مقاله متوسط
رده ناقص
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب
جانبدارانه
شناسه ارزیابی نشده

ابوسفیان

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
ابوسفیان
مشخصات فردی
نام کامل صَخر بن حَرب بن اُمَی‍ـَّة بن عبدشمس بن عبدمَناف
کنیه اَبوسُفیان، ابوحنظله
زادروز ۱۰ سال پیش از عام الفیل (۵۶۰م)
نسب/قبیله قریش
خویشاوندان سرشناس ام حبیبه، معاویه و یزید
درگذشت ۳۰ق/۳۱ق/۳۳ق
مشخصات دینی
زمان اسلام آوردن پس از فتح مکه در ۸ق
نحوه اسلام آوردن با وساطت عباس بن عبدالمطلب
حضور در جنگ‌ها در جنگ‌های بدر، احد و خندق حضوری فعال علیه پیامبر(ص)
دیگر فعالیت‌ها جزء دشمنان پیامبر(ص)؛ حامی خلافت عثمان

صَخر بن حَرب بن اُمَی‍ـَّة، معروف به اَبوسُفیان، از چهره‌های مشهور عرب همزمان با ظهور اسلام.

وی در آغاز دعوت پیامبر(ص)، جزء دشمنان ایشان بود و در جنگ‌های بدر، احد و خندق، علیه مسلمانان حضوری فعال داشت. ابوسفیان در سال ۸ هجری اسلام آورد و از سوی پیامبر(ص) به عنوان والی نجران انتخاب شد. او با خلفای اول و دوم با مماشات رفتار می‌کرد و از خلافت عثمان حمایت نمود. پسر او معاویه نقش سیاسی مهمی در سده اول قمری ایفا کرد و سلسله خلافت اموی را بنیاد نهاد.

تولد و نسب

صَخر بن حَرب بن اُمَی‍ـَّة بن عبدشمس بن عبدمَناف، معروف به اَبوسُفیان که گاهی او را به کنیه ابوحنظله نیز خوانده‌اند.[۱] وی در جد سوم خویش (عبدمناف) با پیامبر (ص) پیوند دارد. تاریخ دقیق تولد او روشن نیست، به روایتی ۱۰ سال پیش از عام الفیل (۵۶۰م) متولد شد.[۲]

مادرش صفیه دختر حَز‍ن بن بُجَیر بن هُزَم بود و پدرش، حرب، در روزگار خود پیشوای بنی امیه و فرمانده آنان در جنگ‌های فجار بود.[۳]


شخصیت سیاسی و اجتماعی

به رغم شهرت ابوسفیان در تاریخ صدر اسلام، از زندگی او، خاصه پیش ا ز اسلام آگاهی دقیق و کاملی در دست نیست. از برخی اشارات مورخان، چنین برمی آید که وی پیش از اسلام از بزرگان قریش بوده و پیشه بازرگانی داشته است.[۴] ابن حبیب [۵] او را از حکام قریش خوانده است. او یکی از بلندپایگان قریش بود و یکی از ۴ تنی به شمار می‌رفت که در جاهلیت فرمانشان نافذ بود.[۶]

با آغاز دعوت پیامبر(ص)، ابوسفیان جزء سرسخت‌ترین دشمنان او شد. با این همه شدت مخالفتِ او را از دیگر سران قریش، مانند ابوجهل و ابولهب کمتر دانسته‌اند.[۷]

با آنکه او پس از فتح مکه اسلام آورد، سخنی که در ماجرای ردّه به او نسبت داده شده، نشان از بستگی و علاقه او به آیین گذشته دارد.[۸] ابن حبیب [۹] او را از «‌زنادقه قریش‌» خوانده است.

ابوسفیان احادیثی نیز از قول پیامبر(ص) روایت کرده است.[۱۰]

رویارویی با پیامبر(ص)

جنگ بدر

نوشتار اصلی: غزوه بدر

در دومین سالی که پیامبر(ص) از مکه به مدینه هجرت کرده بود، ابوسفیان در رأس کاروانی تجاری از شام باز می‌گشت. پیامبر(ص) با سپاهیانی آهنگ حمله به آن کرد، اما ابوسفیان، از یک سو از قریشیان مکه یاری خواست و از سوی دیگر خود با زیرکی تغییر مسیر داده، کاروان را به مکه رساند. با اینکه کاروان از خطر رسته بود، ابوجهل از تهدید پیامبر(ص) چنان در خشم شد که تصمیم گرفت به مکه بازنگردد تا با یثربیان پیکار کند.[۱۱]

