امام حسین علیه السلام

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از امام حسین)
پرش به: ناوبری، جستجو
امام حسین
ضریح امام حسین5.jpg
نقش امام سوم شیعیان
نام امام حسین
کنیه اباعبدالله
زادروز سوم شعبان، سال ۴ق.
زادگاه مدینه
مدت امامت حدود ۱۰ سال (۵۰ تا ۶۱ق)
شهادت ۱۰ محرم (عاشورا)، سال ۶۱ق.
مدفن کربلا، عراق
محل زندگی مدینه، کوفه
لقب(ها) زکی، سید الشهدا
پدر امام علی
مادر حضرت فاطمه
همسر(ان) رباب، لیلا، ام اسحاق، شهربانو(اختلافي)
فرزند(ان) امام سجاد، علی اکبر ، جعفر، علی اصغر، سکینه، فاطمه
طول عمر ۵۷ سال

حسین بن علی بن ابی طالب(ع) (۴-۶۱ق)، مشهور به اباعبدالله و سیدالشهداء، امام سوم شیعیان، فرزند دوم امام علی(ع) و نوه پیامبر(ص)، که در واقعه عاشورا به شهادت رسید.

حسین بن علی (ع) در دوره کودکی از محبت و علاقه فراوان پیامبر برخوردار بود. در دوره خلافت امام علی در کنار ایشان بود و در جنگ‌های آن دوره شرکت داشت. در زمان امامت امام حسن(ع) پیرو او بود و پس از شهادت وی نیز، تا زمانی که معاویه در قید حیات بود، به پیمان ایشان با معاویه وفادار ماند؛ اما پس از مرگ معاویه بیعت با یزید را مشروع ندانست.

فشار یزید بر حاکم مدینه که یا از امام حسین بیعت بگیرد یا او را به قتل برساند، باعث شد حسین (ع) در ۲۷ رجب سال ۶۰ق رهسپار مکه شود. با توجه به دعوت کوفیان برای پذیرش زمامداری، او از مکه به سوی کوفه رهسپار شد. ورود عبیدالله بن زیاد از طرف یزید به کوفه باعث شد امام نتواند به کوفه وارد شود. امام حسین در کربلا با سپاهیان عبیدالله بن زیاد مواجه شد و در جنگی که در دهم محرم سال ۶۱ ق میان دو لشکر درگرفت، به همراه یارانش (حدود ۷۲ نفر) به شهادت رسید. پس از جنگ، خانواده‌اش به اسارت درآمدند و به کوفه و شام فرستاده شدند.

شهادت امام حسین(ع) آثار قابل‌توجهی بر رفتار مسلمانان و شیعیان در طول تاریخ داشته و الهام‌بخش مبارزات، انقلاب‌ها و قیام‌های متعددی بوده است. شیعیان بر گریه و سوگواری بر شهادت امام حسین(ع)، به ویژه در ماه محرم، تأکید دارند.

معرفی

نسب

حسین بن علی بن ابی‌طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف، هاشمی و قُرَشی است. او نوه حضرت محمد(ص) از فاطمه زهرا(س) است. پدرش امیرالمؤمنین علی(ع)، نخستین امام شیعیان است. امام حسین(ع) دومین فرزند امام علی(ع) و فاطمه(س) است و برادرانی از جمله امام حسن مجتبی(ع)، حضرت عباس(ع)، محمد بن حنفیه و خواهرانی از جمله حضرت زینب(س) دارد.[۱]

ولادت

امام حسین(ع) در مدینه به دنیا آمد. برخی سال تولد او را سال سوم هجری[۲] دانسته‌اند؛ اما قول مشهور، سال چهارم هجری است.[۳] درباره روز ولادت امام حسین(ع) هم هرچند اختلاف است، بنابر قول مشهور، روز ولادت آن امام، سوم شعبان است.[۴]

هنگامی که امام حسین به دنیا آمد، امّ فضل (همسر عباس بن عبدالمطلب)، به امر پیامبر(ص)، دایگی امام حسین(ع) را بر عهده گرفت[۵] بدین ترتیب امام برادر رضاعی قُثم بن عباس شد.:[۶]

نامگذاری

واژه «حسین» از واژه «حَسَن به معنای نیکو» است. این نام را پیامبر(ص) بر امام حسین نهاد.[۷] بنابر برخی از اقوال نیز نام‌های حسن و حسین معادل شَبَر و شُبَیر (نام‌های پسران هارون) هستند.[۸] گفتنی است این دو نام از نام‌ها بهشتی‌اند که قبل از اسلام نزد مردم عرب سابقه‌ای نداشته‌اند.[۹]

کنیه‌ها و القاب

کنیه امام حسین(ع) «ابوعبدالله» است. رسول خدا(ص) هنگام ولادت امام، این کنیه را بر او نهاد.[۱۰] البته امام حسین(ع) فرزندی به نام عبدالله داشته[۱۱] که می‌تواند علت این کنیه باشد. نیز گفته‌اند: ابوعبدالله به معنای "پدر بندگان خدا" است. برخی علت وجود این کنیه را معنای آن دانسته‌اند؛ یعنی اگر قیام امام نبود، نشانی از دین خدا نمی‌ماند كه مردم عبد آن باشند؛ از این رو او را پدر تمام بندگان خدا دانسته‌اند.[۱۲]

«ابوعلی»، «ابوالشهداء» [= پدر شهیدان]، «ابوالاحرار» [= پدر آزادگان] و «ابوالمجاهدین» [= پدر جهاد کنندگان] از دیگر کنیه‌های اوست.[۱۳]

القاب امام حسین(ع) القاب فراوانی دارد که بسیاری از آنها با القاب برادرش، امام حسن(ع)، مشترک است؛ مانند «سید شباب أهل الجنه» (به معنای سرور جوانان اهل بهشت). برخی از القاب خاص او عبارت‌اند از: زکی، طیب، وفی، سید، مبارک، نافع، الدلیل علی ذات اللّه، رشید، و التابع لمرضاة اللّه.[۱۴] [۱۵]

ابن طلحه شافعی لقب «زکی» را مشهورتر از دیگر القاب و لقب سید شباب أهل الجنه (سرور جوانان بهشت) را مهم‌ترین آنها دانسته است.[۱۶] در بعضی از احادیث نیز امام حسین(ع) با لقب شهید یا سیدالشهداء خوانده شده است.[۱۷]



همسران و فرزندان

همسران

  1. شهربانو: ثمره این ازدواج امام سجاد(ع) بود. اگر چه بسیاری از مورخان شهربانو را مادر امام سجاد و دختر یزدگرد دانسته‌اند، محققان معاصر در این مسئله تردید دارند.[۱۸]
  2. رباب دختر امرؤ القیس: نقل شده است رباب از بهترین زنان و افضل آنان در ادب و عقل بود.[۱۹] رباب دو فرزند از امام حسین(ع) داشت: سکینه و عبداللّه. عبداللّه(علی اصغر)در روز عاشورا شیرخوار بود و در آغوش پدرش به شهادت رسید.[۲۰] رباب در کربلا حضور داشت و همراه اسیران به شام رفت.[۲۱]
  3. لیلیٰ: لَیلی دختر ابی‌مُرَّة بن عروة بن مسعود ثَقَفی[۲۲] و میمونة بود.[۲۳] از تاریخِ ازدواج امام حسین(ع) با او اطلاعی در دست نیست. علی اکبر(ع) فرزند اوست.[۲۴]
  4. ام اسحق او همسر امام حسن مجتبی(ع) بود و پس از شهادت او با امام حسین(ع) ازدواج کرد.[۲۵] گزارش‌های تاریخی از زیبایی و بدخلقی او یاد کرده‌اند.[۲۶] شیخ مفید برای او یک فرزند از امام حسین(ع) نام می‌برد: فاطمه.[۲۷]
  5. سُلافه یا ملومه[۲۸] وی از قبیله قُضاعه بود و برای امام پسری به‌نام جعفر به دنیا آورد.:[۲۹] از جزئیات زندگی وی اطلاعی در دست نیست.

فرزندان

منابع قدیمی فرزندان امام حسین(ع) را چهار پسر و دو دختر[۳۰] و منابع امروزی شش پسر و سه دختر نوشته‌اند[۳۱]

  1. علی اکبر: پسر بزرگ امام حسین، فرزند لیلا.
  2. علی، امام چهارم شیعیان، معروف به زین العابدین و سجاد، فرزند شهربانو.در منابع قدیمی از او به علی اصغر تعبیر شده است.
  3. عبداللّه: فرزند شیرخوار امام. مادرش رباب بود بیشتر منابع او را به هنگام شهادت، صغیر و شیرخوار دانسته‌اند.؛[۳۲] امروزه شیعیان او را با نام علی اصغر می‌شناسند.
  4. جعفر: مادرش زنی از قبیله قُضاعه بود. وی در زمان حیات امام از دنیا رفت و نسلی از او باقی نماند.[۳۳]
  5. فاطمه: دختر بزرگ امام.[۳۴] مادرش امّ اسحاق بود. تاریخ دقیق تولد فاطمه مشخص نیست، ولی چون مادرش بعد از شهادت امام حسن (۴۹ یا ۵۰) به همسری امام حسین درآمد، تولد وی بعد از این سال بوده است.
  6. سُكَینه: دختر کوچک امام حسین و فرزند رباب.

به جز این شش فرزند، نام دو پسر و یک دختر دیگر در منابع متأخر دیده می‌شود که عبارت‌اند از: علی‌اصغر فرزند شهربانو، محمد فرزند رباب و زینب (بدون ذکر نام مادر).[۳۵] ابن طلحه شافعی تعداد فرزندان امام را ده تن شمرده؛ ولی فقط از نُه تن نام‌برده است.[۳۶] همچنین در برخی کتاب‌های تذکره و مراثی متأخر، از دختر چهار ساله امام حسین به نام رقیه سخن به میان آمده است.[۳۷]

قبل از امامت

حدیث پیامبر(ص) درباره امام حسین(ع) بر سردر حرم امام حسین(ع)

دوران رسول خدا(ص): حضور در جریان مباهله و کساء

امام حسین(ع)، هنگام رحلت پیامبر(ص) هفت سال داشت و در هیچ جنگی او را همراهی نکرد. بر این اساس امام را در زمره واپسین طبقهٔ اصحاب رسول خدا(ص) (طبقه پنجم) برشمرده‌اند.[۳۸] امام حسین(ع) در جریان مباهله حضور داشت.

پیامبر(ص) توجه ویژه به امام حسین(ع) داشت و او را جزو اصحاب کساء برشمرد[نیازمند منبع] و هنگامی که پیامبر(ص) به بزرگ قبیله ثقیف، نامه نوشت و او را به اسلام دعوت کرد، حسن(ع) و حسین(ع) را با اینکه طفلی خردسال بودند شاهد قرار داد.[۳۹] از پیامبر نقل شده که فرمود: حسن و حسین(ع) سرور جوانان بهشت‌اند.[۴۰] رسول خدا(ص) در میان اهل بیت خود، امام حسن و امام حسین را بیش از بقیه دوست داشت[۴۱] و این علاقه آن‌چنان بود که با ورودشان به مسجد، گاه خطبه‌اش را ناتمام می‌گذاشت و از منبر پایین می‌آمد و به استقبال آنان می‌رفت و آنان را در آغوش می‌کشید.[۴۲]

دوران خلفای سه‌گانه: حمایت از جانشینی امام علی

امام حسین(ع) تقریباً ۲۵ سال از عمر خویش را در دوران خلفای سه گانه، (ابوبکر، عمر و عثمان) گذراند. ایشان در ابتدای خلافتِ خلیفه اول ۷ ساله، در آغاز خلافت خلیفه دوم ۹ ساله و در شروع خلافت خلیفه سوم ۱۹ ساله بود.

