پرش به محتوا

حجاب: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
H.ahmadi (بحث | مشارکت‌ها)
H.ahmadi (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۵۲: خط ۵۲:
'''پوشش در نماز'''
'''پوشش در نماز'''


بنا به اجماع فقها،<ref>محقق حلی، المعتبر، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۰۱؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۲۵۰.</ref> بر زنان واجب است که در نماز، چه نامحرمی باشد و چه نباشد،<ref>طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۳۱۸؛ مرعشی نجفی، منهاج المؤمنین، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۴۳.</ref> غیر از گردی صورت (مقداری که در وضو می‌شوید) و دست‌ها از مچ تا سر انگشتان، بدن و موی سر خود را بپوشانند.<ref>محقق حلی، المعتبر، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۰۱؛ طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۳۱۸؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۲۵۰.</ref> برخی فقیهان شیعه در وجوب پوشش موی سر در نماز تردید کرده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به موسوی عاملی، مدارک الاحکام، ج۳، ۱۸۹؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۲۵۵.</ref> [[ابن براج]] پوشیدن سر را در نماز واجب ندانسته است.<ref>ابن‌براج، المهذب، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۸۴.</ref> بنا به فتوای [[ابن جنید]] برای زنان در جایی که نامحرمی وجود نداشته باشد که آن‌ها را ببیند، نماز با سر برهنه اشکالی ندارد.<ref>ابن‌جنید، مجموعه فتاوی ابن‌جنید، ۱۴۱۶ق، ص۵۱.</ref> بنا به دیدگاه [[محقق اردبیلی]] پوشیدن سر در نماز برای زنان [[مستحب]] است.<ref>محقق اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان، ج۲، ص۱۰۵.</ref>
بنا به اجماع فقها،<ref>محقق حلی، المعتبر، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۰۱؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۲۵۰.</ref> بر زنان واجب است که در نماز، چه نامحرمی باشد و چه نباشد،<ref>طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۳۱۸؛ مرعشی نجفی، منهاج المؤمنین، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۴۳.</ref> غیر از گردی صورت (مقداری که در وضو می‌شوید) و دست‌ها از مچ تا سر انگشتان، بدن و موی سر خود را بپوشانند.<ref>محقق حلی، المعتبر، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۰۱؛ طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۳۱۸؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۲۵۰.</ref> برخی فقیهان شیعه در وجوب پوشش موی سر در نماز تردید کرده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به موسوی عاملی، مدارک الاحکام، ج۳، ۱۸۹؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۲۵۵.</ref> بنا به فتوای [[ابن جنید]] برای زنان در جایی که نامحرمی وجود نداشته باشد که آن‌ها را ببیند، نماز با سر برهنه اشکالی ندارد.<ref>ابن‌جنید، مجموعه فتاوی ابن‌جنید، ۱۴۱۶ق، ص۵۱.</ref> [[محقق اردبیلی]] در کتاب [[مجمع الفائدة و البرهان]] به [[استحباب]] پوشیدن سر در نماز برای زنان قائل شده و سپس توقف کرده است.<ref>محقق اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان، ج۲، ص۱۰۵.</ref>


برخی فقیهان بر این نظرند که علاوه بر صورت و دست‌ها، روی پاها (از مچ به پایین) نیز اشکالی ندارد که در نماز برهنه باشد.<ref>شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۸۷؛ محقق حلی، المعتبر، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۰۱؛ شهید اول، الالفیة و النفلیة، ۱۴۰۸ق، ص۵۰.</ref> صاحب عروه گفته است برهنه بودن کف پاها در نماز نیز بدون اشکال است.<ref>طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۳۱۹.</ref>
برخی فقیهان بر این نظرند که علاوه بر صورت و دست‌ها، روی پاها (از مچ به پایین) نیز اشکالی ندارد که در نماز برهنه باشد.<ref>شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۸۷؛ محقق حلی، المعتبر، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۰۱؛ شهید اول، الالفیة و النفلیة، ۱۴۰۸ق، ص۵۰.</ref> صاحب عروه گفته است برهنه بودن کف پاها در نماز نیز بدون اشکال است.<ref>طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۳۱۹.</ref>

نسخهٔ ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۵:۲۵

حجاب اصطلاحی دینی به معنای پوشاندن برخی از نقاط بدن زنان و مردان در شریعت اسلامی. حجاب در ادیان و اقوام پیش از اسلام وجود داشته و آیاتی در قرآن و احادیثی از ائمه(ع)، از وجوب و اهمیت آن سخن گفته‌اند.

حکم حجاب در فقه در بخش نماز و نکاح مطرح شده است. این حکم از دیدگاه فقها ازاحکام ضروری دین اسلام است. در باور مسلمانان، ایجاد امنیت روانی و حفظ سلامت اخلاقی جامعه از حکمت‌های واجب شدن حجاب است.

همچنین در تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی در ایران، بی‌حجابی جرم تلقی شده است.

مفهوم‌شناسی

حجاب، مفهومی برآمده از قرآن کریم و فقه اسلامی است که ناظر به پوشش شرعی در مقابل نامحرم، به‌ویژه برای زنان است.[۱] حجاب در لغت به معنای حائل، چیزی که بین دو چیز جدایی افکنَد، پوشاندن و پوشش (سِتر) است.[۲]

واژه حجاب، هفت بار در قرآن کریم به‌کاررفته که در اغلب موارد به معنای مانع و حائل است؛[۳] اما فقط در آیه ۵۳ سوره احزاب که در آن به مردان دستور داده شده با همسران پیامبر از پشت پرده (مِنْ وَراءِ حجابٍ) سخن بگویند،[۴] به معنای اصطلاحی آن آمده است.[۵]

در متون فقهی و حدیثی، برای اشاره به معنای پوشش و پوشاندن، به جای واژه حجاب از واژه ستر استفاده می‌شده است[۶] و به کار رفتن کلمه حجاب، برای پوشش زنان، اصطلاحی است که بیشتر در عصر حاضر پیدا شده و اگر در تواریخ و روایات پیدا شود بسیار کم است.[۷]

اهمیت و جایگاه

حجاب و لزوم پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه یکی از مسائل مهم اسلامی است که گفته می‌شود در قرآن درباره این مسئله تصریح شده است.[۸] ناصر مکارم شیرازی، از مراجع تقلید معاصر، می‌گوید: مسئله حجاب از مسلّمات و واجبات، بلکه از ضروریات دین اسلام است؛ به‌ویژه در زمان حاضر همه کسانی که با مسلمانان معاشرت دارند فهمیده‌اند که یکی از برنامه‌های تمام فِرَق مسلمین، حجاب است که رفته رفته به یک شعار تبدیل شده و به آن پایبند هستند.[۹]

به‌گفته احمد پاکتچی (پژوهشگر حوزه قرآن و حدیث) حجاب ماهیتاً امری فرهنگی است و به ارتباطات اجتماعی بازمی‌گردد و از آنجا که فقه مذاهب مختلف، هرگز از عرف اجتماعی‌شان جدا نبوده، پس بخش مهمی از مباحث مربوط به حجاب، در قالب تعامل فقه و فرهنگ و همچنین تعامل اخلاق و فرهنگ، در جوامع اسلامی قابل فهم است.[۱۰]

فقیهان شیعه به مناسبت، در باب‌های صلاة، حج، طهارت، نکاح و طلاق درباره مسئله حجاب سخن گفته‌اند.[۱۱] البته بیشتر مباحثی که پیرامون این مسئله از سوی فقیهان ارائه شده در باب‌های صلاة، ضمن بحث از لباس و پوشش نمازگزار و باب نکاح، ضمن مسئله نگاه به نامحرم، بیان شده است.[۱۲] برخی فقها به یکسان بودن پوشش در نماز و در مقابل نامحرم قائل شده‌اند[۱۳] و برخی دیگر با تمایز پوشش صلاتی از پوشش در مقابل نامحرم، اختلاف میزان پوشش در هر یک را بیان کرده‌اند.[۱۴] مسئله شرعی پوشش با مسئله نگاه به نامحرم مرتبط است و برخی فقها به ملازمه بین حرمت نگاه به نامحرم با مسئله پوشش و حجاب، تصریح کرده‌اند.[۱۵]

پیشینه

قدر مسلم این است که پیش از اسلام در میان بعضی ملل حجاب وجود داشته است.[۱۶] به‌گفته برخی مورخان برای بیشتر زنان در خاور نزدیک باستان، بین‌النهرین و در دنیای یونانی-رومی، چنین مرسوم بود، هنگامی که از خانه بیرون می‌رفتند، سر خود را می‌پوشاندند.[۱۷] در یونان باستان نیز زنانی که متعلق به طبقات بالا بودند می‌بایست مو و صورت خود را بپوشانند و بازتاب این رسم در بسیاری از مجسمه‌های یونانی دیده می‌شود.[۱۸]

به گزارش ویل دورانت (۱۸۸۵-۱۹۸۱م)، تاریخ‌نگار و نویسنده آمریکایی، در کتاب «تاریخ تمدن»، در ایران باستان نیز زنان طبقات بالای اجتماع حق نداشتند که جز با تخت‌های روان روپوش‌دار از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمی‌شد که آشکارا با مردان ارتباط داشته باشند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی، حتی پدر یا برادرشان را نیز ببینند.[۱۹] همچنین برخی محققان با استناد به برخی از نقوش به‌جای مانده از دوره هخامنشی گفته‌اند که پوشش زنان در این دوره از دو قسمت کلی تشکیل شده است: یک لباس آستین بلند ساده که از زیر گردن تا قوزک پا است و دیگری چادری است که زنان آن را به سر انداخته و تا نزدیکی امتداد پا آمده، ولی کمی از لباس اولی کوتاه‌تر است.[۲۰]

در سنت دینی یهود رسم بر آن بود که زنان متأهل، جز در مقابل شوهران خود و زنان دیگر، موهای خود را بپوشانند و به‌طور کلی در جامعه یهودی این که زنان با موی‌های باز و بدون پوشش در خیابان و انظار عموم حاضر شوند، عملی ناشایست محسوب می‌شد.[۲۱] در عهد تلمود اگر زنی با سر برهنه به خیابان می‌رفت شوهرش می‌توانست بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.[۲۲] برخی روحانیون یهودی موی سر زن شوهردار را به ظاهر عورت او تشبیه می‌کردند و خواندن هرگونه دعا در حضور زنی که سرش برهنه است، را منع می‌کردند.[۲۳]

