند، به کوفه ببرند.[۷۸] همچنین به دستور عمر بن سعد و در اجرای فرمان ابنزیاد، ده تن از سپاهیان کوفه از جمله اِسحاق بن حَیوَه و اَخنَس بن مَرثَد، با اسب بر بدن امام حسین(ع) تاختند.[۷۹]
پس از شهادت امام حسین(ع)، سپاه کوفه به خیمهها هجوم برد و اموال، لباسها و زیورآلات اهل حرم را غارت کرد.[۸۰] همچنین شمر با گروهی از سپاهیان قصد کشتن امام سجاد(ع) را داشت که با مخالفت زینب(س) و بنابر نقلی اعتراض برخی سپاهیان، این اقدام انجام نشد.[۸۱] سپس عمر بن سعد دستور داد زنان و کودکان را در چادری گرد آورند و افرادی را برای نگهبانی آنان بگمارد.[۸۲]
شام غریبان و حرکت اسیران به سوی کوفه
در منابع تاریخی آمده است که در غروب عاشورا، سپاهِ دشمن، زنان را از خیمهها بیرون کرد و خیمهها را به آتش کشید.[۸۳] زنان با دیدن پیکرهای کشتهشدگان، شیون و زاری کردند و بر صورتهای خود زدند.[۸۴] عمر بن سعد شب را همراه گروهی از سپاهیان در کربلا ماند و روز یازدهم محرم، پس از دفن کشتگان سپاه خود، اهلبیت امام حسین(ع) و دیگر بازماندگان را به سوی کوفه حرکت داد.[۸۵]
در گزارشهایی درباره شب یازدهم محرم، که به «شام غریبان» شهرت دارد، آمده است که حضرت زینب(س) با وجود گرسنگی و ضعف شدید، نماز شب خود را ترک نکرد و آن را نشسته به جا آورد.[۸۶]
پانویس
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۷۹م، ص۱۸۴؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۱۶؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۸۹. خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، مکتبة المفید، ج۱، ص۲۴۹؛ طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۴۵۴.
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۱۷؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۹۱؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵م، ص۵۷.
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۲۳
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۹۵؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۲۲؛ دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۵۶، ابن اعثم کوفی، الفتوح، ۱۹۹۱م، ج۵، ص۱۰۱؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵م، ج۵، ص۵۹
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۹۵؛ دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۵۶؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک(تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۲۲؛ شیخ مفید؛ الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۹۵؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵م، ج۴، ص۵۹
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۹۶
- ↑ شعرانی، دمع السجوم، ترجمه نفس المهموم، ۱۳۷۴ق، ص۱۱۸.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۹۵-۳۹۶؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۲۳-۴۲۶؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۹۶
- ↑ شعرانی، دمعالسجوم، ترجمه نفس المهموم، ۱۳۷۴ق، ص۱۳۸.
- ↑ شیخ صدوق، الامالی، ۱۳۶۲ش، ص۱۷۷، ح ۳ و ص۵۴۷، ح ۱۰. سید ابن طاووس، اللهوف، ۱۳۶۹ق، ص۷۰
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۹۵-۳۹۶؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۲۲-۴۲۶
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۹۵-۳۹۶؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۲۲؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، صص۹۵-۹۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص.۶۰
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۲۳؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۹۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، ج۴، ص۶۰-۶۱.
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۳۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۹۴
- ↑ خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۱، ص۲۵۲. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۹۶-۳۹۸
- ↑ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۵، ص۱۰۰؛ خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۱، ص۲۵۲؛ مقرم، مقتل الحسین(ع)، صص۲۳۲-۲۳۳
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک(تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۲۴-۴۲۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۹۵-۳۹۶؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۹۶–۹۸
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۲۴-۴۲۷
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۲۵-۴۲۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۹۷
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۲۳-۴۲۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۹۳-۳۹۶؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۹۶؛ طبرسی، اعلام الوری، ج۱، ص۴۵۸.
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۲۷؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۹۹؛ خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۲، ص۹.
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۰۴.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۹۸؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۲۹؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۰۱.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۹۸؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۲۹-۴۳۰؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۰۱.
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۲۹-۴۳۰.