خلافت ابوبکر

در دروه خلافت ابوبکر، اهل بیت از سویی در سوگ از دست دادن رسول خدا بودند و از سوی دیگر اختلاف بر سر حق خلافت، عرصه را بر آنان تنگ کرده بود. گفته‌اند در این دوران امام حسین(ع) به همراه برادرش امام حسن(ع) و مادرش فاطمه(س) و امام علی(ع) شبانگاهان برای باز پس گرفتن حق خلافت امام علی، به درِ خانه اهل «بدر» می‌رفتند.[۴۳]

خلافت عمر

از چند و چون زندگانی امام حسین(ع) در ایام خلافت عمر خبر چندانی به دست ما نرسیده است؛ شاید بتوان علت این امر را در گوشه‌گیری امام علی(ع) و فرزندانش از دستگاه حکومت جستجو کرد. در برخی منابع روایت شده است در اوایل خلافت عمر، امام حسین(ع) وارد مسجد شد و عمر را در حال سخنرانی بر منبر رسول خدا(ص) دید؛ پس، از منبر بالا رفت و به او گفت: "از منبر پدرم فرود‌آی و بر منبر پدرت بنشین!" عمر که مبهوت این سخن شده بود گفت: "پدرم منبری نداشت." سپس حضرت(ع) را کنار خود نشاند[۴۴]

خلافت عثمان

امام حسین(ع) در زمان به خلافت رسیدن عثمان حدود نوزده سال داشت. عثمان، ابوذر را به سرزمین ربذه تبعید و همگان را از بدرقه و همراهی او منع کرد؛ اما امام حسین(ع) همراه پدرش، برادرش امام حسن(ع)، عمویش (عقیل بن ابی طالب)، پسرعمویش (عبدالله بن جعفر) و عمار بن یاسر برخلاف دستور خلیفه، ابوذر را بدرقه کردند.[۴۵]

برخی منابع گفته‌اند امام حسین در این دوران در نبرد افریقیه[۴۶] و طبرستان[۴۷] شرکت کرده است؛ ولی شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد چنین چیزی نبوده است.[۴۸]

هنگامی که مردم از ظلم عثمان سر به شورش برداشتند و به سمت منزل او برای کشتنش هجوم بردند، امام حسین(ع) و امام حسن مجتبی(ع)، به رغم ناخرسندی از عملکرد خلیفه، به فرمان امام علی(ع) به محافظت از حریم عثمان پرداختند[۴۹]

دوران حکومت امام علی(ع)

امام حسین(ع) در جنگ‌های دوره حکومت امام علی(ع) –جمل، صفین و نهروان- حضور داشت[۵۰] و در جنگ صِفّین خطبه‌ای برای تشویق به جهاد خواند.[۵۱] امیرالمؤمنین(ع) امام حسین(ع) را پس از امام حسن(ع) سرپرست صدقات (موقوفات) خود قرار داد.[۵۲] به نقلی امام حسین(ع) به هنگام شهادت پدر، برای انجام‌دادن مأموریتی که علی(ع) به او داده بود، در مدائن بود و با نامه امام حسن(ع) از موضوع آگاه شد.[۵۳] او در مراسم تجهیز و خاکسپاری پدر حاضر شد.[۵۴]

دوران امام حسن(ع)

هنگامی که امام حسن(ع) عهده‌دار زعامت و رهبری مسلمانان شد، امام حسین(ع) با او بیعت کرد و در بسیج و اعزام نیروها به اردوگاه نُخیله و اردوگاه مَسکن نقشی فعال داشت و همراه امام حسن(ع) به مدائن و ساباط برای جمع‌آوری لشکر رفت.[۵۵]

هنگام صلح امام حسن(ع) با معاویه، جمعی از علاقه‌مندان به اهل بیت(ع)، از امام حسین(ع) خواستند که با این مصالحهٔ سیاسی مخالفت کند و در مقابل معاویه بایستد؛ اما وی با قاطعیت از صلح برادرش حمایت و خود نیز با معاویه بیعت کرد و هنگامی که قیس بن سعد نظر او را در این باره جویا شد، با صراحت نظر خود را اعلان نمود.[۵۶] امام حسین(ع) پس از انعقاد صلح، همراه برادرش از کوفه به مدینه بازگشت و در آنجا ساکن شد.[۵۷]

دوران امامت

امام حسین(ع) در سال ۵۰ق بعد از شهادت برادرش به امامت رسید و تا سال ۶۱ق رهبری شیعیان را بر عهده داشت.

دلایل امامت

نوشتار اصلی: امامت
حدیث نبوی در ضریح امام حسین(ع)

حدیث «اِبنای هذانِ امامان قاما او قَعَدا (ترجمه: این دو پسرم [حسن و حسین]، امام هستند خواه قیام کنند یا نکنند) »[۵۸] از پیامبر(ص) نشان دهندۀ امامت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) است.

افزون بر این، احادیثی از پیامبر(ص) رسیده است که در آنها به تعداد امامان و امامت امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و نُه تن از فرزندان حسین بن علی(ع) تصریح شده است.[۵۹]

دلیل دیگر، وصیت امام حسن(ع) درباره جانشینی امام حسین(ع) پس از وی و سفارش به محمد حنفیه به پیروی از آن حضرت است.[۶۰] شیخ مفید[۶۱] اعتقاد دارد امامت امام حسین(ع) ثابت و قطعی است؛ گرچه آن حضرت به سبب تقیه و التزام به صلح و ترک مخاصمه، آشکارا به امامتِ خود دعوت نکرد. امام پس از مرگ معاویه، امامت را علنی کرد.[۶۲]

از لوازم امامت، علم به جمیع شئون و معارف دین به صورت تام و کامل است؛ از این رو امام علی(ع) از او خواست برای مردم سخنرانی کند تا بعدها قریشیان او را به نداشتن علم متهم نکنند.[۶۳] برخی منابع برای اثبات امامت امام حسین(ع)، به بعضی از سخنانِ خود آن حضرت درباره امامتش[۶۴] و پاره‌ای از معجزات و کرامات او استدلال کرده‌اند.[۶۵]

دوران حکومت معاویه

بیشتر دوران امامت امام حسین(ع) با حکومت معاویه همزمان بود و پس از معاویه در همان سال اولِ حکومتِ یزید، امام حسین(ع) به شهادت رسید.

سیاست امام(ع) در برابر معاویه

امام حسین(ع):
الناس عبید الدنیا و الدّین لعق علی ألسنتهم یحوطونه ما درّت معائشهم فإذا محّصوا بالبلاء قلّ الدیانون.
 (ترجمه: مردم بنده دنیایند. دین را بر زبان می‌دارند چندانکه زندگانی خود را بدان سروسامان دهند. آنگاه که آزمایش شوند دینداران اندک خواهند بود.)

شهیدی، قیام حسین(ع)، صص۴۶، ۹۴.

امام حسین(ع) بعد از شهادت امام حسن(ع) به پیمان صلحی که برادرش با معاویه بسته بود وفادار ماند[۶۶] و با اینکه مردم کوفه برای قیام علیه معاویه به آن امام نامه نوشتند، از قیام دوری گزید. با وجود این، او مشروعیت حکومت معاویه بر مسلمانان را رد و بر جهاد با ظالمان تأکید می‌کرد.[۶۷] امام حسین(ع) به کسانی که او را به قیام دعوت می‌کردند اعلام کرد: «من امروز چنین اندیشه‌ای ندارم. خدایتان رحمت فرماید، به زمین بچسبید و در خانه‌ها کمین کنید و تا هنگامی که معاویه زنده است از اینکه مورد بدگمانی قرار بگیرید پرهیز کنید. اگر خداوند برای او چیزی پیش آورد و من زنده بودم، اندیشه خود را برای شما خواهم نوشت».[۶۸]

امام حسین(ع) در این دوره، علنی و غیرعلنی به بیان احکام امامت و خلافت و ویژگی‌های خلیفهٔ برحق می‌پرداخت. از اقدامات تبلیغی امام حسین(ع) برای جلب افکار عمومی و بیان احکام خدا، خطبه ایشان در گردهمایی بزرگ حج در سرزمین مِنا[۶۹] و همچنین جلسات مخفی وی در مکه است.[۷۰]

در دوره ۱۰ ساله امامت امام حسین(ع) نامه‌های متعددی بین وی و معاویه رد و بدل شد. هر جنایت و اقدام غیراسلامی‌ای که از معاویه سر می‌زد، امام حسین(ع) به شدت از او انتقاد می‌کرد. به شهادت رساندن افرادی چون حجر بن عدی، عمرو بن حمق خزاعی و عبدالله بن یحیی حضرمی و یارانش از جمله مواردی بود که سخت‌ترین و شدیدترین اعتراضات امام حسین(ع) را در پی داشت.[۷۱]

معاویه برای تثبیت ولایتعهدی یزید به مدینه سفر کرد تا از مردم مدینه، به‌ویژه از شخصیت‌های بزرگ این شهر که در رأس آنان امام حسین(ع) قرار داشت، بیعت بگیرد؛ اما امام(ع) او را به شدت شماتت کرد و بی‌لیاقتی‌ها و هوس‌بازی‌های یزید را به رُخَش کشید و او را از ولایتعهدی یزید برحذر داشت.[۷۲] امام حسین(ع) از معدود کسانی بود که بیعت با یزید را نپذیرفت و در خطابه‌ای قاطع، معاویه را محکوم کرد.[۷۳]

سیاست معاویه در برابر امام(ع)

معاویه مانند خلفای سه گانه در ظاهر احترام بسیاری برای امام حسین(ع) قائل بود. این به آن جهت بود که می‌دانست امام حسین(ع) نزد مردم مکه و مدینه جایگاه ویژه‌ای دارد. با این حال، امام(ع) مانعی بزرگ بر سر راه حکومت وی بود که معاویه پیوسته نگران قیام او بود؛ از این رو معاویه در ظاهر به امام احترام می‌کرد و او را بزرگ می‌شمرد[۷۴] و به کارگزارانش دستور داده بود که متعرض فرزند رسول خدا(ص) نشوند و از بی‌احترامی نسبت به وی بپرهیزند[۷۵] و از سوی دیگر، مراقبت پیوسته و شبانه‌روزی از امام(ع) را در دستور کار خود قرار داده بود. معاویه به فرزندش یزید نیز سفارش کرده بود در صورت غلبه بر امام، با او مدارا کند و بر بیعت گرفتن از او اصرار نورزد.[۷۶]

خطبه امام در منا

امام حسین در سال ۵۸ق، دو سال قبل از مرگ معاویه خطبه‌ای حماسی و اعتراض‌آمیز در منا خواند؛[۷۷] در این زمان فشار معاویه بر شیعیان به اوج رسیده بود و در فضای اجتماعی سیاسی خفقان حاکم بود.[۷۸] امام در این خطبه ضمن برشمردن فضائل امیر مؤمنان و اهل بیت و دعوت به امر به معروف و نهی از منکر و تأکید بر اهمیت این وظیفه اسلامی، وظیفه علما و لزوم قیام آنان در مقابل ستمگران و مفاسد و نیز مضرات سکوت عالمان در مقابل زورگویان را گوشزد کرد.

دوران حکومت یزید

نوشتار اصلی: یزید بن معاویه

پس از مرگ معاویه در ۱۵ رجب ۶۰ق، یزید به جای او به خلافت رسید. او در سال اول حکومتش، امام حسین(ع) و اهل بیت پیامبر(ص) را کشت، در سال دوم حرمت حرم رسول خدا(ص) را شکست و آن را سه روز تمام بر سپاهیانش حلال کرد و در سال سوم، کعبه را مورد تاخت و تاز قرار داد و به آتش کشید.[۷۹]

واکنش امام(ع) در برابر یزید

یزید وقتی به خلافت رسید برای بیعت گرفتن اجباری از حسین بن علی و چند تن دیگر به حاکم وقتِ مدینه نامه نوشت. یزید همچنین در نامه‌ای دیگر از حاکم مدینه خواسته بود سر حسین بن علی را برای او بفرستد؛[۸۰] بنابراین امام حسین(ع) و یارانش در ۲۷ رجب، مدینه را به قصد مکه ترک کردند.[۸۱] به جز محمد بن حنفیه[۸۲] بیشتر خویشاوندان امام حسین(ع) از جمله فرزندان، برادران، خواهران و برادرزاده‌های امام، وی را همراهی می‌کردند.[۸۳] علاوه بر بنی هاشم، ۲۱ نفر از یاران امام حسین(ع) نیز در این سفر همراه شده بودند.[۸۴]

امام حسین(ع) پس از پنج روز، در ۳ شعبان سال ۶۰ق به مکه رسید[۸۵] و با استقبال مردم مکه و حاجیان بیت الله الحرام روبرو شد.[۸۶] امام حسین(ع) بیش از چهار ماه ـ از سوم شعبان تا هشتم ذی الحجه ـ در مکه ماند.