در آیین مسیحیت نیز پوشش زنان، چه در هنگام خواندن دعا و چه غیر آن، مورد توجه بوده است.[۲۴] در میان آباء کلیسا نیز توجه به موضوع پوشش زنان دیده می‌شود.[۲۵] برای نمونه ترتولیان (۱۶۰-۲۲۰م)، بنیان‌گزار مسیحیت لاتینی، رساله‌ای مستقل با عنوان «درباره پوشش دوشیزگان» نگاشته است و مسئله اصلی او در این رساله ضرورت پوشتندن سر در هنگام نماز برای دوشیزگان و زنان شوهردار و همچنین لزوم پوشش برای همه زنان، حتی خارج از خانه است.[۲۶]

درباره حجاب زنان در حجاز در دوره جاهلیت یعنی اندکی پیش از ظهور اسلام نیز برخی بر این باورند که برهنگی زنان در این دوره، قبیح شمرده نمی‌شده و امری عادی بوده و حجاب شرعی اسلام در واقع برای جلوگیری از این برهنگی و توصیه به یک حجاب حداقلی بوده است.[۲۷] برخی دیگر بر این نظرند که زنان عرب در این دوره از پوشش‌هایی مانند جِلباب (لباسی که بزرگ‌تر از روسری و کوچک‌تر از ردا است) و خِمار (نوعی پوشش سر برای زنان) استفاده می‌کرده‌اند و در شریعت اسلام فقط به دقت بیشتر در استفاده از آن‌ها امر شده است.[۲۸]

از نظر برخی متفکران فرهنگ حجاب و پوشش زنان در اسلام، متأثر از دو امپراطوری بزرگ ایران و روم بوده است.[۲۹] البته مرتضی مطهری معتقد است که شریعت اسلام به‌طور مستقل و بدون تأثیرپذیری از سایر فرهنگ‌ها، به مسئله حجاب و پوشش زنان عنایت ویژه داشته و محدود و احکام آن را بیان کرده است.[۳۰]

احکام

فقهای مسلمان برای حجاب و محدوده آن احکامی بیان کرده‌اند که برخی از این احکام به بیان زیر است:

احکام مشترک

بنا به اجماع فقهای مسلمان[۳۱] بر هر مکلفی (غیر از زن و شوهر نسبت به یکدیگر) واجب است که عورت (آلت تناسلی) خود را از دیگری؛ هم‌جنس و غیر هم‌جنس، حتی محارم، دیوانه و کودکی که زیبایی و زشتی را تشخیص می‌دهد، بپوشاند.[۳۲] از نظر فقها آنچه در پوشش عورت واجب است، پوشاندن خود عورت است و نه حجم آن و برای جنس پوشش (ساتر) نوع خاصی شرط نشده است، بلکه با هر چیزی که پوشش تحقق یابد، حتی با دست، کفایت می‌کند.[۳۳]

احکام مختص به زن

برخی از احکام مختص به پوشش زنان به‌شرح زیر است:

پوشش در مقابل نامحرم

بنا به اجماع فقها[۳۴] بر زنان واجب است که بدن و موی سر خود را از نامحرم بپوشانند.[۳۵] برخی فقیهان این حکم را از ضروریات دین و ضروریات مذهب برشمرده‌اند.[۳۶] درباره محدوده پوشش واجب برای زنان اختلاف نظر است:[۳۷]

  1. گروهی از فقیهان دست‌ها (از مچ تا سر انگشتان) و گردی صورت را، به‌شرط آن که برای ناظر، خوف افتادن در گناه و همراه با لذت نباشد، از محدوده پوشش واجب استثنا کرده‌اند.[۳۸]
  2. فقیهانی همچون فاضل مقداد،[۳۹] سید عبدالاعلی سبزواری،[۴۰] محمدقوام وشنوی قمی (۱۲۸۹-۱۳۷۶ش)، از عالمان اهل قم، سیدمحمد رجایی (۱۳۱۰-۱۳۹۹ش)، فقیه و از مدرسان حوزه علمیه قم، پوشاندن همه بدن، حتی صورت و دست را برای زنان واجب دانسته‌اند.[۴۱]
  3. برخی دیگر مانند مرعشی نجفی پوشاندن صورت و دست را برای زنان، احتیاط واجب دانسته‌اند.[۴۲] صاحب عروه نسبت به پوشاندن صورت و دست، به احتیاط مستحب قائل شده است.[۴۳]

پوشش در نماز

بنا به اجماع فقها،[۴۴] بر زنان واجب است که در نماز، چه نامحرمی باشد و چه نباشد،[۴۵] غیر از گردی صورت (مقداری که در وضو می‌شوید) و دست‌ها از مچ تا سر انگشتان، بدن و موی سر خود را بپوشانند.[۴۶] برخی فقیهان شیعه در وجوب پوشش موی سر در نماز تردید کرده‌اند.[۴۷] بنا به فتوای ابن جنید برای زنان در جایی که نامحرمی وجود نداشته باشد که آن‌ها را ببیند، نماز با سر برهنه اشکالی ندارد.[۴۸] محقق اردبیلی در کتاب مجمع الفائدة و البرهان به استحباب پوشیدن سر در نماز برای زنان قائل شده و سپس توقف کرده است.[۴۹]

برخی فقیهان بر این نظرند که علاوه بر صورت و دست‌ها، روی پاها (از مچ به پایین) نیز اشکالی ندارد که در نماز برهنه باشد.[۵۰] صاحب عروه گفته است برهنه بودن کف پاها در نماز نیز بدون اشکال است.[۵۱]

پوشش در حج

احکام مختص به مرد

ادله

حکمت رعایت حجاب

حجاب اجباری یا اختیاری

مسئله حجاب در ایران معاصر

احکام حجاب

ابوابی که بحث حجاب در آنها آمده است

موضوع حجاب در منابع فقهی در باب مستقلی مطرح نشده است، بلکه معمولا در دو مبحث مطرح می‌شود:

  1. در مبحث نماز، به مناسبت بحث از پوشش و لباس نمازگزار. تفاوت میان پوشش در حالت نماز (سَتْرِ صَلاتی) و پوشش در غیر نماز، آن است که قِسم نخست در هر حال واجب است، چه نمازگزار در معرض نگاه بیننده‌ای باشد چه نباشد. اما مقصود از قسم دوم، پوشیده بودن از نگاه دیگران است، هر چند مثلا با استقرار در مکانی تاریک تحقق یابد[۵۲]. به نظر مشهور در فقه امامی، بین میزان و حد پوشش در نماز و ستر واجب در برابر نامحرم، تلازمی وجود ندارد[۵۳].
  2. در مبحث نکاح که به مناسبت بحث از حکم نگاه کردن طرفین عقد به یکدیگر هنگام خواستگاری، از احکام نگاه کردن به طور عام و احکام پوشش سخن می‌رود. ضمن آنکه ستر و نگاه دو مسئله جداگانه‌اند و حکم آنها در پاره‌ای صورت‌ها با هم ملازمه دارد[۵۴].

مصداق حجاب

شاخص‌ترین مصداق حجاب، یا به نظر برخی، تنها مصداق آن، پوشش زن مسلمان به سن تکلیف رسیده، در مقابل مرد غیرمحرم بالغ و نیز کودک ممیز نابالغ است.

بر پایه فقه، حد لازم حجاب برای زن غیرآزاد (کنیز) بسیار کمتر از زنان دیگر است. همچنین به استناد آیه ۶۰ سوره نور (القَواعِدُ مِنَ النِّساء) درباره حکم پوشش زنان سالخورده‌ای که زمینه ازدواج در آنها منتفی است، سهل‌گیری شده است[۵۵]. بر پایه احادیث مرتبط با تفسیر این آیه[۵۶]، فقها برداشتن جلباب و حتی شماری از آنان برداشتن روسری و آشکار کردن مواضعی را که عادتا بیرون است، برای این افراد جایز شمرده‌اند[۵۷]. در هر صورت، تأکید اسلام بر رعایت ستر از سوی زن، عمدتا ناشی از اختلاف جنسیتی زن و مرد است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت[۵۸].سید محمد حسین طباطبایی مفسربزرگ قرآن در المیزان این آیه را استثناء از حکم عمومی حجاب در باره زنان سالخورده‌ای دانسته که امیدی به زناشویی ندارند؛ آنها می‌توانند مقداری از پوشش خودشان را بردارند(بر اساس روایات تنها جلباب و خمار است که همان روپوش سراسری است یا روسری بزرگی که سر (صورت) و سینه و پشت زن را پوشش می دهد. المیزان، ج۱۶، ص۳۳۹) وهمین افراد باید که زیبایی های خویش را که پوشاندنش واجب است نمایش ندهند. ودر نهایت قرآن توصیه کرده که رعایت عفت و خویشتن‌داری( برنداشتن همین مقدار ازحجاب و پوشش) برایشان بهتر است. [۵۹]

وجوب حجاب

وجوب حجاب بانوان در برابر مردان غیرمحرم، مورد توافق فقهای همه مذاهب اسلامی است؛ [۶۰] اما حدود و اندازه آن مورد بحث و گفتگوی فقهاست. خاستگاه این اقوال، عمدتاً اختلاف نظر آنان درباره مواضع استثنا شده از حکم وجوب پوشش است.