در جنگ بَدر، قریشیان شکست خوردند و حنظله، پسر ابوسفیان کشته و پسر دیگرش عمرو اسیر شد که بعدها آزاد گردید.[۱۲]

آتش زدن نخل‌های مدینه

شکست در بدر، چنان بر قریشیان گران آمد که تصمیم گرفتند، دوباره به پیکار با پیامبر(ص) و مسلمانان مدینه روند. پس ابوسفیان با ۲۰۰ سوار از قریش آهنگ مدینه کرد و پس از مذاکره با سلّام بن مِشْکم رئیس بنی نضیر، کسانی را به مدینه فرستاد و آنان در جایی به نام «‌عُریض‌» نخلستان‎هایی را به آتش کشیدند و گریختند. پیامبر(ص) به تعقیب ابوسفیان پرداخت، اما به او دست نیافت و بازگشت.[۱۳]

جنگ احد

نوشتار اصلی: غزوه احد

در سال ۳ ق، ابوسفیان در رأس سپاهی بزرگ به قصد انتقام از مسلمانان، به سوی مدینه حرکت کرد.[۱۴] در منطقه احد، نزدیکی مدینه، جنگ سختی روی داد که مسلمانان شکست خوردند و نخبگانی از آنان چون حمزه، عموی پیامبر(ص) به شهادت رسیدند. پس از نبرد، ابوسفیان بر فراز کوه آمد و ضمن ستایش بت‌ها، پیامبر(ص) را به نبردی دوباره، در بدر وعده داد.[۱۵]

سال بعد پیامبر(ص) به بدر آمد، اما ابوسفیان پیش از رسیدن به وعده‌گاه، قریشیان را متقاعد کرد که به مکه بازگردند.[۱۶]

جنگ خندق

نوشتار اصلی: غزوه خندق

سال دیگر، ابوسفیان با یاری یهودیان مدینه، پیکار خندق را بر ضد پیامبر(ص) ترتیب داد[۱۷]، اما با تدبیر و هوشمندی پیامبر(ص)، سپاه ابوسفیان و متحدان او، ناکام بازگشتند و مدینه رهایی یافت.[۱۸]

یک سال پس از جنگ خندق، صلح حدیبیه، میان پیامبر اسلام و مشرکان مکه برقرار شد. اما هنوز دو سال از این صلح نگذشته بود که قریش آن را نقض کرد. ابوسفیان شخصاً برای عذرخواهی به مدینه رفت، اما کسی به او اعتنا نکرد و عذرش پذیرفته نشد.[۱۹]

اسلام ابوسفیان

سرانجام پس از دشمنی و پیکارهای متعدد، ابوسفیان در سال ۸ ق، به هنگام فتح مکه به یاری و وساطت عباس بن عبدالمطلب، نزد پیامبر اکرم(ص) آمد و اسلام آورد[۲۰] و پیامبر(ص) خانه او را پناهگاه امن اعلام کرد.[۲۱] پس از آن ابوسفیان و خانواده‌اش در شمار مسلمانان درآمدند. [۲۲]و در همان سال در غزوه حنین، ابوسفیان فرماندهی گروهی جنگجو را بر عهده داشت و در پایان جنگ، پیامبر(ص) به ابوسفیان و فرزندانش غنایم بیشتری بخشید.[۲۳]

بنابر برخی اقوال؛ پیامبر(ص) ابوسفیان را به امارت نجران منصوب کرد. [۲۴] که البته این قول، مخالفانی نیز دارد. [۲۵]

به گزارش برخی منابع در غزوه طائف بود که ابوسفیان یک چشمش را از دست داد.[۲۶] پس از آن، پیامبر(ص) ابوسفیان را برای گردآوری صدقات به طائف فرستاد.[۲۷]

ابوسفیان و خلفای سه گانه

از پاره‌ای روایات چنین برمی‌آید که هنگام رحلت پیامبر(ص)، ابوسفیان والی نجران بود[۲۸] و آنگاه به مکه آمد و چندی در آنجا ماند، سپس به مدینه رفت و در آن شهر ساکن شد.

ابوسفیان و خلافت ابوبکر

پس از رسیدن ابوبکر به خلافت، ابوسفیان از اینکه مردی از کم‌ارج‌ترین تیره‌های قریش به خلافت برگزیده شده، ناراضی و آشفته به نظر می‌رسید و احتمالاً در اندیشه فتنه انگیزی بود.[۲۹]

با این همه وی در ۱۵ق، در پیکار یرموک که فرماندهی آن با یزید فرزند او بود، شرکت داشت و سپاه اسلام را به مبارزه و پایداری تشویق می‌کرد.[۳۰]

گفته‌اند که وی در این نبرد چشم دیگرش را نیز از دست داد.[۳۱]

ابوسفیان و خلافت عمر

از برخی روایات چنین برمی آید که ابوسفیان، فرزندش معاویه را از مخالفت با عمر بر حذر داشت و به او سفارش کرد که باید از وی پیروی کند[۳۲] ابوسفیان در روزگار عمر، ظاهرا خلاف‌هایی مرتکب و بدین سبب مورد نکوهش وی واقع شده است.