نامه کوفیان

شیعیان عراق از بیعت نکردن امام حسین(ع) با یزید باخبر شدند. پس در منزل سلیمان بن صُرَد خُزاعی گرد آمدند و با نوشتن نامه‌ای به امام حسین(ع) از او خواستند به کوفه بیاید.[۸۷] دو روز پس از فرستادن این نامه، کوفیان ۱۵۰ نامه دیگر (که هر نامه شامل امضای یک تا چهار نفر بود) به سوی امام حسین(ع) فرستادند.[۸۸] دو روز بعد نیز نامه‌هایی به امام حسین(ع) رسید.[۸۹] محتوای همه این نامه‌ها درخواست از آن حضرت برای آمدن به کوفه بود.

وقتی حجم نامه‌ها بسیار زیاد شد[۹۰] امام حسین(ع) نامه‌ای به مردم کوفه نوشت[۹۱] و آن را به پسر عمویش مسلم بن عقیل داد تا عازم عراق شود و اوضاع و احوال آنجا را بررسی کند و به ایشان گزارش دهد.[۹۲] مسلم نامه‌ای به امام نوشت و پرشماری بیعت‌کنندگان را تأیید کرد و امام را به کوفه فرا خواند.[۹۳]

حرکت از مکه به سمت کوفه

همچنین ببینید: حج ناتمام امام حسین(ع)

امام حسین(ع) در روز سه‌شنبه، هشتم ذی حجه (روز ترویه)[۹۴] (همان روزی که مسلم به شهادت رسید) به همراه ۸۲ نفر[۹۵] مکه را به سوی کوفه ترک کرد.

امام حسین(ع) در بین راه مکه به عراق از کشته شدن مسلم و هانی و پیمان‌شکنی مردم کوفه آگاه شد و همراهان خود را نیز آگاه ساخت، و به آنان رخصت داد اگر می‌خواهند، او را ترک کنند. گروهی رفتند؛ اما خویشاوندان وی و تنی چند از یاران از او جدا نشدند.

وقتی امام به نزدیکی کوفه رسید، در منطقه‌ای به نام ذو حُسَم با پیش‌قراولان سپاهیانِ پسر زیاد روبه‌رو شد. سردار این لشکر حُر بن یزید بود. او راه امام را در این منطقه بست. پیک عبیدالله بن زیاد نامه‌ای برای حر آورد که در آن خطاب به حر نوشته بود: «بر حسین(ع) سخت گیر، و او را فرود نیاور مگر در بیابان بی‌حصار و بدون آب».[۹۶] حر نامه ابن زیاد را برای امام حسین(ع) خواند و امام حسین(ع) به او فرمود: «بگذار در نینوا یا غاضریه[۹۷] فرود آییم».[۹۸] حر گفت: «ممکن نیست؛ زیرا عبیدالله آورنده نامه را بر من جاسوس گمارده است!». با هم حرکت کردند تا به کربلا رسیدند. حُر و یارانش، جلوی کاروان امام حسین(ع) ایستادند و آنان را از ادامه مسیر، باز داشتند.[۹۹]

حاکم کوفه که از رسیدن امام به نزدیکی کوفه خبردار شد، لشکری را به سرکردگی عمر بن سعد به پیشواز او فرستاد.[۱۰۰]

روزشمار واقعه عاشورا
سال ۶۰ قمری
۱۵ رجب مرگ معاویه
۲۸ رجب خروج امام حسین (ع) از مدینه.
۳ شعبان ورود امام(ع) به مکه.
۱۰ رمضان رسیدن نخستین نامه‌های کوفیان به امام(ع).
۱۲ رمضان رسیدن ۱۵۰ نامه از کوفیان به امام(ع) توسط قیس بن مُسْهِر، عبدالرحمان ارحبی و عُمارَة سَلُولی.
۱۴‌رمضان وصول نامه سران و اهالی کوفه به امام(ع) توسط هانی بن هانی سبیعی و سعید بن عبدالله حنفی.
۱۵ رمضان خروج مسلم از مکه به سوی کوفه.
۵ شوال ورود مسلم بن عقیل به کوفه.
۸ ذیحجه خروج امام حسین(ع) از مکه.
۸ ذیحجه قیام مسلم بن عقیل در کوفه.
۹ ذیحجه شهادت مسلم بن عقیل در کوفه.
سال ۶۱ قمری
۱ محرم یاری خواستن امام از عبیدالله بن حر جعفی و عمرو بن قیس در قصر بنی مقاتل
۲ محرم ورود کاروان امام(ع) به کربلا
۳ محرم ورود عمر سعد به کربلا با سپاه چهار هزار نفری.
۶ محرم یاری خواستن حبیب بن مظاهر از بنی اسد برای یاری امام حسین(ع) و ناکامی او در این مأموریت
۷ محرم بستن آب بر روی امام حسین(ع) و یارانش.
۷ محرم پیوستن مسلم بن عوسجه به امام حسین(ع) و یارانش.
۹ محرم ورود شمر بن ذی الجوشن به کربلا.
۹ محرم امان‌نامه شمر به فرزندان ام‌البنین.
۹ محرم اعلام جنگ لشکر عمر سعد به امام(ع) و مهلت خواستن حضرت از عمر سعد.
۱۰ محرم واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع)، اهل بیت(ع) و یارانش.
۱۱ محرم محرم حرکت اسرا به سوی کوفه
۱۱ محرم دفن شهدا توسط بنی اسد (از اهل غاضریه)
۱۲ محرم دفن شهدا بنابر نقلی دیگر
۱۲ محرم ورود کاروان اسرای کربلا به کوفه.
۱۹ محرم حرکت کاروان اسیران از کوفه به شام.
۱ صفر ورود اهل بیت(ع) و سر مطهّر امام حسین(ع) به شام.
۲۰ صفر اربعین حسینی
۲۰ صفر ورود اهل بیت امام(ع) به کربلا
۲۰ صفر بازگشت اهل بیت امام(ع) از شام به مدینه بنا بر برخی اقوال.

واقعه کربلا

بیشتر منابع، دوم محرّم را روز ورود امام حسین(ع)به کربلا دانسته‌اند.[۱۰۱] عمر بن سعد نیز فردای آن روز به همراه چهار هزار نفر از مردم کوفه وارد کربلا شد.[۱۰۲] امام حسین(ع) در جواب پیام عمر بن سعد که چرا به اینجا آمده است، فرمود: «مردم شهرتان به من نامه نوشتند که بدینجا بیایم. اکنون اگر مرا نمی‌خواهند باز می‌گردم.»[۱۰۳] عمر بن سعد نامه‌ای به عبیداللَّه بن زیاد نوشت و او را از سخن امام(ع) آگاه کرد.[۱۰۴] عبیداللَّه بن زیاد در جواب نامه عمر بن سعد، بیعت حسین(ع) و یارانش با یزید بن معاویه را درخواست کرد.[۱۰۵] گفتگوهای امام(ع) و ابن سعد، سه یا چهار بار تکرار شد.[۱۰۶] بنا بر برخی منابع امام و عمر ابن سعد توافق کردند که امام کربلا را ترک کند؛ اما این گفت‌وگوها با مخالفت عبیدالله عقیم ماند.[۱۰۷]

روز هفتم: بستن آب به روی حسین(ع)

در روز هفتم محرم، عبیدالله بن زیاد در نامه‌ای از عمر بن سعد خواست که میان آب و حسین(ع) و یارانش جدایی افکند تا یک قطره از آن ننوشند. چون این نامه به دست عمر بن سعد رسید به عمرو بن حجاج زبیدی فرمان داد تا با پانصد سوار به کنار شریعه فرات برود و مانع دسترسی امام حسین(ع) و یارانش به آب شوند.[۱۰۸]

روز تاسوعا

نوشتار اصلی: روز تاسوعا

شمر بن ذی الجوشن بعدازظهر روز نهم محرم به عمر بن سعد پیوست. شمر (که از طایفه ام البنین بود) از ابن زیاد برای فرزندان ام البنین امان‌نامه گرفته بود[۱۰۹] که فرزندان ام البنین آن را نپذیرفتند.[۱۱۰] وقتی امام(ع) از نیت دشمن برای حمله در روز تاسوعا آگاه شد، به برادرش عباس فرمود:

«اگر می‌توانی آنان را راضی کن که جنگ را تا فردا به تأخیر اندازند و امشب را به ما مهلت دهند تا با خدای خود راز و نیاز کنیم و به درگاهش نماز بگزاریم. خدا می‌داند که من نماز و تلاوت قرآن را بسیار دوست می‌دارم».[۱۱۱]

عباس نزد سپاهیان دشمن رفت و درخواست امام(ع) را به اطلاع آنان رساند. ابن سعد با مهلت یک شبه به امام حسین(ع) و یارانش موافقت کرد.[۱۱۲] در این روز خیمه‌های امام حسین(ع) و اهل بیت و یارانش محاصره شد.

شب عاشورا

نوشتار اصلی: شب عاشورا (وقایع)

امام حسین(ع) در اوایل شب یاران خود را جمع کرد و رو به آنان گفت:

آگاه باشید که من به شما اجازه (رفتن) دادم. پس همه با خیالی آسوده بروید که بیعتی از من بر گردن شما نیست. اکنون که سیاهی شب شما را پوشانده، آن را مَرکبی (سوار) برگیرید و بروید.

در این هنگام ابتدا اهل بیت امام حسین(ع) و سپس یاران آن امام هر یک در سخنانی حماسی، اعلام وفاداری کردند و بر فدا کردن جان خویش در دفاع از امام حسین(ع) تأکید کردند.[۱۱۳]


روز عاشورا

نوشتار اصلی: روز عاشورا (وقایع)

امام حسین(ع) پس از اقامه نماز صبح،[۱۱۴] صف‌های نیروهای خود (۳۲ تن سواره و ۴۰ تن پیاده)[۱۱۵] را منظم کرد. امام حسین(ع) برای اتمام حجت با دشمن، سوار بر اسب شد و همراه با گروهی از یاران به سوی لشکر دشمن پیش رفت و آنان را موعظه کرد.[۱۱۶]

یکی از وقایع صبح عاشورا کناره‌گیری حر بن یزید ریاحی از لشکر عمر بن سعد و پیوستن به اردوگاه امام(ع) بود.[۱۱۷]

در ابتدای جنگ، حملات به صورت گروهی انجام شد. طبق بعضی روایات تاریخی، تا ۵۰ تن از یاران امام حسین(ع)، در اولین حمله به شهادت رسیدند.[۱۱۸] پس از شهادت اصحاب غیرهاشمی، یاران بنی‌هاشمی امام حسین(ع) برای نبرد پیش آمدند. اولین کسی که از بنی هاشم از امام حسین(ع) اجازه میدان طلبید و به شهادت رسید، علی اکبر بود.[۱۱۹] پس از او دیگر خاندان امام نیز یکی پس از دیگری به میدان رفتند و به شهادت رسیدند. ابوالفضل العباس(ع)، پرچمدار سپاه و محافظ خیمه‌ها نیز در نبرد با نگهبانان شریعه فرات به شهادت رسید.[۱۲۰]