محدوده حجاب

دیدگاه اول

بسیاری از فقهای امامی و اهل سنّت پوشانیدن همه بدن، جز صورت و دست‌ها (اصطلاحاً کَفَّین)، را واجب می‌دانند.[۶۱] مهم‌ترین دلیل آنان جمله «لایبْدینَ زینَتَهُنَّ الّا ماظَهَرَ مِنها» در آیه ۳۱ سوره نور است. در احادیث مصادیق گوناگونی برای زینت ظاهری، که در این آیه استثنا شده، ذکر شده است، از جمله لباس، حنای کف دست، سرمه، انگشتر، دستبند، صورت و دو دست.[۶۲]

به نظر بسیاری از فقها و مفسران، لازمه جواز آشکار نمودن زینت‌هایی مانند سرمه و انگشتر، جواز نمایان بودن مواضع آنها، یعنی چهره و دست‌ها است.[۶۳] روایاتی که بر استثنا شدن صورت و دست‌ها از پوشانیدن و نیز جواز نگاه کردن به آنها (و گاهی قَدَمین یعنی از مچ پا تا سر انگشتان) دلالت می‌کنند[۶۴] نیز مؤید این دیدگاه است.[۶۵]

دلایل دیگر این گروه از فقها عبارت‌اند از:

  1. عبارت دیگر آیه (وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ علی جُیوبِهِنَّ) که مُفاد آن، وجوب پوشانیدن گریبان و روی سینه است. خُمُر، جمعِ خِمار، به معنای مقنعه یا روسری زنان است.[۶۶] طبق گزارش‌های مفسران و اشارات حدیثی، زنان پیش از نزول این آیه روسری را از پشت گوش‌ها رد می‌کردند و آن را به پشت خود می‌انداختند، به طوری که گوش‌ها و گردن و گریبان آنها نمایان بود. در این آیه به آنها دستور داده شده است که روسری‌هایشان را به گونه‌ای بپوشند که گریبان و مقابل سینه آنها را بپوشاند؛ یعنی، دو طرف آن را از راست و چپ به جلو آورند تا همه این قسمت‌ها پوشیده شود.[۶۷] در واقع، زنان موی سر خود را می‌پوشانده‌اند اما اینک آیه در مقام بیان حد پوشش، از لزوم پوشاندن گردن و سینه سخن گفته ولی از پوشاندن چهره سخنی به میان نیاورده است.[۶۸]
  2. در بسیاری از احادیثِ امامان یا پرسش‌هایی که از آنان شده، حکم نگاه کردن به موی برخی زنان مطرح شده، [۶۹] اما از حکم چهره که مورد ابتلا بوده و پرسش از آن تناسب بیشتری داشته است ـ جز در مورد قصد ازدواج، که خصوصیت دارد[۷۰] ـ پرسش نشده و سخنی به میان نیامده است. این امر بیانگر آن است که استثنای چهره از لزوم ستر یا حرمت نظر به آن، قطعی تلقی می‌شده است.[۷۱]
  3. پوشاندن صورت و دست‌ها که به حسب طبیعت بشر در همه حالات ظاهر هستند، موجب عسر و حرج و لطمه شدید به فعالیت عادی زندگی است.[۷۲] در عین حال، در منابع حدیثی و فقهی توضیح داده شده است که واجب نبودن پوشش صورت و دست‌ها به معنای جایز نبودن پوشاندن آنها نیست و اساساً پوشیده‌تر بودن زنان کاری نیکو و رعایت حریم میان زن و مرد غیرمحرم، تا حد امکان، مطلوب است، [۷۳] ضمن آنکه این توصیه‌های اخلاقی، که غایت آنها مراقبت از سلامت زندگی اجتماعی و پیشگیری از زمینه‌های بروز بی‌بند و باری است، نباید با احکام فقهی الزامی خلط شوند.[۷۴]

دیدگاه دوم

در برابر، برخی فقهای امامی و اهل سنّت پوشانیدن همه بدن، حتی چهره و دست٬ها، را برای زنان واجب دانسته‌اند.[۷۵] در مقام استدلال، از جمله به ادله عام وجوب ستر، یا حرمت نظر که با وجوب ستر ملازمه دارد، استناد شده است، با این توضیح که اطلاق آیه ۳۰ سوره نور که نگاه نکردن به زنان غیرمحرم را بر مردان لازم شمرده است، صورت و دست‌ها را نیز دربرمی‌گیرد.[۷۶] همچنین به روایاتی که دلالت بر منع از نگاه کردن به زن غیرمحرم، به صورت مطلق، دارد و چند روایت دیگر که دلالت التزامی آنها وجوب پوشیده بودن تمام بدن زن است، نیز استدلال شده است.[۷۷] در پاسخ به این استدلال گفته‌اند که روایات ذکر شده، به ویژه با توجه به سیاق آنها و واژه عورت که در آنها به کار رفته است، در مقام بیان حکمِ شرعی وجوبِ ستر نیست، بلکه توصیه‌هایی اخلاقی و ناظر بر ترجیح و مطلوبیت پوشیده بودن زنان است.[۷۸]

دلایل دیگر مورد استناد برای شمول حجاب بانوان بر صورت و دست‌ها عبارت‌اند از:

  1. احادیثی[۷۹] که مراد از «الّا ما ظهر» در آیه ۳۱ سوره نور را لباس دانسته‌اند.[۸۰]
  2. سیره متشرعه -که با احراز شرایطی، به عنوان دلیل فقهی پذیرفته می‌شود[۸۱] - پوشیده بودن صورت زنان بوده است.[۸۲] به نظر برخی فقها، بین استثنا دانستن صورت و دست‌ها از حکم وجوب ستر با جواز نگاه کردن به آنها ملازمه‌ای وجود ندارد.[۸۳]

انعطاف در وجوب حجاب

توجه به احکام گوناگون مربوط به پوشش و حجاب زنان در منابع فقهی نشان می‌دهد که این دستورِ الزامی دارای مراتب گوناگونی است و از جمله به دنبال محیطی که زن در آن قرار می‌گیرد، نوعی انعطاف دربردارد. مثلا فقها به استناد آیه ۶۰ سوره نور، پوشش لازم برای زنان سالخورده را که زمینه ازدواج ندارند سهل‌تر از حجاب متعارف دانسته‌اند. همچنین، به استناد آیه ۳۱ نور، پوشش زن در برابر مردانی که به نقص جنسی و عقلی دچارند[۸۴] بسیار کمتر از حجاب ضروری در برابر مردان عادی است.[۸۵]

از سوی دیگر، برخی فقها( شیخ طوسی در یکی از فتواهایش) به استناد عبارت «او نِسائِهِنَّ» در همین آیه، [۸۶] آشکارساختن زینت بانوان مسلمان را در برابر زنان غیرهمکیش جایز ندانسته‌اند تا از توصیف احتمالی ویژگی‌های زنان مسلمان برای مردان پیشگیری شود.[۸۷]

همچنین مقدار واجب پوشش زنان در برابر مردان محرم (غیر از همسر) و نیز زنان، بسیار کم است و به نظر مشهور فقهی، شامل سر و گردن و سینه نمی‌شود.[۸۸]

فلسفه حجاب

با تأمل در حکمت تشریعِ حکم حجاب ـ که به تصریح آیات قرآن و احادیث، [۸۹] ایجاد امنیت روانی و حفظ سلامت اخلاقی جامعه و ارزش گذاری عفاف و حیاست ـ گوناگونی مراتب احکام حجاب به خوبی قابل تحلیل است. تأکید قرآن و احادیث و متون فقهی بر اکتساب و تقویت ملکه عفت و تقوا، ضرورت رعایت حیا و عفاف در مناسبات زن و مرد غیرمحرم، و حرمت برخی امور (همچون قرارگرفتن زن و مرد غیرمحرم در یک محیط بدون امکان ورود شخص دیگر، نهی شدید از چشم‌چرانی مردان، وجوب ستر برای زن در برابر غیرمحرم و پرهیز او از هرگونه رفتار تحریک آمیز در محیط جامعه از قبیل تبرّج یا سخن گفتن مهیج) بیانگر ارتباط وثیق عفاف و حیا با حجاب است.[۹۰] به باور مطهری دقیق ترین سخن درباره ریشه اخلاق جنسی زن از قبیل حیا و عفاف و تمایل به ستر و پوشش خود از مرد، این است که حیا و عفاف و ستر و پوشش تدبیری است که خود زن با یک نوع الهام برای گرانبهاکردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است. زن، با هوش فطری و با یک حس مخصوص به خود دریافته است که از لحاظ جسمی نمیتواند با مرد برابری کند و اگر بخواهد در میدان زندگی با مرد پنجه نرم کند از عهده زور بازوی مرد برنمی آید، و از طرف دیگر نقطه ضعف مرد را در همان نیازی یافته است که خلقت در وجود مرد نهاده است که او را مظهر عشق و طلب و زن را مظهر معشوقیت و مطلوبیت قرار داده است. [۹۱]

حجاب مردان

بر این اساس، برای حفظ و استقرار حجاب به عنوان هنجاری ایمانی ـ اجتماعی در همه مناسبات اجتماعی، علاوه بر زنان، مردان نیز به موجب فقه اسلامی مکلف‌اند که در ارتباطات خود با افراد جامعه -خواه زنان غیرمحرم، خواه محارم و خواه همجنسان- مراتبی از ستر و عفاف را رعایت کنند. هرچند ستر واجب برای مردان بسیار کمتر از زنان است، [۹۲] برخی فقهای شیعه و اهل سنّت[۹۳] پوشاندن مواضعی از بدن را که به طور معمول پوشانده می‌شود، در برابر غیرمحرم بر مردان لازم شمرده‌اند.

همچنین به نظر برخی فقهای شیعه، هرگاه بدن مرد در معرض نگاه آمیخته با تلذد باشد، مانند مردانی که به ورزش یا عزاداری می‌پردازند، پوشاندن بدن بر او واجب است، زیرا از مصادیق «معاونت بر اثم» (همیاری در گناه) شمرده می‌شود.[۹۴]

به اقتضای حکمت مذکور برای حکم حجاب، پوشش زن فقط در برابر مردان لازم نیست، بلکه، به استناد آیه ۳۱ سوره نور، به نظر برخی فقها وی در برابر پسر نابالغ ممیز هم باید این تکلیف را مراعات کند.[۹۵]

تاسیسی و ضروری بودن حکم حجاب

از نکات مورد تأکید فقها تأسیسی بودن حکم حجاب در اسلام است[۹۶] و دیگر اینکه اصل حجاب از احکام ضروری اسلام است؛ [۹۷] ازاین رو، فقها حتی در وضعی که زندگی زناشویی زن به سبب رعایت حجاب به مخاطره افتد، برداشتن حجاب را به انگیزه رفع مخاطره، جایز ندانسته‌اند.[۹۸] در عین حال، در موارد اضطرار (مانند بیماری) رفع حجاب به مقدار ضرورت تجویز شده است.[۹۹]

فتاوای فقها حاکی از آن است که فعالیت‌ها و مراودات اجتماعی زنان را به هیچ روی منافی با حجاب نمی‌دانند و از جمله بر جواز اشتغال و تحصیل بانوان، مشروط بر رعایت حجاب، فتوا می‌دهند.[۱۰۰]