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۲۹-۴۳۰.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۰۰؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۳۰-۴۳۶.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۰۰؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، صص۴۳۵-۴۳۶؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، صص۱۰۳-۱۰۴.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۰۰.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۰۰؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۳۰-۴۳۷.
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۳۶-۴۳۸.
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص ۴۳۸-۴۳۹.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۰۰؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۳۷-۴۳۶؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۰۴.
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۳۶ـ۴۳۷.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۰۰؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۳۷-۴۳۹؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۰۵.
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، صص۴۳۷- ۴۳۸.
- ↑ محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم و الملوک(تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۳۷ و علی بن ابی الکرم ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۸
- ↑ محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم و الملوک(تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۴۶
- ↑ ابن اعثم الکوفی، الفتوح، ج۵، ص۱۰۱
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۳۸-۴۳۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۷۰.
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، صص۴۳۹.
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، صص۴۳۹-۴۴۰.
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۴۱؛ شیخ مفید؛ الارشاد، ج۲، ص۱۰۵.
- ↑ خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۲، ص۱۷؛ سید بن طاوس؛ اللهوف، ص۱۱۰-۱۱۱.
- ↑ سید بن طاوس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص۱۱۱.
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۴۱؛ خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۲، ص۲۰.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۶۱-۳۶۲؛ ابوالفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۰؛ دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۵۶؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۴۶؛ ابن نما، مثیرالاحزان، ص۶۸؛ ابن طاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، ص۴۹
- ↑ ابن اعثم، الفتوح،۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۱۰.
- ↑ ابوالفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۰-۸۶؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۴۶-۴۴۹
- ↑ ابوالفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۹-۹۵؛ محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم و الملوک(تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۴۶-۴۴۹؛ ابن سعد، ج۶، ص۴۴۰-۴۴۲؛ دینوری، ص۲۵۶-۲۵۷
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۴۶-۴۴۹؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۱۰۸
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، صص۴۴۶، ۴۵۳
- ↑ خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۲، ص۳۲؛ سید بن طاوس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص۱۱۶؛ ابن نما، مثیر الاحزان، ص۷۰
- ↑ خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۲، ص۳۲.
- ↑ سید بن طاوس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص۱۲۳؛ البلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۰۹؛ الطبری، تاریخ الأمم و الملوک(تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۵۱-۴۵۳؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۱۱
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۴۸؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۹۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۰۸
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۰۷؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۴۹-۴۵۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبیر، ج۶، ص۴۴۰؛ دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۵۸
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۵۲؛ شیخ مفید؛ الارشاد، ج۲، ص۱۱۱؛ ابوعلی مسکویه، تجارب الامم، ج۲، ص۸۰ و ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۷۷
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۵۲؛ شیخ مفید؛ الارشاد، ج۲، ص۱۱۱؛ ابوعلی مسکویه، تجارب الامم، ج۲، ص۸۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۷۷
- ↑ سید بن طاوس؛ اللهوف، ص۱۱۹؛ موسوی مقرم، مقتل الحسین(ع)، ص۲۷۶
- ↑ محمد باقر مجلسی، جلاء العیون، ص۴۰۸؛ عبد الرزاق الموسوی المقرم، مقتل الحسین(ع)، ص۲۷۶-۲۷۸
- ↑ ابن شهرآشوب؛ مناقب آل ابیطالب، ص۱۰۹؛ عبد الرزاق الموسوی المقرم، مقتل الحسین(ع)، ص۲۷۷
- ↑ المسعودی، اثبات الوصیه للامام علی بن ابیطالب(ع)، ص۱۷۷-۱۷۸
- ↑ عبد الرزاق الموسوی المقرم، مقتل الحسین(ع)، ص۲۷۷-۲۷۸
- ↑ سید بن طاوس، اللهوف، ص۱۱۹
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۰۷؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۵۰؛ محمد ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر، ج۶، ص۴۴۰؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص۱۱۸
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۰۷- ۴۰۸
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۱۱-۱۱۲؛ خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۲، ص۳۵؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ص۱۱۱
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، صص۱۱۱-۱۱۲
- ↑ خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۲، ص۳۴؛ سید بن طاوس، اللهوف، ص۱۲۰
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰۳؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۴۸؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۷۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۱۰.
- ↑ دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۵۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۰۷-۴۰۹؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۵۳؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۱۲.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۰۷-۴۰۹؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۵۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۷۷؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۸۷.