پس از شهادت بنی‌هاشم، امام حسین(ع) عازم نبرد شد؛ اما از سپاه کوفه تا مدتی کسی برای رؤیارویی با آن حضرت پا پیش نمی‌نهاد.[۱۲۱] پیادگان تحت امر شمر بن ذی الجوشن، امام(ع) را احاطه کرده بودند، ولی همچنان پیش نمی‌آمدند. شمر آنها را به حمله تشویق می‌کرد.[۱۲۲] شمر به تیراندازان دستور داد امام را تیرباران کنند. از فراوانی تیرها، بدن امام پر از تیر شده بود.[۱۲۳] شمربن ذی الجوشن با گروهی از سپاهیان، از جمله سنان بن انس نخعی و خولی بن یزید اصبحی، به سوی حسین(ع) آمدند. شمر آنان را به تمام کردن کار امام(ع) تشویق کرد[۱۲۴] اما کسی نمی‌پذیرفت. او به خولی بن یزید دستور داد تا سر حسین(ع) را جدا کند؛ اما او نتوانست این کار را انجام دهد. شمر[۱۲۵] و به نقلی سنان بن انس[۱۲۶] از اسب پیاده شد و سر امام(ع) را جدا کرد و به دست خولی داد.[۱۲۷]


سرانجام زن و فرزندان امام را اسیر کردند و به کوفه و از آنجا به شام بردند. تنها از کشتن امام سجاد(ع) چون بیمار بود چشم پوشیدند.[۱۲۸]

اربعین حسینی

نوشتار اصلی: اربعین حسینی

اربعین به معنای چهلم است، و روز بیستم ماه صفر را که چهل روز بعد از شهادت امام حسین(ع) در روز عاشورا است اربعین حسینی یا روز اربعین می‌نامند. در این روز بسیاری از شیعیان به زیارت مزار امام حسین (ع) می‌روند، طبق نقل‌های تاریخی جابر بن عبدالله انصاری، در این روز به‌عنوان اولین زائر بر سر مزار امام حسین(ع) حاضر شده است. مشهور است اسیران کربلا نیز در همان سال ۶۱ق و در مسیر بازگشت از شام به مدینه، هم‌زمان با جابر در روز اربعین به زیارت شهدای کربلا رفتند[۱۲۹] در مقابل، برخی معتقدند به علت دوری مسافت امکان اینکه کاروان اسرای کربلا چهل روز بعد از عاشورا به کربلا بازگردند وجود نداشته است و این زیارت در همان سال نخست نبوده است [۱۳۰]

زیارت اربعین

نوشتار اصلی: زیارت اربعین

در حدیثی از امام حسن عسکری(ع) پنج نشانه برای مؤمن شمرده شده است. یکی از این پنج نشانه زیارت اربعین است.[۱۳۱] همچنین زیارت نامه‌ای برای روز اربعین از امام صادق(ع) نقل شده است.[۱۳۲] شیخ عباس قمی این زیارت نامه را در مفاتیح الجنان در باب سوم بعد از زیارت عاشورا غیر معروفه، با عنوان «زیارت اربعین» نقل کرده است. به گفته قاضی طباطبایی زیارت روز اربعین نزد شیعیان زیارت «مَرَدّ الرَّأس» نیز خوانده می‌شود.[۱۳۳]

راهپیمایی اربعین

نوشتار اصلی: راهپیمایی اربعین

توصیه به زیارت اربعین باعث شده شیعیان، به ویژه ساکنان عراق، همه‌ساله از نقاط مختلف به سوی کربلا حرکت کنند. این حرکت که غالباً پیاده انجام می‌شود و یکی از پرجمعیت‌ترین راهپیمایی‌ها در جهان است. در سال ۱۳۹۲ ه‍.ش حدود ۲۰ میلیون زائر در این مراسم شرکت کردند.[۱۳۴] قاضی طباطبایی می‌نویسد که حرکت به سوی کربلا در روز اربعین از زمان ائمه اطهار(ع) در بین شیعیان رایج بوده و شیعیان حتی در زمان بنی امیه و بنی عباس نیز به این حرکت مقید بودند.[۱۳۵]

قیام عاشورا: دیدگاه‌ها و پیامدها

نوشتار اصلی: قیام امام حسین

درباره حرکت امام حسین(ع) از مدینه به مکه و از آنجا به طرف کوفه و جنگ با سپاهیان عمر سعد در کربلا، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. در یک دیدگاه این حرکت به قصد قیام و پیکار نبود، بلکه صرفاً برای حفظ جان بود (دیدگاه شیخ علی‌پناه اشتهاردی).[۱۳۶] برخی نیز معتقدند حضرت برای تشکیل حکومت قیام کرد. از گذشتگان، سید مرتضی[۱۳۷] و در معاصر صالحی نجف‌آبادی[۱۳۸] (صاحب کتاب شهید جاوید) این دیدگاه را دارند. افرادی نیز مخالف این دیدگاه‌اند، مانند شیخ مفید، سید بن طاووس و علامه مجلسی.[۱۳۹]

قیام امام حسین(ع) باعث بیداری گروه‌های بسیاری شد. بلافاصله پس از شهادت امام حسین(ع) حرکت‌های انقلابی و اعتراضی آغاز شد و تا سالیان دراز ادامه یافت. اولین اعتراض، برخورد عبدالله بن عفیف[۱۴۰] با ابن زیاد و پس از آن قیام مردم سیستان بود. مردم مدینه نیز در اعتراض به واقعه عاشورا علیه یزید شوریدند که به واقعه حره شهرت یافت. پس از هلاکت یزید قیام‌ها ادامه یافت که قیام توابین، قیام مختار، قیام زید بن علی(ع) و قیام یحیی بن زید از آن جمله است. ابومسلم خراسانی نیز با توجه به قیام امام حسین(ع)، قیام سیاه جامگان را با شعار یا لثارات الحسین پایه‌ریزی کرد[۱۴۱] که به سقوط امویان انجامید.

قیام‌های علویان علیه عباسیان نیز همگی از قیام امام حسین(ع) الگو گرفتند، از جمله قیام محمد بن عبدالله علیه منصور عباسی، قیام ابراهیم باخمرا، قیام شهید فخ.

سوگواری

عطار نیشابوری:
در تموز کربلا تشنه جگر سربریدندش!چه باشد زین بتر؟
با جگرگوشه پیمبر این کنند وانگهی دعوی داد و دین کنند!
کفرم آید هر که این را دین شمرد! قطع باد از بن زبانی کاین شمرد!
محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام حسین(ع)، ۱۴۳۰ق، ج۱۰، ص۳۲۷-۳۲۸.
نوشتار اصلی: سوگواری محرم

سوگواری محرم، مجموعه آیین‌هایی است که شیعیان (و گاه غیرشیعیان) در ماه محرم در سوگ شهیدان کربلا انجام می‌دهند. سوگواری در آغاز با گریه و شعرخوانی صورت می‌گرفت؛ اما رفته‌رفته مداحی، روضه خوانی، شمایل کشی، سینه زنی، تعزیه و جز آن به مراسم سوگواری افزوده شد. بیشتر این آیین‌ها در دوران آل بویه، صفویه و قاجار شکل گرفتند. بنابر برخی گزارش‌ها، اولین مرثیه خوانان بر حسین بن علی(ع) پس از واقعه عاشورا، زینب(س) و علی بن الحسین(ع) بودند.

ویژگی‌ها و فضایل

امام حسین(ع) سپیدچهره بود.[۱۴۲] گاه عمامه‌ای از خز[۱۴۳] و‌گاه عمامه‌ای سیاه بر سر می‌گذاشت.[۱۴۴] موی سر و محاسن خود را خضاب می‌نمود.[۱۴۵] در بیشتر منابع حدیثی و تاریخی و رجالی کهن از شباهت وی به پیامبر اکرم(ص) سخن گفته شده[۱۴۶] و در روایتی شبیه‌ترین فرد به پیامبر(ص) وصف شده است.[۱۴۷] در روایتی دیگر از امام علی(ع)، وی فرزندش حسین را شبیه‌ترین فرد به خود از نظر خُلق و خو و رفتار، دانسته است.[۱۴۸]

نقش دو انگشتری او یکی «لااله الّااللّه، عُدَّةٌ للِقاءاللّه» و دیگری «ان اللّه بالغُ اَمْرِه» بود.[۱۴۹]

امام حسین(ع) پس از شهادت امام حسن(ع)، با وجود افرادی که به سن از وی بزرگ‌تر بودند، شریف‌ترین فرد از بنی هاشم به شمار می‌رفت[۱۵۰] و آنها در امور خویش با او مشورت می‌کردند و نظر او را بر رأی دیگران ترجیح می‌دادند.[۱۵۱] امام حسین(ع) ۲۵ بار، همراه با نزدیکانش، پیاده حج گزارد.[۱۵۲]


یعلی عامری از پیامبر(ص) نقل کرده است:[۱۵۳]
حُسَینٌ مِنّی و اَنا مِنهُ، اَحَبَّ اللهُ مَن اَحَبَّهُ، الحَسَنُ و الحسینُ سِبطانِ مِن الاَسباط (ترجمه: حسین، از من است و من، از حسینم. خداوند دوست می‌دارد هر کس را که دوستدار حسین(ع) است! حسن و حسین دو فرزند از فرزندان انبیایند.)

از سلمان فارسی نیز نقل شده است:[۱۵۴] رسول خدا(ص)، حسین(ع) را بر زانوی خویش نهاده او را می‌بوسید و می‌فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی؛ تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی؛ تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجت‌های خدایی که ۹ نفرند و خاتم ایشان قائم ایشان است. باز از سلمان روایت شده است که پیامبر(ص) فرمود:[۱۵۵] ای سلمان! هر کس اینان را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر کس مرا دوست بدارد، خدا را دوست داشته است. سپس دستش را بر شانه حسین(ع) نهاد و فرمود: او، امام و پسر امام است، ۹ تن از نسل او، امامانی نیک و امین و معصوم‌اند و نهمین آنان، قائم (قیام کننده) ایشان است.

پیامبر خدا(ص) بارها فرمود:[۱۵۶] حسن(ع) و حسین(ع) فرزندان من هستند، هر کس آنها را دوست بدارد مرا دوست داشته و کسی که مرا دوست داشت خدا را دوست دارد و هر که خدا را دوست داشت وارد بهشت می‌شود و هر کس آنها را بد بدارد مرا بد داشته و هر که مرا بد داشته خدا را بد داشته و هر که خدا را بد بدارد وارد جهنم می‌شود.

ابوهریره نیز گفته است که:[۱۵۷] رسول خدا(ص) فرمود: هر کس این دو فرزندم –حسن و حسین- را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است.

دشمنان امام نیز به فضائل او معترف بودند، چنان که معاویه می‌گفت حسین همچون پدرش علی اهل غدر و حیله نیست.[۱۵۸] عمرو بن عاص او را محبوب‌ترین فرد از زمینیان نزد اهل آسمان می‌دانست.[۱۵۹]

او همواره احترام برادرش، امام حسن(ع)، را پاس می‌داشت و در برابرش سخن نمی‌گفت،[۱۶۰] هیچ‌گاه جلوتر از وی راه نمی‌رفت و در جایی که هر دو حضور داشتند، در سخن گفتن، بر او پیشی نمی‌گرفت و اظهار نظر نمی‌کرد.[۱۶۱] حتی با اینکه بسیار بخشنده بود و در مدینه به جود و کرم شناخته شده بود[۱۶۲] اما در بخشش‌هایش نیز سعی داشت به امام حسن(ع) احترام گذارد. گفته‌اند محتاجی به نزد امام حسن(ع) آمد و از او کمک خواست، امام حسن(ع) مبلغی را به او کمک کرد. این مرد سپس برای دریافت کمک بیشتر نزد امام حسین(ع) رفت و امام(ع) پس از آگاهی از عطایای امام حسن(ع) جهت پاسداشت حرمت برادرش یک دینار کمتر از او به فقیر کمک کرد.[۱۶۳]