شکل حجاب در فرهنگ‌های مختلف

در فقه اسلامی شکل خاصی از پوشش برای زن تعیین نشده و فقط بر پوشیده بودن بدن، جز موارد استثنا، تصریح شده است، [۱۰۱] حتی برخی فقها پوشش حجم بدن را بنفسه لازم ندانسته‌اند.[۱۰۲] البته آنان پوشیدن لباس‌های نازک و بدن‌نما و تحریک‌آمیز را نپذیرفته‌اند و درباره استفاده از لباس‌های رنگارنگ و تزیین شده ملاحظاتی دارند.[۱۰۳]

شکل حجاب و چگونگی انطباق آن با معیارهای پوشش اسلامی با توجه به عواملی چون فرهنگ و آداب و باورها و عرف و شرایط اقلیمی و گاه محدودیتهای اجتماعی هر سرزمین، تفاوت می‌کرده است. مثلاً رایج‌ترین نوع پوشش اسلامی در ایران، چادر بوده که در مقاطع گوناگون تاریخی و اوضاع جغرافیایی، متنوع بوده است، اما زنان مسلمانِ پایبند به حجاب در بسیاری از کشورهای اسلامی، دست کم در دهه‌های اخیر، به ندرت از چادر استفاده کرده‌اند. در کشورهای عربی خاور میانه، عَبایه و در مغرب، جلّاب رایج بوده و همچنان رایج است. زنان مسلمان مقیم کشورهای غیراسلامی ـ که‌گاه محدودیت‌هایی برای رعایت حجابشان اعمال می‌شود ـ نیز کوشیده‌اند پوشش مناسب از نظر محیطی و مقبول از نظر شرعی را طراحی و درباره مطابقت آن با موازین فقهی، استفتا کنند.[۱۰۴]

تکلیف حکومت‌های اسلامی در برابر حجاب

اگرچه حجاب، دستوری قرآنی و تکلیفی دینی است که مخاطبان آن اصالتاً مکلّفان هستند، اما ماهیت این حکم، اجتماعی است و ازاین رو رعایت یا عدم رعایت آن بروز و ظهور اجتماعی می‌یابد. از سوی دیگر، اقتضای اطلاقات دلایل احکام فردی و اجتماعی دین آن است که تمام مقررات دینی در جامعه اجرا شود و شارع به رعایت نشدن احکام دین راضی نیست. از لوازم این موضوع آن است که حکومت‌ها در یک جامعه اسلامی در برابر جهت‌گیری اخلاقی مردم و اجرای احکام شریعت در زندگی اجتماعی مسئولیت دارند و باید به حفظ شؤون اجتماع ملتزم باشند و به آموزه‌های دینی احترام گذارند.[۱۰۵]

دولت اسلامی همان گونه که نمی‌تواند اجازه شرب خمر علنی را، حتی به پیروان ادیان دیگر بدهد، نمی‌تواند با رعایت نشدن حجاب در جامعه نیز موافقت کند، زیرا حجاب، فراتر از ادای تکلیف توسط مؤمنان، هنجاری لازم الاجرا در جامعه دینی است.

برخی مخالفان دخالت حکومت در این زمینه بر آن‌اند که پیشگیری از بی‌حجابی سابقه فقهی و تاریخی ندارد و سیره معصومان، به ویژه پیامبر(ص) و امام علی(ع) که حکومت تشکیل داده بودند، الزام حکومتی حجاب نبوده است و آنان به تذکر و ارشاد بسنده می‌کرده و هیچ‌گاه برای بی‌حجابی حکم کیفری صادر نکرده‌اند.[۱۰۶] در پاسخ این ادعا گفته‌اند که اصولاً تا قبل از دوره جدید، حجاب زنان امری متداول و شایع در دنیای متمدن بوده است. حکومت‌های مسلمان در گذشته با این مسئله به شکل کلان روبه‌رو نبودند و تنها در سده اخیر، و به تَبَع تغییر وضع در دنیای غرب، حرکت‌های گوناگونی برای رفع حجاب در کشورهای اسلامی سازمان‌دهی شد.

کشف حجاب و نگارش آثاری در ایران

مطرح شدن موضوع کشفِ حجاب در ایران ـ که زمزمه آن هم زمان بانفوذ و رواج افکار تجددگرایانه از سال‌های نخست پیروزی مشروطه آغاز شد و حدود ۲۵ سال بعد، در ۱۳۱۴ش، به دستور رضا شاه پهلوی اجبار و اجرا گردید ـ سبب نگارش آثار مستقل متعددی در واکنش به این اقدام و اثبات قطعی بودن حکم حجاب در اسلام شد.[۱۰۷]

نگارش رساله‌هایی به نام حجابیه، ظاهراً از ۱۳۲۹ق.با رسالة فی وجوب الحجاب و حرمةالشراب، اثر محمد صادق ارومی فخرالاسلام [۱۰۸] (عالم مسیحی نومسلمان و نویسنده اَنیسُ الاَعْلام)، آغاز گردید، ولی بیشتر رساله‌های حجابیه در سال‌های ۱۳۰۶ و ۱۳۰۷ش نوشته شدند. پس از سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ و لغو قانون کشف حجاب اجباری در ۱۳۲۲ش، نیز کتاب‌ها و مقاله‌های زیادی در این باره انتشار یافت.[۱۰۹] تعدادی از این رساله‌ها به کوشش رسول جعفریان با عنوان رسائل حجابیه در ۱۳۸۰ش به چاپ رسیده است.

ساختار موضوعی و محتوای رساله‌های حجابیه عموماً چنین است:

  1. تاریخ حجاب در ادیان دیگر و سابقه دار بودن آن نزد اقوام و ادیان گوناگون؛
  2. بررسی آیات و احادیث راجع به حجاب و آرای فقها درباره حد آن؛
  3. فلسفه حجاب؛
  4. اهمیت تعلیم و تربیت بانوان و تعارض نداشتن حجاب با آن؛
  5. بیان اهداف طرفداران کشف حجاب،
  6. گزارش انتقادهای آنان و پاسخ به آنها؛
  7. بررسی آثار منفی رفع حجاب، مانند رواج بی‌عفتی، کاهش ازدواج و افزایش طلاق.

رویکرد مباحث در مقالات و کتاب‌های نگاشته شده بر ضد حجاب نیز بدین گونه است:

  1. تحریف مسائل مطرح شده در ذیل آیات مربوط به حکم پوشش،
  2. منافات داشتن حجاب با شیوه زندگی جدید،
  3. ضرورت آزادی زن،
  4. ناسازگاری حجاب با مشارکت زن در فرایند تعلیم و تربیت و فعالیت‌های اجتماعی،
  5. فاقد اصالت دینی بودن حجاب به سبب وارد شدن آن از دیگر فرهنگها به فرهنگ مسلمانان،
  6. انکار ارتباط حجاب با عفت و تأکید بر تأثیر منفی حجاب در برانگیختن احساسات غیراخلاقی جنسی.

گفتنی است که در سال‌های آخر دهه ۱۳۴۰ش، کتابِ مسئله حجاب مرتضی مطهری از آثار مهم و تأثیر گذار در دفاع از حکم حجاب بود و به سبب ویژگی‌های انحصاری آن با اقبال بسیار روبه رو شد.

پس از پیروزی انقلاب (۱۳۵۷ش) نیز، باتوجه به برجسته‌تر شدن جایگاه و اهمیت حجاب در جامعه‌ای که بر پایه آموزه‌های دینی انقلاب کرده بود، مقالات و آثار بسیاری در این باره به چاپ رسید.[۱۱۰]

انقلاب اسلامی ایران و مسئله حجاب

پس از سقوط رضاشاه در ایران، با مقاومت علما و متدینان، امکان حضور زنان در جامعه با رعایت حجاب شرعی، فراهم گشت. بر پایه گزارش‌ها، در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی، استفاده از پوشش اسلامی در ایران رشد محسوسی یافت.[۱۱۱] در آغاز روند انقلاب اسلامی ایران و در راه پیمایی‌ها، حجاب نمادی اساسی برای مخالفان حکومت بود و نوعی ابراز نارضایتی و مخالفت با الگوهای تحمیل شده بر زنان در دوران پهلوی به شمار می‌رفت.[۱۱۲]

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی بارها درباره حجاب و اهمیت آن سخن گفت که برخی از آنها پاسخ به پرسش درباره شیوه اجرای حکم حجاب در ایران بود.[۱۱۳] در اسفند ۱۳۵۸ش، نیز بحث الزامی شدن رعایت حجاب از سوی بانوان در جمهوری اسلامی ایران مطرح شد و بر پایه این دیدگاه فقهی که مخالفت عملی با حکم حجاب می‌تواند مشمول کیفر تعزیر باشد، [۱۱۴] در تبصره مادّه ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی[۱۱۵] برای آن ضمانت اجرایی کیفری مقرر شد.[۱۱۶]

در تقویم ایران، بیست و یکم تیر ماه سالروز قیام مردم مشهد علیه کشف حجاب، به عنوان روز عفاف و حجاب نامگذاری شده است.[۱۱۷]

حجاب در عصر حاضر

به رغم همه مخالفت‌ها، برای بسیاری از زنان مسلمان، حجاب نماد مقاومت زنان در برابر فرهنگ تحمیل شده به جهان اسلام به شمار می‌رود و اکنون در بین زنان مسلمان، به خصوص مسلمانان ساکن در کشورهای غربی، حجاب نماد دین داری، اسلام گرایی، سازگاری آموزه‌های اسلامی با دنیای مدرن و نفی فرهنگ غرب است.[۱۱۸] اینک باتوجه به اقامت حدود ۴۵۰ میلیون مسلمان در ۱۵۰ کشور غیرعضو سازمان کنفرانس اسلامی، موضوعِ ممنوعیت حجاب اسلامی از دیدگاه حقوق بین الملل، باتوجه به اصول حاکم بر حقوق اقلیت‌ها، مورد بحث و گفتگوست.[۱۱۹]

همچنین رویکرد کلی جهان اسلام در فرایند جهانی شدن، یافتن ساز و کاری مناسب برای حفظ هویت فرهنگی مسلمانان است و در این میان بحث از حجاب و پوشش زنان جایگاه ویژه‌ای دارد.