ابوسفیان و خلافت عثمان

پس از رسیدن عثمان به خلافت، ابوسفیان نزد وی و در جمع امویان گفت: اکنون که گوی خلافت به دست شما افتاده، آن را در میان خود بگردانید و نگذارید که از دستتان بیرون افتد.[۳۳]

درگذشت

تاریخ دقیق مرگ وی چندان روشن نیست. به گزارش واقدی[۳۴]، وی ۵ سال پیش از قتل عثمان در ۳۰ق درگذشت، اما تاریخ‌های ۳۱ تا ۳۳ق را هم برای مرگ او آورده‌اند.[۳۵]

فرزندان

از ابوسفیان، فرزندان متعددی برجای ماندند. بنام‌ترین آنان معاویه است که نقش سیاسی مهمی در سده اول قمری ایفا کرد و سلسله خلافت اموی را بنیاد نهاد.

فرزند دیگر او یزید بود که ابوبکر او را فرمانده سپاه کرد و سپس عمر بن خطاب او را به امارت گمارد. دیگر فرزند او عتبه بود که با عایشه در جمل شرکت کرد و معاویه او را به امارت مصر فرستاد.[۳۶]

یکی از دختران او به نام ام حبیبه است که به حبشه هجرت کرد و سپس به مدینه بازگشت و پیامبر(ص) با او ازدواج کرد.[۳۷]

ابوسفیان در سینما و تلویزیون

مایکل آنسارا در نقش ابوسفیان، در فیلم الرسالة اثر مصطفی عقاد.

فیلم‌های سینمایی و سریال‌های مختلفی در ایران و خارج از ایران ساخته شده است که ابوسفیان هم از شخصیت‌های این فیلم‌ها بوده است. برخی از این فیلم‌ها و سریال‌ها عبارتند از:

  • فیلم الرساله به کارگردانی مصطفی عقاد. مایکل آنسارا (در نسخه انگلیسی) و حمدی غیث بازیگر مصری (در نسخه عربی) نقش ابوسفیان را ایفا کرده است.[۳۸]
  • فیلم تلویزیونی پناهنده و سیاه سپید به کارگردانی حجت الاسلام محمد تقی انصاری. حسن جوهرچی نقش ابوسفیان را ایفا کرده است. [۳۹]
  • فیلم محمد (ص) به کارگردانی مجید مجیدی. داریوش فرهنگ نقش ابوسفیان را ایفا کرده است.[۴۰]
  • سریال امام علی(ع) به کارگردانی داوود میرباقری با نقش آفرینی داریوش فروهر در نقش ابوسفیان.[۴۱]