وی با مسکینان می‌نشست، دعوت آنان را می‌پذیرفت و با آنان غذا می‌خورد و آنان را نیز به خانه خود دعوت می‌کرد و آنچه در منزل داشت از ایشان دریغ نمی‌کرد.[۱۶۴] اگر سائلی از او درخواست می‌کرد و امام در حال نماز بود، نمازش را کوتاه می‌کرد و هر چه در اختیار داشت، به او می‌داد.[۱۶۵] او غلامان و کنیزانش را در قبال خوش رفتاری‌شان آزاد می‌کرد. گفته‌اند کنیزی را که معاویه همراه با اموال و لباس‌های فراوانی برایش هدیه فرستاده بود، در ازای خواندن آیاتی از قرآن و سرودن شعری درباره فنای دنیا و مرگ انسان‌ها آزاد کرد و اموال را بدو بخشید.[۱۶۶] حتی یک بار یکی از غلامانش کار ناشایستی کرد که درخور عقاب بود ولی چون غلام آیه وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ (ترجمه: و از مردم در می‌گذرند)[ ۳–۱۳۴] خواند، او را بخشید؛ و چون غلام گفت: وَاللَّـهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (ترجمه: و خداوند نکوکاران را دوست دارد.)[ ۳–۱۳۴] امام او را در راه خدا آزاد کرد.[۱۶۷] وی دَین اسامة بن زید را، که در بستر بیماری افتاده و از پرداختش عاجز مانده بود، از جانب او پرداخت.[۱۶۸]

بنابه روایتی، زمین و اشیایی را که به او ارث رسیده بود، پیش از دریافت آن بخشید.[۱۶۹] دیه مردی را در ازای پاسخ به سه پرسش به طور کامل پرداخت و انگشتری‌اش را نیز بدو عطا کرد.[۱۷۰] بخشش او به حدی بود که زن و مردی یهودی به سبب این خلق نیکوی او مسلمان شدند.[۱۷۱] او به آموزگار فرزندانش مال و لباس بسیار بخشید و دهانش را از دُرّ پرکرد، در حالی که می‌گفت این جبران کننده تعلیم تو نیست.[۱۷۲] درباره حلم امام(ع) گفته‌اند که وقتی مردی شامی به او و پدرش ناسزا گفت، از او درگذشت و او را مورد لطف قرار داد.[۱۷۳] گفته شده است اثر انبان آذوقه‌ای که برای ایتام و مساکین بر پشتش حمل می‌کرد، در روز شهادت آشکار بود.[۱۷۴]

گفته‌اند هنگام توهین مروان به مادر امام(ع)، وی قاطعانه با مروان برخورد کرد.[۱۷۵] همچنان که در برابر سبّ امام علی(ع) از سوی امویان، به شدت واکنش نشان می‌داد.[۱۷۶]

حرم امام حسین(ع)

نوشتار اصلی: حرم امام حسین (ع)
گلدسته حرم امام حسین.jpg

حائر حسینی یا حرم امام حسین(ع) به مقبره امام حسین(ع) امام سوم شیعیان در کربلا و منطقه پیرامون آن گفته می‌شود. کمترین فواصل ذکر شده در احادیث برای محدوده حرم، ۲۰ و ۲۵ ذراع از مدفن امام است. بر این اساس، قطر تقریبی حائر را ۲۲ متر شمرده‌اند[۱۷۷] پیشینه احداث بنا برای مزارِ امام حسین(ع) به نخستین سال‌های پس از شهادت ایشان بازمی‌گردد. از نصب صندوق و ایجاد سقف و بنایی کوچک بر روی مدفن تا سال ۶۵ق گزارش‌هایی وجود دارد. ظاهرا نخستین بقعه حائر حسینی را مختار بن ابوعبید ثقفی (مقتول در ۶۷)، پس از پیروزی در قیام خود در سال ۶۶ ساخت.[۱۷۸] برخی احادیث منقول از امام صادق(ع)، درباره آداب و کیفیت زیارت مزار امام حسین(ع)،[۱۷۹] نشان دهنده برپا ماندن این بنا تا زمان ایشان است.[۱۸۰]

در ادوار بعد، اشخاص یا حکومت‌ها اقدامات عمرانی متعددی در حرم و حائر حسینی انجام دادند.[۱۸۱] در زمان حکومت‌های آل بویه، جلایریان، صفویه و قاجاریه، برای توسعه و بازسازی و تزیین حرم حسینی، اقدامات اساسی و گسترده‌ای صورت گرفت.[۱۸۲]

تخریب آرامگاه

برخی خلفای عباسی، از جمله هارون الرشید و متوکل، بارها بنای حائر را ویران نمودند. متوکل برای محو اثر قبر و بازداشتن مردم از زیارت، دستور داد زمین حائر را شخم بزنند و بر مقبره آب ببندند.[۱۸۳] مهم‌ترین تخریب بنای حرم در دوره‌های اخیر، در ۱۲۱۶ق و در جریان حمله نخست وهابیان به کربلا روی داد. در این حمله، حرم حسینی به شدت تخریب شد و اموال آن به غارت رفت.[۱۸۴] همچنین در سال ۱۹۹۱ میلادی (۱۳۷۰ شمسی) رژیم بعث عراق به حرم حمله کرد و گنبد امام حسین(علیه‌السلام) را نیز مورد هدف داد.[۱۸۵]

زیارت امام حسین

نوشتار اصلی: زیارت امام حسین (ع)

بر اساس منابع تاریخی، اولین زائر قبر امام حسین(ع) جابر بن عبدالله انصاری بود که به همراه عطیه عوفی خود را در اربعین شهادت امام از مدینه به کربلا رساندند.[۱۸۶] سید بن طاووس در لهوف معتقد است حضرت زینب(س) و سایر اسرای کربلا نیز در این روز خود را به کربلا رسانده بودند.[۱۸۷]

یکی از برترین و پرفضیلت‌ترین اعمال، زیارت امام حسین(ع) در کربلا است[۱۸۸] برخی از فضائلی که در روایات به آنها اشاره شده عبارت‌اند از:[۱۸۹]

آداب زیارت

زیارت امام حسین آداب خاصی دارد؛ از جمله:

  • روزه گرفتن در سه روز قبل از سفر
  • اجتناب از خوردن غذاهای لذیذ
  • زیارت با حالت حزن و اندوه و غصه
  • پرهیز از استعمال عطر و گلاب
  • زیارت با سر و صورت و لباس آشفته
  • غسل قبل از زیارت با آب فرات
  • رفتن به زیارت با پای پیاده.[۱۹۲]

ایام زیارتی خاص


زیارت‌نامه‌ها

در کتاب جامع زیارات معصومین، ۲۶ زیارت مطلقه که در همه زمانها می‌شود خواند و ۳۳ زیارت که در زمانهای خاص خوانده می‌شود برای امام حسین(ع) جمع آوری شده است. زیارت عاشورا، زیارت وارث و زیارت ناحیه مقدسه از معروف‌ترین این زیارت‌نامه‌ها هستند.

