حیاء
حَیاء، در علم اخلاق به حالتی روانی و احساسی اطلاق میشود که موجب متانت و وقار در رفتار انسان میشود و او را از انجام کارهای ناپسند باز میدارد. این حالت عمدتاً ناشی از ترس از سرزنش دیگران است. عالمان اخلاق حیا را به دو دسته تقسیم کردهاند: ترغیب به حیا بهعنوان ویژگی اخلاقی و تبیین عملی آن که باید آگاهانه و بهاندازه باشد.
به گفته پژوهشگران قرآنی، حیا بهطور مستقیم در قرآن نیامده، اما در چهار آیه با الفاظ مختلف ذکر شده است. در روایات اسلامی، حیا بهعنوان ویژگی مهم اخلاقی، نور ایمان، لباس ایمان و حتی یکی از ویژگیهای پیامبران معرفی شده است.
در روایات، حیا به دو نوع تقسیم میشود: حیا خردمندانه و حیا احمقانه. حیا خردمندانه ناشی از عقل است و فرد را از گناهان و کارهای ناپسند باز میدارد که ممدوح است، اما حیا احمقانه ناشی از نادانی است و باعث میشود فرد از انجام عبادات یا پرسیدن مسائل شرعی خودداری کند که این نوع حیا مذموم است.
مفهومشناسی
حیا در علم اخلاق به حالتی روانی و احساسی اطلاق میشود که باعث متانت و وقار در رفتار و حرکات انسان میشود و او را از انجام کارهای ناپسند باز میدارد. این حالت عمدتاً ناشی از ترس از سرزنش دیگران است.[۱]
حیا در قرآن
به گفته پژوهشگران قرآنی، مفهوم حیاء در قرآن بهطور مستقیم به این شکل نیامده است، اما چهار بار با الفاظ مختلف به کار رفته است:[۲]
- آیه ۲۶ سوره بقره و آیه ۵۳ سوره احزاب: به صورت فعل منفی «لایستَحیی»، که به خدا نسبت داده شده است.
- آیه ۵۳ سوره احزاب: به صورت فعل مثبت «یستَحیی»، که به پیامبر اکرم(ص) نسبت داده شده است. این حیاء از اعتراض به کسانی که او را آزار میدادند ناشی از حلم و سکوت حضرت است.[۵]
- آیه ۲۵ سوره قصص: به صورت مصدر «استحیاء»، که به رفتار دختر حضرت شعیب(ع) اشاره دارد و به معنای عفت و حیای شدید است.[۶]
حیا در متون روایی
حيا در روايات اسلامى بهعنوان نور ایمان، لباس ایمان، نظام ایمان، قرین ایمان، اخلاق اسلام، زیباترین زینتهای دین، ارزندهترین صفات انسان و یکی از ویژگیهای پیامبران معرفی شده است.[۷]
عالمان اخلاق در مورد احادیث مربوط به حیاء آن را به دو دسته تقسیم کردهاند:
- ترغیب به حیاء بهعنوان یک ویژگی اخلاقی:[۸]
- حیاء بهعنوان یکی از «مکارم اخلاق»[۹] و در رأس دیگر ویژگیهای نیکو معرفی شده است. تا جایی که پیامبر اسلام(ص) در دعاهای خود، درخواست حیاء از خداوند را دارند.[۱۰]
- حیاء در تمام جنبههای زندگی، حتی در امور خصوصی، مورد سفارش قرار گرفته است.[۱۱]
- حیاء سبب همه زیباییها معرفی شده[۱۲] و وجود برخی امور در حوزه دین و مناسبات اجتماعی، مترتب بر آن دانسته شده است، از جمله انجام دادن فرایض دینی، دوری از زشتیها، رعایت حق والدین، وفای به عهد، صله رحم، برآوردن نیازهای دیگران و پذیرایی از مهمان.[۱۳]
- حیاء عیوب فرد را از دیگران میپوشاند[۱۴] و در کنار صداقت، حسن خلق و شکر نعمتهای الهی، گناهان انسان را به حسنات تبدیل مینماید،[۱۵] چنانکه به کار بستن همزمان حیاء، حسن خلق، وفای به عهد، تدبیر در امور و آزادمنشی موجب برانگیخته شدن اقبال عمومی جامعه به فرد میگردد.[۱۶]
- براساس حدیثی نبوی، حیاء سراسر خیر است و جز خیر نتیجهای ندارد.[۱۷] در توضیح معنای این حدیث گفته شده است که حیاء انسان را، چه دیندار باشد چه غیردیندار، از پلیدیها بازمیدارد.[۱۸]
- تبیین عملی و مصادیق حیاء:
- حیاء باید آگاهانه، بجا و بهاندازه باشد.[۱۹]
- امام حسن عسگری(ع) زیادهروی در حیاء را نوعی اسراف دانستهاند.[۲۰]
- حیاء از خداوند باید در رعایت واجبات و محرّمات شرعی ظهور کند و این امر با شناخت خداوند مرتبط است.[۲۱]
امام صادق(ع):
خصلتهاى نیک، يکى بسته به ديگرى است ، خداوند آنها را به هر كه خود خواهد مىدهد . ممکن است در مرد باشد، ولى در فرزندش نباشد ، در بنده باشد و در خواجهاش نباشد.اين خویها عبارتند از: «راستگويى، صداقت با مردم، عطا کردن به درخواست کننده، جبران کردن خوبیها ، امانتداری، صله رحم ، دوستى و مهربانى با همسايه و همنشین ، مهماننوازی و در رأس همه اینها حیا.»