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۱۲؛ خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۲، ص۳۶؛ طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۴۶۹
- ↑ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۵۰- ۴۵۳؛ ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر، ج۶، ص۴۴۱؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص۱۱۸؛ مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۲۵۸؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۱۲؛ سید بن طاوس، اللهوف، ص۱۲۶
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ج۳، صص۲۵۸ـ۲۵۹
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۱۰؛ سید بن طاوس، اللهوف، صص۱۲۲-۱۲۳ و طبرسی؛ اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، صص۴۶۷-۴۶۸
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۱۱؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۵۵؛ مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۲۵۹
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۱۱؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۵۵؛ مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۲۵۹.
- ↑ قمی، نفس المهموم، ص۴۷۹
- ↑ قمی، نفس المهموم، ص۴۷۹-۴۸۰
- ↑ قمی، نفس المهموم، ص۴۸۲
- ↑ رجوع کنید به: الوان ساز خویی، وقایع الأیام، ج۲، ص۱۳۵و۱۵۱
- ↑ رجوع کنید به: رسولی، زینب عقیله بنیهاشم، ج۱، ص۵۵
- ↑ .رجوع کنید به: رسولی، زینب عقیله بنیهاشم، ج۱، ص۶۱و۶۲
- ↑ نقدی، زینب الکبری، الناشر : منشورات مكتبة المفيد، ص۶۲؛ محسن زاده، سر نینوا زینب کبری(س)، نشر مشعر ۱۳۸۷ش، ص۱۵۸
منابع
- ابناثیر، علی بن محمد جزری، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۵م.
- ابن اعثم الکوفی، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، ۱۹۹۱.
- ابن الدمشقی، جواهر المطالب فی مناقب الامام علی(ع)، تحقیق محمد باقر المحمودی، قم، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیه، چاپ اول، ۱۴۱۶.
- ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۲.
- ابن شداد، عزالدین ابی عبدالله، الاعلاق الخطیره فی ذاکر امراء الشام و الجزیره، تحقیق سامی الدهان، دمشق ۱۳۸۲ / ۱۹۶۲.
- ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، قم، علامه، ۱۳۷۹ق.
- ابن طیفور، احمد، بلاغات النساء، قم، بیتا.
- ابن عبدربه، العقد الفرید، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۴.
- ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵.
- ابن کثیر، ابوالفداء اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶.
- ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دارصادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴، ج۱۵.
- ابن نما حلی، مثیر الاحزان، قم، مدرسه امام مهدی(عج)، ۱۴۰۶.
- ابوعلی مسکویه، تجارب الامم، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش.
- ابومخنف ازدی، مقتل الحسین(ع)، تحقیق و تعلیق حسین الغفاری، قم، مطبعة العلمیه، بیتا.
- اصفهانی، علی ابوالفرج، مقاتل الطالبین، به کوشش احمد صقر، قاهره، ۱۳۶۸ق/ ۱۹۴۹م.
- اصفهانی، علی ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، تحقیق احمد صقر، بیروت، دارالمعرفه، بیتا، ۱۹۹۲م.
- الوانساز خویی، محمد، وقایع الأیام فی تتمة محرم الحرام، محقق علی تبریزی خیابانی، قم، غرفة الإسلام، ۱۳۸۶.
- امین، محسن، اعیان الشیعه؛ تحقیق حسن الامین، بیروت، دارالتعارف، بیتا.
- بحرانی، عبدالله، العوالم الامام الحسین(ع)، تحقیق مدرسه الامام المهدی(عج)، قم، مدرسه الامام المهدی(عج)، چاپ اول، ۱۴۰۷.
- بَلاذُری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، ۱۴۱۷ق، ۱۹۹۶م.
- بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس عظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
- بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق احسان عباس، بیروت، جمیعة المتشرقین الامانیه، ۱۹۷۹م.
- تاریخ امام حسین علیهالسلام: موسوعة الإمام الحسین علیهالسلام، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، دفتر انتشارات کمک آموزشی، تهران، ۱۳۷۸ش.
- ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، تحقیق: السید جلال الدین الحسینی الارموی المحدث، تهران: سلسله انتشارات انجمن آثار ملی، ۲۵۳۵.
- خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین(ع)، تحقیق و تعلیق محمد السماوی، قم، مکتبة المفید، بیتا.
- دایرة المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر، کامران فانی، بهاءالدین خرمشاهی، تهران، مؤسسه انتشاراتی حکمت، چ اول، ۱۳۹۰ ش/ ۱۴۳۲ ق.
- دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، ج۶، تهران: ۱۳۷۷ش.
- دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش.
- راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه امام مهدی(عج)، چاپ اول، ۱۴۱۵.
- رسولی، هاشم، زینب عقیله بنیهاشم، تهران، مشعر.
- سماوی، محمد، ابصار العین فی انصار الحسین، تحقیق محمد جعفر الطبسی، مرکز الدرسات الاسلامیه لممثلی الولی الفقیه فی حرس الثورة الاسلامیه، چاپ اول.
- سید بن طاوس، اللهوف فی قتلی الطفوف، قم، انوار الهدی، چاپ اول، ۱۴۱۷.
- سید بن طاوس؛ اللهوف علی قتلی الطفوف، نجف، ۱۳۶۹ ق.
- سید مرتضی، رسائل الشریف المرتضی، چاپ مهدی رجائی، قم، ۱۴۰۵.
- شهیدی، سید جعفر، زندگانی فاطمه زهرا(ع)، تهران ۱۳۶۴ش.
- شیخ صدوق، الامالی، کتابخانه اسلامیه، ۱۳۶۲ش.
- شیخ مفید، الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
- طبرانی، المعجم الکبیر، تحقیق حمدی عبدالمجید السلفی، بیجا،دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، مشهد، نشر مرتضی، چاپ اول، ۱۴۰۳.
- طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، تهران، اسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۹۰ق.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۳۸۲ـ۱۳۸۷ق.
- قرمانی، احمد بن یوسف، اخبار الدول، تحقیق فهمی سعد و احمد حطیط، بیروت، عالم الکتب، چاپ اول، ۱۹۹۲.
- قمی، عباس، نفس المهموم؛در کربلا چه گذشت، ترجمه محمدباقر کمرهای، مسجد جمکران، قم، چاپ هشتم، ۱۳۸۱ ش.
- قندوزی؛ ینابیع الموده لذوی القربی، تحقیق سیدعلی جمال اشرف حسینی،دار الاسوه، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
- کشی، محمد بن عمر، رجال الکشی، مشهد، دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸ش.
- مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال. تحقیق محیی الدین المامقانی و محمدرضا المامقانی، قم، آل البیت(ع)، لاحیاء التراث، چاپ اول، ۱۴۳۰.
- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الأئمة الاطهار، تهران، اسلامیه، بیتا.
- مجلسی، محمد باقر، جلاء العیون، جاویدان، بیتا.
- محسنزاده، محمدعلی، سر نینوا، زینب کبری علیها السلام، جلد۱، تهران، مشعر، ۱۳۸۸.
- محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیه فی مناقب الائمة الزیدیه، صنعاء، مکتبة بدر، چاپ اول، ۱۴۲۳.
- محمد بن سعد، کتاب الطبقات الکبیر، به کوشش علی محمد عمر، قاهره، ۱۴۲۱ ق، ۲۰۰۱ م.
- محمد بن سعد؛ الطبقات الکبری، تحقیق محمد بن صامل السلمی، طائف، مکتبة الصدیق، چاپ اول، ۱۹۹۳، خامسه۱.
- مسعودی، علی بن الحسین، اثبات الوصیه للامام علی بن ابیطالب(ع)، بیروت،دار الاضواء، چاپ دوم، ۱۹۸۸.
- مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم، دارالهجره، چاپ دوم، ۱۴۰۹.
- مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب، به کوشش شارل پلا، بیروت، ۱۹۷۴ م.
- مفید، محمدبن محمدبن نعمان، الارشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد، قم ۱۴۱۳.
- موسوی المقرم، عبد الرزاق، مقتل الحسین(ع)، بیروت، دارالکتاب الاسلامیه، چاپ پنجم.
- میدانی، ابوالفضل احمد بن محمد، مجمع الأمثال، تعلیق نعیم حسین زرزور، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۸۸.
- هیثمی؛ مجمع الزوائد، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۹۸۸.
- یعقوبی، احمد، تاریخ، نجف، ۱۳۵۸ ق.