مطالعه بیشتر

  • شهیدی، سید جعفر، پس از پنجاه سال؛ پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین امام علیه‌السلام، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۴.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ابن عنبه، عمدة الطالب، ص۶۴
  2. الکلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۱، ص۴۶۳؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۱ق، ج۶، ص۴۱؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۹۲
  3. ابن سعد، طبقات الکبری، ۱۴۰۵ق، ج۶، ص۳۹۹؛ یعقوبی، تاریخ، بیروت، ج۲، ص۲۴۶؛ دولابی، الذریة الطاهرة، ۱۴۰۷ق، ص۱۰۲، ۱۲۱؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۲، ج۲، ص۵۵۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۲۷
  4. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۴، ص۲۰۱؛ شیخ مفید، مسار الشیعه، ۱۴۱۳ق، ص۶۱؛ ابن المشهدی، المزار[الکبیر]، ۱۴۱۹ق، ص۳۹۷؛ شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ص۸۲۶، ۸۲۸؛ سید بن طاوس، اقبال الاعمال، ۱۳۶۷ش، ص۶۸۹-۶۹۰
  5. ابن سعد، طبقات الکبری، ج۶، ص۴۰۰-۴۰۱
  6. ابن اعثم کوفی، الفتوح، ۱۹۹۱، ج۴، ص۳۲۳؛ مقایسه کنید با: احمد ابن حنبل، المسند، بیروت، ج۶، ص۳۴۰؛ دولابی، الذریة الطاهرة، ۱۴۰۷ق، ص۱۰۶
  7. احمد ابن حنبل، المسند، بیروت، ج۱، ص۹۸، ۱۱۸؛ بخاری، الادب المفرد، ص۱۷۷
  8. ابن عساکر، تاریخ مدینة الدمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۱۷۱
  9. ابن سعد، طبقات الکبری، ۱۴۰۵ق، ج۶، ص۳۵۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه، بیروت، ج۲، ص۱۰
  10. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۵۱؛ ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص۶۵؛ ابن قتیبه، المعارف، ۱۹۹۲، ج۱، ص۲۱۳؛ طبرانی، ج۳، ص۹۴؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۷
  11. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۸۱
  12. عندلیب، ثارالله، مركز مطالعات راهبردی خیمه، ص۴۷
  13. جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، ص۳۹
  14. ابن ابی الثلج، تاریخ الائمه، ۱۴۰۶ق، ص۲۸؛ ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب ال الرسول، ج۲، ص۳۷۴
  15. برای فهرستی از القاب آن حضرت رجوع کنید به ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۸۶
  16. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۸۶
  17. رجوع کنید به: حِمْیری، ص۹۹ـ۱۰۰؛ ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۴۱۷ق، ص۲۱۶ـ۲۱۹؛ طوسی، ۱۴۱۴، ص۴۹ـ ۵۰؛ مجلسی، ج۳۷، ص۹۴ـ۹۵
  18. مطهری در خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۱۳۱-۱۳۳؛ شریعتی در تشیع علوی و تشیع صفوی، ص۹۱؛ دهخدا در لغت نامه؛ جعفر شهیدی در زندگانی علی ابن الحسین(ع)، ص۱۲ و یوسفی غروی، تقی‌زاده، سعید نفیسی و کریستین سن از جمله کسانی هستند که نظری متفاوت دارند
  19. سید محسن امین، اعیان الشیعة، ج۶، ص۴۴۹
  20. شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۵
  21. سید محسن امین، اعیان‌الشیعة، ج۶، ص۴۴۹
  22. مصعب بن عبدالله، کتاب نسب قریش، ص۵۷؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۴۶ـ۲۴۷؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۴۶
  23. مصعب بن عبدالله، کتاب نسب قریش، ص۵۷
  24. مقریزی، امتاع الأسماع، ج‌۶، ص:۲۶۹
  25. اصفهانی، الاغانی، ج۲۱، ص۷۸
  26. اصفهانی، الاغانی، ج۲۱، ص۷۸
  27. شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۵
  28. سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ج۱، ص۲۴۹
  29. مُصْعَب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، ج۱، ص۵۹؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۵؛ علی بن زید بیهقی، لباب الأنساب و الألقاب و الأعقاب، ج۱، ص۳۴۹؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۷۷،۱۱۳
  30. مُصْعَب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، ج۱، ص۵۷-۵۹؛ ابونصر سهل بن عبداللّه بخاری، سرّالسلسلة العلویة، ج۱، ص۳۰؛ شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج‌اللّه علی‌العباد، ج۲، ص۱۳۵
  31. دلائل الامامة، (منسوب به) محمد بن جریر طبری آملی، ج۱، ص۷۴؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۷۷؛ ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب ال الرسول، ج۲، ص۶۹
  32. مُصْعَب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، ج۱، ص۵۹؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۶۸؛ ابونصر سهل بن عبداللّه بخاری، سرّالسلسلة العلویة، ج۱، ص۳۰
  33. مُصْعَب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، ج۱، ص۵۹؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۵؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۱۰۹
  34. مُصْعَب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، ج۱، ص۵۹؛ ابن سعد،الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۱۴
  35. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۱۰۹؛ دلائل الامامة، (منسوب به) محمد بن جریر طبری آملی، ج۱، ص۷۴
  36. ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب ال الرسول، ج۲، ص۶۹
  37. حسین بن علی کاشفی، روضة الشهداء، ج۱، ص۳۸۹ـ۳۹۰؛ امین، محسن، اعیان الشیعه، ج۷، ص۳۴
  38. ابن سعد، ج۶، ص۳۹۹
  39. ابن ­سعد، ج۱، ص۲۱۷.
  40. موسوعه کلمات الرسول الاعظم، ج۶، کتاب الحسنین(ع)؛ کتاب اهل البیت(ع)، ص۲۲، به نقل از شرح الاخبار، ج۳، ص۷۴
  41. سنن ترمذی، ج۵، ص۳۲۳
  42. احمد بن حنبل، المسند، بیروت، ج۵، ص۳۵۴؛ الترمذی، سنن، تحقیق عبدالرحمن محمد عثمان، ج۵، ص۳۲۲؛ ابن حبان، صحیح، ۱۹۹۳، ج۱۳، ص۴۰۲؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۱، ص۲۸۷
  43. الدینوری، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۲۹-۳۰؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۷۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۲، ص۳۲۸
  44. النمیری، عمر بن شبه، تاریخ المدینة المنوره، ج۳، ص۷۹۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹۴؛ الذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، ج۵، ص۱۰۰؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۴۰؛ البغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۵۲
  45. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۳۸۵-۱۳۸۷ق، ج۸، صص۲۵۳-۲۵۴؛ کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۸، ص۲۰۷
  46. تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۵۷۳
  47. تاریخ طبری، ج۴، ص۲۶۹
  48. محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام حسین(ع)، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۳۳۱
  49. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۱۶-۲۱۷؛ مالقی، التمهید و البیان، ۱۱۹-۱۹۴؛ مقدسی، البدء و التاریخ، ج۵، ص۷۰۶؛ عاملی، جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الحسن(ع)، ۱۴۰ به بعد؛ به نقل از دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج۲۰، ص۶۷۸
  50. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۹۶-۲۰۰۰، ج۲، ص۱۸۷، ۲۱۳، ۲۴۶، ۳۲۳؛ مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۱۰۴ـ۱۱۴، ۱۳۶
  51. نصر بن‌مزاحم، وقعة الصفین ص۱۱۴ـ۱۱۵
  52. ابن شبّه نمیری، کتاب تاریخ المدینة المنورة:اخبار المدینةالنبویة، ۱۳۹۹ق، ج۱، ص۲۲۷؛ نهج البلاغة، نامه ۲۴
  53. بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۹۷-۴۹۸
  54. رجوع کنید به: ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ۱۹۹۰، ج۱، ص۱۸۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۹۶-۲۰۰۰، ج۲، ص۳۵۵ـ ۳۵۶؛ شیخر مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۲، ص۲۳۴-۲۳۵ و ۲۹۴ـ ۲۹۵
  55. الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۶۵
  56. کشی، پیشین، ص۱۱۰؛ و علامه مجلسی؛ پیشین، ج۴۴، ص۶۱
  57. الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۶۶؛ ابن‌الجوزی، المنتظم، ۱۹۹۲، ج۵، ص۱۸۴
  58. شیخ مفید، الارشاد، قم: سعید بن جبیر، ۱۴۲۸ق، ص۲۹۰
  59. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۲۵۷ـ۲۵۸؛ خزاز رازی، ص۱۳ـ۱۴، ۲۳، ۲۸ـ۲۹، و خزاز رازی، ص۲۱۷، ۲۲۱ـ۲۲۳
  60. ابن اعثم کوفی، الفتوح، ۱۹۹۱، ج۴، ص۳۱۹؛ کلینی، ج۱، ص۳۰۱ـ۳۰۲؛ خزاز رازی، ص۲۲۹؛ فضل بن حسن طبرسی، ۱۴۱۷، ج۱، ص۴۲۱ـ۴۲۳؛ نیز برای اعتراف محمد حنفیه به امامت آن حضرت رجوع کنید به: همان، ج۱، ص۴۲۳
  61. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰ـ۳۱
  62. طبرسی، فضل بن حسن، ۱۴۱۷، ج۱، ص۴۲۳ـ۴۲۴
  63. صدوق، الامالی، ص۴۲۵؛ همو، التوحید، صص۳۰۷ـ۳۰۸
  64. صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۶۸؛ خزاز رازی، ص۲۳۰ـ۲۳۴
  65. فضل بن حسن طبرسی، ۱۴۱۷، ج۱، ص۴۲۳؛ برای نمونه رجوع کنید به: صفار قمی، ص۲۹۱؛ طوسی، ۱۴۰۱، ج۵، ص۴۷۰؛ قطب راوندی، ج۱، ص۲۴۵ـ۲۴۶؛ دلائل الامامة، ص۱۸۱ـ۱۸۳، ۱۸۶، ۱۸۸ـ۱۸۹؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة الدمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۴، ص۸۲؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۵۷، ۵۹ـ۶۰؛ مجلسی، ج۴۴، ص۱۸۵ـ۱۸۶؛ هاشم بن سلیمان بحرانی، ج۲، ص۸۳ـ۲۳۰
  66. شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۲؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۸۷
  67. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۹۶-۲۰۰۰، ج۲، ص۴۵۸ـ۴۵۹؛ شیخ مفید، مفید، ج۲، ص۳۲
  68. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۵۲؛ دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۲۲
  69. طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۲۹۶ و مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۲۷
  70. حرانی، تحف العقول، صص۲۳۷-۲۳۹؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۹۷، صص۷۹-۸۱
  71. دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۲۴-۲۲۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، صص۱۲۰-۱۲۱؛ دینوری، الامامه والسیاسه، ج۱، صص۲۰۲-۲۰۴
  72. دینوری، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۲۰۸-۲۰۹؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ۱۹۹۱، ج۴، ص۳۳۹
  73. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۲۸؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ۱۹۹۱، ج۴، ص۳۳۷ـ۳۳۹، ۳۴۲ـ۳۴۳؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۰۳
  74. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۲۹۱
  75. دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۲۴؛ کشّی، محمد بن عمر؛ رجال الکشی، ص۴۸
  76. ابن سعد، ج۶، ص۴۲۳؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۲۲؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ۱۹۹۱، ج۴، ص۳۴۹ـ۳۵۰؛ صدوق، امالی، ص۲۱۵ـ۲۱۶
  77. نجمی، ص۳۴۰
  78. گروهی از تاریخ‌پژوهان، تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهداء، ج۱، ص۳۹۲
  79. تاریخ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۵۳؛ ابن الطقطقی، الفخری فی الآداب السلطانیه و الدول الاسلامیه، ۱۹۹۷، ص۱۱۶
  80. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۳۳۸
  81. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۶۰؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ص۳۴۱؛ شیخ مفید؛ الارشاد، ص۳۴
  82. دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش،ص۲۲۸؛ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۴۱؛ ابن اثیر،الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۱۶
  83. دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۲۸؛ شیخ صدوق، پیشین، صص۱۵۲-۱۵۳
  84. شیخ صدوق، پیشین، ص۱۵۲
  85. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۶۰؛ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۸۱؛ شیخ مفید، الارشاد، ص۳۵
  86. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۵۶؛ شیخ مفید، الارشاد، ص۳۶
  87. بلاذری، انساب الاشراف، صص۱۵۷-۱۵۸؛ شیخ مفید، الارشاد، صص۳۶-۳۷؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۳۰
  88. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۵۸؛ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۵۲؛ شیخ مفید، الارشاد، ص۳۸
  89. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۵۸؛ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۵۳؛ شیخ مفید، الارشاد، ص۳۸
  90. سید بن طاوس؛ اللهوف، ۱۹۸۸، ص۲۴
  91. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۳۵۳؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۲۱
  92. دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۳۰؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۴۷؛ مقتل الحسین(ع)، پیشین، ص۳۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۲۱
  93. دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۴۳؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۹۵
  94. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۶۰؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۸۱
  95. ابن اعثم کوفی، الفتوح، ۱۹۹۱، ج۵، ص۶۹؛ الخوارزمی، پیشین، ص۲۲۰ و علی بن عیسی إربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۴۳
  96. الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۰۸، مسکویه، تجارب الامم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۶۷؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۵۱
  97. الحموی، یاقوت؛ پیشین، ج۴، ص۱۸۳
  98. شیخ مفید، الارشاد، ص۸۴؛ مسکویه، تجارب الامم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۶۸؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۵۲
  99. عبدالرزاق الموسوی المقرم، مقتل الحسین(ع)، ص۱۹۲
  100. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ص۱۸۵
  101. ابن اعثم الکوفی، الفتوح، ۱۹۹۱، ج۵، ص۸۳؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۸۴؛ محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۰۹؛ مسکویه، تجارب الامم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۶۸؛ علی بن ابی الکرم ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۵۲؛ و ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۹۶
  102. دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۵۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۶؛ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۰۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۵۲
  103. دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۵۳-۲۵۴؛ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۱۱؛ شیخ مفید، الارشاد، صص۸۵-۸۶
  104. الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۱۱؛ شیخ مفید، الارشاد، ص۸۶؛ الخوارزمی، پیشین، ص۲۴۱
  105. الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۱۱؛ شیخ مفید، الارشاد، ص۸۶
  106. الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۱۴؛ مسکویه، تجارب الامم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۷۱
  107. الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۱۴؛ شیخ مفید، الارشاد، ص۸۷؛ مسکویه، تجارب الامم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۷۱؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۵۵
  108. دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۵۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۸۰؛ محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۱۲؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۸۶
  109. الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۱۵؛ الخوارزمی، پیشین، ص۲۴۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۵۶
  110. الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۱۵؛ الخوارزمی، پیشین، ص۲۴۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۵۶
  111. الطبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۱۷؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۹۱؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۵۷
  112. الطبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۱۷؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۵۷
  113. الارشاد، ج۲، ص۹۱-۹۴؛ إعلام الوری بأعلام الهدی، ص۲۳۹
  114. محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۲۳
  115. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۹۵؛ و محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۲۲؛ دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۵۶؛ ابن اعثم الکوفی، الفتوح، ۱۹۹۱، ج۵، ص۱۰۱؛ علی بن ابی الکرم ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۵۹
  116. الموفق بن احمد الخوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۱، ص۲۵۲. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۹۶-۳۹۸
  117. محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۲۷ و شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۹۹؛ الموفق بن احمد الخوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۲، ص۹
  118. محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۲۹-۴۳۰
  119. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۶۱-۳۶۲؛ الاصفهانی، مقاتل الطالبیین، دارالمعرفه،‌ ص۸۰؛ دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۵۶؛ محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۴۶؛ ابن نما حلی، مثیرالاحزان، ۱۴۰۶ق، ص۶۸؛ ابن طاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، ۱۹۸۸، ص۴۹
  120. محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۴۶-۴۴۹؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۱۰۸
  121. محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۵۲؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۱۱؛ ابوعلی مسکویه، تجارب الامم، ج۲، ص۸۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۷۷
  122. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۰۷- ۴۰۸
  123. شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۱۱-۱۱۲؛ الموفق بن احمد الخوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۲، ص۳۵؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ص۱۱۱
  124. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۰۷-۴۰۹؛ و محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۵۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۷۷
  125. شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۱۲؛ الموفق بن احمد الخوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۲، ص۳۶؛ طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۴۶۹
  126. محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۵۰- ۴۵۳؛ ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر، ج۶، ص۴۴۱؛ اصفهانی، مقاتل الطالبین، دارالمعرفه، ص۱۱۸؛ مسعودی،مروج الذهب، ج۳، ص۲۵۸؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۱۲؛ سید بن طاوس، اللهوف، ۱۹۸۸، ص۱۲۶
  127. محمد ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر، ج۶، ص۴۴۱ و ج۳، ص۴۰۹؛ محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۵۳؛ اصفهانی، مقاتل الطالبین، دارالمعرفه، ص۱۱۸؛ علی بن الحسین المسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۲۵۸
  128. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ص۱۸۵
  129. ابن طاووس، اللهوف، ۱۴۱۴ق، ص۲۲۵
  130. نوری، ص۲۰۸ - ۲۰۹؛ قمی، ص۵۲۴ -۵۲۵
  131. طوسی، ج۶، ص۵۲
  132. طوسی، ج۶، ص۱۱۳
  133. قاضی طباطبایی، سید محمد علی، تحقیق درباره اول اربعین حضرت سیدالشهدا(ع)، ص۲
  134. سایت خبری فردا
  135. قاضی طباطبایی، سید محمد علی، تحقیق درباره اول اربعین حضرت سیدالشهدا(ع)، ص۲
  136. اشتهاردی، علی پناه، هفت ساله چرا صدا درآورد؟، ص۱۵۴
  137. شریف مرتضی، تنزیه الانبیاء، ص۱۷۶
  138. صالحی نجف‌آبادی، شهید جاوید، ص۱۵۹
  139. محمد صحتی سردرودی، ۱۳۸۵، ص۲۹۶-۲۹۹
  140. ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، ۱۴۰۸، ج۸، ص۱۹۱؛ طبری، ج۵، ص۴۵۹؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۸۳
  141. بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۱۷
  142. ناطق بالحق، ص۱۱
  143. طبرانی، ج۳، ص۱۰۱
  144. ابن سعد، ج۶، ص۴۱۵؛ ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۴۶؛ طبرانی، ج۳، ص۱۰۰
  145. ابن سعد، ج۶، ص۴۱۳ـ ۴۱۷؛ ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۳، ۱۵
  146. بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۶۶، ۴۵۳؛ دولابی، الذریة الطاهرة، ۱۴۰۷ق، ص۱۰۴؛ طبرانی، ج۳، ص۹۵؛ ناطق بالحق، ص۱۱؛ شیخ مفید، ج۲، ص۲۷
  147. احمد ابن حنبل، المسند، بیروت، ج۳، ص۲۶۱؛ بخاری، ج۴، ص۲۱۶؛ ترمذی، ج۵، ص۳۲۵
  148. ابن سعد، ج۶، ص۴۱۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۱۲۳
  149. کلینی، ج۶، ص۴۷۳ـ۴۷۴؛ صدوق، الامالی، ص۱۹۳، ۵۴۳
  150. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۲۶؛ ابن سعد، ج۶، ص۴۰۹
  151. ابن سعد، ج۶، ص۴۱۴ـ۴۱۵
  152. ابن سعد، ج۶، ص۴۱۰؛ طبرانی، ج۳، ص۱۱۵؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۹۷
  153. احمد بن حنبل، المسند، بیروت، ج۴، ص۱۷۲؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۱۷۷؛ القزوینی، محمد بن یزید؛ سنن ابن ماجه، ج۱، ص۵۱
  154. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۲۶۲؛ سید بن‌طاوس، الطرائف، ۱۴۰۰ق، ج۱، ص۱۷۴؛ قمی، علی بن محمد؛ کفایة الاثر، ص۴۶؛ مقتل خوارزمی، ج۱، ص۱۴۶
  155. قمی، کفایة الاثر، ص۴۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۰۴
  156. طبرسی؛ اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۴۳۲؛ المقریزی، پیشین، ج۶، ص۱۱ و خرگوشی نیشابوری، ابو سعید، ۱۴۲۴، ج۵، ص۳۳۴
  157. ابن سعد؛ پیشین، ج۱۰، ص۲۶۶؛ احمد بن حنبل، المسند، بیروت، ج۲، ص۴۴۰ و حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۱۶۶. و نیز سنن ترمذی، ج۵، ص۳۲۴
  158. ابن اعثم کوفی، الفتوح، ۱۹۹۱، ج۳، ص۴۰
  159. ابن سعد، ج۶، ص۴۰۸؛ ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، ۱۴۰۹ق، ج۷، ص۲۶۹
  160. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۴۰۱ و علامه مجلسی؛ پیشین، ج۴۳، ص۳۱۹
  161. طبرسی، مشکاة الانوار، ۱۳۸۵ق، ص۱۷۰؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۸، ص۳۹۳
  162. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۷۳
  163. شیخ صدوق؛ الخصال، ج۱، ص۱۳۵؛ علامه مجلسی؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۳۳ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۹، ص۴۴۷
  164. ابن سعد، ج۶، ص۴۱۳
  165. ابن عساکر، تاریخ مدینة الدمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۴، ص۱۸۵
  166. ابن عساکر، تاریخ مدینة الدمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷۰، ص۱۹۶ـ۱۹۷؛ برای موارد مشابه رجوع کنید به ابن حزم، المُحَلّی، بیروت، ج۸، ص۵۱۵؛ اربلی،کشف الغمه، ج۲، ص۴۷۶
  167. اربلی، کشف الغمع، ج۲، ص۴۷۸ـ۴۷۹
  168. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۷۲ـ۷۳
  169. قاضی نعمان، ج۲، ص۳۳۹
  170. مجلسی، ج۴۴، ص۱۹۶؛ ابن ابی الدنیا، مکارم الاخلاق، چاپ مجدی سید ابراهیم، ص۱۴۰؛ کلینی، ج۴، ص۴۷
  171. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۸۳
  172. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۷۳-۷۴
  173. ابن عساکر، تاریخ مدینة الدمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۳، ص۲۲۴-۲۲۵
  174. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۷۳
  175. احمدبن علی طبرسی، ج۲، ص۲۳
  176. ابن سعد، ج۶، ص۴۰۹ـ۴۱۰، ۴۱۵
  177. کلیدار، تاریخ کربلاء و حائرالحسین(ع)، ص۵۱ـ۵۲، ۵۸ـ۶۰؛
  178. کرباسی، تاریخ المراقدالحسین و اهل بیته و انصاره، ج۱، ص۲۴۵ـ۲۵۰؛ طعمه، تاریخ مرقد الحسین و العباس، ص۷۰ـ۷۳
  179. مجلسی، بحار، ج۹۸، ص۱۷۷ـ۱۷۸، ۱۹۸ـ۱۹۹، ۲۵۹ـ۲۶۰
  180. کرباسی، تاریخ المراقدالحسین و اهل بیته و انصاره، ج۱، ص۲۵۵ـ۲۵۹
  181. طعمه، تاریخ مرقد الحسین و العباس، ص۸۷ـ ۹۳
  182. کلیدار، تاریخ کربلاء و حائرالحسین(ع)، ص۱۷۱ـ۱۷۳
  183. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، دارالمعرفه، ص۳۹۵ـ۳۹۶؛ طوسی، الامالی، ص۳۲۵ـ۳۲۹
  184. Longrigg, Four centuries of modern Iraq,217
  185. خبرگزاری ابناء
  186. بحارالانوار، ج۶۸، ص۱۳۰،‌ح ۶۲؛ برخی نیز نخستین زائر را عبیدالله بن حر جعفی می‌دانند (طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۴۷۰)
  187. سید بن طاوس، اللهوف علی قتلی الطفوف، ۱۴۱۷ق، ص۱۱۴
  188. ۱۰ حدیث: جامع احادیث المعصومین، ج۳، صص۳۶-۳۹
  189. اسرار عاشورا، ج۲، صص۱۰۳-۱۰۵؛ سایت غدیر
  190. «من زار الحسین(ع) عارفاً بحقّه، غفر الله له ما تقدم من ذنبه و ما تأخر؛ هر کس امام حسین(ع) را با شناخت حق او زیارت کند، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می‌آمرزد.» کامل الزیارات، ص۱۳۸، باب۵۴، ح۱
  191. برخی از این ثواب‌ها عبارت‌اند:
    • ثواب دو ماه اعتکاف و روزه در مسجدالحرام دارد.
    • ثواب هزار شهید دارد
  192. مفاتیح الجنان
  193. کامل الزیارات، ص۱۱۳
  194. کامل الزیارات، ص۱۶۴
  195. کامل الزیارات، ص۱۷۳
  196. شیخ مفید، کتاب المزار، ص۵۳