احکام حجاب

احکام مشترک

بر هر مکلّفی -جز زن و شوهر و نیز کنیز و مولا نسبت به یکدیگر- پوشاندن عورت از دیگران حتّی محارم بلکه دیوانه و کودک ممیز (برخوردار از قدرت تمییز و تشخیص زشتی و زیبایی) واجب است.[۱۲۰]

در وجوب ستر عورت از ممیزی که هنوز غریزه شهوت و میل جنسی در او به هیجان نیامده اختلاف است.[۱۲۱]

مراد از عورت بنابر نظر مشهور -بلکه ادّعای اجماع شده- در مرد عبارت است از آلت تناسلی، بیضه‌ها و حلقه دُبُر (مقعد) و در زن، قُبُل (شرمگاه) و دُبُر (مقعد). برخی عورت را -اعم از مرد و زن- به فاصله میان ناف و زانو تعریف کرده و پوشاندن آن مقدار را واجب دانسته‌اند؛ [۱۲۲] لیکن بنابر نظر مشهور، پوشاندن مابین ناف و زانو مستحب است.[۱۲۳]

مقدار واجب در پوشش عورت، ستر خود عورت است نه حجم آن؛ البتّه نباید ساتر به قدری نازک باشد که شبح و نمای عورت از روی آن پیدا باشد.[۱۲۴] در جنس ساتر، نوع خاصّی شرط نیست؛ بلکه پوشش با هر چیزی تحقّق پیدا کند حتّی با دست کفایت می‌کند.[۱۲۵]

احکام اختصاصی زن

احکام پوشش مربوط به زن یا ناظر به وظیفه وی در ارتباط با نامحرم است و یا ناظر به وظیفه او در ارتباط با عبادات.

در ارتباط با نامحرم

بر زن واجب است تمامی بدن خود ـ جز صورت و دست از سر انگشتان تا مچ و نیز پا از سر انگشتان تا مچ ـ را از نامحرم بپوشاند. در وجوب پوشاندن صورت و دست‌ها از سر انگشت تا مچ و نیز قدم‌ها اختلاف است.


به نصّ قرآن کریم[۱۲۶] بر زن واجب نیست خود را از مردان «‌غیر اولی الإرْبَه‌» بپوشاند. در مراد از «‌غیر اولی الإرْبَه‌» اختلاف است. علامه طباطبایی آن را مردان مجنون و دارای سرپرستی دانسته است که شهوتی نداشته باشند.[۱۲۷] برخی نیز آن را به پیرمردانی تفسیر کرده‌اند که بر اثر پیری زیاد رغبتی به زناشویی ندارند.[۱۲۸]یا مردان سفیهی که تمایلی به زن ندارند. [۱۲۹][یادداشت ۱]

پوشاندن موی اصلی از نامحرم واجب است؛ اما در وجوب ستر موی مصنوعی، موی بند و زیور آلات متّصل به مو ـ با پوشیده بودن موی اصلی ـ اختلاف است.[۱۳۰] پیرزنانی که بر اثر پیری امیدی به ازدواج ندارند به نصّ قرآن کریم از حکم یادشده مُستثنا هستند و نمایاندن آن مقدار از مو که نپوشاندن آن برای پیرزنان، متعارف می‌باشد ـ مانند بعض مو و ذراع(دست تا آرنج) ـ برای آنان جایز است، مشروط بر آنکه از این کار قصد نشان دادن زینت نداشته باشند؛ هرچند پوشاندن آن مقدار نیز برای آنان افضل است.[۱۳۱]

در ارتباط با عبادات

نماز: واجب است زن بالغ آزاد تمام بدن خود را در نماز بپوشاند خواه بیننده‌ای باشد یا نباشد؛ لیکن پوشاندن صورت، دست از سر انگشتان تا مچ و بنابر مشهور قدم (از سر انگشتان پا تا مچ) لازم نیست. البتّه بنابر قول وجوب پوشیدن آنها از نامحرم، در صورت وجود بیننده نامحرم، پوشیدن آنها نیز واجب خواهد بود.[۱۳۲] برخی نسبت به وجوب ستر مقدار اضافی موها که بر صورت یا پشت افشانده شده و نیز گردن، تأمّل و تردید کرده‌اند؛ [۱۳۳] بلکه عدم وجوب ستر مقدار اضافی موها به ظاهر عبارات اکثر فقها نسبت داده شده است.[۱۳۴] از بعض قدما نیز قول به عدم وجوب پوشاندن سر نقل شده است.[۱۳۵] پوشاندن سر در نماز بر کنیز بالغ و دختر نابالغ واجب نیست.[۱۳۶]

حج: پوشاندن صورت با روبند یا غیر آن که متّصل به صورت باشد در حال احرام حرام است.[۱۳۷] در اینکه پوشاندن روی پا نیز حرام است یا نه، اختلاف می‌باشد.[۱۳۸]

احکام اختصاصی مرد

پوشاندن عورت در نماز واجب است، خواه بیننده ـ اعم از محرم و نامحرم ـ وجود داشته باشد یا نباشد.[۱۳۹] عریان نماز گزاردن در صورتی که عورت پوشیده باشد جایز است، هرچند کراهت دارد.[۱۴۰]

پوشاندن سر[۱۴۱] و نیز ـ بنابر مشهور ـ روی پا[۱۴۲] در حال احرام، حرام است.

ویژگی‌های پوشش در نماز

پوشش در نماز از جهاتی با غیر نماز تفاوت دارد، از جمله:

  1. پوشش در نماز واجب است؛ هرچند بیننده‌ای نباشد ولی در غیر نماز تنها با وجود بیننده نامحرم واجب خواهد بود.
  2. پوشش در غیر نماز با هر ساترِ مانع از نگاه دیگران تحقّق می‌یابد؛ لیکن در نماز ـ در غیر حال ضرورت ـ باید از نوع لباس باشد. در کفایت پوشش به گیاهان و برگ درختان در غیر حال ضرورت و نیز در اینکه پوشش به مثل گِل در حال اختیار کافی است یا تنها در حال ضرورت؛ و یا حتّی در حال ضرورت نیز کفایت نمی‌کند ـ و در نتیجه چنین کسی فاقد ساتر محسوب می‌شود ـ اختلاف است.[۱۴۳]

آداب پوشیدن

آغاز کردن از طرف راست بدن در پوشیدن لباس؛ و خواندن دعاهای وارد شده هنگام پوشیدن لباس نو مستحب است. نشسته پوشیدن شلوار مستحب و ایستاده پوشیدن آن و نیز کفش مکروه است.[۱۴۴]

پوشش به لحاظ جنس یا صفت پوشیدنی دارای احکامی است که در برخی از آنها زن با مرد تفاوت دارد. برخی احکام نیز اختصاص به پاره‌ای احوال، همچون نماز و احرام دارد.

  1. واجبات:از واجبات احرام پوشیدن دو جامه احرام برای مرد است.[۱۴۵]
  2. مستحبات: پوشیدن لباس نظیف، سفید و از جنس پنبه یا کتان، مستحب است.[۱۴۶]
  3. محرّمات: پوشیدن لباس ابریشم خالص یا لباسی که آستر آن ابریشم خالص باشد.[۱۴۷] و نیز لباس زرباف، بر مرد حرام و نماز خواندن با آن باطل است.[۱۴۸] در حرمت یا کراهت پوشیدن لباس شهرت و بنابر قول به حرمت، در بطلان نماز با آن، اختلاف است.[۱۴۹]
    1. پوشیدن لباس اختصاصی زن بر مرد و مرد بر زن در صورتی که عنوان تشبّه(شبیه شدن مرد به زن و بالعکس) بر آن صادق باشد حرام است؛ اما باطل شدن نماز با آن اختلافی است.[۱۵۰]
    2. پوشیدن لباس دوخته بر مرد[۱۵۱] و قُفّازین (نوعی دستکش/ دست موزه) بر زن[۱۵۲] در حال احرام حرام است. پوشیدن لباس زینتی برای زن در حال عدّه وفات حرام است.[۱۵۳]
  4. مکروهات: پوشیدن لباس سیاه، لباس شهرت ـ بنابر قول به عدم حرمت آن ـ لباس کفّار و دشمنان دین، و نیز در نماز پوشیدن لباس نازک و بدن نما، چرکین و لباسی که دارای نقش موجود دارای روح همچون حیوان و انسان است مکروه می‌باشد.[۱۵۴]