امالی طوسی، ص۳۰۱
حیا در کلام معصومین
در روایات اسلامی، حیا بهعنوان یک ویژگی مهم اخلاقی با آثار فراوان در زندگی فردی و اجتماعی مطرح شده که در کنار عقل و ایمان بهعنوان اساسیترین اصول انسانیت شناخته میشود. در روایت مشهور به روایت جنود عقل و جهل امام صادق(ع) حیا را از لشگریان عقل و ضد آن (جَلَع= کم حیایی) را از لشگریان جهل برشمرده است.[۲۲]
- آثار و فوائد حیا: در روایات اسلامی، حیا آثار فراوانی دارد؛ از جمله اینکه حیا کلید هر خیری است[۲۳] و مانع از ارتکاب کارهای زشت میشود.[۲۴] شرم از خدا بسیاری از خطاها را محو میکند[۲۵] و انسان را از عذاب آتش محافظت مینماید.[۲۶] همچنین، حیا موجب عفت، پوشاندن عیبها[۲۷] و جلوگیری از فساد در گفتار و رفتار میگردد.[۲۸]
- مواردی که حیا نباید مانع از انجام آنها شود: امام علی(ع) و امام صادق(ع) تأکید دارند که در مواردی مانند آموختن علم،[۲۹] کسب درآمد حلال،[۳۰] خدمت به مهمان و درخواست حق خود،[۳۱] نباید از حیا ورزیدن خودداری کرد.
- موانع حیا: موانع حیا شامل از بین بردن پردهها و حریمها،[۳۲] دراز کردن دست نیاز به مردم[۳۳] و زیاد سخن گفتن است که موجب کاهش عزت و حیای انسان میشود.[۳۴]
- رابطه حیا با عقل و ایمان: در روایات اسلامی عقل در کنار ایمان حیا از عقل و ایمان از اسباب حیا سرچشمه میگیرد؛[۳۵] عقل موجب حلم، علم، رشد، عفاف و خویشتنداری میشود که در نهایت به حیا و وقار منتهی میشود، و ایمان نیز بدون حیا وجود ندارد.[۳۶]
- حیا ممدوح و مذموم: در روایات اسلامی حیا به دو نوع تقسیم میشود: حیا خردمندانه و حیا احمقانه.[۳۷] پیامبر(ص) فرمودند: حیا یا ناشی از عقل است که سبب شناخت نیکو و زشتیها میشود، مانند حیا از گناهان و کارهای ناپسند، که این نوع حیا ممدوح است. اما حیا احمقانه ناشی از نادانی و عدم تشخیص درست از نیک و زشت است، مانند حیا از پرسیدن مسائل شرعی یا انجام عبادات که در واقع هیچ ایرادی ندارند و این نوع حیا مذموم است.[۳۸]
پیامبر اکرم (ص) درباره جایگاه حیا در زندگی:
رسولُ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله : لم يَبْقَ مِن أمْثالِ الأنْبياءِ عليهم السلام إلّا قَولُ النّاسِ : إذا لَم تَسْتَحي فَاصْنَعْ ما شِئْتَ
علىّ بن اسباط روايت كرده كه گفت: شنيدم علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام از نياى گرامش از امير المومنین عليه السّلام نقل كرده كه رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله فرمود: باقى نمانده است ميان مردمان از گفتار پيامبران راستين عليهم السّلام جز همين جملۀ مشهور «اکنون كه شرم نمیكنى پس هر چه خواهى و مایلى انجام ده
شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۶۱.
پانویس
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابنمسکویه، تهذیب الاخلاق، ۱۴۲۶ق، ص۴۱؛ طوسی، اخلاق ناصری، ۱۴۱۳ق، ص۷۷.
- ↑ انصاریان، عناصر شخصیت انسان، ۱۳۹۴ش، ص۱۷۳.