منابع

  • ابن ابی الثلج، تاریخ الائمه، در مجموعه نفیسه فی تاریخ الائمه، چاپ محمود مرعشی، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۶ق.
  • ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۸۵-۱۳۸۷ق.
  • ابن ابی الدنیا، مکارم الاخلاق، چاپ مجدی سید ابراهیم، بولاق، بی‌تا.
  • ابن ابی‌شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت، ۱۴۰۹ق-۱۹۸۹.
  • ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، بیروت: دارصادر-داربیروت، ۱۹۶۵.
  • ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، بیروت، دارالکتاب العربی، بی‌تا.
  • ابن الطقطقی، الفخری فی الآداب السلطانیه و الدول الاسلامیه، تحقیق عبدالقادر محمد مایو، بیروت: دارالقلم العربی، ۱۹۹۷.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع، النجف الأشرف: المکتبة الحیدریة ومطبعتها، ۱۳۸۵ق-۱۹۶۶م.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، تصحیح و تعلیق علی أکبر الغفاری، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، محرم الحرام ۱۴۰۵ق-۱۳۶۳ش.
  • ابن حبان، صحیح، تحقیق شعیب ارنؤوط، بی‌جا: الرساله، ۱۹۹۳.
  • ابن حزم،‌ المُحَلّی، تحقیق محمد شاکر، بیروت، دارالفکر، بی‌تا
  • احمد ابن حنبل، المسند، بیروت، دارصادر، بی‌تا.
  • ابن شبّه نمیری، کتاب تاریخ المدینة المنورة:اخبار المدینةالنبویة، چاپ فهیم محمد شلتوت، (جده) ۱۳۹۹ق- ۱۹۷۹، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش.
  • سید بن طاوس، علی بن موسی، اقبال الاعمال، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۷ش.
  • سید بن طاوس، علی بن موسی، الطرائف، قم، خیام، ۱۴۰۰ق.
  • سید بن طاوس، علی بن موسی، اللهوف علی قتلی الطفوف، جمع آوری عبد الزهرا عثمان محمد، قم: المعد، ۱۹۸۸.
  • ‌ سید بن طاوس،‌ علی بن موسی، اللهوف فی قتلی الطفوف، أنوار الهدی، قم، ۱۴۱۷ق
  • سید بن طاووس، علی بن موسی، الملهوف علی قتلی الطفوف، قم، اسوه، ۱۴۱۴ق.
  • ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب ال الرسول، چاپ ماجد بن احمد عطیه، بی‌جا، بی‌تا.
  • ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، چاپ محمد علی بجاوی، بیروت، ۱۴۱۲ق-۱۹۹۲.
  • ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق.
  • ابن قتیبه دینوری، الامامه و السیاسه، تحقیق علی شیری، بیروت:‌دار الأضواء، چاپ اول، ۱۹۹۰.
  • ابن قتیبه دینوری، المعارف، تحقیق ثروت عکاشه، قاهره: الهیئة المصریة العامة للکتاب، ۱۹۹۲.
  • ابن قولویه،‌ جعفر بن محمد، کامل الزیارات، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم، ۱۴۱۷ق.
  • ابن الجوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، ج۳و۵، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۹۹۲.
  • سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، بیروت، ۱۴۰۱ق-۱۹۸۱.
  • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق.
  • طبرسی، علی بن حسن، مشکاة الانوار، نجف، کتابخانه حیدریه، ۱۳۸۵ق.
  • دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم: منشورات رضی، ۱۳۶۸ش.
  • اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، تحقیق احمد صقر، بیروت: دارالمعرفه، بی‌تا.
  • ابونصر سهل بن عبداللّه بخاری، سرّالسلسلة العلویة، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، نجف، ۱۳۸۱ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمود فردوس العظم، دمشق، ۱۹۹۶-۲۰۰۰.
  • * دولابی، محمد بن احمد، الذریة الطاهرة، چاپ محمدجواد حسینی جلالی، قم، ۱۴۰۷ق.
  • مفید، محمد بن‌نعمان، مسار الشیعة، قم: کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • مفید، محمد بن‌نعمان، مسار الشیعة، قم: کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • ابن المشهدی، محمد بن جعفر، المزار [الکبیر]، تحقیق جواد القیومی الاصفهانی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۹ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه، ۱۴۱۱ق.