پانویس

  1. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۴۰۲؛ پاکتچی، «حجاب»، ص۱۲۱.
  2. جوهری، الصحاح، ۱۳۷۶ق، ذیل واژه «حجب»؛ ابن منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ذیل واژه «حجب»
  3. سعیدی، «حجاب»، ص۶۰۳.
  4. طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۵۳ش، ج۱۶، ص۳۳۷.
  5. سعیدی، «حجاب»، ص۶۰۳.
  6. مطهری، مسئله حجاب، ۱۳۸۶ش، ص۷۳؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۴۰۲.
  7. مطهری، مسئله حجاب، ۱۳۸۶ش، ص۷۳؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۴۰۲.
  8. مطهری، مسئله حجاب، ۱۳۸۶ش، ص۱۵.
  9. مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۵۳.
  10. پاکتچی، «حجاب»، ص۱۲۱.
  11. مؤسسه دایرة المعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۲۸۲.
  12. برای نمونه نگاه کنید به طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۱۶؛ سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۵، ص۲۲۸.
  13. کاشف الغطاء، انوار الفقاهة (کتاب الصلاة)، ۱۴۲۲ق، ص۶۰.
  14. برای نمونه نگاه کنید به طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۱۶؛ سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۵، ص۲۲۸؛ مرعشی نجفی، منهاج المؤمنین، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۴۳.
  15. برای نمونه نگاه کنید به حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۸۹ق، ج۵، ص۲۴۰.
  16. مطهری، مسئله حجاب، ۱۳۸۶ش، ص۱۹.
  17. Baskin، «Head, Covering of the»، encyclopedia.com
  18. پاکتچی، «حجاب»، ص۱۲۲.
  19. دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه احمد آرام و دیگران، ۱۳۳۷ش، ج۱، ص۴۳۵.
  20. برای نمونه نگاه کنید به ملک‌زاده، «نقوش زن در هنر هخامنشی»، ص۹۷.
  21. L. Schreiber، Hide and Seek: Jewish Women and Hair Covering،
  22. دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه احمد آرام و دیگران، ۱۳۳۷ش، ج۴، ص۴۶۴.
  23. Baskin، «Head, Covering of the»، encyclopedia.com
  24. برای نمونه نگاه کنید به عهد جدید، رساله اول پولس به قرنتیان، باب ۱۱، آیات ۱-۱۷.
  25. پاکتچی، «حجاب»،
  26. پاکتچی، «حجاب»،
  27. ترکاشوند، حجاب شرعی در عصر پیامبر، ۱۳۸۹ش، ص۸-۹.
  28. پاکتچی، «حجاب»،
  29. برای نمونه نگاه کنید به دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه احمد آرام و دیگران، ۱۳۳۷ش، ج۴، ص۱۷۱؛ لعل نهرو، نگاهی به تاریخ جهان، ترجمه محمود تفضلی، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۳۰۰.
  30. مطهری، مسئله حجاب، ۱۳۸۶ش، ص۲۵.
  31. حکیم، مستمسک العروة الوثفی، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۱۸۵؛ سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۵، ص۲۲۸.
  32. طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۱۶؛ حکیم، مستمسک العروة الوثفی، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۱۸۵.
  33. طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۱۸.
  34. حکیم، مستمسک العروة الوثفی، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۲۳۹.
  35. علامه حلی، مختلف الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۹۸؛ طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۱۷.
  36. برای نمونه نگاه کنید به سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۵، ص۲۲۹؛ حکیم، مستمسک العروة الوثفی، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۲۳۹.
  37. مؤسسه دایرة المعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۲۸۳.
  38. علامه حلی، مختلف الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۹۸؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۹، ص۷۵؛ طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۱۷؛ خویی، موسوعة الامام الخوئی، مؤسسة الخوئی الإسلامیة، ج۳۲، ص۴۲.
  39. فاضل مقداد، کنز العرفان، ۱۳۸۴ق، ج۲، ص۲۲۲.
  40. سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۵، ص۲۳۰-۲۳۸.
  41. وشنوی قمی، الحجاب فی الاسلام، ۱۳۷۹ق، ص۱-۲؛ رجایی، المسائل الفقهیة، ۱۴۲۱ق، ص۱۳.
  42. مرعشی نجفی، منهاج المؤمنین، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۴۳.
  43. طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۱۷.
  44. محقق حلی، المعتبر، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۰۱؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۲۵۰.
  45. طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۳۱۸؛ مرعشی نجفی، منهاج المؤمنین، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۴۳.
  46. محقق حلی، المعتبر، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۰۱؛ طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۳۱۸؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۲۵۰.
  47. برای نمونه نگاه کنید به موسوی عاملی، مدارک الاحکام، ج۳، ۱۸۹؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۲۵۵.
  48. ابن‌جنید، مجموعه فتاوی ابن‌جنید، ۱۴۱۶ق، ص۵۱.
  49. محقق اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان، ج۲، ص۱۰۵.
  50. شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۸۷؛ محقق حلی، المعتبر، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۰۱؛ شهید اول، الالفیة و النفلیة، ۱۴۰۸ق، ص۵۰.
  51. طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۳۱۹.
  52. طباطبائی یزدی، ج۲، ص۳۱۶ـ۳۱۹؛ جوادی آملی، کتاب الصلاة، ۱۴۰۵ق، ص۱۶۵ـ۱۶۶؛ جزیری، ج۱، ص۱۸۸ـ۱۹۲.
  53. کاظمی خراسانی، ج۱، ص۳۸۳؛ جوادی آملی، کتاب الصلاة، ۱۴۰۵ق، ص۱۰۶.
  54. ر.ک: جوادی آملی، کتاب الصلاة، ۱۴۰۵ق، ص۲۳، ۴۵؛ مؤمن قمی، ص۳۳۴، پانویس ۲.
  55. ر.ک: ابن کثیر، ذیل نور: ۶۰؛ شمس الدین، کتاب ۱، ص۶۶؛ جوادی آملی، کتاب الصلاة، ۱۴۰۵ق، ص۱۳۰ـ۱۳۶؛ کلانتری، ص۸۱ـ۸۷.
  56. از جمله ر.ک: کلینی، ج۵، ص۵۲۲؛ بیهقی، السنن الکبری، دار الفکر، ج۷، ص۹۳ـ۹۴.
  57. ر.ک: قرطبی، ذیل آیه؛ نجفی، ج۲۹، ص۸۵ـ۸۶.
  58. ر.ک: مطهری، ص۸۸، ۱۴۴ـ۱۴۵.
  59. طباطبایی، المیزان، منشورات اسماعيليان، ج۱۵، ص۱۶۴.
  60. ر.ک: طباطبائی یزدی، ج۵، ص۴۹۴ـ۴۹۵؛ جزیری، ج۱، ص۱۹۱ـ۱۹۲؛ زحیلی، ج۷، ص۳۳۶.
  61. برای آرای فقهای امامی ر.ک: طوسی، ج۴، ص۱۶۰؛ بحرانی، ج۲۳، ص۵۵ـ۵۶؛ نراقی، ج۱۶، ص۴۶؛ برای آرای فقهای اهل سنّت ر.ک: ابن حزم، ج۱۰، ص۳۲؛ شمس الائمه سرخسی، ج۱۰، ص۱۵۲ـ ۱۵۴؛ ابن قدامه، ج۷، ص۴۶۰؛ ابوالبرکات، ج۱، ص۲۱۴؛ جزیری، ج۱، ص۱۹۲.
  62. ر.ک: قرطبی؛ سیوطی، ذیل نور: ۳۱؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۴۰۴ق، ج۲۰، ص۲۰۰ـ۲۰۲؛ نوری، ج۱۴، ص۲۷۵ـ۲۷۶.
  63. ر.ک: جصاص، ج۳، ص۳۱۵ـ۳۱۶؛ طبرسی؛ محمدحسین طباطبائی، ذیل آیه؛ مقدس اردبیلی، ص۵۴۵.
  64. ر.ک: سیوطی، همانجا؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۵۲۲ـ ۵۲۳، ج۲۰، ص۲۰۱ـ۲۰۲، ۲۱۵ـ۲۱۶.
  65. ر.ک: شمس الائمه سرخسی؛ ابن قدامه، همانجاها؛ نجفی، ج۲۹، ص۷۵ـ۷۷؛ درباره حکم نگاه کردن به قدمین ر.ک: ابن قدامه، ج۷، ص۴۵۴؛ علی طباطبائی، ج۱۰، ص۶۸ـ۶۹.
  66. طبرسی، ذیل آیه؛ ابن منظور، ذیل «‌خمر‌» .
  67. ر.ک: طبری؛ طبرسی؛ قرطبی؛ محمدحسین طباطبائی، ذیل آیه.
  68. ر.ک: ابن حزم، ج۳، ص۲۱۶؛ حکیم، ج۵، ص۲۴۳، ج۱۴، ص۲۸.
  69. ر.ک: حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۴۰۴ق، ج۲۰، ص۱۹۹، ۲۰۵ـ۲۰۶، ۲۲۳ـ۲۲۵، ۲۲۹.