- ↑ برای نمونه رجوع کنید به طوسی؛ طبرسی، ذیل آیه
- ↑ رجوع کنید به طبرسی؛ فخر رازی، ذیل آیه
- ↑ رجوع کنید به طوسی، ذیل آیه
- ↑ رجوع کنید به طباطبائی، ذیل آیه
- ↑ محمدی ری شهری، جشن تکلیف (ویژه پسران)، ۱۳۸۵ش، ص۹۰.
- ↑ رجوع کنید به ابنشعبه، تحف العقول، ۱۳۸۳ق، ص۳۱۳.
- ↑ رجوع کنید به: کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۵-۵۶؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۶۷، ص۳۶۷.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۸۴، ص۶۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۳۲۴.
- ↑ ابنشعبه، تحف العقول، ۱۳۸۳ق، ص۸۴.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۸۱؛ ابنشعبه، تحف العقول، ۱۴۰۴ق، ص۱۷.
- ↑ کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۲۳.
- ↑ کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۰۷.
- ↑ شیخ صدوق، الامالی، ۱۴۱۷ق، ص۳۶۰.
- ↑ قشیری نیشابوری، الجامع الصحیح، دارالفکر، ج۱، ص۴۷؛ شیخ صدوق، الامالی، ۱۴۱۷ق، ص۴۰۹.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۸۱، عبارتی از توحید مفضّل از امام صادق(ع).
- ↑ ابنماجه، سنن ابنماجة، ۱۳۷۳ق، ج۲، ص۱۴۰۰.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۰، ص۳۷۲.
- ↑ ترمذی، سنن الترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۵۴.
- ↑ کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۲.
- ↑ آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ۱۳۷۸ش، ص۲۵۷.
- ↑ آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ۱۳۷۸ش، ص۲۵۷.
- ↑ آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ۱۳۷۸ش، ص۲۵۷.
- ↑ آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ۱۳۷۸ش، ص۲۵۷.
- ↑ آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ۱۳۷۸ش، ص۲۵۷.
- ↑ آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ۱۳۷۸ش، ص۲۵۷.
- ↑ ابنشعبه، تحف العقول، ۱۳۸۳ق، ص۳۱۳.
- ↑ ابنشعبه، تحف العقول، ۱۳۸۳ق، ص۵۹.
- ↑ آمدی، غرر الحکم و درر الکلم،۱۴۱۰ق، ص۳۳۰.
- ↑ کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۶۷۲.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۴۸.
- ↑ نهج البلاغة، حکمت ۳۴۹.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۰۶.
- ↑ ابنشعبه، تحف العقول، ۱۳۸۳ق، ص۱۵.
- ↑ کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۰۶.
- ↑ مجلسی، مرآت العقول، ۱۳۶۳ش، ج۸، ص۱۹۰.
منابع
- آمدی، عبدالواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.
- ابنشعبه، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول، ترجمه صادق حسنزاده، قم، انتشارات آل علی(ع)، چاپ سوم، ۱۳۸۳ق.
- ابنماجه، سنن ابنماجة، قاهره، چاپ محمدفؤاد عبدالباقی، ۱۳۷۳ق.
- ابنمسکویه، احمد بن محمد، تهذیب الأخلاق و تطهیر الأعراق، بیجا، طلیعة النور، ۱۴۲۶ق.
- انصاریان، حسین، عناصر شخصیت انسان: عقل، دین، حیا و عمل صالح، قم، دارالعرفان، چاپ اول، ۱۳۹۴ش.
- ترمذی،محمدبن عیسی، سننالترمذی، بیروت، چاپ عبدالرحمان محمد عثمان، ۱۴۰۳ق.
- سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین، ۱۳۸۴ش.
- شیخ صدوق، محمد بن علی، عُیونُ اَخبارِ الرِّضا، تحقیق و تصحیح مهدی لاجوردی، تهران، نشر جهان، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.
- شیخ صدوق، محمد بن علی، اَلاَمالی، قم، بنیاد بعثت، ۱۴۱۷ق.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، اَلاَمالی، تحقیق مؤسسة البعثه، قم، دارالثقافه، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
- طوسی، محمد بن محمد، اخلاق ناصری، تهران، علمیة الاسلامیه، ۱۴۱۳ق.
- قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج، الجامع الصحیح، بیروت: دارالفکر، بیتا.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح: علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، بیروت، دارالتعارف، چاپ چهارم، ۱۴۰۱ق.
- مجلسی، محمدباقر، بِحارُ الاَنوارِ الجامعةُ لِدُرَرِ اَخبارِ الاَئمةِ الاَطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
- مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۶۳ش.
- محمدی ری شهری، محمد، جشن تکلیف (ویژه پسران)، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، ۱۳۸۵ش.
پیوند به بیرون