  • ابن الخشاب البغدادی، تاریخ موالید الائمه (المجموعه)، قم: کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی.
  • ابن الصباغ، الفصول المهمه فی معرفة الائمة، ج۲، تحقیق سامی الغریری،‌دار الحدیث، ۱۴۲۲.
  • ابن الفقیه، احمد بن محمد، البلدان، تحقیق یوسف الهادی، بیروت: عالم الکتب، چاپ اول، ۱۹۹۶.
  • ابن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد بن صامل السلمی، طائف: مکتبة الصدیق، ۱۹۹۳؛
  • ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.
  • ابن سعد، محمد بن سعد بن منیع الهاشمی البصری (م ۲۳۰)،
  • ابن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت،‌دار الکتب العلمیة، ط الأولی، ۱۴۱۰ق.
  • ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، چاپ احسان عباس، بیروت، ۱۴۰۵ق.
  • ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم.
  • ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۴ و ۳، قم: علامه، ۱۳۷۹ق.
  • اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، ج۱، تبریز: مکتبة بنی هاشمی، ۱۳۸۱ق.
  • اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، ج۲، ترجمه حسین زوارئی، حقیقت، ۱۳۸۱ق.
  • ازدی، ابومخنف، مقتل الحسین(ع)، تحقیق و تعلیق حسین الغفاری، قم: مطبعة العلمیه، بی‌تا.
  • اشتهاردی، علی پناه، هفت ساله چرا صدا درآورد؟ چاپ اول، قم، انتشارات علامه، ۱۳۹۱.
  • اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ج۱۷، بیروت:‌دار احیاء تراث عربی، چاپ اول، ۱۴۱۵.
  • اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ج۲۱،‌دار احیاء التراث العربی (نسخه موجود در لوح فشرده مکتبة اهل البیت نسخه دوم).
  • امین عاملی، سیدمحسن، اعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف.
  • امین، سیدمحسن، فی رحاب ائمه اهل بیت علیهم السلام، ج۴، ترجمه حسین وجدانی، سروش، ۱۳۷۶ش.
  • بحرانی، عبدالله، العوالم الامام الحسین(ع)، تحقیق مدرسه الامام المهدی(عج)، قم: مدرسه الامام المهدی(عج)، ۱۴۰۷.
  • بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضره فی احکام العترة الطاهره، ج۱۷، تحقیق محمدتقی ایروانی و عبدالرزاق مقرم، قم: جامعه مدرسین، ۱۴۰۵.
  • بغدادی، صفی الدین عبدالمؤمن، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۱، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت: دارالمعرفه، ۱۹۵۴.
  • بغدادی، محمد بن حبیب، المحبر، بی‌جا، ۱۳۶۱ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق احسان عباس، بیروت: جمیعة المتشرقین الامانیه، ۱۹۷۹؛
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳ و ۱، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت: دارالتعارف، چاپ اول، ۱۹۷۷.
  • ترمذی، سنن، ج۵، تحقیق عبدالرحمن محمد عثمان، بیروت: دارالفکر، ۱۹۸۳.
  • تمیمی مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۲، مصر: دارالمعارف، ۱۳۸۵ق.
  • جعفریان، رسول، گزیده حیات سیاسی و فکری امامان شیعه، ۱۳۹۱.
  • حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، تحقیق یوسف عبدالرحمن المرعشی، بی‌تا.
  • حرانی، حسن بن شعبه، تحف العقول، قم: جامعه مدرسین، ۱۴۰۴.
  • ابن نما حلی، جعفر، مثیر الاحزان، قم: مدرسه امام مهدی(عج)، ۱۴۰۶.
  • خرگوشی نیشابوری، ابو سعید، شرف المصطفی، ج۵، مکه: دارالبشائر الاسلامیه، ۱۴۲۴.
  • خصیبی، حسین بن حمدان، الهدایة الکبری، بیروت: مؤسسة البلاغ، ۱۴۱۱ ق.
  • خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲.
  • خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفة بن خیاط، تحقیق فواز، بیروت: دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۵.
  • خوارزمی، الموفق بن احمد، مقتل الحسین(ع)، ج۱، تحقیق و تعلیق محمد السماوی، قم: مکتبة المفید، بی‌تا.
  • دانشنامه امام حسین(ع)، محمدی ری شهری و...، ج۱۰، مترجم: محمد مرادی، قم: دارالحدیث، ۱۴۳۰ق/۱۳۸۸ش.
  • دایرة المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی و کامران فانی و بهاء الدین خرمشاهی، ج۲، نشر سازمان دایره المعارف تشیع، تهران: ۱۳۶۸ش.
  • دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، ج۶، تهران: ۱۳۷۷ش.
  • ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ج۵، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت: دارالکتاب العربی، ۱۹۹۳.
  • ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۳، تخریج شعیب ارنؤوط و تحقیق حسین اسد، بیروت: الرساله، چاپ نهم، ۱۹۹۳.
  • ربانی خلخالی، علی، چهره درخشان امام حسین علیه‌السلام، قم: مکتب الحسین، ۱۳۷۹ ش.
  • سماوی، محمد، ابصار العین فی انصار الحسین(ع)، تحقیق محمد جعفر الطبسی، مرکز الدراسات الاسلامیه لممثلی الولی الفقیه فی حرس الثورة الاسلامیه.
  • سمعانی، الأنساب، ج۸، تحقیق عبدالرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، حیدرآباد: مجلس دائرة المعارف العثمانیه، ۱۹۶۲.
  • شریعتی علی، تشیع علوی و تشیع صفوی، تهران: چاپخش، ۱۳۷۷
  • شهیدی، سید جعفر، زندگانی علی بن الحسین، تهران، دفتر نشر فرهنگ، ۱۳۶۵
  • شهیدی، سیدجعفر، پس از پنجاه سال، پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین علیه‌السلام، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۰ش.
  • شهیدی، سیدجعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۹۰.
  • صدوق، الأمالی، قم: تحقیق: قسم الدراسات الإسلامیة - مؤسسة البعثة – ۱۴۱۷.
  • صدوق، التوحید، تحقیق: تصحیح وتعلیق: السید هاشم الحسینی الطهرانی، قم: مؤسسة النشر الإسلامی، بی‌تا.
  • صدوق، الخصال، ج۱، قم: جامعه مدرسین، ۱۴۰۳.
  • طبرانی، المعجم الکبیر، ج۳، تحقیق حمدی عبدالمجید السلفی، بی‌جا،‌دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، مشهد: نشر مرتضی، ۱۴۰۳.
  • طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، تهران: اسلامیه، ۱۳۹۰ق.
  • طبری (شیعی)، محمد بن جریر، دلائل الامامه، قم:‌دار الذخائر.
  • طبری، احمد بن عبدالله، ذخائر العقبی، قاهره: مکتبة القدسی، ۱۳۵۶ق.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: دارالتراث، ۱۹۶۲-۱۹۶۷.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: دارالتراث، ۱۹۶۷.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری: تاریخ الامم و الملوک، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۳۸۲-۱۳۸۷ق/۱۹۶۲-۱۹۶۷.
  • طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، چاپ حسن موسوی خرسان، بیروت، ۱۴۰۱ق.
  • طوسی، الامالی، قم: دارالثقافه، ۱۴۱۴.
  • عاملی، ابن حاتم، الدر النظیم، قم: جامعه مدرسین، بی‌تا.
  • عاملی، جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الحسن(ع)، قم، ۱۴۰۵ق.
  • عاملی، محمد بن مکی (شهید اول)، الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه، ج۲، قم: جامعه مدرسین، ۱۴۱۷.
  • عسقلانی، ابن حجر، الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۲، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۹۹۵.
  • علی بن زید بیهقی، لباب الأنساب و الألقاب و الأعقاب، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۱۰.
  • عندلیب، ثارالله، مرکز مطالعات راهبردی خیمه، بی‌تا.
  • فتال نیشابوری، محمد بن حسن، روضة الواعظین، ج۱، قم: رضی، بی‌تا.
  • فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج۱، قم: هجرت، ۱۴۰۹.
  • قاضی طباطبایی، سید محمد علی، تحقیق درباره اول اربعین حضرت سیدالشهدا(ع)، بنیاد علمی و فرهنگی شیهد آیت الله قاضی طباطبایی، قم، ۱۳۶۸ۀ ه. ش.
  • قمی، عباس، منتهی الامال، ج۱، قم: مؤسسه انتشارات هجرت، ۱۳۷۲ش.
  • قمی، علی بن محمد، کفایة الاثر، قم: بیدار، ۱۴۰۱.
  • کتبی، فوات الوفیات، ج۲، تحقیق علی محمد بن یعوض الله و عادل احمد عبدالموجود، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۲۰۰۰.
  • کشّی، محمد بن عمر، رجال الکشی، مشهد: دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸ش.
  • کلینی، الکافی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.
  • کوفی، ابن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت:‌دار الأضواء، چاپ اول، ۱۹۹۱.
  • گروهی از تاریخ‌پژوهان، تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهداء علیه‌السلام، زیر نظر مهدی پیشوایی، چ۱، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۹.
  • مالقی، محمد، التمهید و البیان، به کوشش محمد یوسف زاید، قطر، ۱۴۰۵ق.
  • مالک بن انس، الموطأ، ج۲، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت:‌دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۵.
  • متقی الهندی، علاء الدین علی، کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۱۳، تصحیح صفوة السقا، بیروت: الرساله، ۱۹۸۹.
  • علامه مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  • مجلسی، بحارالانوار، ج۳۶و۴۵، بیروت: مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴.
  • محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۸، قم: آل البیت(ع)، ۱۴۰۸.
  • محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا.
  • محمد بن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج‌اللّه علی‌العباد، قم ۱۴۱۳.
  • مزی، تهدیب الکمال، تحقیق بشار عواد معروف، ج۶، بیروت-لبنان: مؤسسة الرساله، ۱۹۸۵.
  • مسعودی، اثبات الوصیه، منشورات الرضی، قم.
  • مسعودی، علی بن الحسین، التنبیه و الاشراف، تصحیح عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره:‌دار الصاوی، بی‌تا؛ افست قم:‌دار الثقافة الاسلامیه، بی‌تا.
  • مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم: دارالهجره، ۱۴۰۹.
  • مسکویه، ابوعلی، تجارت الامم، ج۲، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، ۱۳۷۹ش.
  • مُصْعَب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، چاپ لوی پرووانسال، قاهره ۱۹۵۳.
  • مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، مرتضی مطهری، تهران: نشر صدرا، ۱۳۸۰
  • مفید، محمد بن‌نعمان، الارشاد، ترجمه و شرح فارسی: محمدباقر ساعدی، تصحیح: محمدباقر بهبودی، بیجا: انتشارات اسلامیه، ۱۳۸۰ش؛
  • مفید، الارشاد، ج۲، ترجمه محمد باقر ساعدی خراسانی، اسلامیه، ۱۳۵۱ش؛
  • شیخ مفید، محمد بن‌نعمان، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، بیروت، ۱۴۱۴ق. (دانشنامه)
  • مفید، محمد بن‌نعمان، الارشاد، تحقیق: مؤسسة آل‌البیت(ع) لتحقیق التراث، بیروت: دارالمفید، ۱۴۱۴ق-۱۹۹۳م، (نسخه موجود در لوح فشرده مکتبة اهل‌البیت نسخه دوم).
  • مفید، محمد بن‌نعمان، المقنعه، قم: کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • مقدسی، ابو نصر بن مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، به کوشش کلمان هوار، پاریس، ۱۹۱۶م.
  • مقدسی، یدالله، باز پژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان(ع)، قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۱ش.
  • مقریزی، تقی الدین، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، دارالکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۲۰ق، چاپ اول.
  • موسوعه کلمات الرسول الاعظم، ج۶، کتاب الحسنین(ع) و کتاب اهل البیت(ع)، مولف لجنة الحدیث فی مرکز ابحاث باقرالعلوم(ع)، تهران: نشر امیرکبیر ۱۳۸۸.
  • موسوی المقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین(ع)، بیروت: دارالکتاب الاسلامیه.
  • نصر بن‌مزاحم، وقعة الصفین، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۸۲ق/ ۱۹۶۲م.
  • نمیری، عمر بن شبه، تاریخ المدینة المنوره، ج۳، قم: دارالفکر، ۱۳۶۸ش.
  • یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت:‌دار صادر، بی‌تا.

دلائل الامامة، (منسوب به) محمد بن جریر طبری آملی، ج۱، ص۱۷۷، قم:مؤسسةالبعثة، ۱۴۱۳.

پیوند به بیرون

پیشین:
امام حسن مجتبی
امام سوم شیعیان دوازده امامی
۵۰-۶۱ هجری قمری
پسین:
امام سجاد