  70. ر.ک: انصاری، ص۳۸ـ ۴۳؛ خویی، المبانی فی شرح العروة الوثقی: النکاح، ۱۴۲۶ق، ج۳۲، ص۲۱ـ ۲۲.
  71. ر.ک: علی طباطبائی، ج۱۰، ص۶۹ـ ۷۰؛ نراقی، ج۱۶، ص۴۹.
  72. ابن قدامه، ج۱، ص۶۳۷؛ نجفی، ج۲۹، ص۷۷؛ نیز برای نقد این استدلال‌ها ر.ک: همان، ج۲۹، ص۷۸ـ۸۰.
  73. برای نمونه ر.ک: کلینی، ج۵، ص۵۳۵؛ هیثمی، ج۴، ص۲۵۵؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۴۰۴ق، ج۲۰، ص۶۵ـ۶۷.
  74. مطهری، ص۲۳۵ـ۲۳۹.
  75. ر.ک: بحرانی، ج۷، ص۷؛ حکیم، ج۱۴، ص۲۸؛ الموسوعة الفقهیة، ج۴۱، ص۱۳۴.
  76. ر.ک: نجفی، ج۲۹، ص۷۷؛ خویی، المبانی فی شرح العروة الوثقی: النکاح، ۱۴۲۶ق، ج۳۲، ص۴۱ـ۴۲؛ قس مؤمن قمی، همانجا.
  77. ر.ک: کلینی، همانجا؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۴۰۴ق، ج۲۰، ص۱۹۰ـ۱۹۵؛ نجفی، ج۲۹، ص۷۷؛ نیز ر.ک: خویی، المبانی فی شرح العروة الوثقی: النکاح، ۱۴۲۶ق، ج۳۲، ص۴۹.
  78. ر.ک: شمس الدین، ص۱۸۶ـ۱۹۰؛ شبیری زنجانی، درس خارج فقه، مورخ ۱۶/۹/۱۳۷۷ش، ۱/۱۲/۱۳۷۷ش.
  79. ر.ک: سیوطی، ذیل نور: ۳۱؛ نوری، ج۱۴، ص۲۷۵ـ۲۷۶.
  80. نجفی، ج۲۹، ص۷۸؛ مقدّم، أدلّة الحجاب، ۱۴۲۵ق، ص۲۸۳ـ۳۲۷: در این صفحات آرای قائلان به این نظر گردآوری شده است؛ برای این نظر که استثنای مذکور از مقوله استثنای منقطع است ر.ک: جوادی آملی، کتاب الصلاة، ۱۴۰۵ق، ص۴۱.
  81. ر.ک: مظفر، ج۲، ص۱۵۵ـ۱۵۷.
  82. نجفی، ج۲۹، ص۷۷؛ برای نقد آن ر.ک: شهیدثانی، ج۷، ص۴۷ـ۴۸؛ علی طباطبائی، ج۱۰، ص۷۱؛ برای تفصیل و نقد استدلال‌ها ر.ک: حکیم، ج۱۴، ص۲۸ـ۲۹؛ قرضاوی، ص۴۱ـ۵۵.
  83. برای تفصیل مطلب درباره حکم نگاه کردن ر.ک: نجفی، ج۲۹، ص۷۵ـ۸۱؛ خویی، المبانی فی شرح العروة الوثقی: النکاح، ۱۴۲۶ق، ج۳۲، ص۴۰ـ۵۱.
  84. التّابِعینَ غَیرِ اُولی الاِرْبَةِ مِنَ الرِّجال، برای توضیح این تعبیر در احادیث ر.ک: ابن قدامه، ج۷، ص۴۶۲ـ۴۶۳؛ محمدباقر مجلسی، ج۱۰۱، ص۳۳ـ۳۵.
  85. ر.ک: ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۲ق، ذیل آیه؛ خویی، المبانی فی شرح العروة الوثقی: النکاح، ۱۴۲۶ق، ج۳۲، ص۷۵ـ۷۸.
  86. که مراد از آن را زنانِ مسلمانِ غیربرده می‌دانند.
  87. ر.ک: ابن قدامه، المغنی، ج۷، ص۴۶۴؛ نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۹، ص۷۱ـ۷۲.
  88. جزیری، همانجا؛ خویی، المبانی فی شرح العروة الوثقی: النکاح، ۱۴۲۶ق، ج۳۲، ص۵۱ـ۵۵.
  89. ر.ک: احزاب: ۳۳، ۵۳، ۵۹؛ نور: ۶۰؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۴۰۴ق، ج۲۰، ص۱۹۳ـ۱۹۴، ۲۳۵ـ۲۳۶.
  90. ر.ک: احزاب: ۳۲ـ۳۳؛ نور: ۳۰ـ۳۱؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۴۰۴ق، ج۲۰، ص۱۸۵ـ۱۸۶، ۱۹۰ـ۱۹۵، ۲۰۷ـ۲۰۹، ۲۱۱ـ ۲۱۲؛ محمدباقر مجلسی، ج۶۸، ص۲۶۸ـ۲۷۲؛ طباطبائی یزدی، ج۵، ص۴۹۰؛ زحیلی، ج۷، ص۳۳۶ـ۳۳۷.
  91. https://lib.eshia.ir/11051/19/421 مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۰ش، ج۱۹، ص۴۲۱؛
  92. طباطبائی یزدی، ج۵، ص۴۹۵؛ جزیری، همانجا.
  93. ر.ک: جزیری، همانجا؛ مکارم شیرازی، ج۲، ص۳۴۸.
  94. شبیری زنجانی؛ درس خارج فقه، مورخ ۱۵/۹/۱۳۷۷ش؛ قس خویی، المبانی فی شرح العروة الوثقی: النکاح، ۱۴۲۶ق، ج۳۲، ص۱۰۴ـ۱۰۵.
  95. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۹، ص۸۲؛ زحیلی، ج۷، ص۱۹.
  96. شبیری زنجانی، درس خارج فقه مورخ ۱۰/۹/۱۳۷۷ش.
  97. منتظری، ص۴۵۷؛ مکارم شیرازی، ج۲، ص۳۴۹؛ سیستانی، ص۴۱۴.
  98. ر.ک: ابوالقاسم خوئی، ج۲، ص۱۹۷، ۱۹۹؛ خوئی و تبریزی، ج۱، ص۵۰۵؛ گلپایگانی، ج۲، ص۱۸۷ـ۱۸۸.
  99. ابوالقاسم خوئی، ج۲، ص۱۹۷؛ مکارم شیرازی، ج۳، ص۲۵۶؛ خامنه‌ای، ج۲، ص۷۹.
  100. ر.ک: ابوالقاسم خوئی، ج۲، ص۲۰۴، ۲۰۶ـ ۲۰۸؛ منتظری، همانجا؛ خامنه‌ای، ج۲، ص۸۵.
  101. ر.ک: خوئی و تبریزی، ج۵، فتاوی تبریزی، ص۴۲۹؛ سیستانی، ص۴۸۶، ۵۴۲؛ مکارم شیرازی، ج۲، ص۳۴۹ـ۳۵۰، ج۳، ص۲۴۹.
  102. ر.ک: ابوالقاسم خوئی، ج۲، ص۱۹۶؛ شبیری زنجانی، درس خارج فقه، مورخ ۴/۱۱/۱۳۷۷ش.
  103. ر.ک: ابوالقاسم خوئی، ج۲، ص۲۱۱؛ خوئی و تبریزی، ج۲، ص۳۷۲؛ منتظری، همانجا.
  104. برای نمونه ر.ک: سیستانی، ص۵۴۲.
  105. ر.ک: سروش، ص۱۷۴ـ۱۷۵، ۴۹۹ـ۵۰۳، ۵۰۶ ـ۵۰۷.
  106. ر.ک: فقیه شیرازی، ص۲۷۱؛ نیز ر.ک: ابن حنبل، ج۱، ص۲۵۱؛ کلینی، ج۵، ص۵۳۷؛ بیهقی، السنن الکبری، دار الفکر، ج۲، ص۲۲۶.
  107. ر.ک: آقابزرگ طهرانی، ج۶، ص۲۵۴، پانویس؛ جعفریان، ۱۳۸۰ش الف، ص۲۹ـ۳۱، ۳۵.
  108. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۲۵، ص۳۲.
  109. جعفریان، ۱۳۸۰ش الف، ص۳۵ـ۳۶.
  110. برای کتاب شناسی حجاب ر.ک: جعفریان، ۱۳۸۰ش ب، ص۱۳۳۷ـ۱۳۴۸؛ نیز برای برخی آثار ر.ک: آقابزرگ طهرانی، ج۶، ص۲۵۴، ج۷، ص۵۷، ج۱۱، ص۹، ۶۳، ج۱۲، ص۹۰، ۱۵۴، ۱۶۴ـ۱۶۵، ۱۹۲، ج۱۵، ص۱۸۳، ۲۷۲، ج۱۷، ص۲۳۵.
  111. ر.ک: انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، کتاب ۱، ص۲۶۸، کتاب ۲، ص۱۲۶، ۱۲۹.
  112. حافظیان، ص۱۶۹ـ۱۷۸.
  113. برای نمونه ر.ک: امام خمینی، ج۲، ص۲۵۹، ج۹، ص۹۵ـ۹۶، ج۱۹، ص۱۲۱.
  114. برای نمونه ر.ک: گلپایگانی، ج۳، ص۲۱۰ـ۲۱۱.
  115. زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ۱۰ روز تا ۲ماه و یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای ن؂دی محکوم خواهند شد.
  116. برای این مادّه قانونی و نقد آن ر.ک: هاشمی، ص۱۵۲ـ۱۵۵.
  117. «به مناسبت بیست و یکم تیرماه سالروز قیام مردم مشهد علیه کشف حجاب»، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
  118. دایرةالمعارف زنان فرهنگهای اسلامی، ج۱، ص۳۰۱ـ ۳۰۲، ۴۴۰ـ۴۴۱، ج۲، ص۲۹۰، ج۳، ص۳۹۸ـ ۳۹۹، ج۴، ص۴۰.
  119. ر.ک: میرمحمدی، ص۵۰.
  120. مستمسک العروة، ج۲، ص۱۸۵ ـ ۱۸۶ و ۱۸۹.
  121. جواهر الکلام، ج۲۹، ص۸۲.
  122. مستمسک العروة، ج۲، ص۱۸۷.
  123. مستمسک العروة، الناشر دار إحياء التراث العربي، ج۲، ص۱۹۰.
  124. التنقیح (الطهارة)، ج۳، ص۳۵۷؛ جواهر الکلام، ج۲، ص۲.
  125. مستمسک العروة، الناشر دار إحياء التراث العربي، ج۲، ص۱۹۰ ـ ۱۹۱.
  126. نور، ۳۱.
  127. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۵، ص۱۱۲.
  128. جواهر الکلام، ج۲۹، ص۹۴ ـ ۹۶.
  129. تفسیر نمونه ذیل آیه ۳۱ سوره نور
  130. مستمسک العروة، ج۵، ص۲۴۸ ـ ۲۴۹؛ کتاب الصلاة (محقق داماد)، ص۸۷ ـ ۹۰.
  131. جواهر الکلام، ج۲۹، ص۸۵.
  132. جواهرالکلام، ج۸، ص۱۶۲ ـ ۱۷۵.
  133. کفایة الاحکام، ص۸۱؛ مستند الشیعة، ج۴، ص۲۴۶ ـ ۲۴۷.
  134. مدارک الاحکام، ج۳، ص۱۸۹ ـ ۱۹۰.
  135. مختلف الشیعة، ج۲، ص۹۶.
  136. جواهر الکلام، ج۸، ص۲۲۱.
  137. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۸۹.
  138. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۵۱.
  139. مستمسک العروة، ج۵، ص۲۵۲.
  140. جواهر الکلام، ج۸، ص۱۷۵.
  141. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۸۲.
  142. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۴۹ ـ ۳۵۰.
  143. جواهر الکلام، ج۸، ص۱۸۶ ـ ۱۹۲؛ مستمسک العروة ۵/ ۲۷۴ ـ ۲۷۷.
  144. مهذب الاحکام، ج۵، ص۳۷۱ ـ ۳۷۲.
  145. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۲۳۲.
  146. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۲۷؛ مهذب الاحکام، ج۵، ص۳۶۸ ـ ۳۶۹.
  147. جواهر الکلام ۸/ ۱۱۴؛ توضیح المسائل مراجع ۱/ ۴۶۳ ـ ۴۶۴ م ۸۳۴ و ۸۳۵.
  148. جواهر الکلام، ج۸، ص۱۰۹ ـ ۱۱۰.
  149. جواهر الکلام، ج۸، ص۱۴۷؛ وسائل الشیعة ۵/ ۲۴.
  150. العروة الوثقی، ج۲، ص۳۵۱ ـ ۳۵۲.
  151. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۳۵.
  152. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۴۱.
  153. جواهر الکلام، ج۳۲، ص۲۷۶ ـ ۲۸۰.
  154. مهذب الاحکام، ج۵، ص۳۴۷، ۳۴۹ و ۳۵۶ ـ ۳۵۸.