پانویس

  1. واقدی، ج۲، ص۸۱۷؛ ابن اثیر، ج۳، ص۱۲
  2. بلاذری، انساب، ج۴ (۱)، ص۱۳
  3. ابوالفرج، ج۶، ص۳۴۱؛ ابن قدامه، ص۲۰۲
  4. نک‍: بلاذری، فتوح، ص۱۲۹
  5. ص ۳۶۸
  6. عبدالبر، ج۲، ص۷۱۵
  7. بلاذری، انساب، ج۱، ص۱۲۴
  8. بلاذری، انساب، ج۴ (۱)، ص۱۳
  9. ص ۳۸۸
  10. مثلاً نک‍: بخاری، ج۱، ص۹۱، ج۲، ص۱۰۸؛ مزی، ج۴، ص۱۵۸ـ۱۵۹
  11. عروة بن زبیر، ص۱۳۱ـ ۱۳۷
  12. ابن هشام، ج۲، ص۳۰۵ـ۳۰۶؛ ابن قتیبه، ص۳۴۴ـ۳۴۵
  13. ابن اسحاق، ص۳۱۰ـ۳۱۲؛ واقدی، ج۱، ص۱۸۱؛ بلاذری، انساب، ج۱، ص۳۱۰
  14. بلاذری، انساب، ج۱، ص۳۱۲
  15. ابن اسحاق، ص۳۳۳ـ۳۳۴؛ ابن هشام، ج۳، ص۹۹ـ ۱۰۰؛ بلاذری، انساب، ج۱، ص۳۲۷
  16. ابن هشام، ج۳، ص۲۲۰ـ۲۲۱
  17. ابن هشام، ج۳، ص۲۲۵-۲۲۶
  18. بلاذری، انساب، ج۱، ص۳۴۳ـ۳۴۵
  19. ابن هشام، ج۴، ص۳۷ـ۳۹
  20. واقدی، ج۲، ص۸۱۷ـ۸۱۸
  21. واقدی، ج۲، ص۸۱۷ـ۸۱۸؛ ابن هشام، ج۴، ص۴۶
  22. کلبی، ص۴۹
  23. واقدی، ج۲، ص۹۴۴ـ۹۴۵؛ طبری، ج۱، ص۱۶۷۹
  24. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲، ج ۲، ص ۷۱۴.
  25. ابن حجر، الاصابه، ۱۴۱۵،، ج ۳، ص ۳۳۳.
  26. بلاذری، انساب، ج۴ (۱)، ص۸
  27. ابن قتیبه، الإمامة و السياسة، ص ۳۴۴؛ قس: بلاذری، انساب، ج۱، ص۵۳۰
  28. کلبی، ص۴۹؛ بلاذری، انساب، ج۴ (۱)، ص۷، ۱۲
  29. بلاذری، انساب، ج۱، ص۵۲۹، ۵۸۸؛ طبری، ج۱، ص۱۸۲۷
  30. بلاذری، انساب، ج۴ (۱)، ص۱۱؛ ابن اثیر، ج۳، ص۱۳
  31. طبری، ج۱، ص۲۱۰۱
  32. بلاذری، انساب، ج۴ (۱)، ص۹
  33. بلاذری، انساب، ج۴ (۱)، ص۱۲، قس: ج۴ (۱)، ص۱۳؛ ابوالفرج، ج۶، ص۳۵۶
  34. نک‍: بلاذری، انساب، ج۴ (۱)، ص۱۳
  35. نک‍: بلاذری، انساب، ج۴ (۱)، ص۱۳؛ طبری، ج۱، ص۲۸۷۱
  36. ابن قتیبه، ص۳۴۴ـ۳۴۵
  37. ابن سعد، ج۸، ص۹۶
  38. (The Message (1977
  39. تولید تله فیلم «پناهنده» در شبکه سحر به پایان رسید
  40. آشنایی با مهمترین بازیگران فیلم محمد (ص) مجید مجیدی +عکس
  41. فرهنگ سریال‌های تلویزیونی ایران از آغاز تا امروز؛ ماهنامه سینمایی «فیلم»، شماره ۲۴۵، ۱۵ آذر ۱۳۷۸.

مآخذ

  • ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغاب‍ـه، قاهره، ۱۲۸۰ ق.
  • ابن اسحاق، محمد، السیر، والمغازی، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۳۹۸ق/۱۹۷۸ م.
  • ابن حبیب، محمد، المنمق فی اخبار قریش، به کوشش خورشید احمد فارق، بیروت، ۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۵ م.
  • ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق: عبد الموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد،‌ دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر.
  • ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۰ق/ ۱۹۶۰ م.
  • ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰ م.
  • ابن قدامه مقدسی، عبدالله بن احمد، التبیین فی انساب القرشیین، به کوشش محمد نایف دلیمی، بیروت، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸ م.
  • ابن هشام، عبدالملک، السیره النبوی‍ـه، به کوشش ابراهیم ابیاری و دیگران، قاهره، ۱۳۷۵ ق/۱۹۵۵ م.
  • ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، قاهره، دارالکتب المصری‍ـه، بخاری، محمدبن اسماعیل، صحیح، بولاق، ۱۳۱۵ ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، به کوشش محمد حمیدالله، قاهره، ۱۹۵۹ م، ج۴، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۷۹ م.
  • همو، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۶۶ م.
  • ذهبی، محمد بن احمد، سیراعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، ۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۵ م.
  • طبری، تاریخ، به کوشش دخویه و دیگران، لیدن، ۱۹۶۴ م.
  • عروه بن زبیر، مغازی رسول الله(ص)، به کوشش محمد مصطفی اعظمی، ریاض، ۱۴۰۱ق/ ۱۹۸۱ م.
  • کلبی، هشام بن محمد، جمهره النسب، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ۱۴۰۷ق/ ۱۹۸۶ م.
  • ماهنامه سینمایی فیلم، شماره ۲۴۵، آذر ۱۳۷۸ش.
  • مزّی، یوسف بن عبدالرحمن، تحف‍ـه الأشراف، بمبئی، ۱۳۹۶ق/ ۱۹۷۶ م.
  • واقدی، محمد بن عمر، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶ م.

پیوند به بیرون