یادداشت

  1. حسن مصطفوی واژه شناس مشهور قرآن در التحقیق چهار معنی برای «اربه» نقل کرده که عبارتنداز: حاجت، عقل، نصیب و عقد. وی اصل مشترک در معانی این واژه را «حاجت شدید» دانسته که بیشتر همان نیازهای اصلی و ذاتی است نه نیازهای عارضی و موقت. هم چنین معنای «اولی الاربه» در آیه را نیاز به ازدواج دانسته که از نیازهای اصیل وذاتی بدن آدمی است. مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ۱۳۶۸ش، ج۱، ص۶۶-۶۷.

منابع

  • آقابزرگ طهرانی.
  • ابن بابویه، محمد بن علی، علل الشرایع، نجف؛ چاپ افست، قم، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶.
  • ابن حزم اندلسی، علی بن احمد، المُحلّی، تحقیق احمد محمد شاکر، بیروت، دار الآفاق الجدیدة، بی‌تا.
  • ابن حنبل، احمد، مسند الامام احمد بن حنبل، بیروت، دار صادر، بی‌تا.
  • ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
  • ابن قدامه، عبدالله بن احمد، المغنی: الشرح الکبیر علی متن المقنع، بیروت، دارالکتاب العربی، بی‌تا.
  • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، بی‌نا، ۱۴۱۲ق.
  • ابن منظور.
  • اشعری قمی، احمد بن محمد، کتاب النوادر، قم، بی‌نا، ۱۴۰۸ق.
  • الموسوعة الفقهیة، ج۴۱، کویت، وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۲۳ق/۲۰۰۲م.
  • امام خمینی، صحیفه نور، تهران، ج۲، ۱۳۶۱ش، ج۹، ۱۳۷۴ش، ج۱۹، ۱۳۶۸ش.
  • انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، تهران، سروش، کتاب ۱، ۱۳۷۶ش، کتاب ۲، ۱۳۷۷ش.
  • بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، قم، ۱۳۶۳-۱۳۶۷ش.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، چاپ محمد ذهنی افندی، استانبول، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م؛ چاپ افست، بیروت، بی‌تا.
  • برقی، احمد بن محمد، المحاسن، چاپ مهدی رجائی، قم، ۱۴۱۳ق.
  • بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.
  • تبریزی، جواد، صراة النجاة: استفتاءات لآیةاللّه العظمی الخوئی مع تعلیقة و ملحق لآیةاللّه العظمی التبریزی، قم، ۱۴۱۶-۱۴۱۸ق.
  • تهانوی، محمداعلی بن علی، موسوعة کشّاف الفنون و العلوم، بیروت، چاپ رفیق العجم و علی دحروج، ۱۹۹۶م.
  • جزیری، عبدالرحمان، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، بیروت، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
  • جصاص، احمد بن علی، کتاب احکام القرآن، استانبول، ۱۳۳۵-۱۳۳۸؛ چاپ افست، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
  • جعفریان، رسول، «کتابشناسی حجاب »، در رسائل حجابیه: شصت سال تلاش علمی در برابر بدعت کشف حجاب، دفتر۲، قم، دلیل ما، ۱۳۸۰ش.
  • جعفریان، رسول، «بدعت کشف حجاب در ایران »، در رسائل حجابیه: شصت سال تلاش علمی در برابر بدعت کشف حجاب، چاپ رسول جعفریان، دفتر۱، قم، دلیل ما، ۱۳۸۰ش، الف.
  • جوادی آملی، عبداللّه، کتاب الصلاة، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم، ۱۴۰۵ق.
  • جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره، ۱۳۷۶ق؛ چاپ افست، بیروت، ۱۴۰۷ق.
  • حافظیان، محمدحسین، زنان و انقلاب: داستان ناگفته، تهران، ۱۳۸۰ش.
  • حاکم نیشابوری، محمد بن عبداللّه، المستدرک علی الصحیحین، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی، بیروت، ۱۴۰۶ق.
  • حکیم، محسن، مستمسک العروة الوثقی، چاپ افست، قم، ۱۴۰۴ق.
  • خامنه‌ای، سید علی، اجوبة الاستفتاءات، ج۱، کویت، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م، ج۲، بیروت، ۱۴۲۰ق/۱۹۹۹م.
  • خویی، ابوالقاسم، المسائل الشرعیة: استفتاءات، ج۲، المعاملات، قم، ۱۴۲۱ق/۲۰۰۰م.
  • خویی، محمدتقی، المبانی فی شرح العروة الوثقی: النکاح، تقریرات درس آیت اللّه خوئی، در موسوعة الامام خوئی، ج۳۲، قم، مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، ۱۴۲۶ق/۲۰۰۵م.
  • دردیر ابوالبرکات، احمد، الشرح الکبیر، بیروت، دار احیاء الکتب العربیة، بی‌تا.
  • زحیلی، وهبة بن مصطفی، الفقه الاسلامی و ادلّته، دمشق، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
  • زرکشی، محمد بن بهادر، البرهان فی علوم القرآن، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
  • سبزواری، سید عبدالاعلی، مهذب الاحکام فی بیان الحلال و الحرام، قم، موسسة المنار، ۱۴۱۳ق.
  • سبزواری، عبدالاعلی، مهذّب الاحکام فی بیان الحلال و الحرام، قم، ۱۴۱۳-۱۴۱۶ق.
  • سروش، محمد، دین و دولت در اندیشه اسلامی، قم، ۱۳۷۸ش.
  • سعیدی، فریده، «حجاب»، در دانشنامه جهان اسلام، جلد اول، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۷۵ش.
  • سیستانی، سید علی، استفتاءات المرجع الدینی الأعلی السید السیستانی مدظله، قم، ۲۰۰۰م.
  • سیفی مازندرانی، علی اکبر، دلیل تحریر الوسیلة، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار الامام الخمینی، بی‌تا.
  • سیوطی.
  • شمس الائمه سرخسی، محمد بن احمد، کتاب المبسوط، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
  • شمس الدین، محمدمهدی، مسائل حرجة فی فقه المرأة، کتاب ۱، الستر و النظر، بیروت، ۲۰۰۱م.
  • شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، قم، ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹ق.
  • شوکانی، محمد، فتح القدیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • شیخ انصاری، مرتضی بن محمدامین، کتاب النّکاح، قم، ۱۴۱۵ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۴، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران، ۱۳۸۸ق.
  • طالقانی طهرانی، ابوالحسن، «محاکمه در موضوع حجاب »، در رسائل حجابیه: شصت سال تلاش علمی در برابر بدعت کشف حجاب، دفتر۱.
  • طباطبائی یزدی، محمدکاظم بن عبدالعظیم، العروة الوثقی، قم، ۱۴۱۷ـ۱۴۲۰ق.
  • طباطبائی، علی بن محمدعلی، ریاض المسائل فی بیان الاحکام بالدلائل، قم، ۱۴۱۲ـ۱۴۲۰ق.
  • طبرسی.
  • طبری، جامع.
  • عسکری، حسن بن عبداللّه، معجم الفروق اللغویة: الحاوی لکتاب ابی هلال العسکری و جزءآ من کتاب السید نورالدین الجزائری، قم، ۱۴۱۲ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، چاپ سنگی، بیجا، بیتا؛ چاپ افست، تهران، ۱۳۸۸.
  • علامه مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • فاضل، محمدهادی، «بررسی لزوم و حدود حجاب در فقه اهل تسنن »، در کتاب زنان، ش ۳۷، پاییز ۱۳۸۶ش.
  • فخر المحققین، محمد بن حسن، ایضاح الفوائد فی شرح اشکالات القواعد، چاپ حسین موسوی کرمانی، علی‌پناه اشتهاردی و عبدالرحیم بروجردی، قم، ۱۳۸۷ـ۱۳۸۹، چاپ افست، ۱۳۶۳ش.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر: أو مفاتیح الغیب، بیروت، ۱۴۲۱ق/۲۰۰۰م.
  • فقیه شیرازی، محسن، «نقد مقاله حبل المتین »، در رسائل حجابیه: شصت سال تلاش علمی در برابر بدعت کشف حجاب، دفتر۱.
  • فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، کتاب الوافی، چاپ ضیاءالدین علامه اصفهانی، اصفهان، ۱۳۶۵ـ۱۳۷۴ش.
  • قرضاوی، یوسف، النقاب للمرأة: بين القول ببدعيته والقول بوجوبه، بیروت، ۱۴۲۲ق/۲۰۰۱م.
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، بیروت، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۱م.
  • کاظمی خراسانی، محمدعلی، کتاب الصلاة، تقریرات درس آیت اللّه نائینی، قم، ۱۴۱۱ق.
  • کلینی، الکافی، تحقیق و تعلیقه علی اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۶۷ق.
  • گلپایگانی، محمدرضا، مجمع المسائل، قم، ج۲، ۱۳۶۴ش، ج۳، بی‌تا.
  • مؤمن قمی، محمد، کتاب الصلاة، تقریرات درس آیت اللّه محقق داماد، قم، ۱۴۰۵ق.
  • مرتضی زبیدی، محمد بن محمد، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ق.
  • مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، تهران، ۱۳۷۰ش.
  • مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، قم، ۱۳۷۰ش.
  • مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان فی احکام القرآن، تهران، چاپ محمدباقر بهبودی، بی‌تا.
  • مقدم، محمد بن احمد، ادلة الحجاب، اسكندریه، ۱۴۲۵ق/۲۰۰۵م.
  • مکارم شیرازی، ناصر، استفتائات جدید، گردآوری ابوالقاسم علیاننژادی، قم، ۱۳۸۵ش.
  • منتظری، حسینعلی، رساله توضیح المسائل، تهران، ۱۳۷۷ش.
  • میرمحمدی، مصطفی، «عدم ممنوعیت حجاب اسلامی از منظر حقوق بین الملل اقلیتها»، در کتاب زنان، ش ۳۷، پاییز ۱۳۸۶ش.
  • نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۹۸۱م.
  • نراقی، احمد بن محمدمهدی، مستند الشیعة فی احکام الشریعة، ج۱۶، قم، ۱۴۱۹ق.
  • نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، ۱۴۰۷ـ۱۴۰۸ق.
  • نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، بیروت، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی، بی‌تا.
  • هاشمی، حسین، «نقدی بر ماده ۶۳۸ ق.م.ا. در جرمانگاری بدحجابی»، در کتاب زنان، ش۳۷، پاییز ۱۳۸۶ش.
  • هیثمی، علی بن ابوبکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
  • Leila Ahmed, Women and gender in Islam: historical roots of a modern debate, New Haven 1992.
  • Encyclopedia Judaica, Jerusalem 1978-1982.
  • s.v. "Head, covering of the" (by Meir Ydit).
  • EIr. s.vv. "Cador. I: in early literary sources" (by Bijan Gheiby) , "Cador. II: among Zoroastrians" (by James R. Russell).
  • The encyclopedia of religion, ed. Mircea Eliade, New York 1987.
  • s.vv. "Clothing. religious clothing in the west" (by Deborah B. Kraak) , "Tertullian" (by E. Glenn Hinson).
  • Encyclopedia of the women & Islamic cultures, ed. Suad Joseph, Leiden: Brill, 2003-2007.
  • The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world, ed. John L. Esposito, New York 1995.
  • s.v. "Hijab" (by Fadwa el Guindi).

پیوند به بیرون